نامه زندانیان بند 350 خطاب به دادستان تهران: تاریخ به زودی درباره ما و شما قضاوت خواهد کرد
چکیده :آقای دادستان تهران، خیلی خوب شما را درک میکنیم، وقتی در دفترتان نشستهاید و تعدادی زن و مرد و کودک چشم به شما دارند تا شاید برگههای ملاقات حضوریشان را امضا کنید یا مرخصی دو یا سه روزه به آنها بدهید. حتما در آن لحظات احساس بزرگی و مهم بودن میکنید! الان بیش از یک سال است که از بزرگ و مهم شدن شما میگذرد، یعنی از زمانی که مانع ملاقات حضوری زندانیان سیاسی با خانوادههایشان و قطع تماس تلفنی و استفاده از مرخصی آنها شدهاید....
جمعی از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین، بزرگترین بند زندانیان سیاسی کشور، در نامهای خطاب به دادستان تهران از نقض قوانین و حقوق زندانیان سیاسی نوشتهاند؛ زندانیانی که گویا قانونی متفاوت و خود وضع کرده درباره آنان اجرا میشود، زندانیانی که حتی از حقوق یک زندانی عادی که جنایتهایی همچون قتل و تجاوز به عنف مرتکب شده نیز محروم ماندهاند؛ حقوقی مانند حق دسترسی به تلفن، ملاقات حضوری با خانواده و مرخصی. جمعی از این زندانیان خطاب به دادستان تهران بار دیگر یاد آوری کردهاند که به زودی تاریخ درباره کسانی که این گونه به زندانیان سیاسی و خانوادههایشان ظلم روا میدارند قضاوت خواهد کرد.
متن کامل این نامه که توسط یاران گمنام جنبش سبز در اوین در اختیار کلمه قرار گرفته، با این توضیح که نام امضا کنندگانش نزد کلمه محفوظ خواهد ماند، به شرح زیر است:
آقای جعفری دولت آبادی
دادستان تهران
امروز که این نامه را خطاب به شما مینویسیم در خواست آزادیمان را از شما و یا هیچ کس دیگر نداریم و با اینکه احکام خود را کاملا غیر عادلانه میدانیم اما در اینجا تنها از حقوق از دست رفته خود به عنوان یک زندانی سخن میگوییم.
بیش از یک سال است که از عمر دادستانی شما میگذرد و در این مدت بسیاری از ما از ملاقات حضوری با خانوادههایمان، تماس تلفنی و حق مرخصی به عنوان حقوق اولیه یک زندانی محروم شدهایم. محدودیتهایی که به دستور شخص شما ایجاد شده است و این بوده است سهم ما از دادستانی شما.
به عنوان دادستان تهران احتمالا بر این باور هستید که ملاقات حضوری و امکان استفاده از تلفن و مرخصی، جزیی از حقوق زندانیان است، چرا که هم اکنون این روند در تمام زندانهای ایران در حال اجراست و تنها بخشی از زندانیان سیاسی هستند که از آن محروم شدهاند و خود شما کسی هستید که این روال غیر قانونی را درباره این زندانیان نظاره گر هستید، چرا که اعطای این ملاقاتهای حضوری و مرخصی به صورت گزینشی و کاملا سلیقهای در دفتر شما اعمال میشود و بنابراین بخشی از زندانیان سیاسی را تبدیل به گروهی از زندانیان کردهاید که قانونی کاملا متفاوت درباره آنها اجرا میشود.
شما با در اختیار گرفتن اجازهٔ امکان تماس تلفنی روزانه سه تا پنج دقیقهای زندانیان سیاسی و ملاقات حضوری آنها از سازمان زندانها و انتقال آن به حوزه اختیارات دادستانی، خواستهاید بخشی از اقتدار از دست رفته را به دادستانی و زیر مجموعه خود بازگردانید. هم اکنون یک سال از اجرای اقتدار گرایی شما در دادستانی تهران گذشته است. یقینا خود شما بیش از هر کسی میدانید که در این راه چه میزان دستاورد داشتهاید و چه ظلمی را روا داشتهاید. همچنانکه در ملاقاتهای خود با برخی زندانیان سیاسی به بخشهایی از آن ظلمها اشاره کردهاید و تنها بر سر میزان آن اختلاف نظر داشتهاید. همچنانکه در ملاقات با زندانیان و اعضای خانوادههای آنها گفتهاید که جرم این زندانیان تنها این بوده که حرفهایشان را با صدای بلند گفتهاند.
آقای جعفری دولت آبادی
شما بارها در ملاقات با خانواده زندانیان سیاسی گفتهاید که صادر کردن اجازه ملاقات حضوری لطف و همراهی دادستان با آنهاست، احتمالا هم بر این باورید که آنها باید از این لطف و مرحمت شما سپاسگزار باشند. لطفی که با روزها رفت و آمد و ساعتها انتظار در پشت درهای دفتر دادستان و همکارانش شامل حالشان شده است و شما خوشحال هستید که یک ملاقات حضوری ۲۰ دقیقهای را با مهرورزیتان به آن خانواده مرحمت کردهاید. تا هم ثواب آخرت را ببیرید و هم نان دنیایتان را بخورید!
برخی از اعضای خانوادههای زندانیان سیاسی در شهرستانها زندگی میکنند و تنها امکان برقراری تماس با آنها شنیدن صدای خانوادهشان آن هم از طریق تلفن بود، آن هم روزی سه تا پنج دقیقه کهگاه توسط مسوولان زندان و برای اینکه به قول شما و آنها ما «آدم شویم» بارها قطع میشد. چرا که وقتی یکی از زندانیان را برای اعدام میبردند و یا به یکی دیگر از زندانهای کشور منتقل میشد دور آنها جمع میشدیم و آخرین نگاهها را رد و بدل میکردیم و این میشد بهانهای برای قطع تلفن، چرا که این دور هم جمع شدنها در زندان از نظر مسوولان زندان خلاف بود. تنها با قطع یکباره و همیشگی تلفن اما این را به ما یاد آوری کردید که هر روز و هر لحظه باید به فکر «آدم شدن» باشیم. جملهای که از گفتن آن به زندانیان و خانوادههایشان ابایی ندارید و بارها گفتهاید که دلیل زندانی ماندن اغلب ما این است که هنوز آدم نشدهایم. نمیدانیم آیا وظیفه شما آدم کردن تعدادی زندانی سیاسی است یا اجرای قانون. همچنین شما را به تامل در این نکته فرا میخوانیم که آیا دادستان بزرگترین شهر خاورمیانه باید از چنین ادبیاتی در مواجهه با مردم استفاده کند، حتی اگر این مردم، کسانی باشند که به زعم شما خطاکارند؟ راستی خانوادههای این افراد به زعم شما خطاکار، چه گناهی کردهاند که باید چنین ادبیاتی را تحمل کنند؟
آقای دادستان تهران
خیلی خوب شما را درک میکنیم، وقتی در دفترتان نشستهاید و تعدادی زن و مرد و کودک چشم به شما دارند تا شاید برگههای ملاقات حضوریشان را امضا کنید یا مرخصی دو یا سه روزه به آنها بدهید. حتما در آن لحظات احساس بزرگی و مهم بودن میکنید!
الان بیش از یک سال است که از بزرگ و مهم شدن شما میگذرد، یعنی از زمانی که مانع ملاقات حضوری زندانیان سیاسی با خانوادههایشان و قطع تماس تلفنی و استفاده از مرخصی آنها شدهاید. با این همه این چند سطر را نه برای تقاضایی از شما که برای ثبت در تاریخ مینویسیم، تاریخی که به زودی درباره ما و شما قضاوت خواهد کرد. هر چند به نظر میرسد شما هم حافظه تاریخی ضعیفی دارید، چون کافی است چند پلک بزنید و وضعیت روحی و روانی و اجتماعی کسی را که جانشین او شدهاید مرور کنید. فکر نمیکنیم هیچ ایرانی آزادهای بخواهد، خود را جای شما بگذارد و اگر شما هم ذرهای از عدالت بو بردهاید همین حال را پیدا میکنید.
جمعی از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین














دوستان عزیز: باسلام نفرمایید تاریخ در باره شما بزودی قضاوت خواهد کرد. تاریخ در مورد ایشان هم اکنون قضاوت می کند. شما تصور می کنید، این آقای عباس جعفری دولت آبادی که متاسفانه بخشی از اسم مرا هم به وام گرفته، همان شخص دوسال پیش است؟ دوسال پیش ایشان احترامی داشت، شخص گمنامی بود، دست و زبانش به خون کسی آلوده نشده بود. حب جاه و مقام هنوز گریبابگیرش نشده بود. اگر وجدانی داشته باشد، یا وجدان آگاهی داشته باشد، حتما بارها در خلوت خویش گفته است ای عباس کاشکی وقتی این سمت را به من پیشنهاد دادند، عقلم بر جاه طلبی ام می چربید و هرگز این سمت را نمی پذیرفتم. معقول آن وقت ها برای خودم انسانی بودم. به خودم می بالیدم اما اکنون چه؟ ای کاش این سمت را نمی پذیرفتم و نامم این گونه آلوده نمی شد. اما اگر وجدانی درکار نباشد و جاه طلبی او را گرفته باشد حتما نقشه می کشد که چگونه جای دادستان کل کشور را بگیرد و دستش و قلمش به خون های بیشتری آلوده شود. ای خدا ما را از حرص و آز و شیطان مصون بدار. هرگز ما را شیفته و فریفته جاه و مقام نکن. زیاده خواهی همیشه نکبت آور است.
متوجه نشدم چرا اطلاع از اسامی امضا کنندگان نامه برای دادستان مجاز است و برای خوانندگان سایت شما نه؟!
به عنوان همسر یکی از اعضای خانواده بزرگ زندانیان سیاسی در ابتدا گمان کردم آقای جعفری دولت آبادی با دادستان قبلی فرق می کند اما تحقیر و بی ادبی ها ی او و همکارانش هنگام طرح درخواست های قانونی مان در خصوص زندانی مظلوممان برایم اثبات کرد که او با قبلی اش هیچ تفاوتی ندارند و از وی وهمکارانش و همچنین مسئولین ظالم نه در این دنیا و نه در آخرت به خاطر این ظلم ها نخواهم گذشت .
خدا انشاءالله به حق ماه مبارک رمضان و به حق امام علی (ع)هم دراین دنیا و هم در آخرت جزای این همه بی عدالتی که از سوی او و مقامات عالی رتبه در حق ما روا داشته می شود را خواهد داد.
مشکل این جماعت این است که گمان می کنند این اوضاع پایدار خواهد ماند لذا به ظلم و جور خود در حق مردم بی گناه خصوصا زندانیان سیاسی ادامه می دهند .
آقای دادستان لااقل در ماه رمضان این قدر مردم آزاری نکن !
حتما روزه هم می گیری؟
افسوس به حال امثال دادستان تهران که دین خود را به دنیا بسیار ارزان فروخته اند و رضایت فرعون را بر رضایت خدا ترجیح داده اند .
افسوس به حال بچه های سپاه که از اوج عزت در نزد مردم ایران به جایی رسیده اند که مردم هر روز در دعاهای ماه رمضان خود آن ها را لعن و نفرین می کنند.
افسوس به حال روحانیونی که نزد مردم ….
خوشا به حال زندانیان عزیز سبز که هر روز عزت و احترامشان نزد مردم افزون می شود.
منبعد در دعاهای رمضان م هر روز از خدا میخواهم که دادستان تهران را به راه راست هدایت کند و اگرقابل هدایت نیست او را نیز مثل دادستان قبل و بیشتر از او نزد مردم و خدا منفور نماید.
خدايا دراين ماه مبارك از تو ميخواهيم دعاي در دل مانده ما رااجابت كني و زمينه آزادي اسراي عزيزمارا فراهم كني – از خوزستان
نمی دونم پست و مقام چه خصوصیتی داره که همه رو گرفتار می کنه، به آقای جعفری دولت آبادی به عنوان یه انسان مسلمان توصیه می کنم قدری هم به فکر پایان کارش هم در این دنیا و هم آخرت باشه و دست از آزار و اذیت مردم مسلمان و مظلوم برداره، واقعا گناه داره و خدا رو خوش نمی آد .
آقا بخدا دادستان تهران فقط درحق زندانیان سیاسی کوتاهی نمی کنه ما هم که زندانی عادی داریم کلی با ایشان (برای بر آورده شدن حقوق زندانی مون ) مشکل داریم.
مگه این اسامی در اختیار دادستان قرار می گیره که یک دوستی گفته چرا برای دادستان مجاز است اسامی آنها را بداند؟اتفاقا فکر کنم برای اینکه این آقای دادستان بیش از این زندانی ها رو اذیت نکنه، کلمه اسامی رو منتشر نکرده
مشکل اقای دادستان مشکل در انسانیتشان نیست بلکه معضل ایشان در طرز تلقی از حق و نا حق است. ایشان فکر میکنند اجرای قانون هم مثل خود قانون اسلامی و غیر اسلامی دارد و فکر میکنند وقتی داستان محاکمه علی با شاکی خصوصی اش نقل میشود تنها یک افسانه است که برای خواب کردن بچه ها از ان استفاده میشود . مسئله دیگر اینکه در نظام جمهوری اسلامی چه شخصیتی استقلال واقعی دارد که دادستان داشته باشد؟ ایشان مامور است و معذور. قیافه گرفتن هایش هم جزئی از ماموریت اوست.
واقعا برای دادستان تهران که باید به حقوق زندانیان رسیدگی و پاسخگوی آنان باشد متاسفم . امیدوارم تا دیر تر از این نشده و ناله ها و نفرین های این مردم مظلوم او را بیش از این گرفتار نکرده به خود آیند .
این افراد به خاطر روحیات خاص خودشان به این مناصب انتخاب می شوند وکسانی که این مناصب را به این افراد می دهند به خاطر همین روحیات خشن وبدون ترحم ومسخ شده است. بنا براین همین نامه ها هم این را به ارضاء نفس متکبرانه می رساند. این بیماران چون صاحب قدرت شده اند هیچ اندیشه ای جز ارضاء روحیات بیمار خود ندارند از انسانیت وادب برای این ها گفتن برایشان فقط سبب انبساط خاطرشان می شود.
برداران عزیز !
اگر خدا ، پیامبر، آخرت و ماه رمضان برای آقای جعفری مهم بود که دادستان در چنین قوه قضائیه ای نمی شد !
ان ربک لباالمرصاد
آقای دادستان شرم تان باد
شما و مرتضوی و رادان و…. تاریک ترین نقطه تاریخ ایران را رقم زدید
تاریخ ایران شما را با ننگ به یاد خواهد سپرد
ماهستیم
دیر نیست روزیکه باید به خاطر این ستمگریها به ملت جواب بده!
قدیما رسم بود که مظلومین گاه وقت و پاره وقت ظالمین را نفرین میکردند.رنج دیده ای عارف منش نفرین کنندگان را از این کار بر حذر میداشت.و حرفش این بود که اگر قدرت و زوری دارید بذ ظالم بتازید و حق خود بستانید.اگر چنین باشد و چنین کنید به عقل خوشتر است.ولی همزمان نمی توانید هم حق خود بستانید که نمی توانید.پس بهتر ان است که در کل به خدا واگذاریدش.که اگر چنین کنید نتیجه عالی و انتقام خدا چه زود و چه سخت بر ظالمین فرود خواهد امد.این پیشنهاد به غایت درمان است. نسخه درمان فقط و فقط به خدا سپردن است.امتحان کنیدو زیان نخواهید دید.
شاید خصایص انسانی اقای دولت ابادی با سعید مرتضوی قبل از پذیرفتن این پست فرق داشت. ….. شاید اصول انسانی برای او اندکی ارزش داشت. شاید اجرای قانون برای او کمی معنا داشت. اما وقتی این پست را پذیرفت خود را اماده کرد که دیگر مثل مرتضوی شودو شاید بدتر. باتلاق براش سنگ و طلا فرق نمیکند. همه یکجور به لجن میکشد.اقای دولت ابادی , قبل از تو اقای مرتضوی و بعد از تو بیچاره بعدی ادعا خواهند کرد که ما مقصر نیستیم. کسان دیگری تصمیم میگرند. اما هیچ عاقلی این توجیه را نمی پذیرد.اگر شجاعت مقاومت در برابر بی عدالتی و ظلم را نداری حداقل خودت عامل ان نباش. مطمئن باش خسر الدنیا و الاخره هستی. در این دنیا هم خیری نخواهی برد. زود است که بساط ظلم برچیده شود و تو تنها میمانی مپل روز قیامت. هیچکدام از انهایی که به فرمان انها یا برای ابراز رضایت صریح یا ضمنیشان اینهمه ظلم و گناه میکنی به دادت نمیرسند.
روزی میرسه که این قشر ادم ها کارشون تمومه، روزی میرسه که ما جوانی کنیم ازاد باشیم و اسلام ناب رو داشته باشیم، به امید این روز
همونطور که خدا تو قرآن گفته خداوند بر لب ها و قلب این انسان ها مهر زده
اما طولانی ترین شب سال هم بالاخره طلوع آفتابی داره
یا حق
بچه هاي سپاه رو خوب اومدي برادر من، من كه خودم توي سپاه هم هستم و در كنارش دانشجوي مهندسي هم هستم خدمت به مملكت رو دوست دارم، اما متاسفانه مسئولين كارهايي ميكنن كه اسم بسيج به گند كشيده شده و فحش پشت فحش، آخه گناه بسيجيا چيه؟
مطمین باشین اگه اینها تاریخ بلد بودن این وضع مملکت ما نبود راستی به ایشان توصیه میکنم کتاب قلعه حیوانات را بخوانند البته اگر اقای دولت ابادی وقت کتاب خواندن داشته باشن
کاملا منطقی که این زندانیان حتی نباید حقوق یک قاتل یا جنایتکار را داشته باشند. آخه این زندانیان سیاسی که اغلب روزنامه نگار و نویسنده هستن، خطرناکترند، ولی آن کسی که مرتکب جنایت شده که کاری نکرده تازه باید مثل بقیه این آقایون بشه دادستان تهران و ریس مملکت و این جور چیزا.
دادستان در مملکت اسلامی حکم جانشینی علی (ع)را دارد ولی آیا علی هم اینگونه به اسم عدل بی عدالتی میکرد. متاسفانه در جامعه امروز با یکسری کلمات و شعارهای عامه فریب حداکثر ظلمی که میتوان در حق افرادروا داشت روا میدارند. ظلمی که امروزه در حق اسم اسلام و علی شده در تاریخ بی سابقه است البته فراموش نشود که از ماست که بر ماست…
از الان قيافه نادمش را در برابر دادگاهش ميبينم . اگر خدا يارش باشد اين دادگاه در همين دنيا برپا مي شود و اگر خدا به حال خودش گذاشته باشدش دادگاهش در آخرت ديدني است كه ديگر واي بر احوالش ( اين قضيه براي همه ظالمان مطرح است چه بالاتر ازاو و چه پايين تر)
آقایان خفته در روز روشن.!!!!
بشار اسد هم رفت…!!!!! کی بیدار میشین.؟!!! پای چوبه دار…!!!!!
به امید پیروزی
با سلام به همه ازاداندیشان راه ازادی.به امید ازادی ایران عزیز