طرح سبز/ مردم هنوز از خود میپرسند…(6)
چکیده :بازخوانی یادداشت سال قبل میرحسین در شبهای قدر: مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟...
یک سال پیش میرحسین موسوی در یادداشتی به مناسبت شبهای قدر، به پرسشهایی اشاره کرد که مردم درباره نسبت جامعهی امروز با آرمانهای دیروز میپرسند. اگرچه او این روزها از همراهی با همراهان سبزش بازمانده و در حصری غیرقانونی گرفتار شده، هنوز این پرسشها موضوعیت دارد و بازخوانی آنها ضروری به نظر میرسد.
برای دریافت نسخه با کیفیت بر روی عکس کلیک کنید.
آری، در این شبهای قدر … مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟















مخاطب بنده ” كلمه و شوراي هماهنگي راه سبز و جرس و تمام سبزها و آنهاييكه معترض و مخالف ” رژيم ظالمانۀ جمهوري اسلامي هستند ،ميباشد . عزيزان و اي كساني كه در داخل و خارج نشسته ايد و هر كدامتان يا ساز را كوك ميكنيد و مينوازيد ، راه چاره اتحاد و هم انديشي و چاره انديشي است ؛اگر ما و شما همزمان و سنجيده و با نظم و احترام به يكديگر ،تحت يك برنامه و نت سازمان را بزنيم ، آنوقت تبديل به يك اركستر بزرگ خواهيم شد كه ديگر تكنوازان بيت رهبري هم خاموش خواهند شد . عزيزان نظام تزوير و دروغ با چهرۀ دين به ميدان آمده است و ما و شما خوب ميدانيد كه تعدادي از هموطنان ما بيسواد و متعصب مذهبي هستند ( متعصب مذهبي نه متعصب ديني ) كه از سال 88 به اينطرف خوشبختانه بسياري از آنها فهميده اند كه آقايان روسا و رهبر و رييس دولت و ديگرانشان، راه معاويه را ميروند و يزيد را ، و در اين بين راه علي(ع) مهجور و پشت سر انداخته شده است . اين علي كه فصل الخطاب شده است ادعاي خدايي دارد و كسي نيست بجز نمرود و فرعون . آن علي (ع) كه جانشين و خليفه بود باز هم خانه نشين شده و غاصبان زالو صفت در هيبت دين ( گرگ در لباس ميش ) خون مردم مظلوم را ميمكند و در خفا به ريش ملت شهيد داده و خون جگر خورده و فرزند از دست داده و پدر از دست داده قهقه ميزنند و ميخندند كه اگر غير از بود بايد بيشتر اين حضرات از غصه دق ميكردند و ميمردند نه اينكه چهار چنگولي دنيا را مانند جنتي و رهبري گرفته كه حتي فكر مرگ را هم نميكنند و بچه هاي دروغگويي را تحويل جامعه ميدهند كه يكي از آنها احمدي نژاد كذاب است كه روي جعفر كذاب را سفيد كرده است و ما اگر بخواهيم صبر كنيم تا آنهايي كه خود را به خواب زده اند تا بيدار شوند ،ما هم بخواب خواهيم رفت . سايت كلمۀ عزيز بيشتر پيامهاي تند را سانسور ميكنيد! كار از اينها گذشته است اگر ما نتونيم حرفمان را صريح بگوييم مطمئن باشيد كه ديكتاتور فكر ميكند ما از او ميترسيم ! در حالي كه ما بايد خواب خوش را از چشمان ديكتاتور برباييم و او از ما بترسد زيرا ما كه مال مردم را نخورده ايم ما كه حق مردم را پايمال نكرده ايم ما كه پول نفت را هاپولي نكرده ايم ما كه به مردم دروغ نگفته ايم ما كه راي مردم را ندزديده ايم ما كه مردم را به گلوله نبسته ايم ما كه مردم را بنا حق به زندان نينداخته ايم ما كه به جوانان اين مرز و بوم در زندان تجاوز نكرده ايم ما كه از دين نردبان ترقي نساخته ايم ما كه نان دين فروشي نميخوريم ما كه دين خدا را وارونه نكرده ايم ما كه ……آري عزيزان سال سال آگاهي است ولي در كنار اين آگاهي سياست هجوم و تشر نيز بايد سر لوحۀ ما باشد در غير اينصورت مردم احساس سرخوردگي نموده و روزي كه اين آتشفشان ملت سر باز كند ديگر نه سبز ميشناسد نه اصلاح طلب و نه مخالف ،بلكه همه را ميسوزاند و معلوم نيست پس از آن چه آيد . شماها كه ادعاي اپوزوسيون را داريد چرا با يكديگر به توافق نميرسيد ؟ چرا به يك راهكار علمي و عملي نميرسيد؟ شما سرمايه اي داريد كه اكنون نظام ديكتاور آنرا ندارد و آن مردمي هستند كه يكي از كارهايشان انقلاب سال 57 است ! نظام ديگر مشروعيت ندارد ، سفرهاي استاني يوزارسيف ديكتاتور مرد و ديگر حنايش رنگي ندارد . ديگر از راهپيمايي دولتي هم خبري نيست و اينها از سايۀ خود هم ميترسند ،ميگي نه روز قدس را ببين چقدر نيروي نظامي خواهند آورد . نظامي كه چوب برداشت و مردم خود را زد ديگر نميماند و اين يك اصل فنا ناپذير است .اينها كه مردم خود را با گلوله زدند . ما آزادي را گدايي نميكنيم بلكه آنرا از حلقوم ديكتاتور بيرون خواهيم كشيد. ما فرزندان ايرانيم ما فرزندان سرزمين شيرانيم ما با تمام اقوام پيمان اخوت داريم . ما، ترك و فارس و لر و بلوچ و عرب و كرد و گيلك و مازن و تركمن و اصفهاني ومشهدي و غيره نداريم همه ايراني هستيم و همه زير يك قانون واحد و پرچم واحد گرد هم مياييم . ما به اقليتهاي ديني احترام ميگذاريم زيرا آنها در درجۀ اول انسان هستند بعد مريد ديني ديگر . براي ما اصل ، انسانيت است زيرا وقتي خداوند انسان را ( حضرت آدم ) را خلق كرد فرمود ” فتبارك الله احسن الخالقين ” ( پس مبارك باشد بر من (خدا) كه بهترين مخلوق را خلق كردم ) و نفرمود : فتبارك الله احسن المسلمين الخالقين . همۀ انسانها با هم برابرند و در آفرينش ز يك گوهرند . همه از خداييم و همه بسوي او بازميگرديم پس دروغ چرا ،نيرنگ چرا ، چپاول چرا ، خدايي كردن چرا، ظلم كردن چرا و…..نعمت روي زمين قسمت پررويان است / خون دل ميخورد آنكس كه حيايي دارد
تمام ديكتاتورها رفتني هستند و اين اصل است و تاريخ شهادت ميدهد و در اين راه همت مردم شرط است و رهبري استوار و انقلابي و غير قابل فروش كه خيانت در ذات او نباشد يا شورايي كه از درد مردم بگويد و خواسته هاي مردم را بيان كند . خدا وكيلي سردمداران اين نظام پوشالي چقدر از سرمايه هاي مردم و استعدادهاي مردم را از بين برده است چرا كه جاهلان بر دانايان حاكم شده اند ! نه زمان را درك ميكنند و نه مكان را بلكه موجوداتي مانند احمد خاتمي ، اين مردك متملق و نان به نرخ روز خور كه مغزش اگر داشته باشد فسيل شده است از جايگاهي كه جايگاه او نيست بلكه نصبي ( تابلو بر ديوار نصب ميشود) كه هيچ اختياري هم از خود ندارد و ثناگوي ديكتاتوري است بر مردم آگاه فرمان ميراند!
بدانيد و آگاه باشيد چه سانسور كنيد و چه نكنيد ، اين تحولات را ما از ايران شروع كرده ايم و از شاخ افريقا تا كشورهاي همسايه اين موج ديكتاتور كشي راه افتاده و بار ديگر به ايران خواهد رسيد و در ايران ديكتاتور محاكمه خواهد شد ، چه بخواهند و چه نخواهند و ما آمادۀ هر گونه هزينه اي هستيم و تا آخر ايستاده ايم و به ياوه گوييهاي امثال شريعتمداري ها و آخوندهاي درباري گوش نخواهيم داد .
مولانا ميفرمايد: پشه چو پر شد بزند پيل را / با همه سختي و صلابت كه اوست
مورچگان را چو بود اتحاد / شير ژيان را بدرانند پوست
باميد آزادي ايران عزيزمان و زندانيان بيگناهمان و اتحاد همۀ مردم عزيزمان و تعيين سرنوشت به دست خودمان و حكومت مورد علاقه مان