سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اولین حق؛ حق گذشت، نفی کینه / سید حسن خمینی...
» آیین مسلمانی؛ حقوق انسانها در کلام رسول اکرم (ص) - قسمت دوم

اولین حق؛ حق گذشت، نفی کینه / سید حسن خمینی

چکیده :جامعه ای که نمی تواند از گذشته خویش عبور کند و نمی تواند چشم بر اشتباهات گذشته بپوشد، روی به آینده ندارد. و فراموش نکنیم که جامعه از من و شما تشکیل می شود و اگر می خواهیم جامعه خوبی داشته باشیم، پس باید هر یک از خویشتن خویش شروع کنیم و هرگونه کینه و کینه توزی را از جان خویش پاک نماییم. و باور کنیم که راه سعادت ما جز با دوری از کینه توزی هموار نخواهد شد....


در آستانه ماه مبارک رمضان، سید حسن خمینی اقدام به انتشار اولین قسمت از سلسله یادداشت‌هایی با عنوان “آیین مسلمانی؛ حقوق انسانها در کلام رسول اکرم (ص)” در سایت جماران کرده است که طبق وعده این سایت، قرار است در طول این ماه مبارک نیز همه روزه ادامه یابد. سید حسن خمینی سال قبل هم یادداشت‌های روزانه “دلیل راه” را در این وب‌سایت منتشر می‌کرد.

کلمه پیش از این بخش مقدماتی این یادداشت‌ها را در اینجا برای استفاده خوانندگان خود بازنشر کرده بود. اکنون نیز اولین قسمت از این سلسله یادداشت‌ها در اختیار مخاطبان علاقه‌مند قرار می‌گیرد:

اولین حق
یغفر زلته
حق گذشت، نفی کینه
چرا گذشت از عفو برتر است

اولین حقی که یک مسلمان بر مسلمانان دیگر دارد، آن است که از خطای او چشم بپوشند و از او در گذرند و لغزش (زلّة) او را ببخشایند.

نکته بسیار مهم تربیتی که در این فرموده پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجود دارد آن است که ایشان نمی فرمایند: آدمی حق دارد اشتباه کند، بلکه می فرمایند: «آدمی حق دارد که دیگران از اشتباه او درگذرند.» و واقعیت نیز همین است که آدمی حق ندارد اشتباه کند ولی اگر توقع دارد که جامعه در لغزش گاه ها، خطای او را نادیده بگیرد، باید خود نیز خطای دیگران را نادیده بگیرد.

نکته: در قرآن مجید درباره گذشت و چشم پوشیدن نسبت به اشتباهات دیگران، گاه از تعبیر «عفو» استفاده شده و گاه از تعبیر «صفح» استفاده گردیده است. چنانکه در آیه 85 سوره حجر می فرماید: «فاصفح الصفح الجمیل» در این باره مفسرین گفته اند: در این جا خداوند به پیامبر صلی الله علیه و اله امر کرده است که از گناهان مردم صرف نظر کند و آن ها را به بخششی زیبا ببخشد و این بخشش به گونه ای باشد که حتی مجرمان احساس ملامت و سرزنش هم نکنند.

مرحوم علامه طباطبایی در المیزان در این باره می نویسند: معنای صفح و فرق آن با عفو و مفاد جمله: «فاصفح الصفح الجمیل…»

«فاصفح الصفح الجمیل إنّ ربک هو الخلّاق العلیم»

در مفردات گفته است: صفحِ هر چیزی، پهنا و کناره آن است. مانند صفحه صورت، صفحه شمشیر و صفحه سنگ، و نیز صفح به معنای ترک مؤاخذه است، مانند عفو، و لکن از عفو بلیغ تر و رساتر است، و لذا در قرآن کریم هر دو، کنار هم آمده و فرموده: «فأعفوا و اصفحوا حتی یأتی الله بأمره»، چون گاهی می شود که انسان عفو می کند ولی صفح نمی کند، و این کلمه در چند جای قرآن آمده، مانند: «فاصفح عنهم و قل سلام»[1]، و «فاصفح الصفح الجمیل»[2]، و «أ فنضرب عنکم الذکر صفحاً»[3]. و از آن معنای اضافی که گفتیم در صفح هست، عبارتست از: روی خوش نشان دادن، پس معنای «صفحتُ عنه» این است که علاوه بر این که او را عفو کردم، روی خوش هم به او نشان دادم، و یا این است که من صفحه روی او را دیدم در حالی که به روی خود نیاوردم، و یا این است که آن صفحه ای که گناه و جرم او را در آن ثبت کرده بود ورق زده و به صفحه دیگر رد شدم و این معنا از ورق زدن کتاب اخذ شده، گویا کتاب خاطرات او را ورق زده است. [4]

در این جا لازم است به اثرات اجتماعیِ «گذشت» نیز توجه کنیم. جامعه ای که نمی تواند از گذشته خویش عبور کند و نمی تواند چشم بر اشتباهات گذشته بپوشد، روی به آینده ندارد. و فراموش نکنیم که جامعه از من و شما تشکیل می شود و اگر می خواهیم جامعه خوبی داشته باشیم، پس باید هر یک از خویشتن خویش شروع کنیم و هرگونه کینه و کینه توزی را از جان خویش پاک نماییم. و باور کنیم که راه سعادت ما جز با دوری از کینه توزی هموار نخواهد شد.

نکته پایانی: در آینده پیرامون علت هایی که باعث کینه شده و مانع از گذشت و چشم پوشی از لغزش های دیگران می شوند، بیشتر می نویسیم اما در اینجا تنها اشاره می کنیم که علت اصلی در این امر ـ چنانکه امام بزرگوار می نویسند ـ حبّ نفس است. ایشان در کتاب چهل حدیث به عوامل چنین خصلت هایی توجه داده و می نویسند: «یکی از آن ها حبّ نفس است که از آن حبّ مال و جاه و شرف و حبّ نفوذ اراده و بسط قدرت تولید شود، و این ها نوعاً اسباب هیجان آتش غضب شود. زیرا که انسانِ دارای این محبت ها، به این امور خیلی اهمیت دهد و موقعیت این ها در قلبش بزرگ است، و اگر فی الجمله مزاحمتی در یکی از این ها برایش پیش آمد کند، و یا احتمال مزاحمت دهد، بی موقع غضب کند و جوش و خروش نماید، و متملّک نفس خود نشود، و طمع و حرص و سایر مفسدات که از حب نفس و جاه در دل پیدا شده عنان از دست او بگیرد و کارهای نفس را از جاده عقل و شرع خارج کند. ولی اگر حبّش شدید نباشد، به امور اهمیت کم دهد، و سکونت نفس و طمأنینه حاصله از ترک حبّ جاه و شرف و سایر شعبات آن نگذارد، نفس بر خلاف رویه و عادت قدمی گذارد. و انسان بی تکلّف و زحمت در مقابل ناملایمات بردباری کند و عنان صبرش گسیخته نشود و بی موقع و بی اندازه غضب نکند. و اگر حبّ دنیا از دلش بیخ کن شود و قلع این ماده فاسده به کلی شود، تمام مفاسد نیز از قلب هجرت کند و تمام محاسن اخلاقی در مملکت روح وارد گردد. [5]

[1] . سوره زخرف، آیه89.
[2] . سوره حجر، آیه85.
[3] . سوره زخرف، آیه5.
[4] . المیزان، علامه طباطبایی، ج12، ص280.
[5] . شرح چهل حدیث، امام خمینی سلام الله علیه، ص142و142.


12 پاسخ به “اولین حق؛ حق گذشت، نفی کینه / سید حسن خمینی”

  1. محمد گفت:

    با سلام
    خدمت سید حسن عزیز
    واقعا زدی به خال همه میدونیم که تخم همه این مشکلات حسد و کینه است.
    محمد .ت
    ما بیشماریم یعنی شماره نمی شویم و یا بعبارتی رای هایمان را نشمردن پس در دو حالت ما بی شماریم.
    یاحسین میرحسین

  2. ناشناس گفت:

    aghaye seyed hasane aziz; mardom az shoma tavaghoe bishtari darand. kasani ke hich poshtvane joz khoda nadarand janeshan ra kafe dast gozashte va dar defa az hagh istadegi mikonand. vali shoma sokoot kardeid. maniash chist?

  3. minoo- ghahreman گفت:

    آنقدر ملت را سیاسی کرده اند که جایی‌ برای روابط اجتماعی انسانی باقی‌ نمانده .

    کار کار آمریکایی‌‌ها انگلیس‌ها و اسرایئلی‌ها است ` راستی‌ ما ۳۳سال یاد گرفتیم مرتب بگیم

    مرگ بر ….. مرگ بر ……… حالا ترک عادت کمی‌ سخت است

  4. ناشناس گفت:

    درود بر سید حسن خمینی

  5. ناشناس گفت:

    رمضان مبارک
    در باره این ماه خوب است که چیزی بنویسید و خوب است ستونی را به همین مطلب حاج حسن اقا اختصاص دهید

  6. ناشناس گفت:

    مضان مبارک
    در باره این ماه خوب است که چیزی بنویسید و خوب است ستونی را به همین مطلب حاج حسن اقا اختصاص دهید

  7. ناشناس گفت:

    فرزند عزیز امام
    چگونه ممکن است ملت ما جنایکاران با ببخشد؟
    ما نمی توانیم این جنایتکاران را ببخشیم زیرا پایشان روی خون شهدا است

  8. دل ریش گفت:

    با سلام
    گذشت، حق نیست بلکه ایثار است.
    جامعه با ایثار قوام نمیگیرد بلکه با احقاق حق پایدار میماند. همانطور که علی ع فرمود اگر برای احقاق حق نبود شتر خلافت را به خودش وا میگذاشتم.
    برای نمونه بگویم این دختر مظلومه و مستاصل و بیچاره و بی پناه به حقش نرسید و گذشت او از باب استئصال و کراهیت بود. قوه قضائیه حق را استیفا نکرد بلکه با این دست ان دست کردن از حیص منفعت حکم خدا را قصاص حیات بخش جامعه و اصحاب خرد را از انتقاع و اثر گذاری خارج نموده حکم حکیم عادل را معطل و لوث کرد. حق دو چیز بود ولا غیر:
    الف- قصاص این جنایتکار که نمونه های تجری بخشیده شده متماثل ان مثل ایلام و این دختر جدید و مادرش و باغ اصفهان و غیره فراوانند و همگی تکرار مکررات میشوند فقط و فقط برای اینکه قوه قضائیه احکام الهی را لوث و از درجه انتفاع و تاثیر با تعطیلی و معطل کردن با هر دلیلی وا میگذارد. (که حقیقت بگویم بدلیل از دست دادن پشتوانه مردمی اولا و ثانیا بدلیل بی اعتمادی به و یا بی ایمانی بهتر است بگویم به خدا و احکام جاودان و حیات بخشش شدیدا نه اعتقادی دیگر دارد و نه با حقوق بشریها حوصله ریسک و مجادله علمی اعتقادی دارد برغم انکه میداند حقوق بشری ها هیچ گونه عزم راسخ در انکار سردشت هیروشیما گوانتاناما ابوغریب و حتی کهریزک ندارند)
    ب- تاوان به این دختر مظلومه و لو ملیارد از کیسه جامعه و بیت المال- همان جامعه و بیت المالی که به غده سرطانی خلاف حق و اخلاق رشد کرده و مسری به بافتهای دیگر جامعه و لو با سرعت برق را یعنی فوتبال اصراف غارت و ضد اخلاق را- به هر کدام ملیارد تومان یکساله قرار میدهد.

  9. ناشناس گفت:

    سلام خدا بر امام واهل بیت عزیزش که مردانه به دنیا ÷شت کردند . راستی اگر این سید می خواست می توانست همه گونه از حکومت استفاده کند
    اما به دنیا ÷شت کرد و مردم برای او میمیرندو خدا هم علم وجمال را به او ارزانی داشت

  10. ناشناس گفت:

    ما منتظر دیگر قسمت ها هستیم

  11. ناشناس گفت:

    درود بر سید گل امام

  12. ناشناس گفت:

    نمي انم جه بكريم عامل دعواي ميدان كاج را كه يك دعواي ساده بود همان جا اعدام كردن .ولي …ماجراي خميني شهر را اقايان يك مدال افتخار هم ميدهند وازاد شان ميكنند …