با سياست هاي قهري، جوانان را از دین نرانید
چکیده :شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي معتقد است که برقراری امنیت از وظایف ذاتی حکومت و نیز از مسئولیت های دائمی (نه دوره ای) نیروی انتظامی به عنوان ضابط قانونی آن است ولی ما با هرگونه دخالت در امور شخصی شهروندان و نیز نقض کرامت انسانی، حقوق اساسی و آزادی های بنیادین آنها به شدت مخالفیم و آن را نه تنها خلاف حقوق جهانشمول بشر و همچنین قانون اساسی و قوانین موضوعۀ کشور می دانیم بلکه معتقدیم این رفتارها به مصلحت کشور و حاکمان امروزی آن هم نیست....
شاخه ی جوانان جبهه ی مشارکت ایران اسلامی در بیانیه ای با اعلام این که برقراری امنیت از وظایف ذاتی حکومت و نیز از مسئولیت های دائمی (نه دوره ای) نیروی انتظامی به عنوان ضابط قانونی آن است تاکید کرده اند: ما با هرگونه دخالت در امور شخصی شهروندان و نیز نقض کرامت انسانی، حقوق اساسی و آزادی های بنیادین آنها به شدت مخالفیم و آن را نه تنها خلاف حقوق جهانشمول بشر و همچنین قانون اساسی و قوانین موضوعۀ کشور می دانیم بلکه معتقدیم این رفتارها به مصلحت کشور و حاکمان امروزی آن هم نیست.
جوانان این حزب اصلاح طلب در بیانیه ی خود پرسیده اند: آیا نوع پوشش یک دختر جوان یا پسر جوان ایرانی چه بر مبنای شرع و چه بر مبنای قانون، بیشتر می تواند باعث فساد در کشور باشد یا مسئولینی که با دست داشتن در جیب خزانۀ ملت، بی حساب آن را صرف مطامع و امیال تمامیت خواهانۀ خود می کنند و در نهایت هم خیانت در امانت رأی و نظر این ملت می کنند؟ به راستی وظیفه دستگاه قضا و ضابطان آن برای برخورد با کدام یک از این ها حیاتی تر و لازم تر است؟
به گزارش نوروز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و آگاه ایران
باری دیگر با آغاز فصل تابستان آنچه که تحت عنوان “طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی” توسط نیروی انتظامی آغاز گشته و هر روز نمایۀ تازه تری از آن در رسانه های وابسته، با افتخار و سربلندی، رونمایی می شود؛ از سر گرفته شده است.
اکنون و با گذشت بیش ار یک ماه از اجرای مجدد این طرح اکثر ناظران دلسوز و آگاه به این امر معترفند که آنچه در این روزها رخ می دهد نه تنها در بهبود وضع امنیتی جامعه تأثیری مثبت نداشته است، بلکه رفتارهای خلاف قاعده و در مواردی بسیار خلاف شأن انسانی که توسط این ضابطان رخ می دهد باعث عمیق تر شدن شکاف دولت-ملت و نیز رویگردانی خیل عظیمی از جوانان ایران زمین از دینداری و انجام شعائر دینی است.
مشخص نیست تا چه زمانی باید انتظار کشید که نیروی انتظامی خود را پاسخگوی به ملّت و در چارچوب قانون و تحت نظارت قانون بداند؛ تا دست به ارتکاب اعمالی فراقانونی نزنند یا در صورت ارتکاب تخلف قانونی حداقل خود را در پیشگاه دادگاهی صالح و عادل مسئول و پاسخگو بیابند.
بی شک ریشۀ این بی قانونی ها در بی توجهی روزافزون مسئولین به عمل در چارچوب قانون و بی اثر و بی رنگ شدن نهادهای قانونی نظارتی در کشور است. هنگامی که نمایندگان مجلس برای بیان چند سؤال از مسئول قوۀ اجرایی کشور چندین و چند بار به خود شک و شبهه راه میدهند تا مبدا اعتراض به رفتارهای غیرقانونی دولت به اقدامی علیه نظام! تعبیر شود؛ دیگر چه امیدی می توان از نهادهایی چون نیروی انتظامی داشت که خود را فی نفسه فاقد وظیفۀ پاسخگویی در مقابل نهادهای نظارتی و ملت می دانند؟
آیا نوع پوشش یک دختر جوان یا پسر جوان ایرانی چه بر مبنای شرع و چه بر مبنای قانون، بیشتر می تواند باعث فساد در کشور باشد یا مسئولینی که با دست داشتن در جیب خزانۀ ملت، بی حساب آن را صرف مطامع و امیال تمامیت خواهانۀ خود می کنند و در نهایت هم خیانت در امانت رأی و نظر این ملت می کنند؟ به راستی وظیفه دستگاه قضا و ضابطان آن برای برخورد با کدام یک از این ها حیاتی تر و لازم تر است؟
نکتۀ دیگر که به درستی امروز محل اشکال بسیاری از ملت آگاه ایران بویژه جوانانی است که بخش عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند؛ آنست که آیا اعضای هیئت حاکمه که خود حداکثر بخشی از افراد متوسط جامعه اند، می توانند بگویند چه پوششی یا چه شیوۀ زندگی کردنی برای افراد جامعه مناسب تر است؟ و اگر بخشی از جامعه از الگوی آنان تبعیت نکرد باید آنان را به ضرب و زور وادار به پذیرش آن ساخت؟
بی تردید آنچه در چارچوب این طرح در حال اجراست نه تنها دارای پشتوانه ای قانونی نیست بلکه به صراحت با اصول 22،23،32،36،37،38،39 قانون اساسی و نیز مواد 1،2،5،6،7،8،9،10،11،12،13،14 قانون “احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی” در تعارض قطعی است.
شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي معتقد است که برقراری امنیت از وظایف ذاتی حکومت و نیز از مسئولیت های دائمی (نه دوره ای) نیروی انتظامی به عنوان ضابط قانونی آن است ولی ما با هرگونه دخالت در امور شخصی شهروندان و نیز نقض کرامت انسانی، حقوق اساسی و آزادی های بنیادین آنها به شدت مخالفیم و آن را نه تنها خلاف حقوق جهانشمول بشر و همچنین قانون اساسی و قوانین موضوعۀ کشور می دانیم بلکه معتقدیم این رفتارها به مصلحت کشور و حاکمان امروزی آن هم نیست.
گسترش روزافزون گرايش جوانان كشورهاي اروپايي به حجاب و دين و سير معكوس آن در ايران نشان مي دهد كه سياست هاي قهري در پيش گرفته شده طي ساليان بعد از انقلاب نه تنها موثر نبوده بلكه نتيجه عكس داده است.
از مسئولین نیروی انتظامی می خواهیم تا دیرتر نشده است با جمع آوری گشت های ارشاد و برخورد سلبی و قهری با شهروندان به اسم ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی دست بردارند و نیز از ریاست قوه قضائیه می خواهیم تا بر اساس مادۀ 15 قانون ” احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی” به تخلفاتی که ذیل اجرای این طرح اتفاق افتاده و می افتد رسیدگی کند و نسبت به مجازات قانونی این متخلفین اقدام عاجل نماید.
بی شک صبح آزادی نزدیک است، سحرگاهی که شهروندانی آزاد در ایران فردا خواهند توانست به آن شیوه که خود صلاح می دانند زندگی کنند و به آنان تعرضی بابت نحوۀ پوشش یا شیوۀ زیستن آنان صورت نگیرد. اگر هم به سهو و خطا تعرضی غیرقانونی به آنان شد دادگاهی صالح و عادل به دفاع از حقوق شهروندی آنان خواهد پرداخت.
شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي
مرداد 1390














این ها که درد دین ندارند، اگر داشتند اندکی در ظلم و جنایت خود به نام دین تجدید نظر می کردند.
مفاخر کشور در بخش های مختلف ، علمی ، فرهنگی ، سیاسی را در زندان ها حبس و به قتل می رسانند و انتظار بهبود اوضاع با اعدام را دارند.
به این نادانی ها و رفتار بی منطق خود را به امام زمان نیز نسبت می دهند. آنگاه از جوانان انتظار دین داری نیز دارند…..
فرزندان جوان این میهن از دین زده شدند زیرا از دین استفاده ابزاری شد
دین یعنی روش درست زندگی
وقتی جوانان دیندار دیدند که به اسم دین باتوم برقی با 2000 ولت برق بر سرشان فرود آمد
وقتی دیدند که به نام دین ترانه موسوی ها قربانی شدند
وقتی دیدند به نام دین سهراب ها قربانی شدند و
وقتی دیدند به نام دین نوامیس مردم اعم از زن و مرد در زندان ها به حراج گذاشته شد
گفتند اگر این دین است ما دیگر نیستیم
دین دروغ و پر از تزویر و گناه شما را نمیخاهیم…. دین خود را داریم… آنچه صحیح است… اگر شما نمیتوانید مانتو کوتاه یک دختر را تحمل کنید و دبن خود را از دست میدهید مقصر شمایید نه ما جوانان این کشور پر از سیاهی و دروغ
مسئله جبهه مشارکت مبارزه برای حفظ کیان دین است یا محو این استبداد دینی؟ شما آقایان ( و فقط آقایان) اینقدر که نگران سست شدن پایه های دین هستید دلواپسی آزادی و معشیت مردم را ندارید. بدون شما مبارزان جهادی دینی هم مردم دین دار بوده و بعدها هم خواهند بود. ولی مسئله اینست که در یک جمعه استبدادی دین قرائت استبدادی می یابد همچنانکه طی سی دو سال استبداد دینی داشته اییم. مگر این 1400 سال کسی یا جریانی دین را نگاه داشته است؟
دین یک کلمه یا اسم نیست که بشه ازش استفاده ابزاری کرد.بلکه روش زندگی هست که آمیخته با سرشت آدم و انسانیت باشه.
درکش وقتی برای بعضی ها سخت بشه آنوقته که برو بچهای این سرزمین مثل همین برو بکس ولی عصر تبریز که جواب دندونشکنی به بعضیا دادن که دین و دین سالاری رو تا مدتها یادشون نره! دمشون گرم
اگه بازم یادشون بره برو بچه ها بازم دینداری بلدن.با لاخره مملکت دینیه اینا هم جوناشن.با این دین بزرگ شدن همه جاشو حفظ شدن دیگه!!!
تو ولی عصر تبریز دورهاشو گذاشتن.بعضیا اگه بازم یادشون بره با دوره بازآموزی بروبچها در خدمتن!!!!
حکومت دینی در طول تاریخ همیشه به شهروندان ستم روا میداشته چون در این حکومتها ظاهر جای باطن و ریا جای شفافیت را میگیرد. ظاهرسازیهای مذهبی جای خردمندی و اندیشهورزی را گرفته و حکومتی که برای حل مشکلات مردم چیزی در چنته ندارد به اینگونه طرحها برای ترساندن مردم مجبور میشود.
حجاب اجباری یکی از بدترین مظاهر اینگونه حکومتهای سرکوبگر است.
قبلا گفتم و باز میگویم کشور با ان انقلاب بزرگ امروز به دست چند …و ….. وچند فرمانده سپاه … گرفتار شده .خدا عاقبت همه را با این نفرت اجتماعی درست شده ختم به خیر بگرداند
نفرت و خشونت در جامعه بسیارشده و خطر ناک است .رهبران بی سواد و چاپلوس جامعه مارا به کجا میبرند من نمی دانم