تخریب میرحسین، این بار از زبان حامیان کودتای 28 مرداد
چکیده :راستی چرا دوستان مخالف میرحسین موسوی اکنون هیچ یادی از مناسبات امام خمینی و دولت ۸ ساله دوران جنگ نمیکنند و اساسا در تلاشند تا امام خمینی را سانسور کنند و حمایتهای ایشان را از دولت موسوی را در تاریخ مدفون سازند؟ آنها میدانند که دولت موسوی در واقع دولت امام خمینی بود و به همین دلیل نمیتوانند واقعیت تاریخ ۸ ساله را بیان کنند و نتیجه دلبخواه خود را بگیرند. آنان میدانند که موسوی هیچ نسبتی با بیگانگان ندارد و هرچه آبرو و پایگاه در میان مردم دارد مدیون لطف خداوند به یک خدمتگزار نظام اسلامی، حمایتهای امام و تلاشهای مخلصانه خودش است....
کلمه – گروه سیاسی: میرحسین موسوی از روزی که تصمیم گرفت به عرصه انتخابات ریاست جمهوری پا بگذارد، آماج حملات و اتهامات جریانهای متحجر و واپسگرای قدیم و جدید بود. حتی بیست سال سکوت او هم نتوانست اتهامپراکنان را از جعل و تکذیب تاریخ منصرف کند و به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری که میرحسین بین نااهلان غاصب انقلاب و مردم معترض، جانب مردم را گرفت و همانطور که وعده کرد تا آخر هم در برابر صحنهآراییهای قدرتطلبان ایستاد، توهینها و تهمتها به او روز به روز بیشتر و بیشتر شد.
در این تخریبها و اتهامپراکنیها، جریانهای مختلفی حضور داشتند. اما یکی از شرمآورترین سنخ اتهامات، از زبان کسانی بیان میشد و میشود که نه تنها ننگ حمایت از کودتای انتخاباتی 1388 را بر خود خریدهاند، که ننگ حمایت از کودتای 28 مرداد 1332 را نیز در کارنامهی خود دارند و بلکه هنوز هم به آن افتخار میکنند و کودتای 28 مرداد را «قیام ملی»! میخوانند.
آنها در حالی به نام نظام و ولایت به میرحسین میتازند که حتی رهبری فعلی نظام در زمان ریاستجمهوریاش به صراحت در صحن علنی مجلس از موسوی در مقابل این اتهامات دفاع کرده بود، و در حالی از کودتای آخرین شاه ایران علیه دولت ملی مصدق دفاع میکنند که حتی حامیان آمریکایی و انگلیسی شاه هم به برنامهریزی برای این کودتا اعتراف و بابت آن از ملت ایران عذرخواهی کردهاند.
مخالفت این حامیان کودتا با چهرهای ملی و انقلابی همچون موسوی البته عجیب نیست و بعید هم نیست که این جعل و تحریفها، حرکتی در چارچوب یک برنامهی بلندمدتتر برای دخل و تصرف در حافظهی تاریخی نسل جدید و تحریف و وارونهنمایی واقعیتها باشد. از این روست که پاسخ به اینگونه سخنان دروغین، ضروری میشود؛ که اگر نگرانی از تحریف تاریخ و به خطا افتادن نسلهای تازه وارد شده به عرصههای سیاسی و اجتماعی نبود، به تأسی از آیهی «و اذا خاطبهم الجاهلون» بهترین پاسخ تهمتزنندگان، سکوت و سلام بود.
علی شکوهی، روزنامهنگار اصولگرا و منتقد، به اتهامات اخیر به میرحسین پاسخی درخور داده است که حاوی نکات قابل تأملی دربارهی سوابق این افراد و مواضع آنها دربارهی کودتای 28 مرداد، دیدگاههای میرحسین دربارهی دکتر مصدق، اختلافات موسوی با بنیصدر و نیز حمایتهای صریح امام از مهندس موسوی است.
او در این یادداشت اشاره کرده است که یکی از تهمتزنندگان اخیر به میرحسین، کسی است که در زمان جنگ برای ایجاد تفرقه بین نیروهای نظامی کشور تلاش کرده و دست به جعل اعلامیه از زبان ارتشیان علیه سپاه زده بود؛ کاری که حتی بیانصافترین دشمنان جمهوری اسلامی هم انجام ندادند و همین یک مورد نمادی آشکار از انحراف انقلاب است و نشان میدهد که دغدغهی یاران دیرین امام و مخالفان وضع کنونی دربارهی غصب انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، تا چه حد به واقعیت نزدیک است.
شکوهی به دو نمونه از مصاحبههای پر از دروغ و تهمت این افراد علیه میرحسین نیز ارجاع داده است که در کنار آنها میتوان به چندین کتاب و مقاله پر از جعل و تحریف، از جمله کتابهایی از مرکز اسناد روحالله حسینیان اشاره کرد.
متن یادداشت علی شکوهی را که با عنوان «تاریخنویسی یا عقدهگشایی؟ تاملی در اظهارات سیداحمد کاشانی علیه میرحسین موسوی» در سایت شخصی وی درج شده، در ادامه بخوانید:
نمیدانم خوانندگان و دوستان گرامی بنده، گفتگوی رجانیوز با احمد کاشانی فرزند آیتالله کاشانی را خواندهاند یا نه؟ این گفتگو یکی از چند گفتگویی است که رجانیوز با برخی از مرتبطین مرحوم حسن آیت انجام داده است تا در فضای کنونی کشور که ضدیت با میرحسین موسوی، به یک روال عادی تبدیل شده ولی دفاع از وی جرم محسوب میشود، یکجانبه به تحریف تاریخ بپردازد و کسانی را که در طول سالهای اولیه انقلاب، به افراط و تندروی و حتی ارتباط مشکوک با برخی جریانهای تفرقهافکن مرتبط با بیگانه مشهور بودند، کاملا تبرئه کند و برای آنان معجزاتی از جنس دشمنشناسی و بابصیرت بودن بسازد.
مرحوم آیت یکی از نیروهای سالهای اول انقلاب بود که نسبت به مواضع و رفتار وی در سالهای قبل از انقلاب، پرسشهایی مطرح بود و به همین دلیل، بنیصدر تلاش میکرد وی را به دلیل همان نقاط ضعفش، به عنوان دشمن اصلی به مردم معرفی کند و از این طریق، مخالفانی مانند سران حزب جمهوری اسلامی و بزرگانی مانند شهید بهشتی را در بین مردم تخریب کند. مرحوم آیت، از دوستان نزدیک مظفر بقایی بود و به همراه بسیاری از دوستانش از جمله اطرافیان آیتالله کاشانی، علیه دکتر محمد مصدق فعالیت میکرد. در واقع در آن روزها، دو طیف تندرو و افراطی در اطراف آیتالله کاشانی و دکتر مصدق ایجاد شده بود که به شکل افراطی در صدد تخریب روابط خوب این دو چهره مطرح نهضت ملی شدن نفت بودند. اطرافیان تندروی مصدق، آیتالله کاشانی را مورد حمله قرار میدادند و در نشریات خود، کاریکاتور اهانتآمیز علیه ایشان چاپ میکردند و حتی در تظاهراتی، سگی را آیتالله نامیدند و به تمسخر پرداختند. در مقابل، برخی از اطرافیان آیتالله کاشانی از جمله مظفر بقایی و دوستانش، سخت به مصدق حمله میکردند و حتی اقدامات مصدق علیه دربار و شاه را هم خیانت میدانستند و در تعارض میان مصدق و دربار و خارجیها، عملا در مقابل مصدق قرار داشتند. مرحوم آیت از کسانی است که به دلیل همکاری و ارتباط با مظفر بقایی و نیز تندرویهایش، متهم بود و در واقع خیلی از دوستان و یاران انقلاب مواضع آنان را قبول نداشتند و عمده کردن دعوای دوران ملی شدن نفت و کشاندن آن به سالهای بعد از انقلاب و تقسیمبندی نیروهای انقلاب به موافقان و مخالفان مصدق را یک خطای استراتژیک تلقی میکردند. کم نبودند کسانی که مصدق را به عنوان یک چهره ملی و خدوم قبول داشتند اما با ناسیونالیسم و ملیگرایی مخالف بودند و در عصر احیای دین، بازگشت به قومیت و ملیگرایی را یک حرکت ارتجاعی میدانستند. بنابراین اصرار این دست از نیروهای انقلاب را برنمیتابیدند و علیه مصدق و همه کسانی که او را قبول دارند، وارد عمل نمیشدند و از این طریق میدان را برای کسانی باز نمیکردند که در نهضت ملی شدن نفت، به مصدق خیانت کردند و در کنار دربار قرار گرفتند و ابزار دست یک کودتای آمریکایی – انگلیسی شدند.
۲۸ مرداد کودتا نیست!
متاسفانه اینان هنوز هم حاضر نیستند کودتای ۲۸ مرداد را «کودتا» بنامند. هادی جعفری یکی از دوستان مرحوم آیت در این سلسله مصاحبههای سایت رجانیوز میگوید: «بعد از انقلاب ملیون میخواستند این گونه القا کنند که انقلاب عملاً ادامه راه مصدق است و در واقع قصد داشتند امام را دور بزنند. آنها با ماشینهای واحد دولتی بلند شدند و رفتند احمدآباد و مراسم برگزار کردند و بعد هم نام خیابان پهلوی را گذاشتند مصدق. آیت میگفت من اینها را رها نمیکنم و افشا خواهم کرد. میگفت اینها خیلی دارند سعی میکنند قضیه ۲۸ مرداد را کودتا بنامند، در حالی که مصدق عملاً مجلس را در روز ۲۴ مرداد از حیّز انتفاع خارج کرد و در غیبت مجلس که از اکثریت افتاده بود، دست شاه را برای عزل نخست وزیر باز گذاشت».
در واقع مرحوم آیت و همه کسانی که در کودتای ۲۸ مرداد جانب دربار و شاه را گرفتند و با آمریکا و انگلیس همکاری کردند، مانند خود شاه معتقد به کودتا نیستند و آن را شاید «قیام ملی ۲۸ مرداد» میدانند. این ماجرا صحت دارد که مصدق اشتباهاتی را مرتکب شد و زمینه عزل خود را فراهم کرد اما این امر مگر میتواند مواضع کسانی را توجیه کند که علیرغم مسلمان و انقلابی بودن و ضدانگلیس و ضدآمریکایی بودن، با عمده کردن دشمنی خود با مصدق دچار اشتباه فاحش و مجری یک کودتا شدند و اصلا تا مدتهای بعد هم نفهمیدند که چه کلاه گشادی سرشان رفت و اکنون هم برای توجیه آن اقدام غیرقابل دفاع، به همه کسانی حمله میکنند که مصدق را خائن نمیدانند و احترامی در حد تلاشهایش برای او قائلند؟
این کلاه گشاد بر سر خیلیها که تعارض خود با مصدق را عمده کرده بودند، رفت. حتما دوستان میدانند که فدائیان اسلام به رهبری افراد شاخصی مانند شهید نواب صفوی هم دچار اشتباه شدند و در نشریه خودشان (نبرد ملت) آن هم در روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ یعنی فردای روز کودتای آمریکایی – انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چنین نوشتند: «دیروز تهران در زیر قدمهای مردانه ارتش و مسلمانان ضد اجنبی میلرزید. مصدق غول پیر خون آشام، در زیر ضربات محو کننده مسلمانان استعفا کرد … تمام مراکز دولتی توسط مسلمانان و ارتش اسلام تسخیر شد …». (به نقل از کیهان فرهنگی شماره ۱۵۳، تیر ۱۳۷۸).
من مدعی نیستم که خدای ناکرده مرحوم آیت وابسته به بیگانه بود و نمیگویم همکاری با مظفر بقایی برای او یک ذنب لایغفر است چرا که ممکن است یک فردی در مقطعی از حیات سیاسی خود بر اساسی تحلیل و منطقی که در آن زمان درست به نظر میآید، فعالیتهایی را انجام دهد و بعدها به تحلیلهای دیگری باور داشته باشد و از خود نیز انتقاد کند. اما سخن من این است که این چنین فردی حق ندارد با همان منطق خطا که منجر به دوستیهای بیدلیل و دشمنیهای بیوجه شده بود، امروز هم اقدام به صفبندی کند و بسیاری از یاران و دلسوزان نظام و چهرههای انقلابی را دشمن معرفی کنند صرفا به خاطر این که به مصدق حسنظن دارند و با قضاوتهای تند و غیرمنصفانه دیگران همراهی نمیکنند و در عین حال، مصدق را پاسخی به نیاز امروز کشور هم نمیدانند و به نهضت انقلابی امام خمینی معتقدند و مکتب اسلام را در اندیشه خود برتر از ناسیونالیسم نشاندهاند. متاسفانه مرحوم آیت و دیگر دوستان وی در آن روزها از جمله شهید دیالمه، آقای احمد کاشانی و فواد کریمی، برای مخالفت خود با میرحسین موسوی تنها یک دلیل داشتند و آن هم دفاع میرحسین موسوی از مصدق در روزنامه جمهوری اسلامی بود که میرحسین موسوی، سردبیری آن را بر عهده داشت. آنان بر این باور بودند که همه باید در باره مصدق همان قضاوتی را داشته باشند که آنها دارند و به همین دلیل با موسوی که از مصدق به عنوان یک چهره ملی و ضدبیگانه و مدافع ملی شدن نفت سخن میگفت، ناراضی بودند و خواستار عدم معرفی ایشان به عنوان وزیر امور خارجه در کابینه شهید رجایی و شهید باهنر و همچنین مخالف نخست وزیری موسوی در کابینه آیتالله خامنهای بودند.
مخالفت بنیصدر با میرحسین، یک توطئه!
از نکات جالب در این شیوه تحلیل این است که چون تعارضات میرحسین موسوی با بنیصدر را با منطق خودشان نمیتوانند توجیه کنند، اتهامزنی را مضاعف کرده و سعی کردند نشان دهند که موسوی، نفوذی است و طبعا این فرد نباید از سوی دوستان انقلابی مانند شهید رجایی و باهنر و آیتالله شهید بهشتی و آیتالله خامنهای و دیگر سران حزب جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار گیرد و از سوی افرادی مانند بنیصدر مورد حمله قرار گیرد. احمد کاشانی در این گفتگو سخنان بیربطی را در این باره مطرح میکند که من نمیدانم فردای قیامت چه پاسخی خواهد داشت. وی از جمله میگوید: «بزرگترین واقعه کارشکنی بنیصدر در تشکیل دولت بود و چندین وزارتخانه بدون وزیر باقی مانده بود، همینجا باید تأکید کنم که میگویند بنیصدر با وزارت موسوی مخالفت کرده ولی من شک ندارم که این مخالفت برای کسب وجهه برای موسوی بوده نه مخالفت با شخص او. میدانید که در صحنه سیاست این اتفاقات رخ میدهد. به هر حال یکی از آفات سیاسی این است که بعضی از رجال به عنوان میزان و معیار مشخص شوند، یعنی یا دافعه شدید ایجاد کنند که روی هر چه دست گذاشتند واکنشی را به همراه داشته باشد یا بالعکس، بدینسان وقتی چهره منفوری با یک عامل بیگانه که در پوسته دوست خود را پنهان کرده مخالفت کند، طبیعتاً برای او ایجاد وجهه خواهد کرد».
احمد کاشانی علت مخالفت بنیصدر «منفور» با میرحسین موسوی «عامل بیگانه که در پوست دوست خود را پنهان کرده»، ایجاد وجهه برای او قلمداد میکند. طرح این اتهامات در منطق آقایان نیاز به دلیل ندارد و همین که بگویند «من شک ندارم» کافی است و دیگران باید بپذیرند اما واقعیت چیزی دیگر است که آقایان نه حاضر به قبول آن هستند و نه میتوانند آن را انکار کنند. بنیصدر در آن مقطع با نخستوزیری شهید رجایی مخالف بود، با بسیاری از وزرای پیشنهادی شهید رجایی هم مخالف بود، با مواضع نمایندگان مجلس در این زمینه هم مخالفت میکرد، با سران حزب جمهوری اسلامی هم مخالف بود، تا آخر هم زیر بار میرحسین موسوی برای وزارت امور خارجه و احمد توکلی برای وزارت کار نرفت و از جمله با همین مرحوم آیت هم مخالفت میکرد. حال چطور است که همه آن مخالفتهای بنیصدر، واقعی بود و قصد کسب وجهه برای آنها نداشت اما مخالفت وی با میرحسین موسوی برای ایجاد وجهه برای او بوده است؟ با این منطق، چرا این سخن را نتوان در مورد دعوای آیت و بنیصدر مطرح کرد و چرا آن دعواها را نباید «جنگ زرگری» بدانیم؟ اگر این اتهامات را مطرح کنیم تصور میکنید نمیتوان برای آن، دلیل و سند بافت یا ساخت یا تراشید؟ آیا ارتباط مرحوم آیت با مظفر بقایی و ارتباط بقایی با سفارت آمریکا نمیتواند بهانه این اتهام شود؟ من چنین ادعایی را ندارم اما اگر کسی چنین ادعایی را مطرح کند آن وقت شما با کدامین منطق میتوانید این اتهامات را بسنجید؟ آیا مخالفت امروز ما با افراد میتواند توجیه کننده همه مسائل در گذشته باشد؟ آیا جز این است که مخالفت الان آقایان با موسوی، این نوع موضعگیریها را توجیه میکند؟ مگر ما مجازیم که تاریخ دیروزمان را با منطق امروز بنویسیم و گذشته افراد را بر اساس عملکرد امروزشان مورد بررسی قرار دهیم؟ بگذریم که بسیاری از صاحبنظران، عملکرد امروز امثال موسوی را قابل دفاع میدانند و اتهامات مکرر آقایان برای وابسته نشان دادن این دست از نیروهای انقلاب به بیگانه را صرفا یک تهمت برای سرکوب راحتتر آنان تلقی میکنند نه سخنی مستند و بنابراین نمیتوان به خاطر اتهاماتی که امروز به موسوی زده میشود، گذشته باشکوه و قابل دفاع عملکرد ایشان را زیر سئوال برد. متاسفانه این روش غلط در ارزیابی عملکردها، اکنون به یک روش معمول تبدیل شده است که باید در جای خود مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
مخالفت جدی میرحسین با بنیصدر
اما واقعیت چه بود؟ میرحسین موسوی از روشنفکران مسلمانی بود که از همان ابتدای شکل گرفتن حزب جمهوری اسلامی به این تشکیلات پیوست و به دلیل توانایی و نفوذش در جمع روشنفکران مسلمان و دعوت از نسل جدیدی از شاعران و نویسندگان و روشنفکران، قادر بود روزنامه حزب را به خوبی اداره کند. وی از همان ابتدا این روزنامه را برای دفاع از انقلاب اسلامی و خط امام تجهیز کرد و به همه نقدهای مخالفان انقلاب و رقبای داخلی پاسخ میگفت و در یک کار تشکیلاتی فرهنگی، روزنامه جمهوری اسلامی را به عنوان ارگان حزب جمهوری اسلامی زیر نظر بنیانگذاران حزب (شهید بهشتی، آیتالله موسوی اردبیلی، آیتالله خامنهای، آیتالله هاشمی رفسنجانی) اداره میکرد. وی از منتقدان جدی جریان لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بود و با مواضع گروههای ملیگرا، ملی – مذهبی و نهضت آزادی مخالف بود. وی بنیصدر را هم قبول نداشت و از کسانی بود که پیش از دیگران به نقد مواضع بنیصدر پرداخت. میرحسین موسوی با نگارش سلسله مقالاتی تحت عنوان «مصر، سادات، ناصر» نشان داد که چگونه با ایجاد انحراف در نهضت مردم مصر، فردی مانند سادات خائن، جایگزین جمال عبدالناصر شد و همه دستاوردهای یک نهضت از دست رفت. وی در این مقالات به گونهای شبیهسازی کرد که عملکرد بنیصدر را مورد نقد و اعتراض قرار دهد. اتفاقا همین مقالات یکی از دلایلی بود که بنیصدر هرگز حاضر نشد وزارت موسوی را بپذیرد. در یکی از جلسات مشترک برای بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی، بنیصدر به میرحسین موسوی گفته بود که «بیانصاف! تو مرا سادات ایران میدانی و من تو را وزیر امور خارجه خودم بکنم؟» و موسوی به او پاسخ داده بود که «من تو را الان سادات نمیدانم اما اگر به همین روش ادامه بدهی حتما از سادات هم بدتر خواهی شد». به خاطر دارم که در همان روزها، از دکتر احمد توکلی پرسیدم که چرا بنیصدر تن به وزارت همه داد اما وزارت شما و میرحسین را نپذیرفت؟ وی که خیلی فرصت برای بیان ماجرا را نداشت در یک عبارت خلاصه گفت که «بقیه حاضر شدند بگویند «برادر بنیصدر» اما ما به گفتن این هم راضی نشدیم».
آیتالله خامنهای: من شهادت میدهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها (علیه میرحسین موسوی) دروغ است.
مرحوم آیت با وزارت میرحسین موسوی در کابینه شهید رجایی مخالفت کرده بود و در نطق خود کاملا نشان داد که جز حمایت موسوی از مصدق، هیچ دلیل دیگری ندارد. بعدها هم دوستان آیت در این زمینه مواضع وی را پی گرفتند و با نخست وزیری موسوی هم مخالفت کردند اما اصلیترین حامی میرحسین موسوی [در صحن علنی مجلس] باز آیتالله خامنه ای بود که در دفاع از وی طی سخنانی گفت: « راجع به آقای موسوی به قول آن گوینده راستگو که گفت «ما کنت احسب ان یعیر مثل ذات الاجمل» درباره همه خیال میکردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمیکردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند.
اولاً بنده ایشان را خیلی خوب میشناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کردهاند یا انتقاد کردهاند، بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری میشناسم.
آنچه درباره ایشان از گرایشها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه اینها روزنامه جمهوری اسلامی است. شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشورسراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام میگذارید و درست هم هست، حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشهها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و به خصوص مقالاتی که خود ایشان نوشته است، شما ایشان را به مصدقگرایی متهم میکنید. این بزرگترین بهتانی است که شما به ایشان میزنید. ایشان کسی است که خط ملیگرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد. این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید.
متهم میکنند ایشان را به علاقهمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشتهام. من ایشان را میشناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت میدهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً تصور نمیکردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند. البته باز هم حرف در این زمینه زیاد است که چون وقت کم است و من میخواهم بقیه را هم بگویم، این است که بحث نمیکنم». (شرح مذاکرات علنی مجلس شورای اسلامی(جلسه ۱۹۹) در روزنامه رسمی شماره ۱۰۸۶۹)
منشاء قدرت میرحسین، سفارتخانههای خارجی یا امام؟
آقای احمد کاشانی در فرازی از سخنان خود، مدعی میشود که موسوی از جنس بنیصدر و بختیار و مصدق است و اینها هم قدرت خودشان را مدیون بیگانگان هستند. این فراز را بخوانید: «رجال مؤمن عرصه سیاست برای اصلاح جامعه متکی به قدرت خداوند متعال و یاری مردم هستند و راه طولانی دارند و در فراز و نشیب آن به اصل خود پشت نمیکنند ولی امثال مصدق، بختیار، بنیصدر و میرحسین موسوی، اینها قدرتشان را از اراده واقعی مردم نمیدانند، هر چند که در مقاطعی با فریب مردم آرای آنها را به دست آوردند ولی آنها به این حقیقت اذعان دارند که دست دیگری آنها را بالا کشیده و همیشه به آن دست بیگانه وابسته هستند چرا که بدون آن قدرت، اینها هیچ هستند… در ابتدای انقلاب دو جریان اصلی با هم در تقابل بودند؛ نخست جریان برآمده از خواست مردم و دیگری جریانی که حامیانش در سفارتخانههای خارجی حضور داشتند. مصدق، بختیار، بازرگان و میرحسین موسوی قدرت را از دست مردم میگیرند و با همان قدرت به مردم ضربه میزدند، به عبارت دیگر آنان میدانند که اگر بیگانه نبود آنها را در ده هم راه نمیدادند چه برسد به آنکه مدعی کدخدایی هم بشوند».
من قصد دفاع کامل از مصدق و بازرگان را ندارم و طبعا بختیار را هم قابل دفاع نمیدانم و بنیصدر را هم قربانی کیش شخصیت، اثرپذیری از منافقین و انحرافات فکری خودش در گام اول و برخوردهای تند و غلط مخالفان با وی در گام دوم میدانم اما در مورد میرحسین موسوی قصد دفاع دارم. آیا میرحسین موسوی در طی ۸ سال نخست وزیری و ۲۰ سال خانهنشینی محترمانه و همکاری با نظام در مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگستان هنر و … با دست بیگانه به قدرت رسیده بود؟ مگر جز به خاطر خدمات خودش و عملکرد و مواضع انقلابی و اعتماد رهبری انقلاب و حمایت یاران نزدیک ایشان، میتوانست به قدرت برسد؟ آیا از خاطر مردم میرود که به هزار و یک ترفند، دوستان کجفکر و تنگنظری مانند همین سید احمد کاشانی در صدد حذف موسوی از قدرت بودند اما حضرت امام روبه روی همه آنان ایستاد و ماندن ایشان را مورد تاکید قرار داد؟ راستی چرا دوستان مخالف میرحسین موسوی اکنون هیچ یادی از مناسبات امام خمینی و دولت ۸ ساله دوران جنگ نمیکنند و اساسا در تلاشند تا امام خمینی را سانسور کنند و حمایتهای ایشان را از دولت موسوی را در تاریخ مدفون سازند؟ آنها میدانند که دولت موسوی در واقع دولت امام خمینی بود و به همین دلیل نمیتوانند واقعیت تاریخ ۸ ساله را بیان کنند و نتیجه دلبخواه خود را بگیرند. آنان میدانند که موسوی هیچ نسبتی با بیگانگان ندارد و هرچه آبرو و پایگاه در میان مردم دارد مدیون لطف خداوند به یک خدمتگزار نظام اسلامی، حمایتهای امام و تلاشهای مخلصانه خودش است و این روسیاهی برای کسانی باقی خواهد ماند که به خاطر قدرت دوروزه، حاضر میشوند دروغ بگویند، تاریخ را تحریف کنند و افراد مومن و انقلابی را به بیگانگان نسبت بدهند.
آقای احمد کاشانی و دوستانشان در خط افراط و ایجاد تفرقه حرکت میکنند و در دوران امام هم این گونه بوده است. یادمان نرفته که وی به خاطر جعل اعلامیه از زبان ارتشیان علیه سپاه، در حالی که نماینده مجلس بود دستگیر و زندانی شد و از آن زمان تاکنون از صحنه سیاسی کشور کنار گذاشته شده است. کسانی که در دوران جنگ تحمیلی با این روش در حال ایجاد تفرقه و شقاق میان نیروهای مسلح بودند و بجای کمک به دولت و نظام، به تضعیف جبههها میپرداختند امروز حق ندارند مدعی خدمتگزاری شوند و به رئیس دولتی که ۸ سال جنگ تحمیلی را به همراه مردم و کشور اداره کرد، بتازند و با تحریف تاریخ، عقده فروخورده از امام خمینی را بر سر یاران وی بگشایند.














خدایا اینها هنوز هم دارن میسوزن ! اینها نشون میده که موسوی در حصر نیست ! هنوز هم از وی وحشت دارن
زنده باد موسوی
به یادش باشیم
الصلاح في الصدق: صلاح در راست گويي است و وا حسرتا در جامعه اي زندگي مي كنيم كه بنيان آن بر مبناي دروغ شكل مي گيرد. فارغ از هر جبهه گيري سياسي، انسان بايستي هميشه صداقت رو در گفتارش رعايت كنه ولو اينكه گفتار صادقانه به ضرر خودش باشه.
يا حسين مير حسين عزيز
از نوشته متین آقای علی شکوهی واقعن خرسند شدم. اطلاعات تاریخی، انسجام فکری، شیوایی نگارش و از همه مهمتر انصاف، ادب و عفت کلام به این مقاله جذابیت خاصی بخشیده است. ای کاش امثال ایشان در اردوی اصولگرایان دست بالا را می داشتند. آیا عجیب نیست که حامیان کودتای ۲۸ مرداد چنین آزادانه مشغول سم پاشی و تخریب هستند؟
با سلام
خوب معلومه دیگه وقتی شهر شلوغ بشه قورباغه ابو عطا میخونه!من فکر کنم با این تائیدی که اقا خامنه ای از میرحسین کرده هیچوقت فکرش عوض نشه و علت سکوتشون در مقابل حصر میرحسن این باشه که امثال کاشانی بصورت فیزیکی تعرضی به ایشان وارد نکنند و در زمان مناسب موسوی یکبار دیگر سالم و با نشاط به آغوش مردم باز گردند و خدایی این احساس واقعی من است که موسوی برنده واقعی انتخابات بود و این حق یک روز رومیشه.روزیکه این پیروزی نتایج شیرین تری را که فراتر از یک پیروزی انتخاباتی است را برای مردم در بر خواهد داشت.
یاحسین میرحسین
محمد.ت
نكته مهم:
تنها راه آزادي مير حسين عزيز فراخوان شركت در راهپيمايي روز قدس به بهانه حمايت از مردم سوريه مي باشد خواهشا فراخوان بديد تا مردم به اين بهانه و به بهانه حضور در نماز جمعه بيان وتحصن كنن تا آزادي مير عزيز و كروبي گرانقدر.(خواهشا حمايت كنيد دوستان)
با سپاس فراوان از نویسنده
جدای از اینکه تا چه حد با نوشته شما موافق بودم(که بودم)بسیار خرسندم که چون شمایی هست که این چنین مسائل را مسلط و دقیق دنبال می کند.
درود بر رئیس جمهور مقاوم و قهرمان ایران زمین میرحسین موسوی…….از برادر شکوهی بخاطر نوشته های روشنگرانه و مفیدشان سپاسگزارم
درود بر رییس جمهور ما ” میرحسین موسوی”
درود بر شرف “میرحسین موسوی” که اسیر دستان ظالمان خونخوار است
کسی نمی تونه میر حسین پاک و انقلابی رو تخریب کنه
هر کس در این راه قدم بذاره ، خودش رو خراب کرده چون پیشینه و عملکرد روشن و شفاف و پاکدستی و بصیرت میرحسین و نیز حمایت تمام قد امام خمینی از نخست وزیر جنگ، بر هیچ کس پوشیده نیست
نمی گویم میرحسین معصوم و بدون اشتباه بوده اما اگر حتا یک مورد خلاف کاری و ناراستی و کج دستی در پیشینه ی میرحسین عزیز بود تا به حال صدها بار توسط جناح پرونده ساز کودتاچی رو شده بود…
میرحسین عزیزم هر روز برای سلامتی و ازادی ات دعا می کنم و با جان و دل دوستت دارم
خداوند بلند مرتبه حافظ تو باشد
میرحسین جان در این روزهای گرم ماه رمضان، در حصر و بی خبری مطلق، روزه و نمازها و طائات و عباداتت قبول باشد، برایمان دعا کن
محتاجیم به دعای تو ای مرد راستین
افرین به این روشنگری, …
سلام و درود به فرزند صادق و دانای ملت ایران مهندس موسوی.
رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید.
مدتهاست كه بر روى ديوار اتاقم عكسي از ميرحسين موسوي نصب كرده ام و زير عكس نوشته ام:
از كران تا به كران لشكر ظلم است ولي/ از ازل تا به ابد فرصت درويشان است!
————————————-
فرصت كوتاه شعبان جعفرى ها و ملكه اعتضادى ها و ديگر خودفروشان گذشت و گذشتند؛ آن كه تا زمانه باقى است از يادها نخواهد رفت همان پيرمرد ضعيف و رنجور احمدآبادى است كه گردن به غرور برافراشت در ارتفاع شكوهناك فروتنى!
سلام بر مصدق، درود بر موسوي!
بنده مایلم در اینجا با آقای احمد کاشانی و شرکا دو کلام حرف دقیقا به روش خودشان و بافلسفه خودشان داسته باشم
ایشان خیانت آشکاری که پدرشان (که بنده اصلا نسبت به آن شک ندارم!!) نسبت به مردم و کشور روا داشتند و (دقیقا همانگونه که همه ملت ایران به آن به شدت واقف بوده و شک ندارند!!) آقایان آیت و دوستان در خیانت به انقلاب و اسلام با نوکری به صهیونیستها اعمال داشتند را چگونه تفسیر میکنند !!!!!!
در مورد حسن ایت و مظفر بقایی کلی مطلب خوندنی توی سایت دکتر عبدالله شهبازی هست که می تونه مفید باشه.
احمد كاشاني چه ننگي چه ننگي.
دولت مصدق یک دولت ملی بود البته اشتباهاتی هم داشت مثل انحلال مجلس و … دولت اقای موسوی هم معصوم نبوده شاید اشتباهی کرده باشد اما بی انصافی است بگوئیم ایشان را خارحی ها سرکار اوردند با این حرف تفکر امام ره را هم زیر سوال برده ایم زیرا امام بارها ایشان را تائید نمود و رهبر فعلی هم ایشان را تائید کرده بودند اگر با کسی مخالفیم با انصاف باشیم و همه خدمات او را زیر سوال نبریم و خدا را هم در نظر بگیریم تا در قیامت بتوانیم جوابگو باشیم
درود بر خاتمی کبیر سید اصلاحات
شما یک اطلاعاتی دارین که نظام به اونها میگه دروغ و برعکس! در این بین بهترین راه شناختن خوب و بد آشنایی با دوستان و دشمنان این دو گروه است. از یک طرف اسراییل و آمریکا و سلطنت طلبها و همجنس بازها و… از جنبش سبز حمایت می کنند از طرف دیگه کشورهای آزاده جهان و سید حسن نصرالله(که از محبوبترین شخصیت های جهان عرب است) و… از نظام ایران. واقعا شما چه کردید که دشمنان قسم خورده ی ایران بعد از انتخابات به جشن و پایکوبی پرداختند؟!! چه کردید که دشمنان ما به پایان حکومتی که امام خمینی آن را پایه ریزی کرد امیدوار شدند؟!! مگر نه اینکه امام خمینی فرمودند که هروقت آمریکا (و سایر دشمنان) از شما خشنود شدند بفهمید که یه جای کار ایراد داره. در سریال مختارنامه هم دیدید که عاقبت پیمان شکنی چه بود. امام خامنه ای مختاری دیگر است و آمریکا و اسراییل ملهبی(پسر زبیر) دیگر و شما هم پیمان شکنانی که محکوم به نابودی هستید.
باسلام ودرود برآقای علی شکوهی که خداوند دردنیا وآخرت به اواجروپاداش باشکوهی بده که دل امیرالمومنین علی (ع) وحضرت فاطمه(س)وروح امام(ره)وملت راشاد کردی.آفرین درروزگارسخت مرد ازنامردشناخت شود.چه زیبادردوران قربت وزندان ومظلومیت میر وسالارملت سید میرحسین موسوی ازاو دربرابربی دین ترین وبی شرف ترین افراد حقیر که اکنون که شیرمادربنداست مانند شغالان ذبون زوزه می کشند دفاع کردی.این افرادبدانند ملت ما امروز ودیروز مهندس موسوی وآقای کروبی و همسران مکرمشان ودیگرعزیزان را نشناختند که باارجیف این از خدا بی خبران ازآنها جدا شوند.ما درقبل وبعد ازانقلاب وزمان جنگ بااین عزیزان پیمانه خون بستیم
پيرمردي كه دروغ بگويد، همانند پيرزني است كه كفش پاشنه بلند بپوشد و رژ لب بكشد، رسوا است و مضحك.
باسلام بنده همقبول دارم اقای میرحسین موسوی به هیچ وجه دروغ وریاکاری را برای رسیدن به اهداف ملت وکشوربکارنکرفته اند چه انزمان وچه دراین زمان
به عنوان يك ايراني، افتخار ميكنم به مصدق و بازرگان و تمام ملي مذهبي ها، افتخار مي كنم به وجود ميرحسين موسوي. اينها آبروي مملكت اند و زبوني و پستي خيلي از مزدوران و ابلهان و ساده انديشان را به بزرگي امثال مصدق و اميركبير و بازرگان و ميرحسين تحمل مي كنم. اين روزها اگر شرم ندارم از اينكه بگويم ايراني هستم به پاس ظهور و بروز كساني چون مصدق و بازرگان و ميرحسين است. من اين بزرگان را مي پرستم و معدود اشتباهاتشان را در برابر كوهي از خدمات و حسن نيتشان و خدمتشان به ايران ناديده ميگيرم . اين روزها آرزو دارم كه بعد سالها آزادانه بر سر مزار مصدق بروم و سنگ قبرش را ببوسم تا آرام گيرم و راهش را چون چهره راسخش در ذهنم حك كنم.
اين روزها حتي خود را مديون بني صدر مي دانم كه از او تنها واژه “خائن” را به من القا كرده اند. اين روزها حتي بختيار را هم ناگزير مي دانم از آنچه كرد و او را مستحق آن كشتار وحشيانه نمي دانم. اين روزها حتي آماده ام در كنار اشتباهات زياد محمدرضا شاه، خدماتش را هم ببينم. اين روزها منتظرم كه در حالي كه از ديكتاتوري رضاخان بيزارم، خدمات گسترده اش را به اين آب و خاك پاس بدارم. اين روزها دلم انصاف مي خواهد.
حال چه كسي مي خواهد تاريخ را قلب كند؟ مگر مي شود؟ مگر مي شود با دروغ و تهمت با حافظه تاريخي مردم را تحريف كرد؟ اينها مغرضانه به اين ملت تاختند، اينها از جنس همان مزدوراني اند كه جوانان مردم را از پل و ساختمانها به زير انداختند و با خودروهايشان بر جنازه ملت تاختند. اينها از جنس كساني اند كه در مراسم “عمركشون” ركيك ترين الفاظ را بر زبان راندند تا مبادا شيعه و سني در كنار هم با آرامش زندگي كنند. اينها از جنس كساني اند كه ذره اي به خدا و قيامت اعتقاد ندارند يا شايد از لابلاي احاديث جعلي، حديثي را بر مباح بودن دروغ يافته اند و با استناد بر آن يا فتواي كسي از جنس خودشان، جز دروغ بر زبان چيزي نراندند.
كاش آقاي شكوهي اندكي شجاعت بيشتري به خرج مي داد و از امروز ميرحسين موسوي هم با افتخار دفاع مي كرد. انچه ميرحسين موسيوي در اين دو سال انجام داده و آن راه سبز اميدي كه پيش روي ايران نهاده، ادامه راه اميركبير و مصدق و بازرگان و خاتمي است. راهي كه به مقصد نهايي ايران ختم خواهد شد. جايي كه در آن ايران و ايراني با عزت زندگي كند، الگويي باشد براي صلح و تعالي و اميد. روزي كه دير نيست. روزي كه شروعي است براي تلاش هميشگي در راه تعالي و مراقبت دايمي از مردم سالاري.
در اين زمان اگر در جواب ابلهان خاموش نمي مانيم، تنها به خاطر خودشان است، شايد دست از اين بلاهت عمدي بردارند و همگام مردم شود و اينچنين مذبوحانه دروغ پردازي نكنند. ديگر با دروغ نمي توان بر يك نفر هم حكومت كرد. ديگر با دروغ نمي توان از حسن نيت يك تمدن سوئ استفاده كرد. اين روزها موج بيداريست كه در حال تغيير تاريخ ايران است. اين روزها موج بيداريست كه روح سردمداران مشروطه، روحانيوني چون طباطبايي و بهبهاني، را شاد ساخته است.
درود بر ميرحسين موسوي و ديگر همراهان جنبش سبز.
مصدق عزيز، شرمنده ام كه اين همه به تو ظلم شده. جبران مي كنيم.
kash hame mesle agaye shokuhı jorate bayane ın ham ehagayeg ra dasht va az mogeyıat va magamesh nemıtarsıd
salam va dorod khoda bar seyed mazlom dar hasre
اولا که پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش نخوانش پسر ، حالا خوب است تاریکترین قسمت تاریخ معاصر زمان حکومت پدر جنابعالی است که اگر اندکی ما را مردد ساخته بود اینک با تزویر ارثی جنابعالی شک مان بر طرف شد
ثانیا دوباره با اسمهای آنچنانی(دلسوز) کامنت گذاشتند و آسمون ریسمون بافتند ، در جواب یکی از کامنتهای گذشته دوستان را نقل میکنم :
***********************************************************************************************
* بعد از کشتار غزه ، دستگاه دیپلماسی اسراییل در پایین ترین سطح بین المللی قرار گرفته بود که با مطرح شدن هولوکاست توسط *
* احمدی نژاد اسراییل از این مخمصه نجات یافت !!!!!! * ***********************************************************************************************
یعنی به قول معروف به جای این که نقد را بچسبد گیر داده به نسیه ، آنهم نسیه ای که دستاویز و مایه مظلوم نمایی طرف مقابل (ظالم) است
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
انسانهاازچندروش موردشناسائي قرارميگيرند1 رنگ رخسارع خبرميدهدازسرّضمير- حركات بلندمدت شخص – گذشته هركس مقداري ازاينده اوست 3 دلهاي مردم اگرمردم به دل خودنگاه كنندميبينندكه موسوي ردستكار است يابرعكس
اقای کاشانی احتمالا پدر دیگری غیر از ایتالله کاشانی که محسنات وابستگی بکشورها یکجا درخود جمع کرده بود دارد …
من باهزارنفرافرادم به فراخوان نظرمثبت ميدهم
مير حسين عزيز و فرزند بزرگوار و شجاع ايران،راهت ادامه دارد، هميشه سبز خواهيم ماند
احمد کاشانی ها وجدان خودشان را زیر پا میگذارند تا اشتباه خودشان را در کو دتای 28 مرداد و حمایت از شاه را توجیه کنند .درود بر موسوی درود بر کروبی .زندانیان سیاسی را ازاد کنید
ضمن تشکر از آقای شکوهی و تحسین ادب و ادبیات اش
آزادی میر حسین عزیز با
فراخوان شرکت در راهپیمایی روز قدس و حمایت از مردم سوریه
فراخوان به تحصن در پایان راهپیمایی
آی سبزها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بیدار شوید که این فرصتی است کمیاب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یاحسین
میرحسین
وقتی یاران شیخ فضلاالله وکاشانی قدرت وقلم در دستشان باشد شما انتظار دارید از مصدق تمجید کنند
جناب اقای دلسوز انقلاب خدمت شما عرض کنم که در تاریخ ذکر شده که جایی از معاویه می پرسند که بعد از تو چه کسی بهترین جانشین برای خلیفه است معاویه می گوید بهترین فرد حضرت علی است پس نتیجه می گیریم که حضرت علی با معاویه همدست بوده است
خطاب به دلسوز گرامی
میدانید ما چه کردیم؟ ما در ابتدا مسالمت آمیز و گسترده، به نوعی که فکرش را هم نمیکردید، به اعتراض پرداخیم. سپس سرکوبگران بدون توجه به آرام بودن تضاهرات و نادیده گرفتن قانون اساسی که انجام اعتراض در زمانی که مسالمت آمیز باشد بدون ایراد است، به امر شریف سرکوبگری پرداختند. بعد، تمام جهان، چه دولتها، چه مردم و چه … این رفتارها را محکوم کردند. توجه کنید که تمام جهان. حتی لبنان که سید حسن نصرالله را نام بردید رای ممتنع به تحریمها پس از رخدادهای پس از انتخبات داد.
موضع شما از همان ابتدا سلبی بود. موضعی که فقط دشمن تراشی است و این نشات گرفته از ذات بی تدبیر شما است. هر آنکه مورد حمایت شماست، سودی از این حمایت میبرد، پول و امکاناتی که متعلق به ملت است و گویا ملی هم هست.
مگر میرحسین چه گفت؟ بیقانونی نباید یک روال شود، همه این دولت بی قانونی است و این آن قدر واضح است که حتی نمایندگان اصولگرا هم بدان اذعان دارند. اما… اما از آنجا که گفتنش مورد نکوهش است باید آن را تنها در خفا بپذیرند.
نرخ رشد اقتصادی 9.5 درصدی اصلاحات کجا و 0 درصدی این دولت کجا . بیشتر طرح ها و تبلیغات این دولت را اگر کمی ذات کنجکاوی داشته باشید، متوجه ریا بودن آن می شوید. اخبار تلویزیونی اعلام می کند که تیم فوتبال نوجوانان رفته در مسابقات و با چه آب و تابی قهرمان شده، چند روز با آن شعارهای حمایتی از دولت می سازند و … و بعد در برنامه ای که ذاتا کنجکاو و روشن فکر است حقیقت این خبر روشن می شود. بیشتر این اخبار ی که می شنوید در همین حدودند. جوسازی های مقطعی برای خارج کردن فکر مردم از مباحث اصلی چون فقر و گرانی. مگر رئیس این دولت نگفته بود که فقر کم می شود، فساد صفر می شود و … مگر با آن شعارها گوش فلک را کر نکرده بودید؟ چرا حالا کنکاش پیرامون هیئت دولت را خط قرمز حساب می کند؟ مگر آنکه چشم خود را ببندیم و نخواهیم ببینیم. و یا اگر یک نادرست از منش ما همایت کرد کل مجموعه ما را نادرست خطاب کنید. این منطقی است؟
الان حتی عراق بلند شده و غرامت جنگی می خواهد! مگر شما نبودید که پیروزی شیعیان در عراق را در بوق و کرنا کردید؟ / الان مصر و یمن و لیبی و اعراب دیگر که برخاسته اند،واقعا فکر می کنید که می خواهند راه ایرانی را بپیمایند که در انزوای مطلق است؟ در تحریم مطلق است؟ تا چه زمان می خواهید به دلیل حمایت عده ای خدا ناشناس از ما، ما را نادرست جلوه دهید؟ کی می خواهید متوجه شوید که اقدامات سلبی نتیجه معکوس دارد؟ پس از انتخابات ما به انتخابات اعتراض داشتیم ونه به براندازی، این پس از اقدامات سلبی شما، توسط عده ای جو گیر انجام شد. شما نتوانستید آن را تجمل کنید و اگر چنین ادامه دهید، روزی خواهد رسید که مجالی برای فرار از اتهامات ندارید. دریابید که دیگر با تک صدایی نمی توان موفق بود. ایران را ببینید! در انزوای کامل است و حتی توان دریافت بدهی خود را ندارد. لیبی را ببینید، مصر و بحرین و یمن و سوریه و … تک صدایی به هر شکل عاقبتی بد را دارد.
فراموش نکنید که حامیان دولت کنونی، خود در وضعیتی نیستند که حامی بزرگی داشته باشند مگر اینکه از این حمایت سودی ببرند. آن از سوریه که یقین بدانید همانند دیگران به دموکراسی خواهد رسید و آن از بحرین که آن گونه و به آن وضع رسیده است. حامی دیگر شما، کشورهای بی خدایی چون چین است که نکرد حتی بعد سرکوب مسلمانان سین کیانگ، توسط دولت ایران یک محکومیت صادر شود. مگر آن ها مسلمان نبودند؟ شما ببینید که حمایت ها دلیل حق بودن افراد نیست.
به آقای کاشانی باید گفت شما از کدام جایگاه مردمی برخورداریند درضمن توصیه میشود ایشان سخنرانی مرحوم ایت الله طالقانی را در مزار مرحوم مصدق بازخوان کنند بخصوص آنجا که می گویند: داداز خودخواهی،دادازخودخواهی………
روح الله الموسوی الخمینی:اقای موسوی کسانی که در برابر شما ایستادگی میکنند توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.خوشحالم که اقا هم یکبار ادم خوبه داستان شما شد!شما که میگفتید اینها کارد و پنیرن!چی شد که یکدفعه ای اقا شدند حامی جدی میرتان!اشتباه نکنید حرفهایتان واقعیت دارد!ولی این خط بطلانی بود بر نظریه بدخواه بودن اقا نسبت به میرتان!این مقاله را به دوستان سبزم نشان میدم تا یکم به واقعیت نزدیک بشوند!اقای موسوی نه مزدور و نه جاسوس بودند بلکه به خاطر قدرت طلبی و لجاجت به دام منافقین افتاد و ایشان دور و برش ناپاک بودند وگرنه ایشان هرگز پشت به امام و ولی فقیه نمیکردند اما یک کار اشتباه و جولان دادن و جو دادن افراطیون 2 طرف باعث شد که ایشان طناب را بگیرند و به ته چاه بروند با اینکه باز هم همین رهبری بود که ایشان را نصیحت کرد و به ایشان امکان بازگشت داد!توهین هایی به ایت الله کاشانی و ایت الله فضل الله شد که اینقدر بی پایه و حقیرانه است که نیازی به جواب دادن من نیست!خورشید اینها با گرفتن دستانتان جلوی چشمان کوچکتان خاموش نمیشود.یا حق.
درود بر رییس جمهور موسوی
ما برای موسوی عزیز کتک نخوردیم. برای فکر و راه وی بود و هست که فشارها را تحمل می کنیم
سلام
مقاله بسار عالی و مستندی بود
چند وقت پیش یک فیلمی در اینترنت پخش شد از یک اقای جوانی که آسمون به ریسمون بافت تا بگه میرحسین فراماسونر از این خزعبلات بعدشم وصلش کرد به مشایی!!!!
میشه یک مطلب مستند م در این مورد قرار بدین
ممنون
هر قدر این ورشکستگان عقده ای از رئیس جمهور عزیز به بدی یاد کنند عشق ما به این بزرگ مرد بیشتر و بیشتر میشه.به راستی چه چیزی برای مهندس باارزشتر از این که دوستدار پیشوای بزرگ آزادی ایران زنده یاد دکتر محمد مصدق (رضوان الله تعالی علیه) بوده؟
خداوند مصدق بزرگ رو با اولیا و ابرارش محشور بفرماید و میر عشق،شیر حسین موسوی رو به ملت در کسوت رئیس جمهور برگرداند.
وسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون
مقاله خوبی بود اما باید توجه داشته باشیم آقایان بنی صدر , بختیار هر کدام اگرچه اشتباهاتی داشتند اما باید قبول کرد که انسانهای قابل احترامی بودند
و دکتر مصدق بی شک اسطوره بی بدیل در تاریخ مبارزاتی ایران است
اقای دلسوز. دوست عزیز یک امار بگیرید ببینید اکثر کشور های جهان از مردم سبز حمایت میکنند یا از مخالفین انها.مگر اینکه بگویید اکثر کشور های دنیا اشتباه میگویند فقط چند کشوری که از شما حمایت میکنند درست میگویند. و در مورد جشن وپایکوبی دشمنان قسم خورده .ایا کسانی که چنین انتخاباتی برگزار کردند وباعث خشم مردم وامدن مردم به خیابانها شدن مقصر نیستند .چه کسانی بودند با کارهایشان بهانه دست خارجی ها دادند.
mosavi namash be onvane yek azad mard dar tarikh sabt shod,javdane sho ba name nik
inha neshon mide vhshate hokomat vayadish ro az yek enghelabe mardomi dini
درود بر آخرین نخست وزیر و رییس جمهور مهندس میرحسین موسوی عزیز
متشکر از آقای شکوهی . این آقای احمد کاشانی اگر در زمان جنگ بدلیل خیانت به کشو به جبس ابد مجکوم شده بود الآن اراجیف نمیگفت.
این نظام چقدر بدبخت شده که به یک فرد مشکوک و اگر با احتیاطآ به یک فرد نا متعادل متوسل شده فردا شاید به رضا پهلوی هم متوسل شوند البته او 28 مرداد را به عنوان قیام عنوان نکرده !! اینجا احمد کاشانی از رضا پهلوی هم عقب تر است.
رزمندگان که بخش عمده آنها شهید شدند از امام خواستند موسوی در پست نخست وزیری ابقاء شود و امام هم با استناد به درخواست آنها و نه از روی خود رآی بودن به مجلس نوشت که توصیه میکنم که خواست رزمندگان و فرماندهان جنگ را اجابت کنید و به دولت موسوی رآی دهید.
امیرکبیر ،مصدق، بازرگان و میرحسین موسوی و خاتمی ملی ترین و روشنفکرترین و آزاده ترین اصلاح طلبان تاریخ ایران هستند و متآسفانه نام آیتالله کاشانی در بین مصلحین ایران دیده نمیشود ولی با رفتار آقازاده ایشان اگر کمی تلاش خود را بیشتر کند همچون اطلاعیه تفزقه انگیز در جنگ که این را ازپدر به ارث برده و دفاع از بقائی و آیت را بیشتر کند حتمآ موفق میشود تا نام پدر در کنار اسامی خائنین ثبت کند .
بعد از 28 مرداد 32 که عداه ای کشته و عده ای زیاد در زندان بودند و انگلستان خوشحال بود که کمی از بغضش به مصدق را جبران کرده آیت الله کاشانی در دیداری با شاه همدیگر را در آغوش میگیرند و ایشان گریه هم میکنند ، خوب طبیعیست فرزندش از خجالت رفتار پدر مجبور میشود ملتی را خراب کند تا پدر را پاک نشان دهد .
قبل از انقلاب به اتفاق همه انقلابیون از جمله آیت الله طالقانی و بازرگان و … و قشر مذهبی تر مثل بهشتی و موسوی و… مدافع مصدق بودند که بعد از انقلاب با نفاق بقائی و آیت به بهانه حمایت از روحانیت شروع به مصدق ستیزی و اختلاف کردند که که تمام توطئه هایشان بجز مورد مصدق ستیزی برملا شد هنوزم که هنوز است چهره های واقعی انقلاب از این شکاف می تالند و به میرحسین تنها اشکالی که وارد میکنند این است که چرا از قهرمان ملی ، دکتر مصدق همچون قبل از انقلاب دفاع نکرده ولی با شنیدن این خبر که مهندس موسوی بعد از انقلاب در روزنامه جمهوری اسلامی از مصدق دفاع کرده این عمل مردانه او را باید جار بزنیم و اهداف بقائی و آیت و کاشانی را خنثی تا بین ایران دوستان وحدت بیشتری ایجاد شود . بنده که علاقه ام به موسوی صدها برابر شد این هم از خاصیت دفاع ناحق و حمله ناجوانمردانه به مهندس موسوی !
اگر مهندس موسوی درصد کوچکی هم مصدقی باشد قابب احترام است.
خیلی نقد خوبی بود
دستهائی در کار است که نگذاشتند و نمیگذارند که ایرا یک کشور مترقی بافرهنگ فهمیده امامزاده نساز و خود باور باشد هرچه میکشیم از خریت خودمونه.