نامگذاری خیابانی در تهران به نام راشل کوری، فعال صلح آمریکایی
چکیده :شورای شهر تهران، خیابانی را در منطقه 6 تهران به نام «راشل کوری» فعال صلح طلب آمریکایی که در راه دفاع از حقوق ملت فلسطین کشته شد، نامگذاری کرد. مصطفی تاجزاده چندی پیش در یادداشتی، زیر گرفتن راشل کوری در اسرائیل و زیر گرفتن شبنم سهرابی در عاشورای 88 تهران را متعلق به یک منطق سرکوب واحد دانسته بود....
شورای شهر تهران، خیابانی را در منطقه 6 تهران به نام «راشل کوری» فعال صلح طلب آمریکایی که در راه دفاع از حقوق ملت فلسطین کشته شد، نامگذاری کرد.
به گزارش کلمه، بر اساس تصمیم جلسه 394 شورای شهر تهران، این خیابان که در حوالی میدان آرژانتین و بین خیابانهای الوند و بهاران قرار دارد و تاکنون بیست و هفتم نام داشته، به نام دختری نامگذاری شده است که هشت سال قبل، وقتی در برابر خانههای فلسطینیان ایستاده بود تا مانع از تخریب آنها شود، یک بولدوزر اسرائیلی او را زیر گرفت و کشت.
راشل آلين کوری، یک فعال مدنی 23 ساله بود که هشت سال قبل، در مارس 2003، از شهر المپیا واقع در ایالت واشینگتن در قلب آمریکا به نوار غزه رفته بود تا با ایجاد مانع انسانی، از تخريب خانههای مردم فلسطين در مرز رفح جلوگیری کند.
او در روز یکشنبه شانزدهم این ماه، در محلهی «السلام» شهر رفح در مقابل یک بولدوزر نظامی اسرائیل ایستاد و با بلندگو از رانندهی آن خواست متوقف شود و خانههای فلسطینیان را تخریب نکند، اما این اتفاق نیفتاد و فرار او به سمت یک بلندی از خاک هم نتیجه نداد و در نهایت تیغههای بولدوزر جسم او را بر خاک افکند و ماشین ترور دولت اسرائیل، جان او را گرفت.
مصطفی تاجزاده، فعال اصلاح طلب و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، سال گذشته یکی از یادداشتهای خود را به راشل کوری تقدیم کرده و در بخشی از آن، بازتاب جهانی قتل ندا آقاسلطان در ایران و حملهی اسرائیل به کشتی عازم غزه را با هم قابل مقایسه دانسته و همچنین نوشته بود: «در حقيقت بولدوزري كه هشت سال پيش از روي پيكر “راشل كوري” (Rachel Corrie) دختر آزاده آمريكايي مخالف تخريب منازل فلسطيني ها در غزه عبور كرد و ماشيني كه در عاشوراي سال گذشته از روي پيكر شبنم سهرابی در تهران رد شد، به منطق سركوب واحدي تعلق دارند و محكوميت هر دو اقدام جنايتكارانه كمترين كار هر انسان آزادهاي است. »
تاجزاده همچنین در پینوشت همین مطلب نیز آورده بود: وقتي “راشل كوري” به شهادت رسيد، مقاله اي با عنوان ” زيبايي هاي جامعه جهاني” كه عنوانش را از بيانيه پدر و مادر آزاديخواه او وام گرفتم در روزنامه شرق نوشتم كه به مناسبت موضوع خلاصه آن را اينجا ميآورم:
“خانم “راشل كوري”دختر دانشجوي 23 ساله امريكايي و از داوطلبين “جنبش همبستگي بين المللي” كه براي تشكيل سپر انساني و حفاظت از جان انسان هاي بي گناه به نوار غزه رفته بود، در مقابل يك بولدوزر اسرائيلي كه به طرف او مي آمد ايستاد. وقتي بولدوزر از توقف خودداري كرد، او از خرابه هايي كه آنجا جمع شده بود بالا رفت تا با توجه به اينكه ژاكت فلوروسنس نيز به تن داشت مستقيما مقابل چشم راننده قرار بگيرد. بولدوزر به پيشرفت خود ادامه داد… و راشل جان به جان آفرين تسليم كرد.جنبش همبستگي بين المللي از جامعه جهاني ميخواهد سكوت خود را در مورد نقض وحشيانه حقوق بشر توسط اسرائيل بشكند. اعضاي اين جنبش يا شهروندان جهاني ميكوشند از جان و حقوق مردم فلسطين دفاع كنند، به اين دليل كه نهادهاي بين المللي حاضر به انجام اين كار نيستند… فلسطيني ها روزانه به قتل ميرسند، ولي امروز يك آمريكايي زيبا، با وجدان و مدافع حقوق بشر براي حفاظت از يك خانواده فلسطيني به قتل رسيد (اطلاعيه جنبش همبستگي بين المللي، 5 مارس2003 ، 15اسفند 1381 ). پدر و مادر “راشل كوري” نيز به مناسبت شهادت او بيانيه اي به شرح زير صادر كردند:” ما اكنون در حال سوگواري هستيم و تلاش ميكنيم جزئيات مربوط به مرگ “راشل” را در نوار غزه به دست آوريم. ما فرزندانمان را طوري تربيت كرده ايم كه زيبايي هاي جامعه جهاني و خانواده را پاس بدارند و افتخار مي كنيم كه راشل توانست بر اساس باورهايش زندگي كند. او سرشار از عشق و احساس وظيفه به همنوعانش در همه جاي گيتي بود. او جانش را براي دفاع از آنان كه خود بي دفاع هستند،گذاشت. راشل از نوار غزه براي ما مي نوشت و ما مايليم تجارب او را از زبان خودش در رسانه ها منتشر كنيم.” جالب آن که اين دختر آزاده و آزاديخواه آمريكايي چند روز پيش از شهادتش براي والدينش نوشته بود: “حالا دو هفته و يك ساعت است كه در فلسطين هستم و هنوز نمي توانم واژه هايي پيدا كنم كه وضع اينجا ر اشرح دهد. فكر نميكنم در اينجا بچه اي باشد كه هرگز در خانه اي زندگي كرده باشد كه تانك هاي اسرائيلي ديوارش ر ا سوراخ نكرده و برج هاي ارتش اشغالگر از فاصله نزديك آن را زير كنترل نگرفته باشد. فكر مي كنم، هر چند مطمئن نيستم،كه حتي كوچك ترين بچه هاي اينجا مي فهمند كه زندگي در همه جاي جهان به اين شكل نيست. دوروز پيش يك بچه هشت ساله با شليك يك تانك اسرائيلي كشته شد و بچه هاي اينجا نام او را در گوش من زمزمه ميكنند. علي! يا پوستر هاي او را روي ديوار نشان ميدهند. بچه ها همان طور دوست دارند مرا به تمرين عربي شكسته بسته وادار كنند و از من مي پرسند «كَيف شارون؟» و مي خندند. وقتي من با عربي ناقص مي گويم «بو ش مجنون،شارون مجنون»، البته اين چيزي نيست كه واقعاً به آن معتقدم. بعضي بزرگسالان كه انگليسي ميدانند حرف مرا تصحيح ميكنند: «بوش مجنون نيست، تاجر است». امروز سعي كردم ياد بگيرم بگويم «بوش يك وسيله است»، ولي فكر نمي كنم درست ترجمه شود. به هر حال اينجا هشت ساله هايي هستند كه درباره ساختار قدرت در جهان خيلي بيشتر از آن مي دانند كه من چند سال پيش مي دانستم،حداقل درباره اسرائيل چنين است(شرق ،12/8/1382) .














ياد راشل و همه آنان كه ايستاده ميميرند جاودانه باد/
شما که این اندازه نگران مسلمان آمریکا و آفریقا هستید، قدری هم به فکر مسلمانان خودمان باشید چطوره اسم یک خیابان را هدای صابر و دیگری را ندا آقاسلطان و بعدی را ترانه موسوی و دیگری را علی موسوی ویکی از میدان ها را سهراب اعرابی و….. بگذارید. هم ثوابش بیشتر است هم قاتلین آنها که هنور راست راست راه میروند، هروقت راهشان به این خیابان ها افتاد شاید اگر وجدانی داشته باشند دچار خجالت شوند و قاتلین آینده نیز با دیدن این خیابان ها آدم بشوند دست از این جنایت ها بردارند و این اندازه هموطنان خود را به قتل نرسانند. درضمن در زبان شیرین فارسی یک ضرب المثلی هست که میگوید چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است. تا خودمان این همه شهید گلگون کفن داریم با فلان خانم آمریکایی چه کار داریم. دولت آمریکا خودش به فکر اتباعش هست شما هم به فکر شهروندان خودمان باشید. به جای این نمایش های خنک و بی مزه که دیگر بچه های دبستانی هم دست طراحان آن را خوانده اند.
حال با اين كار چه چيزيو ميخواهيد ثابت كنيد.با تغير نام ايا ميشود ثابت كرد كه حاكميت جبار و خائن و ضد مردمي.حال مردمي شده .