سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انقلاب‌های عربی و حق براندازی دیکتاتورها...

انقلاب‌های عربی و حق براندازی دیکتاتورها

چکیده :بهجت و شور انقلاب دیگر در نشئه تخریب و انتقام نیست گرچه دیکتاتوری‌ها مایل اند که چنین باشد. نگاه جوانان خاورمیانه به آینده است گرچه لحظه با هم بودن در راه سیاست مردمی انگیزش عاطفی نیرومندی به اقدام آنها می‌بخشد. احقاق حق براندازی، وجدان، عقلانیت و شوق و شور را با هم به جنبش انگیخته است....


سیاوش جمادی

در عصر جدید که به قول کارل مانهایم تقدیرش دموکراسی است باز هم اقدام و تصمیم براندازانه نظم موجود تا مدت‌ها چپ روی به حساب می‌آمد؛ چپ روی به معنای زشتکاری و خلافکاری مطابق فرهنگ اتیمولوژی جوزف، تی. شیپلی و همچنین تاریخچه واژه‌های مرین و بستر واژه left و lyftall و lyft در اصل به معنای ناتوان، عاجز، و کژ و نادرست و واژه right از riht و reht و rectus به معنی درست، بحق، صادق بوده‌اند. از سوی دیگر right از royal (شاهی، شاهانه) هم‌ریشه است.

شگفت آنکه مطابق این فرهنگ‌ها به لحاظ تاریخی دلالت معنوی انتزاعی واژه‌های right و left مقدم بر حالت مادی و مکانی آنها در جهت‌یابی است. Right و left احتمالاً تا قرن 13 به معنای سمت راست و چپ به کار نمی‌رفته‌اند. بعدها چون دست راست قوی‌تر و ورزیده‌تر و دست چپ – جز در مورد چپ دست‌ها – ضعیف‌تر و ناشیانه‌تر عمل می‌کند این دو واژه به دست راست و چپ و در نتیجه به جهات مکانی اسناد داده شدند.

دموکراسی تا مدت‌ها هنوز به معنای حق‌ رأی در انتخاب رؤسای قوای مجریه و مقننه نبود و منحصر به انتخاب نمایندگان پارلمان با حفظ شاه بود. در پارلمان جایگاه نمایندگان تندروتر و لیبرال‌تر که ضعیف‌تر محسوب می شدند در سمت چپ هیأت رئیسه بود. دموکراسی می‌بایست بدون خشونت و با اجرای قانون اساسی تأمین گردد. انقلاب اقدامی چپ‌گرایانه و کژاندیشانه و خلاف راه راست بود. انقلاب فرانسه براندازی به دست مردم را حقانیت بخشید، پس چپ سهم عظیمی در حقانیت بخشی به براندازی انقلابی ایفا کرد، و نوبت به مارکسیسم که رسید انقلاب و براندازی و بنابراین چپ‌گرایی مقامی برحق‌تر و مردمی‌تر از راست‌گرایی و حفظ اصول پیدا کرد.

انقلاب‌های ضد استعماری، ضد استبدادی، ضد امپریالیستی و ضد سرمایه‌داری و ضد فئودالیته جملگی کم‌ یا بیش بهره‌ای از مارکسیسم دارند. اکنون نظر غالب دیگر به انقلاب‌های کلاسیک با خوش‌بینی نمی‌نگرد. خشونت و خونریزی را ناپسند می‌انگارند بی‌آنکه حق‌براندازی را در برابر دیکتاتورها از آن مردم ندانند. به رغم همه خشونت‌های مصیبت باری که دیکتاتوری‌ها بر مردم خاورمیانه وارد می‌کنند، مردم بر راه‌های بدون خشونت اهتمام دارند. آیا جهان از چپ بریده است و راست غالب شده است؟ مقصود ما در اینجا صرفاً ناکامی احزاب سوسیالیست و سوسیال دمکرات در اروپا نیست، چرا که در عمل تجربه میتران در فرانسه و نیز تجربه پیروزی فراکسیون‌ها و احزاب چپ در اروپا هیچ وضعیت کلی‌ای را اعم از سیاسی و اقتصادی دگرگونی نکرده‌اند. در عالم نظر نیز چپ نو برخلاف مارکس نشانی انقلاب را به ناکجاآباد می‌دهد.

بهتر است بازی با الفاظ را کنار بگذاریم. براندازی دیکتاتورها نیاز به خیزش مردم برای اعمال حق براندازی دارد. پیداست که این خیزش، چه با خشونت و چه بی‌خشونت باشد، در نظر کسانی که حفظ نظام موجود را واجب می‌دانند کژروی به حساب می‌آید. مخالفان تغییر بنیادی دیگر از نجبا نیستند. حفظ نظم تاکنونی برای آنها دیگر ربطی به دوری از خونریزی ندارد، بل برعکس، این آنها هستند که از آدمکشی و قتل‌عام و شکنجه و اعمال left یا ناشایست پروا ندارند. آنها هستند که راه‌پیمایی‌های متمدنانه و right یا بحق را با وحشی‌گری سرکوب می‌کنند. مردم خاورمیانه به پاخاسته‌اند، و این خیزش بدون مقداری شورش ممکن نمی‌گردد، لیکن از قضا طبقه‌ای که محرک اصلی این خیزش‌هاست دیگر شورش را در لذت و سرمستی از ویرانی و کشتار نمی‌بیند. همه افراد این طبقه رهبرند. بی‌رهبری نه عیب بل حسن این خیزش‌هاست. این فقط به رسانه فیس‌بوک مربوط نیست بلکه نشان از بی‌اعتمادی به اطاعت همه از یک تن دارد؛ اطاعتی که راه دیکتاتوری دیگری را هموار می‌کند که چین، روسیه، کوبا و دیگر جاها برهان عیان و شاهد گویای آن هستند.

بهجت و شور انقلاب دیگر در نشئه تخریب و انتقام نیست گرچه دیکتاتوری‌ها مایل اند که چنین باشد. نگاه جوانان خاورمیانه به آینده است گرچه لحظه با هم بودن در راه سیاست مردمی انگیزش عاطفی نیرومندی به اقدام آنها می‌بخشد. احقاق حق براندازی، وجدان، عقلانیت و شوق و شور را با هم به جنبش انگیخته است. براندازی در آینده شاید تهدیدی دائم گردد برای دولت‌هایی که به نام ملت صرفاً به ثروت و قدرت خود می‌‌اندیشند.
منبع: دیپلماسی ایرانی


6 پاسخ به “انقلاب‌های عربی و حق براندازی دیکتاتورها”

  1. ناشناس گفت:

    تمام کسانی که زیر سلطه حکومت دیکتاتوری و ظلم دیکتاتورها هستند، ازشیرمادر برایشان حلال تراست که تمام کوشش های خود را بکنند و از شر دیکتاتوری که با زبان خوش کنار نمی کشد خلاص شوند. معنا دارد؟ به یارو میگوییم ولمان کن نمی خواهیم اصلا ترا کی آورد و بالای سرماگذاشت اما با وقاحت چسبیده به میزش و بهانه اش هم حفظ اسلام است درحالیکه در زمان او بیشتر از همه ادوار مردم از اسلام خارج شده و به ادیان دیگر یا بی خدایی روی آورده اند.

  2. یکی از خوانندگان گفت:

    نشریه بسیار خوب کلمه لطفا یک کسی را بگذارید مسول رسیدگی به کامنت های خوانندگان تا این نظرات را هرچه زودترخوانده و اگر قرار است انتشار یابد زودتر تکلیف آنرا روشن کند. وقتی مطلبی می نویسید و خواننده ها اظهار نظر می کنند و شما دو یا سه روز دیگر آنرا چاپ می کنید و یکی دوساعت بعدش مطلب میرود به بایگانی به چه درد می خورد. بخشی از خواننده های شما کسانی هستند که همین کامنت ها را می خوانند وازآن هم لذت می برند، هم کیف می کنند، هم دق دلی شان در می آید و جیگرشان حال می آید و جلا می بیند. لطفا این کامنت ها را که ما به تخم چشممان سوزن می زنیم و می نویسیم زود زود چاپ کنید. سپاسگزارم به سهم خودم. و خیلی ممنون از نشریه خیلی خیلی خوب کلمه میدانم چه قدر اسیر محدودیت ها و کنترل های گوناگون هستید ولی باید استقامت کرد و اینها را از رو برد. یعنی باید مثل خودشان پررو بود و از میدان در نرفت.

  3. ناشناس گفت:

    امروز (جمعه 7 مرداد) از ظهر به سايت كلمه مي آيم تا اخباري از سوريه بگيرم. متاسفانه هيچ خبري درج نشده است. خواهش مي كنم به صورت ويژه اخبار سوريه را منتشر كنيد. عكس و فيلم از تظاهرات جمعه ها و … بر روي سايت قرار دهيد. ديدن مبارزان سوري باعث ايجاد انگيزه مضاعف در پيكره جبش خواهد شد.
    خواهش مي كنم نهايت تلاش خود را در انتشار سريع و جامع اخبار سوريه انجام دهيد. با سپاس.

  4. محمد گفت:

    ضمن تا ئید گفته های .یکی از خوانندگان. کامنت بالا . چیزی که مسئولین کشور ما را به چالش کشیده .برای کشور های عربی سرکوب ودیکتا توری شکنجه نبود ازادی و.. بد است برای ایران اینها همه خوب و لازم و شرعی است ؟؟؟

  5. ناشناس گفت:

    دل هم دلش با یکی از خوانندگان است

  6. ناشناس گفت:

    من قسم میخورم تا حالا هیچ انقلابی در خاورمیانه عربی اعم از مصر تونس سوریه لیبی یمن و غیره اتفاق نیفتاده یا حداقل پیروز نشده! بلکه بالاتر میگویم شروع نشده!!