جرج جرداق: امام علی دین و عقیدهی خاص را بر مردم تحمیل نکرد
چکیده :در نظر امام علیه السلام، داشتن صفات انسانیت کافی است که او را محترم و محبوب و در خور ارفاق و توجه و مصون از هر گونه تعرض به حقوق دیگران گرداند. فرزند ابوطالب ابا دارد از اینکه بردم عقیده معین و مخصوصی را در امر دین و مذهب تحمیل نماید و یا در هر چیزی که پیوند دور و نزدیک با وجدان پاک و زندگانی خصوصی انسان دارد که به تبعیت از ذات و یا در نتیجه تأثیر محیط، شکل و رنگی خاص به خود گرفته است، دخالت نماید!...
جرج جرداق میگوید: فرزند ابوطالب ابا دارد از اینکه عقیده معین و مخصوصی را در امر دین و مذهب تحمیل نماید و یا در هر چیزی که پیوند دور و نزدیک با وجدان پاک و زندگانی خصوصی انسان دارد که به تبعیت از ذات و یا در نتیجه تأثیر محیط، شکل و رنگی خاص به خود گرفته است، دخالت نماید!
این پژوهشگر لبنانی، در کتاب «امام علی (ع) صدای عدالت انسانی» به تفصیل درباره زندگی، اخلاق، عقاید و فضایل امام علی(ع) سخن میگوید؛ به ویژه جنبههایی ناگفته از رفتار اجتماعی آن حضرت، عدالت گرایی و شیوه حکومت ایشان را بررسی و ارزیابی میکند. وی در بخشی از جلد اول این کتاب پنج جلدی، در مبحثی با عنوان «تعصب و تحمیل عقیده محکوم است» می نویسد:
اگر پیوند برادری انسانی، تنها بر مبنای صفات انسانیت پی ریزی شود، گناهی ندارد! و چه سان این موجودات زنده و متحرک، خود را به قید و بندهایی گرفتار می سازند که حتی برای جمادات عالم روا نیست؟! و چگونه برای انسان که محدودیت می پذیرد، از وزن و مساحت حد و اندازه می سازند! و زندگی را که دائماً در حرکت و تطور است، مقیّد و محدود می نمایند، در حالی که اگر آن را محکوم به قید و بندهایی کنند و یا فشرده و منقبض سازند، نه از حیات اثری به جای خواهد ماند و نه از انسان نشانی؟!
علی (ع)، روش عالی و بلند مرتبه خود را در طریقی هموار تعقیب می کند. گذشته از اینکه حق برخورداری کامل در معاش را برای انسان مقرر می دارد، حقوقی دیگر نیز برای آن قائل می شود. او تا دور دست ترین حد انسانیت پیش می رود، و به منظور تأکید و تثبیت مقام و شرافت بشر (از هر عنصر و نژادی که باشند) با همه پایه های مادی و اخلاقی در مقابل عقیده و مرام معینی توقف نمی نماید و در حد تنگنای نژادپرستی رنج دهنده از پای نمی ایستد.
فرزند ابوطالب ابا دارد از اینکه بردم عقیده معین و مخصوصی را در امر دین و مذهب تحمیل نماید و یا در هر چیزی که پیوند دور و نزدیک با وجدان پاک و زندگانی خصوصی انسان دارد که به تبعیت از ذات و یا در نتیجه تأثیر محیط، شکل و رنگی خاص به خود گرفته است، دخالت نماید!
گرچه جانشین پیغمبر و پناهگاه اسلام و فرمانروای مسلمانان بود، با این وصف با تمام قدرت از اینکه بر فردی فشار وارد آورد و به او تحمیل کند که دین مسلمانان را بپذیرد، امتناع می ورزید؛ زیرا مردم آزادند که به هر عنوان که صلاح خود می دانند به خدا ایمان آورند، و هر کس پای بند عقیده خود باشد، ولی به این شرط که این عقیده و ایمان مایه آزار و اذیت مردم نگردد. مردم همه روزی خوار خدایند، و دین همان نحوه معامله و بر خورد با مردم در اجتماع است.
در نظر امام علیه السلام، داشتن صفات انسانیت کافی است که او را محترم و محبوب و در خور ارفاق و توجه و مصون از هر گونه تعرض به حقوق دیگران گرداند. در نامه ای که به کارگزار خود در مصر نگاشته، چنین می گوید: «بر مردم چون حیوان درنده ای مباش که خوردن آنها را غنیمت خود بشماری؛ چه آنها از دو حال خارج نیستند: یا برادر دینی تواند و یا در آفرینش چون تو می باشند. عفو و بخشش خود را شامل حال آنها گردان، همچنانکه دوست داری خدای بر تو ببخشاید و از تو در گذرد. از بخششی که می کنی پشیمان و از کیفری که می رسانی شادمان و مسرور مباش.»
حق هر کس، عیناً همانند حق تو است، گرچه در پاره ای از معتقدات و یا اساساً در تمام معتقدات مخالف تو باشد؛ و مگر نه اینکه هدف دین، ایجاد پیوند برادری هر چه محکم تر میان تو و سایرین می باشد؟ پس اگر پیوند برادری را تنها بر مبنای صفات انسانیت به دست آوری، گناهی ندارد!
و او، در هر حال از تو می خواهد که رأی و اندیشه خود را در هیچ یک از امور زندگانی و جانداران مدار حکم و قیاس مطلق قرار ندهی؛ چرا که پهنه زندگانی وسیع است و زندگان در این پهنه می گردند، و تو حق نداری مادام که مردم به تو زیانی نرسانیده اند خود را تنها داور در امور آنها بدانی. و چه می دانی! شاید کاری را که بزرگ می پنداری، در پهنه وجود بزرگ نباشد؛ و شاید مردی را که حقیر و کوچک می شماری، اگر او را خوب بشناسی، مقامش از تو بالاتر باشد! امام علیه السلام به طور واضح و صریح می گوید: «هیچ بنده ای از بندگان خدا را کوچک مشمار، از آن روی که شاید او دوستدار خدا باشد و تو نمی دانی!» اگر تو، این گفتار حکیمانه را به طور عمیق بررسی کنی، نظر صریح او را در امر تعصب و آزادگی درک خواهی کرد. اگر برادرت بر خطاست و بد کرده است، تو باید بر او ببخشایی و از او در گذری و هرگز بر عفو و بخشش خود پشیمان نباشی؛ و نیز بر تو است که شر و بدی را با دور کردن از سینه خود، از سینه دیگران نیز براندازی؛ و آدمی زاد، بر هر چه که معتقد باشد، باید که سرپرست نفس خود باشد، و پیوندش با دیگران، پیوند کسی باشد که آنچه به خود می پسندد، به دیگری روا دارد، و از آنچه بر خود نمی پسندد، به دیگری هم روا ندارد.
امام علیه السلام می گوید: «آنچه به خود می پسندی، به دیگری نیز روا دار؛ و از آنچه بیزاری، بر دیگری مپسند. با مردم چنان باش، که میل داری با تو باشند.» از طرفی، مؤمن حقیقی کسی است که خیر و نیکی را تا هدف دنبال می کند، و خیر و نیکی به تمام معنی همان دادگری و عدالت میان مردم و فرق ننهادن یکی بر دیگری است. پس هر که در جهان پیرو محمد صلی الله علیه و آله باشد، با آن کس که از مسیح علیه السلام تبعیت می کند و یا پیرو هر شخصیتی باشد که نمودار فضائل انسانیت است، اختلافی نخواهد داشت. آنچه در نظر علی علیه السلام مهم است، همان نزدیکی به فضیلت و تقوی است؛ امّا در انتخاب وسایلی که انسان را به مقصود رهبری می کند، مردم آزادند.»
منبع: خبرآنلاین














اگر ایر ان بود اکثرش جزو ممیزی کتاب قرار میگرفت
در زمانی که فتنه گران دروان علی(ع)دست به شمشیر وآشوب گری نزدند علی هیج موقع بازور خودش را برکسی تحمیل نمیکرد حوادث گروه خوارج رامطالعه کنیدتااین گروه اون مردوزن حامله رهگذر رابطور فجیع بجرم عشق به نکشته بودند حضرت با انها کاری نداشت بعداز آن بود که دستور کشتار انها راصادر کرد وبجز 10همه راگردن زد فتنه گران 88در ایران تا دست به خشونت واوباشگری نزدده بودند نظام با انها باملاطفت رفتار کرد هرجندکه بعداز انهم بارافت اسلامی برخوردکرد
سایه مقام معظم رهبری مستدام باد
من در پرده می گویم:وجود مقدم بر صفات و افعال است مردم دنیا و حتی فیلسوفان هم این را فراموش کرده اند.اما من فکر می کنم انسان بدون نیاز به هر چیز دیگری و فقط تنها به اتکا به شرافت انسانیش می تواند خوب باشد.تنها انسانهایی که نمی توانند خوب باشند به دین پناه می برندو نمونه بزرگش رهبران جامعه خودمان هستند اگر دین قادر بود انسانهای بد را خوب کند چرا الان وضع جامعه ما چنین است ؟شاید دین فقط انسانهای خوب را بد می کند.نظر شما چیست؟
علی در طول تاریخ مظلوم بود چه زمانی که حکومت را در دست داشت چه وقتی که خانه نشین شد چه زمانی که شهیدش کردند و چه حالا که به نامش بر مردم حکم می رانند و مرتکب ظلم می شوند چقدر فرق است بین آن علی و این علی،آن علی با رفتارش یهودی را مسلمان کرد و این علی با کردارش مسلمان را … بگذریم تاریخ قضاوت خواهد کرد.
بزرگترین دروغی که افراد دین می زنند این است که خداوند برخی از انسانها را بر برخی دیگر برتری داده است.اگر شما به عدالت خداوند اعتقاد دارید این خلاف عدالت است که او عده ای را بیشتر از بقیه دوست داشته باشد.سوال اینجاست اگر خداوند انها رابیشتر دوست داشت .اگر او علم تمام دنیا را به انها داده بود اگر شفاعت همه را به انها سپرده بود پس چرا من وشما را افرید.؟او به ما نیاز نداشت.اما افراد دروغ گو که نانشان را از این راه درمی اورند و در واقع نان دین را می خورند اغلب این چیزها را می گویند.خداوند به تمام انسانها از یک دید نگاه می کند .امامان .پیامبران و مردم عادی
بی نام عزیز این دروغ نیست که خدا عده ای را بر عده ی دیگر برتری داده است چه کسی گفته است این خلاف عدالت است از شما می پرسم اگر بعنوان یک استاد یک دانشجو ی مسلط و متبحر را بعنوان جانشین خود معرفی کنید آیا به دیگر دانشجویان ظلم کرده اید؟ مگر قرار است خدا پایین بیاید محکمه ای دایر کند تا هر وقت من و شما به گمراهی می افتیم در خانه اش را بزنیم؟ نباید کسانی از جانبش معرفی شوند که گرفتاریهای بشر امروز و دیروز و فردا را پاسخ دهند انسانهایی که ساخته شده اند برای تمامی تاریخ، این انسانها را برای سعادت من وشما فرستاده این معنای بی عدالتی را می دهد ؟ این معنای این را می دهد که خدا فقط یک عده را دوست دارد و دیگران را ندارد؟ نخیر دوست من اتفاقا چون خداوند همه ی آفریده هایش را دوست دارد می خواهد با دنبال کردن مرام و مسلک انسانهای فرستاده از جانب او همه را به سر منزل مقصود برساند این عین عدالت است انسان اختیار دارد می تواند درست باشد یا نباشد برای درست بودن الگو می خواهد نمی خواهد؟ این الگوها را اگر از خود برتر نمی دانید پس چه می نامید؟