سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ابوالقاسم رئوفیان: مردم از دریچه حاکمیت، دین را می بینند...

ابوالقاسم رئوفیان: مردم از دریچه حاکمیت، دین را می بینند

چکیده :اساس اخلاق مبتنی بر تقوا است ، یکی تقوای فردی است و یکی تقوای اجتماعی که در واقع بر همگان پیشه کردن تقوای شخصی و تقوای اجتماعی فرض است و لازم ،به این لحاظ که همه چیز از این که انسان به دور از همه پلشتی ها و زشتی ها و ناهنجاری های ناشی از عدم تقوای شخصی و نداشتن تقوای اجتماعی نشأت می گیرد جامعه به دور از اخلاق یعنی جامعه ای که فاقد تقوای اجتماعی است فرد به دور از اخلاق یعنی فردی که بر خوردار از تقوای شخصی و تقوای فردی نیست....


همراهی اخلاق و سیاست راهی است که این روزها از سوی علما ، روحانیون برجسته و سیاستمداران نیک اندیش توصیه و سفارش می شود؛ راهی که بویژه در ماه مبارک رمضان رعایت آن از اهمیت دوچندانی برخوردار است .پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران این موضوع را با کارشناسان ، سیاستمداران به بحث گذاشته که به مرور منتشر می شود .آنچه در ذیل می آید گفت وگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جمارن است که با آقای ابولقاسم رئوفیان عضو شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری که در محور اخلاق اسلامی انجام شده است.

صفات اخلاقی که یک جامعه اسلامی باید داشته باشد چه مواردی هستند؟

اساس اخلاق مبتنی بر تقوا است ، یکی تقوای فردی است و یکی تقوای اجتماعی که در واقع بر همگان پیشه کردن تقوای شخصی و تقوای اجتماعی فرض است و لازم ،به این لحاظ که همه چیز از این که انسان به دور از همه پلشتی ها و زشتی ها و ناهنجاری های ناشی از عدم تقوای شخصی و نداشتن تقوای اجتماعی نشأت می گیرد جامعه به دور از اخلاق یعنی جامعه ای که فاقد تقوای اجتماعی است فرد به دور از اخلاق یعنی فردی که بر خوردار از تقوای شخصی و تقوای فردی نیست.

لذا راه برون رفت از بحران های اجتماعی و در واقع گرفتاری ها و مشکلات فردی پیشه کردن تقوای الهی است در دو بعد تقوای الهی شخصی و تقوای الهی اجتماعی است که می تواند تضمین کننده ی اخلاق و معنویت در جامعه باشد و در نتیجه اگر با سیاست در هم تنیده شود ما می توانیم مدعی باشیم که از یک جامعه سیاسی اجتماعی سالمی برخوردار هستیم اما اگر به این الزامات توجه نشود طبیعی است که تضمینی برای رستگاری فرد و جامعه نخواهیم داشت.

بازتاب بی اخلاقی های سیاسی در یک جامعه اسلامی و در روابط روزمره مردم چگونه است؟

اعضای یک خانواده چشم شان به گفتار و رفتار بزرگان آن خانواده است پدر یا مادر به عنوان کانون توجه فرزندان در خانواده به حساب می آیند همین را اگر تعمیم بدهیم به جامعه بزرگتری که اسمش را حکومت می گذاریم، افراد آن جامعه نگاهشان به اقوال و رفتار و حتی سکوت بزرگان خودشان در آن جامعه هست. «الناس الادین و ملوکهم »مردم بر روش و مشی بزرگان خودشان و آنهایی که تولیت امور آنها را بر عهده دارند و اداره آن جامعه را بر عهده گرفته اند و آنهایی که به لحاظ جایگاه و موقعیتی که دارا هستند مسئول دین و دنیا و احاد آن جامعه هستند مردم نگاهشان به این ها است.

فلذا طبیعی است به هر میزان انحراف در بزرگان یک جامعه وم در مسئولین اداره یک حکومت کمترین انحراف صورت بگیرد این امر در واقع به جامعه نیز تسری پیدا می کند و جامعه مسیر انحرافی در پیش می گیرد و در نتیجه این که رفتار بزرگان و رفتار کسانی که به هر حال مسئولیت اداره امور آن جامعه را بر عهده دارند باید مبتنی بر اخلاق باشد اخلاق و رفتاری که ما از آموزه های دینی خودمان و از الزامات و باید ها و نباید ها که در کتاب و در عطرت آمده است بهره مندیم. این که پیامبر دو شی گرانقدری به امانت در میان امت خودش باقی می گذارد و توصیه می کند که تاسی کنند به این دو یکی قرآن و یکی عترت، اگر از قرآن و عترت فاصله بگیریم طبیعی است که از اخلاق و معنویت فاصله گرفتیم رسول خدا به عنوان اولین موسس دولت اسلامی و دولت نبوی بنای جامعه را بر اخلاق گذاشت .پیامبر فرمود من مبعوث شدم برای تمامیت بخشیدن به مکارمات اخلاقی . اخلاق و معنویت اگر با سیاست و حکومت در هم تنیده شود سلامت یک جامعه را تضمین می کند اما اگر سیاست در واقع به دور از اخلاق و به دور از معنویت باشد این طبیعی است که آن جامعه را نه تنها به رستگاری هدایت نخواهد کرد بلکه راه ضلالت و گمراهی را خواسته و ناخواسته در پیش خواهد گرفت. خدا تضمین نداده که حالا در یک جایی یک کشوری با نام اسلام بخواهد اداره بشود اما در رفتار از اسلام خبری نباشد و عاقبت آن مردم خوب و خوش باشد نه این برمی گردد به اینکه نوع رفتارها چگونه است لذا اخلاق و معنویت به عنوان سرآمد یک حرکت و یک اقدام در همه زمینه ها باشد .مخصوصا در مسئله بسیار حساس اداره یک کشور، اداره جامعه و در واقع یک حکومت تلقی بشود.

با توجه به آموزه های اسلامی جایگاه اخلاق در جامعه ما در حد مطلوبی هست به نظر شما؟

بسیار فاصله داریم.

چرا؟

بر می گردیم به تقوای فردی و تقوای اجتماعی درجه ی بسیار پائینی دارد اگر ما خواهان ظهور امام زمان هستیم و اگر منتظر هستیم به عنوان منتظران ظهور حضرت ،حضرت در شرایطی ظهور خواهند کرد که جامعه آماده و مهیایی باشد یعنی جامعه ای باشد که بر اساس عدالت و صداقت پیش برود اگر ما در واقع مدعی این هستیم که زمینه را می خواهیم برای ظهور حضرت فراهم کنیم فراهم کردن این زمینه یعنی اداره جامعه با آن شرایطی که مطلوب حضرت است. اداره جامعه منطبق با خواسته های حضرت، امام زمان(عج) از ما چه می خواهد ؟خدای امام زمان از ما چه می خواهد ؟ مگر نه اینکه ضمن سعی و تلاش و جدیت در راستای تامین عدالت اجتماعی و اشاعه معروفات و نفی منکرات در راستای حاکمیت فضای امن سیاسی بر جامعه و در راستای حاکمیت یک فرهنگ مترقی دینی برای تضمین سعادت دنیا و آخرت آحاد جامعه تلاش می کنیم این تلاش ها باید با شاخصه هایی باشد که دین تایید می کند ،امام زمان با آن موافق باشد نمی شود ما خواهان ظهور حضرت باشیم و در این زمینه حرف و صحبت و منبر و مدح این مسائل باشد اما در عین حال در رفتار ما نشانه هایی مشاهده شود که با آن شاخصه ها نه تنها تطبیق ندارد بلکه در جهت مخالف است. کسی که این ادعا را دارد و مرتب دم از امام زمان می زند داعیه ی اداره یک جامعه اسلامی هم دارد این باید در گفتار و رفتارش نشان دهد که در همان راستا حرکت می کند وعده می دهد و در راستای توان خود شعار بدهد نه اینکه شیب توقعات یک جامعه آنقدر تند شود که بعد نتواند از عهده بخشی از آن هم بربیاید خب اینها جامعه را به دین و اسلام بد بین می کند درست است که مردم ما مسلمان هستند اما در عین حال از دریچه حاکمیت دین را می بینند از دریچه نظام دین را می بینند نظام ما یک نظام جمهوری اسلامی است یک نظام مردمسالاری دینی است مردم ما از این زاویه به دین نگاه می کنند چون ما در طول 2500 سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در دوره 50 ساله خشن پهلوی و محمد رضا شاه می بینیم که با دین چه رفتاری می شود.

انقلاب اسلامی شد که یک انقلاب فرهنگی سیاسی بود امام (ره)آرمان هایی داشت و جامعه به این امید که رفتارهای اسلامی و اخلاق اسلامی حاکم بشود. امروز در مملکت ما رشوه بیداد می کند امروز تبعیض وجود دارد مقام معظم رهبری به چالش ها اشاره کردند در سخنرانی اخیرشان ما مشکلات زیادی داریم درست است بعد از انقلاب دستاوردهای کمی نداشتیم اما اینکه جایگاه اخلاق در جامعه ما کجاست باید بگویم که متناسب با شان نظام جمهوری اسلامی آن هم با آن عظمتی که انقلاب اسلامی داشت چه امام به عنوان رهبری انقلاب،چه مردم چه اسلام باید متناسب با این عظمت و شان اخلاق در جامعه حاکم باشد.

لذا به نظر من اخلاقیات در واقع به نوعی فدای منافع شخصی و منافع باندی و سیاسی کاری ها شده است ما سیاست ورزی را با سیاسی کاری اشتباه گرفتیم باند بازی ها رفیق بازی ها جای شایسته سالاری را بعضا گرفته است که این خطر هست برای نظام . فلذا روی همین مسئله است که امام یک وقتی رئیس جمهور را مخاطب قرار داد در زمان حیاتشان بدین مضمون فرمود که :انتخاب یک وزیر از طرف رئیس جمهور مبتنی بر همگرایی و همراه بودن با شخص رئیس جمهور بدون توجه به کار آمدی یک کار شیطانی است یعنی اینکه یک وزیر همگرایی و هم پوشانی و همراهی داشته باشد با رئیس جمهور لازم است اما کارآمدی آن وزیر یکی از شرایط احراز است و حتما باید کارآمد باشد ولی اگر صرف اینکه این وزیر تابع من باشد اما کارآمد نبود نبود،امام می فرمایند این یک کار شیطانی است . و حتی در تاثیر حرف و سخن مسئولان امام مطلب دارد که بسیار مهم است یعنی امام در اهمیت و نقش ،تاثیر گذاری صحبت های مسئولان مطلب دارند که بسیار حائز توجه است مخصوصا امروز برای نظام ما .ایشان اینجور می فرمایند که رئیس جمهور باید توجه کند که در مقام و جایگاهی قرار گرفته است که ممکن است یک جمله او مومنی را ساقط کند و انسان متعهدی را به نابودی بکشاند و یا یک فرد ناشایست و غیر صالحی را به مقام و مرتبه ای که اصلا شایسته آن مقام نیست برساند .اگر کسی می خواهد در این جایگاه خطیر ریاست جمهوری حرف بزند باید مواظب حرفش باشد که نکند حیثیت و حرمت یک مومنی را زیر پا بگذارد و آن مومن به واسطه سخنان نسنجیده آن آقا ساقط شود و آبرویش بین مردم برود و در واقع در افکار عمومی به نابودی کشیده شود یا اینکه نه یک فردی که ویژگی های لازم را ندارد برای رسیدن به آن جایگاه صلاحیت لازم را ندارد برای دستیابی به مقام و جایگاهی صلاحیت لازم را ندارد این در آن پست گمارده شود من فکر می کنم تمام اینها به اخلاق و تقوا برمی گردد.


2 پاسخ به “ابوالقاسم رئوفیان: مردم از دریچه حاکمیت، دین را می بینند”

  1. علی رضا گفت:

    من به شخصه به طور کامل از دین بردم.وقتی به گذشته ی خودم نگاه میکنم و میبینم که چه ادمه دین داری بودم و حالا به این تبدیل شدم . . . .

  2. ناشناس گفت:

    فرزندان من که فرزندان یک شهید والامقام هستند بسیار مومن هستند اما بعد از حنایات حکومت در سال 88 که همه چیز را چشمانشان دیدند تا مدت ها دست از نماز کشیدند اما بعدا که خوب فکر کردند و دیدگاههای امام خمینی را من برایشان تبین کردم به این نتیجه رسیدند که مسولین حزء منحرفین از دین هستند و کم کم به جایگاه اولشان باز گشتند. حال اگر خانواده ای نتواند جوانش را با عقلانیت به سوی دین ببرد مطمئن باشید این جوان کاملا از دین گریزان خواهد شد. البته اگر دین را در مسولین ببیند