جنبشهای ضد استبدادی در خاورمیانه، اسرائیل را نگران کرده است
چکیده :نهضتهای عربی شکل گرفته در حوزه خاورمیانه و شمال افریقا برای اسرائیل و آینده آن تهدیدی جدی محسوب میگردد؛ حتی آن چه که در سوریه بشار اسد رخ داده است. همین که مردم عرب منطقه جرات پیدا کرده اند دیوار خوف و هراس را فرو ریخته، وارد خیابان شوند یا در میادین بزرگ شهر تجمعات اعتراض آمیز علیه حاکمیت مستبد و وابسته خود تشکیل دهند، رژیم صهیونیستی کیان خود را در چالش تحول دیده است....
روند دموکراتیک شدن دولتهای عربی که نتیجهی مستقیم جنبشهای اخیر مردمی است، علاوه بر حاکمان مستبد منطقه، اسرائیل را نیز وحشتزده ساخته است.
محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در اردن، در یادداشتی که برای «دیپلماسی ایرانی» نوشته، به این موضوع پرداخته و تاکید کرده است که جرات پیدا کردن مردم منطقه و خیزش آنها علیه دیکتاتوری، اسرائیل را با چالش تازهای مواجه ساخته است.
متن این یادداشت را بخوانید:
در ظاهر امر ممکن است بسیاری بر این باور باشند که تحولات و خیزشهای مردمی منطقه خاورمیانه صرفا محدود به حوزه کشورهای عربی و اسلامی بوده و تاثیر چندانی بر حوزههای دیگر نداشته است. به طور مثال اسرائیل که در قلب منطقه عربی خاورمیانه هم چون وصله ای ناهمگون، متفاوت با محیط پیرامونی چه به لحاظ نژادی، چه فرهنگی و عقیدتی و چه زبانی تعبیه شده، احتمالا از امواج این تحول مصون است.
واقع امر این است که در تحولات منطقه سخن از تغییر است و سخن از تاثیر. لزوما در همه حوزهها تغییر صورت نگرفته اما تاثیر پذیری از دیگر تحولات به دلیل ارتباط پدیدههای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی این حوزه با یک دیگر امری اجتناب ناپذیر و حتمیاست.
همین که مردم عرب منطقه جرات پیدا کرده اند دیوار خوف و هراس را فرو ریخته، وارد خیابان شوند یا در میادین بزرگ شهر تجمعات اعتراض آمیز علیه حاکمیت مستبد و وابسته خود تشکیل دهند، رژیم صهیونیستی کیان خود را در چالش تحول دیده است. به ویژه اگر حاکم دیکتاتور دارای روابط ویژه ای با این رژیم بوده باشد. در این چارچوب نهضتهای عربی شکل گرفته در حوزه خاورمیانه و شمال افریقا برای اسرائیل و آینده آن تهدیدی جدی محسوب میگردد؛ حتی آن چه که در سوریه بشار اسد رخ داده است.
آثار این تحولات بر کیان صهیونیستی بعضا مستقیم و روشن بوده اما در برخی حوزهها ممکن است تدریجی و آرام باشد. عزل مبارک و بن علی و توقف عادی سازی روابط با این دو کشور به ویژه در محور اقتصادی از جمله موضوع صدور گاز مصر به این رژیم یا ورود کالاهای اسرائیلی به مصر یا تونس و دیگر کشورهای عرب نتیجه آثار مستقیم این تحولات است.
مصر که همواره الگوی جهان عرب بوده است وقتی عادی سازی روابط با اسرائیل را متوقف کرده و بنای تجدید نظر در حوزه روابط اقتصادی دارد، دیگر حاکمیتهای عربی چطور در فکر توسعه روابط خود با این رژیم باشند؟
در ابعاد سیاسی تاثیر نفوذ اسرائیل بر تصمیم گیری اعراب، به ویژه در محور مناقشات فلسطینی ـ اسرائیلی کاهش یافته است. طرح راهبردی رژیم حاکم بر فلسطین اشغالی مبتنی بر عادی سازی روابط با همه جهان عرب، امروز درهاله ای از ابهام است.
قالب بندی این طرح چه به گونه مذاکرات مستقیم عربی ـ اسرائیلی و چه به گونه پنهان،با چالش جدی مواجه شده است. امروز مردم فلسطین احساس میکنند از پشتیبانی بیشتر دیگر مردم عرب و مسلمان بدون فشار دولتهای آنها برخوردارند. اگر چه ضربههایی به محور مقاومت وارد آمده ولی در کل فضای بسیار مناسبی برای حمایت افکار عمومیاز قضیه فلسطین و اعاده حقوق مردم آن فراهم شده است که همه این تحولات به ضرر اسرائیل است.
نمونه آن، تظاهرات گسترده مردمی اعراب و فلسطینیها در سالگرد کیان صهیونیستی و متعاقب آن در سالگرد جنگ 67 است. حتی مذاکره کننده فلسطینی در وضعیت بهتری قرار گرفته است. موقعیت اسرائیل با از دست دادن دوستها منطقه ای اش که همواره عامل فشار بر طرف فلسطینی برای اعطای امتیازات بیشتر بوده اند، به شدت تضعیف گردیده است.
یکی دیگر از نشانه ای تضعیف موضع اسرائیل بر اثر تحولات منطقه، تن دادن اسرائیل به برخی خواستههایی است که در گذشته با آنها شدید تر برخورد میکرد. مثال این مسئله ایجاد شکاف در درون دولت اسرائیل بر سر عذر خواهی از ترکیه برای حمله به کشتی مرمره و ناوگان آزادی است. گرچه لیبرمن تا کنون با این مسئله مخالفت کرده است، اما این احتمال میرود که در آینده اسرائیل مجبور به عذرخواهی از ترکیه شود.
خارج از فضای ترسیم شده در بیرون از مرزهای این رژیم، در داخل نیز ناملایمات و فشارهای مردمی علیه حاکمیت افزایش یافته است. گرچه مطالبات، نوعا معیشتی است اما به طور جدی حکومت نتانیاهو را هدف قرار داده است. البته باید توجه داشت، آن چه امروز دولت حاکم بر اسرائیل را بیش از گذشته به خود مشغول نموده و مایه نگرانی اصلی دستگاه حاکمه است، قبل از مطالبات مسکن، بیمه، خدمات درمانی و غیره، وجود بیش از 1.5 میلیون عرب در داخل محدوده جغرافیایی این رژیم است که تهدید مستقیم محسوب میشوند. لذا اقدامات کنترل مراکز سکونتی اعراب 48 پس از تحولات اخیر در حوزه خاورمیانه و شمال افریقا و محدودیت تردد فلسطینیهای داخل، نسبت به گذشته افزایش یافته است.
به نظر میرسد چنان چه تحولات جهان عرب گسترش یابد، باید شرایط دشوارتری را برای آینده اسرائیل در منطقه متصور دانست.














اصلاً اسرائیل برای این علم شده که جلوی روی کار آمدن حکومت های مردمی در منطقه استراتژیک و غنی از نفت گرفته شود و دولت های دست نشانده حامی منافع غرب در منطقه حاکم باشند.حال اگر اسرائیل نتواند به این وظیفه عمل کند ،با تغییر مواجه خواهد شد و نظیر کشورهای عربی ،قدرت مردم در مقابل تند روهای وابسته ،بیشتر خواهد شد .صلح هم در شرایط حاکمیت مردم،دست یافتنی تر است.
بیشتر از ان حکومت ایران را نگران کرده
این کاملا آشکار است که حکومت اسرائیل به شدت نگران است. پیروزی جنبشهای منطق به ویژه سوریه و ایران بسیار به ضرر اسرائیل خواهد بود. اکنون حکومت اسرائیل هر چه در توان دارد به کار میبندد تا حکومت سوریه سرنگون نگردد. اعلام حذف اسرائیل از روی نقش جغرافیا و یا راکت پراکنی حماس در زمانهای مختلف همه به نفع حکومت اسرائیل و به ضرر مردم مظلوم فلسطین بود. خدایا این چه ریایی است، به نام این مردم بدبخت و زجر کشیده و به کام حکومت اسرائیل.
مرگ بر اسرائیل …..مرگ بر دیکتاتور
اصولا تمام حكومت هاي استبداد فردي تماميت خواه چه از نوع سكولار و يا عقيدتي و ديني آن چون با مردم خود ارتباط سالم سياسي- معنوي ندارند ، استمرار حيات خود را مبتني برآرامش گورستاني در داخل و نوعي جنگ سرد با رقباء خارجي خود تصور ميكنند. موقعيكه پايه هاي يكي از حكومت هاي خود كامه دوست يا رقيب بلرزه در آمد ، براي اين ديكتاتور ها ديگر بهانه اي براي بسته نگه داشتن فضاي داخلي جامعه با عناويني چون توسعه اجتماعي و حفظ امنيت ملي باقي نمي ماند. اين است كه با زير سئوال رفتن فلسفه وجودي ستم حكومتي خود و از دست رفتن زمينه هاي استدلالي حفظ امنيت همه آنها دست به خشونت ميزنند.
برای رژیم صهیونیستی نظام بعث اسد بهترین گزینه است..اگر در سوریه دموکراسی بر قرار شود مردم خواهان باز پس گیری بلندیهای جولان میشوند و اتحاد خود را هر چه بیشتر با ملت فلسطین هر چه بیشتر میکنند و این تحدیدیست برای اسرائیل و از طرف دیگر اعتراضها به سرزمین اشغالی نیز کشیده خواهد شد..برای همین است که کشورهای غربی دخالت نمیکنند و هر از گاهی برای خالی نبودن عریضه بیانیه ای صادر میکنند و بس..چرا که اسد مانند غزافی جنایت علیه بشریت را پیش گرفته ولی رژیم صهیونیستی نمیخواهد کشورهای غربی به مردم معترض کمکی کنند و میبینیم سکوت غربیها را.