سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کهریزک و قربانیانی که انکار می شوند...
» آخرین پیگیری های خانواده های آقازاده قهرمانی، نجاتی کارگر و پوراندرجانی؛

کهریزک و قربانیانی که انکار می شوند

چکیده :صدا و سیما و رسانه های حکومتی به انکار مرگ احمد نجاتی کارگر برخاستند و مسولان قضایی هیچ توضیحی درباره علت جان باختن او ندادند؛ از سوی دیگر رامین پوراندرجانی پس از مرگ به عنوان یکی از متهمان پرونده کهریزک در کیفرخواست پرونده این بازداشتگاه معرفی شد و مسئولان نظامی و امنیتی در حالی از خودکشی او سخن گفتند که در اظهارات ضد و نقیض خود گاهی از سکته قلبی و یا مسمومیت او خبر داده بودند....


خانواده های رامین آقازاده قهرمانی، احمد نجاتی کارگر و رامین پوراندرجانی، سه تن از قربانیان بازداشتگاه کهریزک در مصاحبه ای از مختومه شدن و مسکوت ماندن پرونده های شکایت شان سخن گفته اند.

رامین آقازاده قهرمانی و احمد نجاتی کارگر، دو تن از بازداشت شدگاه وقایع بعد از انتخابات 88 بودند که چند روز پس از آزادی ، بر اثر شکنجه ها و ضربات وارده جان باختند؛ رامین پوراندرجانی پزشک وظیفه ای بود که به بازداشتگاه کهریزک اعزام شده بود و پس از افشای فجایع کهریزک، به طرز مشکوکی جان باخت.

بازداشتگاه کهریزک در جریان پاکسازی منطقه خاک سفید تهران پارس ساخته شده و در جریان طرح امنیت و برخورد با کسانی که از نظر پلیس اراذل و اوباش نامیده می شدند، از سوی نیروی انتظامی مورد استفاده قرار می گرفت. این بازداشتگاه اما پس از انتخابات 22 خرداد 88 به محل نگهداری تعدادی از معترضان به انتخابات تبدیل شد؛ محلی که معترضان به شدت در آن تحت شکنجه قرار گرفتند و سه نفر در حین انتقال از این بازداشتگاه به زندان اوین و دو نفر بعد از آزادی جان باختند. جمهوری اسلامی پس از افشای شکنجه های صورت گرفته در این بازداشتگاه اعلام کرد که درب این بازداشتگاه، بسته شده است.

حکومت اما تنها مسئولیت قتل امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی را پذیرفت که بر اثر شکنجه های وارده در حین انتقال یا بعد از انتقال به زندان اوین جان باختند. تاکنون هیچ توضیحی درباره علت جان باختن رامین آقازاده قهرمانی از سوی مسئولان ارائه نشده  است.

صدا و سیما و رسانه های حکومتی به انکار مرگ احمد نجاتی کارگر برخاستند و مسولان قضایی هیچ توضیحی درباره علت جان باختن او ندادند؛ از سوی دیگر رامین پوراندرجانی پس از مرگ به عنوان یکی از متهمان پرونده کهریزک در کیفرخواست پرونده این بازداشتگاه معرفی شد و مسئولان نظامی و امنیتی در حالی از خودکشی او سخن گفتند که در اظهارات ضد و نقیض خود گاهی از سکته قلبی و یا مسمومیت او خبر داده بودند.

اینک با گذشت دو سال از افشای فاجعه کهریزک، نظام همچنان به انکار قربانیانی مشغول است که خانواده هایشان تحت فشارهای امنیتی حتی از برگزاری مراسمی ساده برای گرامیداشت فرزندان خود و پی گیری شکایت شان برای معرفی قاتل یا قاتلان فرزندانشان نیز بازمانده اند.

 

پرونده رامین آقازاده قهرمانی بسته شد

نام رامین آقازاده قهرمانی هرچند از سوی پدر محسن روح الامینی به عنوان چهارمین قربانی کهریزک اعلام شد اما در گزارش کمیته ویژه مجلس و همچنین گزارش سازمان قضایی نیروهای مسلح هرگز نامی از او برده نشد و دادگاه رسیدگی به اتهامات عاملان کهریزک ، در دادگاه نظامی تهران بدون حضور خانواده آقازاده قهرمانی برگزار شد.

خانواده رامین سال گذشته و در اولین سالگرد جان باختن فرزندشان سکوت خود را شکسته و با روزنامه شرق مصاحبه کردند اما این روزنامه به دلیل فشارها و فضای داخل کشور ، این مصاحبه را منتشر نکرد.

خانم آقا ولی، امروز اما در آستانه دومین سالگرد جان باختن فرزندش می گوید که پرونده شکایت آنها مختومه شده است.

مادر رامین آقازاده قهرمانی توضیح می دهد: «من رفتم و رضایت دادم دیگر نمی کشیدم خیلی خسته ام کردند خیلی پیش قاضی حسینی در شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی رفتم و آمدم؛ اما دیگر نمی توانستم تحمل کنم. شوهرم بعد از قضیه رامین، دچار سکته مغزی شد و توی خانه بود من تنها می رفتم و دیگر نکشیدم واقعا . دیگر تحملم تمام شد وقتی در شعبه اول بازپرسی کسانی را که رامین را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند دیدم و برخی از آزاد شدگان از کهریزک گفتند که این افراد بودند که رامین را می زدند و به او فحش های ناموسی می دادند و توهین می کردند؛ به آنها گفتم که آن که می زدید جگر گوشه من بود و آن فحش هایی که می دادید به من بود. چطور توانستید آخر؟… بعد هم گفتم که شما را می سپارم به خدا که توکلم بر اوست».

از خانم آقا ولی می پرسم پس از اینکه آقای روح الامینی فرزند شما را به عنوان چهارمین قربانی کهریزک معرفی کرد ایا شما اجازه حضور در دادگاه نظامی و جلسات محاکمه عوامل این پرونده را یافتید؟

او می گوید: «نه به ما اجازه ندادند. ما هیچ یک از جلسات دادگاهی که آنها محاکمه و سپس محکوم شدند را نبودیم. ما خودمان شکایت کرده بودیم و پرونده مان در شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی بود و همان جا رسیدگی می شد اما خوب! در نهایت گفتند بهتر است رضایت دهید و دیه بگیرید و … گفتم ده میلیارد هم بدهید یک تار موی بچه من نمی شود. بعد دیدم بی فایده است چه چیزی را پی گیری کنم؟ به جایی نمی رسیدم که رضایت دادم و گفتم خدا جای حق نشسته؛ آخر اگر آن سه نفر را رسما پذیرفتند و دادگاه هم گرفتند آقای روح الامینی کاره ای بود نفوذی داشت من که نداشتم، من یک کارمند بازنشسته بودم و همسرم هم بازنشسته وزارت نیرو بود. تمام شد و آمدم اما سپردم به خدا که برایش من به عنوان یک کارمند بازنشسته با فلان مقام هیچ فرقی نداریم و دادمان را یکسان می ستاند. بگذارید اینها به بچه من شهید نگویند. چه فرقی میکند؟ ما خودمان را مگر میخواهیم گول بزنیم؟ بچه ها از دستمان رفتند و دیگر هم باز نمی گردند و ما نه شب داریم و نه روز. هر شب تا صبح بیداریم و فقط از خدا میخواهم مسببین همان بلایی سرشان بیاید که سر ما آمد نه بیشتر و نه کمتر».

از مادر رامین می پرسم وقتی در بازپرسی کسی که رامین را شکنجه کرده بود دیدید چه حسی داشتید و او چه پاسخی به شما داد؟ می گوید: «هیچی! او سرش را لای پاهایش کرد و هیچ نگفت؛ اما من حس نفرت داشتم، آخر من بچه ام را با دست خودم بردم تحویل دادم او را احضار کردند و من به قانون احترام گذاشتم بردم تحویل دادم و گفتند تا عصر آزاد می شود کاش پایم می شکست و نمی بردم. من به قانون و به آنها اعتماد کردم و اگر می دانستم چه بلایی سر بچه ام می آورند او را قایم می کردم و نمی بردم. حالا هم باید پاسخگوی من در آن دنیا باشند و من با این دنیا دیگر کاری ندارم».

خانم آقا ولی می افزاید: «الان هر چه بیایند و بروند و دلجویی بکنند دیگر فایده ای ندارد. ما دیوانه شدیم و رفت پی کارش. شوهر من بازنشسته وزارت نیرو است او سکته مغزی کرد وبه رختخواب افتاد نمیدانید او سالهای جنگ، شبانه روز برای مردمش چه گونه خدمت می کرد و من تنها بودم با فرزندانم و حالا جواب ما را دادند و این بلاها را سر بچه ام آوردند».

او می گوید که در دومین سالگرد جان باختن فرزندش نیز مراسمی خانوادگی و کوچک برگزار خواهد کرد همچون اولین سالگرد او؛ «در اولین سالگرد نمی دانستم باید بروم از دادستانی و اجازه بگیرم نرفتم و بعد گفتند نرفتید و نمی شود و … گفتم نمی خواهم! اصلا خودمان مراسم کوچکی برگزار کردیم. امسال هم مراسم کوچک خودمانی برگزار خواهیم کرد».

رامین آقازاده قهرمانی، 30 سال سن داشت و به گفته مادرش، پزشکی قانونی علت مرگ او را “نرسیدن خون به مغز و قلب بر اثر ضربات وارده بر نخاع” اعلام کرده است.

خانواده رامین پس از احضار فرزندشان او را به کلانتری تحویل دادند و در پی گیری از کلانتری متوجه شدند که فرزندشان به کهریزک منتقل شده است. او دو روز پس از آزادی در بیمارستان رسول اکرم جان باخت و مادرش می گوید که “آثار شکنجه بر بدن رامین کاملا مشخص بود ساق پاهایش خراش های وحشتناکی داشت بدنش کبود بود سرش چند جا برامدگی و شگستگی داشت و می گفت که او را از دست آویزان کرده بودند و کتک میزدند و …”

رامین آقازاده قهرمانی در قطعه 216 بهشت زهرا و در میان تدابیر امنیتی به خاک سپرده شده بود و خانواده او پس از دادن تعهد مبنی بر عدم سر و صد ا و عدم برگزاری مراسم، پیکر او را تحویل گرفته بودند.

اکنون در دومین سالگرد جان باختن رامین آقازاده قهرمانی، پرونده او مختومه شده و جمهوری اسلامی هر گز رسما از او به عنوان قربانی کهریزک نام نبرده است.

احمد نجاتی کارگر همچنان انکار می شود

احمد نجاتی کارگر نیز پس از آزادی و بر اثر شکنجه های صورت گرفته در زمان بازداشت جان باخت. او همچون رامین آقازاده قهرمانی می توانستند راویان واقعی شکنجه های صورت گرفته در زمان بازداشت باشند و از اتفاقاتی بگویند که در زمان بازداشت بر آنها و دیگر بازداشت شدگان گذشته بود اما هر دو جان باختند.

هرچند از کلانتری به خانواده رامین گفته بودند که او در کهریزک است اما خانواده احمد نجاتی کارگر هرگز از محل نگهداری فرزندشان اطلاعی نیافتند و خود او نیز پس از آزادی از محل نگهداری اش حرفی نزد. هرچند مسائلی که او درباره دوران بازداشت خود به خانواده اش نقل کرده بود آنها را به این نتیجه رساند که فرزندشان در بازداشتگاه کهریزک بوده است اما مسولان قضایی هرگز توضیحی درباره علت جان باختن آقای نجاتی کارگر ندادند و رسانه های حکومتی به انکار مرگ او نشستند.

در دومین سالگرد افشای بازداشتگاه کهریزک، منزلت محمدی، مادر احمد نجاتی کارگر در مصاحبه با “روز” از بی نتیجه ماندن و مختومه شدن شکایت شان سخن می گوید.

او سال گذشته و در اولین سالگرد جان باختن فرزندش  گفته بود که فرزندش را کشته و سپس فیلم ساخته و مدعی زنده بودن او شده اند.

احمد نجاتی کارگر، یکی از بازداشت شدگان بعد از انتخابات بود که بعد از آزادی، به دلیل عفونت شدید ریه ها و از کار افتادن کلیه هایش که حاصل شکنجه های زمان بازداشت بود جان باخت.

برنامه 20:30 تلویزیون جمهوری اسلامی با سناریو پردازی و برای زیر سئوال بردن فهرست منتشر شده از شهدا، همصدا با روزنامه کیهان، مدعی شد که احمد کارگر نجاتی زنده است.همزمان ماموران امنیتی وبلاگی به اسم این شهید ساختند و با انتشار دروغ هایی به نقل از او، اقدام به زیر سئوال بردن اسامی شهدای وقایع بعد از انتخابات کردند.

خانواده احمد نجاتی کارگر همان زمان در نامه ای با تکذیب خبر صدا و سیما اعلام کردند که فرزندشان “در قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 بهشت زهرا روی مهدی نجاتی کارگر که در سال 1381 فوت نموده دفن شده است و خبر منتشر شده در صدا و سیما مبنی بر زنده بودن احمد کذب محض است”.

مادر احمد نجاتی کارگر اکنون به “روز” می گوید: «به هیچ نتیجه ای نرسیدیم و در نهایت سپردیم به خدا».

او توضیح می دهد: «خانم نسرین ستوده، وکیل ما بود که او را بازداشت کردند. دو وکیل دیگرمان نیز هر چه برای پی گیری می رفتند نتیجه ای نمی گرفتند و اقایان به آنها می گفتند شما چرا کاسه داغ تر از آش می شوید چرا از اینها طرفداری میکنید و … چند بارخودم رفتم و به من هم جوابی ندادند و در آخر هم هر دو وکیل کنار کشیدند. ما هم دیدیم دیگر فایده ای ندارد سپردیم به خدا که خودش تقاص همه بچه هایمان را بگیرد نه فقط بچه من».

از خانم محمدی می پرسم یعنی در حال حاضر پرونده شما مختومه شده است؟ می گوید: «بعد از 8 ماه دوندگی پزشکی قانونی گفت که مرگ پسرم در اثر مسمومیت بوده. در حالیکه بچه من کلیه هایش از کار افتاده بود و دیالیز می شد او 9 روز در کما بود و بعد جان داد. پزشک پسرم هم به همسرم گفته بود که پی گیری کنید و پسرتان در اثر ضرب و شتم و کتک زیاد ، کلیه هایش به این روز افتاده ولی پزشکی قانونی اصلا به عفونت و از کار افتادن کلیه ها اشاره ای نکرده بود. بعد آن هم دیگر جوابی به ما نمیدادند و پرونده را مختومه کردند اما باز هم رفتم با اینکه به دادسرا راهم نمیدادند اما باز می رفتم و پی گیری میکردم تا دیگر خسته شدم و دیدم فایده ای ندارد آخر کسی به داد ما که نمی رسید».

او با اشاره به برگزاری دادگاه عوامل کهریزک در دادسرای نظامی می گوید: «برای خودشان دادگاه برگزار کردند و تمام شد؛ خوب! نباید به ما اطلاع می دادند؟ نباید ما در این دادگاه حضور می یافتیم تا حداقل آرام شویم؟ بچه من که با چیزهایی که تعریف میکرد کهریزک بوده؛ چرا نخواستند اصلا مشخص شود بچه من کجا بوده؟ چه کسی او را به این روز انداخته بوده؟ هر بار که سر خاک پسرم می روم می گویم مادر ایشالا اینقدر می مانم که ببینم باعث و بانی این فاجعه ها به خاک سیاه بنشیند».

مادر آقای نجاتی کارگر می افزاید: «به داد ما که نرسیدند با شما هم که حصبت میکنیم زنگ میزنند و تهدید می کنند آن بار که با شما صحبت کردم زنگ زدند و به همسرم گفته بودند چرا با بیگانگان حرف میزنید و اگر یکبار دیگر با بیگانگان صحبت کنید همان بلا را سر بچه دیگرت هم می آوریم. نمیدانم که کیست زنگ زده اما همسرم جوابش را داده بود. من هم گفتم اشکالی ندارد هر چه میخواهید بکنید همه ما یعنی من و پدر احمد و خواهر و برادرش از خدا هست پیش پسرمان برویم. نهایتش همین است دیگر میرویم پیش احمد. چرا نباید صحبت کنیم؟ زنگ میزنند دلجویی می کنند درد ما را می پرسند چرا با آنها حرف نزنیم؟»

مادر آقای نجاتی کارگر قبلا گفته بود که وقتی فرزندش آزاد شد «صورتش به شدت کبود بود و پهلوها و کمر و کلیه هاش به شدت درد میکرد وقتی لباسش را بالا زدیم تمام کمر و پهلوها کبود بود … می گفت چشمانمان بسته بود و نمیدانیم کجا بردند اما با چشم بسته یکباره می ریختند و با پوتین به جانمان می افتادند و شروع به زدن میکردند. می گفت که یک سری فیلم از درگیری ها پخش میکردند و با باتوم به جان ما می افتادند و اینقدر می زدند و می گفتند که باید اعتراف کنید و بگویید که فلان جا را آتش زده اید اما ما قبول نمی کردیم چون کاری نکرده بودیم. احمد می گفت در تمام مدتی که در آن بازداشتگاه بودیم درشبانه روز فقط یک سیب زمینی به ما میدادند که آن را هم پرت میکردند و می افتاد روی زمینی که پر از کثافت و خون بود و ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم ناچار می شدیم آن را بخوریم و …».

او اکنون نیز می گوید: «بعد از اینکه احمد از دستمان رفت. از طرف آقای قالیباف به منزلمان امدند و ابراز همدردی کردند با ما گریه کردند و رفتند بعد دیدم در همشهری یک نفر را آورده اند که خود را جای احمد جا زده و گفته من زنده هستم و پدر و مادرم ظالم هستند و دروغ میگویند که من مرده ام و … زنگ زدم به دفتر آقای قالیباف و گفتم شما آمدید خانه ما و ما خوشحال شدیم که برای دلجویی آمده اید این چی است که نوشته اید؟ برای یک مرده چرا سناریو می سازید؟ خانمی که جواب داده بود گفت ناراحت نباشید و پی گیری میکنیم. گفتم به آقای قالیباف بگویید دستتان درد نکند دیگر اینجا نیایید همدردی هم نکنید از این دروغ ها هم ننویسید بگذارید ما با درد خودمان بمانیم».

از خانم محمدی می پرسم که برخورد مردم با شما و خانواده تان چگونه است و می گوید: «من زیاد بیرون که نمی روم چند بار با مادران رفتیم و تلفن هایمان که کنترل است بلافاصله تماس می گرفتند که چرا دور هم جمع شده اید و … پارک لاله که مادران جمع می شدند دیگر نگذاشتند و وحشت در دل ما میندازند. می گویند حرف نزنید و … من هر بار که سر خاک احمد می روم برای این مادران هم دعا میکنم که پشتیبان ما هستند و از خدا میخواهم تقاص ما را بگیرد تا خدا است قاضی چی است؟ بنده های خدا کی هستند؟ فقط خدا می تواند تقاص ما را بگیرد و من هم سپرده ام به خود او».

پرونده رامین پوراندرجانی مسکوت ماند

رامین پوراندرجانی، به عنوان پزشک وظیفه، جان باختگان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود و پس از آن به صورت مرموزی درگذشت.

مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است. اما مدارکی که در اختیار “روز” قرار گرفت و منتشر شد نشان می داد که اظهارات مقامات مسئول در زمینه قتل رامین پوراندرجانی، واقعیت نداشته است.

پدر او تنها حرفی که میزند این است که پرونده شکایت شان به جایی نرسیده، مسکوت مانده و کسی پاسخگو نیست.

رضا قلی پوراندرجانی، پیش از این خواهان روشن شدن علت مرگ فرزندش شده و گفته بود: “پزشکی قانونی گفته است که رامین بر اثر مسمومیت جان باخته اما این نظر پزشکی قانونی خیلی مبهم است و ما نمیتوانیم این نظریه را بپذیریم . توضیح دهند چگونه مسموم شده و چه کسی یا کسانی او را مسموم کرده اند”.

او در اولین سالگرد جان باختن فرزندش نیز گفته بود: “میدانیم که شکایت ما به هیچ جایی نخواهد رسید، از اول هم می دانستیم کسی پاسخگو نخواهد بود و نتیجه ای نخواهیم گرفت، اما شکایت کردیم تا هم ثبت شود هم روح پسرمان آرام گیرد. ما بچه مان را در کمال سلامت و شادابی به نیروی انتظامی تحویل دادیم و جنازه اش را تحویل گرفتیم. گویا قسمت مان این است که همین طور بسوزیم وگرنه اصلا بیایند چند نفر را معرفی و اعدام هم بکنند مگر دردی از ما دوا می شود؟ حالا هم که اصلا هیچ رسیدگیای در کار نیست”.

مادر رامین نیز پیش‌ از این، خودکشی فرزندش را رد کرده و گفته بود که فرزندش اهل خودکشی نبوده است.

“روز” اما سال گذشته مدارکی را منتشر کرد که نشان میداد ادعاهای مسولان مبنی بر خودکشی آقای پوراندرجانی واقعیت نداشته است. براساس این اسناد ستوان نوریان، افسر کلانتری 129 تهران در گزارش خود از صحنه قتل رامین پوراندرجانی نوشته است: “آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود”. این گزارش اولیه افسری بود که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده است.

اما این امر از سوی پزشکی قانونی کاملا نادیده گرفته شده و بدون هیچ گونه اشاره ای به این موضوع و توضیح اینکه علت آثار کبودی و خون مردگی در گردن رامین پوراندرجانی چه بوده، در گواهی صادر شده، دلیل مرگ این پزشک جوان مسمومیت ذکر شده است. پزشکی قانونی البته درباره نوع مسمومیت نیز هیچ گونه توضیحی نداده است.

به دنبال افشای این مسئله رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در نامه ای به مراجع قضایی و بازپرس پرونده نوشته: “مرگ رامین حالت طبیعی نداشته و خودکشی نکرده و صورت جلسه اولین معاینه محل زمان کشف جسد در محل کار رامین دلالت دارد که رامین را از ناحیه گردن خفه کرده اند”.

آقای پوراندرجانی در خصوص تشکیل دادگاه عوامل کهریزک در دادسرای نظامی نیز به “روز” گفته بود: “در این دادگاه اصلا ما را به حساب نیاوردند، شاید اگر در این دادگاه مسائل واقعا رو و حقایق کاملا بیان می شد، سرنخی از مساله رامین هم به دست می آمد اما اصلا ما را دعوت نکردند. آقای روح الامینی از روند رسیدگی در این دادگاه اظهار رضایت کرد اما من برخلاف آنها اصلا راضی نیستم حداقل باید ما را نیز دعوت میکردند نه اینکه پرونده پسرم در دادسرای جنایی مسکوت بماند. می گویم که ما هیچ کسی را نمی بخشیم و این عدالت نیست”.

منبع: روزآنلاین/ فرشته قاضی


22 پاسخ به “کهریزک و قربانیانی که انکار می شوند”

  1. ناشناس گفت:

    نام و مشخصات و سوابق خبرنگارهای 20 و 30 را که در برنامه سازی هایی چنین دروغ شرکت داشته اند را اعلان کنید.

  2. ناشناس گفت:

    حالا اگر قبول بکنند چه میشود؟ قاضی مرتضوی محکوم میشود
    تا ده سال یکی تائید میکنه یکی تکذیب تا شاکی ها هم جان به جان آفرین تسلیم کنند و عمرشان را بدهند به بازجوها و قاضی ها و متجاوزین ووووو
    مثلا شهید روح المینی را قبول کردند چی شد قاضی مرتضوی محاکمه شد؟ تو مملکت ما جرم فقط ماله رده پائینی هاست
    مردم برای انتخابات به هم اطلاع رسانی بکنید تا مثل سهام عدالت گول نخورند
    مثل سفر کارت گول نخورند
    حتی مثل یارانه ها گول نخورند که ماهی 44000 تومن بدن و بعد بنزین رو 7 برابر کنند و برق و گاز و گوشت و میوه و نان وووووووو گران کنند
    فقط با تحریم انتخابات خواهند فهمید اعتباری ندارند حتی اگر آمارهای دروغین بدهند و مثلا بگویند به جای 40 میلیون 50 میلیون شرکت کرده اند

  3. ناشناس گفت:

    آدم می ماند که چه بگوید، چه بنویسد!
    ولی اینها به خودشون هم رحم نمی کنند چه رسد به مردم عادی!

  4. پروین گفت:

    در تحقیق و تفحصی که مجلس انجام داد قاضی مرتضوی به عنوان متهم ردیف اول معرفی گردید. اما رئیس جمهور او را ارتقا درجه داد و این
    فقط یک معنی دارد که مرتضوی اجرای دستورات را درست انجام داده است . مرتضوی با خس و خاشاک مبارزه کرده بود.این اقایان برای مردم
    به اندازه یک مهره سوخته هم ارزش قائل نیستند. جناب رئیس جمهور دروغکو حتی لازم ندید که در مقابل اذهان عمومی به صورت دروغ از
    سعید مرتضوی رفع اتهام نماید.با اینکه دروغ هم اگر بود می توانست عده کمی را مجا ب نماید .رئیس جمهور به خوبی می دانست که قاضی
    مرتضوی از بهترین مهره های نظام است و نباید همچون سعید امامی حذف شود.او می دانست که در مقابل خس و خاشاک به امثال مرتضوی
    شدیدا نیازمند است. کسانی فاقد وجدان بشری هستند و به اسانی افراد بیکناه را هدف می گیرند و شلیک می کنند.
    قطعا اگر از سوابق او (مرتضوی) پرسیده شود خواهند گفت : مشاعی هر وعده سه ساعت نماز می خواند و مر تضوی به علت کار مردم
    بناچار نمی تواند بیشتر از دو ساعت در هر وعده نماز بخواند!!
    کشته شدکان کهریزک و بازداشتی ها شانس اوردند که پسر اقای روح الامینی در بین انها بود وگرنه شاید هنوز در کهریزک فرزندان این مردم
    کشته می دادند.رامین پور اندرجانی هم شاید مظلوم ترین شهدای کهریزک باشد که بعد از مرگ اتهام همکار بودن با مرتضوی را از طرف نظام
    جمهوری اسلامی دریافت کرد.
    کلامی خدمت اقای قاضی سعید مرتضوی:
    با تو با چه زبانی سخن باید گفت ؟ تو چگونه موجودی هستی؟ تو چگونه این اتهامات را با خودت حمل میکنی؟ تو با چه رویی هر روز با زن و
    فرزند خود روبرو می شوی؟ تو ایا می توانی با فرزند خود سخن بگویی؟ ایا به فرزندان خود نیز روش زندگی خودت را می اموزی؟
    از همکارانت نمی پرسم چون شاید …..ولی نه مطمئن هستم که کارمندانت نیز نمی خواهند جای تو باشند ” تو تابلو شده هستی!
    چند نفر از بهترین فرزندان وطن را به بند کشیده ای؟ راستی ایا ( وطن) برای تو معنی دارد؟ اگر جوابت اسلام و از این حرفها با شد هرگز
    شنوده ای نخوا هی داشت . زیرا که ان حرفها مربوط به ازادگان است نه مربوط به قاتلان.
    راستی مرتضوی من خیلی به تو و سرنوشت تو فکر می کنم . تا کی تحمل خواهی کرد؟ احمدی نژاد هم که فاتحه اش خوانده شده و
    بعد از او کجا خواهی رفت؟ به نظر من به کره شمالی بروی شاید برای مدتی از دست عدالت خلاص شوی..
    به نظر من دیگر به هیچکدام از رفقایت اعتماد نکن چون حتما برای خلاصی خودشان هم که شده تو را لو خواهند داد. جای خوبی هستی
    و تا می توانی پول جمع کن . اگر چه شاید تا حالا جمع کرده باشی ولی هر چه بیشتر بهتر .
    ولی خدا وکیلی احمدی نژاد برای تو خیلی مردی کرد . به نظرم اگه به دادت نمی رسید سرنوشت سعید امامی نصیبت شده بود.
    فرار کن . فرار کن و خودت را گم و گور کن چون هنوز برای امرانت تهدید هستی . تو یک مهره سوخته هستی وخطر ناک برای بالا دستان.

  5. امیر گفت:

    آقای خامنه ای، چه جوابی به خداوند خواهی داد؟

  6. ناشناس گفت:

    بارها گفته و نوشته ام، محاکمه کهریزک، محاکمه رژیم است.. درست مانند محاکمه سینما رکس آبادان که عده ای بدبخت و بی گناه را محاکمه کردند و متهمان اصلی به حکومت رسیدند. کهریزک دستور مستقیم خودشان بود و با متهمین و آمرین هیچ کاری نخواهند کرد.

  7. minoo- ghahreman گفت:

    من که شرمم شد این مطلب را خواندم

    آقایان این اعمال تحت لوای اسلام انجام شده؟

    ابا‌ها را در آورید عمامه‌ها را به زمین بگذارید

    که قرآن‌ها را بر سر نیزه برید و قسم من نمی‌دانستم کنید کسی‌ شما را باور نخواهد داشت

    آیا ما برای این کارها انقلا ب کردیم ؟

    از دیو و د د ملولم و انسانم آرزوست

    با کسانی‌ که اینکار‌ها را در هر لباسی با هر فکری انجام داده‌ند

    سخنی دارم سلامت هستید ؟ خانواده خوبند ؟ خوب می‌خورید ؟

    خوب میخوابید ؟

    عشق به خدا عشق به مخلوقش را به دنبال دارد

    پس خدا پرست نیستید

    چون ابتدا باید خدا ترس باشید به شما هم خیانت کردند و از خدا دورتان نمودند

    کاش زن بودید ! چون از مردی به مردانگی نرسیدید درجا مه‌ وفاداری ` متاسفم

  8. ایرانی گفت:

    این چه حکومتی است که با جوانان این مرز و بوم چنین وحشیانه و بیرحمانه رفتار می کند ایا این حکومت ایرانی واز خودمان است من که شک دارم

    بخدا وقتی این مطالب را از زبان این مادر داغدیده خواندم اشک امانم را بریده بود خدایا چه کسانی بر مردم ایران چکومت می کنند

    مادر این جوان جگر گوشه اش را با دست خودش برای احترام به قانون و به امید عدالت تحویل این ددمنشان داده چون فکر می کرد

    قانون بر کشور حاکم است و بر او ظلم نمی شود ولی چند روز بعد جسد شکنجه شده جگر گوشه اش را تحویل می گیرد

    این حکومت از ما نیست وگرنه با جوانان و مردم ایران این چنین وحشیانه و بیگانه رفتار نمی کرد لعنت خداا بر این ظالمان

  9. یا حسین میر حسین گفت:

    درود بر همه شهیدان جنبش سبز

    مادر خدا صبرت دهد و ظالمین را هم در دنیا وهم در اخرت مجازات کند

    ای حکومت ظالم و غاصب میر حسین موسوی و کروبی و زندانیان سیاسی را هر چه زودتر ازاد کنید

  10. ناشناس گفت:

    یک روزی مردم ایران با یاری خدای مهربان تقاص این عزیزان بی گناه را از این نامردمان که به نام دین و اسلام در ایران حکومت می کنند خواهند گرفت و ان روز دیر نیست

  11. ناشناس گفت:

    رهبری و دولت باید جوابگو باشند که نیستند چون کار خودشان است

  12. ناشناس گفت:

    باید کسی را که قاضی مرتضوی را هار کرد و انداخت به جان مطبوعات و مردم محکوم کرد. این بدبخت ها که کسی نیستند. باید از سرچشمه خشگاند. البته این مرتضوی ها را نیز باید به سزای اعمالشان رساند که به خاطر یک دستمال قیصریه را آتش نزنند و بعد هم ادعا نکنند ما مامور بودیم و معذور. یکی هم از اینها نپرسد پدرصلواتی اگر طرف می گفت پنجره را باز کن و خودت را پرت کن باز همین کار را می کردی یا عقلت را به کار می بردی.

  13. سید جواد گفت:

    وقتی بحث انتخابات می شود قبلش با نقل و شیرینی پذیرایی می شوی و وقتی کار از کار گذشت و چیزی برایشان نماسید با باتوم و ارعاب و لباس شخصی و… پذیرایی می شوی. صد رحمت به قانون ج ن گ ل

  14. یک پزشک گفت:

    رامین چند روز قبل از مرگش طی تماس تلفنی به من گفت که به علت مسایلی مجرم شناخته شده است که هیج کدام از جرمهای ایشان ثابت نشده و نخواهد شد و چند روز بعد از این تنشها که با مرگ رامین تا حد زیادی در ابهام ماند تماما نشانگر کشته شدن رامین پزشک باسواد با اخلاق و باز هم باسواد است.کلام اول اینکه انصاف. دوم ما مظلوم نیستیم ولیک خدا بر حق است..خدا با ماست.سوم باشد با خودت اگر انصاف داشتد بیاندیش تا مرگ با تو باشد نه با ما!!!! فقط بیاندیش که دیگر چاره ای نخواهی داشت و تو ای قاتل حرف حق و انصاف تو بماند با خود خدااااااا

  15. مشهد گفت:

    خداوند رحمتتان فرمايد كه با نثار جانتان ظالمان
    حكومتي را جانانه رسوا كرديد.
    اسامي اين ظالمان از آمران و شكنجه گران گرفته تا
    همكاران صدا و سيماييشان را منتشر كنيد

  16. بامداد گفت:

    پس از دریافت تصاوير اعدام ها
    ژاپن فروش جرثقیل به ایران را به دلیل استفاده از آن در اعدام ها را متوقف کرد
    جمعه 14 شعبان 1432هـ – 15 ژوئیه 2011م

  17. ناشناس گفت:

    این درست است که مرتضویها و احمدی نژادها مقصر هستند ولی اینها مامور بودند مقصر اصلی و ژنرالهای پشت پرده چی ؟! تا کی میخواهید دو پهلو و سانسور شده صحبت کنید ؟! موسوی و کروبی محبوب ملت و جنبش سبز را آیا مرتضوی حبسشان کرده یا به دستور ولی فقیهه و ژنرالهایش ؟!

  18. تهران گفت:

    امیرالمؤمنین (ع): از دعای مظلوم بترسید، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که حقّی از او خواسته شود و ندهد
    از حضرت صادق علیه السلام مروی است که بترسید از ظلم کردن، به درستی که دعای مظلوم به آسمان بالا می رود و به محل استجابت می‌رسد.
    حضرت محمد(ص) :[بترس از دعای مظلوم، حتی اگر آن مظلوم کافر باشد، چراکه بین آن دعا و خداوند هیچ مانعی نیست.

  19. ناشناس گفت:

    امام حسین (ع) : ]بترس از ظلم به کسی که پناهی جز خدای یکتا ندارد

  20. تهران گفت:

    امام حسین (ع) : ]بترس از ظلم به کسی که پناهی جز خدای یکتا ندارد

  21. ناشناس گفت:

    ما را به چوب و رخت شبانی فریفته اند
    این گرگ سالهاست که با گله آشناست

  22. ماااااااااااااااااااااا گفت:

    اللهم عجل لوليك الفرج