نگذاریم سخنان نسنجیده و تحریکآمیز، دستاویزی برای مظلومنمایی صهیونیستها شود
چکیده :نباید بگذاریم دیوار انزجار از رژیم صهیونیستی در جهان که با خون زن و مرد و پیر و جوان فلسطین در دنیا، مخصوصاً در اروپا ایجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجیده عده ای از داخل کشور فرو ریزد و جای آن سیم خاردارهایی در حمایت از اشغالگران بکارند... نباید اجازه دهیم سخنان تحریک آمیز را دستاویزی برای مظلومنمایی ظالمترین رژیم نیم قرن گذشته تاریخ جهان قرار دهند....
آیت الله هاشمی رفسنجانی با انتشار یادداشتی در آستانه روز جهانی قدس، هشدار داد: “ما نباید بگذاریم دیوار انزجار از رژیم صهیونیستی در جهان که با خون زن و مرد و پیر و جوان فلسطین در دنیا، مخصوصاً در اروپا ایجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجیده عده ای از داخل کشور فرو ریزد و جای آن سیم خاردارهایی در حمایت از اشغالگران بکارند در دنیای سیاست زده امروز که دشمنان اسلام با استفاده از امکانات وسیع تبلیغاتی، حتی واقعیتها را وارونه جلوه میدهند، نباید اجازه دهیم سخنان تحریک آمیز را دستاویزی برای مظلومنمایی ظالمترین رژیم نیم قرن گذشته تاریخ جهان قرار دهند. ”
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین نوشت: مردم فلسطین با مشاهده صحنههای حضور مردم و انتشار اخبار آن در راه مبارزه مظلومانه خود احساس تنهایی نمیکنند و حاکمان غاصب هم نمیتوانند با خیال آسوده به جنایات خویش ادامه دهند و اختلافاتی که هم اکنون در میان آنها ایجاد شده و هر روز عمیقتر میشود.
متن کامل یادداشت هاشمی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وی بدین شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به «روز جهانی قدس» یکی از ابتکارات سیاسی امام راحل برای مقابله با سیاست شوم استکباریون برای به فراموش سپردن مهمترین مسئله دنیای اسلام بود که با این ابتکار، هر ساله شاهد جوش و خروش میلیونی مردم برای دفاع از قدس شریف و حمایت از مبارزات مردم سرزمینهای اشغالی در اقصی نقاط جهان میباشیم.
شکوه و فراگیری راهپیمایی روز قدس در گستره جهان اسلام، در کنار دستاوردهای بسیار مهم سیاسی که حتی بیشتر سالها معادلات بینالمللی را تحتالشعاع قرار میدهد، درابتداییترین شکل ممکن دونتیجه متفاوت برای مردم فلسطین وحاکمان غاصب صهیونیستی دارد.
مردم فلسطین با مشاهده صحنههای حضور مردم و انتشار اخبار آن در راه مبارزه مظلومانه خود احساس تنهایی نمیکنند و حاکمان غاصب هم نمیتوانند با خیال آسوده به جنایات خویش ادامه دهند و اختلافاتی که هم اکنون در میان آنها ایجاد شده و هر روز عمیقتر میشود، در وهله اول به خاطر حمایت مسلمانان جهان از آرمان مردم فلسطین است که بهترین شکل آن در راهپیمایی روز قدس متبلور میشود.
اینجانب که درآغاز دهه ۴۰ به خاطر تلاش برای تهیه مقالهای جهت انتشار درنشریه مکتب تشیع در آثار موجود آن روز تحقیق میکردم، به حسب تصادف و با کمک دوستی به نام «کمرهای» با کتاب «القضیه الفلسطینه» اثر ارزشمند یک نویسنده اردنی به نام «اکرم زعیتر» آشنا شدم که اتفاقاً در آن سالها سفیر کشور متبوغ خویش در ایران بود.
بعد از قضایای ۱۵ خرداد ۴۲، رژیم پهلوی برای در تنگنا قرار دادن امام(ره) قانون منع سربازی طلبهها را لغو کرد که من نیز جزو طلبههای سرباز شدم که پس از مدتها ازپادگان گریختم و درایام متواری بودن، اقدام به ترجمه کتاب مذکور کردم که ازهمان سال تاکنون بارها و بارها با عنوان «سرگذشت فلسطین» یا «کارنامه سیاه استعمار» منتشر شده است.
هدف از نگارش این جملات دو مسئله مهم است:
اولاً، بعد از انتشار کتاب امام(ره) آن را مطالعه فرمودند وبه علمایی که آن روز مخالف پرداختن مبارزه به مسئله فلسطین بودند، پیشنهاد مطالعه دادند که حاصل آن همگانی شدن توجه به جنایات اسرائیل در ایران اسلامی شد که تا آن روز رژیم پهلوی به خاطر ارتباطاتی که با رژیم صهیونیستی داشت، سعی در کتمان مسئله فلسطین در ایران داشت.
ثانیاً، آنچه درباره تاریخ فلسطین و تاریخ جعلی اسرائیل میدانم، بسیار عمیق و سخنانم در این باره ورای احساساتی است که ممکن است در هر مسلمانی با شنیدن اخبار فلسطین ایجاد شود.
پس به عنوان یک کارشناس با سابقه طولانی ۵۰ ساله عرض میکنم که خلق، تداوم و آینده این رژیم مرهون خواستههای استکباری چند کشور قدرتمند غربی است که از همان اول یهودیان را مزاحم برنامههای حکومتی خویش میدانستند.
سران این کشورها در نشستهای مختلف به این نتیجه رسیده بودند که باید یهودیان را در جایی- و ترجیحاً دور از اروپا- جمع کنند تا هم مزاحمتهای آنان کم شود و هم در صورت لزوم بتوانند کنترل کنند و نیز از آنها به مثابه پایگاههای چندمنظوره در جهت اهداف استعماری استفاده کنند.
درمطالعه مکان برای تشکیل یک رژیم جعلی، جایی را بهتر از سرزمینهای فلسطین نیافتند که بهترین مصداق برای پایگاه چند منظوره آنان باشد.
مخصوصاً تاریخ کهن فلسطین وارض موعود که برای متصلّبین و متعصّبین یهودی هم جاذبه دارد. از طرف دیگر با تشکیل این غده سرطانی در منطقه استراتژیک خاورمیانه مهمترین نقطه جهانی از لحاظ تاریخ و تمدن و حتی معادلات سیاسی امروزی را که از آن تعبیر به گلوگاه میکنند، در دست میگیرند، بر غنیترین سرزمینهای دارای مواد معدنی انرژی زا، آن هم با تراشیدن دشمنی از نوع رژیم صهیونیستی مسلط میشوند، یهودیان همیشه معترض را از جغرافیای غرب دور میکنند، آسیا و آفریقا را درآیندههای بسیار دور برای امنیت، محتاج و نیازمند خویش کنند ومهمتر از همه با مشغول کردن دولتهای اسلامی به مبارزات نیم بند با اسرائیلیهای اشغالگر، راههای توسعه و پیشرفت را در همه زمینههای علمی، اقتصادی، فنی، صنعتی و… بدون یک رقیب قدرتمند حل میکنند که میبینیم همه دنیا درمسائل دانش و تکنولوژی، قافلهها از کاروان غربیها عقب هستند واگر کشوری مثل ایران پیدا شود که میخواهد با تکیه بر مکتب متعالی اهل بیت که عصاره اسلام ناب است، به توسعه و پیشرفت برسد، به بهانههای مختلف مانع تراشی میکنند و حتی با استفاده از ظرفیتهای نظامی که در اسرائیل ایجاد کردند، قدم به وادی ارعاب و تهدید میگذارند که این روزها به بهترین شکل ممکن شاهد آن هستیم.
آنچه تا به حال استکباریون را در عمل به این اهداف شوم تا حدودی موفق کرده که شاهد تشکیل یک رژیم غاصب در سرزمین قبلهگاه اول مسلمانان جهان هستیم، برنامه بسیار شیطانی آنان درسیاست«فرّق تسد» است که با ایجاد اختلافات موذی بین کشور های اسلامی و القای آن اختلافات به حاکمان اسلامی نمیگذارند جهان اسلام به صورت واحد به این مسئله توجه نماید که در آن صورت به قول امام راحل اگر هر مسلمان فقط یک سطل آب بریزد، اسرائیل را سیل میبرد.
اوج این سیاست شوم، پس ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران بودکه وقتی دیدند قویترین حاکم حامی اسرائیل، یعنی رژیم پهلوی سقوط کرده،با همه ظرفیتهای تبلیغاتی خویش به میدان آمدند که مهمترین دستاورد این کارآنان، درگیری دوکشور مهم ومسلمان منطقه و آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.
حتماً میدانید که در طول جنگ نیز برای دامن زدن به این تبلیغات شوم از هیچ اقدامی پرهیز نکردند که روشنترین برنامه آنان در قضیه مک فارلین آشکار شد که اولاً به همراه هیأت خویش یک صهیونیستی را فرستادند و ثانیاً با حک کردن ستاره داوودی روی اقلامی که متعهد به فروش آنها به ایران شده بودند، میخواستند تبلیغات خویش را با ورود به یک مقوله تازه، وسیع تر نمایند که الحمدلله با درایت امام(ره) و مسئولان جمهوری اسلامی در این راه شکست خوردند و اینگونه محمولهها علیرغم نیاز جدّی عودت داده شد و به جای آن محمولههای غیرآلوده دریافت شد.
اما با توجه به دستاوردهای فراوانی که با این شیوه به دست آورده اند، پس از جنگ و حتی تاکنون نیز به انحای مختلف بر طبل اختلاف میکوبند و متأسفانه میبینیم که الان هم بعضی از حاکمان کشورهای اسلامی منطقه، سخنان صدامیان را تکرار میکنند.
الحمدلله با تلاشهای جمهوری اسلامی، اسلام محور مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی شد و در سایه این سیاست طی چند سال گذشته شاهد موفقیتهای بسیار خوب مسلمانان علیه اسرائیل غاصب بودهایم که پیروزی حزبالله در لبنان و پیروزی مردم بیپناه غزه بهترین شاهد مدعاست.
اما افسوس که دشمنان اسلام برای اختلافافکنی در صفوف مبارزه علیه اسرائیل پا را از کشورهای اسلامی فراتر گذاشتهاند و وارد سرزمینهای اشغالی شدهاند و میبینیم که گروههای مبارز فلسطینی به جای اتحاد علیه اسرائیل، به جان هم افتادهاند و اندک ظرفیتهای نظامی خویش را صرف برادرکشی میکنند.
مطمئناً اگر روند اسلامیت مسئله فلسطین با وحدت همه گروهها در داخل این سرزمین اشغال شده ادامه مییافت، اسرائیل نمیتوانست فجیعترین جنایات ضدبشری را مرتکب شود، هرچند سکوت معنادار مدعیان بینالمللی حقوق بشر چراغ سبزی برای تداوم این اقدامات مسبوعانه است.
نکته دیگری که باید درباره تاریخ پرفراز و نشیب اشغال فلسطین به آن اشاره شود، اتخاذ یک سیاست درست برای مقابله با دشمنی تا بن دندان مسلح و دارای حامیان ذی نفوذ در مجامع بینالمللی است. نباید بگذاریم دیوار انزجار از رژیم صهیونیستی در جهان که با خون زن و مرد و پیر و جوان فلسطین در دنیا، مخصوصاً در اروپا ایجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجیده عده ای در داخل کشور فرو ریزد و جای آن سیم خاردارهایی در حمایت از اشغالگران بکارند. در دنیای سیاست زده امروز که دشمنان اسلام با استفاده از امکانات وسیع تبلیغاتی، حتی واقعیتها را وارونه جلوه میدهند، هر سخن تحریک آمیز ما را دستاویزی برای مظلومنمایی ظالمترین رژیم نیم قرن گذشته تاریخ جهان قرار میدهند و حرکت رو به جلوی مبارزه علیه حکومت اشغالگران را معکوس میکنند.
و آخرین نکتهای که لازم است در این مجال و مقال کوتاه به آن اشاره و تأکید کنم، تداوم مبارزه است. چرا که رژیم صهیونیستی در تاریخ بیش از ۶۰ سال اشغالگری خویش ثابت کرده که نه تنها به تعهدات صلح حتی ادعایی خود هیچ پایبند نیست، بلکه به قطعنامههای بینالمللی نیز توجهی ندارد. تاریخ سراغ ندارد که اسرائیل حتی برای ظاهرفریبی هم که شده، به قطعنامههای سازمانهای جهانی، مخصوصاً سازمان ملل متحد که سیاستهایش توسط حامیانش چیده میشود، عمل نماید.
پس راه مقابله با چنین رژیمی، تداوم مبارزات مردمی است. مبارزاتی که در داخل، وحدت همه گروههای فلسطینی را بدون تکیه بر حس ناسیونالیستی عربی و با محوریت اسلام میطلبد و در خارج از سرزمینهای اشغالی هم به کمکهای مادی و معنوی حکومتهای اسلامی و حمایتهای مسلمانان نیازمند است.
حمایت مسلمانان نیز راههای مختلفی دارد که یکی از مؤثرترین راهها، حضور آنان در راهپیمایی روز قدس است. روزی که با نزدیک شدن به آن، تمام پایههای رژیم نامشروع اسرائیل میلرزد که اگر حضور مردم مسلمان جهان در راهپیمایی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان معنادار باشد، تا مدتها، پسلرزههای آن آرامش و آسایش رژیم صهیونیستی و حامیان آن را خواهد گرفت.
اینجاست که به عظمت ابتکار امام(ره) در نامگذاری روز جهانی قدس پی میبریم، ابتکاری که ۲۱ سال پس از رحلت مبتکر و مطمئناً تا همیشه و انشاءالله تا سقوط رژیم غاصب و احقاق حقوق مردم فلسطین، مخصوصاً بازگشت ۵ میلیون آواره فلسطینی ادامه خواهد داشت.














اين خط شما موقعي محقق ميگردد .مثلا در نماز جمعه جنتي يا مصباح ويا نطق پيش از دستور احمدي نژاد يا احمد خاتمي صحبت بطور غير مستقيم بنفع اسرائيل گفت .همه هوكنند .تا از انجا فرار را بر قرار ترجيح دهد
با تشكر از يادداشت جالبآيت الله رفسنجاني.اگر آيت الله رفسنجاني اجازه دهند چند نكته تكميلي از ديدگاه نگارنده به ياداشت ايشان اضافه شود ، كه اهميت موضوع مظلوم نمائي جريان صهيونيست را آشكارتر ميكند.
1- كاملا صحيح است كه جو ضد يهوديت در اروپا به شدت رايج بود بطوريكه آدلف هيتلر به راحتي توانست بر موج ضد يهوديت سوار شده و سياست نژاد پرستانه حزب نازي را مردم پسند نمايد. ايالات متحده آمريكا هم به پيشنهاد نازي ها براي مهاجرت يهوديان آلماني به آمريكا جواب رد داد .
2- يهودي ستيزي يك مسئله صرفا آلماني ها به تنهائي نبود بلكه ريشه در اعتقادات كليسا بخصوص كليساي كاتوليك داشت ، كه سران كليسا يهوديان و روحانيت يهودي را تا چند سال پيش عامل اصلي مصلوب كردن مسيح معرفي ميكرند.
3- تمايل دور كردن يهوديان از اروپا و نظر آژانس يهود براي تشكيل يك كشور مستقل يهودي بود ، كه منجر به پيشنهاد تشكيل دولت يهود در خارج از اروپا شد. چند منطقه در آفريقا ، آمريكاي جنوبي و فلسطين به آژانس يهود پيشنهاد شد كه اروگوه و فلسطين بيشترين توجه آژانس يهود را جلب كرد، كه در نهايت اروپائيان و آژانس يهود با فلسطين به توافق رسيدند.
4- درست است كه تاریخ کهن فلسطین وارض موعود براي متصلّبین و متعصّبین یهودي جاذبه هاي فراواني داشت ، اما بيشتر يهوديان حاضر به مهاجرت به اين ارض موعود نبودند . بيشتر يهوديان اروپائي خود را شهروند اروپا معتقد به دين يهود ميدانستند و نه شهروند سرزمين موعود. آنها خود را لهستاني يهودي ، آلماني يهودي ، فرانسوي يهودي ميدانستند كه آرزوي زيارت و يا مجاورت در پيري و كهنسالي در سرزمين فسلطين و بخصوص بيت المقدس را در سر مي پرورانند و نه مهاجرت به فلسطينفكر نميكردند. و اين مشكل اصلي آژانس يهود بود .
5- موج اول مهاجرت يهوديان به فلسطين و اشغال آن از زمان تحت فشار گذارن يهوديان در آلمان شروع شدن و با اشغال بخصوص لهستان و ارسال بيشتر يهوديان به ارودوگاه هاي كار اجباري و اخبار مربوط به سر به نيست كردن يهوديان در اين اردوگاه ها به بيرحمانه ترين رو ش ممكن باعث مهاجرت عمده يهوديان به اض موعود شد. . البته اخباري از تباني آژانس يهود با تشكيلات ماشين آدم كشي نازي ها بر سر زبان ها است ،كه مستند بودن مدارك آنها تائيد قطعي نشده است.
6- موج دوم مهاجرت يهوديان به فلسطين را محققين به زمان جمال عبدالناصر در مصر نسبت ميدهند ، كه با سخنان آتشين خود در ريختن صهيونست به دريا باعث ايجاد موج جديد مظوم نمائي صهيونيست و مهاجرت بيشر آنها به فسطين اشغالي شد. هرچند نيت مرحوم جمال عبدالناصرمخالفت با كشتار و جنايات صهيونيست هاي غاصب سرزمين عربي و قدس شريف بود ، اما صهيونيست ها با مظلوم نمائي ذاتي خود از آن براي منافع خود سوء استفاده كردند.
7- در كنفرانس دوربان 1 ، كه موج مخالفت با صهيونيسم ها به اوج خود رسيده بود و باعث ترك كنفرانس از طرف آمريكائي ها و صهيونيسم ها شد . نگاه غالب كنفرانس معادل قرار دادن صهيونيسم با نژاد پرستي بود . اما حركت ضد انساني مشتي افراطي متعصب در حمله به برج هاي دوقلو و كشتن تعداد زيادي انسان بيگناه باعث محبونيت آمريكائي ها و صهيونيست ها شد.
8- موج بعدي مظلوم نمائي به سخنان نسنجيده محمود احمدي نژاد در داخل كشور و بخصوص در كنفرانس دوربان دو نسبت داده ميشود .
خداوند همه مارا هدايت كند كه مبادا با ندانمكاري با سخنان حساب نشده آتشين ولي با قصد قربت قدس شريف را به آتش خشم خود بسوزانيم .كه گفته اند هر سخن جاي و هر نكته مكاني دارد
اگرمسولین ایران بگذارند جنبش سبز راهپیمای کند ان مو قع باید وحدت در سرکوب اسراییل دید وقتی مات ازاده ایران سرکوب میشن از اشغال گرها باید توقع داشت
متاسفانه جنبش سبز دارد شخصيت خود را از دست مي دهد. رسانه ها،متخصصين و فعالين جنبش بايد در چند بخش فعاليت خود را متمركز كنند تا مبارزه اي هدفمند را دنبال كنند:
1- بايد مشكلات و روندهاي اشتباهي كه در جريان است را بررسي كرد و به همگان شناساند.
2- بايد در برابر هر روند اشتباهي در حال جريان است، روال اصولي و منطقي جايگزين آن ارايه شود.
3- روشهاي رسيدن به هدف، تحقق اجرا شدن راهكار، و رسيدن به مرحله اي كه موانع اجراي طرحهاي ارايه شده مرتفع شود، بررسي و ارايه گردد.
مثلا؟ 1- مشكلات سيستم بانكي چيست؟ 2- روش صحيح كدام است؟ 3- چگونگي گذار از روند فعلي و تحقق روند پيشنهادي چيست؟
مشكل اقتصاد چيست؟ 2- اقتصاد درست كدام است؟ 3- چگونه به آن برسيم؟
متخصصان و كارشناسان جنبش سبز، بايد در تمام زمينه ها، ريز و درشت، خرد و كلان، به بررسي وضع موجود بپردازند، روند صحيح را ارايه نمايند، و چگونگي گذار به آن را نيز ارايه دهند. نمي شود كه تنها خبر نابساماني هاي به بار آمده تاشي از ناكارامدي دولت و حكومت را گفت، و آن را رها كرد.
بيان راهكارها، باعث مي شود كه اين امكان ايجاد شود كه راهكارها توسط همين نهادهاي دولت مستقر بكار گرفته شود. كيست كه نداند بخش عمده ناكارامدي تمام بخشهاي دولت، از نا آگاهي آنان و عدم استفاده از مشاوران خبره ناشي مي شود. و به قوال مهندس ميرحسين موسوي، اينكه حكومت خود شروع به اصلاح كند، بهترين و كم هزينه ترين مسير است و جنبش سبز از آن استقبال خواهد كرد.
بيان راهكارها به جنبش سبز شخصيت خواهد داد، احزاب و شبكه هاي اجتماعي را متشكل خواهد ساخت، و همگان براي اداره مستقيم مملكت آماده مي شوند و مردم نيز از روندهاي پيشنهادي آگاه و از آن حمايت خواهند كرد.
اين كار باعث خواهد شد كه قدرت جنبش سبز روز به روز قدرتمندتر شود. ديري نخواهد پاييد كه حكومت تنها سايه قدرت را در دست خواهد داشت و مغز متفكر اداره امور، جنبش سبز خواهد بود.
تقريبا ديگر فرد تاثير گذاري باقي نمانده كه به ظلم و ديكتاتوري و ناكارامدي سيستم واقف نباشد. پس بايد به جاي تمركز بر شناساندن چهره واقعي جريان حاكم به مردم، عمده تلاشها بر شناسايي مشكلات، ارائه الگو و روند صحيح،و نحوه تحقق اهداف متمركز شود.
نبايد همه تلاشها در تبليغات صرف شود، تبليغات بايد به اهل خودش سپرده شود، و متخصصين ساير حوزه ها، به اصلاح زمينه هاي تخصصي خود، به صورت آنچه در فوق ذكر شد،بپردازند.
درست است كه با رسانه آزاد ،آزادي احزاب، انتخابات آزاد و سالم مي توان آينده هاي روشن را براي كشور متصور بود و اين سه فاكتور زمينه ساز ساير اصلاحات خواهند بود، اما اين سه ايتم ،سه مورد سياسي است كه البته توسط سياستمداران بايد مطابق روند فوق الذكر موشكافي و بررسي شود، اما ساير زمينه هاي هم بايد مورد بررسي قرار بگيرند. در كنار سياست، بايد صنعت، كشاورزي، آموزش پرورش، اصناف مختلف، آموزش عالي، پليس، و صدها زمينه ديگر هم بايد بررسي شوند و متخصصان آن عرصه ها بايد بداند كه مشكل چيست، راه درست كدام است و راهكار نيل به آن چيست و تمام اينها را به مردم نيز منتقل كنند.
از تمامي متخصصان دعوت مي كنم، در هر سطحي، به بيان مشكلات،ارايه روند صحيح پيشنهادي، و چگونگي گذار از وضع فعلي بپردازند.
اين كار مي تواند از يك مشكل كوچك در اداره، تا بررسي يك سياست وزارتخانه، از بيان مشكل فضاي سبز يك خيابان تا بررسي وضعيت منابع طبيعي و … كشور باشد.
دست در دست هم دهيم به مهر،ميهن خويش را كنيم آباد.
یعنی اونایی که می رن راهپیمایی چیزی نگن که دوباره فتنه گر و گوساله و خس و خاشاک بشن!!! تاکنون فکر کرده اید که چرا مردم در یک برهه از زمان چیزهایی گفتند که حالا نمی گویند؟؟ ملت طرفدار مظلوم است اما گاهی به سیاست ها ایراد می گیرد. ما دلمان برای تمام انسانهای مظلومی که گرفتار وحشیگری استکبار اند می تپد. ما برای کودکانی که در کشور سرفراز فلسطین زیر بمب های رژیم صهیونیستی والدین خود را از دست می دهند اشک می ریزیم. ما برای بچه افغانهایی که پای خود را روی مین های آمریکا و شوروی از دست می دهند ضجه می زنیم اما باید روش مبارزه با استکبارمان درست باشد.
کسایی حق دارن طرفداری فلسطین رو بکنن که کشورشون پا جای پای اسرائیل نذاره. ما همین چند وقت پیش کلی کرد … رو کشتیم. همین چند سال پیش کلی منافق رو در زندان اعدام کردیم. انوقت توقع داریم اسرائیلی که مثل گرگ در کمین نشسته آدم نکشه. وقتی ترکیه صد تا کرد رو کشته انوقت ما انتظار داریم اسرائیل نکشه؟ معلومه که اسرائیل هم میکشه. تا این فرهنگ انتقام گیری هست جلوی کشت و کشتار رو نمیشه گرفت. شما فقط حساب کن از اول انقلاب تا حالا چند نفر کشته شدن تا بیاد دستت که اسرائیل مهربون تره یا حکومت خودمون. البته حالم از اسرائیل بهم میخوره اما تحمل حرفای اینجوری رو هم دیگه ندارم. …
آقای رفسنجانی چرا این همه دو پهلو حرف می زنید دیگر نه پست ومقامی برای شما و دوستان شما مانده و نه امیدی به اصلاح رفتار دیکتاتور است و نه آثاری از آن جمهوری اسلامی مورد درخواست مبارزان سال 57 مانده، پس لطفا کمی شجاع باشید و واقعیت ها رابیان فرمایید و تقوا پیشه فرمایید ، مثلا چرا می گویید اعلام روز قدس از ابتکارات امام بود ؟ در صورتی که همه بزرگتر ا می دانند که اعلام روز قدس از ابتکارات مرحوم آیت الله منتظری بود. واقعا چرا اینگونه حرف می زنید ؟ نگران چی هستید؟ همه که می دانیم دیگر چیزی از حیثیت ایرانی ، اسلام ، انقلاب ،جمهوری اسلامی،بسیجی ، رزمنده، روحانیت ، مرجعیت، …..و حیا و شرافت انسانی باقی نمانده.واقعاً زمان رزیم گذشته هم اینگونه مبارزه می کردید.!1؟