ما و مواضع دوگانه
چکیده : داشتن مواضع دوگانه در قبال مسائل اخلاقی و ارزشهای انسانی، مطلوب نیست و این یک عیب بزرگ است که ما چیزهایی را برای خودمان بخواهیم اما همان را برای دیگران نپسندیم. بسیاری از اشکالاتی هم که ما علیه دیگران مطرح میکنیم درست است یعنی بسیاری از این دولتها از جمله آمریکا، دارای مواضع دوگانه هستند و در همه امور با یک منطق عمل نمیکنند اما اشکال بزرگی که به ما و جمهوری اسلامی وارد است، تشابه رفتاری ما با همان کسانی است که به آنها معترضیم....
علی شکوهی:
یکی از اعتراضات دائمی ما به دیگران از جمله آمریکا این است که آنان در قبال مسائل جاری، مواضع دوگانه دارند یعنی چیزی را که برای خود نمیپسندند برای دیگران میپسندند و چیزی را که برای خود میپسندند برای دیگران نمیپسندند. به همین دلیل معمولا ما به غربیها تاکید میکنیم که به جای این که برای کشورها و ملتهای دیگر، نسخه شفابخش بپیچند بهتر است به سراغ عیبهای کار خودشان بروند و امور خود را اصلاح کنند. نمونه بارز آن همین مقوله حقوق بشر است که آنان در سطح جهانی و به شکل جمعی و علیه ملتها آن را نقض میکنند اما از ضرورت رعایت حقوق بشر در کشورهای مخالف سیاستهای آمریکا سخن میگویند و مواردی جزئی و خاص را برجسته و آن را به ابزار تبلیغاتی علیه دولتهای انقلابی تبدیل میکنند.
من فکر میکنم این سخن درستی است یعنی داشتن مواضع دوگانه در قبال مسائل اخلاقی و ارزشهای انسانی، مطلوب نیست و این یک عیب بزرگ است که ما چیزهایی را برای خودمان بخواهیم اما همان را برای دیگران نپسندیم. بسیاری از اشکالاتی هم که ما علیه دیگران مطرح میکنیم درست است یعنی بسیاری از این دولتها از جمله آمریکا، دارای مواضع دوگانه هستند و در همه امور با یک منطق عمل نمیکنند اما اشکال بزرگی که به ما و جمهوری اسلامی وارد است، تشابه رفتاری ما با همان کسانی است که به آنها معترضیم. این اشکال تنها در بعد عملکردهای ما نیست بلکه به مقولات اعتقادی هم مربوط است و حتما فقها و بزرگان و صاحبنظران ما باید در این زمینه، به پرسشهایی پاسخ دهند و برای تبیین مواضع و برداشت خود از اصل دین گرفته تا موضوعات جاری اداره کشور، مطالب روشنگر و تبیین کنندهای را فراهم آورند. بگذارید مواردی را ذکر کنم تا مراد من بهتر درک شود.
– ما انسانها را آزاد و در انتخاب عقیده و مکتب، دارای اختیار میدانیم و به همین دلیل انتخاب اصل دین و ارزشهای اعتقادی را یک امر اختیاری و نه از سر اکراه و اجبار تلقی میکنیم. به همین دلیل، معتقدیم باید امکان عرضه اسلام به همه ملتها وجود داشته باشد و مبلغان ما باید بتوانند در سرزمینهای دیگر و کشورهای غیرمسلمان، امکان تبلیغ دین را داشته باشند و افراد آن سرزمینها هم باید در تغییر دین خود آزاد باشند تا امکان گرویدن به اسلام وجود داشته باشد. در صورت مسلمان شدن مردم در دیگر سرزمینها، آن را هم نشانه حقانیت منطق اسلام میدانیم. در مقابل ما خیلی به این اعتقاد نداریم که معتقدان به مذاهب دیگر حق دارند در سرزمین اسلامی، به تبلیغ دین خود بپردازند و اگر کسانی اعم از مسیحیت یا مریدان مذاهب دیگر، دین خود را در میان مسلمانان ترویج کنند، مراجع و علمای ما واکنش نشان میدهند و از مسلمانان هم اگر کسی تغییر دین دهد، او را مرتد تلقی کرده و حکم قتل وی را به فتوای مشهور فقها صادر خواهیم کرد. سئوال این است که این گونه مواضع، آیا دوگانه محسوب میشود یا خیر؟
– ما از این که به مسلمانان در کشورهای غربی اجازه دینداری داده نمیشود و رعایت حقوق انسانی در باره آنها نشده و مسلمین حتی از داشتن حجاب یا ساختن مسجد در این کشورها محرومند، معترضیم. حتی از این که در یک کشور اروپایی اجازه نمیدهند مسلمانان مسجد خود را با گنبد و گلدسته بسازند فریاد ما بلند است. در عین حال هیچ پاسخی برای برادران اهل سنت خودمان نداریم که چرا در شهری مانند تهران، مجاز به ساختن یک مسجد خاص اهل سنت نیستند و از برگزاری نماز جماعت و جمعه محرومند؟ بگذریم که هیچ توجیه و پاسخی برای برادران اهل سنت نداریم که چرا تنها مسجد سنیها در مشهد، در چندین سال قبل، شبانه تخریب شده و تا صبح نشده، جای آن را آسفالت گرفته است؟ آیا این مصداق مواضع دوگانه نیست؟
– ما وجود شاخصههای منفی اجتماعی مانند اعتیاد، بیکاری، طلاق، رشد گروههای منحرف و فاسد، قتل، تجاوز، دزدی، ناامنی و … در دیگر کشورها را نشانه از هم پاشیدگی اعتقادی و اخلاقی جامعه و به دلیل بنبست نظام سیاسی در حل مشکلات مردم میدانیم پس چرا به خودمان که میرسیم، به توجیهات دیگری پناه میبریم و ایران را بهترین کشور و روشهای اداره جامعه را بدون اشکال اساسی تلقی میکنیم و تجدید نظر در این روشها را بر نمیتابیم؟
– اگر به نحوه پوشش خبری رسانههای داخلی در قبال رخدادهای کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مراجعه کنید دائما میشنوید که ارتش فلان کشور به مردم که تظاهرات آرام میکردند، حملهور شدند، زخمیها و جنازهها را از بیمارستانها به جای دیگری منتقل کردند، شبکههای توییتر و فیسبوک و حتی اینترنت این کشورها محدود شده است، از لباسشخصیها برای حمله به مردم استفاده شده است، خبرنگاران خارجی در تهیه فیلم و گزارش محدودیت دارند و خلاصه دهها مورد که یادآور نحوه مواجهه نیروهای انتظامی و امنیتی خود ما با رخدادهای حوادث سال ۸۸ به بعد بوده است. چگونه است که اتخاذ این روشها را برای دیگران، تقبیح میکنیم اما برای خودمان یک هنر و حسن میدانیم؟
– از نظر ما وجود زندانهایی مانند ابوغریب و گوآنتانامو برای آمریکا نشانه رسوایی است – که هست – اما وجود زندان کهریزک و جنایاتی که در آن اتفاق افتاد، چندان عاملی برای زیرسئوال بردن مشروعیت ما تلقی نمیشود بلکه به دلیل برخورد با مقصران آن ماجراها، بیانگر عدالتورزی کل نظام اسلامی است در حالی که میدانیم آمریکاییان هم با مقصران حوادث آن زندانها تاحدی مشابه ما برخورد کردهاند یعنی مسئولان اصلی را رها کرده و عاملان دست دوم را مورد مجازات قرار دادهاند.
– ما تعجب میکنیم که چرا در سطح جهانی یا در سطح دولتهای بزرگ، اصول و اعلامیههایی را به عنوان میثاق مورد توجه قرار میدهند و دائما از حقوق بشر و عدالت سخن میگویند اما هیچ اصراری بر اجرای آنها ندارند در حالی که خودمان هم یکی از مترقیترین قانون اساسیهای تاریخ کشورمان را نوشتهایم اما بسیاری از اصول آن را رسما و عملا تعطیل کردهایم.
– برای کشورهای غربی همه مجامع جهانی از سازمان ملل گرفته تا کمیسیون حقوق بشر تا آژانس بینالمللی اتمی تا سازمان اقتصاد جهانی یا صندوق بینالمللی پول یا خبرنگاران بدون مرز و …، جملگی ابزارهایی برای اداره جهان هستند و هر جا تصمیمات آنان به نفع آنان نباشد، به نفی آنها میپردازند. ما هم مشابه آنان برخورد میکنیم. جالب است که اگر گزارشها و آمارهای این سازمانها و مراکز، علیه کشورهای غربی باشد ما آن را در بوق و کرنا میکنیم و هر گاه علیه ما باشد آنها به بزرگنمایی علیه ایران میپردازند. گزارش آنها در مورد وضعیت حقوق بشر در آمریکا و اسرائیل و دیگران برای ما حجت است و در رسانههای ما منتشر میشود ولی گزارشهای مربوط به ایران، نقشه کشورهای غربی برای زیر سئوال بردن نظام اسلامی معرفی میشود. همه دارای مواضع دوگانه هستیم.
– وجود سلول انفرادی و نگهداری متهمان در این سلولها را برای دیگران (از رژیم شاه در ایران تا دولتهای غربی و استبدادی)، نقض کامل حقوق انسانها و مصداق کامل شکنجه میدانیم اما در مورد متهمان خودمان حتی متهمان سیاسی با سابقه انقلابی، این پدیده را امری عادی تلقی کرده و مجازات و شکنجه نمیدانیم.
– دخالت نظامیان و امنیتیها در روند انتخابات در کشورهای دیگر، دلیلی برای برگزاری نادرست انتخابات و عامل ابطال آن تلقی میشود اما در کشور ما به مثابه یک تکلیف شرعی برای دفاع از انقلاب معرفی میشود.
– کمترین تشابه مواضع افراد با سیاست آمریکا، یک ذنب لایغفر تلقی خواهد شد اگر بخواهیم مخالفان خود را مورد حمله قرار دهیم و بهانه طرد و نفی بسازیم اما نشستن سر میز مشترک با آمریکاییها علیه طالبان و صدام و همراهی ضمنی با سیاستهای آمریکا برای تغییر دولتهای افغانستان و عراق، هیچ اشکالی ندارد. حتی آدمی مانند مرحوم عبدالعزیز حکیم حق دارد در یک سفر اختصاصی به دیدن جرج بوش به واشنگتن برود و بعد به ایران سفر کرده و با مقام رهبری هم دیدار کند. اصلا همسویی دولت عراق با آمریکاییها، ما را در همکاری با این دولت دچار تردید نمیکند.
اینها برخی از موارد دمدستی از مواضع دوگانه ماست. اگر بخواهیم این فهرست را میتوان بسیار طولانی کرد. نکته محوری این است که عصاره دین و اخلاق یک کلید طلایی است: «با دیگران همان گونه برخورد کنید که انتظار دارید با شما برخورد شود و چیزی را که برای خود نمیپسندید برای دیگران هم نپسندید». تنها با رعایت این اصل اخلاقی و دینی است که میتوان از مواضع متناقض و دوگانه دور شد.
منبع: وبلاگ نویسنده














احسنت و آفرین بر نویسنده انصافا دست روی یک بیماری مهم جامعه ما گذاشتید این باصطلاح همان قضیه طلایی در مباحث اخلاقی است که به رویکردها و رفتارهای اجتماعی تعمیم یافته است و البته مثالها هم منحصر به آنچه نویسنده محترم ذکر کردند نیست و اینطور دو گانگیها در رفتارهای ما زیاد است اما بنظرم چیزی را که ایشان اشاره نکردند این است که اکثر این رفتارها و گفتارهای دو گانه مخصوص حاکمان جامعه ماست نه توده مردم و اگر بین مردم هم رایج باشد بیشتر ناشی از همین رویکرد حاکمان و بدنبال آن انعکاس و تبلیغات وسیع آن در رسانه های ما خصوصا صدا و سیما ست پس باید نقد حقیقی را متوجه حاکمان قوم دانست البته ایشان برخی نقدها را متوجه فقهاء دانستند که صحیح هم هست
برای ایشان آرزوی موفقیت دارم
متشکرم
آمریکا اگر به بهانه منافع ملی از کشوری حمایت کند ویا دخالت کند به شدت محکوم است اما اگر ما از سوریه و لبنان بحرین و… حمایت کنیم به دلیل منافع ملی ،کار بسیار درستی است .