سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مهدی خزعلی: روزی خواهد آمد که آنها را محاکمه کنیم اما عادلانه...
» گفت و گوی کلمه با خزعلی پس از ۲۶ روز زندان و اعتصاب غذا

مهدی خزعلی: روزی خواهد آمد که آنها را محاکمه کنیم اما عادلانه

چکیده :روزی می آید که ما همه ی این افراد را محاکمه می کنیم. ان شاالله آن روز با قوت و با عدالت با آنها برخورد خواهیم کرد. بدی آنها باعث نمیشود که ما هم مثل خودشان رفتار کنیم و به آنها بدی کنیم. من در زندان برای آن ها نوشتم که به زودی ما آنهایی را که مرتکب این اعمال می شوند، محاکمه می کنیم، اما ابزار ما چشم بند و سلول انفرادی نیست. ما تمام حقوق زندانیان را رعایت خواهیم کرد. ما به آن ها فرصت خواهیم داد که وکیل داشته باشند و از خود دفاع کنند. مطمئن باشید که ما استوار تا آخر ایستاده ایم. تا روز پیروزی....


کلمه- زهرا صدر: چند ساعت پس از آزادیش از زندان با او تماس گرفتم. صدای گرم و مومنانه اش مرا یاد حدیثی انداخت که از امام صادق(ع) بر روی وبسایتش در لحظات اول آزادی نقل کرده بود؛ «مومن از پاره های آهن سخت تر و استوارتر است، آهن را چون در کوره آتش بری تغییر می کند، اما مومن اگر کشته شود و زنده شود و باز کشته شود، هرگز تغییری در باور استوارش پدید ناید!».

آری! محکم و استوار  بود و بسیار خوش روحیه. بر این باور استوار است که می خواهد در حد وسع خود تلاش کند تا ارزش های مهجور مانده را احیا و از حقوق مظلومان دفاع کند. در این راه کشته شدن را نیز شهادت می داند. از بند ۳۵۰ اوین یا به تعبیر خودش «آزاد ترین نقطه ی ایران» گفت؛ مرا یاد آرمانشهرها انداخت. از روزی گفت که خواهد رسید و در آن متهمان را به زندان انفردای نمی افکنند و  حقوق او را پاس خواهند داشت. گفت ای کاش لا اقل به اندازه شاه ظاهر را  در حفظ حقوق متهم رعایت می کردند؛ مرا یاد آرمانهای خاک خورده ی یک انقلاب انداخت. از روز پیروزی هم گفت؛ گفت تا آخر ایستاده ایم.

خلاصه اینکه، گفت و گوی کلمه با مهدی خزعلی خواندنی از آب در آمد:

آزادیتون رو تبریک می گم. در اولین لحظه های آزادیتان سایت خود را با حدیث امام صادق به روز کردید، جالب بود.

این روایتی است که من از زمان جبهه همیشه به آن عشق می ورزیدم و در ایام زندان به آن فکر کردم. به گمانم جایش همان دیشب بود.

 

بازداشت غیر منتظره ای بود، نهایتا دلیل واقعی آن برخوردها و در آخر بازداشت را به شما اعلام کردند؟

بازداشت من با حکم منقضی صورت گرفته بود و خود قاضی هم گفت که حکم ملغی شده بوده. آقایان وزارت اطلاعات مرا دعوت کرده بودند تا گفتگویی داشته باشیم و وسایل من را پس دهند. به جای گفتگو و استرداد وسایل شخصیِ من که دو سال و اندی در دستشان بود، در مقابل در اصلی وزارتخانه با آن وضعی که حتما شنیده اید من را بازداشت کردند. اگر حکم قضایی معتبری وجود داشته باشد که جلب است ولی اگر بدون حکم قضایی کسی را بگیرند به آن می گویند آدم ربایی. برای من دقیقا همین اتفاق افتاد. من قطعا از وزارت اطلاعات شکایت خواهم کرد و به طور جدی پیگیر شکایتم هستم. آقایان گفتند ما می خواستیم با تو حرف بزنیم اما چون روز قبلش در سایتت نوشته بودی که به وزارت اطلاعات احضار شدی ما کفرمان در آمد. من سوالی دارم از همه.  آیا اگر کسی کفرش دربیاید توجیه شرعی و قانونی دارد که فردی را بازداشت کند به انفرادی بیندازد؟ آقایان اطلاعات فکر نمی کنند که این یعنی سوء استفاده از هوای نفسشان؟ دلیل بازداشت را در بسته میگذارم. به مصلحتی فعلا از اینکه چرا بازداشت شدم چیزی نمی گویم. اما بعدا خواهم گفت.

طی دو سال اخیر در سیستم قضایی و زندان ها بی قانونی های زیادی شکل گرفته است، شما چقدر به پیگیری شکایت خود امید دارید؟

قرار بازداشت من غیر موجه بود. قاضی پیرعباسی هم رسما این را نوشت و بعد از پیگیری من و خانواده ام قرار را شکاند. اما خلاف دیگری که در این ماجرا رخ داد این بود که این شکسته شدن قرار تا مدتی از ما مخفی نگه داشته شد در واقع من باید زودتر آزاد می شدم. این هم خلاف دوم.

ما هر کدام وظیفه ی خود را داریم برای اصلاح. من به هر حال مصرانه پیگیر شکایتم خواهم بود. ضمنا کسی فکر نکند که اگر امروز قدرت دارد می تواند با اعمال نفوذ کاری کند بالاخره یک روز همه چیز تمام می شود.

منظورتان از اینکه یک روز همه چیز تمام می شود چیست؟

روزی می آید که ما همه ی این افراد را محاکمه می کنیم. ان شاالله آن روز با قوت و با عدالت با آنها برخورد خواهیم کرد. بدی آنها باعث نمیشود که ما هم مثل خودشان رفتار کنیم و به آنها بدی کنیم. من در زندان برای آن ها نوشتم که به زودی ما آنهایی را که مرتکب این اعمال می شوند، محاکمه می کنیم، اما ابزار ما چشم بند و سلول انفرادی نیست. ما تمام حقوق زندانیان را رعایت خواهیم کرد. ما به آن ها فرصت خواهیم داد که وکیل داشته باشند و از خود دفاع کنند. مطمئن باشید که ما استوار تا آخر ایستاده ایم. تا روز پیروزی. من متاسفم که این ها حتی قاعده ی بازی را صوری هم رعایت نمی کنند.

قاعده ی بازی؟  قاعده ی بازی چیست؟

درست است که کل پروسه ای که در حال وقوع است با تاکید بر جوانانی که من در بند 350 اوین دیدم، همه اش ظلم است، اما لااقل باید قاعده ی بازی را از نظر حقوقی رعایت کنند. مثال ساده ای می زنم، خسرو گلسرخی به ظلم اعدام شد، اما شما وقتی فیلم دادگاه را می بینید، کاملا متوجه می شوید که قاعده ی بازی رعایت شده است. دادگاه علنی تشکیل شد. گلسرخی فرصت دفاع پیدا کرد. از دادگاهی که علنی تشکیل شد فیلمبرداری کامل انجام شد. ای کاش لااقل به اندازه ی دادگاه شاه حقوق زندانیان را رعایت کنیم. گلسرخی توانست با اختیار کامل از خود دفاع کند. هر چند حکم ظالمانه ای برایش صادر شد.

 

شما از روز اول اعتصاب غذا کردید. این چند وقت اعتصاب های زیادی دیدیم و متاسفانه بی توجهی مسئولان قابل توجه است. به نظر شما آسیب رساندن به بدن در این شرایط بهترین تصمیم است؟

اگر اعتصاب کردم برای این بود که ظلمی را که به همه می رود اعلام کنم. من علیرغم اینکه پاسخ کافی برای اعتصاب غذا داشتم اما قبل از آن از 4 مرجع تقلید تایید گرفتم. برای آرمان و اهداف الهی اگر ضرورت داشته باشد که با اعتصاب غذا اعتراض خود را فریاد کنیم و اگر این کار را برای اصلاح جامعه انجام دهیم جایز است. حتی نقل شده که در این مسیر کشته شدن هم شهادت محسوب شده و جایز است.

ما میخواهیم ارزش های اسلامی را احیا و از حقوق مظلومان دفاع کنیم. حقوقی که مدتی است فوت شده، چه در زندان و چه خارج از آن بیرون. ما گاهی برای احقاق حقوقمان حتی لازم است با جان خود جلو بیاییم و آن را وسط بگذاریم. کسی در این شک نکند.

برخورد مسوولان با اعتصاب غذای شما چه بود؟

آقای مقیسه می گفت تو متشرع هستی ضرر زدن به بدنت حرام است. اما من گفتم انتحار استشهادی ضرر زدن به بدن نیست؟ آیا آنجا هم می گویید حرام است؟ به او گفتم که ما در تهران به نام بابی ساندز یک خیابان داریم. او هم بر اثر اعتصاب غذا جانش را از دست داد. اما شما او را تکریم میکنید؟ حالا که به ما رسید حرام شد؟

اعتصاب غذا شرایط خاصی باید داشته باشد، درست است؟

بله اعتصاب غذا باید هدف مشخص داشته باشد. لازم هم نیست دنبال اهداف کلان و بزرگ گشت. اتفاقا باید هدف ها ریز و کوچک باشند که برای دسترسی به اهداف بزرگتر موانع را بر میدارند. اعتصاب غذا مشکل شرعی ندارد. و اگر هدفمند باشد یکی از راه های مجاز اعتراض است.

 

در صحبت هایتان به جوانان بند 350 اوین اشاره کردید، روحیه ی بچه ها آنجا چطور است؟

من آنجا برای خیلی از جوان ها یادگاری نوشتم. هر چه هم که یادداشت کردم ذیل امضایم برایشان نوشتم “بند 350 آزادترین جای ایران است.” بچه ها آنجا آزادانه صحبت می کنند. خط قرمز ندارند. و با اینکه اختلاف فکری و سیاسی زیادی وجود دارد، گرایش های مختلف به راحتی یکدیگر را تحمل می کنند. در یک اتاق ممکن است 5 گرایش فکری وجود داشته باشد اما همه آنجا خیلی دوستانه با هم مکالمه می کنند و با احترام با دیدگاه های یکدیگر برخورد می کنند. من دویست و دومین زندانی آن بند بودم و با جرات می گویم در نگاه و اعتقاد یک نفر هم ذره ای تزلزل و تردید ندیدم.

اعتراض هایی از جنس اعتراض های خود را چقدر در تحقق مطالبات مردم، موثر و مفید می دانید؟

من فکر می کنم ما تکلیفی داریم. اندیشه ها و گرایش های مختلف برای من ارزشمند است. به همه ی اندیشه ها هم احترام می گذارم. از طرفی همه هم می دانند که من فردی مذهبی هستم و به دنبال دفاع از آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی هستم. من تلاشم را می کنم و مطمئنم پیروز می شویم. ما الان در مسیری هستیم که نهایت آن رسیدن به آزادی و دموکراسی است. با هر تفکری در این قطار یا کشتی همسفریم. اندیشه ها ممکن است متفاوت باشد اما هدف یکی است و نفس حرکت مهم است. هر کس با کاری که در توان دارد. من با نوشتن، کسی دیگر با صحبت کردن. اما نهایتا ما به نتیجه می رسیم. زیاد دور نیست آن روز.

 

همه ی افراد توان شما را در نوشتن ندارند و یا اگر هم دارند ممکن است برد خبری و تاثیر گذاری شما را نداشته باشند.

هر کس باید در هر زمان به تکلیفی که بر گردن دارد فکر کند. هر کس باید در حد وسعش روشنگری کند. ممکن است کسی با 5 نفر تاثیر گذاری حرکت کند، کسی با صد هزار نفر. مهم برد نیست، مهم این است که آگاهی بخشی و روشنگری کامل انجام شود.

شما معتقد هستید که به زودی آن روز می آید و مردم در مسیر آزادی پیروز خواهند شد. اما گاهی نا امیدی از رسیدن در مردم دیده می شود. با این چه برخوردی باید کرد؟

تاخیر در رسیدن به اهداف و جامعه ی مطلوب نباید ما را نگران کند. چون ما نباید پیروزی زود هنگام داشته باشیم. ما و مردم ما هنوز آماده نیستیم. ما تمرین دموکراسی نکردیم. ما با پیروزی های زودرس به ایده آل نمیرسیم.

آماده نیستیم یعنی چی؟ چطور می توانیم آماده شویم؟

اولین مشکل این است که در ذهن ما بت سازی هست که باید آن را از خود دور کنیم. ببینید جامعه ی ما عادت کرده به تملق و دست بوسی و چاپلوسی. ما در مرحله ی اول باید بتوانیم این مشکل را حل کنیم و از آن فاصله بگیریم.

من در بند 350 زیر دست جوانی بودم که سرم را اصلاح کند. این جوان به اتهام واهی نفاق به سه سال حبس محکوم شده بود. به او ظلمی شده بود که آزارش می داد.

از همان اول که شروع کرد به کوتاه کردن موهای من، به تندی انتقاداتش را آغاز کرد که شماها با ما چنین کردید و این بلاها را امثال شما بر سر ما و مردم آوردید. شماها در آینده ی کشور جایی ندارید و از این دست انتقادات. در انتها گفت که همه ی شماها را باید تیرباران کرد. حسابی درددل کرد. من هم آرام آرام صحبت کردم و توضیحاتی به او دادم. پسر شوخی بود در آخر حتی با شوخی گفت: تو آدم خوبی هستی بقیه را که تیرباران کردیم تو را دار می زنیم چون تو آدم خوبی هستی. این تفکر یواش یواش باید اصلاح شود و ما به این خواهیم رسید که همه چیز را باید به قانون بسپاریم و به هر کس در محکمه ی عادلانه در حد جرایمش رسیدگی و او را مجازات کرد. از این فضای احساسی هم باید دور شد. آن جوان به من گفت شما کار را به جایی رساندید که من در خیابان یک آدم با ریش می بینم حالم بد می شود.

جوان برای کاری از اتاق رفت بیرون من به دکتر شعله سعدی گفتم این فحش ها حق ماست حتی اگر کاری نکرده باشیم برای ظلمی که بر خیلی ها رفت و ما سکوت کردیم حقمان است. این جوان هر چه می خواهد باید بتواند فحش دهد. البته بعد از حرف زدن و اینکه دید من به تفکراتش احترام می گذارم و مثل کسانی که به او ظلم کرده بودند نیستم، با من رفیق شد. اما این جوان نمونه ی یک واقعیت است که در جامعه ی ما از آن کم نیست هر کس در حد توانش باید روشنگری کرده و مردم را آگاه کند. حتی اگر یک نفر را روشن کند. این وظیفه ی اوست. در این صورت ما آماده می شویم برای ساختن یک جامعه ی ایده آل.

کمی از هم بندان بپرسیم. از آقای شعله سعدی گفتید. در خبرها شنیده ایم که دکتر شعله سعدی حال جسمانی مساعدی ندارند شما خبری از وضعیت ایشان دارید؟

من پرونده ی دکتر شعله سعدی را دیدم ام آر آی ایشان را هم دیدم. وضعیت ایشان و نخاع و مهره ها بسیار خطرناک است و باید زودتر تحت عمل جراحی قرار بگیرند. اصلا شرایط خوبی ندارند. نمیدانم چرا مخالفت می کنند چون وضعیتشان بسیار بد است. حس در قسمتی  از دست ها از بین رفته و تحت فشار است از ناحیه ی مهره های گردنی و باید سریعا عمل شود.

درباره ی حسین رونقی وبلاگ نویس سبز هم خبرهای نگران کننده ای شنیدیم از ایشان هم خبری دارید؟

این جوان آنقدر با روحیه و با انرژی است که من از او انرژی می گرفتم به جای به او روحیه بدهم. اما درباره ی مسائل پزشکیش به من چیزی نگفت. البته ما در یک طبقه نبودیم و من خبر نداشتم از احوالش. دیدار ما محدود شد به یک ملاقات در کتابخانه و گفتگوی کوتاهی که در آنجا با هم داشتیم و یادگاری هایی که برای هم نوشتیم.

متشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

خبر مرتبط:

مهدی خزعلی با قید وثیقه آزاد شد


83 پاسخ به “مهدی خزعلی: روزی خواهد آمد که آنها را محاکمه کنیم اما عادلانه”

  1. احمد گفت:

    درود بر شرفت مرد مبارز

  2. ناشناس سبز گفت:

    قبلا هم این را نوشته ام که خوشحالم و خدا را شاکرم که در طرفی هستم که پر از آدم حسابیه،طرف ما از عظمی و هاله نور و جن و رمال و ….. خبری نیست همه انسان هستند /ممنون از سایت کلمه از بابت این مصاحبه

  3. green گفت:

    اقا ما را هم ببرید زندان باید یاد گرفت که همه رجوع کنیم و خواستار زندانی شدن بشویم

  4. سبز عاشق وطن گفت:

    درود به مهدی خزعلی…برخورد شما با آن جوان که نمونه ای از اکثریت جوانان ایران است قابل تحسین هست…درود به استقامتت
    اما حکومت بداند ما کاملا هوشیاریم … این رفتارهایش که کمی دارد ملایم تر میشود و آزادی و مرخصی زندانیان و احتمالا کمی آزادی بیشتر دادن به مطبوعات در آینده همگی در جلب اعتماد مردم و آوردن آنها به پای صندوق های رای برای انتخابات مجلس است….بدانید که دیگر حنایتان برایمان رنگ ندارد…تا وقتی این حکومت با این اشخاص نالایق بر سر کار است تحریم ما قطعیست…
    ما هیچ گاه به خون شهیدانی که دادیم،به خون تمام نداها و سهراب ها خیانت نخواهیم کرد…

  5. موسی گفت:

    به امید روز ازادی و قفس اهنین برای خائنین

  6. حسین گفت:

    درود بر دکتر خزعلی شجاع و مبارز که اسلام راستین را دارا هستند

  7. ایران دوست گفت:


    درود به مهدی خزعلی و درود به شیوه برخوردت با آن جوان … بله اکثر مردم ایران که پس از 57 متولد شده اند چنین احساسی دارند. خود من هزاران بار پدرم را شماتت کرده ام. گرچه او طرفدار آقای خمینی نبود و صرفا برای آزادی بیشتر تلاش می کرد. اما نبود آگاهی و پیروی مردم از احساس خود به جای عقل خود باعث شد که ما نسل جوان ایران چوب ندانم کاری های پدرانمان را بخوریم. درک علت وقوع آنچه در سال 57 رخ داد برای من و خیلی از جوانان دیگر ایرانی هرگز قابل فهم نیست.

  8. كارهايي بسيار مهمتر از انتقام جويي وجود دارد گفت:

    آفرين به افكار مردم سالارانه آقاي خزعلي.
    نظر من به عنوان يك جبش سبزي اين است كه هركس را مردم بخشيدند كه هيچ، ولي بقيه كه اكنون لجوجانه به ظلم ادامه مي دهند و ديگران را هم مجبور ميكنند به ظلم و پاي گذاشتن روي حق،‌اينها را بايد محاكمه كرد،‌اما اشد مجازاتشان حبس ابد باشد. هيچ كس اعدام نشود. احتمالا كساني كه به اشد مجازات بايد محكوم شوند تعدادشان انگشت شمار است. چون اين مردم بزرگوارند و گذشت مي كنند، هر چند فراموش نمي كنند و به كسي اجازه طغيان مجدد را نمي دهند. اين مردم ديگر وقت خود را صرف انتقام جويي نخواهد كرد،‌ چون كارهاي مهم تري دارد در راه آباداني ايران در تمام عرصه ها. به اميد روز ي كه همه به هم احترام بگذاريم، و عقيده مشترك همه، احترام به عقيده همديگر باشد.
    كاملا با نظر آقاي خزعلي موافقم كه گذشت زمان به نفع نهادينه شدن دموكراسي و مردم سالاريست. وظيفه همه است كه كساني كه افكار احساسي دارند را قانع كنند كه منطقي فكر كنند و مصالح ايران را فداي انديشه هاي انتقام جويانه نكنند.
    كاش به زودي ليست كساني كه كار را از كار گذرانده اند و جايي براي بخشش مردم نگذاشته اند مشخص شود،‌ تا نتوانند ديگران را مجبور به همراهي با خود كنند. و مردم همگي آنها را بشناسند و قضات عادل خود را براي محاكمه آنها آماده كنند. بقيه دوستاني هم كه سكوت كرده اند در برابر ظلمي كه بر مردم شده،‌ بايد فرصت ها را از دست ندهند،‌ يك اظهار نظر به نفع مردم، ‌يك اعتراف به اشتباه، يك حركت و تلاش براي آزادي زندانيان سياسي، يك تلاش در جهت رفع تحريمها،‌يك كار مثبت مي تواند نظر مردم به آنها را تغيير دهد. هر چند نظر من اين است كه منفورترين شخصيت هم اگر تغيير رويه دهد و طرف مردم را بگيرد، از گذشت ملت برخوردار خواهد شد، فقط فرصت براي اينها كم است. به قول مهندس ميرحسين موسوي،‌ چه خوب كه خود حكومت شروع به اصلاح كند،‌كه اين سريع ترين و كم هزينه ترين مسير است.
    به هر حال از اينكه اين روزها پيروزي آنقدر نزديك و محسوس است كه فرداي پيروزي دغدغه خيلي ها شده خوشحالم. واقعا دغدغه ما فرداهاي پس از پيروزي است،‌ تلاشي هميشگي براي حفظ دموكراسي و مردم سالاري.

    من زياد مذهبي نيستم ولي اين شعار را دوست دارم: يا حسين ميرحسين.

  9. ناشناس گفت:

    مهدی جان ما سبزها پیرو علی هستیم لذا به پدرت بی احترامی نمی کنیم ولی به تو افتخار می کنیم.

  10. فریاد گفت:

    آن روز خیلی زود می رسد

  11. Sabz tar az Hamishe گفت:

    Az Azadi shoma kheyli khosh hal hastam, albate agar betavan esmash ra AZADI ghozasht,mazhabi nistam ama vagti shanedam dar etesab e gaza hasteed Roozeh greftam, ba sedaye rabana e ostad shajarian eftar kardam, baraye shoma va hame azizani ke dar band hastand pish e khoda e mehrabanam dooa kardam

  12. وطن سبز گفت:

    زنده باشی اقا مهدی از کسای مثل شما باید درس انسانیت و شرافت گرفت در مقابل بزرگی شما هر چی بگم کم گفتم موفق باشی

  13. ای خدا... گفت:

    سلام آقای خزعلی.متاسفانه خیلی از مذهبی های منتقد فکر میکنن اظهار نظر در این شرایط کار کوتوله های سیاسیه.حتی غیر مذهبی ها.
    اما ممنون از شما که در این شرایط وانفسا پناهگاه دلهای شکسته ی مایید.قلوبی که حامل اسلامند اما هر لحظه از طرف حکومت به این اسلام لگد و سیلی زده میشه.و این امثال شمایید که دست نوازشگر بر سر اسلام مظلوم میکشید

  14. ناشناس گفت:

    ‫درود بر دکتر مهدی خزئلی،کروبی و موسوی و تمام زندانیان سیاسی.

  15. سشثثی گفت:

    من که دلم برای مقالات آتشینت تنگ سده بود
    خوشحالم که از دست بانوی گرانقدرت افطار کردی
    ما شما ها رادوست داریم اگرچه درد دلهایی هم از تبار شما داریم
    چه ریش داشته باشید چه بی ریش وقتی از مردم دفاع می کنید خود را نمی فروشید برای مردم ایران قابل احترامید
    حتی اگر فرزند پدر اینچنینی باشید

  16. ترانه سبز گفت:

    اي بابا دكتر جان.ما كه دق كرديم.فكر ميكرديم انفرادي هستين. شما كه بند عمومي و كتابخونه …. بودي. ولي اون دوست هم بندتون راست ميگه ميشه به شما ارفاق كرد:)

  17. ناشناس گفت:

    هر روز عاشوراست و هر زمینی کربلاست…
    مرگ بر یزیدیان زمان
    درود بر حر های زمان
    ننگ بر کوفیان خموش

  18. ناشناس گفت:

    شما مومن بودن خود را ثابت کنید بعد…..

  19. ناشناس گفت:

    بسیار خوشحال شدم بهترین خبری بود که شنیدم به امید ازادیسایر زندانیان بیگناه

  20. امیر گفت:

    بسیار خوشحال شدم بهترین خبری بود که شنیدم به امید ازادیسایر زندانیان بیگناه

  21. ناشناس گفت:

    سلام بر آزدگان
    سلام بر بابی سندز

  22. ناشناس گفت:

    می خواهم عکست را قاب کنم و بر دیوار منزلم نصب کنم

  23. تنها ولی با هم گفت:

    هیچ به معنای واقعی انسان سبک بال فکر کرده اید …..
    اون کسی که داری ظلم را می بینی خودت را رها کن. دنیا همین فردا تمام می شود….
    به آقای خزعلی و بقیه زندانیان صبر، استقامت و عاقبت بخیری آرزومندم.

  24. ناشناس گفت:

    ما فقط باید شما ها رادوست داشته باشیم تا کلمه آنها را در دیدگاه ها قرار دهد

  25. محمد سبز گفت:

    درود بر دکتر خزعلی .جامعه ما انشالله دارد به بلوغ میرسد اهسته اهسته باید همه یاد بگیریم که چگونه همدیگر را تحمل کنیم . هرچند حاکمیت از خشونت ودر گیری استقبال میکند ما باید در دام ان نیفتیم .و اعترضمان را پیوسته ولی اهسته دنبال کنیم تا فرزندان ما هم یاد بگیرند

  26. ناشناس گفت:

    درود و سلام بر همه ازاد مردان و زنان ایران اسلامی اللهم فک کل اسیر انشالله
    اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین انشاللله

  27. علی گفت:

    درود بر تمامی آزاد مردان ایران زمین.
    ننگ باد بر مستبدان خودکامه.

  28. s0gol گفت:

    خوش بحال گروه مقابل که گیر ماها میفتن! حقشونه که گیر وحشی هایی مثل خودشون بیفتن!
    خوشحالم که آزاد شدید.

  29. ت گفت:

    درود بر شرافتت دکتر .

  30. مجتبی گفت:

    ازادی دکتر خزعلی را به ایشان و همسر و فرزانان گرامیش تبریک میگویم اما یادمان باشد دستگیری از ضعیفان هنگام توانمندی همدردی با فقرا هنگام دارایی تواضع و فروتنی هنگام شهرت و اخلاق و مدارا و عدالت و نوع دوستی هنگام توانگری و قدرت تعبیر میشود

  31. مهدی گفت:

    خداروشکر.بعداز مدتها یه خبر خوب شنیدم.از آزادی این شیرمرد خوشحال شدم

  32. رحيم گفت:

    سلام عزيز.به اميد آزادي همه بي گناهان

  33. ناشناس گفت:

    جناب آقای ناشناس که فیلتر شکن هم استعمال میکنی و به سایت کلمه میایی ! اولا فیلتر آنهایی را که این فیلتر را گذاشته اند و تو آنرا قانونی میدانی چرا میشکنی و اینجا میایی شما برو همان فارس و رجا نیوز و کیهان بخوان .
    ثانیا اتفاقا معمولا آنها که دیگران را مومن نمیدانند خود مومن حسابی نیستند و معمولا انسان مومن واقعی مطابق روایات خود را پایینتر از دیگران میداند .
    ثالثا منظور شما از ایمان ایمان به چی و کی است؟ معیار ایمان به خدا و رسول و اهلبیت (ع) و قرآن است نه ایمان به ایکس و ایگرگی که سر کارند ایکس و ایگرگها هم باید اعتقاد و گفتار و رفتارشان با قرآن و سنت سنجیده شود که مطابق هست یا نیست پس مواظب باشیم هیزم آتش جهنم دیگران نشویم!

  34. ناشناس گفت:

    Afarin be Dr. khaZali omidwaram ke ma iraniha shahamat ra az ishan biamuzim drud e faravan be in hamvatan

  35. ناشناس گفت:

    هستند کساني که احساسات خود را نسبت به اين آزاد مرد ابراز دارند زيرا براي بعضي از آنان امکان محاکمه و زندان وجود ندارد و در اولين بازداشتشان حکم اعدامشان صادر مي شود بلي خود دکتر چنين کساني را مي شناسد و ما نيز از استقامت وي درس مي گيريم و بر جامعه ايراني مي باليم که چنين فرزنداني دارد
    به اميد روزي که وطن به ما هم بگويد ” فرزندم”

  36. ناشناس گفت:

    چرا نوشته سید حسن اقا را تمروز کار نکردید
    درود بر خزعلی سلام بر خمینی

  37. ناشناس گفت:

    درود بر تمام ازادگان درود بر شما کروبی موسوی همه اسرای سیاسی درود به زودی در کنار هم جشن پیروزی می گیریم

  38. حمید گفت:

    آنروز نزدیک است

  39. ناشناس گفت:

    خدا کنه میر حسین هم آزاد بشه مگه نه؟
    آی خدا اگر صدامو میشنوی به دادمون برس خدا خسته شدیم
    یا حسین میرحسین

  40. ناشناس گفت:

    تمام سخن مهدي عزيز در رابطه با محاکمه عادلانه جماعت فاسق حاکم بر ايران اين ايه قران کريم است که مي فرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت شهادت دهيد، و البتّه نبايد دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است، و از خدا پروا داريد، كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

  41. ناشناس گفت:

    درود بر بابی سندز

  42. ناشناس گفت:

    از دیدن خبر آرادیت بی نهایت خوشحال شدم.سرافراز و پیروز باشی دلاور

  43. ناشناس گفت:

    زندگی یه رهبر سیاسی به نام بابی سندز که پس از 66 روز اعتصاب غذا در گذشت و امام برای او پیام داد
    رابرت جرالد سندز , معروف به « بابی سندز » مبارز ایرلندی که به خاطر پیکار با اشغالگران انگلیسی به 14 سال حبس محکوم شده بود , در بامداد پانزدهم اردیبهشت 1360 , برابر با پنجم می 1981 میلادی , پس از 66 روز اعتصاب غذا درگذشت .

    خواهش « بابی » بسیار ساده بود . او نمی گفت مرا از زندان رها کنید , او نمی گفت مرا بر روی کرسی « وست مینیستر » بنشانید , او تنها می گفت مبارزان ایرلندی را نه تبهکاران عادی , بلکه زندانیان سیاسی حساب کنید . ولی بانو مارگارت تاچر نخست وزیر محافظه کار انگلستان , تا آخرین ثانیه مرگ « بابی » این خواست را رد کرد . کارگر مبارز آمریکایی « جو هیل » که به علت نبرد خود بر علیه سرمایه داری به مرگ محکوم شده بود , در پای دار خود گفت : « خاموشی مرگ من رساتر از آن بانگی است که می خواهید اکنون خفه اش کنید . » در واقع خاموشی ابدی « بابی سندز » نیز از همین نوع است .

    وی در تاریخ 9 مارس 1954 در یک خانواده کاتولیک در ایرلند شمالی متولد شد . وی و خانواده اش همیشه مورد تهدید و ارعاب طرفداران اتحاد بریتانیا و ایرلند شمالی( Loyalists ) بودند . وی مجبور به ترک مدرسه و همچنین ترک محل کار خود شد . ( وی کارآموز اتاق سازی اتومبیل بود و 18 سال سن بیشتر نداشت ) . خانواده اش به مجتمع مسکونی « توین بروک » اسباب کشی کردند و در آنجا سکونت گزیدند .

    در سال 1972 موقعیکه در دوره موسوم به « درگیری ها » – The Troubles – نامیده شده , به ارتش جمهوریخواه ایرلند پیوست .در اکتبر همان سال وی به اتهام داشتن 4 اسلحه در خانه ای که در آنجا مقیم بود , بازداشت شد . و در آوریل 1973 به 4 سال حبس محکوم گردید . آزادیش در سال 1976 بود . او به پیش خانواده اش در جنوب بلفاست بازگشت و دوباره فعالیتش را در کمپین IRA ادامه داد .

    در بمب گذاری اکتبر 1976 او متهم به دخالت داشتن در آن شد . اگر چه او هرگز مجرم شناخته نشد و قاضی دادگاه وی نیز گفت هیچ مدرکی نشان نمی دهد که وی حمایت و مساعدتی در این عمل داشته باشد . بعد از بمب گذاری , بابی سندز و حداقل 4 نفر دیگر که در تیم بمبگذاری بودند متهم به شرکت در نبرد مسلحانه با پلیس شدند . وقتی 2 نفر از دوستانش مجروح می شوند , قصد فرار با ماشین را می کنند که بوسیله پلیس دستگیر میگردند . یکی از رولورهایی که در این حمله مورد استفاده قرار گرفته بود در ماشینی که بابی سندز حامل آنها بود , پیدا شد .

    دادگاه وی در سپتامبر 1977 به دلیل داشتن سلاح گذم وی را به 14 سال حبس محکوم می کند . او در زندان « اچ ام مِیز» ( HM Maze ) که به لانگ کش نیز نامیده می شود , دوره حبسش را شروع کرد . وی را بعد از تحت نظر قرار دادن در بلوک های مخصوصی به نام « اچ بلوک » ( H-Blocks) که بازذاشت شدگان عضو سازمان شبه نظامی را آنجا نگه می داشتند , قرار دادند . هر یک از بلوک ها متعلق به شماری از همین سازمان ها بود .

    در زندان , بابی سندز هم شعر می گفت و هم کار ژورنالیستی انجام می داد , که این آثارش در روزنامه جمهوریخواه ایرلند به نام ( An Pholblacht) منتشر شده است . زندانیان جمهوریخواه یک سری اعتراضاتی برای بدست آوردن وضعیت طبقه بندی مخصوص که دیگر مربوط به قوانین عادی زندان نمی شد و بالاتر از آن بود , انجام دادند . 1976 اعتراض پتو Blanket protest , در 1978 اعتراض کثیف Dirty protest , و 1980 که اعتصاب غذا بود .

    در اول مارس 1981 , اعتصاب غذای ایرلندی ها و از جمله بابی سندز شروع شد که در آن از خوردن غذا امتناع کردند . این اعتصاب غذا حول 5 تقاضا متمرکز شده بود :

    حق نپوشیدن یونیفرم زندان
    حق انجام ندادن کار زندان
    حق معاشرت آزاد با دیگر زندانیان , سازماندهی آموزشی و فعالیت های تفریحی
    حق یک دیدار , یک نامه , یک بسته پستی در هفته
    اعاده کامل بخشودگی ها که در دوران اعتراض از دست داده بودند .

    معنی و مفهوم این اعتصاب غذا این هدف مهم بود که آنان را نه زندانیان تبهکار , بلکه زندانیان سیاسی و یا زندانی جنگی به حساب بیاورند . بعد از مدت کمی که از اعتصاب غذا می گذشت , « فرانک مگوایر » نماینده مستقل جمهوریخواه در یک حمله قلبی در می گذرد و انتخابات زودهنگام برای این کرسی خالی انجام می شود .

    در یک فرصت استثنایی بابی سندز نیز مورد حمایت اکثر احزاب قرار می گیرد و وی سرانجام در 9 آوریل 1981به عنوان جوان ترین عضو نماینده مجلس بریتانیا انتخاب می شود . ولی 3 هفته بعد بابی سندز بعد از 66 روز اعتصاب غذا در بیمارستان درگذشت .او تنها 27 سال سن داشت . خبر درگذشت وی موجب شد روز های زیادی شورش هایی توسط ناسیونالیست های ایرلندی انجام گیرد. بیش از صد هزار نفر در تشییع جنازه وی حضور داشتند . بابی سندز , نماینده ای که فقط 25 روز عضو پارلمان وست مینیستری بود کخ فرصت نشستن بر روی کرسی نمایندگی خود را پیدا نکرد .

  44. reza گفت:

    درود به شرف دکتر خزعلی . دکتر پدر را از نگرانی در آوردید؟ (شوخی)
    خوشحالم دوباره در بینمان هستید

  45. سید گفت:

    به روزی که چشم خدا زبانم خدا وگوشم خداکمال است

  46. sabz گفت:

    vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvdourod bar tamame azadikhahavvvvvvvvvvvvvvvv

  47. کیوان گفت:

    الهی شکر . سلامتی شما خرسندی ماست آزادی شما امیدواری ما به مبارزه و مقاومت است .انشاالله در اینده ای بسیار بسیار نزدیک ارزشهای به سرقت رفته انقلاب 57 و جمهوری اسلامی را احیاء خواهیم کرد .سبحان الله

  48. کمال گفت:

    چرا شما فقط نظارت موفق را درج می کنید و نظرات مخالف را فوری پاک می کنید؟!

  49. فتنه سبز زنده گفت:

    من کاملا بغض توی ګلوی اون جوان را میفهمم

    اګر سعی میکردیم به جای نقش قاضی بودن نقش وکالت را برای تک تک مردم به عهده بګیریم

    نه این همه دل شکسته داشتیم و نه قدرت پرست ها میتونستد سر کرسی بشینند

  50. ناشناس گفت:

    تور اوین بذارن بریم چندتا ادم حسابی ببینیم به قول مولانا “از دیو و دد ملولم و انسانم ارزوست”! خودشان که می گویند هتل است باید تور هم باشد پیشنهاد می کنم خودمون دستهامون رو ببندیم بریم جلوی اوین تقاضا بدیم دستگیرمون کنن. کمپین خوبی میشه. کلی هم خنده تلخ توشه.