سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتقاد «جمهوری اسلامی» از سکوت بزرگان دین در برابر ادعای مدیریت کشور توسط امام زمان...

انتقاد «جمهوری اسلامی» از سکوت بزرگان دین در برابر ادعای مدیریت کشور توسط امام زمان

چکیده :خطرناك‌تر از اين هر دو پديده، نسبت دادن مديريت كشور به وجود مقدس امام زمان عليه السلام بود كه سالها از زبان بلند پايه‌ترين مسئول اجرائي كشور تكرار شد ولي عكس العملي در برابر آن توسط بلندپايگان روحاني كه حفاظت و حراست از مرزهاي عقيدتي برعهده آنانست ديده نشد. مهمتر آنكه هنگامي كه بعضي رسانه‌ها يا افراد غيررسمي در برابر اين انحراف آشكار، موضعگيري مي‌كردند به ضديت با همان چيزي متهم مي‌شدند كه درصدد حمايت از آن بودند....


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود به مناسبت نیمه شعبان از سکوت برخی علما درباره ادعای مدیریت کشور توسط امام زمان انتقاد کرد و نوشت:

رشد قارچ مانند فعاليت‌هاي عناصر مدعي ارتباط با امام زمان عليه السلام و كساني كه به نوعي خود را تحت حمايت آن حضرت قلمداد مي‌كردند در سالهاي اخير، در عين حال كه نگران كننده بود اين فايده را نيز داشت كه بسياري از علما و روحانيون و اهل فن را وادار به روشنگري كرد و در اين فضا موضوع مهدويت در سطحي گسترده مطرح و به شبهات پاسخ داده شد.

بررسي دقيق آنچه در زمينه مهدويت در سالهاي اخير رخ داده، چند نكته را گوشزد مي‌كند كه توجه به آنها براي همه كساني كه به نحوي در حيات اجتماعي جامعه اسلامي و انقلابي امروز ما نقش دارند لازم است.

1 – طبع نظام‌هاي حكومتي ديني ايجاب مي‌كند افراد سودجو، فرصت طلب و بي‌تقوا درصدد شناسائي روزنه‌هاي قابل نفوذ برآيند و با بهره گرفتن از غفلت مردم، تلاش كنند خود را با مقدسات مرتبط معرفي و توجه مردم عوام را به خود جلب نمايند. در چنين وضعيتي اگر مسئولان، علما و اهل فن بموقع اقدام به روشنگري نكنند و به مقابله با سوءاستفاده‌گران نپردازند، جامعه به تسخير عوام فريبان در مي‌آيد و خرافات و انحرافات جاي خود را در جامعه باز مي‌كنند. اين، وضعيتي است كه در سالهاي اخير در ايران شاهد بوديم و مشكلات زيادي نيز از رهگذر اين فرصت طلبي‌ها دامنگير جامعه شد.

متأسفانه مشكلات و گرفتاري‌هاي فراواني كه دشمنان داخلي و خارجي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي پديد آوردند مانع توجه همه جانبه مسئولان به انحرافات شد و زمينه براي رشد جريان‌هاي فرصت طلب مهياتر گرديد. البته اين امر نمي‌تواند دستگاه‌هاي فرهنگي كشور را تبرئه كند و توجيهي براي كوتاهي‌هاي آنها در انجام وظايف ذاتي شان باشد. انتظار از نظام جمهوري اسلامي اين بود كه به چنين جريان‌هاي آلوده‌اي مجال تنفس در فضاي انقلابي و اسلامي كشور را نمي‌داد و بگونه‌اي عمل مي‌كرد كه جامعه اسلامي ايران، نمونه بارز عقلانيت و بالندگي معارف زلال ديني باشد، همان كه امام خميني رضوان‌الله تعالي عليه با عنوان “اسلام ناب محمدي” از آن ياد مي‌كرد.

2 – خطرناك‌تر از پديده اول، ظهور يك جريان متكي به خرافات در مسند قدرت بود كه متأسفانه در سالهاي اخير شاهد آن بوديم. اين جريان چون داراي صبغه‌اي رسمي بود توانست در لايه‌هاي مختلف اجتماعي نفوذ كند و آثار مخربي برجاي بگذارد. نظام جمهوري اسلامي آمده است تا با عرصه اسلام ناب محمدي، كه اصلي‌ترين ويژگي آن اتكا به عقل و وحي است، جامعه را از ناخالصي‌ها پاك كند و رسوبات بر جاي مانده از تحريفات را كه به نام دين به خورد مردم داده بودند از بين ببرد و از اين مسير، مردم را به سرچشمه زلال معنويت و سعادت دنيوي و اخروي هدايت نمايد.

اما آنچه اين جريان آلوده با صبغه رسمي به مردم عرضه كرد درست نقطه مقابل آنچه از نظام جمهوري اسلامي انتظار مي‌رفت قرار داشت بطوري كه حتي زحمات يك ربع قرن كار فرهنگي انجام شده در فضاي انقلابي را نيز بر باد داد.

در جامعه عوام زده‌اي كه با فرصت طلبي راهزنان عقيده دچار تزلزل فكري بود، اين عوام فريبان مدرن و رسمي توانستند با سرعت به پيش بروند و افكار انحرافي خود را رسميت ببخشند. مشكل اصلي در اين مقطع اين بود كه اين جريان، تريبون‌هاي رسمي و امكانات فراوان نيز در اختيار داشت و به راحتي مي‌توانست هر سنگري را فتح كند و با تكيه بر همان امكانات، مخالفان خود را با انگ‌هاي مختلف از ميدان خارج نمايد.

اين، يك تجربه مهم و در عين حال تلخ و زيانبار براي جامعه انقلابي و اسلامي ايران بود كه متأسفانه پيش آمد و مشكلات فراواني در سطوح مختلف پديد آورد. با اين تجربه تلخ، دوگونه مي‌توان برخورد كرد، يكي دستها را بر سر كوفتن و افسوس خوردن و ديگري درس عبرت گرفتن و تلاش براي جلوگيري از تكرار. كار دوم را فقط با ثبت جزئيات اين تجربه در قلب تاريخ و اقدامات روشنگرانه مستمر براي بيمه كردن جامعه در برابر فعاليت‌هاي مخرب راهزنان عقيده مي‌توان انجام داد، كاري كه زحمت دارد اما پرثمر نيز هست.

3 – خطرناك‌تر از اين هر دو پديده، نسبت دادن مديريت كشور به وجود مقدس امام زمان عليه السلام بود كه سالها از زبان بلند پايه‌ترين مسئول اجرائي كشور تكرار شد ولي عكس العملي در برابر آن توسط بلندپايگان روحاني كه حفاظت و حراست از مرزهاي عقيدتي برعهده آنانست ديده نشد.

مهمتر آنكه هنگامي كه بعضي رسانه‌ها يا افراد غيررسمي در برابر اين انحراف آشكار، موضعگيري مي‌كردند به ضديت با همان چيزي متهم مي‌شدند كه درصدد حمايت از آن بودند.

اكنون كه نقاب‌ها از بعضي چهره‌ها بر افتاده و بسياري از واقعيت‌ها آشكار شده آن بلند پايگان روحاني با فريادهائي بلندتر از هميشه عليه همان پديده انحرافي موضعگيري مي‌كنند، لابد براي آنكه جبران مافات نمايند ولي چه فايده كه آنان خود در بر باد رفتن وقت و امكانات و مهمتر از آنها متزلزل شدن اعتقادات سهمي انكارناپذير دارند و بايد در اين زمينه پاسخگو باشند.

4 – تجربه سكوت غيرموجه بزرگان دين در برابر پديده‌هاي سه گانه ياد شده نيز تجربه‌اي تلخ و زيانبار است كه در همين سال‌ها حاصل شد.

بخش مهمي از اين سكوت، در اثر خوش بيني و حمل بر صحت بود. بزرگان دين، وقتي با ظاهري دين مدار و زباني تكرار كننده اذكار و شعارهائي مردم‌دار مواجه مي‌شوند، حمل بر صحت را بهترين محمل مي‌دانند غافل از اينكه حساب مسائل سياسي و اجتماعي و مديريتي كشور را بايد از امور فردي و زندگي خصوصي افراد جدا دانست. در اجتماعيات، روش امام خميني درست بود كه افراد متظاهر را خطرناك مي‌دانستند و آنها را طرد مي‌كردند.

چنين تجربه مهم و درس آموزي را فقط در يك نظام حكومتي ديني مي‌توان به دست آورد. اين تجربه هرچند با بهاي سنگيني به دست آمد، اما اگر مايه عبرت و پند شود، براي آينده بسيار ارزشمند و كارساز خواهد بود. اميرالمؤمنين عليه‌السلام با مشاهده تكرار چنين تجربه‌هاي تلخي بود كه مي‌فرمودند “ما اكثرالعبر واقل الاعتبار”. آيا قرار است ما از اين فرمايش بلند مولايمان براي روشن كردن راه آينده بهره بگيريم؟

گوهر گرانبهاي تفكر مهدويت و انتظار، هديه‌اي الهي است كه خالص‌ترين و ارزشمندترين آن را ما شيعيان در اختيار داريم. نظام جمهوري اسلامي، تنها نظام حكومتي در جهان امروز است كه برپايه تفكر مهدويت و انتظار پايه ريزي شده است. اگر از تجربه‌هاي تلخ اين سالها درس بگيريم و اجازه ندهيم از اين پس شيادان و متظاهران و جريان‌هاي انحرافي ميدان‌دار شوند، مي‌توان به آينده‌اي روشن اميد داشت.


14 پاسخ به “انتقاد «جمهوری اسلامی» از سکوت بزرگان دین در برابر ادعای مدیریت کشور توسط امام زمان”

  1. ناشناس گفت:

    نظر رئيس جمهور محترم به من نزديکتر است

  2. علی گفت:

    جناب مهاجری مدیرمسئول روزنام جمهوری اسلامی : به موضوع مهمی اشار کردید ولی 2 نکته مهم ” اول چرا اینقدر دیر! 8 سال پیش مرحوم آیت الله مشکینی در مورد مجلس هفتم فرمودند انتخابات این مجلس به امضا و تآیید امام عصر رسیده !! اگر آنروز سکوت نمیکردید 2 سال بعد بعد از آن احمدی نژاد به وفور و 6 سال مداومآ خود را مرتبط با امام عصر معرفی نمیکرد.
    دومآ اگر از تعصب حمایت از فرقه اصولگرائی خارج شوید بدعتها و گناهان کبیره و تهمتها و غارت بیت المال و دهها مورد دیگر را نیز خواهید دید فقط به شرط آنکه از گناه بسیار بزرگتری که این را بعضی روحانیون اشاعه میدهند و کفر است فورآ جلوگیری کنید و آن چیزی نیست جز معصوم دانستن رهبری و بی اشتباه اعلام کردن ایشان است و به روایتی دیگر تمام اشتباهات انسانی را بخدا منتصب کردن و به بی دینی سوق دادن مردم منجر میشود ، جنابعالی بهتر میدانید در طول تاریخ اسلام یک مرجع تقلید و بزرگان و علمای بنام و حتی صاحب کرامت وجود نداشته که خود را حتی نزدیک به معصوم و غیر قابل اشتباه بداند چه رسد به اینکه خود را در حد معصوم بداند جز در جال حاضر که دیگران سالهاست چنین ادعائی در مورد رهبری دارند و آخرینش اظهارات شیخ محمد یزدی و سکوت چندین ساله رهبریست.

  3. حسام گفت:

    این همان چیزی است که از سال 76 فریاد می زدیم که هیچ انسانی معصوم نیست پس همه باید در چارچوب قانون عمل کنند تا جلوی استبداد گرفته شود ولی متاسفانه شنیده نشد و الان هم دولت امام زمان با نائب امام زمان در جنگ است وقتی خودتان منظورم روحانیت است اقای خامنه ای را معصوم اعلام می کند که بر خلاف نص صریح قران است انوقت احمدی نژادم هم می تواند خودش را نائب بداند. می دانید که چاه جمکران خرافاتی بیش نیست ولی هیچ روحانی شناخته شده ای در باره این خرافه موضع گیری نکرده یا سکوت بوده و یا تایید و حاصل این است که من هم می توانم از اینجا برای امام زمان پیامک بفرستم و ادعا کنم که ارتباط با امام زمان دارم. پس اقای “جمهوری اسلامی” وقتی حقیقت را کنار و به مصلحت می چسبید نتیجه اش همین است.

  4. مسعود دیپلمات گفت:

    وقتی می گوید : ” در جامعه عوام زده‌ای که با فرصت طلبی راهزنان عقیده دچار تزلزل فکری بود” دقیقا می خواهد مردم مسلمان ایران را تحقیر کند . غافل از این که اشکال کار نه از مردم مسلمان است و نه از احمدی نژاد و دوستانش . بلکه اشکال از ادعای انحرافی و خود ساخته و غیر عقلانی وجود امام زمان و تکالیف تعیین شده برای او است و بس .

  5. ناشناس گفت:

    مگر در مورد زمان تولد رهبری ایت الله سعیدی حرفهای عجیب و غریبی نزد ایا کسی اعتراضی کرد ؟

    خودشان می خواهند خرافات را در بین مردم رواج دهند

  6. ناشناس گفت:

    كاش هرچه زودتر شاهد استعفاي رهبري از سمتشان بوديم كه كمك بزرگي به رفع بحران كنوني كشور بود

  7. ناشناس گفت:

    نظر رئیس جمهور محترم به من نزدیکتر است

  8. روح سبز گفت:

    با سلام
    به نظر بنده علما که هیچی ! اگر شخص امام زمان هم در این خفقان بیاید سکوت میکند!!
    مگر مرحوم آیت الله منتظری که انتقاد به جمهوری اسلامی کرد توانست تا آخر عمر پر برکتشان آزاد زندگی کند؟!
    ولی بنده حقیر به علما توصیه میکنم که مانند آیت الله منتظری راه آزادگی را انتخاب کنند حتی به قیمت از دست دادن آزادی دنیوی!
    مردم هم به سهم خودشان حمایت خواهند کرد!

  9. زمانی گفت:

    اگر امام زمان بیاید دیگر این آقایان چگونه دکانشان را باز کنند. روزی تر و خشک ما بسوزد

  10. پیمان گفت:

    با درود
    آقای مسیح مهاجری روزی که دین شد شمشیر قدرت‌طلبی روحانیت هر ریاکاری شد مسلمان و عابد و زاهد. وقتی علمایی چون مرحوم آیت‌الله شریعتمداری می‌گفتند که ولایت‌فقیه باعث ضربه به اسلام می‌شود باور نکردید و به آنها توهین کردید.
    عزیزان و گرامیان مشکل امروز ایران وجود حکومتی است دینی که باید از اساس با یک انتخابات آزاد مجلس موسسان برای همیشه به تاریخ بپیوندد.

  11. توانا گفت:

    به ديدار آقاي صانعي برويد و با ايشان ملاقات کنيد.

    ايشان در حال حاضر ملاقات خانواده زندانيان را توصيه مي کنند.

    ايشان انساني آزاده و شجاع و محکم در عقايد خود هستند.

    رجوع به ايشان در حال حاضر مي تواند کمک بزرگي به اصلاح و بازگشت حاکمان به خواست ملت شود.

    ايشان تنها هستند.
    سري به کوچه بينادل واقع در خيابان آيت الله بهجت مشهد ( نزديک باغ نادر ) بزنيد تا متوجه شويد ايشان درب خانه شان به روي همه باز است و بدون ترس به سوالات شما در خصوص مسائل سياسي پاسخ مي دهد و اين نشانه آن است که من و تو بايد تقيه را کنار بگذاريم و نترسيم اگر آشکارا اقدام به کارهاي انسان دوستانه بزنيم.نترسيم که به درب منزل ايشان برويم نترسيم که به خانواده زندانيان سر بزنيم.نترسيم که آشکارا نظر خود را راجع به حرف هاي حاکميت بزنيم اگر حاکميت در سخنراني مي گويد که نبايد با کسي که نظر مخالف دارد برخورد شود بايد ما هم نظر مان هرکچا شد بزنيم ولو به کسي که مي دانيم مأمور حکومت است و اگر مشکلي ايجاد کردند که رسوا مي شوند در ادعا اگر مشکلي ايجاد نکردند که روشنگري کرده ايم

  12. مهسا گفت:

    وقتی مردم اون قدر جهل دارند که هر اتفاقی رو به امام زمان نسبت میدن مثل باریدن زیاد برف، نباریدن برف ،باد ،طوفان ،زلزله و …..
    کسانی مثل احمدی نژاد و امثال اون از همین جهل مردم تونستند به اینجا برسند.
    از ماست که بر ماست.

  13. مهسا گفت:

    علما فقط برای مردم دم از امام حسین و اسلام میزنند .مدام دارند میگن امام حسین به خاطر دفاع از اسلام سکوت نکرد و جانش رو داد.
    پس چرا شما ها که این حرف ها رو میزنید از امامتون یاد نگرفتید و سکوت کردید.
    شعار امام حسین این بود :هیهات من الذلة.من مرگ با عزت رو به زندگی با ذلت ترجیح می دهم.
    تا کی زندگی با ذلت

  14. ناشناس گفت:

    نظر عموم عوام هم به جریان انحرافی محترم نزدیک تر است.
    مردم خیلی منحرف تر از این جریان انحرافی هستند. باید یک فکری برای انحراف مردم کرد.
    مثلا باید از کشور اخراج شان کرد. به طور دسته جمعی.
    هر کسی می خواهد باشد، چندمیلیون نفر هم که می خواهند باشند.
    هرکسی ضدانقلاب و منحرف است باید از کشور اخراج شود. انشاء الله که میرحسین مظلوم رئیس جمهور شد، حتما باید این کار را بکنیم.