آقایان سپاهی! چرا نظر صریح امام را تحریف میکنید؟
چکیده :بر فرض که رهبری تایید کند که سپاه باید در کار سیاسی دخالت کند. معلوم است که مصلحتاندیشی حضرت امام، برتر و درستتر است و آبروی نظام و نیروهای مسلح را بهتر حفظ میکند. این نظر امام از آن مواردی نیست که بشود با یک مصلحت دیگری آن را کنار زد....
علی شکوهی
متاسفانه باز هم آقایان سپاهی در جایگاهی فراتر از مسئولیت و وظیفه خود وارد عرصه سیاست شدند و برای دیگران خط و نشان کشیدند و به جای سیاسیون و برای چهرههای شاخص سیاسی و یک جریان بزرگ درون جبهه انقلاب، طرح عملیاتی و نقشه راه ترسیم کردند. این وضعیت متاسفانه آنقدر ساختاری و عمومی شده است که امروز اگر از دوران امام و نظرات ایشان در زمینه عدم دخالت سپاه و بسیج در امور سیاسی سخن بگوییم، گویی داریم مرتکب کبیره میشویم و این ما هستیم که باید خودمان را اصلاح کنیم.
من به سخنان سردار جعفری کاری ندارم که از سوی خیلی از افراد به ایشان جواب داده شد بلکه به سراغ سخنان سردار همدانی میروم که در مصاحبه با روزنامه تهرانامروز در باره علت ورود سپاه به سیاست سخن گفته است.
چرا دخالت نظامیان در سیاست؟
سردار همدانی در پاسخ به این سئوال که سپاه و بسیج تا کجا میتواند وارد سیاست شود، میگوید: وقتی ما میگوییم همه مردم ما بسیجیاند و اگر قرار باشد این بسیج وارد فعالیتهای سیاسی نشود، پس چه کسی باید فعالیت سیاسی کند؟!
در باره دخالت سپاه در سیاست هم بلافاصله میگوید: مگر میشود سپاه از بسیج جدا باشد. سپاه دارد بسیج را مدیریت میکند.
به این شیوه استدلال آقای همدانی توجه کنید. مردم ما همه بسیجی هستند و چون مردم میتوانند و باید در سیاست دخالت کنند پس بسیج هم باید در امور سیاسی دخالت کند. از طرفی سپاه هم از بسیج جدا نیست و دارد بسیج را مدیریت میکند پس سپاه هم میتواند در امور سیاسی دخالت کند.
حالا این روش استدلال را در مورد وزارت اطلاعات به کار بگیرید. در آن صورت باید بگوییم ما مردمی داریم که همه اطلاعاتی هستند و در عین حال باید در سیاست هم دخالت کنند پس نمیشود که وزارت اطلاعات در مسائل سیاسی دخالت نکند. حتما دوستان به خاطر دارند که وقتی امام خمینی از بسیج به عنوان ارتش ۲۰ میلیونی یاد کردند در مسائل امنیتی از اطلاعات ۳۶ میلیونی سخن گفتند یعنی با این حساب، اطلاعاتیها بیش از بسیج و سپاه حق مداخله در امور سیاسی کشور را دارند!
این یک مسئله روشن و بدیهی است که نیروهای نظامی به عنوان نهادی ملی باید فراتر از صفبندیهای سیاسی قرار داشته باشند و در حوزه مسائل سیاسی که حوزه عمل احزاب و گروههای سیاسی است، نباید مداخله کنند. این امر نهادهای نظامی را در جایگاهی فراتر از احزاب سیاسی قرار میدهد و مداخله سیاسیون در امور ارتش و نظامیان را هم منع میکند و حیثیت نیروهای مسلح را برای مواقع خاص از جمله دفاع از تمامیت ارضی و موجودیت کشور و مقابله با جنگهای مسلحانه داخلی، حفظ خواهد کرد. تنزل جایگاه این نیروهای ملی به سطح احزاب و گروههای سیاسی، باعث آسیبپذیری آنان میشود چون مجبورند مانند یک حزب سیاسی عمل کنند و به تایید و رد افراد و احزاب بپردازند و همین امر، شان آنان را نازل میکند و ورودشان به بازی قدرت و سیاست را موجب میشود. در آن صورت در شرایط خاص، نباید انتظار داشت که همگان به حمایت از نیروهای مسلح برخیزند و در انجام ماموریتها، به آنان کمک کنند چرا که تا دیروز مانند یک رقیب سیاسی با آنها مواجه بودهاند و امروز نمیتوان انتظار داشت که همان جایگاه ملی و فراجناحی را برای آنان قائل باشند.
امام خمینی با اطلاع از همین نکات و با توجه به تجربه عام بشر در حکومتداری، بر این نکته تاکید کردند که ارتش و نیروهای مسلح نباید در امور سیاسی دخالت کنند. ایشان میفرمایند: «همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسى کنار باشد، آنها یک چیزى مىفهمند که مىگویند این را. ما که مىخواهیم که سپاه و ارتش جنداللّه باشند و دستهبندى نداشته باشند و جهات سیاسى را کنار بگذارند، براى اینکه اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم.»
نفی شرکت در احزاب و بازیهای سیاسی
وقتی صحبت از عدم مداخله سپاه و بسیج در فعالیتهای سیاسی میشود، دوستان سپاهی و حامیان آنها فورا به سراغ یک بخش از سخنان امام خمینی میروند و میگویند ایشان عضویت نیروهای نظامی در احزاب را نهی کردند نه دخالت در سیاست را و بعد نتیجه میگیرند که ما نظر امام را زیر پا نگذاشتیم. اما واقعیت چیز دیگری است. در واقع امام خمینی هم از عضویت در احزاب سیاسی نهی کردند و هم مشارکت در بازیهای سیاسی را و منظورشان از بازی سیاسی دقیقا همین موضوع انتخابات است.
امام خمینی در این باره در مقطعی فرمودند: «براى سپاهیها جایز نیست که وارد بشوند به دستهبندى و آن طرفدار آن یکى، آن یکى طرفدار آن یکى. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه مىگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مىشود، جریانى دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ براى سپاه جایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى که دارد، از آن مطلبى که به عهده اوست باز مىدارد و همین طور ارتش را».
این سخن امام خمینی واضح است و نباید تحریف شود. انتخابات یکی از بارزترین نمونههای کار سیاسی است که باید به احزاب و گروهها و افراد سیاسی اختصاص یابد و نباید نظامیان در آن مداخله بکنند. باز هم تجربه همه کشورهای جهان – البته جز نظامهای دیکتاتوری و کودتایی – چنین به ما میآموزد که نظامیان نباید در امر انتخابات مداخله کنند و باید آمد و رفت نیروهای سیاسی در دولتها، برایشان علیالسویه باشد. این نیروها در حیطه مسائل ملی باید عمل کنند و نه در حد یک حزب سیاسی و برای روی کار آوردن دولتی خاص. معلوم است که اگر چنین کنند جایگاه خود را به عنوان یک نهاد فراجناحی از دست میدهند و موضوع مناقشه میشوند.
ممکن است پرسیده شود که آیا معنای این سخن این است که نباید بینش و آگاهی سیاسی در نیروهای مسلح ایجاد شود و افراد عضو ارتش یا سپاه یا بسیج نباید در انتخابات شرکت کنند و رای دهند؟ پاسخ این پرسش روشن است. آگاهی سیاسی مورد نیاز برای نیروهای نظامی، از جنسی نیست که یک عضو حزب سیاسی به آن نیاز دارد و بنابراین باید موضوعاتی مورد توجه قرار گیرند که به وضعیت عمومی انقلاب و کشور و دوستان و دشمنان آن در سطح منطقه و جهان مربوطند. این آگاهیها را نباید با آنچه احزاب سیاسی برای اعضا و هواداران خود آموزش میدهند، یکی تلقی کرد. متاسفانه امروز آنچه تحت عنوان آموزش سیاسی در سپاه و بسیج و در دورههای موسوم به طرح بصیرت و هدایت و … آموزش داده میشود، هیچ تناسبی با وضعیت حقوقی و مسئولیتهای این نهاد ندارد. اعضای این نهادها، به گونهای آموزش میبینند که بتدریج به دشمن یک جبهه سیاسی درون انقلاب تبدیل میشوند و به مسائلی توجه نشان میدهند که کار رقبای سیاسی است نه یک نهاد فراجناحی و فراحزبی. صدها کتاب و جزوه و نشریه در طی سالهای گذشته از سوی این نهاد منتشر شده و هزاران جلسه توجیهی از سوی شاگردان آیتالله مصباح برای رابطین سیاسی و فرهنگی و روحانیون این نهادها برگزار شده است که محتوای آن را عموما ایجاد دشمنی با یک طیف سیاسی درون جبهه انقلاب و یاران امام و مدیران و مسئولان سابق نظام و خادمان بزرگوار انقلاب تشکیل میدهد. اینها چه ربطی به جایگاه و شان این نهادهای نظامی دارد؟ این آموزشها را باید احزاب مخالف اصلاحطلبان برای اعضای خود در نظر بگیرند و در نشریات خود منتشر کنند و البته حق پاسخگویی هم برای آنان در نظر بگیرند نه این که یک تشکیلات نظامی که از بودجه عمومی استفاده میکند و از شانی فراتر از احزاب و گروههای سیاسی برخوردار است، چنین کارکردی از خود نشان دهد.
نکته جالب این است که این دوستان خود میدانند که نباید چنین کنند ولی باز هم چون مداخله در امور سیاسی به وظیفه اصلی آنان تبدیل شده است، شاهد رفتارهای اینچنینی از سوی آنان هستیم. سردار همدانی در فرازی از این گفتگو میگوید: «منظور امام(ره) و رهبر معظم انقلاب این است که ما نباید وارد احزاب سیاسی شویم، مانند دوران جنگ که تمام احزاب و جناحهای سیاسی در جنگ مشارکت داده شدند. مثال سادهای بزنم. اگر بر فرض سپاه بیاید طرفدار تیم استقلال شود، طبیعی است که غلط و اشتباه است. هیچ گاه نباید سپاه طرفدار تیم استقلال شود. سپاه طرفدار هر دو تیم پایتخت و به عبارتی طرفدار همه تیمها و باشگاههای فوتبال است».
در فرازی دیگر، سردار همدانی رسالت سپاه را روشنگری معرفی میکند و از جمله میگوید: «هنگامی که قصد داریم روشنگری و آگاهسازی کنیم اگر وارد جریانهای سیاسی شویم قطع و یقین حرکت و نهضت ما بیاثر خواهد بود لذا نباید نام اشخاص، احزاب و گروهها را ببریم».
این ادعاست و در عمل اصلا اینچنین نیست و سپاه در انتخابات به صورت علنی و رسمی یک طرف را بر میگزیند و با تمام توان به حمایت از نامزد مورد حمایت خود میپردازد. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ واقعا دوستان سپاه و بسیج طرفدار هر دو تیم پایتخت و حتی طرفدار همه باشگاهها بودند؟ از ارائه شاهد و مثال میگذرم و فقط همین را متذکر میشوم که سپاه و بسیج و نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه با تمام وجود به طرفداری از احمدینژاد وارد صحنه شدند و برای رای نیاوردن میرحسین موسوی، عمل کردند.
ما موافق این هستیم که اعضای بسیج و سپاه و همه نیروهای مسلح با آگاهی و شناخت در انتخابات شرکت کنند و حتما به نامزدهای مورد نظر خود رای بدهند اما اعتراض ما اولا به این است که این مشارکت باید فردی باشد نه تشکیلاتی و سازمانی و ثانیا نباید بودجه عمومی که به این نهادها اختصاص مییابد خرج حمایت از یک نامزد خاص شده و علیه نامزدی دیگر بکار رود. طبعا اگر نظامیان با اعلام نظر خود، به یک طرف منازعه تبدیل نشوند و امکانات عمومی و تشکیلاتی را در خدمت یک جریان سیاسی قرار ندهند، میتوانند در این گونه فعالیتهای عمومی سیاسی به صورت فردی شرکت کنند و هیچ کس با آن مخالف نیست.
انحرافی بزرگتر از انحراف اصلی
متاسفانه وقتی سپاه و بسیج در اصل مداخله در امور سیاسی دچار انحراف شده باشند در دیگر مسائل از جمله نحوه کار سیاسی هم طبیعی است که دچار انحراف شوند.
سردار همدانی در این باره که آیا ضرورت دارد اصلاحطلبان وارد انتخابات شوند یا خیر، میگوید: «ملت ما تصمیم میگیرند. کار ما این است که همه گروهها را برای مردم معرفی و روشن کنیم. یعنی مبلغین، روحانیت، سپاه، نخبگان و دانشگاهیان ما باید کاری کنند که مردم احزاب و کاندیداها را بشناسند. سپاه به عنوان دستگاهی که در بخش امنیت نقش دارد باید اینها را به مردم معرفی کند. مگر میتوان انتظار داشت که سپاه در این زمینه بیکار باشد؟! مگر سپاه یا نیروی انتظامی میتواند کسی را که میداند روزی دزدی میکند را به مردم معرفی نکند؟! حتما این کار را انجام میدهد. باید به مردم تذکر دهد که ممکن است این فرد روزی به شما دستبرد بزند لذا ما الان نظری نمیدهیم. تنها معرفی و روشنگری میکنیم. مردم هستند که درصحنه انتخاب میکنند».
به منطق سردار توجه کنید! کار آگاهی سیاسی دادن به مردم را وظیفه سپاه معرفی میکند در حالی که این، کاری سیاسی است و باید احزاب رقیب برای نقد مواضع و دیدگاههای یکدیگر وارد عمل شوند و نظامیان حق ندارند در این زمینه کاری انجام دهند. این اتفاق حتی اگر برای اعضای خود سپاه و بسیج هم بیفتد یعنی معلوم شود که در این نهادها، علیه گروهی از نیروهای سیاسی، تبلیغ و تلاش میشود، جرم است و دلیلی ندارد که نهادهای فراجناحی وارد مناقشات سیاسی شوند و برای رای آوردن نیروهای سیاسی خاص یا افرادی مشخص، اقدام کنند.
از سوی دیگر سردار همدانی میگوید کار نیروی انتظامی این است که به مردم هشدار بدهد که فلانی یک روزی دزدی خواهد کرد! واقعا کار نیروی انتظامی این است؟ الان نیروی انتظامی همه آدمهای مملکت را میشناسد و آینده رفتار و کردار آنان را میداند و به مردم هشدار میدهد که مواظب باشید فلانی از شما دزدی نکند؟ درک آقایان از کار و مسئولیت نیروی انتظامی این است؟ با این قیاس میتوان نتیجه گرفت که سپاه هم در کار سیاسی دخالت کند و نسبت به برخی از نیروهای سیاسی کشور، آیندهنگری و حتی غیبگویی کند و به این بهانه، علیه برخی از نیروهای انقلاب و به نفع گروهی دیگر وارد عمل شود؟ آیا این امر نشان نمیدهد که سپاه با این استدلالهای ضعیف، در گذشته هم بیطرفی خود در مسائل سیاسی را کنار گذاشت و وارد بازیهای سیاسی شد و مانند یک حزب سیاسی عمل کرد؟
مصلحتاندیشی امام، مصلحتاندیشی رهبری
برخی از دوستان که میدانند یک تخلف آشکار صورت گرفته و سپاه از جایگاه خود خارج و وارد مسائل سیاسی داخلی شده است، اقدام به توجیه موضوع میکنند و مدعی میشوند که دخالت نکردن سپاه و بسیج در سیاست یک مصلحتاندیشی از سوی امام خمینی بود و اینک رهبری، مصلحت را در مداخله سپاه در امور سیاسی میدانند و چون باید به نظر ولی فقیه زنده و کنونی، عمل شود بنابراین باید مداخله سپاه در امور سیاسی را پذیرفت.
اولا معلوم نیست که رهبری هم حاضر شود این تحلیل را بپذیرد و تایید کند که به نظر او سپاه باید در کار سیاسی دخالت کند.
ثانیا بر فرض که چنین باشد معلوم است که مصلحتاندیشی حضرت امام، برتر و درستتر است و آبروی نظام و نیروهای مسلح را بهتر حفظ میکند و برای ساختن الگویی برای مردمسالاری دینی، مناسبتر است.
ثالثا این نظر امام از آن مواردی نیست که بشود با یک مصلحت دیگری آن را کنار زد چون یک تجربه موفق و کارآمد را که نمیشود بر اساس دستاوردهای کوتاهمدت یک سیاست غلط، نادیده گرفت.
رابعا همیشه رهبری تاکید داشتند که وصیتنامه امام خمینی راهنمای حرکت نظام است و باید مبنا قرار گیرد. آیا باور کردنی است که خودشان اولین کسی باشند که این وصیت را نادیده بگیرند و با این روش، به کشور آسیب برسانند؟ به این فراز از وصیتنامه حضرت امام دقت کنید. ایشان هم بسیج را در کنار دیگر نیروهای مسلح قرار دادهاند، هم عضویت در احزاب را در کنار مشارکت در بازیهای سیاسی با هم نفی کردهاند، هم از رهبران بعد از خود خواستهاند که از این امر جلوگیری کنند:
«وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگهدارند. در این صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند که – بیاشکال به تباهی کشیده میشوند – و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد».
با این صراحتی که در وصیتنامه هست، جای هیچگونه دلیلتراشی برای این گونه تخلفات وجود ندارد و هر کسی در هر مقامی بخواهد این نکته را نادیده بگیرد و بر جواز مداخله سپاه در امور سیاسی از جمله انتخابات حکم کند، قطعا خلاف قانون، خلاف رویه جاری در تمام کشورهای غیردیکتاتوری، خلاف مصلحت جامعه و انقلاب و کشور و خلاف وصیتنامه امام خمینی عمل کرده است.
منبع: وبلاگ نویسنده














باسلام
یادش بخیر زمان جنگ
یاده شلمچه و طلائیه و فاو و فکه بخیر
شهید همت بود با آراستگی ادب و لبخندی بر لب و با لباسی خاک آلود و آرم سپاهی بر سینه
چقدر دوستش داشتیم و وقتی خودم برای اولین بار در سال 65 این لباس را پوشیدم پدر و مادرم لذت بردند و به آن افتخار میکردند عکسم را پدرم با این لباس به همه نشان میداد که پسرم سپاهی شده البته نمیدانست آن لباس را برای تشیع جنازه یکی از دوستانم پوشیده بودم اما به هر جهت آرم قشنگی داشت
وقتی تانکهای دشمن را غنیمت می گرفتیم همین آرم را روی آن با کلیشه میزدیم و چه صفائی داشت و احساس غرور میکردیم
جنگ به پایان رسید و سپاه درجه ای شد و اولین شکاف ایجاد شد
رفت در کار سازندگی و اتوبان سازی و از اینجا بود که فهمید پول دار هم میشود شد
اسکله ساخت و صداشو در نیاورد و وقتی آقای احمدی نژاد افشاء کرد توجیح کرد
یاد سپاهیان زمان جنگ بخیر
یاد بسیجیان زمان جنگ بخیر
حیف از سپاه
حیف از بسیج
در وقایع انتخابات وووو
لرزه بر تن هر انسانی انداختند و فکر کردند قدرت یعنی سرکوب همشهریان و هموطنان
امام اینجا را خوانده بود و در بند لام وصیتش صراحتا عدم دخالت قوای مسلحه را در سیاست اعلام نمودند
اما چون امام نبود وصیتش هم نبود و خاک خورد
الان از سپاه برای جنگ سایبری و حک شدن ایمیلهایمان می ترسیم
از سپاه برای شنود موبایلها می ترسیم
از سپاه برای خواندن اس ام اس ها می ترسیم
از کتک خوردن و بازداشتگاه هایش می ترسیم
بخدا
بخدا
با آنها هم سنگر بودم
اما زمانی که 51 درصد سهام مخابرات را به نام بخش خصوصی خرید فهمیدم که سپاه هم نابود شد و بنده زر و سپس زور
دیگر از آرم روی سینه آنها می ترسم
یاد زمان جنگ بخیر ، که دشمنان آن سوی مرز بود و برای مردم کشورمان می جنگیدیم نه اینکه الان ، آنها بترسانیم وووووو
آری از این آرم می ترسم
بالخره سپاه باید یک روز بشینه با خودش فکر کنه که می خواد انقلابی رو که خون شهیدان پای آن ریخته شده محافظت کنه یا دنبال سهم خواهی قدرته. وقتی وضعیت خودش رو روشن کرد به ما هم خبر بده که تکلیفمون رو باهاش بدونیم. ولی اگر خیلی دوست داره سیاسی کاری کنه بد نیست که به حکومتهای سوریه و پاکستان یک نگاهی بندازه.
1. امروز عقلانیت، مدیران را به ادغام نهادهای مشابه با هم رسانده و وزارتخانه ها را با هم ادغام می کنند؛ چرا سپاه و ارتش عزیز را با هم ادغام نمی کنند و ارتشی مقتدرتر و یکپارچه برای ایران تشکیل نمی دهند؟؟ این همه هزینه های مضاعف از جیب ملت برای چیست؟ کشورهای دیگر چند تا ارتش دارند؟
2. سپاهیان سیاهی (با احترام به همه سپاهیان آگاه و آزاد) نوکران امیر و اربابانی هستند که در جمهوری اسلامی با «مرززدایی از تعاریف و مفاهیم» قوانین را در تفسیر شخصی خود اجرا می کنند و قانون را به لجن می کشانند:
2-1. جنگ را به جنگ نرم تعمیم می دهند و ملت را به جان هم می اندازند.
2-2. دفاع را به اقتصاد و سیاست و دین و فرهنگ و بسیاری از دامنه هایی که صلاحیت ورود در آن را ندارند تعمیم می دهند و به ناسزایی سزاواران را می سوزانند.
2-3. ولایت اعتباری و قراردادی فقیهی غیر معصوم و بلکه خطاکار را با ولایت حقیقی خدا خلط می کنند و در ذهن مردم نیک اما ساده اندیش ایران از خود چهره ای مقدس می سازند و موارد دیگر که مشغول نوشتن آنها هستم. «دشمن روزند این قلّابکان» باید روشنی ها را افزون تر از این کرد و با تعریف درست تعاریف و مفاهیم از قانونها پاسداری کرد.
3. سپاهیان بدانند که بسیاری از مردم سبز از خانواده هایی هستند که گاه بسیار بیشتر از آنها از ابتدای انقلاب و حتی قبل تر از آن برای این مملکت و دین و ملت فداکاری ها کرده اند و اکنون هم بر همان شیوه اند و هیچ شاخ و دمی ندارند و با دشمنان ایران چه خودی و چه غیر خودی دشمنند. سبزها سپاه را نیز سبز می خواهند، به رنگ لباسشان به سنت رسولشان، نه با دل سیاهشان.
دخالت سضاه دز سياست.مثل .لباس شخصي ميماند كه سلاح سرد .در جيب اش است
بابام جان دلم برای اینکه بیام سرقدرت خیلی تنگ شده. پول به اندازه کافی دارم، زور هم بیش از کافی دارم فقط یه تخت قدرت می خوام بابام جان همین و بس
با سلام
مخالفت امام با حضور نظامیان در امور سیاسی بحث فرد نبود. بلکه بحث تفکر بوده است
این تفکر نظامی گریست که اگر وارد سیاست شود نتیجه مطلوبی نمیگیرد. بحث فرد نیست. شاید کسی خیلی انسان شایسته ای باشد. ولی به خاطر تفکر نظامی نباید در اموری دخالت کند و منظور امام نیز همین بوده استت
همین الان هم بسیاری از سرداران و همین افراد در راس امور هستند. از وزیر کشور گرفته تا رئیس سازمان لیگ فوتبال و …
إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
یاداشتی بسیار منطقی.
در تاریخ فقط ارتش سرخ در شوروی و سایر ارتشهای کشور های کمونیستی، که خود را بازوی مسلح حزب کمونیست وطبقه کار گر میدانستند خود را سیاسی میدانستند و برای آن استدالال کمونیستی داشتند. والا در حکومتهایی که ،حد اقل در حرف، به تنوع نظریات سیاسی و طبقاتی در ساختار قدرت اعتقاد دارند، نیروهای نظامی الزاماً ، بر فراز سیاست، که مردم را به جریان های مختف تقسیم میکند، باید قرار گیرند. هر ساختار قدرت حکومتی ای ،صرفنظر از نوع آن و خوب و بدش، حاصل و مخرج مشترک تنوع و تکثر سیاسی جامعه است . بر این مبنا، رئیس جمهور ، شاه ، همه بدنه دیوان سالاری به شمول نیروهای نظامی در یک کشور مفرض نمیتوانند حزبی و سیاسی باشند حتی اگر در عمل مثل همه کشور های استبدادی و فاشیستی قبیله گونه ی آفریقائی، در عمل رعایت نکنند.
اعلام علنی سیاسی بودن نیروی نظامی و انتظامی یا هویت زدایی آنست و یا کمونیستی کردن آن ! حال معلوم نیست سردار پاسدار همدانی ،خود نمیداند چکاره است و چه میگوید ؟ آیا کمونیست است ؟ یا قصد هویت زدایی از سپاه را دارد.
چقدر رهبري زيبا فرمودند ؛
ايستادن يك جريان در مقابل نظام فرق دارد با اختلاف نظر و سليقه ، وظيفه ي سپاه پاسداران ، پاسداري از نظام است .
كل جواب شما در اين جمله است اگر عقل در سرتان باشد .
گر تو را عقل بود تأمل بايدت
Ravari From Mashhad
انوقت هنوز دندان همدانیها ویارانش انقدر تیز نبود وشیرینی قدرت وپول رالمس نکرده بودند
آقایان سپاهی! چرا نظر صریح امام را تحریف میکنید؟
چون الان وقت بخور بخوره. حرف نزنين كه جا ميمونيم.
vaghti ghodrate aghtesadi dasteteh bayad az sarmayat defaa koni sepah dar vaghea az sarmayehhash defaa mikoneh
vatano mellato dino iman be nazare inha kashkeh poolo ghodrato bechasb
این سپا با سپاه دورتن روزهای عشق وایثار وفرزندان پاکو مخلص امام ره قتبل مقایسه نیست انان پاکو بی ادعا ودر پی مقامو تبیضو سرکوب حقکوشی نبودند مانند سکه حقیقی میماند که تبدیل یه سکه جعل وریا شدند اینان عده ای متظاهر عوام فریبن که با ریا وتضویر با کار ورفتارشان دلو جان خلق و خدا را ازار میدهند
…خدایا کجایند مردان بی ادعا کجایند مردان وایثارگران راه حق وحقانیت
راستی روزگار ما چرا برعکس شده ؟
با فرمایشات جناب بسیحی سایق کاملان موافقم، و به ایشان درود میفرستم.
وای به روزی که یک عده ایی فقط با تکیه به سلاح گرمشان بر ملتی بزرگوار همانند ملت ما حکومت کنند .
روز رسوایی و حساب پس دادن خواهد رسید، سپاه به حاطر جنایاتش بر علیه ملتمان در انروز تنها خواهد بود.
سپاه خون شهدا را پایمال کرد، ابروی خودش را برد، بخصوص زمانی که در زندان به بچه های ما تجاوز کردند و انان را شکنجه نمودند.
عزت و شرف سپاه کامال زیر سوال رفته و هم اکنون فقط یک نیروی اشغالگر نطامی هستند.،
جنابات و دزدیهایی که سپاه در این دو سال اخیر انجام داد، از او و بنده فرماندهیش برای ما فقط معنی واقعی نیروی اشغالگر نطامی را تداعی میکند.
سپاهی که فقط در فکر قدرت و ثروت باشد و بر علیه ملت به چه درد مردم می خورد؟
توجه توجه ت
دوستان حتما این پیام رو خوب بخوید چون یک حدیث خیلی مهم دارم برا مدعیان!
آقایون سپاهی الان دیگه خیلی زیاد مشکل اخلاقی و تربیتی دارن- باید این بیگانه ها و خائنین و قاتلین مردم بیگناه را از مملکت بیرون کرد وبه جایشان افراد صالح و باتقوا وباخدا رانشاند-
همه ی اونهایی که بعدازانتخابات و در هر ارگان و جایگاهی هویت ابن زیادی و عمروعاصی و زبیری خودشون رو نشون دادند
و به ***میرحسین ما*** تهمت زند و به خاتمی و هاشمی و کروبی و مردم دلسوز ایران تهمت زندند ، باید خوب این جمله ی پایین رو به خاطر بسپرند :
امام صادق(علیه السلام فرمودند : کَسی که به منظور عیبجویی و آبروریزی ِ مؤمنی ، سخنی نقل کند تا او را از نظر مردم بیاندازد ، خداوند اورا از ولایت خودش بیرون کرده و به سوی ولایت شیطان می فرستد ، اما شیطان هم او را نمی پذیرد- وسائل الشیعه ج 8 باب 157
پس الان آقایون مدعی و تهمت زننده که در این 2 سال برمنبرها رفتند و پشت تریبونها رفتند و هویت ابن زیادی و عمروعاصی و زبیری خود را نشان دادند ، به پسفطرتی خود واقف باشند و بدانند مورد پذیرش شیطان هم نیستند- البته امیدوارم با انتشار این حدیث کتابش رو نابود نکنند یه سری آخوندنماها وانسان نماها و برادرهای قاچاقچی
جهت توجه ویژه برادران …
و
دوستان کلمه! شما را به آن خدایی که میپرستید سرود ذیل این کامنت را چندی آن بالای صفحه اتان بگذارید شاید به رگ غیرت بردران بربخورد. البته اگر رگی باقی مانده و رانت دولتی و مزایای اسکله ایی همه را نسوزانده باشد!
کشتار و بگیر و ببند دیگر در سوریه روزمره شده است. دیروز در یک روستای مرزی 4 نفر از روستائیان بدست نیروهای اسد کشته و سی نفراز جمله یک نویسنده و یک هنرمند دستگیر شدند. این فقط در یک شهر است. این ماه، بنا به گفته اهالی جنازه خواننده « ابراهیم کاشو» با گلوی بریده پیداشد.این خواننده جرمش اجرایی کنسرتی بود که در آن خوانده میشد: « اسد برو!».
حمله دیروز نیروهای اسد که با پشتیبانی تانک به قراء منطقه «جبل الزایوا» نزدیک مرز ترکیه رخ داد یاد آور قتل عام مردم در سال 82 است که در آن سال جنازه «سلیم الاوازی» روزنامه نگار یافته شد با دستهایی که در اسید گذارده شده بودند.
لینک ترانه این خواننده جوان سوری را در ذیل میگذارم. ببینید و گوش دهید و حتماً به تکست توجه کنید (متأسفانه به انگلیسی است).
کلیپ از دیلی استار نشریه انگلیسی زبان لبنان
»Syrian security forces arrested at least 30 people, including an actress and a writer, during a pro-democracy protest in Damascus Wednesday, the Observatory said.
This month, singer Ibrahim Qashou was found dead in the Orontes river in Hama with his throat slit, residents said, after he composed a song titled “Assad leave,” which was repeated by hundreds of thousands of protesters in the city.
The attack recalled assassinations of Assad family critics in the 1980s. The body of Lebanese journalist Selim al-Lawzi was found with his hand dipped in acid in Lebanon.
ترانه
http://www.youtube.com/user/aliwatti1985#p/a/u/2/QH57lRemXtw
Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Middle-East/2011/Jul-14/Damascus-escalates-its-iron-fist-policy.ashx#ixzz1S4GYpoyE
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)
سلام ملت
میخوام بگم من از سپاه میترسم، آره واقعا میترسم، ولی چرا اینجوری شده قرار بود سپاه باعث آرامش من و هم وطنام بشه ولی چرا الان از ش میترسیم؟ یاد گفته معروف سردار بزرگ اسلام شهید باکری افتادم که به بسیجی ها میگفت که دعا کنید شهید بشیم وگرنه………وگرنه بخاطر قدرت و ثروت باید جوانان مملکت رو بکشیم که کجایی ببینی که چقدر تو این چند سال این برداری سپاهی بردار کشی کردن!!!!!!!!!!!!
آقای راوری از مشهد بنده برادر کوچکتان از ایرانم
ناشناسم به این دلیل که نظام یعنی منافع امثال شما نه اکثریت مردم
شما نه امام را قبول دارید و نه رهبری و نه اسلام پس بیخود اداعاهای بیجا و سخنانی که اصلا به گروه خونیتان نمی خورد نزنید
سپاه ؛ یک ارتش ایدولوژیک است . ارتشها ایدولوژیک همیشه برای سرکوب مردم و سلب ارادی های مورد استقاده صاحبان قدرت بکار برده می شوند و ارزش ان انها برای دفاع از کشور صفر است نمونه هایی این ارتشها گروهها مسلح وابسته به حزب نازی المان ؛ نیروهای مسلح حزب بعث در عراق و سوریه و خمرها سرخ هستند . سپاه ایران نیز تنها برای سرکویی مردم ایران سازمان یافته است و ستون اصلی ارتجاع حاکم بر ایران است . سپاه بویژه بعد از اشغال فرودگاه بزرگ تهران به تدریج قصد اشغال تمامی کشور را دارد و به گونه ای سازمان یافته در این راستا عمل می کند . در حال حاضر سیاستمداران در حکومت عروسک های خیمه شب بازی ششلوی بندها سپاه هستند. یکی از اصلی ترین وظیفه در اینده انحلای سپاه و تشکیل ارتش غیر ایدولوژیک و غیر سیاسی است .
جناب عباس شما كه قبول داريد وبه كروه خونيتون ميخوره ,جرا عمل نميكنيد؟
وجناب راوري از مشهد بدان كه امام حسين(ع) را هم با توجيه كشتند مثل توجيهات سردار همداني!
فعلا صرف نمی کنه عین حرفاشو بنویسم. اگر در موقعیتی دیگر صلاح بود عین حرفهاشو می نویسم.
جناب راوری هزینه کردن از تمام بیت المال برای رای آوردن یک فرد که آن هم کمتر از دو سال برای نظامتان مفید بود را که قبول دارید
اگر ندارید این مطلب را بخوانید شاید تاملی کنید و احیانا در این خصوص حداقل شک ایجاد شود
http://naghdezamane.net/?p=1215
حال بفرمایید که دموکراسی به چه معناست؟ اگر آقای خامنه ای باید رئیس جمهور را تعیین کند پس انتخابات برای چیست؟
فرزندان کشور و نظام و انقلاب را کشتند و به زندان بردند و حال برای گذشته ی سیاه خود در حال علت تراشی اند.
نزدیک است روزی خورشید بر این سرزمن بتابد
سپاه دیگه اون سپاهی که به حرفهای امام گوش میداد نیست. آرام آرام گفته های امام رو زیر پا گذاشت و امروز شده یک حزب مسلح و رقابت میکنه با دیگر احزاب. اما به یاری این مردم کاخ سپاهیان در هم فرو خواهد شکست همچنان که کاخ احمدی نژاد فرو ریخت. اما توصیه من به خانواده سپاه پاسداران این است که از سرنوشت احمدی نژاد عبرت بگیرید، او هم گردن کشی های زیادی برای مردم کرد اما امروز خودش شام کفتارها شد. همیشه دست بالای دست زیاد است.
“سردار همدانی در این باره که آیا ضرورت دارد اصلاحطلبان وارد انتخابات شوند یا خیر، میگوید: «ملت ما تصمیم میگیرند. کار ما این است که همه گروهها را برای مردم معرفی و روشن کنیم. یعنی مبلغین، روحانیت، سپاه، نخبگان و دانشگاهیان ما باید کاری کنند که مردم احزاب ……”
ملت ما ؟؟؟؟.ملت شما چه کسانی هستند ؟شما اگر جر أت دارید صدا و سیما را آ زاد بگذارید و تبلیغات مسموم و یکطرفه نکنید و اجازه دهید تا همه نیرو های سیاسی با شرایط عا دلانه سهیم باشند !!.
دست از افکار پوسیده بردارید .با زور نمیشود بر مردم حکومت کرد .کارتان این است که همه گروهها را برای مردم معرفی و روشن کنید !!!روشن کنید یا خاموش ؟ حزب خودتان را روشن کنید و مخا لفین خود را خآموش !!این غرور و تکبر که خود را بهترین میدانید از کجاست ؟از جهاد اصغر است ؟ یا جهاد ا کبر؟
دوستان ما فعلا هر کاری بکنیم فایده ای نداره من طرفدار هیچ کس نیستم ولی اعتقاد من اینه که بشینیم خونه هامون و به هیچ کس رای ندیم وسلام
از رهبر عظیم الشان و رئیس محترم قوه قضاییه یاد گرفته ایم. خودشان هم تایید کردند
آفرین. اصولا ایدئولوژی نفی تفکر و وسیلهٔ کنترل اذهان عمومی است. با نظرتان کاملا موافقم.
یادش بخیر برای مهندس می خوندیم:کسی که یاد امام و زنده کرده با حضورش کسی که به باد نمی ده مملکت رو با غرورش
سرور گرامی جناب آقای شکوهی، با سلام
صراحتا به عرض جنابعالی می رسانم که حق با سپاه است ! زیرا سپاه یک نیروی ایدئولوژیک است و وظیفه اش حفظ انقلاب است و با ارتش که وظیفه اش حفظ مملکت است تفاوتهائی دارد . لذا بدیهی است که سپاه از نظر وظیفه ایدئولوژیکی باید طرف حاکم ( رهبر ) را بگیرد هر چند که از نظر ما این حاکم جائر باشد و یا منحرف. بنابراین اشکال اصلی اینست که برخلاف سایر کشور ها ما داری دو نیروی نظامی هستیم همانند حکومت حزب نازی در آلمان که علاوه بر ارتش ، دارای گشتاپو نیز بوده است . فی الواقع سپاه چه شما بخواهید و چه نخواهید یک نیروی حزبی است آنهم از نوع باصطلاح حزب اللهی ودر رده گشتاپو . لذا چاره کار فقط در انحلال این ارتش حزبی است ولاغیر و کار با نصیحت و من بمیرم و تو بمیری حل نخواهد شد . والسلام.
اگر سپاه نبود كشور نبود امام خميني ره
سپاه هم سپاه زمان امام که ظالم و ستم گر نبود.
با حرفهای آقای مسعود دیپلمات کاملاً موافقم.
اگر همه بسيجي اند ، بسيجي يعني فرمان بردار و اينکه از ايشان مي خواهيم به صحنه بيايند و به کسي که ما مي گوييم رأي بده که کاري عبث است.
امام گفت اگر سپاه نبود کشور هم نبود و الان سپاه فکر مي کند که دهه شصت است و کلام امام به همه شئونات اين مملکت تسري دارد و ايشان نمي دانند که اين جمله امام مربوط به دوران دفاع مقدس بود که سپاه به ميدان آمد و مقابل دشمن تا دندان مسلح ايستاد و همين امام است که حضور نيروهاي مسلح از جمله سپاه را با بياني روشن و صريح از دخالت در امور سياسي منع کرد.
امام نمي خواست اين مملکت توسط نظاميان اداره شود و حتي نمي خواست که توسط روحانيون اداره شود.نظر مطهري اين بود که شايد در وزارت آموزش و پرورش از روحاني براي امور اجرايي استفاده کنيم.
سپاهي عزيز نديدي که در انتخاباتت نهم و دهم دخالت کردي و الان دو دستگي در سپاه بوجود آورده اي .چرا اينقدر از احمدي نژاد حمايت کردي و بسيجي را بسيج کردي که تبليغ کند که مردم به او رأي دهند و الان پشيماني.
آيا به فکر خانواده هايتان نيستيد که فرزندانتان شما را قبول ندارند و از اين واقعه در رنج هستيد.
آقاي سپاهي مملکت قرار نيست توسط يک نفر اداره شود و نظام ارکاني دارد و شما چون فرمانبردار يک نفر و فقط يک نفر هستيد ماهيتا نمي توانيد در امور سياسي دخالت کنيد ماهيت امور سياسي تضارب افکار است و انواع سليقه ها که ممکن است يک سليقه به سليقه فرمانده شما نزديک باشد و يک سليقه نباشد و ناخداگاه شما مقابل کسي يا حزبي قرار مي گيريد که سليقه اش با سليقه فرمانده شما همسو نيست و اين به ضرر مملکت است که امام گفت دخالت نکنيد. بگذاريد سپاه عزيز بماند وحافظ و مدافع تمام صاحبان سلايق باشد و نه مدافع يک سليقه و مخالف بقيه.
مردم چه گناهي کرده اند که همه شان داراي يک سليقه نيستند و مثل شما نيستند که پذيرفته ايد هرچه فرمانده تان مي گويد بگوييد چشم.مملکت را نمي شود با الگوي پادگان اداره کرد.شما موفقيت نظامي گري را در فرمانبرداري ديده ايد و داريد آن را به همه شئونان مملکت تسري مي دهيد دست برداريد بيدار شويد اگرچه اين خواسته از شما نابجاست و بايد به فرمانده تان بگوييم که دست بردارد و بيدار باشد و …..
اين سپاهيان وقتي حرف امام را كه در سياست دخالت نكنيد – را قبول ندارند دراصل مي گويند …..
امام به تاريخ پيوست ما هستيم كه تصميم ميگيريم و بعد تمام شدن آخوندهاي اصل ما حاكميت اصلي هستيم
وقتي حكومتي از جارجوب سىاسى ومنطقى خود خارج ونخبكان را مزاحم بقاى سياسى خود دانست به ناجار به ارتشى موازى نيازمند خواهد بود تا او را از نهىب به حق عقلا محفوظ وحراست بنمايد، اين ارتش موازى همان سىاه جامكان دوران رومانف در زمان روسيه تزارى ولباس شخصي هاى سباهى خودمان در زمان حاضر ميباشند كه به ميمنت حفظ ديكتاتور از تحولات اجتناب نابذير سياسي به دليل جبر برهنه اعمال شده، براى خود حقوقي فراي قانون متصورندو همين توقع انتزاعي از ملت و نظام باعث حذف نهادهاي ملي و قانوني به مرور زمان كرديده واداره حكومت عملا به انها واكذار ميكردد،زيرا حاكم را نجات داده اند و سهمي فراتر از سايرين در نظام براي خود قايلند كه نتيجتا به دليل عدم اشراف به تكنولوزي سياست و محروم بودن از عقلانيت در زماني كوتاه خود و حاكم نجات يافته از هجوم اجتماعي را به ورطه هلاكت ابدي مي كشانند.سند هويت نظام ما وصيت نامه حضرت امام است وبس.
برای ما صرف نمی کند. از وقتی که چرتکه به دست گرفته ایم حالا دیگر بلدیم حساب سود و زیان را بسنجیم و هرکاری که صرف نداشته باشد نکنیم. اجرای آن حرفها در این شرایط به صرفه نیست. ما کاری می کنیم و نفعش به جیبمان برسد. روشن شد؟