آلمان خواستار آزادی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی شد
چکیده :بالاترین مقام امور حقوق بشر در دولت آلمان روز پنجشنبه با تأکید بر اینکه مهدی کروبی و میرحسین موسوی «بدون هرگونه پایه و اساس قانونی، در مکان نامعلومی» نگهداری میشوند و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند، تأکید کرد که این دو نفر باید به همراه تمامی زندانیان سیاسی در ایران، آزاد شوند....
بالاترین مقام امور حقوق بشر در دولت آلمان خواستار آزادی موسوی، کروبی و تمامی زندانیان سیاسی در ایران شد.
به گزارش آسوشیتد پرس، مارکوس لونینگ، بالاترین مقام امور حقوق بشر در دولت آلمان روز پنجشنبه با تأکید بر اینکه مهدی کروبی و میرحسین موسوی «بدون هرگونه پایه و اساس قانونی، در مکان نامعلومی» نگهداری میشوند و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند، تأکید کرد که این دو نفر باید به همراه تمامی زندانیان سیاسی در ایران، آزاد شوند.
این درخواست در حالی از سوی آلمان اعلام شده که در حال حاضر و به دنبال بیخبری از وضعیت میر حسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان، پروندهای در این خصوص در سازمان ملل به ثبت رسیده و وضعیت این افراد به عنوان «ناپدیدشدگان قهری» در این سازمان در دست پیگیری است.














چه عجب
میر حسین و کروبی و همسرانشان به همراه همه زندانیان سیاسی باید سریعا ازاد شوند این خواست همه مردم ایران است
اقای موسوی وقتی به صحنه سیاسی کشور باز گشت دلیل ان را تمام شدن طاقتش از کارهای احمدی نژاد اعلام کرد. او وقتی که دید کشور توسط
این بابا بسمت نابودی و سقوط کامل میرود وارد شد . همه مطمئن هستند که اقای موسوی دغدغه ایران دارد . چرا او را ازاد نمی کنید ؟ حالا که همه
می دانند حتی رهبر نیز در مورد احمدی نژاد اشتباه کرده است و حق با موسوی بوده است.چرا از اعتراف به اشتباه خود اینقدر می ترسید ؟
چرا از در خواست کشورهایی مانند المان استقبال نمی کنید؟ همه اصول گرایان متهم ویرانی ها وندانم کاری های احمدی نژاد هستند واز همه
بیشتر رهبر محترم متهم نابودی منابع ایران توسط این ادم می باشد. بهتر است موسوی و کروبی را ازاد کنید و یک عینک دودی بزنید وبه
دلجوئی انها بروید.البته جهت حفظ غرورتان می توانید دو تا عینک دودی به اقایان موسوی و کروبی بفرستید و شرط کنید که تا زمانی که در
خدمت شما هستند نباید عینک خود را از چشم بردارند. همین مقام المانی را بهانه کنیدو فرصت را از دست ندهید .
در زمان نخست وزیری میرحسین، رهبر کنونی رئیس جمهور بود. رئیس جمهور تا پیش از بازنگری قانون اساسی، با مقام فعلی ریاست جمهوری کنونی فرق داشت. اون موقع، ریاست جمهوری نقش هماهنگ کننده رو داشت و نخست وزیر نقش اجرایی رو داشت.
اما بعد بازنگری قرار بر این شد که نخست وزیری حذف و مقام اجرایی برعهده ریاست جمهوری باشه. هماهنگ کننده قوا و فرماندهی کل هم با رهبر. افزایش اختیارات رهبری، بعد بازنگری قانون اساسی فقط یک معنی می دهد: آن هم تک صدایی شدن و دیکتاتوری هست. تا پیش از این فردی که مستقیم توسط مردم انتخاب شده بود باید فرماندهی و هماهنگی قوا رو انجام می داد اما حالا …
میرحسین هم در اون زمان مخالف این بود و موافق تداوم حضور نخست وزیری. اما بعد از تصویب قانون اساسی، سید تصمیم گرفت تا کلا سکوت کنه تا این وضعیتی اتحادی که بعد رفراندوم بازنگری قانون اساسی در مملکت ایجاد شده بود بر هم نریزه … اینجا شقاوت حاکمان رو ببینید که بدون تحمل خالفان و گوش کردنبه حرف این چنین دوستداران حکومت، انگ اسرائیلی بودن رو می زنند … وای بر اون ها حتا اگر به زعم خودشون دلایل توجیه کننده ای برای این تهمت هاشون دارند …
ضمنا دوستانی که مخالف افکار اشخاصی چون خاتمی و کواکبیان هستند یک نکته رو یادشون باشه. اصلاحات باید آرام آرام انجام بشه تا با گوشت همه عجین بشه. غیرمنطقی هست که یک باره بگیم حکومت کنونی باید برچیده بشه و انتخابات آزاد گول زدن مردم هست. اگر امثال آقای خاتمی نبودن، ما همین یه ذره مفهومی که از آزادی میدونستیم رو هم نداشتیم و باید در عصر شلوار جین ممنوع میموندیم…
دوستان صبر پیشه کنند و قدم به قدم جلو بروند که وقوع آرادی در اران نزدیک است …
…
خدا باماست.آقای امیرارجمند خداقوت.