«برادران قاچاقچی» علیه «دولت انحرافی»
چکیده :دیر نیست که احمدینژاد، سخنان ۲۹ خرداد ۸۸ را به به یاران رهبری یادآوری کند و از آنان بخواهد که مطیع نزدیکترین اندیشه به رهبری باشند. دیر نیست که احمدینژاد فتوای مشهور مصباح یزدی را علیه خود او بکار گیرد و با توسل به پیمان مشترکِ «هدف وسیله را توجیه میکند» سیلی از «دروغ» و راست را چنان به هم بیامیزد که نه نشانی از فتوا بماند و نه صاحب فتوا. – و این نیز از تناقضات آشکار فرقهٔ مطلقیه است -....
کلمه- داریوش محمدی:
درآمد
وقتی محمود احمدینژاد برای اشاره به کسانی که از اسکلههای غیر مجاز واردات غیر قانونی دارند، اصطلاح «برادران قاچاقچی» را به کار گرفت، محمد علی جعفری (عزیز) آنچنان سریع به این اصطلاح واکنش نشان داد که همهٔ تردیدها را در خصوص مصادیق آن، برطرف کرد. تیر به هدف خورده بود.
فرمانده سپاه پاسداران، قبل از هر کس دیگری این اصطلاح را به خود گرفت و در واکنش به آن اعلام کرد: «این یک بحث انحرافی است که توسط عدهای ذینفع مطرح میشود چون سپاه اسکله دارد، اما قاچاق نمیکند!»
عملی شدن تهدیدهای احمدینژاد و واکنش زود هنگام فرمانده سپاه، سبب شد که رهبری روز بعد در جمع فرماندهان سپاه هشدار دهد که «به این جنجال دامن نزنند تا دشمن خوشحال نشود!» اصطلاح «برادران قاچاقچی»، ظاهراً ساخته ی با مسمایی از حلقهٔ احمدینژاد و یاران اوست، تا بتواند سپر بلای آنان در مقابل تیرهایی باشد که به نام «جریان انحرافی» در کمین دولت انحرافی آنهاست. این واژهٔ مرکب، پختهتر از آن است که بشود به سادگی از کنار آن گذشت.
حقیقت ماجرا
انتخابات مجلس نهم در راه است – تا الان که نمیشود این واقعه را انتخابات نامید، دوستی پیشنهاد کرده است که ان را «انتخصابات» بنامیم چون به نام انتخاب است و به کام انتصاب – و حلقهٔ احمدینژاد ماهها و بل سالی است که برای این انتخابات دورخیز کردهاند. اگر حلقهٔ احمدینژاد بتواند مجلس نهم را در اختیار بگیرد، در اسرع وقت بساط قدرت خویش را بر رهبری خواهد گشود و به طمع رهبری برخواهد خاست. – این هشدار را بسیاری از «اصحاب بصیرت» به رهبری داده بودند اما شنیده نشد! -.
از آن طرف، مدعیان اصول تجربه کردهاند و بیخوبی میدانند که در این دولت قواعد واقعی انتخابات «اجرا نمیشود» و در «غیبت قانون اساسی» و به برکت نظارت استصوابی و شورای نانگهبان قانون اساسی، هر اتفاقی ممکن است.
لذا میکوشند به جای برنامه ریزی برای رقابتهای واقعی، پیش از انتخابات مجلس نهم، احمدینژاد را مهار کنند، حتی اگر این مهار شدن به قیمت حذف او تمام شود. این واقعیت تلخِ سیاست امروز ایران است که از آن گریزی نیست.
شواهد حاکی است که مصباح یزدی، صفارهرندی، احمدخاتمی، محسنی اژهای، ذوالنور، الله کرم، حسینیان، نقدی، طائب، جوانی، جعفری وحسین شریعتمداری و مداحان و… نامها و چهرههای آشنایی هستند که فرمان شلیک به حلقهٔ احمدینژاد را دریافت کردهاند. هر بار که قرار است شخص یا جریانی از عرصهٔ سیاسی – و حتی فیزیکی – حذف شود، این چند نام مشهور بدون هرگونه هراسی از قانون و با بهره گیری از واژگانی یکسان و مشابه هجوم خود را آغاز میکنند و به تدریج «هدف» را تا پای نابودی پیش میبرند. در دو دههٔ اخیر، این تجربه در خصوص اشخاص و جریانهای مختلفی با موفقیت پیش رفته است. در این یادداشت، این تجربهٔ نامیمون را «استراتژی تضعیف» مینامیم.
استراتژی تضعیف، تکنیکی ماکیاولیستی است. این استراتژی متکی به «گفتمان دشمن و دین سیاسی» – با سیاست دینی اشتباه نشود – است. در این استراتژی، دایرهای ازتهمتها و دشنامها و قواعد اثبات نشده، حول نام حریف تنیده میشود تا در فرصت مناسب دست و پای او را بسته و او را زمین گیر کند. این استراتژی از انحصار رسانهای بهره میگیرد و در غیبت رسانههای آزاد، دشنام اثبات نشدهای را طراحی میکند و به آرامی آن را در خصوص حریف نافذ میکند. به تدریج گروههای فشار در شکل دستههای چند صد نفره و به نام گروههای خود جوش، این دشنام و بهتان را در مراسم و مناسبات رسمی و مذهبی به کار میگیرند و با پوشش به موقع صدا و سیما، ناگهان یک «خواستهٔ عمومی!!» برای برخورد و یا مواجهه با شخص یا جریان مورد نظر شکل میگیرد.
در باب نمونه، «استراتژی تضعیف» روزگاری توانسته بود از هاشمی رفسنجانی «اکبر شاه» و از کرباسچی «غارتگر بیت المال» بسازد تا عوام را به شعار «عدالت خواهی» و مبارزه با سرمایه داری بفریبد. استراتژی تضعیف، اصلاح طلبان را «برانداز» و خاتمی را منادی «تهاجم فرهنگی» خوانده بود تا خاطر سنت گرایان را آزرده و اذهان محافظه کاران را آشفته کند – تحصن ۳ روزه در قم و چهره سخنرانان ان را به خاطر بیاورید! -. استراتژی تضعیف، دشنامهایی چون منافق، منحله، بهایی، صهیونیست و… را بیهیچگونه تعریف و مصداقی علیه روشنفکران منتقد و احزاب مخالف به کار میگیرد تا در فرصت مناسب فرمان دستگیری و ترور شخصیتی و فیزیکی طرف را صادر کند و «چراغ» ترور را برافروزد – برای آشنایی بیشتر با این واژگان و این استراتژی کیهان را بخوانید! –
با این اشاره میشود فهمید اصل ماجرا از این قرار است که «استراتژی تضعیف» برای حذف احمدینژاد، با اسم رمز «جریان انحرافی» عملیاتی شده است. برای حمله به احمدینژاد، ابتدا باید حلقهٔ اصلی او را تضعیف کرد.
پس حملهٔ گروههای فشار تشدید میشود. – به شعارهایی که در سخنرانی احمدینژاد در مراسم سالگرد رحلت امام داده شد دقت کنید، آیا شباهتی نمیبینید؟ -. نامهای مشهور دشنام دادن را از سر میگیرند؛ بیهیچ ملاحظهای. مصباح یزدی آنان را فراماسون و شیاطینی میخواند که با ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان قصد حذف ولایت فقیه را در این میانه دارند.
ذوالنور احمدینژاد را فاسدی میخوانند که با انتخاب او دفع افسد کردهاند – پیدا کنید نقش مردم را در این انتخاب! -. محسنی اژهای میگوید جریان انحرافی در فساد اقتصادی غوطه ورند اما مشکلات آنها فراتر از فساد اقتصادی است. جعفری آنان را متهم میکند که از طریق پول و رانت درصدد یارگری برای انتخاباتاند. صفار هرندی به تازگی کشف کرده است که آنان از اسلام و مهدویت استفاده ابزاری میکنند – گویی کسی نمیدانست!–
و حسین شریعتمداری با استفاده از الهامات غیبی از ارتباط آنها را جن انگلیسی مینویسد و…
اما «استراتژی تضعیف» نخ نما شده است؛ حتی اگر این بار «ضعفها» واقعی باشند. حلقهٔ احمدینژاد هم با این استراتژی «بیگانه» نیست، چرا که خود روزگاری در بهره برداری و اجرای آن سهم بزرگی داشته است – انتخابات ۸۴تجربهٔ موفقی برای احمدینژاد در این باره بود-.
حلقهٔ احمدینژاد به هیچ قیمتی بازی را وا نمیگذارد. احمدینژاد نه هاشمی رفسنجانی است که خود را از پایه گذاران نهضت و نظام بداند و «مصلحت» اندیشی کند؛ نه سید محمد خاتمی است که به «قانون» تن دهد و طفل را به «دایه» بگذارد و نه میر حسین موسوی است که «اخلاق» بگزیند و «سکوت» پیشه کند. احمدی نژاد «بازیکن شروری» است که میداند «شانس» دیگر درِ خانهای او را نخواهد زد و حلقهٔ احمدینژاد موبوکراتهایی هستند که در این بازی نابلداند و نشان دادهاند که به هیچ صراطی مستقیم نیستند و به قانون این آب و خاک نامحرماند. «آنان» را به بازی با منافع ملی «عادت» دادهاند. «انکار ارزشها» و «خلق فرقهها» و «تمسخر واژهها» و «فریب خلق الله» برای عوام فریب که کاری ندارد.
حلقهٔ احمدینژاد به دفاع بر میخیزند. «برادران قاچاقچی» نخستین حملهٔ آنها برای «تضعیف» و تهدید حلقهای است که سالهاست به تضعیف و تهدید مشغول است. «برادر» واژهٔ مبارکی است که در دوران دفاع مقدس به صورت خاص برای پاسداران وطن به کار میرفت – مادامی که سپاه توسط چند تن از سرداران خود سیاه شده است، چرا این واژه نیز آلوده نشود! – نشستن واژهٔ پلید «قاچاقچی» در کنار این واژه، هدیهٔ محمود احمدینژاد در آستانهٔ روز پاسدار! به نظامیانی است که او را برکشیدند و در مقابل رای ملت ایستادند. – باشد که این تحقیر! عبرتی شود برای همهٔ سپاهیانی که میخواهند در برابر ارادهٔ ملت خویش بایستند.
حقیقت گم شده
اگرچه، رهبری طرفین منازعه را به سکوت فرمان داده است اما بعید است حلقهٔ احمدینژاد این سکوت را باور کند. آنان شاگردان به حق این مکتباند و حتی اگر سخنان خود را به دروغ پس بگیرند و آنان را تکذیب کنند، راه و روش خود را تغییر نخواهند داد. آنان میدانند در جایی که موضوع تقسیم غنایم در میان است، سکوت جایز نیست. آنان نخواهند پذیرفت تنها ابزاری برای کنار گذاشتن اصلاح طلبان و حصر میر حسین و شیخ مهدی باشند. آنان سهم خود را از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد بیشتر از اینها میدانند و در صورت لزوم بارها و بارها آرای ۲۵ میلیونی!! خود را به رخ حریف خواهند کشید تا از این «دروغ مشترک» بیشترین بهرهها را بگیرند. دیر نیست که احمدینژاد، سخنان ۲۹ خرداد ۸۸ را به به یاران رهبری یادآوری کند و از آنان بخواهد که مطیع نزدیکترین اندیشه به رهبری باشند. دیر نیست که احمدینژاد فتوای مشهور مصباح یزدی را علیه خود او بکار گیرد و با توسل به پیمان مشترکِ «هدف وسیله را توجیه میکند» سیلی از «دروغ» و راست را چنان به هم بیامیزد که نه نشانی از فتوا بماند و نه صاحب فتوا. – و این نیز از تناقضات آشکار فرقهٔ مطلقیه است -.
این دو حلقه، مدعیان قدرتاند و در میدان اقتدارگرایی رو در روی هم ایستادهاند وگرنه آبشخور فکری هر دو از یک گفتمان است. هر دو بنیادگرایانی هستند که خویش را صاحب حق و حقیقت محض میپندارد؛ تنها واسطههای فیضشان یکی نیست!
امروز حقیقت در میدان اقتدارگرایی گم شده است و رهروان حقیقت – و نه صاحبان آن – در حصر و زندان اقتدارگرایان به سر میبرند. امروز حقیقت گم شده قانونی است که معلوم نیست جای او در این منازعات سیاسی کجاست. امروز حقیقت گم شده مردمی هستند که معلوم نیست بیت المالشان چرا صرف منازعهها و گروکشیها و دعوی به آشتیها میشود. امروز حقیقت گم شده رای مردمانی است که همچنان به دنبال آن میگردند…














براستی که خوب درک شده, احمدی نژاد در برابر گفته خامنه ای بر سر مشائی یک هفته فرمان را نادیده گرفت و در مورد مصلحی 11 روز در خانه نشت.
اما در برابر سردار و یا براد قاچاقچی مجبور شد 2 روز بعد سخنان خود را تکذیب کند سخنانی هم فیلمش هست و هم صدایش.
با کمال تاسف این سپاه سپاهی نیست که امام خمینی بر بازوان انها بوسه میزد, این سپاه سپاه کودتاست و نه بیشتر
مقاله خیلی خوبی بود
دلمان خون است و دستهامان بسته..فعلا نظاره گره جدال ددان هستیم،تا چه در انتظارمان باشد ما آحاد ملت!
ما نگران دو سرنوشت هستیم : سرنوشت ملت وسرنوشت موسوی وکروبی ای مردم ما دراین شرایط چه باید یکنیم ؟
درامدی خوب افرین بر نویسنده
تحریمها و توفان اقتصادی حاصل از بی لیاقتی همین اقتدارگرایان در آینده نه چندان دور همه امیدهای انها را نقش بر آب خواهد کرد. البته ملت نیز در تمام این تحولات آسیبهای عمیق خواهد خورد.
لذت بردم….
نمی دانم که اصولگرایان بالاخره فهمیدند که اگر یک رقیب قانونمدار مثل اصلاح طلبان را حذف کنند و به خواسته های آنها تن ندهند این اصولگرایان نیستند که برنده میدان هستند بلکه دارو دسته احمدی نژاد است که برنده انتخابات آینده خواهد بود. احمدی نژاد یکبار این روش را در انتخابات 84 ازموده و به خوبی می داند که مردم عصبانی چه واکنشی در مقابل فشار از خود نشان خواهند داد. حالا باز ما بگیم و شما باور نکنید.
کودتاگران با هم خواهند جنگید و ضعیف و ضعیف تر خواهند شد جنبش سبز اگر به سبز بودن خودش ادامه دهد بعد از فرسودگی حکومت برای ایفای نقش خود بعنوان حکومت جدید برای ساختن کشور تلاش خواهد نمود. بجای نگرانی تلاش برای اماده سازی تعداد بیشتری از مردم برای همکاری با حنبش سبز است از طریق اگاه کردن مردم و راههای دیگری که هر فردی خودش می تواند. اقای موسوی و کروبی بیشتر از انچه که از انها انتظار می رفت فداکاری کرده اند و به نوعی مهین دوستی و مردم دوستی خودشان را بر خلاف اوایل انقلاب نشان داده اند و مسولیت خود را بعنوان ایرانی انجام داده اند و از نظر بسیاری از جوانان نمره قبولی گرفته اند.
به دوستان پیشنهاد می کنم تا انجایی که می توانند کتاب “نافرمانی مدنی” اثر دیوید ثورو ترجمه غلامعلی کشانی 1378 را تهیه و به مردم بدهند. تا انها یاد بگیرند که نافرمانی مدنی می تواند گزینه خوبی برای سرنگونی حکومتی که در گیری های زیادی دارد می باشد. این کتاب را می توانید رایگان ار اینترنت تهیه کنید
نویسنده محترم قید نموده اند که این شیوه از برخورد گفتمان رایج در 20 سال گذشته بوده است. باید بعرض برسانم این گفتمان رایج از ابتدای انقلاب بوده است. اتهامات اثبات ناشده در هیچ دادگاهی شیوه متداول برای تاختن و بیرون راندن و حذف هر رقیبی بود. مگر مهندس بازرگان لیبرال خوانده نشد و چه هتک حرمتها در مورد آن مرحوم صورت نگرفت؟ مگر تمامی گروههای دگر اندیش منافق و جاسوس شرق و غرب خوانده نشدند. مگر تظاهرات فرمایشی علیه تمامی جریانات دگراندیش سازماندهی نشد. مگر قوه قضائیه در این مسیر بکار گرفته نشد؟ یادآوری این مطالب نه از باب سرزنش بلکه برای درس گیری از گذشته است. تا تفکری خود را حقیقت مطلق بخواند چیزی بنام مخالف سیاسی و یا دگر اندیش ساسی را بر نمی تابد. امروز از قول شیخ محمد یزدی نقل شده است که ولی فقیه اصلا اشتباه نمی کند. پیغمبر خدا نعوذبالله اینقدر معصومیت برای خود قائل نبود. صحیفه سجادیه را که می خوانیم سراپا استغاثه امام معصوم به درگاه خداوند است که می خواهد با او از در گذشت و رافت و اغماض وارد شود آنوقت ما یک انسان را تا مقام خدائی بر می کشیم و از او چهره معصومی می سازیم بنام ولی فقیه که می تواند بدون اشتباه آنهم در این زمانه بر عالم و آدم و سرنوشتتشان حکم براند. چنین برکشیدنهائی نمی تواند محض رضای خدا باشد. تمام مفاسد از چنین برکشیدنهائی بر می خیزد. احمدی نژاد می گوید هر جریانی گوشه ای از مرز را سوراخ کرده و می برد و می آورد. اینها کی هستند جز همانهائی که ولی فقیه را تا مقام خدائی بالا برده و می برند؟.
عالی بود. کاش رهبری که یکی از خصوصیاتش مدبر و آگاه به زمان بودن است این مطالب را می خواند تا کمی آگاهی به دست آورد.
afarin bar shoma
بیچاره ملت ایران ! چه سرنوشتی بعد از فروپاشی سیستم شاه پیدا کرد ! از ما که گذشت و آفتاب لب بامیم ؛ وای بحال نسل آتی ؛ صدالبته اگر ایرانی باقی بماند و عینهو جگر زلیخا پاره پاره نگردد !
سلام . تشکر از مقاله شما. یه مثل ترکی میگه: دین سیزین الینن ایمان سیز گلر. یعنی
برا یه آدم بی دین بهترین حریف یه آدم بی ایمان و شرف است. فکر کنم اینجا مصداق پیدا میکنه.
این وسط فقط و فقط مردم بی گناه هستند که آسیب خواهند به خصوص اقشار کم درآمد
اصول گران نیز از فیلتر تائید صلاحت نخواهند گذشت
دمش گروم
تی مردم نشستن پای این صندوقجه که نامش را اینترنت گذاشته ایم خوب است ولی به سرطی از مسائل درون ان بیاموزیم . مردم سوریه بحرین مصر را میبینیم ولی درس نمیگیریم اونها در این دوسال از جنبش سبز خوب درس گرفتند وپراتیک یاذ گرفبه از سبزهای ایران به پروسه تبدیل کردند مگر سوریها هر جمعه بین 20 تا30 نفر کسته نهی دهند ولی خواسته خودرا در خیاتانها فریاد میکشند امروز دیگر 30 یا40 سال گذشته نیست که حکومتها مرذم را بکشند واگر کشورهای ازاد جهان به پشتیبانی بر خیزند بگویند دخالت در امور داخلی ما میکنند جهان دیگر یک دهکده است همه مردم یار یکدیگرند امروز مردم فرانسه نمایندگان مجلسشان را وادار میکنند از مردم لیبی در برابر جنایتکار مستبدی بنام قذافی دفاع کنند امروز ترکیه به پشتیبانی مردم سوریه بر میخیزد . دموکراسی واقعی یعنی همین مسلما برای رسیدن به یک ازادی واقعی باید هزینه داد ما بانفی هرگونه خشونت باید به خیابانها برویم تا مردم جهان به پشتیبانی ما برخیزند . همراه شو عزیز . همراه شو عزیز
سپاه فراموش کرده قدرت واقعی در دست مردم است و پول و زور چند صباحی بیشتر باعث حفظ قدرت نمی شود!
در میدان التحریر مصر یک دکتر معترض جمله زیبایی در رابطه با قدرت گفت که من امیدوار بودم که قدرتمندان ما ان را می شنیدند . ان دکتر گفت: زمانی که ناپلئون بناپارت بصورت شکست خورده به جزیره ای تبعید می شده از او می پرسند که بزرگترین اشتباه تو در حکومت چه بوده است و او
می گوید : بزرگترین اشتباهم این بود که نفهمیدم کی باید از قدرت دست بکشم؟؟؟ایا کسی هست که از این اشتباه ناپلئون درس عبرت بگیرد؟ شما را
بخدا ایران را بیشتر از این خوار و ذلیل نکنید . شما را بخدا منابع این کشور را بیش از این نابود نکنید.ایا گوش شنوایی است؟دین خدا را نیز نابود کرده اید
شما خود همدیگر را بدرستی معرفی کردید “برادران قاچاقچی”و”جریان انحرافی” از ناپلئون درس بگیرید.
برادران قاچاقچی!!!
عجب!!!!!!!!!
این لطمه ای که این نظام ولایت به اسلام زد اګر امپریالیسم ها و کمونیست ها و هر ایده الوژی دیګری ٍ سالهای سال روش برنامه ریزی و سرمایه ګذاری میکردند این طور موفق نمیشدند !
از طرف دیګر کسانی که فکر میکنند == کودتاگران با هم خواهند جنگید و ضعیف و ضعیف تر خواهند شد== !
آمدیم و با هم کنار آمدند ؟
ما دست رو دست بګذاریم و شاهد کشته شدن کتک خوردن و تجاوز به حریم خانګی و تجاوز های جنسی هموطنانمان بی ګناه خودمان باشیم ؟
یا به دنبال راههای جدی برای مقابله با اون باشیم ؟
اګر امریکا و انګلیس یک صدم این جنایات را به هموطن های ما میکردند خیلی وقت بود که تکلیفشون معلوم شده بود !
درماندګی ما این است که با بدی های خودیها تا سر حد وقاحت و خجالت و خیانت به بشریت کنار میاییم ! ؟
مثلا آقای عماد افروغ که امروز از ماکیاولیسم مذهبی حرف میزنه مثلا میخواد خودشو با انصاف نشون بده ؟
وقتی میګه آقایان کروبی و موسوی این افراد به عنوان شهروند باید محاکمه شوند ؟
یک لحظه از خودش پرسیده به چه جرمی ؟ چون مردم بهشون رای دادند ؟
آقای عماد افروغ در فجایع بعد از انتخابات یک طرف – فقط یک طرف مقصر هست و طرف دیګر قربانی و شاکی .
و تمام کسانی که حکم زندان و اعدام و غیره صادر میکنند خود جزو بزرګترین متخلفان و مجرمین این جامعه هستند .
تا کسانی مثل شما حد و مرز عدالت خواهیشون اینقدر هست ! ؟
برادران قاچاقچی و دولت انحرافی انقدر تحقیر برای این ملت قایل هستند که با هم کنار بیان .
زیبانگارشی منطقی. استفاده کردم از از استدلال و منطق ان و هم از سبک زیبایش
این دوست محترممان آقای علیرضا گویا صحبت اخیر دینکار محمد یزدی را فراموش کردند که به صراحت فرمودند “ولی فقیه اشتباه نمیکند!” بعد فرمودند که خیلی از امام زمان (عچ) بعید است که نایب خودش را ارشاد نکند !! آیا میبینیدکه یک لحظه غفلت تاریخی و یک گام کوچک در تاریکی در طول یک زمان نه چندان طولانی چگونه به یک امتداد منحرف و به یک گمراهی عظیم منجر میشود؟ هپروتی که سعادت دنیا و آخرت یک ملت و نسلهای متعددی را به باد میدهد و ثروت مادی آنها را به جای ایجاد شبکه های آبیاری و آبادانی زمین و بهداشت محیط زیست صرف تیر و ترقه میکند و ثروت معنوی آنها را به جای همدلی و همبستگی و همکاری به ضد خود و ایجاد اختلاف و درگیری و جر و بحث های بی حاصل و فرساینده میکند. و چنین فساد اعظمی آیا جز از “شیطان رجیم” برمیاید؟ آقا جان به جای هدر دادن اموال ملی یک فکری به حال بمب اتمی بکنید که با 10 میلیارد تن نمک خالص در بستر دریاچه ارومیه خوابیده است.
جالب بود من فکر میکنم احمدی نژاد مثل استخوان تو گلوی خامنه ای گیر کرده باید منتظر باشیم ببینیم بلاخره این جنگ قدرت به کجا ختم میشه ولی گذشته از نتیجه بازنده این میدان حکومت و برنده ملت است
آفرین بر علیرضا
تیتر بسیار زیبایی بود اما خدا پیغمبری واژه “برادران قاچاقچی” خیلی زیباست و معلوم می شود که سازنده این واژه مخی بوده برای خودش. فرمانده سپاه با ناشیگری اتهاماتی که احمدی نژاد زد را پذیرفت و زود خودش را لو داد. حیف که تفکر من رسیدن به هدف با هر وسیله ای نیست والا الان از هواداران محمود می شدم.
با نظر حسام عزیز کاملاً موافقم. باید امید به پیروزی را به جامعه تزریق کرد و آگاهی خودمان، دوستانمان و خویشاوندانمان را افزایش دهیم. راه های متحد شدن را بیاموزیم. تجربیات ملل دیگر را و از جمله انقلاب 57 خودمان را بازخوانی کنیم. باید سعی کنیم با اموری که به اعتراضات نمود می دهد زنده بودن جنبش را به همدیگر یادآوری کنیم مثلاً اسکناس نویسی و … می تواند مفید باشد.
خواهشي از سايت كلمه:
مقالهاي در نقد جمله اخير مصباح يزدي، مراد رهبر انقلاب، بنويسيد كه گفته است: امروز سپاه همه نيازهاي كشور را برآورده ميكند. اين سخن، اعلام رسمي پايان جمهوري اسلامي و آغاز نظاميگري اسلامنما است؛ چيزي كه نه امامخميني(س) و نه مردم نميخواستند.
ولی یک نکته مهم این است که بازم جسارت احمدی نژاد نسبت به موسوی و خاتمی و هاشمی و کروبی واقعا عالی است حداقل این جرأت حمله را دارد و شاید همین امر است که خامنه ای را وادار به سکوت کرده
بسيار زيبا توصيف کرديد،احوالات سياسي امروز إيران را!درود بر شما!
عالي بود
جهت اطلاع سردار پاسدار جعفری و مقام رهبری با این توضیح که این مطالبات چه از درون خود جنبش انقلابی مصر جوشیده باشد یا از امریکا وارد شده باشد هیچ تشابهی با الگوی دولت اسلامی / انقلابی ما ندارد.
در مصر نقل از الاهرام آن لاین :
تقاضای پنج گانه جدید جنبش ائتلاف انقلابی جوانان مصر (جنبش 25 ژانویه) برای تحکیم بخشیدن اتحاد خودشان و علیه خشونت رژیم.
1 ـ تغیر کامل کابینه نخست وزیر « یحی الجمال» بشمول خود وی.
2 ـ تعین حوزه عمل شورای نیروهای مسلح که نباید با وظایف دولتی در آمیزد
3 ـ تعلیق تمام تک تیراندازان پلیس و وزارات کشور که متهم به کشتن معترضین در خلال انقلاب 25 ژانویه هستند.
4 ـ محاکمه شخصیت های رژیم پیشین هم از نظر حقوق جنائی و هم سیاسی در دادگاه های علنی با حضور مردم.
5 ـ منع کامل دادگاه های نظامی و آزادی تمام بازداشت شدگان.
The Revolution’s Youth Coalition has come up with a new list of five demands, in an attempt to unify the protesters’ grievances against the authorities.
The five demands are:
1- A full ministerial reshuffle and the sacking of Deputy Prime Minister Yehia El-Gamal.
2- Defining the sphere of the Supreme Council of the Armed Forces, which should not intersect with the government’s.
3- The suspension of all policemen and Ministry of Interior snipers accused of killing protesters during the January 25 Revolution.
4- The trial of all the former regime figures, politically and criminally, in public.
5- The prohibition of military trials for civilians and the release of detained protesters.
لینک
http://english.ahram.org.eg/NewsContent/1/64/16151/Egypt/Politics-/Revolutions-Youth-Coalition-spells-out-its-demands.aspx
طرف سخن ، سپاه است که زورو ثروت و نفوذش درحاکمیت انکارناپذیر است! ای برادران سپاهی که هنوز میتوانید تعقل کنید نگذارید کسر بزرگی از ملت ازدخالت در سرنوشت آینده کشور محروم گردد شما بروید حال و روز ایران و ایرانی را در زمان بقد رت رسیدن سلسله سفاک آغاممد خان قجر را مطالعه کنید که چگونه با زیرکی و ایجاد اختلاف میان خاندان زند و در عین حیرت و بحساب نیامدن اکثریت ملت ناراضی و با دستهای پنهان روسها و فرانسه و انگلیس سایه نحسشان را تاصدها سال بر ایرانیها گستراندند!اگر بطرف ملت نیایید و باز بخواهید اصلاح طلبها راحذف کنید دیر یا زود بایست با دیگر مردم ایرا ن و متحیر و مهزوم در کوی و برزن به استقبال امواج مهاجمی بروید که فقط هلاکت ایرانی برایش مهم باشد.پس از استیلاء مغول و اسکندر و سلسله آغاممد خان قجر و محمود خان افغان بر کشورتان عبرت بگیرید.اگرچه سنت تاریخ میگوید نمی آیید. و الله أکبر.
برادران قاچاقچي آنقدر در ثروت و فساد ناشي از آن غرق شده اند که هيچ حرف حسابي در گوش شان فرو نمي رود اين جماعت همانند يک غده سرطاني هستند آن هم از نوع بدخيمش که با سلام و صلوات مداوا نمي شود با اينها بايد با زبان خودشان سخن گفت.
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین
قلمت پر جوهر باد
تحلیل خوبی بود ولی ادبیاتش کمی مرا به یاد کیهان می اندازد.به نظرم میتوان همین حرفها را با ادبیات مناسبتری عنوان نمود
سایت کلمه امید ماست .
سایت کلمه بخشی از هویت ماست .
سایت کلمه از پناهگاه های ماست .
اولا كه مقاله بسيار عالی بود و من لذت بردم.
ثانيا،براستی كه احمدی نژاد و حلقه اش در …. پديده هزاره سوم هستند. انها تنها با دو كلمه “برادران قاچاقچی” ، تمام ابهت و سيطره 22 ساله سپاه رو در هم كوبيدند و نابود كردند و بعدش هم با پررويی از زير بار حرفشان شانه خالی كردند.
به قول معروف زدندو دررفتند ،اونم چه زدنی !!! حريفشان به سختی بتونه از اين دو كلمه تاريخی “برادران قاچاقچی” خودشو خلاص كنه.
اين دو كلمه ،مثل ضرب المثل های كهن زبان فارسی ، در كنار نام سپاه پاسداران به ثبت رسيد. انشاالله مبارك باشد.
فقط خدا به ملت ايران و مير حسين و شيخ كروبی رحم كنه از شر اين …
لطفا” بجای واژه شورای نگهبان قانون اساسی
از واژه شورای نگهبان رهبری اسنفاده شود
دسته بندی به موقعی شده از منش حاکمیت
جای آن دارد که این نوشته را در این برهه پخش عمومی کنیم.
اجابت دعای الهی اشغل الظالمین بالظالمین
نخست ایران… سپس ایران… همیشه ایران… همیشه ایران!
مواظب رياكاري باشيم انها برسر اراده مردم معامله كردند چه بسا بر سر نزديكان خودشان
عوام فریبی نشه یک روز نوبت عاشقان ولایت بود حالا معترضان به آن
نباید گول بخوریم انتخابات نزدیک است و آن طرف سیاست دیگر به این آقا فاز نمی دهد.کسی بت شکنی و افشاگری کرد که هزینه بسیار داده و الان در حصر خانگی است
جسارت(…) احمدی نژاد برای آن است که ارزشی برای دین و ملت ومعنویت قائل نیست و به روابط علمی هم اعتقاد ندارد. او مدعی فرزندی مادری دیگر است لذا وابستگی عاطفی به این فرزند ندارد و دو شقه شدن فرزند هم برایش اهمیت ندارد. امثال موسوی و کروبی و خاتمی بیش از هر چیز به سلامت فرزندی که خود پرورش داده و برای آن خون دل خورده اند فکر میکنند. این بزرگان شجاعت را با حماقت اشتباه نمیکنند.
اقای احمدی نجاد تمامی محاسن ومکارم خودرا دارند این حامیان وشیفتگان ود نظیر اقای یزدی وتوکلی درپی تکمیل نواقص شناخت خویش همگرایی وارادت قبلی رابمناقشه مبدل کردند ومیل فراق دارند انشالله ابن بار شرشان کلاه نرود
در غرب مثالی است که میگوید حقیقت مثل فیل در اتاق است ولی کسی نمیخواهد در مورد ان حرف بزند .
من نمیدانم اینهمه سیا ست مدار ، روشنفکر ، نویسنده ، روز نامه نگار ، هنر مند ، احزاب خورد و ریز از چپ تا راست در ایران داریم که ادعای همه آنها هم در دانش و عمل و نام آوری ماتحت فلک را هم پاره میکند ، همه استادند . هیچ کس ، فرد دیگری که هیچ ، حتا هابرماس و فوکویاما و اوباما و اردوغان و مهاتیر محمد و دکتر لی و جنبش مصر و جنبس تونس و ماندلا و گاندی …. را قبول ندارد و خودش را عقل کل میداند . خاتمی و موسوی و کروبی را که خنگ و خرفت میدانند بماند ، مصدق و بازر گان و بنی صدر و شاه و …… را هم ناشی و ناوارد میدانند .
اما یکی از اینها نمیگوید چرا شما که اینقدر بیل زن هستید منتظر ان بی عرضه ها و کارگزاران و لیبرال ها و ناشی ها نشسته اید ؟ بفرمایید وسط ! انقلاب کنید ، اصقلا ب کنید ، اصلاحات درست وحسابی بکنید ، کاری بکنید !
چرا همش به انتقاد حمله ای فصلی به دگر اندیشان که دارند کاری میکنند ( حالا خوب یا بد یا بی اثر یا هر چی ) صفحه سیاه میکنید ؟
اما فیل حقیقت چیست که باوجودی که در اتاق هست همه عمدا آنرا ندیده میگیرند و به بهانه جویی و متهم کردن این و ان دگر اندیش میپردازند ؟
حقیقت این است که رژیم قرص و محکم است .
به این زودی ها تکان که نمیخورد هیچ ، دلیلی برای اصلاح ندارد تا چه رسد به تسلیم در برابر اصلاحات ( حتا اصلاحات کارگزا ران خودش ) .
اما چرا رژیمی که همه میگویند ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر طرفدار ندارد و همه از ان گریزان هستند و حتا کارگزاران ان علیه ان هستند و از نظر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی هیچ توجیهی برای ادامه ان وجود ندارد ، هنوز اینقدر استوار خواسته هایش را به همه دیکته میکند و وقتی در برابر خطر واقعی قرار میگیرد ( ماجرای بنی صدر ، ماجرای احمدی نژاد )یک پارچه عمل میکند ؟ …
آیا مردم کوبا که در فلوریدا هستند خواهان انقلاب در کوبا نیستند ؟ آنها که در کوبا در زندان هستند و در اثر اعتصاب غذا جان میدهند و بانوان سفید پوش و روزنامه نگاران و …. مگر انقلاب نمیخواهند ؟ چرا کاسترو با یک میلیون بیکار و آنهمه فاحشه رسمی و دیکتاتوری مخوف نمیرود ؟ چرا کیم جنگ ایل نمیرود ؟ ممکن است مارکسیست های روسی بگویند چون اینها مردمی هستند ! اما همین ها در مورد سوریه د رهمین وب سایت همین را میگفتند ! میگفتند سوریه فرق دارد ! لیبی را مقاوم در برابر حمله امپریالیسم نامیدند چون فکر میکردند امریکا نمیخواهد با رفتن او موافقت کند . اما حالا که قذافی دارد میرود اینها هم نظرشان عوض خواهد شد .
پس بحث اینکه اصلاحات و کارگزار بودن رهبران ان مانع پیروزی مردم است بحث غلط اندازی است .
اما چرا حکومت های توتالیتری مثل جمهوری اسلامی و کوبا و کره شمالی از مصونیت بیشتری برخوردارند ؟
از نظر خارجی :
هر سه این کشورها مورد حمایت روسیه و چین هستند . پس در بازی های بین المللی ، اروپا و امریکا ، با احتیاط بیشتری با اینها برخورد میکنند . یعنی تا روزی که مردم واقعا کاری نکنند ، اروپا و امریکا هم علیه این رژیم ها کاری نخواهد کرد . چون فورا به رویارویی امریکا و چین و روسیه از یکطرف و رقابت اروپا و امریکا از طرف دیگر تبدیل خواهد شد . یعنی کمک به تعویض اینها ریسک زیاد دارد .
دو رژیم کره و کوبا به دلیل سرکوب کامل و حذف هر اندیشه مخالف و سانسور کامل ( قطع ماهواره و اینترنت ، مهاجرت ، نبودن روزنامه و مجله مخالف و عدم اجازه به شکل گرفتن جناح های مختلف در حاکمیت و ایدیو لوژیک بودن حکومت و تصرف کامل اقتصاد و روزی مردم ) روی مردم کنترل صد در صد دارند .
ج ا اما کمی با این دو اختلاف دارد : تظاهر به دموکراسی میکند و رای گیری دارد و مجلس و ریس جمهور و …. ، کمابیش ماهواره ، اینترنت ، مهاجرت ، روز نامه و مجله منتقد وجود دارد . داخل حکومت جناح هایی وجود دارد که با هم هماهنگ نیستند مگر اینکه کل رژیم در خطر باشد . به همین دلیل گاهی تظاهرات و مخالفت هایی میبینیم که صد البته سرکوب میشوند . نه به این دلیل که رژیم قدرتمند است بلکه :
امتیاز جمهوری اسلامی این است که یک نیروی اقلیت قدرتمند ( به واسطه وابستگی به روسیه و ایدیو لوژی مارکسیسم لنینیسم ) وجود دارد که هروقت حرکت های دموکراسی طلبانه و آزادیخواهانه (که بطور طبیعی به غرب نزدیکترند تا روسیه ) در ایران آغاز میشود ، این جریان در کنار رژیم قرار میگیرد و این جریانها را که ماهیتا اصلاح طلبانه و روشنفکرانه و وابسته به طبقه متوسط هستند به نفع رژیم با شکست مواجه میکنند .
فیل درون اتاق همین است !
وقتی خاتمی میخواهد کاندید شود این اقلیت روس محور کار سرکوب او را همگام با شریعتمداری در دستور کار قرار میدهد .
…
هدف اینها حذف اصلاح طلبان به دست خود آنهاست تا اتفاقی که در خرداد ۸۸ افتاد دوباره نیفتد . اینها از پیدایش یک احمدی نژاد دیگر نیز میترسند . پس انتخابات بعدی فقط با مشارکت اصول گرایان با دو جناح بندی ساختگی ( موافق رهبر ) و ( منتقد رهبر ) باید انجام بگیرد و پیروز ان یک ضد آمریکایی و ضد لیبرال دموکراسی و مخالف برقراری رابطه با امریکا باید باشد تا کشور را یک قدم دیگر به کوبا و کره شمالی نزدیک کند
فیل درون اتاق این است
روسیه از تشکیل یک ترکیه یا یک اندونزی یا یک کره جنوبی در حیات خوت خودش وحشت دارد .
مارکسیست های روسی ( روس مداران ) قرنهاست در ایران هستند و نفوز کرده اند به همه جا . و حالا سرازیر غرب شده اند ( با نقاب نئو سکولار و کنشگر حقوق بشر و سوسیال دموکرات ) تا آب را از سرچشمه گل کنند چون از عراق شدن ایران یا پیدایش جنبش هایی مثل مصر و تونس در ایران وحشت دارند .
همه دعوا سر لحاف ملاست . امریکا یی ها عملا در ایران چیزی ندارند جز همراهی طبقه متوسط . آنها با ساقط کردن دولت لیبرال دمکرات مصدق بزرگترین اشتباه تاریخی را کردند . شاه هرگز نتوانست یک حزب لیبرال در کشور ایجاد کند . تنها حزبی که ایجاد کرد از نوع روسی و تک حزبی بود و توابا ن حزب توده ( جعفریان ) آنرا بر ساختند . …شاه احزاب ملی و ملی مذهبی را مورد خشم و غضب قرار داد . اگر به آنها میدان داده بود چرا باید دچار چنان بحرانی میشد در کمتر از ۶ ماه ؟ یعنی به ا ندازه عبدالله اردنی ، شیخ بحرینی ، عبدالله صالح یمنی ، اسد سوری ، قذافی نمیتوانست بماند ؟
برادران قاچاقچی سرنوشت قزافی را ببینند و بدانند که با پول و زور چند صباحی بیشتر نمی توانند در برابر قدرت واقعی مردم مقاوت کنند
با سلام
امیدوارم مطلب پر مغز با عنوان «برادران قاچاقچی» علیه «دولت انحرافی» را رهبری ایران بخواند. گرچه شاید این مطلب که به واقع مرثیه ای جانسوز بر مزار آزادی همه اقوام ایرانی است، اما شاید اگر امروز توسط صاحبان قدرت حکومتی در ایران خوانده شود، تلنگری باشد برای یادآوری آنچه باید در خرداد 88 انجامش می دادند؛ که آن چیزی نیست جز قائل شدن اندکی احترام بر قامت نحیف و زار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران(البته ایران و نه سرزمین پارس) و آرای عمومی اقوام ساکن آن.
من نیز همچون میر حسین هنوز امیدوارم. امیدوارم به این یادآوری و فهم.
امید به فهم سلطانی که شبانی را برای اداره امور مملکت برگزیده و بدین سان علاوه بر به خاک ذلت نشاندن نسلهای بینوا و بی گناه، بساط حکومت خویش را نیز برچیدن آغاز کرده است. برچیدنی که تاریخ همه حکومتهای استبدادی گذشته و حال و روز امروز حکومت های استبدادی در لیبی و یمن و مصر و تونس و شاید سوریه گواه ما است.
خداوندا تو را به خون پاک شهیدان تاریخ اسلام و ایران قسمت می دهیم که نقشه های شوم استکبار خارجی(بخوانید روسیه، انگلیس، چین و…) و استبداد داخلی(که از زمان روی کار آمدن وحکومت خاندان پلید پهلوی و پس از آنان رنگ استبدادیش آمیخته با فاشیسم شده) را برای محو ایران و اقوام آن ابتر و بی دنباله و بی اجراکننده نما.
(اجابت این دعا چیزی نیست مگر بیداری مردم و چشم گشودن آن ها بر واقعیت ها.)
آمین یا رب العالمین.