تلويزيون؛ بيتالمال را هدر ميدهد
چکیده :مشكلاتي، ضمن بيان اين مطلب كه عملكرد تلويزيون، خسارتهاي فرهنگي جبرانناپذيري به همراه خواهد داشت، ادامه داد: با فرض اينكه فيلمنامهاي درخور توجه، دراختيار باشد؛ تنها يك كارگردان كاركشته ميتواند يك اثر قابل توجه و پرمخاطب را توليد كند. اما متاسفانه برخي كه امروزه در تلويزيون كار ميسازند، «كارگردان» نيستند بلكه بيشتر «كارچرخان»اند. درحاليكه كارگردان واقعي كسيست كه توانايي تحليل كردن مسائل اجتماعي زمانهي خود را داشته باشد....
حسن مشكلاتي، فيلمنامهنويس نامآشنايي كه سريالهاي پرمخاطبي همچون «كتجادويي»، «سفر سبز»، «پليس جوان»، «آژانس دوستي» و … را در شناسنامهي هنري خود دارد، سه سال است كه همكاريهايش را با تلويزيون متوقف كردهاست.
وي در گفتگو با خبرنگار ايلنا؛ درمورد انگيزهاش از قطع همكاري با تلويزيون گفت: متاسفانه روند همكاريهايم در طول سالهاي اخير، رفته رفته موجبات دلزدگي من را فراهم آورد. به عنوان مثال، سريال «پس از باران» با نام شخص ديگري در مقام فيلمنامهنويس روي آنتن رفت و سريال «وفا» كپي برابر اصلي بود از سريالي با نام«غريبه در شام» كه من براي قاسم جعفري نوشته بودم.
مشكلاتي ضمن بيان اين مطلب كه روند سريالهاي صدا و سيما، به سمت ازدست دادن مخاطبان گرايش پيدا كردهاست، افزود: اينكه در تلويزيون، سريالهاي خوب و مخاطبپسند توليد نميشود، دليلش اين نيست كه مديران شبكهها نميخواهند كار خوب بسازند، بلكه نميتوانند سريال شايستهاي را روي آنتن ببرند.
وي ادامه داد: كار خوب، تخصص ميخواهد و مديران تلويزيون با رفتاري كه طيسالهاي اخير با متخصصان توليدات بصري(سريال و تلهفيم) داشتهاند، باعث شدهاند كه رفتهرفته فيلمنامهنويسان و كارگردانان حرفهاي دلزده شده و از ادامهي همكاري با اين سازمان پرهيز كنند. اينطور شده كه درحال حاضر، برخي در تلويزيون برنامه ميسازند كه نه دانش كافي دارند و نه تخصص لازم را.
اين فيلمنامهنويس گفت: يك نويسنده بايد آنقدر از زمانه و جامعهي خود اطلاعات داشته باشد، كه نياز زمانهي مردمش را بشناسد و در راستاي التيام بخشيدن به دردهاي جامعه؛ كار بسازد. اما متاسفانه اين رسالت تقريبا فراموش شده و برخي مديران شبكهها هم به فكر پر كردن آنتن خود هستند. در چنين شرايطي طبيعيست كه برنامههاي تلويزيون هيچ قرابتي با مسائل و مشغلههاي مردم زمانهي ما نداشته باشد و مخاطبان نيز ناگزيرند كه مطالبات خود را در شبكههاي ماهوارهاي جستجو كنند.
مشكلاتي، ضمن بيان اين مطلب كه عملكرد تلويزيون، خسارتهاي فرهنگي جبرانناپذيري به همراه خواهد داشت، ادامه داد: با فرض اينكه فيلمنامهاي درخور توجه، دراختيار باشد؛ تنها يك كارگردان كاركشته ميتواند يك اثر قابل توجه و پرمخاطب را توليد كند. اما متاسفانه برخي كه امروزه در تلويزيون كار ميسازند، «كارگردان» نيستند بلكه بيشتر «كارچرخان»اند. درحاليكه كارگردان واقعي كسيست كه توانايي تحليل كردن مسائل اجتماعي زمانهي خود را داشته باشد.
وي اضافه كرد: در اغلب سريالهايي كه اين اواخر روي آنتن رفته، ميبينيم كه آقايان تنها مفاهيم تكراري و بياثر را با قابسازيهاي جديد، ميآرايند و اسمش را ميگذارند اثر فرهنگي! اما مردم كه اتفاقا رشد فكري زيادي در سالهاي اخير داشتهاند، تشنهي محتوا و مفاهيم ژرفتري هستند و با تكرار مكررات، اغنا نميشوند.
اين فيلمنامهنويس با انتقاد از مديريتهاي اشتباه در تلويزيون، گفت: متاسفانه غالب مديران شبكههاي تلويزيوني، به برخي گروههاي توليدكننده اعتماد ويژهاي نشان دادهاند كه اتفاقا اين گروهها مورد اعتماد بدنهي اصلي هنر نيستند و شايستگي يكهتازي كردن در بالاترين جايگاه رسانهاي كشور را ندارند.
وي اضافه كرد: مديران برخي شبكهها بهجاي ضابطهمندي به مديريت رابطهاي رويآوردهاند. آنچنانكه هر مدير تنها با 4 يا 5 گروه توليدي كار ميكند كه اتفاقا شناسنامهي كم فروغ داشته و دارند. با اين حساب اين افراد روز به روز شكستهاي خود را در آثاري تازه تكرار ميكنند و سرمايهي بيتالمال را به هدر ميدهند.
مشكلاتي ضمن بيان اين مطلب كه هيچ مديري مسئوليت مخاطبگريزي از تلويزيون را به عهده نميگيرد، گفت: توليدكنندههايي كه با اثرشان نميتوانند درصد قابل قبولي از مخاطبان را به خود اختصاص دهند، ميبايست خسارت وارده را پرداخت كنند. اين در حاليست كه سالانه سرمايههاي كلاني صرف ساخت سريالها و تلهفيلمهايي ميشود كه حتي به زعم مديران تلويزيون، قابليت روي آنت رفتن را ندارند و در گنجههاي سازمان بايگاني ميشوند.
وي در ادامه، عزتاله ضرغامي را مخاطب خود گرفت و گفت: اگر شما از برآيند ضعيف عملكرد مديران شبكهي خود بياطلاعيد، بهتر است يك گروه مثلا 30 نفره از اقشار مختلف جامعه(البته در گزينشي منصفانه و آزاد) انتخاب كنيد و نظر آنها را درمورد برنامههاي سالهاي اخير تلويزيون جويا شده و از بيرغبتي مردم به شبكههاي تلويزيوني – كه همانا افزايش روزافزون مخاطبان ماهوارهاي، گواهي بر اين مدعاست- با خبر شويد.














از صدا و سیمای غیر ملی و غیر مردمی هیچ انتظاری نیست
مردم فقط پول مالیات تلویزیون را می دهند ولی هیچ جا ذبه ای برنامه های تلویزیون برای مردم ندارد صدا وسیما فقط در پی
اهداف حاکمین حکومت و رضایت انان است نه رضایت مردم
ننگ مردم ما صدا وسیمای حکومتی است که نه مردمی است و نه جذاب
زنده باد ماهواره كه نه بيت المال مملكت را تحت عنوان رسانه به اصطلاح ملي تاراج مي كند و براي مخاطبانش لااقل چيزي به نام “شعور” قائل است،
والله تلویزیون نه تنها بیت المال که وقت مردم را هم هدر می دهد. بیخود نیست مردم این اندازه به ماهواره ها روی می آورند و سپاه پاسداران را ثروتمند می کنند.
صدا و سیما چیز خیلی مهم تری را هدر می دهد و آن اعتماد مردم است.