در سلول انفرادی چه می گذرد؟
چکیده :از سوی دیگر یكی از مخوف ترین لحظات برای انسان كه یادآوری آن موجب پرهیز از گناه و توبه می شود و در برخی از ادعیه از جمله دعای ابوحمزه ثمالی به آن اشارات فراوانی شده است، حضور بدن در قبر است. در حالی كه در این شرایط روح می تواند از قبر خارج شود، اما همه ترس آن قرار گرفتن در محیطی كوچك و بسته است كه مجاری ارتباطی با دنیای بیرون مسدود شده باشد...
آقای فواد صادقی که به دلیل مسوولیت در سایت آینده تجربه چند روز زندان انفرادی را دارد در یادداشتی که آینده آن را منتشر کرده است نوشت: حضور آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب در زندان های قبل از انقلاب و تحمل مدت زمان طولانی سلول انفرادی موجب شد تا ایشان درد و رنج سلولهای انفرادی را از نزدیك حس كنند و با عبارتی صریح زندان انفرادی را از مصادیق شكنجه بدانند.
امكان تبانی با دیگر متهمین، مهمترین فلسفه ای است كه قانون گذار با استناد به آن اجازه نگهداری یك زندانی را در سلول انفرادی می دهد. معمولا با صدور قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس ، پرونده زندانی به سلول انفرادی برده می شود، و این قرار تنها به مدت یك ماه اعتبار دارد و اگر تمدید نگردد، باید زندانی از سلول انفرادی به بند منتقل گردد.
در موارد دیگری نیز در همه زندانها زندانی به دلیل ارتكاب تخلفات دیگر در زندان، مانند خشونت و یا اقدام به فرار، برای مجازات به سلول انفرادی برده می شود.
طی چند سال اخیر سلولهای انفرادی تازه ای ساخته شده است، به گونه ای كه اكثر زندانیان سلولهای انفرادی از حضور در سلولهای نوساز مربوط به چند سال اخیر خبر می دهند.
اما آیا همه سلولهای انفرادی مشابه یكدیگرند؟
در زندانهایی كه مجرمان خطرناك مانند قاتلان و اشرار نگهداری می شوند، برای حفاظت زندانیان از خشونت یكدیگر، معمولا از سلولهای انفرادی استفاده میشود. اما اكثر این سلولها با نرده از یكدیگر جدا شده و زندانیان قادر به دیدن و شنیدن آنچه كه در خارج از سلول می گذرد، هستند.
در اكثر قریب به اتفاق فیلمهای سینمایی ساخته شده در باره مخوفترین زندانهای جهان نظیر آلكاتراس و زندانهای فرانسه نیز این موضوع قابل مشاهده است

سلول انفرادی الكاتراس با امكانات تخت و صندلی ودرب نرده ای
اما گروهی دیگر از زندانها نیز وجود دارند كه سلول انفرادی نه تنها متهم را از دیگران جدا می كند، بلكه حتی اجازه دیدن و شنیدن فضای خارج از سلول نیز از وی سلب می گردد كه این نوع زندانها در واقع شدیدترین نوع زندانهای انفرادی هستند.
سلولهای انفرادی اروپای شرقی با دربهای بدون منفذ
چند سال پیش در دوره قبلی ریاست قوه قضاییه توسط آیت الله شاهرودی، گزارشی توسط كمیته بررسی نقض حقوق شهروندی منتشر شد كه در آن، نمایندگان آیت الله شاهرودی از زندان هایی بازدید كرده بودند كه در مكان هایی غیر متعارف نظیر عمق زمین ساخته شده بود و در آن زندانی حتی امكان اطلاع از روز یا شب را نداشت.
با دستور آیت الله شاهرودی این زندانها تعطیل شدند و قرار بر این شد كه سلولهای انفرادی نیز كه ابعادی در حدود یك متر و نیم در دو متر و بیست سانتیمتر، مساحتی حدود سه متر مربع را دارا هستند و علاوه بر محل خواب و زندگی متهم، شامل دستشویی و توالت وی نیز می شوند، هر دو سلول در یكدیگر ادغام شده و فضایی در حدود شش متر مربع به هر زندانی اختصاص یابد.
بر اساس این طرح، تعدادی سلول نیز با یكدیگر ادغام شدند و سلولهای جدید كه به سوئیت مشهور شدند پدید آمد. در این سلولها در بخشی از سلول دوش و توالت ایرانی تعبیه گردید تا هم امكان استحمام در زمان و میزان مورد نیاز متهم فراهم شود و مشكل دوش گرفتن چند دقیقه ای دوبار در هفته در سلولهای انفرادی معمولی در دوشهای انتهای بند بر طرف گردد و هم مشكل بسیاری از زندانیان در استفاده از توالتهای فرنگی رفع شود و فضای بیشتری جهت استفاده زندانی به وجود آیدكه البته كماكان اكثر سلولهای انفرادی درهمان مساحت سه مترمربع هستند.
اگرچه با تدبیر فوق می توانست بخشی از مشكلات سلول انفرادی كاهش یابد، اما مشكل اصلی كه همان قطع كلیه ارتباطات انسانی و زمانی و مكانی متهم با عالم بیرونی است بر جای خود باقی است.
در فیلم سینمایی «مسیر سبز»(Green Mile) كه بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده، بند زندانیان محكوم به مرگ كه قاتلان خطرناك می باشند، به تصویر كشیده شده است. در این بند كلیه سلولها انفرادی است، اما با میله از یكدیگر جدا شده و تنها یك سلول است كه كلیه منافذ آن به بیرون بسته شده و هیچ امكان ارتباط دیداری یا شنیداری با بیرون سلول ندارد.
جنایتكارترین شخصیت این فیلم كه یكی از جرمهای او تجاوز و كشتن دو دختربچه بی گناه است و در سلول خود انواع بی احترامی و توهین و تمسخر را نسبت به زندانبانان تحمل می كند، زمانی كه برای مجازات به این سلول منتقل می شود، كاملا ترسیده و به التماس می افتد.
از سوی دیگر یكی از مخوف ترین لحظات برای انسان كه یادآوری آن موجب پرهیز از گناه و توبه می شود و در برخی از ادعیه از جمله دعای ابوحمزه ثمالی به آن اشارات فراوانی شده است، حضور بدن در قبر است. در حالی كه در این شرایط روح می تواند از قبر خارج شود، اما همه ترس آن قرار گرفتن در محیطی كوچك و بسته است كه مجاری ارتباطی با دنیای بیرون مسدود شده باشد.
بنابراین مهم ترین رنجی كه سلول انفرادی برای متهم در بردارد، جدا كردن وی از زندگی است. فرد نمی داند آیا ادامه حضور وی در این سلول چند ساعت، چند روز، چند هفته و یا چند ماه به طول می انجامد؟
لذا هر روز به عنوان عمری طولانی سپری می شود و به دلیل ممنوعیت وجود ساعت در سلول انفرادی مشخص نیست زمان سپری شده چند ساعت بوده است یا چند دقیقه.
به ویژه برای كسانی كه كه قصد انجام فرائض دینی را دارند، بین مغرب و طلوع آفتاب زمان دشواری است كه برای اقامه نماز صبح یا آغاز روزه موجب می شود خواب فرد آشفته گردد.
از سوی دیگر عدم امكان ارتباط با بازجو، بازپرس و خانواده از دیگر فشارهای روانی است كه بر فرد وارد می شود و هیچ ارتباطی با اراده خود فرد امكان انجام ندارد و تمامی ارتباطات به نظر مسئول امنیتی یا قضایی بستگی دارد.
معمولا غیر از قرآن و مفاتیح كتاب یا نشریه دیگری در اختیار متهمین قرار نمی گیرد و آنها از استفاده از قلم و كاغذ نیز مگر در مواردی خاص و برای نوشتن اعترافات محروم هستند.
روزهای تعطیل یا روزهایی كه متهم بنا به دلایل مختلف از سوی بازجوی پرونده مورد بازجویی قرار نمیگیرد نیز فشار مضاعفی به فرد وارد می شود.
هرچند برای افراد متدین معتقد به خدا، ایام حضور در سلول انفرادی فرصتی مغتم برای مناجات و عبادت است، اما توجه به ظرفیت متفاوت افراد برای پذیرش فشارها و همچنین اثرات روحی نگرانی درباره خانواده، رنج و تحمل انفرادی حتی درباره افراد متدین نیز قابل انكار نیست.
اگر به مجموعه این شرایط برخی محدودیتهای جسمی یعنی حجم كم و كیفیت نه چندان مطلوب غذا و عدم در اختیار گذاشتن میوه در روزهای متمادی یا دارا بودن تنها یكدست لباس توسط متهمین كه مشكل شستشو و فرسودگی لباسها را بدنبال می آورد، هم اضافه شود، موجب رنج مضاعف متهمین در سلولهای انفرادی می گردد.
در این شرایط به نظر می رسد اگر فلسفه وضع قانون نگهداری متهمین در سلولهای انفرادی عدم امكان تبانی آنها با یكدیگر است، می توان از سلولهایی كه متهمین آنها ارتباطی با یكدیگر ندارند استفاده كرد و یا با دراختیار قرار دادن كتاب، ساعت و یا دیگر امكانات، رنج سپری كردن سلول انفرادی را كاهش داد.
و اگر سلول انفرادی برای مجازات فرد در نظر گرفته شده، استفاده از آن برای افرادی كه هنوز در مراحل ابتدایی پرونده هستند و حتی قرار مجرمیت آنها توسط بازپرس صادر نشده و رسیدگی دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر در مورد آنها اعمال نشده، نیازمند تأمل بیشتری است.
به نظر می رسد با دور جدید تحولات قضایی در دوران آیت الله آملی لاریجانی زمینه برای مطالعه بیشتر در باره اهداف، آثار و ابعاد حقوقی وروانی واجتماعی زندانهای انفرادی فراهم گردد.















پس درود بر زندانیان سبز که انفرادی رو ده روز و بیست روز و سی روز و صد روز تحمل کردن اما محکم ایستادن
تصورش رو بکنید که اقایون دختران و پسران جوانی رو که جرمشون فقط گول خوردن و شرکت کردن در انتخابات بوده رو چقدر راحت و خونسرد می نداختن زندان انفرادی توقع داشتین که علیه ابا و اجدادشون حرف نزنن؟ من که اگر بودم همون اول اگر می گفتن تو فتنه گری می گفتم نه بابا اصلا من قاتلم
اقا فواد بچه های مردم رو ۳ماه ۳ ماه انداختن زندان انفرادی. می تونی تصور کنی؟ ماه دیگه هم مرد باش بیا گزارش بده که درست شد زندانها یا هموون جوری وضع. کدوم تحولات جدید؟ به نظرت امیدی به اقای املی لاریجانی هست؟
“به نظر می رسد با دور جدید تحولات قضایی در دوران آیت الله آملی لاریجانی زمینه برای مطالعه بیشتر درباره اهداف، آثار و ابعاد حقوقی وروانی واجتماعی زندانهای انفرادی فراهم گردد.”
من یه سوال دارم:
شما پیش خودت چه فکری کردی که همچین حرفی زدی؟ مستنداتت چیه؟ اینکه به نظرت میرسه؟ مثلاً تحول اینکه دیگه… وارد میکنند؟ این اسمش تحوله؟
سلام آقای فواد صادقی… یک ماه در انفرادی بودم… تنها با یک قرآن و مفاتیح… بازجو برای فشار قرار دادن من تهدید کرد 2 ماه می اندازمت انفرادی و سراغی هیچ کس ازت نمی گیره تا چنگ بزنی به دیوار و بگی می خوای اعتراف کنی…شما خیلی رویایی این نوشته را با کد آوردن از تجربه های بین المللی آورده اید… انفرادی یعنی ثانیه هایی که کش می آید …یعنی دلهره و اضطراب به خاطر قرنطینه اطلاعاتی بودن… شما که از دستتون برمی آید کاری کنید نزارید اینقدر ظالمانه با شخصیت و کرامت انسان برخورد شود.. روزها و شب ها می گذشت بازجویی نداشتم بعد از 10 روز که سراغم را گرفتن سربازجو گفت ماموریت بوده… یعنی به خاطر ماموریت سربازجو من ده روز فقط برای دستشویی و حمام از سلولم اومدم بیرون… این ها اگر ظلم نیست پس چیست؟
حکو متی که بنا را بر سر کوب نخبگان گذاشته و اجازه نقد و نقادی را از مسئولین گرفته و رسانه ها را فقط برای تمجید از رهبر و دولت می خواهد سرنوشتش شکنجه و تو سعه زندانها و سلول سازی است .عاقبتش هم نابودی خودش و کشور می باشد
مقام معظم رهبري آن زماني كه خود گرفتار زندان هاي انفرادي شاه خائن بودند ” با عبارتی صریح زندان انفرادی را از مصادیق شکنجه مي دانستند ” . اما اكنون كه مصدر قدرتند زندان انفرادی ديگر شكنجه نيست ، بلكه مصداق بارز محبت حكومت براي متنبه شدن مخالفين رئيس جمهور منتصب است.
زندان انفرادی زندان انفرادیه، فرقی نمی کنه توش دستشوییی باشه و حمام شاید نباشه هم بهتر باشه، اونجوری می تونی روزی چند بار بیرون بری و یه صدای دیگه ایی بشنوی و حداقل از زیر چشم بند یه نگاهی به در و دیوارها بندازی تا از اون تنهایی دیوانه کننده نجات پیدا کنی
یادم می آید در دوران بازجویی به بازجو گفتم که مگر مقام رهبری نگفتن که هر روز انفرادی معادل شکنجه است، گفت آره گفته اما خوب که چی باید حرف درستی هست اما نه درباره تو، باید بمونی ادم شی، آدم نشدم البته آدمی که بازجو می خواست، اما تنهاییش موند، بد تر از همه اون لحظه ایی موند که در را میبست، انگار تمام در بستن های اون دوماه هک شده در ذهنم؛ وارد اتاق میشی، پشت سرت هست، چادر و چشم بند را میدهی، در را می بندند و می مانی با تنهایی و تنهایی، توی اون سلول سنگی که نه صدایی داخلش می شود و نه صدایی ازش بیرون میرود، سلولی دور تا دورش هیچکس نیست و حتی صدای قرآن خواندن و مناجات خواندن هم به گوشت نمی رسد….انگار اون لحظه ایی که در بسته میشه یه حفره عمیق تو وجودت حفر میشه حفره عمیق تنهایی که پس از آزادی هم برایت می مونه، هیچ سلول انفرادی با هیچ امکاناتی نمی تواند خاطره بسته شدن اون در از ذهنت خارج کنه
آقای صادقی عزیز واقعا امیدوارم که اگر روزی هم سلول انفرادی در زندان ها بود که حتما باید باشد به همان دلایلی که خودتان ذکر کردید اما آیا واقعا یک روزنامه نگار باید چندین ماه را در انفرادی سپری کند؟ ایا یک فعال سیاسی باید به جرم اندیشیدن رهسپار انفرادی شود؟ انفرادی به قول شما برای همان تنبیه جنایتکاران کافی است نه اینکه جوانان ما را به جرم شرکت در انتخابات راهی انفرادی کنند، کسی کارش اندیشیدن و نوشتن است رابه انفرادی نمی برند حتی اگر اون انفرادی مانند همه جور امکانات داشته باشد
هرچقدر هم کم نیاری، هرچقدر هم قوی باشی، هرچقدر هم بخندی و بی خیال بازی در بیاری انفرادی انفرادیه، همین که نمی تونی اون در باز کنی بری بیرون، نمی تونی به میل خودت چایی بخوری، نمی تونی، تمام اختیارت دست یک نفر هست، تمام امیدت میشه زندانبان و بازجو، اتفرادی انفرادی با همه امکاناتش مانند هر صدای پایی انگار به زندگی وصلت میکنه، درسته در تنهایی بیشتر به خدا نزدیک میشی قرآن می خوانی و دعا، به قول دوستی انگار که خدا نزدیک تر از همیشه کنارت هست،تو هستی و خدا برای همین هم نمی ترسی و سرافراز از بازجویی بیرون می آی، خدارا نزدیک تر از همیشه داری پشتت به اون گرمه، اما با همه این ها انفرادی انفرادیه با تنهایی عظیمش و البته جایی برای اینکه دوباره متولد بشی تولدی دوباره یا شایدم تکاملی دوباره