سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رضا امیرخانی: «جریان انحرافی» ابداع حامیان سابق احمدی‌نژاد است که جرات اعتراف به ...

رضا امیرخانی: «جریان انحرافی» ابداع حامیان سابق احمدی‌نژاد است که جرات اعتراف به اشتباه را ندارند

چکیده :این که ما امروز بگوییم در فلان واقعه، چاره‌ای جز بدرفتاری با مردم نداریم، با ذات انقلاب اسلامی در تعارض است و فقط یک خطای حکومتی نیستند. اصلِ مشروعیت جمهوری اسلامی را به خطر می‌اندازد. / در جریان موافق احمدی‌نژاد، عده‌ای بعد از شش سال متوجه شده‌اند که مسیر را اشتباه رفته‌اند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کرده‌اند تا در حقیقت، تصمیم‌شان را توجیه کنند....


رضا امیرخانی، نویسنده سرشناس اصولگرا، در مصاحبه با «نسیم بیداری» با انکار وجود چیزی به نام جریان انحرافی، این اصطلاح را ابداع عده‌ای از حامیان سابق احمدی‌نژاد دانست که «بعد از شش سال متوجه شده‌اند که مسیر را اشتباه رفته‌اند، اما جرات اعتراف به اشتباه را ندارند.»

او در بخش دیگری از این مصاحبه نیز وضعیت ترکیه را نزدیک‌تر از وضع فعلی ایران به آرمان‌های انقلاب اسلامی دانشت و گفت: «من می‌خواهم بگویم نطفه انقلاب اسلامی در ایران منعقد شد، اما اصلا معلوم نیست که در ایران هم متولد شود. شاید این نطفه در جنین دیگری رشد کند و آن جنین به نظر من، ترکیه است. یعنی امروز ترکیه در فهم دموکراسی و در فهم دنیای مدرن، بسیار از ما جلوتر است.»

امیرخانی همچنین از انسداد فضای سیاسی نیز به شدت انتقاد کرد و گفت: «فضای سیاسی گاهی وقت‌ها به شکلی دچار انسداد می‌شود که سیدمهدی شجاعی، وقتی به دغدغه همیشگی اش که اخلاق است، می‌آید و در فضای انتخابات راجع به موضوعی غیراخلاقی، که دست کم امروز غیراخلاقی بودن آن بر همه ثابت شده، اظهار نظر می‌کند و موضع می‌گیرد، یک آدم سیاسی درجه دو که در پوستین فرهنگ افتاده، به خودش حق می‌دهد که به او توهین کند.»

وی همچنین صداوسیما را متهم کرد که «احساس استبداد را به مردم انتقال می‌دهد» و افزود: «صداوسیمایی که به دلیل موضع‌گیری سیاسی ولو نادرست آقای شجریان ، ربنای او را پخش نکند، دارد احساس انسداد در مردم ایجاد می‌کند. صداوسیما باید به قدری ربنای شجریان را پخش کند که عده‌ای از مخالفان سیاسی آقای شجریان، تحصن کنند برای عدم پخش آن و عاقبت رئیس صداوسیما بیاید و در دفاع بگوید که«ربنا» ربطی به اظهارات سیاسی شجریان ندارد.»

این نویسنده اصولگرا همچنین با تصریح به اینکه «حکومتی که امام خمینی در ذهن داشت، با ظلم همبستگی ذاتی نداشت» افزود که «خیلی از بزرگان دیگر مذهبی ما مبارزه با شاه جزو آرمان‌هایشان بود، اما داشتن حکومت آرمان‌شان نبود. به همین دلیل هم هیچ ایده‌ای برای حکومت آینده در ذهنشان نبود دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت آینده در ذهنشان نبود. دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت، ظلم را می‌دیدند. حاکم چاره‌ای نداشت به غیر از این که چشم کور کند و به پا غل ببندد و شانه را سوراخ کند و ظلم کند برای این که حکومتش بماند. علما می‌گویند که دلیل ندارد من با لباس پیغمبر وارد این بازی شوم. امام خمینی به نظر من، این موضوع را مد نظر داشت که می‌توانیم حکومتی داشته باشیم که ظالم نباشد. برای این ادعا می‌شود نمونه‌های زیادی پیدا کرد؛ مثلا چرا امام خمینی باید بیاید بین این همه کشورهای اسلامی، تقریبا خودخواسته سفر به پاریس انتخاب کند؟ چرا وقتی به پاریس رفت، با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین مدیای قابل انتقالی که وجود داشت، یعنی یک نوار کاست، مبارزه را ادامه داد؟ همه این‌ها نشان می‌دهد که امام به شرایط روز پایبند بود و می‌خواست برای دنیای مدرن حکومتی عادلانه بسازد.»

وی همچنین تلویحا به سرکوب‌های دو سال اخیر نیز اعتراض کرد و گفت: «این که ما امروز بگوییم در فلان واقعه، چاره‌ای جز بدرفتاری با مردم نداریم، با ذات انقلاب اسلامی در تعارض است و فقط یک خطای حکومتی نیستند. اصلِ مشروعیت جمهوری اسلامی را به خطر می‌اندازد.»

امیرخانی در بخش دیگری از این مصاحبه، انتقادات احمدی‌نژاد از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را نیز غیر قابل قبول خواند و گفت: «من هم شاید به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقد داشته باشم، اما از استاندار آقای هاشمی که تا روز آخر استاندار او بود، نمی‌پذیریم که بیاید و دوره او را نقد کند. اگر این استاندار یک روز مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی از کارش استعفا می‌داد، به او حق می‌دادم تا پایان عمر رکیک ترین الفاظ را نسبت هاشمی به کار ببرد. همین طور که امروز به دور و بری‌های آقای احمدی نژاد نمی‌توانم اجازه بدهم که مانند ما که او را نقد می‌کنیم، نقدش کنند.»

او درباره‌ی انتقادهای جدید همراهان سابق احمدی‌نژاد نیز گفت: «آنها در شرایطی که همه انتقاد داشتند به احمدی‌نژاد، روش و منش او را پذیرفتند بنابراین امروز حق ندارند به او مثلا به دلیل نوع برکناری‌شان، بتازند. این نشان می‌دهد که اخلاق سیاست‌مدارهای ما به نسبت سایر صنوف پایین تر است.»

وی افزود: «در اهل فرهنگ‌مان از این تغییرات ناگهانی نمی‌بینیم مگر در کسانی که باز بخواهند سیاسی باشند. یعنی نسبت فلان هنرمند با هنرمندی دیگر به این راحتی‌ها تغییر نمی‌کند. یکسری اعتقادات دارد و برآن‌ها، هرچند غلط ، پایمردی می‌کند و پای حرفش می‌ایستد. متاسفانه در سیاست‌داران ما، امروز این پرنسیب وجود ندارد. سیاستمداران ما با هر مقیاسی که بسنجیم از سایر صنوف پایین تر هستند و این، اتفاق بسیار بدی است. وزیر امور خارجه فلان کشور را که تز دکترایش در مورد پاییندی به دین در دنیای مدرن با محوریت کشورش است و این تز هم اکنون کتاب شده است با سیاستمداران بی کتاب ما!»

امیرخانی ادامه داد: «ما با همان بلاهتی که روزی آقای احمدی نژاد را بالاتر از جایگاه خودش می‌نشاندیم، امروز هم داریم ایشان را پایین تر از جایگاهش می‌نشانیم. احمدی نژاد به عنوان سیاست ورز قدرت طلب، کمترین تغییرات را داشته است. نوع نگاه او به سیاست به هیچ عنوان آرمانگرایانه نبوده است که بگوییم تغییر کرده است یا منحرف شده است. روزی که در ابتدای دولت می‌خواست تعطیلات نوروز را به شیوه سلف تبلیغاتی‌ آن روزهایش، مرحوم شهید رجایی، پنج روزه کند و امروز نوروز را هدیه ایرانی به امام زمان می‌داند. اتفاقا من در این دو عبارت تناقض نمی‌بینم. چون ایشان در یک دستگاه فکری و منطقی صحبت نکرده است. حفظ قدرت سیاسی آن روز اقتضائاتی داشته، امروز هم اقتضائاتی. دقیقا مثل تمجید ایشان از آیت‌الله هاشمی در سفر استانی به اردبیل و تخریب همان آقای هاشمی در مناظره‌ها، این شان سیاست‌ورزی مثل احمدی نژاد است. تغییر در احمدی‌نژاد نیست. تغییر در گروهی است که دیروز رای او را مورد تایید امام زمان می‌دانستند و امروز او را مشرک بالله می‌دانند. تغییر مال این آدم‎هاست که موضوعی غیر مقدس را مثل این جور سیاست‌ورزی‌ها را پیوند می‌زنند با مقدسات. چه در روزگار بالاکشیدنش و چه امروز در روزگار پایین کشیدنش.»

وی همچنین وجود خارجی جریان انحرافی را هم زیر سؤال برد و گفت: «صادقانه بگویم که من اصلا جریان انحرافی را اصلا نمی‌شناسم. ما دو جریان داشته‌ایم. جریانی موافق آقای احمدی‌نژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد. این دوجریان به هیچ عنوان دوقطب هم نبوده‌اند. غفلت رسانه و زیرکی احمدی‌نژاد و البته لجاجت بی جای بعضی از مخالفان او، این فضا را در انتخابات88 دوقطبی کرد. بسیاری از موافقان انقلاب اسلامی و دوستاران رهبر، جزو جریان مخالف احمدی‌نژاد بوده‌اند. حالا اما در جریان موافق احمدی‌نژاد، عده‌ای بعد از شش سال متوجه شده‌اند که مسیر را اشتباه رفته‌اند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کرده‌اند تا در حقیقت، تصمیم‌شان را توجیه کنند.»

این نویسنده خاطرنشان کرد: «فضای ما متاسفانه، فضای هیجانی است و در این فضای هیجانی به طور طبیعی، نسلش را پرورش می‌دهیم که عصبی است. این نسل از من می‌خواهد که موضع گیری‌ام را با ساعت خبرگزاری فارس تغییر دهم. من نمی‌توانم این کار را بکنم.من مخالف آقای احمدی‌نژاد بودم و هنوز هم هستم، اما احساس می‌کنم اتفاقا همین دوستان امروز بیش از حقیقت امر دارند نسبت به آقای احمدی نژاد انتقاد می‌کنند. نه، او چیزهای مثبتی داشته که باید آن‌ها را هم ببینیم. این که فکر می‌کنیم مشایی به تازگی از سیاره‌ای دیگر ماموریت گرفته است، قلب واقعیت است. امثال ایشان از همان ابتدا، کنار دولت و اصلا خود دولت بوده‎اند.»


4 پاسخ به “رضا امیرخانی: «جریان انحرافی» ابداع حامیان سابق احمدی‌نژاد است که جرات اعتراف به اشتباه را ندارند”

  1. ناشناس گفت:

    جريان انحرافي مخالف با مردم سالاري با شعار حكومت اسلامي به قرائت آيت الله مصباح يزدي ، كه خواهان خلافت اسلامي به شيوه خلفاي ماضي بود، به تدريج بعد از رحلت حضرت امام در بدنه انقلاب رشد يافت به آرامي سنگر به سنگر مديريت كشور را بدست گرفت. اين جريان اگرچه در شعارهاي خود فرصت طلبانه زير علم امام سينه ميزد ، اما آنها هرگز اعتقادي به مديريت جمعي جامعه و حركت با مردم و براي مردم را نداشتند . آنها حتي واقعيت عدم پذيرش قدرت بدون پذيرش عامه توسط حضرت علي كه همان مردم سالاري و يا با لغط غربي آن دموكراسي است را نوعي تقيه رهبر واقعي جامعه در مقابل قدرت خلفا قلمداد ميكردند. احمدي نژاد هم در همين جو فرصت طلبانه مكتب مصباح يزدي رشد و نمو كرده و با مساعدت آنها به قدرت رسيده است. براي آنها آنچه اصل است ، دسترسي به قدرت است و هر روشي براي تصاحب حكومت براي آنها هميشه قابل توجيه بوده و هست. اين نوع اپورتونيست ها در هر مرام و مسلك و حزب و گروه وجود دارند و به راحتي و به سرعت باد موضع و حتي ايده لوژي خود را عوض ميكنند. تغيير موضع يلسين از نامزدي دبير كلي حزب كمونيست شوروي تا چرخش به غرب و پاره كردن كارت عضويتش در حزب كمونيست يكي از اين نمونه ها است. اما علت اصلي به قدرت رسيدن جريان احمدي نژاد كاملا ناشناس ، كه در انتخابات مجلس پنجم با وجود تبليغات گسترده رتبه بسيار پائيني آورده بود، عدم مقبوليت عامه طيف قدرت طلب مخالف دولت محبوب خاتمي بود. آنها مهره اي ناشناس را براي شهرداري تهران علم كردند ، به اميد اينكه پشت پرده اورا هدايت و سياست خود را بوسيله او اعمال نمايند. طيفي كه اكنون خود را اصولگرا ميخواند مجبور بود اين عروسك خود را بزرگ جلوه دهد تا در مقابل نيروهاي كاركشته و محبوب جامعه طيف طرفدار خاتمي خودي نشان دهند. اما احمدي نژاد باورش شده بود كه اين آراء اعلام شده واقعي است وتوانست عروسك گردانان خود را به بازي بگيرد . موقعيكه مهار احمدي نژاد توسط طيف موسوم به اصولگرا برايشان مشكل شد و او همه آنها را هم به بازي گرفت و درست بعد از بركناري لجوجانه وزير اطلاعات مصلحي علم كنندگان احمدي نژاد و براي مبارزه با او به يكباره موضوع جريان انحرافي را از آستين خود بيرون كشيدند ، تا مردم را مشغول و و تنور انتخابات از پيش تعيين را را گرم كنند. اما مردم دانستند كه تمام اين خيمه شب بازي موسوم به جريان انحرافي چيزي جز يك جنگ زرگري بين دوشاخه قدرت پرست با لعاب اسلامي نيست و به تماشاي معركه آنها هم نرفتند. وقتي ديدند كه مردم حتي براي تماشاي معركه آنها هم لحظه اي درنگ نكرده و بي اعتنا در كنار معركه هم نمي ايستند ، خودشان بساط معركه جنگ زرگر اولگرائي و جريان انحرافي را جمع كردند و رفتند . يكي حمله به جريان انحرافي را قطع كرد و دومي هم از قهر دوركاري برگشت سر كارش و ديگر هيچ. بايد پذيرفت كه نه احمدي نژاد عوش شده نه لاريجاني و نه توكلي و نه رحيم مشاعي و نه ديگر مدعيان اصولگرائي ، بلكه همه اين برادران مانند حراميان سرگردنه موقتا اختلافات خود كنار گذارده اند تا يكدست بتوانند دخل قافله انقلاب را بالا بكشند و ديگر هيچ .

  2. ناشناس گفت:

    احسنت

  3. ناشناس گفت:

    سلا م بر نویسند ه گرانقدر جوان این سرزمین این مطالب را جهت بیداری حاکمان غرق در شهوت قدرت به شدت نشه ومست هستند دیر دست به قلم برده ایدولی در این روزگاری که مردم این سرزمین به جرم باور پاکی وصداقت اندیشه هایش در بند گرفتار است و شادی ملت ایران نیز بند کشیده شده است وجودت مبارکاست که هنوز در پیمان خود با حقیقت مردم این سرزمین ایستاد های جمع عکاسان سالهای انقلاب و سالهای دفاع مقدس مردمی

  4. ناشناس گفت:

    درود بر رضا امیرخانی.