محمدعلی ایازی: میخواستند سید خراسانی و شعیببن صالح درست کنند، دیدند خراب شد، شروع کردند به توجیه و تکذیب
چکیده :علائم ظهور یکی دو تا نیست که یکی را بگیرند و بگویند که این صفت این آقا همان صفتی است که در روایات گفته شده است. علاوه بر اینکه علائم مختلف وجود دارد، منطق و شیوه تبیین خاص خود را هم دارد. اینجور نیست که هر کسی از راه رسید، حرفی بزند و بعد دید که خراب کرده، توجیه کند. اخیرا عده ای آمدند سید خراسانی و شعیب بن صالح درست کردند بعد دیدند که خراب کردند پشت سر هم تکذیب و توجیه کردند و به عقب فرار کردند برخی هم بحث های انحرافی ایجاد کردند تا ضعف و دروغ خود را بپوشانند....
شاید بتوان مفهوم “انتظار” را کلانترین و البته پرچالشترین مفهوم تاریخ ادیان خواند، مفهومی هرمکانی و هرزمانی که بیش از هر واژه دیگری در هاله ابهام و خرافه فرو رفته است. تاریخ انتظار دو پهنا دارد یکی تلاشی جانانه برای ترسیم خوبیها و گشایش راهی به رهایی است و دیگری سعییی میان دروغ و خرافه است تا راهی به منافع شخصی و گروهی برگشاید. عصر انتظار، عرصه جدال بین خرافه و نیازمند حقیقت ناب است. در آستانه نیمه شعبان، برآنیم تا به چرایی خرافهگوییها بپردازیم و از زبان صاحبنظران انتظار بگوییم خرافه چیست؟ محصول کدام کنش است؟ و با خرافهگرایی چه باید کرد؟ آنچه در ذیل میآید، گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی ایازی، پژوهشگر و محقق مسائل دینی در همین رابطه است:
بحثمان درباره خرافه و انتظار است. قبل از هر چیز به طور خلاصه بفرمایید مفهوم واقعی انتظار چیست؟
اعتقاد به مساله انتظار یک اعتقاد دیرینه در تمام ادیان هست. در همه ادیان بحث انیکه در آینده ای بنام آخرالزمان، یک فرد نجات دهنده می آید، مورد تردید نیست. انتظار منجی انتظاری است برای اینکه اگر انسانیت در آینده نسبت به وضعیت خودش نگران است به آینده امیدوار باشد. امید به آینده یک سنت دیرپا و دارای یک فلسفه دینی است انتظار برای این است که انسان نسبت به آینده خوشبین باشد.
بحث انتظار، تنها یک بحث دینی نیست بحثی فرادینی است و تلاشی است برای گسترش عدل و مبارزه با ظلم. بحث این نیست که امام زمان می آید دین مردم را چنین و چنان کند اصلا هدف انتظار این نیست.
انتظار یکی از مفاهیمی است که بیشترین تحریف ها را پشت سر داشته است یعنی بیش از خود بحث انتظار مباحث انحرافی طرح است، چرا؟
دو مساله را باید دراین خصوص مطرح کرد یکی بحث مفهومی و نظری و دیگری بحث مصداقی قضیه. در طول تاریخ وقتی که مردم از ناکامی ها و مشکلات و از ستم ستمکاران رنج می برند در آرزوی این بوده اند که در این فضای رنج آور، یکی بلند شود و بگوید که من منجی هستم. در طول تاریخ بشریت، همواره کسانی از این انتظار سوءاستفاده کرده اند و همواره مدعی بوده اند یا خودشان منجی هستند یا نماینده و فرستاده منجی. اگر زورشان می رسید می گفتند ما خود منجی هستیم. اگر زورشان نمی رسید می گفتند ما نماینده آن هستیم تا بتوانند اهداف خود را عملی کنند. اکثر این موارد صرف نظر از توهم و تخیلات، بیشتر دکانی برای کسب شهرت ومال و منال و ایجاد موقعیت بوده و به دلیل اینکه اکثرا مورد قبول مردم قرار می گرفته،بازار داغی داشته است.
خرافات در برخی موارد مورد استقبال برخی از مردم قرار می گیرد چرا؟
البته این مساله اقتضائاتی هم داشته است باید یکسری مفاهیم را مورد تاکید قرار می دادند تا پذیرفته می شدند. مثلا فرد باید قداست هایی برای خود درست می کرد باید حرف های خاصی می زد و رفتارهای شگفت انگیز انجام می داد تا مشتریان خود را جذب می کرد.
خرافات از همین جا رواج پیدا کرد. افرادی بودند که می گفتند که ما بگونه ای هستیم که از آن هاله به ما هم رسیده است و تحت شعاع های هاله نور قرار گرفته ایم. به همین دلیل برای عده ای جلب توجه می کردند و حرفهایشان اعتماد و قدسیتی ایجاد می کرد.
این مباحث انحرافی به خود مساله انتظار و اعتقادات مردم چقدر ضربه می زند؟
مثل چوپان دروغگو می شود. در همین صد سال اخیر در مناطق مختلف کشورهای اسلامی از سودان تا بیت المقدس و از هند تا ایران کسانی مدعی نیابت، مهدویت و حتی نبوت شده اند. کسانی حتی دردوره های اخیر در داخل جریانات سیاسی به این مسائل دامن می زدند برای اینکه آثار منفی ایجاد می کردند تا مردم نا امید شوند. اینها پزشکان قلابی هستند که ادعای پزشکی می کنند و با این کارها مردم را حتی به پزشکان واقعی هم بدبین می کنند.
بحث انتظار چقدر روشمند است؟ آیا روشی منطقی هست که بتوان با توجه به آن بین انتظار و خرافه مرزی قائل شد؟
دین ما بر اساس عقلانیت است باید رفتارهای شعاری و احساسی را کنار بگذاریم. اگر این اصل را قبول کردیم که پایه دین بر اساس عقل است و باید معاد و نبوت و توحید را با عقل قبول کنیم و باید برای همه معارف دینی پشتوانه عمیق دینی داشته باشیم، مسائل حل می شود. هر چه جهل و احساس در جامعه بیشتر باشد، زمینه های سوء استفاده بوجود می آید. معیار و مبنا قرآن است نه شعار دادن.
همیشه یکی می آید یک حرف غلطی را می زند بعد می بیند که خراب کرده می آید توجیه و تکذیب می کند.
معیار و چارچوب مهدویت، عقل است و دلیل متقن آن روایات معتبر اسلامی است. در روایات ها معیار بحث مهدویت تعیین شده و مصداق های آن هم مشخص شده است. علائم ظهور یک مورد نیست، ظهور علائم گوناگون دارد که باید یک به یک تبیین شود.
امروزه برخی ها می آیند این علائم و نشانه هایی که شما می فرمایید، شبیه سازی می کنند حتی تاریخ ظهور را هم تعیین می کنند؟
اولا علائم ظهور یکی دو تا نیست که یکی را بگیرند و بگویند که این صفت این آقا همان صفتی است که در روایات گفته شده است. علاوه بر اینکه علائم مختلف وجود دارد، منطق و شیوه تبیین خاص خود را هم دارد. اینجور نیست که هر کسی از راه رسید، حرفی بزند و بعد دید که خراب کرده، توجیه کند. اخیرا عده ای آمدند سید خراسانی و شعیب بن صالح درست کردند بعد دیدند که خراب کردند پشت سر هم تکذیب و توجیه کردند و به عقب فرار کردند برخی هم بحث های انحرافی ایجاد کردند تا ضعف و دروغ خود را بپوشانند. بحث من این نیست که حالا آقایان یک بار اشتباه کردند اشتباه خود را هم اعلام کنند بحث این است که این روش غلط است نباید یک مساله را به همه چیز تسری داد.
امام در نوشته های خود از متحجرین حوزه علمیه با تالم یاد می کند به نظر می رسد مباحث انحرافی در حوزه مهدویت حتی در میان برخی متحجرین هم طرفدار دارد و احیانا سازماندهی می شود. دیدگاه شما در این باره چیست؟
بله همان بحثی که آقای توسلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کردند بحث بسیار مهمی است به این دلیل است که عده ای بجای اینکه بیایند در تصمیم گیری های اساسی با منطق رفتار کنند و مشکلات مردم را بطور اساسی درست کنند، می خواهند با این مسائل انحرافی و غلط و خرافی، مسائل خود را حل کنند. این خیلی کار اشتباهی است ودر زندگی اجتماعی مردم تاثیر بسیار منفی خواهد گذاشت. تصمیمات باید کارشناسی و علمی باشند نه بر اساس خرافات و اگر جایی کار اشتباهی انجام شد نباید بر اساس خرافات اظهار نظر کرد نباید تصمیمات غلط را به خدا و پیامبر و امام زمان وصل کرد هر چیزی جای خود دارد این قاطی کردن مسائل باعث شد که کار این مملکت به اینجاها رسیده است.
ما در فقه وحقوق برای سب النبی و دروغ بستن به پیامبر مساله جرم انگاری داریم آیا در این مساله مهم که عده ای با ایجاد مسائل انحرافی و با دورغ و کلک از مهدویت سو استفاده می کند و بهره برداری سیاسی واقتصادی می کنند، آیا اگر این رفتارها درباره کسی ثابت شود، جامعه اسلامی چه برخورد حقوقی و ارشادی می تواند بکند؟
این مسائل را نمی توان با روش حقوقی به جایی رساند. این مسائل مقوله هایی فرهنگی هستند مسائل فرهنگی را نباید با ابزار حقوقی پاسخ داد. سب النبی چون بحث توهین کردن به پیامبر است و کسی که به پیامبر توهین می کند با احساسات مسلمین بازی می کند،قوانین خود را دارد. در مساله خرافه تنها راه و بهترین راه آگاهی سازی علمی و ارتقای سطح فرهنگی جامعه است اگر این کارها را نکنیم ایجاد مظلومیت می شود.














مقام پرستی حاکمان مداح چاپلوس میافریند ومتملقین با هوش مذاف رهبران راخوب تشخدص میدهند کمتر دیده شده است که این معجزه افرینان کذاب تنبیه شده باشند حتا صله دریافت میکنند….. میگویند یک متملق پیش کریمخان رفت وگفت دیشب پدرت را در خواب دیدم در بهشت با انبیا وفرشتگان مصاحب بود کریم خان که انسانی وارسته بود باو گفت دروغرا بس کن که مجازاتت میکنم پدرم اسب دزد بودهمه زارعین ودامداران از کار او جان بلب بودند وقتی مرد مردم وحتا اقوامش شادی کردند
چند سال دیگر خواهند گفت که سال 57 با قیام و رهبری مرجع بزرگ شیعه آیت الله العظمی خامنه ای انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و حجت الاسلام روح الله خمینی که از شاگردان رهبری بود خود را مرید ایشان میدانست و آقایان مصباح و جنتی و یزدی هم سخنان و دلایل زیادی خواهند گفت و شاید قسم هم بخورند.