متروک گذاشتن قرآن و دروغ بستن به پیامبر و ائمه؛ «آیتالله»های رسانهی ملی به کجا میروند؟
چکیده :فردی روحانی که سخنرانی او از رسانه ملی پخش می شود و عنوان «آیت الله» در جلوی نامش آمده، می گوید نمی دانم کجا و کی ولی در حدیثی دیده ام که هر چه می توانید قرآن بخوانید و نگران این نباشید که آن را خطا و غلط بخوانید چرا که فرشته ای وجود دارد که مراقب است هر چیزی را که غلط بخوانید آن را درست می کند! این روحانی محترم در ادامه سخن خود می گوید یکی از ائمه در یک ماه مبارک رمضان چهل بار قرآن مجید را ختم می کرد... آیا این روایات خرد ستیزی که این آقا دیده و نقل می کند با خود قرآن سازگار است؟...
کلمه: دروغ بستن به خدا و پیامبر – و بنا بر احتیاط ائمه – از گناهان بزرگ است؛ آنقدر بزرگ که ارتکاب آن، روزه را باطل میکند. ترک کردن قرآن و مهجور گذاشتن آن نیز از مواردی است که بر طبق روایات، پیامبر در روز قیامت از این عمل قومش به خدا شکایت میکند. پس چگونه میشود که برخی روحانیون ما هردوی این گناهان را مرتکب میشوند و در عین حال با حمایتهای رسمی حکومت، مقتدای مذهبی مردم قرار میگیرند؟
پیش از اسلام، در یهودیت و مسیحیت نیز همین روند طی شد. کتاب مقدس به نفع تفسیرهای علما و روحانیون کنار گذاشته شد و «سنت شفاهی» بر متن مقدس ترجیح داده شد. عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در یادداشتی با موضوع «مهجوریت تئوریک قرآن کریم» به این مقدمات اشاره میکند و نشان میدهد که در اسلام نیز بسیاری از فقها سنت را بر قرآن برتری دادهاند و یا صراحت قرآن را با تفسیرهای ظنی و ضعیف، مخدوش و منحرف کردهاند.
او به احادیث صریحی از پیامبر (ص) اشاره میکند که بر مبنای آنها، محور دین باید قرآن باشد و هر چیز مغایر با آن مردود است. سپس به اظهارات «فردی روحانی که سخنرانی او از رسانه ملی پخش می شود و عنوان «آیت الله» که در جلوی نامش آمده» و یا یک روحانی دیگر اشاره میکند که احادیثی متناقض با قرآن و بلکه مغایر با عقل را در رسانهی ملی مطرح میکنند و تصویری غلو شده و انحرافی از اسلام و ائمه ارائه میکنند. نویسنده در نهایت به حدیثی از پیامبر(ص) اشاره میکند که میفرماید: روزگاری می رسد که مردانی از امتم قرآن می خوانند و قرآن از گلویشان فراتر نمی رود.
متن یادداشت این پژوهشگر دینی را در ادامه بخوانید:
قرآن مجید در آیه ای صحنه ای از قیامت را به تصویر می کشد که در آن پیامبر(ص) از قوم خود نزد خدا به این خاطر شکایت می کند که آنان باعث مهجور و متروک شدن این قرآن شدند (فرقان/30). اگر قرآن مجید در برهه ای از تاریخ در جامعه ای مهجور و متروک شده باشد آیا باز آن جامعه آیین محمدی را دارد یا اینکه هر چند نام آن دیانت را بر خود دارد اما این نام اسمی بی مسمی و بی محتواست؟ روشن است که اینگونه است چرا که اساس دیانت پیامبر و منبع اصلی آن کتاب خداست و بدون آن قطعا دین هویت اصلی خود را از دست می دهد.
اما این مهجوریت هرگز به معنای این نیست که کتاب رسما کنار گذاشته می شود، چرا که چنین چیزی ممکن نیست؛ بلکه به این معناست که اسم آن باقی است و به ظاهر مورد احترام است، اما آن نقشی را که باید در دیانت مردم ایفا کند نمی کند و آن جایگاهی که باید در زندگی دینی مردم داشته باشد ندارد. این امر به دو صورت رخ می دهد یکی به صورت عادی و در میان توده های مردم و یکی به صورت آکادمیک و تعریف شده و در مراکز علمی. در میان توده های مردم مهجوریت به این صورت است که با اینکه قرآن در همه مراحل زندگی از تولد تا مرگ به عنوان شیءای مقدس حضور دارد و به آن تبرک جسته می شود و با اینکه به آن قسم خورده می شود و با اینکه تلاوت و حفظ می شود ولی در زندگی عملی جایی ندارد. پیش تر در نوشتاری تحت عنوان «ارزش تلاوت کتاب خدا …» به این معنای مهجوریت پرداخته شد. در این نوشتار بر آن هستیم که به مهجوریت به معنای نظری و تئوریک و آکادمیک آن بپردازیم.
مقصود از این نوع مهجوریت آن است که ساختار علوم اسلامی و چینش منابع دارای حجیت به گونه ای باشد که عملا جایی و نقشی برای قرآن مجید باقی نماند. شاید اشاره به تاریخ دو دین هم خانواده با اسلام، یعنی یهودیت و مسیحیت، و آنچه از این جهت بر این دو دین گذشته است قدری اصل سوال و پرسش را آشکار سازد. یهودیان از چند قرن قبل از میلاد مسیح به دو شاخه عمده فریسیان که اکثریت بودند، و صدوقیان، که پس از چند قرن از بین رفتند، تقسیم شدند. فریسیان، که یهودیت کنونی در اندیشه های آنان ریشه دارد، از چند قرن قبل از میلاد مسیح به دو تورات قائل بود، یکی کتبی و دیگری شفاهی. تورات کتبی همان کتاب نوشته شده معروف بود و تورات شفاهی سنت شفاهی حضرت موسی(ع) بود. اما این سنت شفاهی در واقع مفسر سنت کتبی بود و هر آیه ای از کتاب باید با این سنت تفسیر می شد. پس در واقع وقتی کتاب نیاز به تفسیر دارد و معنای خودش روشن نیست و سنت باید آن را تفسیر کند پس سنت بر کتاب مقدم می شود. اما نکته مهم و قابل توجه راهی بود که سنت شفاهی با آن کشف می شد. راه کشف سنت شفاهی با نظر اکثریت عالمان یک عصر بود؛ یعنی اگر اکثریت عالمان یک عصر نظری داشتند یا رأیی می دادند بدین وسیله همان رای اکثریت کاشف سنت شفاهی بود.
جا دارد که به دو نمونه از این رای اکثریت اشاره کنیم که در تاریخ این دین و در کتاب تلمود، که نزد یهودیان از تقدس و اعتبار برخوردار است، نقل شده است:
«مدت دو سال و نیم پیروان مکتب شمای با پیروان مکتب هیلل اختلاف نظر و بحث داشتند. پیروان مکتب هیلل می گفتند اگر انسان آفریده نمی شد بهتر بود و پیروان مکتب شمای می گفتند: بهتر همان است که انسان آفریده شد. درباره این موضوع رای گرفتند و عقیده اکثریت بر این بود که اگر انسان آفریده نمی شد بهتر بود» (گنجینه ای از تلمود، ص113). پس مطابق این سخن سنت شفاهی، که مفسر سنت کتبی است، می گوید خدا بهتر بود که انسان را خلق نمی کرد؛ این در حالی است که در تورات کتبی آمده است که خدا در شش روز همه چیز از جمله انسان را خلق کرد و در پایان «و خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود» (سفر پیدایش، 31:1).
نمونه دیگر، بحث درباره یک حکم فقهی است و سخن این است که آیا تنوری خاص نجس می شود یا نه. اکثریت دانشمندان معتقد بودند که نجس می شود ولی یکی از عالمان به نام ربی الیعازر معتقد بود نجس نمی شود. ربی الیعازر ابتدا هر چه ممکن است استدلال می کند ولی دانشمندان قانع نمی شوند. سپس او برای اثبات مدعای خود سه معجزه بسیار عجیب می آورد ولی باز تسلیم نمی شوند. در پایان ربی الیعازر از خدا می خواهد که اگر حق با اوست خود خدا بگوید. ناگاه صدایی از آسمان شنیده شد که می گفت چرا با ربی الیعازر بحث می کنید؟ احکام او همیشه درست است. دانشمندان گفتند احکام در کوه سینا به زمین آمده و دیگر در آسمان نیست و از این پس باید از رای اکثریت پیروی کرد. بعدا یکی از این عالمان ایلیای نبی [پیامبری که اعتقاد به غایب بودن او بود] را در خواب دید و از او پرسید: خدا هنگامی که دید عالمان به سخن او گوش فرا ندادند، چه کرد؟ وی پاسخ داد: خدا خندید و گفت فرزندانم مرا محکوم کردند فرزندانم مرا محکوم کردند (تلمود بابلی، به نقل از «یهودیت، مسیحیت و اسلام»، ج2، ص 257-258). بدین صورت بود که به صورت تئوریک سخن و نظر اکثریت عالمان که به اعتقاد آنان کاشف از سنت شفاهی بود، بر سخن خدا و کتاب او مقدم شد.
در مسیحیت نیز فرایندی شبیه همین رخ داد. در سده های نخست میلادی چنین اعتقادی پیدا شد که حضرت عیسی علاوه بر سخنان رسمی که مکتوب شده سخنانی هم به افرادی خاص گفته که سینه به سینه گشته است. این سنت شفاهی که در واقع مفسر کتاب مقدس و مقدم بر آن است، با امضا و رای کلیسایی که سلسله اسقف هایش به عیسی(ع) می رسد، یعنی با امضای شخص این اسقف که پاپ نامیده می شود، کشف می شود (نظام التعلیم فی علم اللاهوت القویم، ج1، ص 41-53)
اما باید توجه داشته باشیم که در هر دو دین هر چند در ظاهر کتاب مقدس در رتبه دوم قرار می گرفت و رتبه اول از آنِ آن چیزی می شد که سنت خوانده می شد، اما در واقع این عالمان یا کشیشان بودند که رایشان مقدم بر رای خدا می شد. قرآن مجید به این فرایند اینگونه اشاره می کند که: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله» (توبه/31) یهودیان احبار خود و مسیحیان راهبان خود را رب هایی در کنار خدا قرار دادند.
سخن از مهجوریت تئوریک قرآن مجید بود. آیا در اسلام نیز مانند دو دین دیگر قرآن مجید به صورت تئوریک نقش و جایگاه اصلی خود را از دست داده است؟ به نظر می رسد که به صورتی مشابه همان فرایند طی شده است. اقلیتی به صورت رسمی بیان کرده اند که قرآن مجید خود به خود معنایش روشن و آشکار نیست و نیاز به تفسیر رسمی دارد و روایات این نقش را ایفا می کنند. اینان می گویند قرآن مجید حتما باید با کمک سنت فهم شود و بدون این کمک هر برداشتی از آن خطاست. اما اکثریت چنین چیزی را اعلام نمی کنند اما در عمل همین گونه رفتار می کنند. به هر حال در مجموع تقدم روایات بر قرآن عملا جریان غالب است. در مجامع دینی معمولا وقتی روشن ترین و واضح ترین آیات قرآنی برای اثبات یا رد مطلبی خوانده می شود عکس العمل این است که باید دید روایات در این باره چه می گویند.
این امر چه در حوزه اعتقادات و چه احکام عملی جریان دارد. اعتقاداتی که بر فراز منابر یا از طریق رسانه ها برای مردم بیان می شود عموما مبتنی بر روایات است و البته نه روایات معتبر و صحیح، که بیشتر روایات ضعیف و مجعول و بی سند. البته از جامعه ای که بیان کننده و تئوری پردازان آن مداحان و روضه خوانان هستند و همه بلند گوها منحصرا در اختیار آنان است انتظار بیش از این نارواست.
در احکام فرعی عملی نیز وضع به همین منوال است و غالبا استنباط احکام مبتنی بر خبرهای ظنی است و هرگز قرآن مجید آن جایگاه یگانه ای که باید داشته باشد ندارد. در این زمینه نیز یا به آیات قرآنی توجه لازم نمیشود یا این آیات با روایات ظنی و وهمی تفسیر می شوند و یا هم سطح این روایات قرار می گیرند. همچنین در بیشتر مواقع به نظام الهیاتی قرآنی و روح قرآن توجه نمی شود.
نکته ای که باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است که همان طور که درباره عالمان یهودیت و مسیحیت گفته شد، اگر سنت بر کتاب مقدم شود و کتاب با سنت تفسیر شود در واقع سنت بر کتاب مقدم نشده بلکه عالم دین، محور دین گردیده است. در هر زمینه روایات مختلف و متفاوتی وجود دارد واین عالم دین است که روایات را گزینش می کند و کتاب را با آن تفسیر می کند. پس چه بسا مطابق ذهن و عقیده خویش روایت را بر می گزیند و مطابق ذوق و سلیقه خود از روایت برداشت می کند و با این برداشت قرآن را تفسیر می کند و یا فتوا می دهد.
اما در خود روایات اسلامی با صراحت تمام آمده است که قرآن مجید باید محور دین باشد و هیچ سخنی، حتی سخن معصومین، با کلام خدا قابل قیاس نیست. پیامبر خدا(ص) می فرماید: «برتری قرآن بر دیگر سخنان، همچون برتری خداست بر خلق او» (بحار الانوار، ج92، ص19).
خداوند به پیامبر خود خبر از فتنه ای می دهد که به زودی امت او گرفتار آن می شود. از آن حضرت می پرسند که راه خلاص از این فتنه چیست؟ می فرماید: کتاب گرامی خدا، همان که باطل نه از پیش رو و نه از پشت سر بدان راه نیابد، چیزی که از سوی حکیمی ستوده نازل شده است. هر که علم [دین] را در جایی غیر از قرآن بجوید، به گمراهی رود (تفسیر العیاشی، ج1، ص6).
آن حضرت می فرماید: «بر شما باد به قرآن، آن را پیشوا و رهبر خود سازید» (کنز العمال، ح4029) و می فرماید: «هرگاه کارها همچون پاره های شب تار بر شما تاریک و شبهه ناک شد، به قرآن روی آورید … » (گزیده میزان الحکمه، ص 632).
احادیث متعددی در این باره رسیده است که برای سنجش صحت و درستی حدیث، قرآن را باید معیار قرار داد. پیامبر خدا(ص) می فرماید: «حدیث مرا با کتاب خدا بسنجید، اگر موافق آن بود آن حدیث از من است و من آن را گفته ام» (کنز العمال، ح907) و امام صادق(ع) می فرماید: «هر حدیثی که با قرآن سازگار نباشد، باطل است» (الکافی، ج1، ص69). احادیث شبیه این بسیار زیاد است و گاهی لحن برخی از آنها از این هم تندتر است و برای مثال آمده است که هر حدیثی که با قرآن ناسازگار باشد آن را به دیوار بزنید و … و این نشان دهنده تاکید بیش از حد است.
درست است که در قرآن مجید برخی از آیات متشابه وجود دارد که تأویل پذیرند اما در این کتاب محکمات صریح و روشنی وجود دارد که آنها اساس کتاب هستند و می توان متشابهات را به محکمات ارجاع داد و معنا و پیام کتاب را فهمید. اگر معنای قرآن روشن نباشد پس نمی تواند کتاب هدایت باشد در حالی که آیات متعددی از قرآن مجید بر این نکته را پافشاری می کند. و اگر از قرآن نتوان چیزی فهمید تدبر در آیات آن بی معناست در حالی که قرآن مجید از انسان ها دعوت می کند که در آن تدبر کنند.
آری قرآن مجید که باید محور و اساس دین باشد و ابعاد عقیدتی و عملی دین از آن گرفته شوند و مبتنی بر آن باشد به صورت تئوریزه شده و نظریه پردازانه مهجور شده و به کناری نهاده شده است. این بزرگ ترین انحرافی است که ممکن است در دین رخ دهد.
فردی روحانی که سخنرانی او از رسانه ملی پخش می شود و عنوان «آیت الله» که در جلوی نامش آمده حکایت از این دارد که رسانه او را فقیه و مجتهد می داند، سخنی می گوید که نظرم را جلب می کند. ایشان می گوید نمی دانم کجا و کی ولی در حدیثی دیده ام که هر چه می توانید قرآن بخوانید و نگران این نباشید که آن را خطا و غلط بخوانید چرا که فرشته ای وجود دارد که مراقب است هر چیزی را که غلط بخوانید آن را درست می کند.
پس طبق سخن ایشان نفس خواندن قرآن موضوعیت دارد و نه تاثیری که در انسان می گذارد. آیا این امر با خود آیات قرآن مجید سازگاری دارد؟ آیا این قرآن می تواند هدایتگر باشد؟ اگر قرآن را باید اینگونه خواند چرا قرآن فرموده است در قرآن تدبر کنید؟ چرا فرموده قرآن را آن گونه که باید تلاوت کنید و حق آن را ادا کنید و .. آیا این مهجوریتِ تئوریزه شده نیست؟
این روحانی محترم در ادامه سخن خود می گوید یکی از ائمه در یک ماه مبارک رمضان چهل بار قرآن مجید را ختم می کرد. سوال ما این است که قرآن مجید دستور می دهد که قرآن را با ترتیل و تامل بخوانید. خواندن یک جزء قرآن به صورت ترتیل حدود یک ساعت طول می کشد. به گفته این آقا، امام در هر شبانه روز چهل جزء قرآن را تلاوت می کرده است. پس امام در شبانه روز چهل ساعت قرآن می خوانده است و حتما چهل ساعت هم نماز می خوانده و … حال شما پایین و بالا کنید و تخفیف دهید. آیا ائمه(ع) در زمان تصرف می کرده اند. آیا خدا به پیامبرش دستور نمی دهد که به مردم بگوید من فقط و فقط انسانی مانند شما هستم که بر من وحی می شود. آیا این روایات خرد ستیزی که این آقا دیده و نقل می کند با خود قرآن سازگار است؟
ساعتی قبل از اینکه این خطوط را بنگارم در مغازه ای بودم و تلویزیون روشن بود و سخنان یک روحانی را پخش می کرد. او می گفت: امام(ع) بیماری چشم داشت و نزد پزشک رفت. پزشک به او توصیه کرد که برای اینکه چشمش بهبود یابد چند روز نباید قرآن بخواند. امام فرمود: من چشم را برای قرآن می خواهم و نمی توانم قرائت قرآن را ترک کنم.
آیا واقعا امام(ع) چنین چیزی را گفته است؟ آیا اگر قرائت قرآن به تشخیص پزشک برای سلامت انسان مضر باشد حرام نیست؟ این مسلم است.
بگذریم. این رسانه ملی است و قرائت قرآن اینگونه تبلیغ و ترویج می شود. این در حالی است که پیامبر خدا به گونه دیگری سخن می گوید. آن حضرت درباره آیه «و رتل القرآن ترتیلا» می فرماید: قرآن را روشن و شمرده بخوان و آن را مانند تخم علف مپاش و همچون شعر به شتاب و بریده بریده مخوان. در شگفتی هایش درنگ کن، دل ها را با آن به تپش و حرکت در آورید و همه کوشش شما این نباشد که به آخر سوره برسید (گزیده میزان الحکمه، ص636). از آن حضرت درباره خوش قرائت ترین مردم سوال می شود و پاسخ می دهد: کسی که هرگاه قرآن خواندنش را بشنوی، احساس کنی که از خدا می ترسد (کنز العمال، ح4143).
اما شاید زمان ما همان زمانی باشد که پیامبر(ص) می فرماید: روزگاری می رسد که مردانی از امتم قرآن می خوانند و قرآن از گلویشان فراتر نمی رود (نهج الفصاحه، ص460).














با عرض سلام و خسته نباشید
مقاله “متروک گذاشتن قرآن…” دارای نواقص بسیاری است. که باید در مورد آن بحث شود.
اما به طور اجمالی باید گفت که شیعه امامیه، خاندان پیامبر را مطابق با حدیث ثقلین، قران های ناطق می داند. خود قران هم “الراسخون فی العلم” را مفسران قرآن می داند.
یعنی طبق حدیث نبوی و خود قرآن نمی توان قرآن را بدون ائمه تفسیر نمود.
چرا که آیات محکم و متشابه از یکدیگر جدا نشده اند.
برای مثال آیه مربوط به وضو گرفتن که یک حکم عملی است، به خاطر قوانین علم نحو، هریک از علمای شیعه و سنی آن را به گونه ای معنی کرده اند بگونه ای که یکی با استناد به همین آیه می گوید پاها را باید شست و دیگری می گوید پاها را باید مسح کشید.
لذا مطابق قران و حدیث و عقل آیات قرآن نیاز به مفسر دارد که طبق روایات پیامبر همان ائمه معصومین هستند.
لذا جمله “هیچ سخنی، حتی سخن معصومین، با کلام خدا قابل قیاس نیست” در این مقاله باید مورد تامل قرار گیرد.
موفق باشید
با سلام
بنده به این سخنان که از تلوزیون پخش می شه کاری ندارم. ولی سخنان اولیه ایشان بحثی تخصصی است که مخاطب آن مجتهیدین و مراجع باید باشند و پاسخگویی به سخنان ایشان به عهده ی متخصصین فن است که همان مراجع و مجتهدین می باشند.
لذا درج مطالب به این مقدار تخصصی در رسانه ی سبز ما که بیشتر جنبه ی سیاسی دارد پسندیده نیست.
سخنانی که ایشان فرموده اند در تعارض با آراء علمی بزرگانیست که سال ها وقتشان را صرف این مطلب کرده اند و برای بنده ی مخاطب شما جز سر در گمی و حتی دلخوری چیز دیگری رو به ارمغان نمیاره.
به نظرم حیطه ی بحث های تخصصی دینی واگذار بشه به متخصصین این حوزه و وارد فضا های ژورنالیستی نشه خیلی خیلی بهتره.
یا علی
اسم ایشان را هم بگویید
به باور این حقیر لازم و ضروریست برای بزرگداشت جناب زرغامی و یا ضرغامی و هکذا زرقامی و چندین اداب لغات دیگری دهخداوار و معین وار فراهم اید.و جایزهای نوبل مسلک بر مسلک این مدیر با تدبیر و ان روحانی با تدبیر تر و غیرو فراهم اید تا درس تدبر شناسی بر ایشان عرضه گردد.تا دوغ این اقایان با دوشاب هم چون عزیزی سلیمانی قابل قیاس نباشد. از این جا خدمت استاد اردستانی و سایر گرامیان راست گفتار واجب و تکلیف است در این اشفته بازار هر کی هرکی دروغزنان بر قران خدا و نبی مکرم اسلام را در هر کوی و برزن رسوا نمایند.شوخی شوخی دارند با ابروی پیامبر و قران بازی مینمایند.لابد نفعی دو در این کار است.یکم برای تحکیم خود و…دوم لابد گران فروشی عرضه میکنند.قابل توجه دادستان کل و جناب دولت ابادی و تعزیرات جکومتی.
ای بابا،
آخوند مسجد محل کارم، تو روز روشن به پیامبر دروغ میبنده و برای پر کردن نمازخانه از به اصطلاح خودش مومنین، حدیث حضرت رو تغییر میده،
وقایع سی سال اخیر به من ثابت کرد که هیچوقت نباید در کشوری گروهی بر گروه دیگر رجحان داده شوند، که در اینصورت فرصت طلبها در لباس آن گروه آن کنند که عالمان مسیحی و یهودی بنا بر گفته قرآن کریم با مردم کنند.
این صدا و سیمای حکومتی و ضد مردمی با ان ایت الله ها فقط هدفشان این است که تفکر و اندیشه و فکر مردم ایران
را تعطیل کنند و مردم عادت کنند چشم بسته و گوش به فرمان حرفهای حاکمین را بپذیرند و قبول کنند که در قشر مردم عامی
موقق هم بوده اند کاری که چند سالی است روی ان برنامه ریزی شده در صورتی که در قران کریم خداوند میفرماید در ایات
قران فکر و تدبر کنید و همه چیز را با تفکر و عقل بپذیرید و لی متاسفانه این حکومت برای منافع خود قران را متروک میخواهد
مانند خواندن قران بر سر قبرها بدون تفکر و اندیشه بر کلام خدا که به نفع حاکمان ایران است
شاید بد نباشد که کمی در مورد کلمه راعنا در آیه 104 سوره بقره تدبر کنیم.
با سيد سبز بسيار موافقم.
درست است كه قرآن محورست ولي خوارج با شعار كفانا كتاب الله يعني قرآن ما را بس است ، بود كه بر عليه امير مؤمنان علي بن ابيطالب(ع) خروج كردند و جهنم را مأوا وجايكاه خويش قرار دادند. الا اي حال حديث ثقلين را فراموش نكنيم. ودر نهايت خدا رحمت كند علما حق وخداترس را و خدا ما را از شر علمايي كه قرآن را تفسير به رأي خودشون ميكنند حفظ نمايد.آمين.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.قران مهجرو مانده درست است!ولی این یعنی چی که منکر تفسیر قرانید؟مگر همین کسی که مقاله رانوشته میداند که معانی ایات چیست؟پسر امام 1000 صفحه تفسیر در مورد سوره حمد نوشته!قران مهجور است چون ما نمیخواهیم همه ان را عمل کنیم بعضی میگیم حجاب باید ازاد باشد!ولی قران چه میگوید؟!قران ناطق ائمه هستند وگرنه تو نویسنده مقاله بین صلح امام حسن و امام حسین میماندی!تو نویسنده که دم از قران میزنی و میگویی قران برای ما بس!بدان که خوارج هم مانند تو قران ناطق را رها کردند و به چندین کاغذ تمسک جستند و کارشان شد بنی امیه!قران زمانی برای ما بس که ائمه ان را برای ما تفسیر کنند!همین حرف شما شده وهابیت!میگویند در قران امده جز از خدا یاری نگیرید پس شفاعت و توسل شرک و مخالف قران است!ما نیاز به تفسیر قران توسط دین پژوهانی زاهد مثل مراجع داریم نه شما و دکتر سروش و گنجی!شما بهتره نسبت به این چیزها اظهار فضل نکنید اینگونه اخرت خودتان و بقیه را تباه نمبکنبد.یا حق.
هم وطني كه با نام بسيجي نظر دادي،
اين يعني چي كه نوشتي؟ “به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای”؟
يعني خداي امام بر حق شما،خامنه اي است؟
يعني امام بر حق شما،خداي جز خداي همه دارد؟
يعني خدا براي شماست و ديگران نه؟
اين به معني استفاده ابزاري از هر چيز نيست،حتي نام خدا؟
يعني خداي خامنه اي بودن،جزو صفتهاي خداست؟ مثل خداي بزرگ، يا خداي بخشاينده مهربان
شما بايد بنويسي بنام خداوند انصاف و ايثار
اعتراف مي كنم كه:
من مغرضم،
من طاقت حرف حساب شنيدن ندارم.
من مي خواهم دين را از چشم همه بيندازم
من مي خواهم حتي خدا را هم مصادره به مطلوب كنم
من انصاف ندارم،
اعتراف مي كنم،
و از خداي بزرگ مي خواهم كه چشمان من را به روي حقيقت باز كند،
مرا ببخشايد
و جرات اعتراف به اشتباه را به من بدهد
جرات شنيدن نظرات ديگران،ولو مخالف.
مرا از شر تعصبات،خرافات رها كن.
اجازه نده كه به اختلافات دامن بزنم و فقط خود را بر حق بدانم.
خدايا به مراجع ما جرات اظهار نظر و محكوم كردن كشتار انسانها بده.
تو اين را بنويس، تا ما كه همگي محتاج دعاييم، با هم بگوييم الهي آمين.
اين بحثها براي داخل حوزه هاست!.دنبال كنندگان اين مسايل، اميدورام كل جامعه را درگير اين دعواها نكنند. و انتظار نداشته باشند كه همه جامعه در اين بحثها وارد شود. بحثهايي كه 1400 سال، به نتيجه نرسيده و روز به روز باعث اختلاف و شكاف بين انسانها شده.
وقتي شما مجبور باشي فقط تلويزيون مثلا ملي را ببيني و حق مقايسه با بقيه نداري هرچي ميکن را فقط بايد به خدا واگذار کني
آهای بسیجی:
بنام همان خدایی کسی که به ناحق اورا”امام” نامیده ا،باورکن که نیاموختی…
علم تفسير يا هرمنوتيك را نمي توان منكر شد. مشكل اينجاست كه همه خود را حق مطلق بدانند. كساني كه به علوم تفسير آگاهي دارند برايشان عظمت نام افراد مهم نيست و نوع نگاهشان و رعايت نكات تفسيري مهم است . ولي عوام كه از قواعد تفسير بهره اي ندارند مجذوب شخصيتند. براي آنها آقاي خامنه اي چون خامنه اي ايست و رهبر درست تر از مثلا شبستري تفسير مي كند! اينجاست كه به ديگران مخصوصا دين پژوهاني كه لباس روحانيت را نيز نداشته باشند اصلا حق ورود به بحث را نمي دهند. سروش ممكن است به آيات و روايات و حتي اصول استنباط و دانش عرفان (نه خود عرفان) احاطه داشته باشد اما تا معمم نباشد و فقيهي كه به امور دنياي مردم بيش از آخرتشان رسيدگي مي كند ، وي را تاييد نكند نمي توان از تفسير سخن بگويد . مععم هم اگر با تاييد حكومت نرسد مثل كديور و قابل و شبستري و …نمي تواند از تفسير سخن بگويد.در دنياي امروز ، برادرم در باره مرجعيت هم بايد تجديد نظر جدي شود. چون فقها و مراجع حق حكم در مصاديق را ندارند. خودشان هم بهتر ميدانند . اما به مردم توضيح نمي دهند.
باور کنید دروغ بستن به پیامبر و ائمه ازقرن ها پیش وجود داشته… اگر بستن دروغ به پیامبر و ائمه سابقه دیرینه و چند قرنی نداشت آیا سه میلیون حدیث به نام پیامبر می بستند؟ بابا این سه میلیون را تقسیم کنید به عمر پیامبری ایشان(23سال) ملاحظه کنید حضرت در هر ثانیه چند حدیت روایت کرده اند. اما اگر این حرفها را بنویسیم …. همه لب می گزند که ای بابا با اعتقادات مردم بازی نکنید. …. مردم حق دارند بپرسند مگر این امامان ما که حتی یکی از آنان بیست و هفت سال بیشتر عمر نکرد مگر چقدر عمر بارور داشت که این اندازه حدیث به او منتصب می کنند؟ یا وقتی احمدی نژاد میگوید خداوند حضرت محمد را پیش از آدم و حوا خلق کرد، نباید این مجتهدین ما بزنند به دهان این فرد که این حرفهای بی ربط را چرا میزنی؟ اما نمی کنند چرا؟ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. وقتی ایشان نور در سازمان ملل می بیند و تصور می کند امام زمان است بیچاره نور ندیده یا مردم برای چاه جمکران خودکشی می کنند خوب فکر می کنید نتیجه این این بهتر می شود؟
در جواب بسیجی:
ببخشید برادر ایشون امام چندم هستند؟!!!!
دوستان محترمی که شمشیر به دست به نویسندۀ این مقاله تاخته اید….لطفاً توجه داشته باشید که نویسنده چند بار با ذکر حدیث و روایت از قرآن های ناطق (ع) تأکید کرده که احادیث و روایاتی که با خود قرآن مطابقت ندارند نبایست ملاک و مرجح بر قرآن قرار گیرند و ظاهراً انگیزۀ وی از نگارش مقاله نیز همین گونه پیرایه هایی است که متأسفانه روز به روز بیشتر بر دین بسته می شوند. ضمناً نگران پاسخگویی به نویسنده نباشید؛ بالآخره قاعدتاً در بین خوانندگان افرادی با اطلاعات وسیعتر نیز وجود دارند که اگر خطا و لغزشی در این مطلب باشد گوشزد خواهند کرد. فقط تقاضای بنده از نویسندۀ محترم توجه به این چند نکته است که انجیل بر خلاف قران کریم وحی مستقیم خداوند نیست؛ بلکه 4 روایت از 4 حواری حضرت عیسی (ع) در مورد تولد، زندگیف تعالیم و از دنیا رفتن (یا عروج) وی است که به دستور کنستانتین، امپراتور روم، از میان تعداد زیادی از این روایات (12 مکاشفه از 12 حواری عیسی (ع) از جمله مکاشفۀ یهودا، به علاوۀ مکاشفه های حضرت مریم و مکاشفۀ مریم مجدلیه) انتخاب و در کتابی گرداوری شده اند. این روایات نیز نه به دست خود این حواریون، بلکه به توسط شماری از مسیحیان در قرن اول پس میلاد نگاشته شده اند. این امپراتور رومی که خود را رهبر کلیسای مسیحی نامید در حقیقت اولین پاپ به حساب می اید. ضمناً تمام پاپ ها خود را دنباله روی پطرس ماهیگیر، یکی از حواریون حضرت مسیح (ع) می دانند که با عزم و پشتکار فراوان سفرهای طولانی برای تبلیغ دین مسیحی کرد و سرانجام کلیسای روم را بنیان گذاشت…البته اکنون مسیحیت شاخه های متعددی دارد که گروهی از انان (مسیحیان ارتودکس) عقیده دارند که هرکس باید کشیش خودش باشد و خودش انجیل را تفسیر کند…در مورد یهودیت نیز به عنوان مثال مختصراً عرض می شود که یهودیان اهل سنت تا به آنجا پیش می روند که معتقدند با تأسی به حضرت ابراهیم (ع) باید شیوۀ چند همسری را اختیار کنند؛ در حالی که گروه دیگر کاملاً برعکس رفتار می کنند…
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده ابدا در مورد فقه و علم قرآن تبحر و تخصص ندارم لکن آنچه که معقول و مشروع یافته ام آن است که مفسر قرآن بایستی معصوم باشد . ارتباط ما با معصوم در عصر الانه از طریق احادیث و سیره آنان است . برای صحت و حصل اطمینان از احادیث یکی محکمات قرآن و دیگری عقل است که می توان متمسک شد.
بنده اما در پاسخ به دوستان باید ذکر کنم که جنس کلام الله با کلام معصوم متفاوت است ، از آنجا که در تمامی ادعیه و احادیث منتسب به ائمه معصومین شاهد عجز معصوم در برابر ذات اللهی هستیم . کلام معصوم که دیگر جای خود دارد .پیامبر خدا(ص) می فرماید: «برتری قرآن بر دیگر سخنان، همچون برتری خداست بر خلق او» (بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۹)(از متن). اینکه بگوئیم کلام معصوم مانند خداوند است ، نعوذ بالله شرک قلمداد میشود . البته اگر حقیر در گمراهی به سر می برم از عزیزان و دوستان خواهش میکنم که راهنمائیم کنند.
در پناه خدا باشید
نویسنده محترم؛ مگر شما وقتی مریض می شوی پیش پزشک نمی روی؟ پس وقتی هم میخواهی معنی قرآن را بدانی پیش امام خامنه ای برو و بپرس که چه کاری صحیح است. وگرنه روز قیامت پشیمان می شوی. اگر معنی قرآن را خودت می فهمی پس وقتی هم سرطان گرفتی پیش دکتر نرو. این بود استدلال من.
بسيجي اين حرفها را خودمون هم بلديم بهتره تو بري سانديست را بخوري وتو سايت فيلتر شده كلمه بدون اجازه نيا. بدو بدو كه سانديس منتظرته.
به این مقاله ایراداتی وارد است ولی لازم نیست شما با این وضعیت اسفناک که برای مملکت و دین و قرآن درست کردین نظر بدین!
این که رهبر رو اولی الامر می خونید رو از کجای قرآن و روایات در آوردید؟
در ذیل آیه ی اولی الامر روایات صریحآ اولی الامر رو منحصر در ائمه علیهم السلام کرده اند.
از کجای آیات و روایات در آوردید که می تونید بدون اجازه وارد خونه ی مردم شوید تا ماهواره ها رو جمع کنید؟
کجای مکتب اهل بیت به شما اجازه داده دختری رو به خاطر حجاب کتک بزنید و …؟
کدام یک از ائمه با مخالفانشون این گونه که شما برخورد می کنید برخورد می کردند؟
شما به چه مجوزی به شیعیان و مسلمانان تهمت بی دینی و محارب بودن و … می زنید؟
به چه دلیل یک طرفه در تلوزیون پشت کسی که نمی تونه از خودش دفاع کنه این گونه بد گویی می کنید؟
با استناد به کدام آیات و روایات به دفتر مراجع تقلید حمله می کنید و اونجا رو تخریب می کنید؟
درسته من با این مقاله مخالفم ولی شما ها که آبروی اهل بیت رو بردین لطفآ دهنتون رو ببندید!
از دوستان کلمه هم عاجزانه درخواست دارم وارد حیطه ی بحث های دینی که تخصص شما نیست نشین. این موجب سوء استفاده ی برخی از این آقایون می شه و موجب دلخوری برخی از دوستان سبز می شه.
یا علی
به نظر بنده نویسنده مقاله مقصود و منظورش این نبوده که ” فقط قرآن مارا بس” بلکه او میخواهد بگوید هر کجا حدیثی از کسی شنیدیم باید سعی کنیم با آیات قرآن مطابقت دهیم چنانچه صراحتا توسط قرآن نقض شد آن حدیث جعلی است. در تفاسیر نیز موقعیت مفسر مهم است ممکن است مفسر در مقامی باشد که از تفسیر قرآن به نحوی ذینفع باشد در این موارد تفاسیر را باید با محکمات قرآن مقایسه کنیم. در ضمن نباید گول عناوینی مانند ” آیت الله” را خورد.
@ جانم فدای رهبر
دوست فدایی عزیز، شما برای تنفس هم به پزشک مراجعه میکنید؟
بارها قران انسان را خطاب قرار میدهد که مثلا فلان کار را انجام بده ، پس روی سخن قران با مردم عادی است.
قران میگوید آدم نکش، خیانت نکن، جنایت نکن، عادل باش و … حالا شما میفرمایید من این عبارات قران را رها کنم و در محضر فلان آیت الله حکومتی تلمس کنم تا به من بگوید دزدی رای مردم اگر برای خدا باشد اشکالی ندارد؟ یا اینکه بگوید کشتن مردم اگر در راه استقرار حکومت ولایت فقیه باشد بی مورد است؟ یا مثلا تجاوز به متهم اگر برای رضای خدا باشد صواب محسوب می شود؟ یا انداختن دانشجو از ساختمان به پایین با گفتن “یا زهرا” گناه نیست؟
یقینا چنین نیست که خداوند از ما بخواهد عقل و تفکر را تعطیل کنیم و در پی سودجویان به راه بیفتیم.
.
@بسیجی
شما با خدای محمد چه دشمنی داری که به سراغ دیگر خدایان می روی؟ جز این است که خدای محمد به تو اجازه گستاخی به دیگران نمی دهد و تو در پی انتقام از خدا هستی؟
بخدا باید پناه برد از شما خشکه مذهبهای متعصب که بدون منطق با هر چیزی مخالفید مگه ائمه نگفتن امامت با فرزندم مهدی امام زمان عج الله تمام میشه پس خواهشن کفر نگو از اول صحبتت با بی منطقی شروع میشه ادامه اش که جای خود داره
پرتوی از قرآن-مرحوم طالقانی-جلد اول-سوره فاتحه-ص18
تنها دانستن فنون معمولی بلاغت برای درک بلاغت وسیع و متنوع قرآن کافی نیست بلکه با تامل و تفکر ازادمیتوان به رموز بلاغت قرآن اشنا شد و این آشنائی اندک اندک بصورت ملکه در می اید . چنانکه عرب ساده با فطرت ازاد و ملکه درک لطائف میتوانست رموز بلاغت و نفوذ کلام خدا را دریابد و بسیاری از محققین در بلاغت و رموز ان از درک بلاغت قرآن محرومند و کلامشان در سطح کلام عامه است.
در باره این مقاله و کامنت هایی که گذاشته شده است چند نکته قابل ذکر است:
1- تا آنجایی که من می فهمم منظور نویسنده محترم اینه که ادعای ما مسلمان ها و همچنین تصریح خداوند در قرآن مبنی بر ” محور دین بودن قرآن مجید” است اما متاسفانه در عمل این روایات ظنی صدور (بر فرض صحیح بودن سند آنها) و رای فقیهان هست که “محور دین” قرار گرفته است و اگر این روایات و آرای اکثریت فقها با قرآن در تضاد باشد معمولا در عمل حکم به تاویل قرآن و عمل به روایات و آراء فقها داده می شود که این امر مخالف نص صریح و فلسفه نزول قرآن است (ِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمين = و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است “آیه 89 سوره نحل” ) ، ( قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبين = قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است “مائده آیه 15” )، (الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبين = الف، لام، راء. اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر “حجر آیه 1 ” ) ، (وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون = و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كردهاند، براى آنان توضيح دهى، و [آن] براى مردمى كه ايمان مىآورند، رهنمود و رحمتى است “نحل آیه 64″ ) و… بنابرین ادعای نویسنده درست است چون خداوند قرآن را بیان گر احکام و مرجع رفع اختلافات مومنین می داند
2- اگر واقعا فرقی بین قرآن و سایر بیانات پیامبر نبود پس چرا پیامبر وحی (قرآن) را از سایر بیاناتش جدا می کرد و بر مردم تاکید می کرد که این سخنم وحی الهی است؟ (وقتی که حرف های پیامبر از وحی توسط آن بزرگوار تمییز داده می شود دیگر حرف های سایر پیشوایان و نظرات علما جای خود دارد)
3- اما سخن برادر بزرگواری که اولین نظر را داده اند و فرموده اند که معصومین ” الراسخون فی العلم” هستند و راسخون فی العلم هم طبق قرآن تاویل آیات متشابه را می دانند بنابرین باید سخنان آن بزرگواران را حجت قرار داد” باید گفت:
الف: نویسنده محترم مقاله در باره راسخون فی العلم بودن یا نبودن معصومین بحث نکرده بلکه فرموده اند که با توجه به قطعی الصدور بودن قرآن و ظنی الصدور بودن روایات(در صورت صحیح بودن سند)موقعی که ظاهر روایات با ظاهر قرآن در تعارض باشد ما باید به ظاهر قرآن تمسک بجوییم و روایاتی که برخلاف قرآن دلالت دارند از حجیت ساقط هستند
ب: درباره حرف این برادر بزرگوار که با استناد به آیه 7 سوره آل عمران فرموده اند که “قران” هم “الراسخون فی العلم” را مفسران قرآن می داند” باید گفت این آیه به هیچ وجه دلالت بر تفسسیر قرآن توسط راسخون فی العلم” ندارد بلکه اولا محکمات کتاب را ام الکتاب و اصل کتاب قرار داده بنابرین ما را در موقع مواجه با متشابهات به محکمات قرآن ارجاع داده نه به راسخون فی العلم. چنانچه علامه طباطایی در مفهوم ام الکتاب می گوید ” كلمه” ام” به حسب اصل لغت به معناى مرجعى است كه چيزى و يا چيزهايى بدان رجوع مىكنند، و آيات محكم را نيز از همين جهت” ام الكتاب” خوانده كه مرجع آيات متشابه است
ثانیا در باره تاویل متشابهات قرآن هم خداوند در این آیه تاویل این آیات را مختص خود میداند و چنین بیان می کند که “تاويل متشابهات را نمىدانند مگر خداوند”. و راسخون فی العلم را کسانی معرفی می کند که بر عکس منحرفین که به آیات متشابه تمسک می جویند راسخين فی العلم، مىگويند به همه قرآن ايمان داريم كه همهاش از ناحيه پروردگار ما است”
( هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب = و او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد، بعضى از آيات آن، آيات محكم است كه اصل كتابند، و بعضى ديگر آيات متشابهند، اما آن كسانى كه در دلهايشان انحراف است تنها آيات متشابه را پيروى مىكنند تا به اين وسيله فتنه به پا كنند و به همين منظور آن آيات را به دلخواه خود تاويل مىكنند، در حالى كه تاويل آن را نمىدانند مگر خدا و راسخين در علم مىگويند به همه قرآن ايمان داريم كه همهاش از ناحيه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آيات پند نمىگيرند ” سوره آل عمران آیه 7″ )بنابرین طبق این آیه راسخون فی العلم مومنین به همه قرآن هستند نه مفسرین آیات متشابه بلکه تاویل آیات متشابه را فقط خدا می داند
4- یکی از مدعیات نویسنده محترم در مقاله این است که (منظور از خواندن قرآن ترتیل آن توام با تدبر در آیات آن است نه صرفا تندخوانی آن بدون اینکه محتوایش را بفهمی) و این مدعا هم مدعای گزافی نیست و در واقع طبق تصریح قرآن عین حقیقت است:
(إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون = ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، باشد كه بينديشيد “سوره یوسف آیه2″ ) ، ( لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُون = در حقيقت، ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه يادِ شما در آن است. آيا نمىانديشيد؟ ” سوره انبیاء آیه 10″ ) ، ( إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون = ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه بينديشيد. “سوره الزخرف آیه 43” ) ، ( قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون = به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيدهايم، باشد كه بينديشيد. “سوره حدید آیه 17″ ) ، ( وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون = با اينكه شما كتاب [خدا] را مىخوانيد؟ آيا [هيچ] نمىانديشيد؟ ” سوره بقره آیه 44 ) ، ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها = آيا به آيات قرآن نمىانديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است “سوره محمد آیه 24” )
قرآن کتاب کاملی یه، و این ملعبه ای شده برای برخی افراد تا هر موضوعی را باهاش ماست مالی کنن، دین های قبلی قوانین ساده تری داشتند مثل ظلم نکردن، دروغ نگفتن، دزدی نکردن و تو دیتیل ماجرا نرفتن ولی اسلام چون موقعیت ها را مورد نقد و بررسی قرار می ده و در برخی موارد با توجه به موضوع، یک مسئله به ظاهر مثبت در نظر خداوند زشت و باطل می شه مانند نماز فردی که مال حرام می خورد. بهتره آدم اول به عقلش مراجعه کنه بعد به آیت الله های …….
من فکر میکنم این برادر سنی ما به بهانه ی نقد حکومت با استناد به سندی که مدرکی به دنبالش نیست سعی در تخلیه ی بغض خود نسبت به اهل بیت و شیعیان دارد شما را نمیدانم ولی بنده در همه جا وقتی با چنین انساتهایی مواجه میشوم دیگر گرایش سیاسی برایم بی اهمیت میشود و تمام سعیم را برای اسلام عزیز و مذهب حقه تشیع ۱۲ امامی میگذارم، فراموش نکنید اول اسلام حفظ شود بعد بحث بر سر سیاست.
تقلید از نظر ایشان همین است هر چه افایان گفتند باید اجرا کنیم ما نباید فکر کنیم
به نظر شما آخر توی مملکت ما هرکسی فقط توی حیطه کاری خودش کار می کنه یا بازم همه توی همه جا دخالت می کنن. این سایت سیاسیه. بگذارید کار سیاسش را بکنه. هر چقدر هم که حرفای نویسنده درست باشه.
به نام خداوند بخشنده ومهربان وبنام خداونده خالق امیرالمومنین در جواب بسیجی :رهبر شما دم از امام علی میزند حضرت علی میفرماید در پنهان واشکارا من را نصیحت کنید ایا وضع کنونی این اجازه را بمردم داده که از رهبر تصنعی وساختگی شما ها انتقاد کنند امام علی وقتی با انتقاد زنیکه اورا نمیشناخت واز امام انتقاد کرد که خلیفه (حضرت علی)شوهر اورا برای جهاد به مرزها فرستاده وشوهرش شهید شده و الان وضع خوبی در خانه نداریم روبرو شد خود راسرزنش کرد ودر تنور خانه زن بیوه صورت گرامیشان را به شعله های اتش نزدیک واز کم توجهی به ان زن ناراحت شدند ایا رهبر شما به جای اینکه از کم توجهی بمردم معذرت بخواهند مجالس شعر وبرگذار میکند و انگار که تنها مسئله کشور شعر است در انجا ب احسنت و افرین گویی میپردازد حضرت علی شبانه به دیدار قرا میرفتند وبطور پنهانی از اموال خویش کمک میکردند بطو ر ناشناس در حالیکه الان رهبر شماها به مناطقی میلیونی مثلا کمک میکنند وانگار که از جیب شخصی خود داده ایا دادن این پولها از بیت المال نیست ؟ در صورتیمه دختر حضرت علی در گرفتن گردنبندی از خزانه بیت المال انهم به شکل قرض مورد سرزنش مولا قرار میگیرد وهزار ایا وسوال دیگر.
ای کاش عرصه دین از سیاست جدا میشد که اگر چنین میشد خیلی راحت میتوانستیم جنایتکاران و قاتلان و متجاوزان به حریم خصوصی مردم را به نقد بکشیم و متهم به بی دینی نشویم و البته اساس دیانت نیز از ارتکاب به این افعال مصون میماند.هم وطنان عزیز – چه سبز و چه غیر سبز – بیایید و به علت اصلی ایجاد این مباحث بپردازیم که همانا دخالت عالمان دینی در جزء جزء مسائل شخصی – سیاسی – ورزشی – اقتصادی – تجاری و حتی پزشکی و روابط زناشویی میباشد. نگاهی گذرا به هلیته المتقین گواه این ادعاست.همچنین نگاهی گذراتر به اشغال پستهای مختلف حکومتی از جانب معممین.چگونه است که در مورد مسائل دینی همانطور که هموطن عزیزی اشاره کرد و به درستی هم اشاره کرد باید به کارشناس آن مراجعه کرد ولی همین کارشناس دینی به خود اجازه میدهد در همه حوزه های فوق الاشاره از آموزش عالی گرفته تا امور امنیتی – اقتصادی -فرهنگی و صد البته سیاسی نه تنها اظهار نظر که تحمیل نظر به کلیه آحاد جامعه از استاد دانشگاه در رشته های اقتصاد و فرهنگ و علوم سیاسی نماید . اگر هر کاری به تخصص نیاز دارد که صد البته دارد پس بپذیریم که اداره یک جامعه 70 میلیونی هم به تخصصهای مختلف و متنوع و بسیار زیادی نیازمند است که قطعا همگی در یک شخص اصولا قابل جمع نیست. دوستان عزیزی به درستی اشاره به این موضوع کردند که
نبایستی غیر کارشناسان در علم تفسیر دخالت کنند ولی چرا در مورد سایر علوم چنین نمیکنند.اصولا چرا یک موجود زمینی را انقدر تقدس ببخشیم و به او بگوییم روحانی(نه جسمانی) – آیت الله(نشانه خدا) – حجه الاسلام و سپس چندین قرن تلاش کنیم تا شاید بتوانیم زمینی بودنشان را ثابت کنیم. باید این را بپذیریم که هر کسی (به غیر از معصومین) جایز الخطاست و باید در مقابل آحاد جامعه پاسخگوی اعمال خود باشد حال هر عنوانی میخواهد داشته باشد چه روحانی – چه آیت الله – چه حجه الاسلام و چه ولایت فقیه. اگر چنین نیست پس چرا شیعیان معتقد به فقط و فقط چهارده معصومند و نه بیشتر؟
در جواب سید سبز
بنام خدای رحمان
قران در لغت عربی کتابی را گویند که سهل القرايه و قابل فهم باشد و کتابی که از نامش هویداست که خواندن و درک ان اسان و قابل فهم است احتیاج به تفسیر ندارد . خداوند در سوره القمر ایات 17و22و32و40 میفرماید: (و لقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر) ما قران را اسان نمودیم برای فهم و اندرز . کیست که ار ان پند گیرد .؟ و این ایات به ما میفهماند که تمام قران سهل القرايه و قابل درک است. چرا که اگر غیر این بود “خداوند میفرمود : ولقد یسرنا بعض القران للذکر ……
با توجه به ایات فوق و دیگر ایات قران که خداوند صراحتا فرموده این کتاب برای هدایت مردم است(هدی للناس)و برای مردم بیان شده (بیان للناس) و بسیار ایات دیگر که خداوند فرموده این کتاب را برای فهم و درک مردم و هدایت مردم اسان نموده وبیان کردیم . به استناد کدا م ایه از قران”در مخالفت با خداوند میفرمایید که این کتاب قابل فهم نیست و احتیاج به تفسیر دارد.؟
خداوند در ایه 7 سوره ال عمران فرموده که قران دارای ایات محکم و متشابه است و تاویل متشابه را کسی نمیداند بجز خداوند . (تاویل به معنی اول و برگشت از ظاهر به واقع و تحقق در خارج است)یعنی وقوع خارجی ان را کسی نمی داند؛ نه اینکه معنی ان را کسی نمیفهمد . اگر قرار باشد کسی ایات متشابه را نفهمد؛ نزول ان ایات لغو میشود و خداوند حکیم کار لغو نمیکند . خداوند در ایه 53 سوره اعراف فرموده : تاویل ایات قران در روز قیامت برای انسان محقق خواهد شد.
ایاتی مانند ایات نماز و زکات و حج و امثالهم را که وجود خارجی انها قابل درک باشد را محکمات گویند . معنی محکم فصیح المعانی میباشد و بطور مسلم تمام ایات قران کریم چنین است . متشابهات قران نیز قابل فهم و درک است ولی تحقق و وقوع خارجی انها و کمیّت و کیفیّت وجود انها بر کسی بجز خداوند معلوم نیست . بنابراین ایاتی که در وقایع اخرت و صفات الهی وارد شده، اگر چه برای همه کس قابل فهم است ولی چون بوجود خارجی ان کسی پی نبرده،انها را متشابه گویند.
مانند ایاتی که خداوند را بینا و شنوا ذکر کرده، خوب معنی ان قابل درک است یعنی به ما میگوید که خداوند هم می شنود و هم می بیند . ولی چگونگی دیدن و شنیدن از جانب خداوند را ما نمی توانیم درک کنیم زیرا خداوند جسم نیست که گوش و چشم داشته باشد.
خداوند در ایه 7 سوره ال عمران فرموده:کسانی که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تاویل کردن ان فتنه گری و شبهه پدید اورند در صورتیکه تاویل قران را کسی نداند بجز خداوند . و راسخون در علم (اهل خرد و شعور )گویند ما بهمه ان کتاب گرویدیم که همه محکم و متشابه قران از جانب پروردگار امده.
بیاد داشته باشیم دین ما ، دین تحقیق است و خداوند در قران مکررا فرموده : در این کتاب تدبر کنید.
و پیامبر ما فرموده : یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است .
کمی با خود بیاندیشیم . …. ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا (پروردگارا ما را بباطل میل مده پس از انکه بحق هدایت فرمودی)
احسنت
مقاله جالبی بود
بسیجی جان سایت کلمه پر از آدم های بی منطقه .نظرم با تو کاملا موافقه این جماعت به نام رهبر حساسند چه سید علی بزرگوار چه روح الله بلند مرتبه .این جماعت ترسی از سیاسی کردن قرآن ندارند
ادم ناشناس وبسیجی که نظر دادید شماها وامثال شماها با حمایت کور کورانه ای که از رهبرتان داشتید در گرفتاری مردم امروز کشور سهیمید شک نکنید این حمایت های شما بمنزله نابودی ازادی مردم ودیکتاتوری…در کشور است شما شک نکنید اکثریت مردم با این نظام مخالفند مردمی که 9دی به تظاهرات رفتند فقط بخاطر امام حسین بود عاشورای 88کار شماها بود وبدانید وبه این ایه ایمان داشته باشید حکومت با کفر دوام دارد ولی با ظلم خیر سکوت الان مردم بمنزله رضایت از نظام ورهبرتان نیست بلکه ترس از برخورد با انهاست
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.اقا سعید سلام.ما میخواهیم دنباله رو حکومت امامان شویم اما خوب ما کجا و انها کجا!رهبری تا اونجا که تونسته وظیفه اش را انجام داده اما همه چی دست رهبری نیست!در ضمن درست است باید بشود از رهبری هم علنا انتقاد کرد ولی انتقادات شما را دیدیم اهانت و فحش به ایشان!ایشان امام علی نبوده و نخواهد بود ولی عزت ما را در مقابل ابر قدرت ها حفظ کرده و این ما را از ایشان راضی میکند!پیشرفت فرهنگی و اقتصادی مستلزم وجود اراده در همه مردم است که متاسفانه ما این اراده را نداریم!هر وقت من و شما 8 ساعت کار مفید کردیم بعد میشود بگوییم که وظیفه خود را انجام دادیم با کار نکردن و غر زدن چیزی درست نمیشود.یا حق.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوستان سبزی که به جمله اول من ایراد گرفتند!نمیدانم این از جهل شماست یااز کینه شما که قطعا از کینه شماست چون خردسالان هم معنی این جمله را میفهمند و لی شما جوری صحبت میکنید که انگار ما رهبری را امام معصوم میدانیم!امام به معنب رهبر و مقتدا هست و امام خامنه ای یعنی اینکه بنده حقیر ایشان را رهبر خودم میدانم.اما شما چون دلهایتان پر از کینه هست و به قول قران کر و کور و لال(نسبت به حق) هستید حرف حق را با بهانه جویی های بچه گانه قبول نمیکنید!به جای نقد حرف من به فحاشی رو اوردید و تحقیر!اقای محب دستغیب ساندیس خوردن ما رو از کجا دیدی اینقدر دنیا برات ارزشمند شده که فکر میکنی مردم به خاطر ساندیس در راهپیماییها شرکت میکنند!متاسفم برای شما فکر کردیم مخالفا جدید ما محترمند اما دیدیم مردمی هستید خالی از منطق و کینه ای.شما که نظر یک مخالف را با اهانت جواب میدید چطور میخواید ازادی مورد نظرتان را حاکم کنید؟روز قدس را ببینید که چطور مردم جواب شما متوهمات قدرت طلب را میدهند.یا حق.
در تکمیل حرف های آقای ناشناس که در جواب سید سبز فرموده اند قرآن کتابی “سهل القرایه و قابل فهم” است باید عرض کنم که علاوه بر آیاتی که آقای محترم ناشناس بر “قابل فهم بودن آیات قرآن” برای عموم مردم به آنها استناد کرده اند مهمترین دلیل امکان فهم آیات قرآن توسط عموم مردم بدون نیاز به حدیث و تفسیر مفسرین، خطابات مستقیم قرآن است
خداوند در خطابات مستقیم خود در قرآن غیر از چند مورد که پیامبر را مورد خطاب قرار می دهد در اکثر موارد مخاطبین مستقیم قرآن ” يا أَيُّهَا النَّاس (حدود15 بار) ” – “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا (حدود 87بار) ” – ” يا أَيُّهَا الْإِنْسان” (حدود 2 بار) – ” يا أَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا ” و… هستند و در واقع در اکثر خطابات خداوند عموم مردم مخاطب مستقیم خداوند هستند اگر واقعا عموم مردم نمی توانستند قرآن را بفهمند و جهت فهم قرآن نیاز به رجوع به معصومین (ع) و علماء و مفسرین بود باید خداوند معصومین و علماء و مفسرین را مخاطب خود قرار می داد و می فرمود “یا ایها المعصومین قولوا للَّذينَ آمَنُوا ” یا “یا ایها العلما’ قولوا للَّذينَ آمَنُوا ” “یاایهالمفسرون قولوا للَّذينَ آمَنُوا و… در حالی که در هیچ جای قرآن خداوند حتی یک بار هم معصومین (ع) و یا علماء و یا مفسرین را مخاطب خود قرار نداده و نفرموده یا ایها المعصومین – یا ایهاالعلماء و…
بنابرین اگر ما امر به عدم فهم قران توسط عموم مردم بدون رجوع به احادیث یا اقوال مفسرین بکنیم حکمت خداوند را (العیاذ بالله) زیر سوال نبرده ایم؟ آیا از حکمت خداوند متعال دور نیست که کسانی را که حرفش را نمی فهمند (عموم مردم)مستقیم خطابشان کند و کسانی را که حرفش را می فهمند و قرار است به مردم تفسیر کنند هیچ خطابشان نکند؟
بنابرین مهمترین کلید فهم قرآن چنانچه خود خداوند در سوره یوسف آیه۲″ ، ” سوره انبیاء آیه ۱۰″ ، “سوره الزخرف آیه ۴۳ “، “سوره حدید آیه ۱۷” ، ” سوره بقره آیه ۴۴ ، “سوره محمد آیه ۲۴″ ” ، سوره نساء آیه 82 و… تاکید کرده است تدبر و تفکر در آیات است
در مملکت ما که قرآن بسیار مهجور است اینکه به دستوراتش عمل نمیکنیم بماند قرآن به زبان عربی است و اغلب مردم ما عربی بلد نیستند لذا با قرآن با ترجمه نیاز دارند اما شما یک مدرسه اعم از دبستان راهنمایی یا دبیرستان در سراسر کشور پیدا نمی کنید که 30 جلد یعنی به تعداد یک کلاس قرآن با ترجمه داشته باشد راستی چرا؟؟؟؟
اقای بسیجی عزیز
اینکه شما هدفت از اوردن نام اقای خامنه ای چیست از این نظر مهم است که باعث کیش شخصیت می شود . خداوند باید با صفاتش توصیف شود نه با نام بندگانش حتی اگر این بنده پیامبر باشد. روزگاری در مدرسه که بودیم بعد اوردن نام پیامبر یک صلوات می فرستادیم و برای اقای خمینی سه صلوات. جواب به سئوال که چرا اینگونه است این بود که فرقی ندارد چون در هر صورت همیشه به پیامبر صلوات می فرستیم و همیشه این سئوال در ذهن من ایجاد می شد که حالا که صلوات به پیامبر می رسد چه بهتر که با اسم یزید و معاویه هم سه صلوات بفرستیم .
اما واقعیت این بود که هدفش کیش شخصیت اقای خمینی بود به گونه ای که امروز می توانیم بگوییم پیامبر و امامان شیعه در مواردی اشتباه کرده اند اما در مورد اقای خمینی خیر . و دقیقا کار شما سرانجام به چنین نقطه ای می رسد که بگوییم اقای خامنه ای در هنگام تولد یا علی گفته است .
برادر عزیز
با اینگونه شروع کردن ها از اقای خامنه ای بت نساز زیرا کیش شخصیت همانند بت سازی است .
در مورد بعضی از اظهار نظر ها حق با شماست . من هم معتقدم که گروهی واقعا باورانه در اجتماعات حکومتی شرکت می کنند اما گروه بسیاری یه دلایل گوناگون و بعضا ترس از اینده ای که ممکن است این عدم حضور ها ان را تهدید کند در این اجتماعات شرکت می کنند. شاید به سن شما قد ندهد اما روزگاری شرط قبول شدن در دانشگاه ها و استخدام شدن اظهار نظر گروهی مانند شما بود که باید تایید می کردند فرد مورد نظر در اجتماعات حکومتی شرکت دارد.