سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حساب دخل و خرج شش سال اخیر: نفت را فروختند و صرف واردات کردند؛ همین!...
» درآمد نفت تاریخ ایران: 995 میلیارد دلار؛ سهم دولت احمدی‌نژاد: 450 میلیارد دلار

حساب دخل و خرج شش سال اخیر: نفت را فروختند و صرف واردات کردند؛ همین!

چکیده :اکبر ترکان، معاون اسبق وزارت نفت، می‌گوید از 995/6 میلیارد دلار درآمد نفتی کل تاریخ کشف نفت در ایران، سهم دولت احمدی نژاد در شش سال اخیر 450 میلیارد دلار بوده است. او همچنان خاطرنشان می‌کند که در این شش سال، ردست به همین اندازه واردات داشته‌ایم، که تنها 15 درصد از آن هم متعلق به کالاهای سرمایه‌ای و ماشین‌آلات بوده و بقیه، کالاهای واسطه ای و مصرفی بوده است!...


در شش سال اخیر، 450 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم و 450 میلیارد دلار واردات!

هفته نامه ستاره صبح در مصاحبه ای با اکبر ترکان، یکی از مسئولان کهنه کار دولتی در ایران، به ارزیابی سیاستهای اقتصادی جناح حاکم و ریشه های شکست اصولگرایان در اداره کشور پرداخته است. ترکان که در سالهای آغازین فعالیت دولت احمدی نژاد، معاونت وزارت نفت را برعهده داشت، در این مصاحبه می‌گوید در کل تاریخ کشف نفت در ایران، درآمد حاصل از فروش نفت 995/6 میلیارد دلار بوده که سهم دولت احمدی نژاد در شش سال اخیر به 450 میلیارد دلار می‌رسیده است!

ترکان در عین حال نشان می‌دهد که دولت های نهم و دهم در این شش سال، به همان اندازه که از مجل فروش نفت درآمد داشته اند، یعنی درست به میزان 450 میلیارد دلار، واردات هم داشته اند. او تصریح می کند که تنها 15 درصد واردات این شش ساله متعلق به کالاهای سرمایه ای و ماشین آلات بوده و بقیه کالاها واسطه ای و مصرفی بوده است؛ و این یعنی بخش عمده ی درآمد نفتی کشور در دولت احمدی نژاد، به جای اینکه در تولید به کار گرفته شود یا سرمایه ای بر داشته های ملت بیفزاید، هدر رفته است.

این هفته نامه در مقدمه این مصاحبه نوشته است: گذشت زمان، بهترین داور درباره درستی یا نادرستی سیاست‌هاست. از سال 83 به بعد که مجلس هفتم به انحصار اصولگرایان درآمد و سال بعد دولت هم در دست همین جریان قرار گرفت. این دو نهاد وعده های نشدنی به ملت دادند. حال که مجلس هشتم در پایان راه و دولت دهم در میانه راه قرار گرفته، سیکل معیوب سیاست‌های این دو نهاد به بار نشسته و شاخص‌ها از رشد اقتصادی پایین، وجود تورم توام با رکود، بیکاری، گرانی واردات بی‌رویه از خارج خبر می‌دهد. نتیجه سیاست‌ها با گذشت شش سال یکی پس از دیگری رخ نشان می‌دهند تا کارنامه مجلس و دولت مدعی اصولگرایی باز در معرض داوری ایرانی‌ها قرار گیرد.

مشروح دیدگاههای اکبر ترکان در پاسخ به دو سؤال هفته نامه ستاره صبح را در ادامه بخوانید:

تحلیل، تعریف و برداشت شما از مقوله توسعه، پیشرفت و رشد اقتصادی چیست؟

این مفاهیم محصول تحولات صنعتی شدن در جوامع صنعتی پس از انقلاب صنعتی است که از نیمه دوم قرن 18آغاز و در قرنهای19 و 20 به تکامل رسیدند. برای پرداختن به این موضوعات باید نگاهی بیندازیم به واقعه ای که به آن «انقلاب صنعتی» گفته می شود.

یک پرده قبل از انقلاب صنعتی پدیده رنسانس یا تولد دوباره، در اروپا به وقوع پیوست. در آن زمان حاکمیت کلیسا بر همه شئونات زندگی مردم تا آنجا پیش رفته بود که مردم باورهای دینشان در تقابل با مشاهداتشان قرار می گرفت. لذا هر یافته تجربی و علمی که در جامعه با افکار و جهان بینی کلیسا تطبیق نمی‌کرد کفر‌آمیز خوانده می شد.

داستان مشهور گالیله نمونه-ای از فضای آن روزگار را ترسیم می کند. گالیله با مشاهده و تحقیقات علمی دریافته بود که حرکت زمین به دور خود و خورشید چگونه است. اما چون اعتقاد کلیسا چیز دیگری بود این دانشمند به همین دلیل محاکمه و تا آستانه اعدام پیش رفت. گسترش رویارویی علم و تفکر کلیسایی موجب آن شد تا کلیسا موقعیت و سلطه خود را از دست دهد.

مردم در آن زمان نمی‌توانستند مشاهدات خود را کنار بگذارند و افکار کلیسا را جایگزین یافته های علمی شان کنند. این فرایند در نهایت به سقوط کلیسا و پیروزی علم انجامید.

از این دوران به بعد کاربردی کردن علم مطرح شد بطوریکه یافته‌های علمی بتواند در کشاورزی به ازدیاد محصول، مبارزه با آفات و بهبود آبیاری منجر شود. بهترین نمونه آن در شمال غربی اروپا (انگلستان، بلژیک، هلند) قابل مشاهده بود.

انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار توسط «جیمز وات» در سال 1780 میلادی آغاز شد. تا قبل از آن بشر از نیروی بازوی خود و حیوانات اهلی برای کار استفاده می کرد. ماشین بخار به انسان آموخت که می‌توان از سایر انرژی‌ها برای کار و تولید استفاده کرد.
از آغاز انقلاب صنعتی یعنی سال 1780 تا حدود 200 سال بعد را عصر صنعت می‌گویند، این دوره تا 1980 تعریف شده است. این 200 سال به چهار دوره 50 ساله تقسیم می شود.
دوره اول دوره نساجی: این دوره1780 – 1830، دوره ای است که ماشین بخار در خدمت صنعت نساجی قرار گرفت.

دوره دوم عصر راه آهن: 1830- 1880 به این دوره عصر راه آهن گفته می شود که راه آهن در حمل و نقل به کمک بشر آمد. تولید فولاد به دلیل امکان حمل و نقل سنگ آهن و ذغال سنگ بوسیله راه آهن در این دوره به شوکوفایی رسید.

دوره سوم دوره برق و شیمیایی: 1880- 1930 دوره عصر برق و شیمی است که در این دوره نیروی برق شناخته شد. در این دوره با استفاده از نظریات دانشمندی بنام فاراده انرژی حرکتی بر برق و بالعکس در اختیار صنعت قرار گرفت.

دوره چهارم عصرعصر اتومبیل: 1930- 1980 این دوره را عصر ماشین می‌گویند البته از سال1980 به بعد برخی از دانشمندان اعتقاد دارند که در این سال دوره صنعتی به پایان رسیده و دوره فراصنعتی آغاز شده که تاکنون ادامه دارد.

نتیجه انقلاب صنعتی به‌دلیل استفاده از نیرویی به جز نیروی انسان و حیوانات اهلی باعث تولید انبوه و افزایش درآمد ملی یا تولید ملی کشورها شد که به این فرایند می‌گویند «رشد اقتصادی». رشد اقتصادی افزایش تولید ملی در یک دوره مالی مثلا یک ساله یک کشور را مشخص می کند. به این می‌گویند تولید ناخالص ملی.

بهترین معیار برای اندازه گیری در رفتار اقتصادی یک کشور تولید ناخالص داخلی (GDP) است. تولید ناخالص داخلی شاخص میزان پیشرفت کشورها محسوب می‌شود.

اقتصاد‌دان‌ها بعدها پی بردند که ممکن است تولید ناخالص داخلی یک کشور بالا برود، اما موجب بهبود زندگی مردم نشود. چون ممکن است ثروت در یک جامعه تولید شود اما در انحصار گروهی اندک قرار گیرد. در این شرایط در واقع توزیع عادلانه ثروت اتفاق نمی‌افتد. بعدها اقتصاددانان دریافتند که شاخص-های کاملتری مثل توزیع ثروت، به غیر از تولید ثروت نیز اهمیت دارد که باید به آن توجه شود.

توسعه را از طریق شاخص هایی چون دسترسی مردم به غذا، تحصیلات، بهداشت، امید به زندگی، آزادی فردی و اجتماعی، اندازه گیری می کنند.

بنابراین رشد تنها نشان دهنده افزایش تولید ناخالص داخلی یک کشور است و نشان دهنده بالا رفتن سطح زندگی نیست. شاخص های تکمیلی دیگر که به آن اضافه می شود نشان دهنده بهتری از وضعیت زندگی مردم است مثل شاخص توسعه انسانی(1) ) HDI)

شاخص های توسعه بدین ترتیب شاخص های تکاملی را طی کرده اند بطوریکه امروزه توسعه به معنای توسعه انسانی است و جنبه اقتصادی یکی از جنبه های آن محسوب می شود.

در دنیای مدرن انسان محور توسعه است. امروزه همه جهان به انسان به عنوان سرمایه نگاه می کنند. سرمایه ای که قدرت زایندگی و خلاقیت دارد.

زمانی جمعیت زیاد برای چین تهدید به حساب می آمد، اما چین این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و با استفاده از همین سرمایه انسانی و نیروی کار ارزان به تولید، کسب درآمد و پیشرفت توسعه رسید.

اگر قرار است ما مسیر توسعه را طی کنیم باید نگاهمان تغییر کند و به انسان به عنوان سرمایه نگاه کنیم یعنی تلاش کنیم تا استعدادهای درونی انسان ها را شکوفا کنیم و بستری فراهم کنیم تا انسان در آن فضا رشد کند.

اگر به انسان به عنوان پرواربندی نگاه کنیم یعنی آدم ها جیره خوار شوند و به آنها بگوییم شما منتظر باشید دولت به شما غذا می دهد تا بخورید در این وضعیت منکر استعداد و قابلیت های بسیار عظیم تک تک شهروندان شده ایم چون با این عمل رشد استعدادها را به حاشیه رانده ایم.

راه صحیح، شکوفا کردن قابلیت ها و استعداد ها است. البته در هر جامعه ای عده ای معلول جسمی، ذهنی وجود دارند که باید مورد حمایت قرار گیرند اما اگر استعداد های برجسته انسان ها نادیده گرفته شوند و دولت به همه به عنوان جیره خوار نگاه کند نه تنها توسعه رخ نمی دهد، بلکه عقب ماندگی بیشتر می شود.

اگر ما بخواهیم پیشرفت کنیم و فاصله فعلی ایران را با جهان پیشرفته کم کنیم باید با سرعتی بیش از سرعت پیشرفت دنیا حرکت کنیم. این اتفاق زمانی رخ می دهد که از همه استعدادها و قابلیت های انسانی کشور استفاده مطلوب شود.

با این توضیحاتی که شما دادید – با وجود درآمد حدود 1000 میلیاردی نفت در طی 102 سال گذشته چرا مقوله توسعه، رشد و پیشرفت در ایران رخ نداده است و ایرانی آن را حس نمی کنند؟

در ارزیابی کارشناسان برنامه های اول تا چهارم رژیم گذشته برنامه های نسبتاً موفقی بود. آنچه موجب اختلال این برنامه ها شد اتفاقاتی بود که در سال های 51 تا 56 رخ داد.

درآمدهای نفتی از سال 51 شروع به بالا رفتن کرد. رژیم گذشته همه این دلارها را به اقتصاد ایران تزریق کرد. از آن روز تا به امروز اقتصاد ایران به بیماری هلندی(2) دچار شده است! ثابت شده که تزریق نابجای پول به اقتصاد، موجب افزایش واردات، کاهش تولید صنعتی داخلی، کاهش توان رقابتی تولید داخلی، افزایش نقدینگی، کاهش قدرت خرید پول ملی می شود. این فرآیندها از پیامدهای بیماری هلندی است که اکنون در ایران ادامه دارد و از میان نرفته است و ایرانی ها همچنان بابت آن هزینه می پردازند.

جمهوری اسلامی در برنامه سوم توسعه پس از انقلاب به این مشکل پی برد و در آن برنامه با پیشنهاد ایجاد صندوق ذخیره ارزی به مجلس کوشش کرد از این چرخه معیوب خارج شود و رهایی یابد.

در برنامه سوم پس از انقلاب مجلس پیشنهاد دولت به حساب ذخیره ارزی را به شکل مطلوب تغییر داد که این حساب می توانست تا حدودی آثار بیماری هلندی را کاهش داده بستر توسعه، رشد و پیشرفت را فراهم کند. در برنامه چهارم حساب ذخیره تکرار شد ولی متاسفانه دولت نهم به اجرای برنامه چهارم اهتمام نکرد و مجلس شورای اسلامی نیز نسبت به این بی‌قانونی واکنش جدی نشان نداد در نتیجه تمامی درآمد‌های نفتی در بودجه عمومی مصرف شد. علاوه بر آن موجودی ذخیره ارزی دولت هشتم(دولت خاتمی) نیز مصرف شد. در نتیجه افزایش زیادی در حجم نقدینگی کشور به وجود آمد که موجب تورم سهمگین، کاهش توان رقابتی، تولیدات داخلی و افزایش واردات شد. این واقعیت را می‌توان به شکست تولید داخلی در مقابل هجوم واردات تعبیر کرد برای مثال موضوع زیر، این فرایند را نشان می‌دهد.

یعنی اگر قیمت کالایی در سال 1383 معادل 100 تومان و قیمت وارداتی همان کالا 150 تومان بوده است کالای داخلی قادر به رقابت به مشابه خارجی خود بوده است حال در پایان سال 89 قیمت این کالا در بازار داخلی 325 تومان شده در حالی که با ثابت نگه داشتن قیمت ارز قیمت وارداتی آن 150 تومان می باشد. مشاهده می کنیم در این شرایط تولیدات داخلی قدرت رقابت را از دست می دهند، کارخانجات و واحدهای تولیدی به توقف می رسند. در مقابل واردات تا آنجا رشد می کند که از لباس کودک تا خربزه، سیر، سنگ قبر و … از خارج به ویژه چین وارد می شود این فرآیند منجر به افزایش نقدینگی کشور از 68 هزار میلیارد تومان در پایان سال 83 به 294 هزار میلیارد در پایان سال 1389 شده است(3) وقتی حجم نقدینگی نزدیک به 5/4 برابر می شود معنایش افزایش تقاضا است، چون تولید ناخالص داخلی به این میزان رشد نکرده این موضوع علت افزایش سطح عمومی قیمت ها است.

بطوریکه بر اساس گزارش بانک مرکزی شاخص قیمت کالای مصرفی که در پایان سال 83 عدد 100 بوده در پایان سال 89 به عدد 325 رسیده است. یعنی قیمت ها در این دوره بیش از سه برابر شده است.

اتفاق بد دیگری که در سال های اخیر رخ داد آن بود که پنج سال کشور بدون برنامه و با سلیقه اشخاص و هیجانات لحظه ای اداره شد. بد نیست بدانیم که از حدود 6/995 میلیارد دلار درآمد ارزی که از اول کشف نفت در ایران تا پایان سال 89 حاصل شده است، نزدیک به 450 میلیارد دلار آن در شش سال اخیر از محل فروش صرفاً نفت خام بوده است! اتفاق شگفت انگیز دیگر آنکه این 450 میلیارد دلار معادل مجموع واردات کالا و خدمات در شش سال اخیر می باشد. از این مبلغ 15 درصد کالاهای سرمایه ( ورود ماشین آلات) و بقیه کالاها واسطه ای و مصرفی بوده است.
نتیجه صنعت مونتاژ، عدم اجرای برنامه چهارم، هزینه تمام درآمدهای نفتی جهت واردات کالا و خدمات و… در برنامه سوم مجلس پنجم به دولت اجازه داده بود تا به میزان معینی از درآمدهای نفتی در بودجه عمومی استفاده کند و مازاد بر آن را به حساب ذخیره ارزی منتقل نماید تا اقتصاد کشور هم از عوارض بیماری هلندی مصون بماند و هم حساب ذخیره ارزی جهت سرمایه گذاری بخش خصوصی و خروج دولت از تصدی گری امور اقتصادی و واگذاری امور به بخش خصوصی محقق شود. این روند تا سال 1383 ادامه یافت. از سال 84 با تغییر دولت و شروع بکار دولت نهم نه تنها مازاد درآمدهای ارزی واریز به حساب ذخیره ارزی انجام نشد، بلکه موجودی این حساب که میلیاردها دلار تا آن زمان در حساب ذخیره ارزی انباشته شده بود به مصارف بودجه ای رسید.

به نظر من با عدم تعهد به اجرای برنامه چهارم بزرگترین قانون شکنی در ایران اتفاق افتاد چون دولت یک برنامه را کنار گذاشت. این اتفاق زمانی رخ داد که شوک نفتی به بازار وارد شد و قیمت نفت بالا رفت. این واقعیت ها توضیحی بر آثار بیماری هلندی است که اقتصاد ایران بدان دچار شده است.

برای رسیدن به توسعه، نخست باید تولید داخلی رشد کند تا سرمایه گذاری، ارتقا تکنولوژی و توسعه صنعتی به دنبال آن تحقق یابد. وقتی تولید داخلی با هجوم واردات نابود می شود چنین فرآیندی اتفاق نمی افتد یعنی در واقع رشد، توسعه و پیشرفت صورت نمی گیرد و کشور به جای قرار گرفتن در مدار توسعه کماکان در چرخه عقب ماندگی باقی می ماند.


12 پاسخ به “حساب دخل و خرج شش سال اخیر: نفت را فروختند و صرف واردات کردند؛ همین!”

  1. ناشناس گفت:

    چه خيانتي بالاتر از اين. اگر در يك گشور صنعتي و پيشرفته بود يك لحظه نمي گذاشتند به خيانت خود ادامه بده

  2. ناشناس گفت:

    ما قرار بود نون و نفت بخوریم !ولی مزه نفت به ذائقه آقا و محمود و بقیه خوش اومد گفتند …..بابای ملت

  3. ناشناس گفت:

    فکر نمی کنید در پاراگراف اول در عدد نوشتن دچار اشتباه شدید. 995 میلیارد دلار خیلی هست احتمالا منظور 6 میلیارد دلار بوده
    کلمه: متشکر از دقت نظر شما. این عدد همان ۹۹۵ می باشد چرا که عدد درامد نفتی کشور در طول تاریخ است چنانکه در متن اشاره نیز شده است.

  4. ناشناس گفت:

    متشکر از جواب . با این وجود داخل متن با پاراگراف اول اعدادش همخوانی نداره. من حدس زدم باید یکی اش اشتباه باشه

  5. داود گفت:

    نفت که تمام شد اول خوشبختی ملت ایران شروع می شود دیگر می ماند یک ملت بدون زیر ساختهای اقتصادی بدون کشاورزی مدرن وسرپا بدون کارخانجات مولد بدون….ای دولتمندان بدانید وبدانیم برای هر کاری که در این دنیا انجام میدهیم باید در جایی جوابگو باشیم

  6. پیمان گفت:

    باباجان پول نفت را خرج …. کردند و باج دادن به چین و روسیه. این بود ثمره استبداد دینی

  7. ناشناس گفت:

    آقا پیمان در طول صد سال گذشته کار دولتمردان ایران فروش نفت بوده تا خرج مملکت بکنند که چندان موفق هم نبودند. کافی است با ترکیه مقایسه کنید و قضاوت با خودتان. ایا فکر میکنید با این فرهنگ غلط مصرف میتوان انتظار داشت که دولتمردان ما توان فکر کردن صحیح برای تولید درامد داشته باشند. ایکاش ما به اندازه کشورهایی مانند مراکش یا ترکیه موفق بودیم. واقعا که جای بسیار افسوس است که چرا ما ایرانیان به این روز افتادهایم. 

  8. ناشناس گفت:

    در طول صد سال گذشته کار دولتمردان ایران فروش نفت بوده تا خرج مملکت بکنند که چندان موفق هم نبودند. کافی است با ترکیه مقایسه کنید و قضاوت با خودتان. ایا فکر میکنید با این فرهنگ غلط مصرف میتوان انتظار داشت که دولتمردان ما توان فکر کردن صحیح برای تولید درامد داشته باشند. ایکاش ما به اندازه کشورهایی مانند مراکش یا ترکیه موفق بودیم. واقعا که جای بسیار افسوس است که چرا ما ایرانیان به این روز افتادهایم. 

  9. ناشناس گفت:

    در طول صد سال گذشته کار دولتمردان ایران فروش نفت بوده تا خرج مملکت بکنند که چندان موفق هم نبودند.
    کافی است با ترکیه مقایسه کنید و قضاوت با خودتان.
    ایا فکر میکنید با این فرهنگ غلط مصرف میتوان انتظار داشت که دولتمردان ما توان فکر کردن صحیح برای تولید درامد داشته باشند.
    ایکاش ما به اندازه کشورهایی مانند مراکش یا ترکیه موفق بودیم.
    واقعا که جای بسیار افسوس است که چرا ما ایرانیان به این روز افتادهایم.

  10. ناشناس گفت:

    در کشور هند از سر سوزن تا موشک توسط خودشان ساخته میشود .مسثولان ما هم زحمت بسیاری میکشند تا نیروگاه اتمی توسط المان وسبس روسیه ساخته شود میوه از افریقا گوشت از برزیل شکر از کوبا خودرو از کره چین المان فرانسه برنج از تایلند و باکستان چای ازهند لباس از ترکیه قطار از چین هوابیما از روسیه لوازم صوتی و تصویری از چین وارد ایران می شود البته صادرات هم داریم جوانان تحصیل کرده و مغزهای متفکر را مفت و مجانی در اختیار امریکا و اروبا قرار می دهیم تا از انها برای بیشبرد صنعت و کشاورزی بازرگانی خود استفاده کنند و دسترنج انها را با نرخ بسیار بالایی دوباره به ایران بفروشند و بدین ترتیب هم دلارهای فروش نفت را میبرند هم جوانان ما را هم عزت ما را. ما میمانیم و افیون افغانی و افزایش فحشا ودزدی و گدایی و حبس علم و عالم.

  11. پیمان گفت:

    دوست عزیز
    نفت بلای سیاه بود نه طلای سیاه
    استبداد نفت می‌فروشد تا اسلحه بخرد و مزدور و باج به بیگانگان بدهد
    حکومت است که برای مردم فرهنگ می‌سازد این مصرف‌گرایی کار حکومتی است که روز اول با وعده برق و آب مجانی سر کار آمد

  12. ناشناس گفت:

    دوست عزیز این بدلیل اشکال تایپی هست. چون ممیز داره اینجوری شده. عدد صحیح 995.6 میلیارد دلار هست. درسته رقم بالائیه اما مربوط به 102 سال میشه.