سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اینها آمار بی بی سی نیست؛ دچار سقوط اخلاقی شده ایم...

اینها آمار بی بی سی نیست؛ دچار سقوط اخلاقی شده ایم

چکیده :حجب و حیا ، گوهر کمیاب جامعه شده است ، خدا نکند فیلمی از روابط خصوصی یک نفر به بیرون درز کند ، همه در بلوتوث و ایمیل کردن آن به یکدیگر سر از پا نمی شناسند، از همسایه ، فقط یک نام باقی مانده و شاگردی و استادی ، به قالب های خشک و بی روح محدود شده است، دروغ به راحتی آب خوردن رد و بدل می شود،کمتر کسی از این که جنس درجه سه را به نام کالای اعلا قالب کند عذاب وجدان می گیرد ، روابط جنسی خارج از خانواده یک واقعیت تلخ است ، صله رحم به مهمانی های رسمی و تعارفی تقلیل یافته ، لبخندها عمدتاٌ تصنعی شده و ... . ما دیگر همان جامعه قبل نیستیم....


جعفر محمدی در سایت عصر ایران نوشت: قتل مرحوم روح الله داداشي – قوي ترين مردان ايران و جهان – حاوي نكات غم انگيز زيادي است كه كم و بيش بدانها پرداخته شده است ،‌از جمله اين كه قاتل وي ،‌نه يك فرد شرور سابقه دار كه نوجواني هفده و نیم ساله است كه با خود چاقو حمل مي كرده است. همين يك مورد ،‌ كافي است همه كساني كه به جامعه ايراني علاقه مند هستند را به شدت بيمناك و نگران كند كه چه زمينه هاي فرهنگي ،‌ تربيتي و اجتماعي نامساعدي باعث شده فردي به اين سن و سال ،‌ اولاً‌ با خود آلت قتاله حمل كند ،‌ ثانياً‌ سر مساله اي كه اساساً‌ مساله نيست (برخورد آینه بغل خودروها به یکدیگر) درگيري فيزيكي و فحاشي ايجاد شود و نهايتاً‌ يك به خود اجازه و جرأت دهد با چاقو شاهرگ يك فرد ديگر را بزند.سقوط اخلاقی

 

قاتل داداشي ،‌هر چند در اين پرونده مجرم است و بايد مجازات شود ،‌ اما در نگاهي كلان تر به موضوع ،‌او خود قرباني جامعه اي است كه در آن تربيت شده است و اين ،‌همان نقطه نگران كننده است چه آن كه پرونده حاضر با رأي دادگاه و تصميم اولياي دم ،‌مختومه مي شود اما ميليون ها جوان و نوجوان ديگر ايراني در جاي جاي اين كشور ،‌در معرض ْآسيب هاي اين چنيني هستند ، آسيب هايي كه گاه در قامت قتل و قاتل و مقتول رخ مي نماياند ،‌ گاه جوان ايراني را از ديوار خانه مردم بالا مي برد ،‌ يا او را به مسلخ مواد مخدر مي برد ،‌يا به مشكلات جنسي و بيماري هاي لاعلاج مبتلا مي سازد و نهايتاً‌ او را افسرده ، عاصی ، ناامید ، فحاش ، بی حوصله ، زود رنج و بی اخلاق می کند.

 

البته منظور این نیست که همه جوانان چنین اند اما نمی توان خود را به خواب زد و با “شعار درمانی” ، واقعیت ها را نادیده گرفت و وجدان خود را آسوده پنداشت. بخش قابل توجهی از جوانان ما همان گونه اند که در سطور بالا بدان اشاره شد.

بحث ، بحث مرحوم داداشی و ماجرای قتل او نیست.این فقط یک نمونه از ناهنجاری هایی است که دامنگیر نسل جوان شده است؛ نسلی که اگر آینه بغل ماشین هایشان در ترافیک خیابان به هم سابیده شود ، ممکن است کارشان از فحش ناموسی در پشت فرمان آغاز و به قتل در پشت چراغ قرمز منتهی شود.

 

وضعیت حاضر هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست . کلیت جامعه ما با شیب قابل ملاحظه ای دچار سقوط اخلاقی شده است. خانواده به ویژه در شهرهای بزرگ ، آن جایگاه سابق خود را از دست داده است و هم از این روست که حدود یک پنجم ازدواج ها به طلاق حقوقی می انجامد و بخش عمده باقی مانده هم دچار اختلال و طلاق عاطفی اند. احترام والدین مانند قبل نیست. حرمت زنان در جامعه محفوظ نیست و جامعه ای که تا دیروز زنان و دختران را ناموس خود می پنداشت ، با شگفتی می بیند که جوانش در خیابان بر سر زن مردم عربده می کشد یا در حضور بانوان ، از گفتن رکیک ترین دشنام ها ابایی ندارد.

 

حجب و حیا ، گوهر کمیاب جامعه شده است ، خدا نکند فیلمی از روابط خصوصی یک نفر به بیرون درز کند ، همه در بلوتوث و ایمیل کردن آن به یکدیگر سر از پا نمی شناسند، از همسایه ، فقط یک نام باقی مانده و شاگردی و استادی ، به قالب های خشک و بی روح محدود شده است، دروغ به راحتی آب خوردن رد و بدل می شود،کمتر کسی از این که جنس درجه سه را به نام کالای اعلا قالب کند عذاب وجدان می گیرد ، روابط جنسی خارج از خانواده یک واقعیت تلخ است ، صله رحم به مهمانی های رسمی و تعارفی تقلیل یافته ، لبخندها عمدتاٌ تصنعی شده و … . ما دیگر همان جامعه قبل نیستیم.

پزشکی قانونی اعلام کرده که طی 10 سال اخیر به طور متوسط هر 8 ساعت یک نفر با سلاح سرد کشته شده اند و هر روز به طور متوسط 1600 پرونده نزاع در این نهاد قانونی تشکیل می شود (خبرگزاری مهر).

این ها که آمار ساختگی بی بی سی و رادیو اسرائیل نیست.واقعیت های تلخ و گزنده جامعه امروز خود ماست. کجای تاریخ ایران ، هر روز خدا 3 نفر فقط با سلاح سرد در این مملکت کشته می شدند. چه زمانی در این سرزمین طلاق این همه گسترش داشت؟ چه زمانی این همه جوان معتاد داشتیم؟خیانت های خانوادگی و تن فروشی و دختران فراری ، کی در این کشور تا بدین حد رواج داشت؟ همین الان با 75 میلیون جمعیت 13 میلیون پرونده قضایی داریم! که اگر برای هر پرونده حداقل 2 نفر طرفین دعوا را در نظر بگیریم ، معنایش این است که همین الان 30 – 20 میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند! وحشتناک نیست؟! کجاست آن دوستی ها و صداقت ها و گذشت هایی که جامعه ایران را در جهان ممتاز می کرد؟!

 

پیشنهاد مشخص ما این است که استادان بزرگ جامعه شناسی با احساس وظیفه ای تاریخی ، دور هم جمع شوند و به واکاوی همه جانبه جامعه امروز ایران بپردازند ، علت و درمان ها را از رهگذر مطالعات علمی و میدانی پیدا کنند و به جامعه و دولتمردان «نسخه» دهند. هر چه فارغ از این بررسی های علمی ارائه شود ، یا غلط است ، یا احساسی و یا در بهترین حالت – که اغلب در رسانه های مستقل می بینیم -فقط بخشی از واقعیت است.

ما همان طور که در علم پزشکی متخصصان خوبی در کشور داریم که درد و درمان بسیاری از بیماری ها را می شناسند ، متخصصان واقعاً دانشمندی در عرصه علوم اجتماعی داریم که می توانند در این زمان که جامعه ما بیمار شده ، درد و درمان را بیابند و الا اگر این مسائل به تیترهای رسانه ها و اظهار نظر فلان نماینده مجلس در نطق پیش از دستور و اقدامات پلیسی و نظایر این ها واگذاشته شوند ، دیری نخواهد پایید که همه آنچه در طول تاریخ از فرهنگ و تمدن و دیانت و انسانیت اندوخته ایم ، به باد فنا برود.

 

جامعه شناسان!

چشم جامعه امروز ایران به تخصص و دانش شماست ؛ بار این وظیفه تاریخی را بر دوش خود حس نمی کنید؟!

 


22 پاسخ به “اینها آمار بی بی سی نیست؛ دچار سقوط اخلاقی شده ایم”

  1. ناشناس گفت:

    بیچاره بی بی سی
    وجدانا شرافت بی بی سی بیشتره یا صدا و سیما؟
    شرافت بی بی سی بیشتره یا فارس نیوز؟
    شرافت بی بی سی بیشتره یا ایسنا؟
    شرافت بی بی سی بیشتره یا ایرنا؟
    شرافت بی بی سی بیشتره یا تابناک؟
    ….

  2. ناشناس گفت:

    ای بابا دلت خوشه مگه جامعه شناسی هم گذاشتید بمونه وقتی مساله حجاب را مدهید به یک سردار ویک نظامی توقع دارید که وضع بهتر بشه وقتی کمیسیون فرهنگی ووزارت ارشاد در تسخیر نظامیان است چه توقعی دارید وقتی یک روحانی در تمامی زمینه ها اعم از سیاسی فرهنگی اقتصادی اجتماعی دخالت بکند بخاطر داشتن چنین جامعه ای هم باید خدا رو شکر کرد.

  3. ناشناس گفت:

    واضحه که شرافت بی بی سی بیشتره از خیلی از رسانه های دیگه هم که اسم نبردی بیشتره

  4. غريبه گفت:

    اونايي كه گفتي شرم و حيايي ندارند كه شرافت داشته باشند…

  5. آزاده گفت:

    هرکسی بخواهد دل بسوزاند میگیرند و او را میسوزا نند .انان که بر ایران حکم میرانند تنها در این شرایط میتوانند بمانند
    آنچه شما نام برده اید معلول است علت رژیم است با پاسداران قاچق چی مواد مخدر با دزدها به عنوان دولت مرد با لاتها و ابلهان در پستهای کلیدی .امروز ایرانیان گمان نمیکنند در کشور خود هستند احساس اکثر آنان این است که خانه شان بدست غارتگرانی افتاده با ادعای دین داری !
    همه چیز ویران است و از دل این ویرانی به ناگزیر خود اینها واژگون می شوند نه نیازی به مبارزه هست و نه نصیحت
    هر کودک دبستانی هم می فهمد که اگر اینها تن به اصلاح بدهند حکم مرگ فوری خود را امضا کرده اند . هر کسی که دلش سوخت و یا میسوزد مرگ و زندان در انتظار اوست . مگر زندانیان سیاسی چه گفته اند جز دلسوزی برای ایران و ایرانی ؟
    اما نباید نا امید بود اگر اینها دست از سر ایران بردارند محبت و دوستی و دلسوزی یکشبه بر خواهد گشت مثل بهار آزادی انقلاب و یا مثل دوران انتخابات اخیر که یکباره موجی از باور چوانان را در بر گرفت و باور کردند میتوانند ایران را آباد کنند .
    خوبیها نمرده ولی تلخی اختناق خشونت گرانی … امان از مردم بریده . نیچه فیلسوف آلمانی میگوید : وقتی به مدت طولانی به منظره زشتی بنگریم خود به هیبت زشتی در می آییم
    در جامعه امروز ایران جا برای هیچ حرکت منتطقی نیست باور کنید اگر کسی پیشنهاد بدهد یک ساعت در هفته در مدارس به بچه ها راجع به رعایت چراغ قرمز و سبز در خیابان . یا حفاظت محیط زیست یعنی نریختن آشغال در خیابان و جوی آب حرف بزنند او را به جرم لیبرال و یا جاسوس می گیرند و تازه گیریریم به بچه اینها را گفتیم کدام راننده چراغ قرمز را رعایت می کند ؟ پدر و مادرها خودشان همه جا آشغال می ریزند .
    اگر علت از بین برود همه ایرانیان دست به دست هم خواهند داد و همه چیز را از صفر بنا میکنند ولی باید اول باور و امید باشد و از همه مهمتر اجازه داشته باشیم دست به سازندگی بزنیم بی آنگه حکم قتل و زندانمان را صادر کنند.

  6. علی گفت:

    اینها اینقدر خودشون آمار ساختگی و دروغ تولید و منتشر می کنن فکر کردن بقیه مثل بی بی سی و خبرگزاریهای دیگه و سازمانهای جهانی هم مثل خودشون هستن.

  7. ناشناس گفت:

    چند وقت پیش تو صف پارکینگی ایستاده بودم که ناگهان یک خودروی گرانقیمت بی نوبت پیچید جلوم و رفت تو پارکینگ. درب خودروش هم مالید به خودروی من و انگار نه انگار…
    رفتم به پلیس شکایت کردم و خوشبختانه پلیس دیده بود و اونو مقصر شناخت. داشتیم صحبت می کردیم، یه ثانیه پلیس رفت یارو با مشت کوبید تو صورتم و عینکم هم شکست. بعد هم گوششو گرفت به پلیسه گفت این اول زده تو گوش من!
    من دیدم پلیسه هی داره حرف اونو تایید می کنه! گفتم آخه این همه شاهد دیدن! پلیسه منو کشید کنار، گفت ضایع است، می خوای جلوی زن و بچت بگم کتک خوردی و یارو رو نزدی!!!!!
    می خوام بگم وقتی کتک زدن و لات بازی برای پلیس مملکت ارزشه، دیگه معلومه وضعمون چی می شه….

  8. ناشناس گفت:

    جامعه شناسان بار این وظیفه تاریخی را بر دوش خود حس میکنند اما مگر زندان و شکنجه در ام القرای اسلام مجال کار علمی و خدا پسندانه میدهد؟

  9. ناشناس گفت:

    مشکل رو جامعه شناس ها نمیتونن حل کنن، حکومتی که 4 چوبش دروغه و افترا و مروج همه نوع بی اخلاقی بوده کار رو به اینجا رسونده.

  10. پروین گفت:

    من به خوبی به یاد می اورم که در زمان انقلاب سال 1357 ایران نیز مردم تمام خبرهای درست را از بی بی سی در یافت می کردند و
    ان زمان رادیو بی بی سی دوست انقلاب بود . بی بی سی تمام واقعیات را بیان می کند و صدای کسانی است که بی صدا مانده اند.
    وجود رسانه ای مانند بی بی سی قدرت دیکتاتور ها را بسیار تقلیل میدهد و اخبار درست را در اختیار مردم قرار می دهد. حکومت ما
    هیچ گونه مخالفتی با ماهواره نخواهد داشت اگر اخبار صحیح به مردم ایران نرسد! حتی تمام شبکه های ماهواره ای هم اگر فیلم های
    غیر اخلاقی نشان بدهند ” برای حکومت خوشایند خواهد بود و تنها مشکل حکومت ایران با ماهواره مربوط به شبکه های خبر مانند
    بی بی سی و صدای امریکا می باشد که اخبار درست را به مردم می رسانند..

  11. ناشناس گفت:

    الناس علي دين ملوكهم

  12. ناشناس گفت:

    آیت الله بهجت در یک سخنرانی دوپهلو گفته بودند چطور در مملکتی که راشی و مرتشی هست (رشوه دهنده و گیرنده) امید دارید به اصلاح؟ باید بر فقره ی رشوه حالا بیفزایید: کلاهبرداری مفاسد اقتصادی کلان حتی در میان دولتمردان سرقتهای مسلحانه تجاوزهای به عنف قتلهای در خیابان و پیش دیدگان ملت شهیدپرور بی عدالتی شدید (به لفظِ شخصِ رهبری که وضع عدالت مطلقا راضی کننده نیست و معلوم نیست ایشان در جایگاه مسئول این نظام هستند یا سوال کننده؟) دوری روز افزون مردم از دین و گرایش شدید جوانان به ادیان و فرق دیگر نخبه گریزی و فرار مغزها تأثیر هجمه ی فرهنگی در جوانان به سخره گرفتن مفاهیم دینی فساد در دستگاه اداری فساد در پلیس و قوای امنیتی و قضایی عدم امنیت و اعتماد اجتماعی میان مردم و الخ. حالا در یک همچو جامعه ای امید به چه باید داشت؟
    و علی الظاهر ما در همه ی این موارد روی غربیان را سفید اگر نکرده باشیم با ایشان رقابت میکنیم. آقایانی که به اسم اسلام مسئولیتی در این نظام گرفته اند به زودی در پیشگاه ائمه و برای تک تک جرائمی که جوانان و دیگر مردم (از سر فقر بیکاری عدم امکان ازدواج گسترش جهل و بی اعتمادی به دین و مذهب و …) مرتکب شده اند پاسخگو خواهند بود انشاءالله.

  13. ناشناس گفت:

    هر پرونده قضایی دو نفر؟

    شاید ۵% پرونده‌ها دوتائی باشند

    اغلب چند فامیل در حد اقل یک ماجرا‌ درگیرند، اونهم برای سالها

    شما از هر کس، به خصوص در شهرها سوال کنید به نحوی درگیر است

  14. یاشیل گفت:

    الناس علی دین ملوکهم

  15. ماندگار گفت:

    ای بابا – وقتی رئیس اداره اطلاعات شهر ما…باشه ، یعنی می دونه بچه های بالا در چه حالن- !!!!!!!!!

    رئیس قبلی هم که آدم پاک و لایقی بود ، وقتی فهمیدند عاشق میرحسینه ، تبعیدش کردند – (دوست بابام بود بنده خدا)

  16. ناشناس گفت:

    یه آقایی دستور دادن سیاه نمایی نکنید …

  17. ناشناس گفت:

    نمونه یک سیاست اجتماعی : مهم نیست که مثلا روش برخورد با پوشش جوانان باعث شود آنها در خفا کار های صد برابر بدتری بکنند .. مهم این است که ظاهر ام القرای اسلام به هر ضرب و زور کمی اسلامی شود..

  18. يه ايراني بد بخت گفت:

    وقتي خود نيروي انتظامي و نهادهاي دولتي ملت رو مثل آب خوردن آش و لاش مي كنند توقع داريد خشونت تسري پيدا نكند؟ وقتي به بد ترين شكل ممكن به اعتراض مسالمت آميز مردم برخود ميشه، وقتي به طور وحشيانه مردم رو محاكمه و اعدام و زنداني مي كنن، وقتي حقوق اوليه انسانها در اين حكومت به پشيزي نمي ارزه از نسلي كه تو اين حكومت رشد پيدا كرده چه توقعي داريد؟

  19. محمدرزمنده سابق گفت:

    اگر جامعه شناسان و کار شناسان علو م اجتماعی واقعی… بر کشور حکو مت میکردند که روزگار ما این نبود

  20. سارا گفت:

    جامعه در زمانی راه درست و صحیح را میپیماید که نقادی در ان باشد در جامعه ای که همه چیز از مردم پنهان است و مردم حق سرنوشت خود را ندارند و نباید از رهبر و رهبرانشان بپرسند کشور را به کجا میبرید .باید اینهمه جهل وخرا فات خشونت رشوه فساد زور گوئی و.. رواج پیدا کند

  21. ناشناس گفت:

    هر وقت بدون پرده و مانع و مستقیم با خدا گفتگو کنیم،بدور از خرافه پرستی و … اون موقع درست می شه.

  22. felani گفت:

    یه مساله ای رو میخواستم بهتون بگم که اصلا هیچ ربطی به این موضوع نداره! و اون بوق شدن شماهاست! من از جنبش سبزی ها توقع ندارم که با وجود منتقدان بسیار قوی دوباره این اشتباه رو بکنه! از سایت کلمه تا شبکه ی تلوزیونی رسا، همه و همه به شکل بوق در آمده اند، نه یک رسانه جهت اطلاع رسانی تمامی اخبار!
    داشتم فکر میکردم که چرا هنوز بی بی سی جذابیت خودشو واسه ما از دست نمی ده! جوابش بسیار واضح و روشنه!چون یه شبکه ی تلویزیونیه نه یک بوق! تمام اخباری که در شبکه رسا اعلام میشه، اعتراضی، نا امید کننده، و فقط مربوط به جنبش سبز یا تخریب چهره ی طرف مقابله، هرچند به حق! این دقیقا کاریه که صدا سیمای جمهوری اسلامی هم میکنه،و از هر فرصتی و هر خبری استفاده می کنه تا چهره ی جنبشی ها رو مخدوش کنه، گویا عقده ای دیرین ازونا در گلو داره! سایت کلمه سایتی نیست که بشه یه آدم معمولی ازش بیاد و اخبار بگیره! همه ی اخبارش نا امید کننده،مربوط به تخریب دولت و حکومت و اعتراضی است! این دقیقا خلاف اون چیزی بود که موسوی عزیز در یکی از بیانه های آخرش داد! گفت جنش راه سبز را زندگی کنید، و مثال جبهه هارو زد،که کسانی بودن که اون موقع همه چی رو ول کردن و به امر جنگ پرداختند، وقتی جنگ به اتمام رسید، زندگی از سر گرفتند، و البته چهره های متفاوتی از خود نشان دادند،اما کسانی بودند که این را هم جزئی از زندگی خود می دانستند ، جنگ را زندگی کردند، آن را یک شرایط خاص تعبیر نکردند، و با اتمام جنگ رویه ی خود را تغییر ندادند! ینی این جوری نباشید که تمام زندگی تونو بزارید کنار بیایید برای جنبش مبارزه کنید! اخبار و تمام نکات خوب رو بذارید کنار و فقط مطالب انتقادی رو بٌلد کنید! این تیپ رسانه ها، نقش بوق در رانندگی را دارند، از بوق برای هشدار و اعتراض استفاده می کنیم، این تیپ رسانه ها هم یا در حال هشدار دادن،خطر های احتمالی اند، یا در حال اعتراض به اتفاق هایی که افتاده! من خودم رو یک جنبش سبزی می دانم و ازین روست که دوست دارم که نقص هایی که بنظرم میاد رو بگم