اشغال سفارت آمریکا، پاسخی به کودتای 28 مرداد
چکیده :در روزهای اخیر «رون یل» کاندیدای احتمالی جمهوری خواه آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری آینده در برنامه زنده شبکه خبری فاکس نیوز ضمن اظهار تمایل به مذاکره با ایران در پاسخ به رقیب خود گفت: «جناب سناتور شما در خصوص تاریخ دچار اشتباه شده اید ... ما بسیار قبل از سال 1979 یعنی از سال 1953 و کودتای 28 مرداد با ایران در جنگ هستیم. آنها در سال 1979 تنها پاسخ ما را دادند. مشکل ما آن است که به کارهایی که خودمان کرده ایم، توجهی نداریم»....
معصومه ابتکار
پس از چند دهه بحث در مورد چگونگی کودتای 28 مرداد 1332، بالاخره خانم مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه امریکا در سال 2001 – با برطرف سازی طبقه بندی افشای اسناد مربوط به عملیات آژاکس – به طور رسمی دخالت کشور متبوعش را در ایران برای سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق و آغاز 25 سال دیکتاتوری سیاه پهلوی مورد تایید قرار داد. وی همچنین از وقوع آن کودتا در ایران عذرخواهی کرد. بنابراین مدت هاست آمریکا و انگلیس دخالت های اعمال شده دراین مورد را منکر نمی شوند. در روزهای اخیر نیز «رون یل» کاندیدای احتمالی جمهوری خواه آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری آینده در برنامه زنده شبکه خبری فاکس نیوز ضمن اظهار تمایل به مذاکره با ایران در پاسخ به رقیب خود گفت: «جناب سناتور شما در خصوص تاریخ دچار اشتباه شده اید … ما بسیار قبل از سال 1979 یعنی از سال 1953 و کودتای 28 مرداد با ایران در جنگ هستیم. آنها در سال 1979 تنها پاسخ ما را دادند. مشکل ما آن است که به کارهایی که خودمان کرده ایم، توجهی نداریم».
اگر چه شاید برخی تصور کنند دوران کودتاها و دولت های نظامی گذشته، اما طرح مکرر موضوع کودتای 28 مرداد در مطبوعات و رسانه های تصویری و شنیداری جهان نشان از تاثیر و ابعاد تلخ این واقعه با وجود گذشت بیش از 6 دهه از آن دارد.
کسانی که سال 32 را تجربه کرده اند، اختلاف میان ملیون و مذهبیون و ضعف نیروهای مردمی را زمینه ساز دخالت بیگانگان می شناسند. این عامل به علاوه حوادث پس از کودتا مانند تعقیب و بازداشت گسترده فعالین و انقلابیون، ممنوعیت فعالیت احزاب مستقل، تعطیلی روزنامه ها، جریان وارونه سازی اخبار و اطلاعات و تحلیل های ساختگی برای توجیه شرایط جدید و پوشاندن دخالت نظامیان و بیگانگان فضای تیره و سیاهی را برای آزاداندیشان و انقلابیون به وجود آورد. پس از کودتا، آمریکا دولتی منعطف و تابع محض سیاست های دلخواه خود بر سر کار آورده بود و از آن حمایت می کرد تا پس از 25 سال و بروز انقلاب اسلامی، پرده از واقعیت برداشته شد. اگر چه دولت آمریکا پنجاه سال به طول انجامید تا به این دخالت اذعان کرد و اسناد آن را در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
به این ترتیب کودتای 28 مرداد 32 در ایران نقطه عطفی شد که جوامع بر مبنای آن وقایع خود را ارزیابی و مقایسه می کردند. این واقعه و نیز کودتای آمریکایی علیه دکتر سالوادور آلنده در شیلی چنان در حافظه تاریخی مردم ایران و کشورهای دیگر جای گرفت که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نیز در سال 1358، تقابل آشکار دولت آمریکا با دولت نوپای برآمده از انقلاب اسلامی و ورود شاه مخلوع به آن کشور را نشانه هایی بر احتمال وقوع کودتایی دیگر تلقی کردند. همین تلقی سبب شد دست به اقدامی مهار کننده بزنند تا توجه نهادهای بین المللی و رسانه های جهانی را به مظلومیت مردم و خطر کودتا جلب کرده و مانع بروز فاجعه ای دیگر و تکرار تاریخ شوند.
امروزه بسیاری از ناظران بی طرف معتقدند کودتا علیه دولت دکتر مصدق در سال 1953 برای توجیه سیاسی و حقوقی واقعه اشغال سفارت آمریکا در سال 1979 کافیست. اگر کودتایی در پیشینه تاریخ مردم ایران رخ نداده بود، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام دلیلی برای نگرانی از تکرار تاریخ و استدلالی برای اقدام خود نداشتند. بی شک تایید امام خمینی و انقلاب دوم خواندن آن نیز با توجه به همین سوابق تاریخی بوده است.
البته از دیگر تجارب تاریخی وضعیت کنونی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام است که به دنبال چرخش جدی در فضای سیاسی کشور طی سال های اخیر، نه تنها دیگر عضو دولت و مجلس نیستند بلکه بسیاری از ایشان در بند و یا محدودیت فعالیت به سر می برند و قابل توجه اینکه گاهی به نظر می رسد تلاشی در حال وقوع است تا چهره های موثر در جریان انقلاب دوم را خدشه دار کنند؛ شاید توجیه کننده وضعیت فعلی آنها باشد. از جمله تحلیل گران نوینی که از موضع دفاع از انقلاب در میان ارزیابی های خود به نوعی واقعه 13 آبان را زیر سوال می برند و گاه تا آنجا پیش می روند که آن را به توطئه امریکا نسبت می دهند. حالا چرا باید امریکا دست به اقدامی بزند که به عنوان یک ابرقدرت نزول کرده و منافعش در سراسر جهان با برانگیختن موجی ضد امریکایی در خطر قرار گیرد؟!
شاهد این تحلیل های نوین از جمله کتابی است که در بهار سال جاری در قم منتشر شده است. در صفحاتی از این کتاب که به مسئله اشغال سفارت آمریکا پرداخته، با استناد به سخنان کارشناسان امریکایی نقش و حضور منافقین را در جریان اشغال سفارت و سپس نگهداری گروگان ها پر رنگ توصیف کرده است.
اینگونه تحلیل ها که از گوشه و کنار این روزها زیاد شنیده می شود بیانگر وجود جریانی است که برای حفظ موقعیت خود، تخریب وجهه رقیب و تحریف تاریخ را دنبال می کنند. هر چند این رقیب دانشجویانی باشند که ایران را از خطر کودتایی چون کودتای 28 مرداد 32 رهانیدند. این سنت تاریخ است که آزادیخواهان و حق طلبان مقابل سلطه گری و استبداد می ایستند و سلطه گران نیز همواره به دنبال خاموش کردن صدای مردم هستند.
منبع: روزنامه روزگار














اگر این مطلب را که اشغال سفارت جوابی بود در برابر کودتای ۲۸ مرداد از منظر انتقامجویی در نظر بگیریم قابل تحليل است(تازه إز طرف نيروهاي ملي نه مذهبي)اما اگر از منظر سیاسی و تاریخی در نظر بگیریم این مطلب بیشتر شبیه طنز و نوعی کینه کودکانه است تا یک رفتار عقلانی سیاسی . ضمنا نیروهای مذهبی در زمان کودتا چندان مخالفتی نداشتند و رفتار کاشانی بعداز کودتا موید این مسئله ميباشد
اشغال سفارت کار اشتباهی بود و به منافع ملی کشور لطمه زد و عاملان و تایید کنندگان این عمل هر کس که میخواهد باشد خواسته و یا ناخواسته به کشور خیانت کردند.
درود بر دانشجویان پیرو خط امام که با تسخیر سفارت امریکا انقلاب دوم را خلق گردن اما احمدی نژاد وحکومت فعلی کینه خودشان را به این عزیزان نشان دادن وانهارا که افتخاری برای ملت ایران بودن را در زندان زیر شکنجه قرار دادن واز ازادی محروم گردن این نشان می دهد که خود اینها امریکا یی هستن و حاضر هستن برای خوشامد گویی امریکا ییها فرش پن کنند
با اين حساب كودتاي 22 خرداد هم پاسخي است به اشغال سفارت امريكا.
خانم ابتکار شما انسان شریفی هستید ولی قبول کنید وقتی خود ما اشتباهاتمان را نپذیریم از دیگران هم نیابد انتظار دیگری داشته باشیم . اشغال سفارت امریکا اشتباه بزرگی بود که باعث شد شکاف بزرگی بین دو کشور ایجاد شود . بپذیریم که هزینه های آن بسیار زیاد بود . خود تان هم می دانید امام در ابتدا با این کار مخالف بود و در مقابل عمل انجام شده ، آن را تایید کرد .
با جايگزين كردن استبداد ديني بجاي جمهوري اسلامي توسط بازوان امريكا و انگليس همچون حجتيه و موتلفه.وخط اماميها در زندان جوابيست براي اشغال سفارت امريكا.پس تاريخ تكرار ميشود
مقاله روشن گرانه ای بود.به نظر من حادثه اشغال سفارت در مقابل ضرر و زیانی که بابت کودتای 28 مرداد به ایران تحمیل شد ،بسیار کوچک است.ما هنوز هم چوب سرنگونی دولت مصدق و روی کار آمدن شعبان بی مخ ها را میخوریم
«امروزه بسیاری از ناظران بی طرف معتقدند کودتا علیه دولت دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ برای توجیه سیاسی و حقوقی واقعه اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹ کافیست.» آنها که اشغال کردند گفتند کار اشتباهی بود شما نمیدانم چرا اینقدر سرخوش از انقلاب دومید. ضمناً در سیاست درست و غلط مبنایش منافع ملیست نه عقده گشاییهای انقلابی . اگر این کار درست بود بعداز 3 دهه کشور هنوز چوبش را نمیخورد. ظاهرا شما نمیخواهید بفهمید سفارت یک کشور _ خاک آن کشور _ است .
آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی
سرلشکر نادر باتمانقلیچ از افسران کودتاچی که پس از ۲۸ مرداد به سمت ریاست ستاد ارتش رسید، در جریان محاکماتش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به نقش آیت الله کاشانی اشارهای کرد و گفت:
«در اوایل سال ۳۲ به خدمت آیت الله کاشانی مشرف شدم حضرت از جریان سیاسی کشور متأثر بودند و دعا میکردند که مملکت نجات پیدا کند و به من گفتند تلاش کنید مملکت از این وضع نجات پیدا کند. پس از کودتای ۲۸ مرداد وقتی رئیس ستاد شدم با فرزند آیت الله کاشانی تماس گرفتم و جریان را به او گفتم و نظر آیت الله را خواستم. آقا مصطفی از قول آیت الله کاشانی گفتند چه بهتر که شما را انتخاب کردند. در اوایل شهریور ۳۲ وقتی خدمت آیت الله کاشانی شرفیاب شدم ایشان مرا به گرمی پذیرفتند و نسخهای از فرمان حضرت علی به من دادند و فرمودند این دستورات را نصب العین قرار دهید.»[
مواضع آیت الله نسبت به دولت زاهدی
کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:
«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده ، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند .»
کاشانی همچنین در مصاحبه باروزنامهٔ المصری گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم…هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»
دو روز پس از کودتا نیز کاشانی و زاهدی با یکدیگر در منزل آقای مقدم در دزاشیب ملاقات کردند این ملاقاتها تا مدتی ادامه داشت. جریان دیدارهای ۳۱ شهریور، ۱۸ مهر، ۲ آبان و ۲۳ آذر سال ۱۳۳۲ در مطبوعات آن دوره درج گشتهاند.
نظرات نسبت به مصدق پس از کودتا
او در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت:
«پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه» او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند . اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد
کاشانی در جواب روزنامهٔ المصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است
او همچنین در مصاحبه با اخبارالیوم مصدق را به مرگ محکوم کرد:
«این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد.طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
کاشانی نه تنها تمامی زحمات دکتر مصدق را به زیر سوال برد، که پا را فراتر گذاشته او را به داشتن جنون متهم کرد:
«مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.»
«مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
با گذشت زمان آیت الله کم کم متوجه گردید که چگونه و چطور عمله دست استبداد شدهاست، اما افسوس که دیگر پشیمانی فایدهای نداشت.آن گاه که کاشانی دریافت به سختی فریب خوردهاست لب به شکوه گشود:
«آزادی جز برای عمال انگلیس نیست. مطبوعات و نشریات ملی هیچگونه اظهار عقیده ندارند و همه توقیف اند. بسیاری از ملیون و آزادیخواهان متدین در زندانها بسر میبرند. این اختیارات را چه کسی به آقای زاهدی داده که این دیکتاتوری شدید و قرون وسطایی را با مردم شریف ایران مینماید؟»
و اینگونه افسوس روزهای پیش از کودتا را خورد:
«حیف که رادیو در اختیار من نیست که از افکار مردم و احساسات پاک این ملت استفاده کنم.»
آيت الله كاشاني پس از كودتاي 28 مرداد درباره شاه و بازگشت وي به ايران اظهار نظرهايي داشت كه مهمتر از تبريك گفتن بود. او گفت: «مصدق شاه را مجبور كرد كه ايران را ترك نمايد اما شاه با عزت و محبوبيت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژيم جمهوري مناسب ايران نيست»
پس از كودتا عدهاي از نمايندگان استعفا دادند به گونهاي كه مجلس از اكثريت افتاد اما آيتالله كاشاني نه تنها استعفا نداد بلكه اعتقاد داشت اگر انتخابات در 57 نقطه كشور به عمل آيد، با نمايندگان غير مستعفي اكثريت براي تشكيل جلسات حاصل خواهد شد و آنوقت مجلس بايد تكليف استعفاي نمايندگان مستعفي را معلوم كند. وي همچنين در 8 مهر 1332در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مخالفت خويش را با انحلال دوره هفدهم مجلس اعلام كرد و گفت «مدت 8 ماه از دوره 17 باقيمانده است و در عرض يكماه ميتوان بقيه انتخابات دوره هفدهم را انجام داد كه با نمايندگان غير مستعفي در مجلس اكثريت تشكيل خواهد داد.»
روزنامههاي كشور تا چند ماه پس از كودتا اخبار جلسات آيتالله كاشاني با نمايندگان غيرمستعفي را، منتشر ميكردند كه همه آنها در كتاب مجموعه پيامها و مكتوبات آيتالله كاشاني آمده است.
بقايي در خاطرات خود از تعدادي وكلاي غير مستعفي مجلس هفدهم پس از كودتا ياد ميكند كه توسط زاهدي براي نهار در باغ يكي از دوستانش دعوت شده بودند كه بقايي و كاشاني و زهريوش قنات آبادي و نادعلي و مكي از جمله آنها بودند.
بقايي هم در خاطرات خود ميگويد كه كاشاني در جلسات شركت نميكرد و گاهي به دفتر رئيس ميآمد و نايب رئيسها با او ملاقات ميكردنداما كاشاني از سمت خود پس از كودتا استعفا نداد تا اينكه عمر مجلس هفدهم پس از كودتا پايان يافت.
در انتخابات مجلس هجدهم پس از كودتا نيز كه آيتالله كاشاني از آغاز عليه آن موضعگيري كرد و آنرا فرمايشي خواند، سيد مصطفي كاشاني فرزند وي شركت جست و نماينده مجلس هجدهم شد.
اما موضعگيري اعتراضي و پي در پي آيتالله كاشاني عليه تجديد رابطه با انگليس و نيز قرارداد جديد كنسرسيوم دوباره ميان او و دولت جديد نقار افكند و با آغاز تدارك مقدمات انتخابات هجدهم كاشاني طي نامهاي به فضلالله زاهدي نوشت كه شنيده است دستگاه دولت مشغول تهيه مقدماتي است كه انتخابات دوره هجدهم را بطور فرمايشي و ليستي انجام دهد. او اين اعتراضات را ادامه داد و انتقاداتش نسبت به انتخابات فرمايشي هر دم تشديد شد و سرانجام در 27 دي ماه 1334 به بهانه بازجويي از آيتالله كاشاني به عنوان مطلع از ترور رزمآرا در چند سال پيش احضار شد. آيتالله چند بار احضار و بازجويي شد و منزوي گرديد
مرگ
رفته رفته حال آیت الله به وخامت گذارد. در ۱۶ مرداد ۱۳۴۰ نخست وزیر امینی پس از عمل جراحی کاشانی در بیمارستان از او عیادت کردبزرگترین متخصص جراحی پروستات فرانسه با وارد تهران شد تا کار معالجه کاشانی را بر عهده گیرد در۲ دی ۱۳۴۰بار دیگر دکتر علی امینی نخست وزیر، به ملاقات وی رفت و شاه هم در ۱۸ اسفند از او عیادت کرد سرانجام آیت الله کاشانی در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ فوت گردید و در جوار حرم عبدالعظیم حسنی در شهر ری واقع در جنوب تهران دفن گردید
اشغال سفارت دقیقا به چه نحوی جلو کودتا را گرفت؟
آن کسانی که دل می سوزاند که با کودتای 28 مرداد حکومت قانونی دکتر مصدق ازبین رفت، با بازماندگان و رهروان دکتر مصدق چه کردند؟ با آرامگاه او چه کردند. آرامگاه اورا مقایسه کنید با آرامگاه یک امامزاده درچه پنجم. این داستان کودتا هم دکانی است برای کسانی که نمیدانم چه مرگشان است که کینه آمریکا را به دل گرفته اند وهنوز باد چپ جوانی در مغزهای علیلشان شناور است.
این تحلیل کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری آینده امریکاست. بعید میدانم دانشجویان خط امام در انزمانکه از دیوار سفارت بالا می رفتند چندان دل خوشی از دکتر مصدق داشتند . بهر حال مرشد و مرادشان مصدق را مرتد اعلام کرده بود . مصدق شانس آورد که زنده نبود . و الا مرشد و مراد آقایان آن می کرد که با پیروان مصدق کرد . لطفا القایات دروغ نفرمایید
کودتای 22 خرداد از کودتای 28 مرداد هم ننگین تر است. در ضمن با این منطق پس مردم سوریه هم به علت حمایت ما حق دارند اعضا سفارت ایران در دمشق را گروگان بگیرند؟ امیدوارم جواب منفی باشد.
آقای یاور میر شما از جانب چه کسی صحبت میکنید؟خانم ابتکار ،میر دامادی،بی طرف و…از جمله اشغال کنندگان و هنوز هم مدافع آن هستند
با این استدلالهای نیم بند ÷س میتوان سفارت انگلیس و روسیه و فرانسه را نیز هم اکنون اشغال نمود تا پاسخی به عملکردهای سیصد ساله گذشته ایشان باشد0
اگر میخواهید کار غیرقانونی اشغال یک سفارتخانه را توجیه نمایید حرفی نیست ولی خواهشم این است یکبار هم یک مقاله در چهارچوب اصول پذیرفته شده دیپلماتیک بین المللی نیز در توجیه چنین عمل زشتی بنویسید تا اذهان مردم روشن شود چرا چنین هزینه سنگینی را کشور و مردم و نسلهای بعد از شما بابت اعمال شما و همفکران شما بپردازند0
به نظر می رسد انجام کودتا در کشوری دیگر که سبب کشته شدن دهها نفر و رنج و شکنجه و زندان هزاران نفر طی یک دوره سیاه دیکتاتوری است بسیار بدتر از گروگان گرفتن 50-60 نفر برای حدود یک و نیم سال باشد. اگر گروگانگیری خلاف قوانین بین المللی است کودتا هم همین حکم را دارد. امریکا در ایران به اعتراف خودش کودتا کرد و سفارت امریکا محل برنامه ریزی کودتای دیگری علیه مردم ایران بود. شواهد آن هم همانطور که شواهد کودتای 22 خرداد وجود داشت، در آن زمان معلوم بود. این را بپذیریم و بعد در مورد هزینه ها و فایده های اقدام دانشجویان به بحث و بررسی بپردازیم.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.اشغال سفارت کار نیکو و پسندیده ای بود!کسانی که دارن میگن این کار باعث قطع رابطه با امریکا شده بگن مگر اینها کم خیانت به ما کرده بودند؟!کودتای 28 مرداد و تاراج نفت و حمایت از دیکتاتور پهلوی گوشه ای از این همه خیانت و جنایت این جرثومه فساد علیه ایران هست!اما ایران چه بدی در حق امریکا کرده بود یکی میشه بگه!ایا ظلمی به امریکایی ها کرده بودیم کشورشان را به تاراج بردیم؟نه پس اونها هستند که به ما بدهکارند نه ما!اشغال سفارت هم معلوم شد اینها دنبال جاسوسی بودند نه دیپلماسی!اسناد را بخوانید تا بفهمید که قطع رابطه با این قلدر وحشی!به نفع مابوده و هست.یا حق.
خانم ابتکار عزیز با عرض معذرت ارجاعتان میدهم به جمله “برتراند راسل”: مساله اصلی جهان این است که آدمهای … و متعصب همیشه به شدت به خود مطمئن هستند، اما انسانهای عاقل تر، پر از شک اند
درود بیکران بر مرحوم مهندس مهدی بازرگان
یادم هست آقای خاتمی هم شبیه به همین مطلب را گفته بودند
اگرچه صدمات زیادی برای کشور داشت اما آنان که چنین کردند فرزند زمان بودند .
در جواب احمد هم باید بگویم کارهایی که با ملی مذهبی ها شد تحت شور انقلاب بود نه زیر نظر آقای خمینی اگرنه ایشان همواره نسبت به این افراد به ویژه نهضت آزادی با احترام یاد می کرد و میگفت این ها را افراد خوب و متدینی می دانم.
من از طرف هیچ کس صحبت نمیکنم شما را به صحبتهای عباس عبدی از همین دوستان ارجاع میدهم . میردامادی و یا هرکس دیگر هم اگر از این عمل دفاع میکند عَلَم دموکراسی در دستش بی دسته می شود ، البته من خیلی میردامادی و عبدی و…را دوست دارم چون به نظرم تغییر کرده اند و بر این باورم که اگر بر لب هم نگویند به دل معترفند که کار ، کارِ اشتباهی بوده . اما از گفتن آنچه درست می پندارم ابایی ندارم.
صحبتهای احمد را خیلی خیلی قبول دارم.
زمانی که از دیکتاتوری فعلی رهایی یافتیم بهتر میتوان در مورد درست یا غلط بودن این اشغال سفارت امریکا بحث کرد چون هر قضاوتی که در حال حاضر انجام شود تحت تاثیر نیروهای متحجر داخل حکومت خواهد بود و موجب سوء استفاده متحجرین می شود.
جناب یاور میر
شما ضمن اینکه تحلیل گر هستید،ظاهراً در ذهن خوانی هم تبحر دارید.از این قرار هر کس با نظر شما مخالف باشد میتوانید فرض کنیدًاگر بر لب موافق شما نیست به دل حتماً هست”
آمریکا دنبال منافغش است و به هرجنایتی تا به حال دست زده.در شیلی،ویتنام،عراق و…کسی از سفارتش بالا نرفته که اینگونه جنایت کرده.
عده ای دانشجو فکر میکردند نظیر کودتای 28 مرداد،آمریکا شاه را به آمریکا دعوت کرده تا با کودتا مجدداً به ایران باز گرداند،در مقابل آزادی گروگان ها خواستار تحویل شاه بودند که آمریکا حاضر به تحویل این مجرم نشد.به همین سادگی!
اشغال سفارت که با نیت خوب انجام شد در حقیقت مایه بدبختی ملت ایران و انحراف انقلاب از اهداف خود شد. اشتباه استراتژیکی که شد حمایت امام (ره) از این جریان بود. اینکار تبلیغی به نفع امریکا و نشاندهنده توحش ملت ایران به جهانیان شد. حرفهای مثبت را دیگران زده اند و حتی به عنوان انقلاب دوم از آن یاد کرده اند اما ضرورت دارد در یک نگاه کارشناسی عدم و نفع اینکار در ابعاد سیاسی،فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی بررسی گردد. دوران گل زدن به خود را تمام کنیم.
آقای حیران زاده ،کودتا بر علیه دولت قانونی یک کشور،نشانده توحش است و یا به گروگان گیری یک عده برای جلوگیری از تکرار کودتا؟کمی انصاف داشته باشید.من نمیدانم چرا یک عده اینقدر در مقابل آمریکا خود باخته اند.کمی کلاه خودتان را قاضی کنید و ببینید کودتای 28 مرداد چه بلایی بر سر مردم ایران آورد.من فکر میکتم اصولاً عده ای درکی از کودتای 28 مرداد ندارند.
اشغال سفارت امریکا دقیقا” ادامه کودتای 28مرداد32بود نتیجه هردو دوری از دمکراسی بود این عمل ناخواسته وندانسته وبی توجه به عواقب ان توسط عده ای جوان صورت گرفت .البته بار اول موفق نبود اما بار دوم همانی بود که اسثراتژی امریکا بود وموفق هم شد.عده ای درپی منافع خود وحذف دیگران بودند .بهرحال نتیجه اشغال سفارت با نتیجه کودتا در اصل یکی بود
آقای بسیجی تا زمانی که یک فرد ساده وپر از اشتباهی مثل خامنه ای را امام بر حق می دانی نمی توانی درست قضاوت کنی
زیرا تو مسخ شده ای . اگر می توانی برو پیش علمای راستین و بپرس!
هم وطنان عزیز. اگر همه ما فکر و گوشمان را کاملا باز کنیم و بگذریم همه اطلات به مغزمون برسن قبل از اینکه قضاوت کنیم حتمن به نتایج واقعی تری خواهیم رسید. من این کار را سالها پیش کردم و به این نتیجه رسیدم. در ضمن من یک مهندس ۴۷ ساله هستم که ۲ سال هم زمان جنگ در جبهه بودم.
۱- مصدق ایران را بسیار دوست داشت و تمام تلاشش را برای ملی کردن نفت و به نفع ایران انجام داد.
۲- قشر مذهبی و آیات الله کاشانی به مصدق خیانت کردند و در ان کودتا از شاه حمایت کردند. چون شاه در ان زمان بیشتر مدافع قشر مذهبی بود تا مصدق(چون شاه معتقد بود مذهبیون میتواند جلوی نفوذ کمونیستها و شوروی را در ایران بگیرند.)
۳- کسانی که سفارت امریکا را اشغال کردند نیتشان خیر بود چون به نظر خودشون میخواستند ۲۸ مرداد دوباره اتفاق نیفتاد. در هر حال صدمه بزرگی به وجه ایران در دنیا زدند. ولی ضررش برای ایران خیلی زیاد بود.
۴- برای آیتاله خمینی اسلام خیلی مهمتر از ایران بود. او با قول های بزرگ از مردم به عنوان ابزار برای اهداف خود استفاده کرد. والی نیتش از دیده اسلامی خیر بود.
۵- شاه هم بسیار برای ایران زحمت کشید و ایران برای او خیلی مهم بود. مقایسه کنید ایران که شاه در ان زمان تحویل گرفت در چه حالی بود و ایرانی که او تحویل داد چه قدر پیشرفت کرده بود. او ارباب رعیت را از بین برد.
۶- آیات اله خمینی مخالف ان بود که شاه به زنان حق رای داد.
…
البته کسی نباید گول حرف های سیاستمداران را بخورد. خانم آلبرایت که از عمل آمریکا در کودتای 28مرداد از مردم ایران پوزش خواست، برای آن بود که یخ های این دوکشور پس از سالها آب شود و برای این مقصود سیاستمداران حاضرند گاهی خیلی کارها بکنند. میرزا آقاخان نوری که حتما معرف حضورتان هست. تبعه انگلیس و جانشین امیرکبیر و درحقیقت قاتل غیرمستقیم امیر که هفت سال پس از او صدراعظمی کرد. او ازجمله حرفهایی که زده و در تاریخ مانده است ما را یاد همین خانم مادلین آلبرایت می اندازد. او گفته است من برای آنکه کارم پیش برود این ریش خودرا(ریش های بسیار بلندی داشت) حاضرم در آنجای خرکنم تا کارم پیش برود. بعد که کارم از پیش رفت بیرون می آورم و گلاب میزنم وهیچ اتفاقی هم نمی افتد. این مطلب را البته من نقل به مضمون کردم از آقای دکتر باستانی پاریزی که که فرموده است “لاحیاء فی التاریخ” که عمرش طولانی باد.
استدلال ایشان مثل این است که کسی بگوید چون فلانی اموال من رو دزدید من هم در جواب اموال اورا دزدیدم .
کار بد در همه حال بد است البته کسی که گرسنه است و دزدی می کند با کسی که پولش از پارو بالا می رود و دزدی می کند فرق دارد ولی در هر حال دزدی کار خوبی نیست .
متاسفانه انسانهای کمی قادرند اعمال غلط خود را توجیه نکنند و این البته به شکل گیری شخصیت افراد ارتباط دارد
اصلاً آمریکا اشغالگر ، آمریکا بد، آمریکا … (هر چه دوست می دارید جای آن سه نقطه بگذارید)
دو کشور که با هم در جنگ هستند هم سفارتهای همدیگر را تهدید نمی کنند تا درِ گفتگو باز بماند از آن همه کشور که اسم بردید چرا فقط « دانشجویان پیرو خط امام » در ایران چنین کاری کردند . هندی ها هم انگلیسی ها را با خفت از کشورشان بیرون کردند ولی روابطشان با آنها را تا بعد از آن حفظ و بلکه تقویت کردند . ضمنا انگلیس آنجا را استعمار کرده بود که بسیار از کودتا شنیع تر است . این دشمن سازیهای مرا دقیقا یاد سخنان « کودتاچیهای انتخاباتی » می اندازد .که در سازمان ملل دم از مصدق و نهضت ملی شدن نفت میزنند ودر تهران به طرزی فجیع هاله سحابی را که از رهروان همان راه مصدق است به قتل میرسانند. اما در نظر احمد نکته ی مثبتی بود آنها که سفارت را اشغال کردند بعید میدانم اصلاً مصدق را در زمان همان کودتا منتخب ملت میدانستند که برکناریش را کودتا احتمالاً کاشانی را مردمی تر و شایسته تر میدانستند . ضمنا گویا شما دلیل اشغال سفارت را چیز دیگری میدانید؟!
با بعضی هاش کاملاً موافق نیستم ولی خیلی منصفانه بود.
ایکاش میشد جلوی کودتای ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را هم گرفت همانگونه که بااشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام و حمایت آیت الله خمینی از آنان جلوی کودتایی که از سوی آمریکا و شاه مخلوع در شرف وقوع بود گرفته شد. گرچه آمریکا بیکار ننشت وبا حمایت از شاهپور بختیار کودتای نوژه را سازماندهی کرد که آن نیز با هشیاری نیروهای وفادار به انقلاب خنثی شد٫ ولی آمریکا باز هم بیکار ننشت و صدام حسین را به جان انقلاب ایران انداخت که میلیاردها دلار و صدها هزار شهید و زخمی روی دست مردم ایران گذاشت و هنوز این ماجرا با تحریمها و محاصره ی ایران از همه سو ادامه دارد۰