میرحسیــــــن! کجــــــــایی که ببینـــــی؟
چکیده :وزير كشور ريشه همه اين افزايش افسار گسيخته در جرائم اجتماعي و رشد مضاعف و ناهنجاريهاي طاقتسوز را سرخوردگي اجتماعي ذكر ميكند. آيا او ميداند چه بر زبان رانده؟! دولت و همپيمانان آن فضايي به وجود آوردهاند كه اگر كسي جرم و جنايت را پيشه خود سازد كسي كاري به كارش ندارد اما اگر روزنامه نگاري يا متفكري از سر درد و دلسوزي درباره اين جرم و جنايتها حرف بزند متهم به تشويش اذهان عمومي و اختلال در نظم ميشود و بايست از دست دادن حقوق اجتماعي و زندان را به جان بخرد. اين هم يك انتخاب است و اين هم آن روي ديگر سكه است. ...
کلمه-گروه سیاسی: هنگامی که عدالت و آزادی و حقوق فردی و اجتماعی انسانها در مسلخ کودتا، شکنجه، حبسهای غیرقانونی و قتل و کتک زدن مردم کوچه وخیابان قربانی میشود باید منتظر عواقب این جنایتها و ظلمها به شکلهای گوناگون باشیم. اکنون مدتی است که دستگاههای مختلف بار مسئولیت خود را در قبال امنیت اجتماعی و اخلاق اجتماعی به دوش این و آن می اندازند. در این بازی جدید که عبارت است از خنثی سازی تا حذف احمدینژاد و فرقههای او، مجلسیان فرصتی پدید آوردهاند تا نامحرمان دولت یعنی عامه مردم هم فرصتی پیدا بکنند که از زبان طیف دیگری از انحصار طلبان و زور مداران با ابعادی از آنچه که امروز در جامعه ما میگذارد آگاهی پیدا بکنند. سخن از این به میان میرود که تعداد قتل با چاقو و قمه از اندازه قابل تحمل خارج شده، طلاق افزایش شدید پیدا کرده به حدی که آمارهای آن در لیست محرمانهها و سریها قرار گرفته، خودکشی در کشور بیداد میکند جرائم جنسی و ایدز، حتی جرائم اطفال و سرقت و زورگیری به مرز رکوردهای بدترین محلات فقیرنشینترین شهر آفریقا رسیده است.
مقامات مسئول در حین انتقال بار مسئولیتهای خود به دیگران یا میفهمند چه بر زبان میآورند و یا از سر جهل و جمود چیزهایی را به زبان میآورند که اگر روزی دادگاه صالحهای در کشور تشکیل شود بابت تک تک این سخنان میبایست پاسخ گو باشند.
فرمانده نیروی انتظامی در مجلس سخن از افزایش جرائم و جنایات در دوره پس از انتخابات سال 1388 به میان میآورد این حرف البته درست است اما آنچه که او اشاره نمیکند تغییر اساسی اولویتها در دولت کودتاست. وقتی آنها اولویت خود را حمله به مظلومترین و پاکدامنترین و شریفترین آحاد این ملت قرار می دهند که تمام حرفشان سوال از رایشان است، وقتی دستگاههای نظامی و انتظامی و امنیتی خدومترین و شایستهترین فرزندان این ملت را هدف قرار میدهند و تمام هم و غم خود را سرکوب و شکنجه و زندانی کردن و اقرارگیری از آنها قرار میدهند معلوم است که این رویکرد به نوعی چراغ سبزدادن به دزدان و قاتلان و جانیان و متجاوزان خواهد بود.
چندی پیش تعدادی از سرکوبگران بدون آنکه بدانند چه میگویند در میان خاطرات خود که انعکاس عمومی هم پیدا کرد، اینگونه گفته بودند که در جریان اعتراضات پرشور مردمی، گشتهای امنیتی کسی را دستگیر کرده بود که در مقام اثبات به بیگناهی خود تعدادی پانل ضبط اتومبیل به سرکوبگران نشان داده بود تا مشخص کند که او سارقی بیش نیست و به چند و چون آنچه که می گذرد کاری و ارتباطی ندارد. تصمیم فرمانده این گروه سرکوبگر صدور فرمان آزادی این فرد بوده است و این تنها جلوهای از یک واقعیت است.
وقتی هزاران نیرو بسیج میشوند تا مردم بر سر قبر ندا آقاسلطان فاتحه نخوانند، وقتی هزاران نیرو بسیج میشوند تا مراسم ختم هدی صابر در یک شرایط وحشتناک خققانی برگزار شود وقتی هزاران نیروی بسیج میشوند تا مجلس ختم عزتالله سحابی برگزار نشود. روی دیگر این سکه و طریق انتخاب اولویتها و انتخاب جهت و موضوع حساسیت سرکوبگران و کودتاچیان آزاد شدن دست دزدان ناموس و اموال وجان مردم خواهد بود. آری فرمانده سرکوبگران برای یک بار هم که شده حرف راست به زبان جاری کرده آنجا که میگوید: “که پس از انتخابات جرائم رشدی سریع پیدا کردهاند. اما آنچه که او نمی داند و یا نمیخواهد بداند این است که وقتی ظلم و ستم به حقطلبان در دستور کار قرار میگیرد، گزمه و دزد یا داروغه و محتسب به وحدت میرسند و همه علیه نوامیس و حقوق مردم هم داستان و همپیمان میشوند.
وزیر کشور ریشه همه این افزایش افسار گسیخته در جرائم اجتماعی و رشد مضاعف و ناهنجاریهای طاقتسوز را سرخوردگی اجتماعی ذکر میکند. آیا او میداند چه بر زبان رانده؟! دولت و همپیمانان آن فضایی به وجود آوردهاند که اگر کسی جرم و جنایت را پیشه خود سازد کسی کاری به کارش ندارد اما اگر روزنامه نگاری یا متفکری از سر درد و دلسوزی درباره این جرم و جنایتها حرف بزند متهم به تشویش اذهان عمومی و اختلال در نظم میشود و بایست از دست دادن حقوق اجتماعی و زندان را به جان بخرد. این هم یک انتخاب است و این هم آن روی دیگر سکه است. با منطق آنها هرکس در این کشور سخن از ظلم و جنایت و حقکشی و شکنجه کند در حال تضعیف دولت به سر میبرد زیرا آنها خود پذیرفتهاند که فاعل این کارها هستند اما در جهانبینی منحط و ارتجاعی آنها خود آن افعال اشکالی ندارد و همین است که کشور ما تبدیل به شهر بی کلانتر شده است. اینگونه است که سارقان و جانیان و متجاوزان امنیت مییابند و آزادیخواهان و عدالتخواهان و متفکران دچار سرخوردگی اجتماعی میشوند. آری در چنین شرایطی است که هیچ شرافتمندی احساس امنیت نمیکند و هر کسی هر سطحی از سرمایه انسانی و مالی داشته باشد آن را به نقاط امن در خارج از ایران منتقل میکند و به دنبال آن نظامیها و امنیتیها در همه ارکان اقتصادی کشور سایه خود را میگسترانند.
آیا کسی میتواند امروز حتی یک مؤسسه فعال در امور اقتصادی را به ذهن بیاورد که ردپایی از نظامیها و امنیتی ها در آن نباشد؟ آنها چگونه میتوانند فرصتهای شغلی شرافتمندانه برای مردم فراهم کنند واز شکستن ستون فقرات شهرنشینان و روستائیان فقیر زیر بار فشار تورم و گرانی جلوگیری کنند؟ اینها خود مسبب این ماجرا هستند. آنچه که ذکر شد تنها بخشی از مسائلی است که مسوولان برقراری امنیت در مجلس به زبان آوردند؛ اما گزارشهای رسمی در اختیار آنها اگر شرافت و جسارت انتشارش را داشته باشند به خوبی نشان میدهند که در زمانهایی که صدق و راستی و پاکدامنی و تلاش خالصانه وجه همت مسئولان کشور بوده است ناهنجاریهای اجتماعی هم وضعیت دیگری داشته. چرا وزیر کشور جرات نمیکند که بگوید نسبت طلاق به ازدواج در ایران در سال 58 کمتر از 7 درصد بوده و الآن بیش از دو برابر شده است؟ فرق دولت کودتایی با دولتی که براساس خواست مردم سر کار میآید اینجا نیز ظاهر میشود چرا وزیر کشور نمیگوید که 85 درصد فاحشهها کسانی را در بر میگیرد که در سنین 15 تا 24 سال قرار دارند؟ چرا وزیر کشور نمیگوید که 30 درصد مبتلایان به ایدز به واسطه روابط جنسی دچار این عارضه شدهاند و بالاترین درصد در میان آنها اختلاط مردان با مردان است؟
چرا وزیر کشور نمیگوید که جرائم اطفال در فاصله سالهای 1363 تا 1388 بیش از 15 برابر شده است؟ وزیر کشور که همه اینها را می داند کما اینکه این آمار در اختیار فرمانده نیروی انتظامی نیز هم هست.
چرا وزیر کشور نمیگوید که 85 درصد معتادان اولین تجربه منجر به اعتیاد را در سنین کمتر از 15 سال به دست میآورند؟ آری. میان آنچه که فرمانده نیروی انتظامی گفته یعنی افزایش جرائم به دنبال کودتای انتخاباتی سال 1388 و آنچه که وزیر کشور به زبان رانده یعنی سرخوردگی اجتماعی به عنوان ریشه اصلی اوجگیری ناامنیهای اجتماعی همه یک چیز را منعکس میکند و آن هم این است که کودتاچیان به همان اندازه که در نابود کردن درآمدهای نفتی مقصرند در گسترش ظلم و جنایت و تجاوز و ناامنی و آنچه که بر سر ملت میآید نیز مقصر میباشند.
مردم ما امروز که خاطرات بحثهای میرحسین موسوی را در دوران انتخابات مرور میکنند، میبینند که همه حساسیتهایی که او داشت و همه راهکارهایی که او توصیه میکرد، میتوانست نجاتبخش کشور از فقر و فلاکت و ظلم و بیدادگری و فساد باشد. وقتی او به صراحت وعده داد که پس از انتخاب شدن گشت ارشاد را جمعآوری میکند. نیک دانسته بود که راه نجات ملت از ناهنجاریهای اجتماعی سرکوب و اعدام در ملأ عام و تعرض به نوامیس مردم به خاطر چند تار مو نیست. اگر فساد در درون دولت ریشهکن شود مردم به فطرت الهی خود بازمیگردند. میرحسین امروز از دسترس ما خارج است. خبرهای روز دنیا و کشورمان نیز از او دریغ می شود و در بی خبری محض نگه داشته شده است. باید اومی بود و می دید و به ما می گفت که ریشه های بحرانی که امروز دچار آنیم چیست؟ میرحسین کجاست که ببیند هر آنچه که باعث شده بود تا سکوت بیست ساله ی خود را بشکند و همه ی احساس خطرهایی که کرده بود و بر مبنای آن آبروی خود را به میان گذاشت و پا به عرصه نهاد امروز برای همگان از روز روشن تر شده است.
میرحسین موسوی به جای مبارزه با معلولها سراغ ریشهها و علتها رفته بود. او معتقد بود سرمنشأ فساد سرکردگان دولتی هستند که هیچ الزامی برای گزارشدهی به مردم درباره نحوه هزینهکرد صدها میلیارد دلار درآمد ارزی نمیبینند. مهندس میرحسین موسوی معتقد بود که هر کسی برای مبارزه با فساد و ناهنجاریهای اجتماعی طریق افشاگری و هتک حریم مردم را انتخاب کرده باشد، او خود دزدی است که برای رد کم کردن فریاد آی دزد آی دزد سر میدهد. آنچه که طی ماههای اخیر از مفاسد دولت کودتا افشاء شده تأیید کننده دانش و تجربه راهگشای میرحسین موسوی است. او معتقد بود که اگر دولت به جای دروغ گویی راه صداقت با مردم در پیش بگیرد هیچ نیازی به دادن آمارهای دروغ ندارد. مردم به برکت صداقت و راستگویی به دولت اعتماد میکنند و بارهای بزرگ را با کمترین هزینه بر دوش میگیرند.
جرم میر حسین موسوی آن بود که علیه ناپاکیها و دروغگوییها دست به اعتراض زد. بیبصیرت ها، ناپاکان و فاسدان و ظالمان را رها کردند تا همچنان هر کار میخواهند بکنند و میرحسین موسوی و همسرش را به همراه مهدوی کروبی و همسرش در حبس خانگی وبه گروگان گرفته اند. این هم یک انتخاب است که ماهیت بی بصیرت ها را آشکار میکند. در منطق کودتا پاکدامنی و دانش و تجربه حکومتداری موفق جرم محسوب میشود. بنابرین راه نجات کشور از ناامنی های اجتماعی و جرم و جنایت تغییر دادن این مسیرهاست.
وقتی که میرحسین موسوی فریاد میزد که برای تغییر این بیبصیرتیها و ظلمها و فسادها آمده مردم دیدند که عقل و تجربه تأیید کننده حرفهای اوست، اگر کودتاچیان فکرمیکنند که میتوانند همچنان میرحسین موسوی و یارانش را در زندان خانگی وعمومی نگه دارند و به خارجیها همهگونه امتیاز بدهند تا به بقای خود ادامه دهند بهتراست سرنوشت محمدرضا پهلوی و بن علی و حسنی مبارک را نیز یک بار مرور کنند. لذا راه نجات در تغییر اولویتهاست.
این حرف امروز بسیاری از دلسوزان کشور و انقلاب است که: اگر قرار است امنیت اجتماعی در کشور حاکم شود اولویتها باید تغییر کند، بهترین فرزندان این مرز و بوم که در زندان ظلم و جور گرفتار هستند آزاد شوند و به جای آنها متجاوزین به نوامیس و اموال و جان مردم در زندان قرار گیرند. اگر میخواهید در دنیا عزت و آبرو داشته باشید راه آن باجدهی به چین و روسیه و آلمان و امارات نیست.
میرحسین موسوی را به کمک بگیرید تا ریشههای بیخردی و ماجراجویی را در سیاست خارجی بخشکاند و با تکیه بر اعتماد مردم از موضع قدرت و صداقت تدبیر درباره منافع ملی با خارجی ها طرف مذاکره باشد در آن صورت خواهید دید که حتی خارجیها هم به راستگو بیشتر اعتماد میکنند؛ همانطور که در دوران سید محمدخاتمی شاهدش بودیم.














رئیس جمهور قانونی میر حسین موسوی
سبز باشیم و اندیشیدن را بلد باشیم تا کسی به جایمان نیاندشد….
Abo,, Atash,, dar kenare ham baraye abadanie Iran,,, khabi bish nist
Azadie azizane in marzo bom,,,, magar jormikarde bodand ke dar HASR O ZENDANAND
Bezudi Ab Atash ra khmush khahad kard, in ,,, BAVARE TARIKH AST ,,, va Irani SABZ baraye mellati azade
نامه ای یک دگراندیش برای میرحسین
سلام
تنها خاطره ای که از تو در ذهنم باقی مانده بود ،مربوط به سالها قبل بود.زمانی که هنوز نوجوانی محسوب می شدم، در راهروی زندان سپاه در شهر رشت، با چشم بند به همراه تعدادی دیگر روی زمین نشسته بودم و منتظر بودم که مرا به اتاق بازجویی ببرند. تمام شب قبل در زیرزمینی زندانی بودم و قبلش کتک مفصلی خورده بودم. در تمام مدتی که در آن راهرو روی زمین نشسته بودم ،صدای تو از بلندگو پخش می شد و مثل سوهانی اعصاب مرا به هم می ریخت. از آن زمان سالها گذشت. من هم به همراه بسیاری دیگر در سال 65 از ایران خارج شدم. وقتی که تو را به عنوان نماینده اصلاحطلبان در سال 88 کاندید ریاست جمهوری کردند، به شدت برآشفتم و دوباره همان صدای سخنرانی گوشخراش تو تنها تصویری بود که از تودر من زنده شد. با این حال تصمیم گرفتم که در انتخابات شرکت کنم . من رای ام را به نام آقای مهدی کروبی نوشتم و در صندوق انداختم . سپس تا نزدیک صبح منتظر اعلام نتایج نشستم. از آن روز تا کنون ، بجای آن صدای گوش خراش، تصویرت در ذهن من سبز شد. مثل بهار که سبز می شود . من باور کرده ام که تو هم تغییر کرده ای ، مثل خودم که تغییر کرده ام.
زمان امروز بر ما سخت می گذرد و بر تو بیشتر، ولی زمان بر حبس کنندگان تو بی تردید از همه سختتر می گذرد . میر حسین تو رهبر من نیستی، خودت هم می دانی زمان رهبران کبیر گذشته است بی آنکه بخواهم منکر مردان و زنان بزرگ شوم. تو امروز در ذهن من مرد بزرگی هستی که می توانست در همین حکومت با برخورداری از رانتهای حکومتی در ناز و نعمت، تمثال حضرت امام را نقاشی کنی یا در جلسات شعرخوانی رهبر به به و چه چه بگویی. تو می توانستی چشم بر دروغ و فریب ببندی و هیچ نگویی . کم نیستند از این قبیل که نان به نرخ روز می خورند.
البته سئوالات بسیاری در ذهن بازماندگان قربانیان دهه شصت باقی مانده است که تو به عنوان کسی که مسئولیتی داشتی باید پاسخ دهی و چه بسا به روشن شدن نقاط تاریک کمک برسانی ولی این مسئله ای نیست که امروز بتوان بدان پرداخت. برای ایجاد چنین فضایی که حقایق آشکار گردند به نشریات و رسانه های آزاد نیاز هست تا مردم بتوانند حرف همه را بشنوند و خود قضاوت کنند. به فضای آزاد و امنی نیاز هست تا قفلها از زبانها گشوده شود.
میر حسین عزیز من اطمینان دارم که پایان حکومت دروغ را با هم جشن خواهیم گرفت. به امید آزادی تو و همه زندانیان قهرمان جنبش سوگند می خورم که به عنوان یک دگر اندیش در کنار جنبش آزادیخواهی مردم ایران برای آزادی و عدالت از پای نایستم
سیامک فرید
داد از این مردم عافیت طلب که چه زود یارانشان را فراموش می کنند!کجایند آن از خود گذشته ها که تا آخر بر بیعتشان ماندند.
چه مي كني كلمه درود بر شما و نويسندگان با شرفتان بسيار عالي اميدوارم رهبري بخوانند كه چه بلايي دارد به سر اين امالقري امده است
هر روز بیشتر به این فکر میکنم که یکی گفت ” ممد جان ، همون بهتر که نبودی ببینی!”
میرحسین موسوی را به کمک بگیرید تا ریشههای بیخردی و ماجراجویی را بخشکاند……
یا حسین میر حسین
میرحسین عزیز حقا که جای تو خالی است.تو باید ببینی که دزدان چگونه بر سر یک وجب خاک این مملکت و یک کیسه پول به جان هم افتاده اند.حیف که اقایانی که خود را نایب ولی عصر می دانند کوچکترین بصیرتی در این خصوص ندارند.آینده با ایران است .ایران سرافراز که مردانی چون امیرکبیر و میرحسین و کروبی را بر تارک خود دارد.
امام راحل کجایی که فرزندت را دربند ببینی؟ دلم گرفته و هربار تصمیم می گیرم که چشم بر روی همه اخبار ببندم و سر در آخور زندگی گذر روزگار را نشخوار کنم اما باز دلم گرفته و نمی توانم.
کبر و غروری که شخص اول مملکت به آن گرفتار شده دامن این ملت بیچاره را گرفته و نهایتاً هم خودش را به ورطه ی سقوط می کشاند
خدایادلم گرفته
امیدوارم حضرت عزرائیل هرچه زودتر به داد ما مردم برسه.
دلم واقعا برای این مرد تنگ شده است.
یا حسین میرحسین
یا مهدی شیخ مهدی
بعد از گذشت چندين ماه از حصر مهندس مير حسين عزيزمان ،واقعا حس مي كنم حكومت آزادگي و مردانگي را به بند كشيده است كه خيلي از مردم ايران در اين بند هستند.
از خداوند متعال مي خواهم هر چه زودتر مردم ايران و مهندس هنرمند ما را از بند اقتدار گرايان قدرت طلب آزاد كند. به اميد آن روز
سید ما پیچش مو را می دید ….بی بصیرت ها تار مو را می دیدند ….سید ما آینده را می دید …آنها به فکر قدرت بودند ….سید ما می گفت کشورمان دارد از دست می رود …آنها می گفتند فقط ………
سيد ما طرفدارانت … را ببخش.
تو در زندان ما آزاد.
ننگ بر من كه تو را رها كردم.
میر حسین فکر نمی کرد این مردمی که اووون سنگشونو به سینه میزد اینقدر زوود فراموشش کنن. اون و آرزوهاش برای اوونها رو. حتی 1 روز هم نتونستن روی وعده خودشون بمونن. که اگه میرحسین زندانی بشه ایران قیامت می شه. …..
این میرحسین دل ماست …..افسوس از این ملت به خواب رفته.ای خدا
برای با مردم بودن باید سبز بود وصالحان ومصلحان اجتماعی از این زمره هستند نباید به هیچ وجه در این شرایط از خواسته های اساسی امان که ازادی موسوی وکروبی وهمه زندانیان سیاسی در راس ان است کوتاه بیائیم
خوشحالم که بعد از مدت ها یک تحلیل زیبا و منطقی و کار درست تو کلمه دیدم و تا آخر خوندم.متاسفانه سایت های جنبش سبز از تحلیل های موشکافانه و در عین حال اساسی و بیطرفانه به دورند.برای مثال تحلیل های رادیو فردا واقعا خواندنی هستند.
سید، عزت تو خدادادی است. هیچ کس نمی تواند تو را از اسب عزت و محبوبیت پیاده کند.
هر روز برگ زرینی از بصیرت تو و بی بصیرتی دشمنان کینه توزت بر همگان روشن می شود.
حبس موسوی و کروبی نقطه آخری بود برای ثبت شدن نام انها در تاریخ ایران..
اگرچه نظراتم تا حدودی با موسوی و کروبی تفاوت دارد.اما واقعا افراد محترمی هستند.
کسی که فکر میکردم به درد نسل من نمی خوره و دائما در اولین روزهای تاسیس سایت کلمه بهش انتقاد میکردم امروز شده عزیزترین و نازنین ترین انسانی که در تمام عمرم شناختم. میرحسین همیشه دوست دارم چون تو تا انتها در کنار مردم ایستادی و شرافت را در نظام جمهوری اسلامی معنا کردی.
سلام بر تو
سلام بر میر حسین غریب
راستی تا حالا از خودمون پرسیدیم برای آزادی این بزرگ مرد زمان از زندان خانگی چه کرده ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیدوارم فردا شرمنده ی شهدا و امام نشویم و وقتی پرسیدند چرا یار ما را یاری نکردید سر پایین نیندازیم!!!!!!!!!!!!
امیدوارم با دادن خونها و جانها و از همه مهمتر استقامتی که در راه خدا و عقیده و آزادی داریم سرفراز باشیم
شما ها توقع دارین رهبری معظم انقلاب بیان و در مقابل قانون شکنان سر تعظیم خم کنند ؟ شماها برای خودتون مهمید از نظر ما شماها یه مشت مخل زندگی اجتماعی مردم هستین
بعید میدانم حتی آقای مهندس موسوی فداکار و از خود گذشته و کارآمد هم بتواند این شرایط و اوضاع پیش آمده را درمان کرده و به سامان برساند. این درختی که در خاک سرزمین ما کاشته شده است مدتی است که “بار مسموم” میدهد – بحث مبارزه با آفات و اصلاح امور دیگر در میان نیست. چیزی و عاملی خیر و برکت را از ثمر درخت این نظام گرفته است – کاری با ما کرده است که ما را به غیر بلکه ضد خودمان تبدیل کرده است. این “ویروس” که “رهبر با بصیرت” به آن اشاره کرد را باید در جای دیگری سراغ گرفت ویروسی که بعد از گذشت چند دهه ملت ایران را از فرهنگ ملی خود به کلی بیگانه و از هوشیاری ذاتی خود به غایت تهی کرد. طبیعی است که چنین ملتی گوهری مثل موسوی و کروبی و آزادگان هوشیاری مانند آنها را از دست میدهد و دم بر نمیاورد. طبیعی است که چنین ملتی هر روز دست عریان ناکارآمدی را در تطاول و چپاول سرمایه های خود بکار میبیند و دم بر نمیاورد. طبیعی است که چنین ملتی به تدریج از هست و نیست خارج میشود و هنوز هم نمیداند که مسئول اصلی این همه نابسامانی و عقب ماندگی و فرصت سوزی کیست و چرا نمیشود از او “سئوال” کرد؟ این هاله قدسی از کجا آمده است و درمان ویروس استبداد در کجاست …؟
واقعا چه بلايي سر اين كشور اورده اند
… مسول این همه کودتا، شکنجه، حبسهای غیرقانونی و قتل و کتک زدن مردم در کوچه وخیابان و مسول حبس موسوی کیست؟
تا آزادی رییسجمهور عزیز و یافتن رهبری عادل، آزاده و اندیشمند و دردآشنا، ستیزهگر با دروغ، ریا و فریب، رهبری داعی به نور و عدل و استقامت و صداقت؛ رهبری بیزار از خودفریبی و مردمفریبی، رهبری بینیاز از خودخواهی و قدرتطلبی و حماقت، یک یا حسین دیگر.
بسيار متن محكم ومستدلي بود درود بر شما
سلام برمير حسين عزيزكه به خاطر حق گويي زنداني است
میر حسین!
دلم برات تنگ شده، برای حرفای قشنگت و برای دل مهربونت
چي بگم ديگه
فقط ميتونم خدا رو به بزرگي ياد كنم كه چطور كساني را كه ادعاي نمايندگي او را دارند رسوا ميكند
راستش با وجود اين آدمها به دين و آخرت و …. شك كردم
توي تاريخ بسياري از آدمها بودن كه ادعاي روحاني بودن داشتن و الان نميدونم چه وضعي دارن
آيا آخرتي هست؟
….
خدايا مرگ ما رو برسون كه ديگه واقعاً خسته شديم
به قول رضا صادقي كه ميگه وايسا دنيا من ميخواهم پياده بشم
كلمه جان اينها افكار پريشان من بود كه چون چاه نداريم كه الان توش فرياد كنيم بعنوان كامنت تو سايت شما مينويسيم
انتظاري هم براي انتشارش ندارم
يا حق
لطف کنید کمتر دروغ بنویسید مگه مردم مسخره شما شدن …. ها
حاكميت كاري كرده و انقدر به سلطنت طلبان رو داده كه ديشب در برنامه اي از ماهواره.نسل اول انقلاب را كه انقلاب كرده را خائن ميناميد…. .حال همين ماهوار ايها اول انقلاب سوراخ موش ميخريدنند والان هم نقشه جغرافيا را بدهي نميداند ايران كجاست چو ايران نباشد تن من مباد بمحض اولين جرقه .ايران را ول كردنند و فكر سرشان بودنند.الان هم ميگن اي جوانها برويد جلو گشته شويد تا ما بيائيم .ايران بدست ايراني بايد اباد شود.و حاكميت بايد ايراني باشد
صبر پيشه مردمان بزرگ است هيچ ظلمي پايدار نخواهد ماند و هيچ بزركي ياس و ناميدي به سراغش نخواهد امد
مگر اينكه كوچك وذليل باشد كه اين امر بدور از مردمان ايران است
با صبر و دلي اكنده از اميدبه اسقبال ناملايمتها خواهيم رفت و قطعا پيروز خواهيم شد
چون ما ايراني هستيم
به اميد انروز
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.کجایی میر ما که با نفس مسیحای خودت مشکلات را حل کنی!!!کجایی برادر!!!چه تحلیل بچه گانه ای.کجا امنیت کمتر شده !!!در امریکا سالانه چند نفر به وسیله سلاح گرم کشته میشن!!!چقدر زندانی داریم!!!چقدر دزدی میشه!!!چند درصد فرزندانشان نامشروع هستند!!!اینها رو گفتم بدونید که این چیزهایی که این مقاله میگی غلو و بزرگنمایی است!کدوم احساس نا امنی!در همه جای دنیا شهرهای بزرگ غیر قابل کنترل شده اند نمونه اش لندن که نخست وزیر سابقش گفته من جرات نمیکنم 9 شب به بعد از خانه بیرون بیایم!ارزوی پلیسهای زن انگلیس در یک نظر سنجی این بود که به وسیله همکاران مرد خود مورد ازار و اذیت جنسی قرار نگیرند!!!هر 8 دقیقه 1 تجاوز در مترو های امریکا صورت میگیره!بله اینها رو ما نمیگیم اعترافات خودشون با استدلال شما پس انجا مردم از خانه هایشان بیرون نمیان دیگه!!!الکی احساس ناامنی به مردم ندین به خاطر دشمنی با حکومت!!!در مورد برخورد با اغتشاشات شما اگر این کار صورت نمیگرفت و شما دولت رو با کودتا صاحب میشدید خیانت به رای 25 میلیون نفر بود که باید در قاعده دموکراسی رای و نظرشون حاکم باشه نه اقلیتی مثل شما!این مملکت مشکل زیاد داره خیلی زیاد!اما شما هم سهم بزرگی در این مشکلات دارین چون نزدیک به 24 سال دولت در دستان مبارک شما بوده!پس الکی خودتون رو مظلوم نشون ندین اگر هم مشکلی هست قسمت اعظمش متعلق به شماست که بیشتر عمر انقلاب دردستان شما بوده!!!یا حق.
يادم آمد آن بي دادگاه فرمايشي 100 نفره !! يادتان هست ؟ جواني معتاد در مقابل قاضي ايستاد و گفت : من مواد مخدر مصرف كرده بودم و طبق قانون خودتان بنده بيمار هستم و بايد مرا به بيمارستان ببريد نه زندان ! از آن جوان و حكم او چيزي در رسانه ها نديدم و ميدانم كه آزاد شده است ! يعني چاقو كشان و قمه بدستان و معتادان و متجاوزين به نواميس مردم آزادند ولي منتقدان حكومت به دار و درفش و زندان و تجاوز محكوم ميشوند! اينجاست كه بايد فرياد بر آوريم كه : هان اي خميني سر از مزار خود بلند كن و ببين چه بلايي بر سر ميراث تو پيروانت آورده اند و بنام تو چه جناياتي انجام ميدهند و افراد نالايق و ناشايست چه بلايي بر سر كشور اسلامي ما آورده اند و ببين كه از نظام ما و تو كه براي آن خونها داده ايم ، نه جمهوريت مانده و نه اسلامش ! در آخر هم ايران را به حراج گذاشته اند تا چند صباحي بيشتر حكومت كنند! كساني حكمراني ميكنند كه فرمودي ” عرضۀ ادارۀ يك نانوايي را ندارند” و همانها نخست وزيرت و نماينده ات در بنياد شهيد را در زندان خانگي قرار داده اند ، آيا ما براي اين چنين روزگاري انقلاب كرديم؟
دنیای پیشرفته امروزی ، از چند صد سال پیش ، سازماندهی ها را از تعقل و معجزه خرد جمعی تجربه و هر روز انراکاملتر کردند . در اداره سازمانها و شهرها و … ونهایتا” در اداره کشورشان بکار کرفتند یعنی با رقابت ازاد هماندیشان ( احزاب ) ، ازادی بیان و وجود مطبوعات ازاد و … مادامالعمر نبودن پستها و پاسخگو بودن مسئولین و … درکشورهای جهان سومی و متاسفانه ایدوئولوژیکها درست جهت عکس رفتند ونتیجه ای جز عقب ماندگی مفرط نداشت و …!!!!
می خواستم به اون عزیزی که با نام بسیجی کامنت گذاشته بود بگم آخه شما توجه داری که حمل اسلحه در امریکا آزاد است به صورتی که از هر سه شهروند امریکایی یک نفر اسلحه دارد و بالای دویست میلیون جمعیت (جمعیت دقیقشو نمی دونم ولی میدونم بالای دویست میلیون است) ولی شما سالانه چند بار در تلویزیون ایران که ماشاءالله اخبار امریکا را تمام و کمال پوشش می دهند (البته در صورت منفی بودن خبر) اخبار کشته شدن مردم را می بینید تازه کسی هم نمیگه که در امریکا مشکلی نیست و بهشت برینه نه اونجا هم مشکلات بسیاری است ولی من و امثال من حرفمون اینه که اینجا ایرانه و نباید وضعش به این صورت باشه که در حال حاضر شاهد اون هستیم ما ایرانی ها و تو هم حتما ایرانی هستی دیگه شایسته بهترین زندگی ها هستیم میر حسین عزیز و همه دلسوزان این سرزمین هم همین رو می گن
…….میرحسین موسوی و همسرش را به همراه مهدوی کروبی و همسرش در حبس خانگی وبه گروگان گرفته اند……
تا آزاد نشوند و دولت کودتا عذر خواهی نکند نباید مردم آزاد اندیش در انتخابات شرکت کنند.
درود خدا بر موسوی بابصیرت که زودتر از مدعیان دروغین ،رمالی و دروغگویی دولت را اعلام کرد و به جرم راستگویی تکفیر شد. ولی انها ایمان ندارند که” العاقبه للمتقین”
چقدر برای میر حسین دلم تنگ شده
به حصر نخست وزیر امام و شیخ مهدی کروبی پایان دهید نظارت استصوابی را لغو کنید انتخابات ازاد را سرلوحه کار خود قرار دهید در غیر اینصورت مردم انتخابات را تحریم خواهند کرد
درود بر موسوی و سید اصلاحات خاتمی کبیر
مرگ بر ضد ولایت فقیه
بسيجي گرامي اگر همه حرف هاي شما درست باشد اولا ان ها ادعاي حكومت ديني ندارند ثانيا ان ها نماينده امام زمان كشورشان را اداره نمي كند ثالثا ان ها دهها هزار روحاني و صد ها هزار بيسيجي كه قرار است امر معروف كنند ندارند واز همه مهمتر ان ها ادعا ندارند و خودشان مردانه ضهفهايشان را مي گويند برادر بسيجي من معتقدم اسلام كارامد هست ولي اين ها عرضه ندارند و بودجه مملكت را به فساد كشانده اند و اين نا امني نشاني از ضعف كاركرد هاي افراد مدعي ميباشد
مبارز
مبارز جان که بهتر است اسم کاربری خودت را وطن فروش یا دیکتاتور پرست تغییر بدی..اگر کسانی جامعه را نا امن و مخل اجتماع کرده اند امثال شماها و رهبرانتان میباشند که این را بدان ….. .هیتلر هم تعدادی موزدور و خود فروش و احمق دورش جمع شده بودند و او را پیامبر نوین میخواندند…امثال شماها باید باشند تا خوبان مشخص شوند..شماها کاری کردید که معنویات از بین رفت و اعتقاد مردم به اسلام هر چه بیشتر ضعیفتر شده است..چون میبینند که کسی که خود را ناجی و رهبر مسلمانان مینامد بنام دین تجاوز میکند و به حریم خصوصی مردم حمله میکند و فرزند و پدر را از هم جدا میکند و بخاطر دو روز بیشتر سر قدرت ماندن گروه گروه میکشد..او ولی شیطان سیاه چهره هست و خودش به اسلام اعتقادی ندارد.
درود بر ایران آزاد و جوانان با غیرت و دلیرش
دوست عزيزم چشمت را بر روي واقعيت ها مبند
سنگ ها را بسته اند و سگ ها را ول كرده اند تا هر روزمان در حسرت ديروز بگذرد ،تا ايرانمان را ايرانستان كنند و هر تكه را به خوش خدمتي براي بقاي بيشتر به بيگانگان ببخشند ،سرمايه هاي خدادادي را وجه المصالحه حظور بي بركتشان كرده اند و به جاي كارآفريتي ،رعب آفريني را پيشه كرده اند نفت و طلا مي دهيم چوب و چماق و پس مانده هاي چين و … را مي خريم ،مغزها را فراري ميدهند تا جا براي كندذهناني كه تنها هنرشان كوبيدن بر فرق فهم و كمال بشريست باز شود …