سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میادین نفتی و گازی مشترک، سرمایه ملی است؛ راحت از دستشان ندهیم...
» واقعیت‌های ناگفته‌ای درباره داشته‌های نسل‌های امروز و فردا

میادین نفتی و گازی مشترک، سرمایه ملی است؛ راحت از دستشان ندهیم

چکیده :چقدر براي رفع موانع قانوني براي سرمايه گذاري مشترك در ميادين نفت و گازي مشترك تلاش كرده ايم؟ آيا حواسمان بوده است كه همسايگانمان تمامي كارتل هاي بزرگ نفتي جهان را شريك مخازن مشتركشان با ما كرده اند؟ آيا متوجهيم که عراق و قطر با سهمي در حدود 20 تا 30 درصد از سود توليد، كل بهره برداري از ميادين مشتركشان با ما را يك به يك به اين شركت ها واگذار مي كنند؟...


کلمه- کمال الدین صبا:‌در اين مطلب كوتاه مي خواهم به زبان ساده ذهن هر ايراني را تنها به كسري از ثروت ملي نفت و گاز كه متعلق به همه ماست حساس كنم. سرمايه اي كه در خواب و لجاجت و بي تدبيري مقامات ما، ديگران آن را مي بلعند و ما را هر روز بيشتر پس مي زنند. اميدوارم ذهن ها به اين ثروت گرانبهاي ما و نسل بعد از ما حساس تر شود و دست هايمان براي بازپس گيري حقوقمان به كار افتد. موضوع، منابع نفت و گازي است كه در مرز بين ما و كشورهاي همسايه قرار گرفته و از قضا بيشترين مقدار نفت و گاز مرغوب ما در همانجا خوابيده. سالهاست اصرار ورزيده ايم كه براي احقاق سهم خود از اين منابع تنها بايد رقابت كنيم. راهبردي ضعيف و ناسالم كه در تمام نمونه هاي پارس جنوبي و فروزان و اسفنديار و آزادگان و غيره مي بينيم در آن ناموفق بوده ايم. سياست و تدبير و متخصصان را كنار گذاشته، همسايگان خود را به جاي متحدان نفتي، به رقيب و گاهي دشمن نفتي تبديل كرده ايم. به جاي اصرار به اتحاد و سازش با آنها براي سود بيشتر هر دو طرف، بنا را بر جدايي و لج بازي گذاشته ايم و سرمايه مان را در معرض هرگونه آسيب گذارده ايم. اين كالاي استراتژيك را كه بايد باعث ثبات و امنيت و قدرت براي كشورمان در داخل و بيرون شود، بلاي جان خود كرده ايم و هنوز نيز با به دام افتادن در سياست و تحريك هوشمندانه مصرف كنندگان، بر بازي باخت- باخت با همسايگانمان رقابت را تنگ تر مي كنيم و مي بينيم. اما اين چاره كار ما نبوده و نيست.

 

ايران 10 درصد از كل منابع نفتي دنيا و 20 درصد از منابع گازي كل دنيا را در ختيار دارد. لذا علاوه بر اينكه اين سرمايه محل اصلي درآمد ارزي كشور ما را به خود اختصاص داده است، هميشه كالاي بسيار گرانبهاي استراتژيكي نيز بوده و هست و حتي به طور مستقيم مناسبات خارجي و داخلي كشور را تحت تأثير خود دارد. به نحوي كه با سياست گذاري صحيح براي استفاده از آن و البته اجراي صحيح و به موقع آن، به لحاظ داخلي و بين المللي كشوري بسيار قدرتمند مي شويم و يا با اتخاذ و اجراي سياست هاي آشفته و بي پايه و همچنين با فريفته شدن در مبالغ كلان درآمدي در اثر افزايش قيمت نفت و به فراموشي سپردن همه چيز، كشور را همچون امروز به آستانه فروپاشي اقتصادي و سياسي مي بريم.

 

در اين ميان بزرگترين ميدان گازي جهان، پارس جنوبي، كه بيست درصد كل گاز دنيا را در خود ذخيره كرده و بزرگترين ميادين نفتي، آزادگان، يادآوران، فروزان و اسفنديار كه ارزشي چندين برابر پارس جنوبي برايمان دارد و در سايه پارس جنوبي از آنها غفلت مي شود، در مرزهاي مشترك با قطر و عربستان و عراق قرار گرفته اند. علاوه بر اين حداقل 10 ميدان مشترك نفت و گازي ديگر نيز با شش كشور هم جوار خود داريم. ]1[

شكل 1: ميدان گازي پارس جنوبي ]2[

شكل 2: ميادين نفتي فروزان و اسفنديار ]2[

 

راهبرد رقابتي براي توسعه ميادين مشترك، چرا؟

 

تيتر تمامي اخبار و سياستها در اين همه سال براي سرمايه گذاري در اين ميادين مشترك بر مبناي رقابت با كشورهاي همسايه شامل عراق، كويت، عربستان، قطر، امارات و عمان بوده است كه همواره به عنوان رقيب نفتي از آنها نام برده شده. بر مبناي اين راهبرد رقابتي پردردسر، هر كه زودتر و بيشتر سرمايه گذاري كند، مقدار بيشتري برداشت كرده و مي فروشد و بنابراين نفع بيشتري مي برد!

 

به عنوان مثال همه شاهديم كه مدام صحبت از سرمايه گذاري چند ده ميليارد دلاري ساليانه براي توسعه پارس جنوبي مي شود تا از قطر عقب نمانيم. رقابتي بسيار سرسختانه با همسايه اي كوچك كه در غفلت سياست صحيح، به جاي تعريف اشتراك در منافع و تعريف و توافق براي نحوه برداشت و حتي سرمايه گذاري مشترك، موضوع را به جنگي سرد براي سرمايه گذاري هيجاني بر سر 20 درصد از كل گاز طبيعي جهان كشانده ايم. سهم قطر از اين مخزن حدودا دو برابر ماست و طبق همين مبنا مي توانستيم از ابتدا با توافق يكديگر برداشت را مشتركا شروع كنيم و آنگاه منافع كوتاه مدت و دراز مدت هر دو كشور بسيار بيشتر تأمين مي شد. اما هم اكنون قطر سه برابر ما برداشت مي كند كه با سرمايه گذاري هاي جديدش، اين فاصله بيشتر نيز مي شود.

 

تبديل كردن متحدان نفتي به رقباي نفتي با راهبرد عجولانه رقابتي

 

سوال اينجاست كه آيا اگر سرمايه اي مشتركا در اختيار دو كشور همسايه قرار گرفت، بهترين راه استفاده از آن، رقابت با يكديگر است؟ مشخص است كه رقابت اولين گزينه نيست. بهتر بود از ابتدا به جاي واژه اي چون رقباي نفتي به واژه متحدان نفتي ايران فكر مي كرديم و مناسبات سياسي و برنامه ريزي هاي توسعه اي را بر اين مبنا پيش مي برديم. كاملا واضح است كه حتي همين لفظ و بيان ساده متحد نفتي قدرت بسيار بالايي در كلام دارد كه با برنامه ريزي و پيگيري براي دستيابي به آن، منافع ما و همسايگان ما را در كوتاه مدت و دراز مدت بيشتر تضمين مي كند. علاوه بر آن تنش هاي منطقه اي را بسيار كم كرده و ثبات و آرامش را به بزرگترين منطقه تأمين انرژي فسيلي مردم زمين باز مي گرداند.

 

مطمئنا برنامه ريزي براي رسيدن به چنين اهدافي عزمي جدي و همه جانبه مي طلبد و نيازمند ديپلماسي قوي و آمد و رفت هاي مداوم مقامات و مديران كشورهاي همسايه با يكديگر و رسيدن به توافقات و مشتركات اوليه براي چنين نگاهي است. كاري كه با وارد نشدن ايران به آن، كارتل هاي بزرگ نفتي دنيا انجام داده اند. به عنوان مثال هم اينك شركت شل به تنهايي با وارد شدن به ميدان مجنون عراق كه مشترك با آزادگان ايران است، يا پارس جنوبي كه مشترك با قطر است و حتي در درياي خزر كه ما به كلي از آن غافليم، توليد نفت خود را به بيش از 3.3 ميليون بشكه نفت در روز رسانده است كه چيزي نزديك به كل توليد نفت ايران، سومين دارنده ذخاير نفت دنياست! ]3[

 

ضرورت بازنگري در شيوه هاي سرمايه گذاري در ميادين مشترك نفت و گاز

 

مديران قبلي و فعلي نفت و مقامات ارشد كشور بايد لااقل به اين پرسش پاسخ بدهند كه چه اقداماتي براي راهبردهاي سياسي به جاي راهبردهاي رقابتي انجام داده اند. بايد مشخص شود كه گره كار كجاست و مستقل از هر نگاه جناحي، بر سر مسائل ملي به شور نشست و به جاي راهبرد عجولانه رقابتي، راه هاي ديگر را نيز دوباره بررسي نمود. آيا نگاه درستي به سرمايه گذاري مشترك با همسايگان خود داشته ايم؟ چقدر براي رفع موانع قانوني براي سرمايه گذاري مشترك در ميادين نفت و گازي مشترك تلاش كرده ايم؟ آيا حواسمان بوده است كه با رقابت نابرابري كه واردش شده ايم، همسايگانمان تمامي كارتل هاي بزرگ نفتي جهان را شريك مخازن مشتركشان با ما كرده اند؟ آيا هيچ تيمي را مسوول بررسي كرده ايد كه متوجه شويم عراق و قطر با سهمي در حدود 20 تا 30 درصد از سود توليد، كل بهره برداري از ميادين مشتركشان با ما را يك به يك به اين شركت ها واگذار مي كنند؟ اما هنوز هم مي توان جلوي ضرر بيشتر را گرفت و براي سرمايه گذاري هاي مشترك وارد شد و اين كشورها را در اين منابع مشترك، با خود متحد كرد. به جاي شل و اكسون موبيل و پتروناس و غيره كه تنها به دنبال منافع خودشان مي باشند، بايد بازي را هوشمندانه و با كياست به بازي برد- برد با همسايگان كشاند.

 

گره كار كجاست؟

 

آنچه در زبان مديران نفتي هميشه جاري است، اين بوده كه قوانين جاري كشور، اجازه سرمايه گذاري مشترك بر روي منابع نفت و گاز را ممنوع كرده است. يعني به نظر مي رسد عملا از ابتدا قانوني وضع شده است كه حتي سرمايه گذاري مشترك با كشورهاي همسايه براي توسعه ميادين مشترك نفت و گازي با آنها از جانب ما ممكن نباشد. اين بدين معناست كه استفاده از راهبرد سياسي به جاي راهبرد رقابتي در اين امر براي هميشه از اذهان پاك شده است و عملا در اين همه سال، شاهد نشست و يا سمينار مشترك با همسايگان براي برنامه ريزي و سرمايه گذاري مشترك براي برداشت نفت و گاز از اين ميادين ارزشمند نباشيم و يا اگر حركتي صورت گرفته، به جايي نرسيده است. همه اينها در حالي است كه اكثر كشورهاي همجوار ما برداشت از ميادين خود را مشتركا با شركت هاي بزرگ نفتي دنيا پيش مي برند و در غياب راهبرد صحيح سياسي از طرف ما، شركاي بزرگ و صاحب تكنولوژي هاي برتر را اضافه مي كنند كه عرصه را براي حضور پر رنگ تر ايران بسيار سخت تر مي كند.

 

دام پر هزينه و جنجالي انرژي هسته اي و پوشش گذاشتن به ثروت و درآمدهاي نفتي كشور

 

صنعت نفت و گاز ايران قدمتي نزديك به صد سال را تجربه مي كند. رقم درآمد كشور از اين محل چندين سال است كه به بيش از صد ميليارد دلار در سال رسيده. مدام اخبار و گزارشاتي توسط كارشناسان خبره تهيه مي شود كه با سياست هاي غلط در استفاده از منابع نفت و گازيمان، به عنوان نمونه تنها از عدم توسعه يك فاز پارس جنوبي بيش از 3 ميليارد دلار در سال متضرر مي شويم. سالانه به چندين ميليارد دلار سرمايه گذاري جديد در اين صنعت نيازمنديم، اما به گفته مديران سازمان انرژي اتمي در سال حدود يك ميليارد دلار براي صنعت هسته اي كشور هزينه مي كنيم و رقم درآمدي خاصي نيز بعد از اين همه سال از آن شاهد نبوده ايم. سال هاست كه با شعار حق مسلم انرژي هسته اي، حق بديهي نفت و گازي را سرپوش نهاده ايم. يك به يك تحريم هاي نفتي را به كشور و مردم تحميل كرده ايم و با جنجال هاي گاهي پوشالي هسته اي، اخبار و ذهن مردم را از اصل سرمايه شان منحرف كرده ايم.

 

اگر سياست هاي نفت و گازي صحيح را پياده مي كرديم و به جاي رقابت واهي با همسايگانمان در توليد پايدار و صيانتي از منابع نفت و گاز متحد مي شديم، نه تنها در عرصه نفتي موفق تر بوديم، كه كشورهاي غربي با دست خودشان انرژي هسته اي را در دامان كشور ما مي گذاردند تا كمتر نفتمان را بسوزانيم و در عوض آنها بتوانند اندكي نفت و گاز بيشتري از ما بخرند. به همين سادگي. اما خود كرده ايم و همچون شعار غلط توليد رقابتي در منابع مشترك نفت و گاز با همسايگان، اصرار داريم كه نفت و گاز و همه منافع ديگرمان را قرباني شعار هسته اي بكنيم كه جز شعار و تبليغ، كمتر نفع اقتصادي و سياسي و فرهنگي از آن تا به كنون برده ايم.

 

حساس باشيم و براي آباداني اين ملك و بوم تدبير كنيم

 

نفت و گاز سرمايه عظيم و بي بديل كشور ماست كه به ما و نسل هاي بعد از ما تعلق دارد. با در نظر گرفتن 137 ميليارد بشكه نفت قابل استحصال و قيمت كنوني نفت، سهم هر كدام از ما و تا انتهاي نسل ما، تنها حدود دويست هزار دلار است. يعني اگر همه نفتمان را يكجا بفروشيم و ديگر نفتي نداشته باشيم، بايد هر نفرمان با حدود دويست ميليون تومان تا آخرين نفر از نسلمان را پوشش بدهيم. بنابراين نفت و گاز براي ما تنها فرصتي براي پيشرفت است. اگر با اين وضع و با اين دولت غیر مردمي ادامه دهيم، همين اندك سرمايه مان را نيز همچون پيش فروش گاز به پاكستان براي بيست سال با قيمت ناچيز بر باد خواهيم داد و نه خود از آن بهره اي خواهيم برد و نه نفتي براي نسل هاي بعديمان باقي خواهيم گذارد.

 

بنابراين ذهن هر ايراني، حتي آناني كه هيچ رابطه مستقيمي با اين منابع ندارند، بايد پيگير سرنوشت اين سرمايه ملي باشد و به نحوه بهره برداري از اين منابع حساسيت نشان دهد، زيرا كه اين منابع ثروت تمام ايرانيان و نسلهاي بعدي آنان است.

 

منابع:

۱- مخازن نفتی و گازی مشترک ایران با کشورهای همسایه در حوضه زاگرس نويسنده: بهروز اسرافیلی دیزجی

۲- شركت نفت فلات قاره ايران

۳- گزارش های ساليانه شركت شل


3 پاسخ به “میادین نفتی و گازی مشترک، سرمایه ملی است؛ راحت از دستشان ندهیم”

  1. ایران داد عمارلویی گفت:

    انان که با خالی خالی بندان ما را در مدیریت جهان مفت خر میدانستند حالیه چرا لالمونی گرفته اند و جوابی ندارند برای مردم الا جیب مبارک و حساب ارزی در بانک …..به همه جهان کار دارند .فقط مردم ایران را فراموش کرده اند.

  2. سپا هی سابق .محمد .مشهد گفت:

    قطر با درایت وبا کشورهای جهان ارتباط دارد .با جهل و فریب عوام زندگی نمیکند .ما بر اثر نادانیهایمان امروز مستعمره کشورهای دست دوم مانند چین .کره جنوبی .ترکیه هند و حتی بعضی از کشورهای عربی مانند امارات شده ایم انها بهره ها از ما میبرند و به ریش ما میخندند

  3. میهمان گفت:

    حجم گاز پارس جنوبی مغادل 20 درصد موجودی گاز جهان نیست و درحدود 15 ملیارد متر مکعب است در همین رابطه سهم قطر 9 ملیارد و سهم ایران 6 ملیارد متر مکعب است
    موجودی نفت ایران پس از کشف میدان ازادکان 153 ملیارد بشکه براورد شده است که پس از عربستان با25 ملیارد بشکه ایران در رده دوم وسهم 12 در صدی جهان قرار دارد
    در مورد برداشت از مخاذن مشترک چند نکته اساسی باید در نظر گر فته شود
    اولا داشتن متخصص و تکنولوژی که در قسمت اول کارشناس بامدازه کافی داریم ولی بدلیل عدم پرداخت حقوق متناسب مرتبا این متخصصان را از دست میدهیم زیرا دستمزد پیشنهادی رقبا که همان شزکتهای نفتی هستند معادل 15 برابر حقوق این کارشناسان در ایران است
    درمورد تکنولوژی اگاهی به اخرین پدیده های اکتشافی نداریم ولی در حد معقول ازان بر خورد اریم البته ابزارهای همین تکنولوژی معقول هم گرفتار تحریم است و بسختی میتوانیم انها را از بازارهای ازاد تهیه کنیم
    مساله مهم سرمایه است که متاسفانه در گرو تناقض قانونی وسلایق شخصی است زیرا همان درصد فروش نفت هم که بایستی هزینه تعمیرات و بازیافت مجدد و اکتشاف نفت در بودجه پیش بینی شده به خرید بنزین و گازوئیل از خارج اختصاص داده شده و حتی فروش ریالی یکدهم انهم بکار نوسازی صنعت نفت نشده است
    حق اینستکه هم اکنون که فیمت ریالی محصولات نفتی در داخل تعدیل شده و از قرار به مقار کمی واردات نیاز داریم این مصوبه بودجه در خدمت نوسازی صنعت نفت قرار گیرد
    ایران هم اکنون میتواند هزینه نوسازی واکتشاف وبهره برداری از کل مخاذن خود مخصوصا منابع مشترک را ازسهم 80 ملیارد دلاری فروش نفت تامین کند زیرا بودجه جاری دولت از نفت حدود 30 ملیارد دلار است و باتوجه به 22 ملیارد دلار بودجه عمرانی 30 ملیارد دلار و یا بیشر با توجه به قیمت بالا رونده نفت سالیانه در اختیار خواهد بود تا مدرن سازی این صنعت عملی شود لازم بیاد اوری است که در همین رابطه بعد از سال اول و خروج از تنگنا ها بدلیل پر سودی این صنعت که در واقع یک رانت ملی است پروزه های نیمه تمام به محصول خواهد نشست وتنها طی 5 سال خواهیم توانست تما م سرمایه را محقق کنیم وچاه های نیمه دوم عمر را احیا کنیم و این صنعت مدرن را به نسل بع تحویل دهیم
    در رابطه با ممنوعیت شرکت و یا وزارت نفت با سرمایه گذاری ها خارجی و مشترک باید دو مساله اساسی مورد بازبینی شود
    اول همسایگان ما که با خارجیها قرار داد بسته اند چقدر از حاصل وتقعی قرار داد برخو ردارند عربستان نمونه اول این کشور چهار برابر ایران نفت میفروشد و صنعت پترو شیمی ان در منطقه حرف اول را میزند ایا شما از 500 ملیارد دلار درمد خالصی که دارد نشانه ای بدست اورده اید میدانیم که این کشور درامد دیگری هم بنام حج دارد وجمعیت ان 14 ملیون نفر است که اکثرا بدو و صحرا نشینند در کشور یک ملیون هفتصد هزاری قطر هم بادر امدی معادل ایران وضع بهمین منوال است در امارات بخوانید ابو ظبی که یک ملیون 500 هزار بشکه نفت در روز نفت صادر میکند وضع بهمین منوال است
    شاید یاد اوری این نکته لازم باشد که در سال 1329 که نفت ایران ملی شد شرکت نفت بدولت انگلیس 40 ملیون پوند مالیات داده بود وسهم ایران از سود 24 درصدی فقط2 ملیون پوند بود
    بنابرین دنبال این شرکتها رفتن یعنی گزیدن دوبار ه از یک سوراخ
    ما میتوانیم فقط باید همت کنیم