سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

فاجعه حمله به كوي دانشگاه

چکیده :پس از آن دكتر سليماني معاونت دانشجويي دانشگاه تهران سخن گفت،‌وي در شب حادثه در كوي دانشگاه حضور داشته، شاهد وقايع آن شب بوده است. در جلسه علني شورا سليماني اظهار نمود كه در گزارش‌هاي عاملان حادثه كوي تضاد و دوگانگي وجود دارد و هنگامي¬كه مسئولان دانشگاه و نيروي انتظامي در كميته تحقيق شوراي امنيت با يكديگر روبرو شدند، دوگانگي بسيار آشكار بود. وي به كميته تحقيق شوراي شهر پيشنهاد كرد كه گزارش شوراي تامين استان تهران و گزارش شوراي امنيت و فيلم‌هايي كه در شب حادثه تهيه شده و نيز بيانيه‌هاي بسيج دانشجويي هنگام وقوع حادثه و پس از آنرا مورد مطالعه قرار دهد....


صدیقه وسمقی:

صبح جمعه 18 تير ماه بود، خواب بودم كه تلفن زنگ زد، دروديان يكي از اعضاي شوراي شهر و نماينده دانشجويان در شورا بود. وي با صدايي مضطرب درحالي¬كه بسيار پريشان مي‌نمود گفت “من در قزوين هستم، ديشب تا صبح بچه‌ها را در كوي دانشگاه لت و پار كرده اند” گفتم: چه اتفاقي افتاده؟ چه كساني بچه‌ها را زده‌اند؟ گفت: نمي‌دانم، فقط به من زنگ زده‌اند كه وضعيت كوي بسيار بد است و خواهش مي‌كنم شما كاري بكنيد. من هم سعي مي‌كنم بزودي به تهران بيايم. خبر نگران كننده‌اي بود،‌هراسان شدم، با هزار فكر و خيال در سر، با سرعت براي رفتن به كوي آماده شديم. به اتفاق همسرم به سمت كوي رفتيم، به خيابان اميرآباد كه رسيديم ، وضعيت غيرعادي و بحراني بود. جوانان بسياري با پيراهن‌هاي سياه در سرتاسر خيابان ديده‌مي‌شدند، ظاهر آنان نشان مي‌داد كه از وابستگان گروه‌هاي افراطي هستند. اكثراً يكديگر را مي‌شناختند. خيابان را قرق كرده بودند، خيلي از آنها سوار بر موتور بودند. نيروهاي ويژه با كلاه خود و باتوم نيز فراوان ديده مي‌شدند. در خيابان ماشين‌هايي با آرم سپاه پاسداران نيز به چشم مي‌خورد. بعدا فهميدم نيروی ويژه‌اي كه افراد آن سر تا پا مسلح بودند به نام “نپو” يعني نيروهاي پاسدار ويژه خوانده مي‌شوند. به در اصلي كوي رسيديم، ‌عده زيادي از جوانان پيراهن سياه جلوي در تجمع كرده بودند. آن سوي ميله‌ها، داخل كوي نيز دانشجويان جمع شده بودند. دو گروه يكديگر را سنگ باران مي‌كردند و عليه همديگر شعار مي‌دادند، با زحمت ماشين را در كناري پارك كرديم، در حالي¬كه معلوم نبود در آنجا سالم بماند. زير سنگ باران با زحمت خود را به درب كوي رسانديم، وارد نگهباني شديم، در حال ارائه كارت شناسايي به نگهبان و گفتگو با او بودم كه دانشجويان گريان و مضطرب به سوي من آمدند. گرد مرا گرفتند و وارد كوي شديم، از همان بدو ورود زمين پوشيده از شيشه¬های خرد شده بود، بسياري از نقاط خون‌ آلود بود، ساختمان‌ها سوخته و سياه بود، دانشجويان با سرو وضع پريشان و نابسامان مي‌گريستند. من حيران و آشفته بودم، هنوز نمي‌فهميدم چه اتفاقي افتاده است. برخي از دانشجويان با عصبانيت فرياد مي‌زدند اگر صداي ما را به بيرون نرساني خائن هستي. از برخي كه آرام تر بودند پرسيدم چه شده است؟ چه كساني به اينجا حمله كرده اند؟ گفتند : نيمه شب گذشته در حاليكه همه ما در خواب بوديم نيروي انتظامي همراه با همين لباس شخصي‌ها به اينجا حمله كردند و همه ما را ناجوانمردانه زدند. وارد ساختمان‌ها شديم، عجيب بود، به ياد خرمشهر پس از بازپس‌گيري آن شهر از نيرو‌هاي عراقي افتادم. در خرمشهر وقتي وارد خانه‌ها مي‌شديم همه چيز به هم ريخته بود، همه شيشه‌ها شكسته بود، چيزي سالم ديده نمي‌شد. بعضي از ديوارها سوخته و سياه بود، درست مانند كوي دانشگاه، باور كردني نبود كه نيروهاي وابسته به اين ملت و كشور اين¬گونه كوي دانشگاه را ويران كرده باشند. آثار حمله آنان به كوي همانند آثار تهاجم صداميان به ايران بود، تمام پنجره‌ها و درها شكسته بود، يخچال از پله‌ها به پايين پرتاب شده بود و محتويات آن روي پله‌ها و كف زمين ريخته بود، شيشه و خون همه جا ريخته بود، تخت¬هاي فلزي دانشجويان چنان مچاله شده بود كه گويي با دستگاه پرس آنها را به چنين وضعيتي درآورده اند. دانشجويان مي‌گفتند تمام وسايل ما اعم از پول و لباس و كامپيوتر، كتاب، ساعت و مانند آن را غارت كرده‌اند. بسياري از آنان لباس مناسبي بر تن نداشتند، به ساختمان دانشجويان خارجي رفتيم. آنان نيز همين وضعيت را داشتند ، مي‌گفتند گذرنامه‌ها، دلارها و كامپيوترهاي ما را برده‌اند. براي بيرون رفتن از كوي حتي لباس هم نداريم. بعضي از ساختمان‌ها را به آتش كشيده بودند و چند تن از دانشجويان را از طبقات بالا يازهرا گويان از پنجره به بيرون پرتاب كرده بودند، تهاجم آنان چنان وحشيانه بود كه باور كردني نبود. چه كساني اين كارها را كرده بودند؟ به دستور چه كسي؟ و چرا؟ ..

بر اساس مشاهدات صدها دانشجو و نيز شهودي مانند تاج زاده ، معاون سياسي وقت وزير كشور، افرادی از نيروي انتظامي مرتكب اين جنايت ننگين و کم نظير در تاريخ شده بودند. بسياري از افراد نيز اظهار می¬کردند فرهاد نظري ( فرمانده نيروي انتظامي تهران) را در حمله به كوي ديده اند كه فرماندهي را بر عهده داشته است. آقای “ع”از قول سردار س. که سمت مهمی در نیروی انتظامی داشت نقل كرد كه سردار نقدي در جريان كوي دانشگاه دستور حمله را صادر كرده است. سردار س. افزوده است كه پس از اظهار اين شهادت در جلسه فرماندهي نيروي انتظامي از سمتش برکنار شده است. بنابر اظهارات دانشجويان كه آن شب در كوي حضور داشتند و مورد حمله قرار گرفتند، عده زيادي نيز با لباس شخصي افراد انتظامي را ياري مي‌كردند، اين عده كه به گروه فشار شهرت دارند در اين ايام در بسياري از نقاط كشور مرتكب اعمال غير قانوني مي‌شوند. آنان با پشتيباني دستگاه حاكمه و حتي قوه قضاييه بسياري از جلسات سياسي را در سراسر كشور برهم مي‌زنند و در نظم و امنيت اخلال مي‌كنند، بي آنكه مورد تعرض و يا حتي پرسش قرار گيرند.

درآن زمان بزرگان اين گروه افرادي مانند حسين الله‌كرم و مسعود ده‌نمكي بودند.

اين افراد همان كارهايي را انجام دادند كه در افکار عمومی رفتار شعبان بي مخ در رژيم پهلوي را تداعی می¬کرد. ما ، در تقليد ملت بي‌نظيري هستيم، حتي براي ساختن گروه فشار نيز از حكومت‌هاي پيشين تقليد مي‌كنيم. فعاليت‌هاي اين گروه از سال 76 در آستانه انتخابات رياست جمهوري (دوم خرداد) بطور جدي گسترش يافت. در سال 76 در هر نقطه‌اي از كشور كه مبلغان خاتمي به نفع وي سخنراني مي‌كردند، اين گروه در آنجا حضور داشتند، به خاطر دارم همراه خاتمي پيش از انتخابات 76 به مشهد رفته بودم.او در دانشگاه فردوسي سخنراني داشت، سالن سخنراني از حضور دانشجويان موج مي‌زد، بيرون از سالن، داخل دانشگاه و خيابان‌هاي اطراف نيز پر از جمعيت بود. گروه فشار كه عده آنان در مقابل مردم بسيار اندك بود تا لحظه‌هاي پاياني جلسه نتوانستند كار مؤثري انجام دهند، اما در لحظات پاياني كه به¬نظر مي‌رسيد عده‌اي نيز به كمك آنان آمده بودند، هنگامي كه من از سالن خارج شدم مشاهده كردم كه ناگهان بسيار وحشيانه هجوم آوردند. من و ديگر همراهان خاتمي با زحمت فراوان خود را به اتوبوس مخصوص رسانديم، خاتمي نيز با زحمت وارد اتوبوس شد. مهاجمان با سردادن شعارهاي توهين آميز ، كينه خود را با كوبيدن مشت و لگد به اتوبوس خالي مي‌كردند، آن شب در ستاد خاتمي نمانديم، زيرا خبر آوردند كه قرار است مهاجمان به ستاد حمله كنند. آنان براي اين اعمال جاهلانه خود چه مزدی مي‌گيرند؟ به نظر مي‌رسد اين گروه از مصونيت خاصي برخوردار است، چرا كه هيچ‌كس حتي شخصيت‌هاي حقوقي و قدرتمندي مانند رئيس جمهور، وزير كشور و وزير اطلاعات نيز به هويت اين گروه اشاره نمي‌كنند، با آنكه تصور می¬رود همه چيز را مي‌دانند، ولي به مردم نمي‌گويند كه اين گروه از پشتيباني كدام قدرت در كشور برخوردار است كه چنين طاغي و ياغي شده است و پس از فاجعه كوي دانشگاه نيز در همه گزارش‌ها از اين گروه به نام “لباس شخصي‌ها” ياد شد، اما هويت آنان پنهان باقي ماند. در جريان سازمان فرهنگي هنري نيز همين گروه در ميدان حضور دارند و حمايت قدرتمندی چنانكه خواهيم ديد پشتيبان آنان است. عده‌اي از دانشجويان كه ده‌نمكي را مي‌شناختند گفتند كه ديشب او را در ميان مهاجمان ديده‌اند. از دانشجويان پرسيدم كه مجروحين را به كدام بيمارستان برده‌اند؟ گفتنند: بيمارستان شريعتي، با عجله از كوي عازم بيمارستان شديم، صداي گريان و هراسان دانشجويان بدرقه راهم بود كه مي‌گفتند، صداي مظلوميت ما را به گوش مردم برسان، در غير اين¬صورت تو نيز جنايتكاري.

با زحمت فراوان به بيمارستان شريعتي رفتيم، جو امنيتي خاصي حاكم بود،‌كاركنان بيمارستان از پاسخ دادن به سؤالاتم طفره مي‌رفتند و معلوم بود كه مي‌ترسند. پرسيدم، مجروحين كوي دانشگاه كجا هستند، جواب نمي‌دادند. يك نفر آهسته به من گفت، يكي از آنان در آن گوشه سالن روي تخت خوابيده است. يكي ديگر در اتاق عمل است. با باتوم بر سر او زده‌اند. به طرف تخت گوشه سالن رفتيم، مجروح يك دانشجوي پاكستاني بود كه هر دو پاي او شكسته بود. او گفت مرا از طبقه دوم از پنجره به پايين پرتاب كرده‌اند. آيا رسم ميزباني شما اين است؟ از او خجالت كشيدم، او گفت همه وسايل ما را نيز بردند. در اتاق¬هاي بيمارستان جا نبود و اين مجروح را در سالن بستري كرده بودند. با آنكه كارت عضويت خود را در شوراي شهر ارائه مي‌كردم از ملاقات من با مجروحين ممانعت مي‌نمودند. از وضعيت دانشجويي كه در اتاق عمل بود سؤال كردم، مسئول مربوطه وجود چنين دانشجويي را انكار كرد. معلوم بود كه از ارائه اطلاعات به‌طور جدي منع شده اند. نمي‌خواستم زمان تلف شود، با سرعت به خانه رفتيم. مي‌خواستم گزارش مشاهدات خود را بنويسم. گزارش خود را به تفصيل نوشتم و با عبدالله نوري مسئول روزنامه خرداد تماس گرفتم.

گزارش خود را كه 19 صفحه بزرگ بود براي او فرستادم، خلاصه گزارش ، شنبه 19 تير به چاپ رسيد، اسم سپاه پاسداران در گزارش حذف و اصولا احتياط فراواني در تنظيم گزارش اعمال شده بود.(پيوست شماره2) شورای شهر نیز روز نوزدهم تیرماه بیانیه¬ای صادر کرد و طی آن حمله به کوی را محکوم نمود. شورای شهر در بیانیه خود قاطعانه خواستار رسیدگی به فاجعه کوی و مجازات عوامل آن شد. (پیوست شماره3)

يكشنبه 20 تير ماه جلسه علني شوراي شهر تشكيل شد، اين اولين جلسه علني پس از فاجعه كوي بود. خسروي يكي از اعضاي شورا بعنوان اولين سخنران پيش از دستور درباره مسايل شهر تهران و مترو تهران سخنراني كرد. دومين سخنران دروديان بود. وي گريه كنان پشت تريبون رفت و گفت، اگر ما انقلاب كرديم كه اين فجايع رخ دهد من استغفار مي‌كنم. او خواستار برخورد شديد مسئولين با عوامل اين جنايت شد. پس از او نوري نيز درباره فاجعه كوي دانشگاه سخن گفت و به تحليل آن پرداخت.

دو روز پس از فاجعه کوی دانشگاه

پس از اتمام جلسه علني همراه دروديان و همسرم به كوي دانشگاه رفتيم، خيابان دانشگاه همچنان قرق بود و جوانان سياه پوش كه از گروه فشار بودند در سرتاسر خيابان حضور داشتند. اخبار فراواني از گوشه و كنار به گوش مي‌رسيد، مطلع شده‌بوديم كه جمعيتي حدود سه هزار نفر با سردادن شعارهايي عليه حكومت و رهبري اقدام به شكستن شيشه‌ بانك¬ها و برخي مغازه‌ها نموده، بسوي نهاد رهبري حركت كرده بودند، با آنكه نيروي انتظامي و سپاه و بسيج در صحنه حضور داشتند و در واقع شهر در قرق آنان بود. عجيب آن است كه با اين جمعيت برخوردي نشده بود، برخي افراد ، عده اي از جوانان اين گروه تظاهر كننده را شناسايي كرده بودند و نقل مي‌كردند كه برخي از جوانان بسيجي و افراد گروه فشار در اين تظاهرات حضور داشتند. برخی بدبینانه عنوان می¬کردند اين اقدامات و حركات بدنبال حمله سازماندهي شده به كوي دانشگاه، همه ساخته و پرداخته حكومت و جزئي از يك سناريو است. به كوي رسيديم، جوانان هيجان زده ، همچنان پر شور و پريشان بودند. به دروديان گفتم بهتر است تلاش كنيم دانشجويان وارد محوطه كوي شوند و در خيابان نمانند، ما خود نيز وارد كوي شديم. دانشجويان گرد ما جمع شدند، جمعيت زيادي در آنجا حاضر بود ، ميكروفون را بدست من دادند و از من خواستند سخن بگويم. من ضمن اعلام همدردي خود و اعضاي شوراي شهر با دانشجويان مظلوم تحليل اجمالي خود را از اين وقايع بيان كردم و گفتم به عقيده من مجموعه شرايط، اقدامات و تحركات حاكي از آن است كه بخشي از حاكميت قصد كودتا عليه دولت خاتمي را دارد و لذا همين عده به آشفتگي جو سياسي دامن زدند و شما دانشجويان نبايد بازي آنان را بخوريد. آنان در جو ناآرام و ملتهب مي‌توانند كودتا كنند و مي‌بينيد كه تظاهرات ساختگي بوسيله عوامل خود را به شما دانشجويان منتسب مي‌كنند. به دانشجويان پيشنهاد كردم كه آرام باشند. آنان اعلام تحصن كرده بودند، در سخنان خود افزودم كه حمله نيروي انتظامي و ياران آنان به كوي دانشگاه يادآور حمله نيروهاي صدام به خرمشهر و نيز يادآور حمله اسرائيلي‌ها به فلسطيني‌هاست. همانگونه كه سربازان اسرائيلي، فلسطيني ها را مي‌زدند و صحنه‌هايي از اين گونه درگيري‌ها را در تلويزيون جمهوري اسلامي براي نشان دادن مظلوميت مردم فلسطين نمايش مي‌دهند، افراد انتظامي و مهاجمان به كوي دانشگاه نيز با دانشجويان چنين برخورد كردند، آنان را زدند، دست و پاي آنان را شكستند، با باتوم به سر آنان كوفتند و برخي را از طبقات دوم و سوم به بيرون پرتاب كردند….

در ميان دانشجويان افراد ديگري نيز حضور داشتند، كه به نظر مي‌رسيد حاميان مهاجمان به كوي دانشگاه هستند، آنان با من مشاجره كردند و ما براي آنكه جو موجود بيش از اين ملتهب نشود از كوي خارج شديم و به شوراي شهر بازگشتيم. با روزنامه ايران مصاحبه‌اي كردم و تحليل خود را از وقايع روز بيان نمودم. در آن مصاحبه نيز نسبت به وقوع كودتا هشدار دادم. دانشجويان عضو تحكيم وحدت از من براي حضور در جلسه‌اي خصوصي دعوت كردند، در آن جلسه درباره فاجعه كوي و وقايع پيرامون آن بحث شد. من در آنجا نيز به آنان تاكيد كردم با آنكه حفظ آرامش در اين شرايط بسيار سخت است، با توجه به شرايط موجود كه بسيار بحراني و سرنوشت ساز است‌،‌ بايد آرامش را حفظ كرد. شما مي‌توانيد به تحصن خود به¬صورت آرام ادامه داده و بر خواسته‌هاي خود از جمله آزادي دانشجويان بازداشت شده تاكيد كنيد. آنان بسيار عصباني بودند و از سكوت خاتمي در قبال اين فاجعه بزرگ بسيار ناراحت و گله‌مند. معين، وزير فرهنگ و آموزش عالي وقت استعفا داده بود. امااستعفاي او پذيرفته نشد. برخي از مسئولين جهت بازديد به كوي رفته بودند، اما خيلي ها نرفتند. رئيس جمهور نيز در آن ايام كوي دانشگاه را كه به ويرانه‌اي تبديل شده بود نديد.

تشکیل کمیته تحقیق

بسياري از اعضاي شوراي شهر با دانشجويان بطور مستمر ارتباط داشتند و با آنان اظهار همدردي مي‌نمودند. به همين جهت نيز كميته‌اي بمنظور تحقيق فاجعه كوي دانشگاه در شوراي شهر تشكيل شد و مسئوليت آن كميته نيز به من محول گرديد. شوراي شهر در آغاز فعاليت و شكل گيري خود قرار داشت و ما هيچگونه امكانات و لوازم براي تحقق خواسته‌هاي خود ، حتي در امر تحقيق نيز نداشتيم. بايد بگويم كه از مقدمات ضروري انجام تحقیق كه همكاري سازمان‌ها ،‌نهادها و دواير شهري است نيز بي‌بهره بوديم. مي‌دانستيم كه اين كميته راه به¬جايي نخواهد برد،‌چنان¬كه وزارت كشور و شوراي عالي امنيت ملي نيز راه به¬جايي نبردند، نه‌تنها در مسئله كوي دانشگاه ، بلكه پيش از آن در معضلات بزرگ ملي مانند پیگیری قتل¬هاي زنجيره‌اي نيز سازمان‌هاي رسمي كه وظيفه آنان حفظ امنيت شهروندان و كشور است راه به¬جايي نبرده اند. معلوم است كه اخلال كنندگان در امنيت شهروندان و كشور و مرتكبين اين فجايع از پشتوانه محكمي برخوردارند. شوراي شهر براي آنكه در اين فاجعه بزرگ كه در شهر تهران روي داده ، بويژه دانشجويان عزيز مورد هجوم ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند، بي‌تفاوت نباشد اقدام به موضع گيري و تشكيل كميته تحقيق و دعوت از مسئوليني چند براي ارائه گزارش در جلسات علني نمود. شوراي شهر بيانيه‌اي منتشر كرد و ضمن محكوم كردن حمله به كوي دانشگاه خواستار رسيدگي به اين حادثه تاريخي و مجازات عاملان آن شد. شوراي شهر همچنان در ميان بحران‌هاي موجود به امور جاري رسيدگي و به لوايح شهرداري و سازماندهي خود نيز مي‌پرداخت.

اخبار مربوط به حمله نيرو‌هاي وابسته به حكومت اعم از نيروي انتظامي و نيرو‌هاي ويژه ديگر كه ماهيت و جايگاه برخي از آنها هنوز هم آشكار نشده است به كوي دانشگاه تهران و ضرب و جرح دانشجويان در تمام جهان انعكاس يافت، در همين ايام دانشگاه تبريز نيز دچار آشوب و هرج و مرج گشت. اراذل و اوباش به آن دانشگاه نيز حمله كرده، رئيس دانشگاه و عده زيادي از دانشجويان را مورد ضرب و شتم شديد قرار دادند، در حملات مكرر به كوي دانشگاه تهران يك نفر به نام عزت ابراهيم نژاد ، كشته شد، گلوله‌اي نيز به چشم يك دانشجوي پزشكي اصابت كرد كه موجب نابينايي يك چشم اوشد. آقای “س”یکی از مقامات آگاه در اين باره به من گفت ، دانشجوي مذكور كنار مصطفي تاج زاده مقابل مسجد كوي ايستاده بود و به‌نظر مي‌رسد ضاربين قصد ترور تاج زاده ، معاون سياسي وقت وزير كشور را داشته اند كه اشتباهاً گلوله به دانشجوي کناراو اصابت كرده است. شرح مفصل ماوقع كوي دانشگاه را گروه‌هاي مختلف براي رهبر نقل كردند، دانشگاهيان و دانشجويان مؤكداً براي ايجاد آرامش در دانشگاه از كه فرمانده كل قوا خواستند كه لطفيان فرمانده وقت نيروي انتظامي را برکنار كند. اما ایشان با اين پيشنهاد در آن مقطع موافق نبود . روز 21 تير رهبری براي جمعي سخنراني نمود كه اكثر آنان چفيه به دور گردن بسته بودند و ایشان نيز چفيه به دور گردن خود بسته بود. ظاهرا قرائن حاكي از آن بود كه آنان افراد وابسته به انصار حزب الله و گروه‌هاي افراطی هستند. رهبري در ریشه یابی این حوادث اظهار داشت :” آقاياني¬كه سردمداران خطوط سياسي هستيد حالا برسيد به اين حرف ما كه شما خودي‌ها وقتي اين¬گونه با هم درگير مي‌شويد، دشمن سوء استفاده مي‌كند، حالا بفرمائيد ببينيد دشمن چه كرد؟”

ايشان دانشجويان را نصيحت كرد كه دشمن را بشناسند و اعلام نمود اين كارها (حمله به كوي دانشگاه) كار دشمنان است. كار سازمان‌هاي جاسوسي دشمنان است. رهبري در بخش دیگری از سخنان خود درباره واکنش¬های مخالفان قانون جديد مطبوعات كه با شتاب و عجله در اواخر دوره مجلس پنجم در حال تصويب بود گفت: چه جنجال و غوغايي مي‌كنند. كه چه؟ قانوني در مجلس دارد تصويب مي‌شود. در پايان نيز خطاب به جوانان حاضر اعلام کردند كه اگر عكس مرا پاره كردند عيبي ندارد و در حالي¬كه حضار شديداً گريه مي‌كردند خطاب به امام زمان گفت اي سيد و مولاي ما پيش خداي متعال گواهي بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده‌ايم.

در اينجا لازم است متذكر شويم، هنگامي¬كه خاتمي در دوم خرداد 76 به پيروزي دست يافت و انتخابات شوراهاي شهر و روستا نيز در تمام كشور با پيروزي اصلاح طلبان مواجه شد،‌مخالفان اصلاحات بسيار نگران و وحشت زده شدند، از همين رو به اقدامات عجولانه، بدون توجه به عواقب ناهنجار ملي آن دست زدند.

قبلا به يك نمونه از اين اقدامات اشاره شد و آن تصويب قانون مربوط به بودجه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در مجلس پنجم بود. مجلس پنجم ماه‌هاي پاياني دوره خود را سپري مي‌كرد و مي‌كوشيد با تصويب پاره‌اي قوانين موانعي را پيش راه اصلاحات ايجاد كرده ، حتي‌الامكان سنگرهاي موجود خود را حفظ كنند. يكي از اقدامات مجلس پنجم در اواخر دوره خود اصلاح قانون مطبوعات بود. در قانون مصوب مجلس پنجم اعضاي هيئت منصفه مطبوعات توسط وزير ارشاد ،‌ رئيس كل دادگستري استان، رئيس شوراي شهر ،‌ رئيس سازمان تبليغات اسلامي و رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر كشور انتخاب مي‌شوند. بدين ترتيب سختگيري نسبت به مطبوعات و توقيف آن‌ها آسان و به تركيب هيئت منصفه موافق راي و نظر حكومت مي‌شد. از آغاز جنبش دوم خرداد 76 و كمي پيش از آن نهضت روشنگري در مطبوعات پديدار شد. عده زيادي از روشنفكران اقدام به انتشار روزنامه‌هاي جديد كردند، مانند جامعه، نشاط ، طوس، صبح امروز و خرداد و … روزنامه سلام نيز كه از پيش از دوم خرداد منتشر مي‌شد، داراي زمينه‌هايي براي روشنگري بود. اين روزنامه‌ها اقدام به افشاي برخي اسرار نمودند كه موجب وحشت دستگاه حاكمه شد. بحث پيرامون قتل‌هاي زنجيره‌اي روشنفكران و نويسندگان توسط عناصری از وزارت اطلاعات در روزنامه سلام و ديگر روزنامه‌هاي جديد ادامه داشت، تا آنكه چند روز پيش از فاجعه كوي روزنامه سلام توقيف شد. حكومت مي‌كوشيد با تصويب قانون جديد مطبوعات زمينه‌هاي توقيف ديگر روزنامه‌ها را فراهم سازد، شب 18 تير نيز دانشجويان در كوي دانشگاه تهران نسبت به توقيف روزنامه سلام اعتراض كرده بودند. لذا جنجال و غوغا براي تصويب قانون جديد مطبوعات، از سوي رهبري تقبيح مي‌شد. بعدها هنگامي¬كه مجلس ششم اقدام به اصلاح قانون مطبوعات مصوب مجلس پنجم نمود،از دفتر مقام رهبري به كروبي ، رئيس وقت مجلس امر شد كه اصلاح قانون مطبوعات را از دستور كار مجلس خارج سازد. من مثنوي بلندي را در تقبيح خشونت و اعمال خشونت آميز وابستگان به حكومت سروده بودم كه در شهريور ماه 77 بطور كامل در روزنامه سلام منتشر شد(پيوست 4). پس از فاجعه كوي دانشگاه اين مثنوي را به حميدرضا جلايي پور دادم و از او خواستم كه در روزنامه نشاط آن‌را منتشر سازد. ابياتي از اين شعر انتخاب و همراه عكس‌هاي متعددي از تظاهرات مردم عليه حمله به كوي در روزنامه نشاط چاپ شد(پيوست 5). اين شعر موجب جنجال فراوان شد و پس از آن روزنامه نشاط نيز توقيف شد.

(حجتي) نماينده دانشجويان متحصن در دانشگاه جهت ارائه گزارش در شوراي شهر در جلسه علني 29 تير حضور يافته بود. قبل از ارائه گزارش وي، موضوعات ديگري در دستور كار شوراي شهر قرار داشت.

سپس من به¬عنوان رئيس كميته تحقيق كوي دانشگاه گزارش خود را ارائه كردم. پس از آن حجتي نماينده دانشجويان به شرح مختصر ماوقع پرداخت. او گفت: “دانشگاه تهران 12 هزار دانشجو دارد، بارها و بارها در كوي تحصن و اعتراض روي داده است. اما هربار با تدبير نيروي انتظامي و تذكرات آنان مسئله حل شده است. شب 18 تير دانشجويان (كه به توقيف روزنامه سلام اعتراض داشتند) از کوی تا بزرگراه جلال آل احمد رفتند و پس از تذكر نيروي انتظامي بازگشتند، هنگامي كه نزديك كوي رسيدند، سردار ميراحمدي مداخله كرد و گفت، بايد اين مسئله را فيصله بدهم،”كوهي” سعي كرد قضيه را حل كند، اما مير احمدي دستور حمله داد. نيروي انتظامي به تمام دانشجويان چه آنان كه در خارج ساختمان‌ها بودند و چه آنان كه در خوابگاه‌ها خوابيده بودند حمله كردند. آنقدر گاز اشك آور پرتاب كردند كه چهل پنجاه نفر از دانشجويان در حال مرگ بودند. براي خنثي كردن گاز اشك آور عده‌اي موكت‌هاي مستعمل را كه قبلاً در نماز جمعه از آنها استفاده ‌شد آتش زدند تا دانشجويان را نجات دهند و حالا عده اي مي‌گويند كه دانشجويان جايگاه نماز جمعه را به آتش كشيدند. فرماندهان ارشد نيروي انتظامي مانند ميراحمدي و نظري (فرمانده ناحيه انتظامي تهران) بايد پاسخگو باشند. آنان بايد بگويند كه آيا از مافوق خود دستور حمله داشته‌اند؟ وي سپس خواسته‌هاي دانشجويان را به اين ترتيب اعلام كرد:

– لطفيان ، فرمانده نيروي انتظامي بايد بركنار شود.

– مسببان فاجعه معرفي و مجازات شوند.

– خسارات وارد به كوي جبران شود.

– گزارشي دقيق از تلفات ارائه گردد.

– دانشجويان بازداشت شده آزاد شوند.

وي افزود تا كنون هيچ‌يك از خواسته‌هاي ما تحقق نيافته است.”

شكايت نيروي انتظامي از شوراي شهر

در آن ايام بحراني كه جو سياسي كشور و بويژه جو دانشگاه‌ها بسيار ملتهب بود شوراي شهر مي‌كوشيد در ارتباط با دانشجويان آنان را آرام سازد. در شورا به تصويب رسيد كه شهرداري تهران هرچه سريعتر خوابگاه‌هاي ويران شده را بازسازي نمايد. اقدامات شوراي شهر در جهت حمايت از دانشجويان مظلوم و محكوم نمودن عمل ننگين مهاجمان موجبات خشم نيروي انتظامي و همدستان آن نيرو در حمله به كوي را فراهم نمود تا آنجا كه لطفيان، فرمانده وقت نيروي انتظامي در تاريخ 11 مرداد به هيئت حل اختلاف نامه نوشت ، خواستار انحلال شوراي شهر تهران شد(پيوست شماره6). دلايل وي، سخنراني¬هاي ايراد شده توسط اعضاي شورا در كوي دانشگاه و نيز تشكيل كميته تحقيق بود، در حالي¬كه اين امور ربطي به نيروي انتظامي نداشت. شكايت لطفيان در تاريخ 28 مهرماه در جلسه هيئت حل اختلاف بررسي و رد شد (پيوست شماره 7). من به¬عنوان دبير كميته‌ تحقيق كوي دانشگاه دعوتنامه‌هايي براي لطفيان و نظري فرستادم تا در تاريخ 9 شهريور ماه در جلسه علني شورا حضور يافته، پيرامون فاجعه كوي به شهروندان تهراني گزارش دهند. پس از ارسال دعوتنامه‌ها در تاريخ 30 مرداد ، مدير كل قوانين و امور حقوقي ناجا در تاريخ 6 شهريور 78 ، نامه‌اي آكنده از خشم خطاب به رئيس شوراي شهر فرستاد و اعلام نمود كه شوراي شهر حق دخالت در اين امور را ندارد (پيوست شماره8). بعدها لطفيان دليل عدم حضور خود در شوراي شهر را اين¬گونه عنوان نمود كه از شوراي شهر دعوتنامه‌اي دريافت نكرده است، من ناگزير در مصاحبه‌اي اعلام كردم كه از وي رسماً دعوت بعمل آمده و دعوتنامه را نيز در اختيار برخي مطبوعات قرار دادم.

رئيس دانشگاه تهران در شوراي شهر

در تاريخ 2 شهريور 78 خليلي عراقي رئيس دانشگاه تهران و داود سليماني معاونت دانشجويي دانشگاه به دعوت شوراي شهر ، جهت ارائه گزارش پيرامون فاجعه كوي دانشگاه در جلسه علني حضور يافتند. قبل از پرداختن به اين دستور موارد ديگري در دستور كار شورا بود كه به آنها رسيدگي شد. پس از ارائه گزارش كميته تحقيق كوي دانشگاه تهران توسط من ، دكتر خليلي عراقي رئيس دانشگاه تهران به ارائه گزارش خود پرداخت. وي فاجعه كوي را مسئله‌اي ملي دانست و گفت توسعه و پيشرفت در كشور مستلزم تغيير نگرش به دانشگاه است، با حمله به كوي دانشگاه كشور آباد نمي‌شود ، كشورهايي كه داراي دانشگاه ضعيف هستند از توسعه برخوردار نيستند. وي ديدگاه حكومت نسبت به دانشگاه را علت وقوع فاجعه كوي دانسته، از اين ديدگاه انتقاد نمود.

پس از آن دكتر سليماني معاونت دانشجويي دانشگاه تهران سخن گفت،‌وي در شب حادثه در كوي دانشگاه حضور داشته، شاهد وقايع آن شب بوده است. در جلسه علني شورا سليماني اظهار نمود كه در گزارش‌هاي عاملان حادثه كوي تضاد و دوگانگي وجود دارد و هنگامي¬كه مسئولان دانشگاه و نيروي انتظامي در كميته تحقيق شوراي امنيت با يكديگر روبرو شدند، دوگانگي بسيار آشكار بود. وي به كميته تحقيق شوراي شهر پيشنهاد كرد كه گزارش شوراي تامين استان تهران و گزارش شوراي امنيت و فيلم‌هايي كه در شب حادثه تهيه شده و نيز بيانيه‌هاي بسيج دانشجويي هنگام وقوع حادثه و پس از آنرا مورد مطالعه قرار دهد. وي گفت به مسئولان كشور و نيز مقام رهبري گزارش خلاف واقع داده‌اند. دانشجويان را متهم به توهين نسبت به رهبر كرده‌اند. نيروي انتظامي براي توجيه عمل نادرست خود ، متوسل به اين¬گونه دروغگويي‌ها شده است. وي افزود، خسارات معنوي اين فاجعه بسيار زياد است، منزلت دانشگاه و دانشجو شكسته شده است، وزارت اطلاعات بايد نام و نشان افراد و گروه‌هاي فشار را كه همراه افراد انتظامي بودند اعلام كند. حدود دويست نفر از دانشجويان در حمله به كوي مجروح شدند و اموال زيادي از آنان اعم از دانشجويان ايراني و خارجي به سرقت رفته است. بايد به حقوق دانشجويان رسيدگي شود كه تا كنون نشده است. خوابگاه‌ها تخريب شده است. يك نفر كشته شده است و عده زيادي بازداشت شده اند، برخي از دانشجويان خارجي پس از وقوع اين فاجعه ايران را ترك كرده‌اند. ممنوعيت ورود نيروهاي نظامي و انتظامي به دانشگاه بايد پيگيري و تبديل به قانون شود. آقای “د”در رابطه با شب هجدهم تير در ديدار خصوصي كه با او داشتم گفت :((” حدود ساعت دوازده و نيم شب به من اطلاع دادند كه كوي دانشگاه ناآرام است،‌تا ساعت يك نيمه شب خود را به آنجا رساندم. دانشجويان وارد كوي شده بودند و فقط سي، ‌چهل نفر از آنان بيرون كوي بودند. مير احمدي مسئول ناحيه انتظامي آن منطقه حضور داشت، او با لباس شخصي بود. “كوهي”‌ مدير كل كوي دانشگاه سعي كرده بود از درگيري ميان نيروي انتظامي و همراهان اين نيرو با دانشجويان جلوگيري كند. ميراحمدي به سينه كوهي زده و او داخل جوي افتاده بود. اين موضوع موجب ناراحتي دانشجويان شده بود. در كوچه‌ها و خيابان‌هاي اطراف كوي در آن ساعت از نيمه شب افراد زيادي با لباس شخصي حضور داشتند،‌ عده‌اي از آنها نوجوان بودند كه در دستهايشان سيخ و چوب و تير و كمان و سنگ ديده مي‌شد. از ميراحمدي پرسيدم اينها كيستند؟ ميراحمدي گفت: نمي‌دانم، حتماً اهالي اين كوچه‌ها هستند! از ميراحمدي خواستم نيروهاي خود را از كوي ببرد و به او قول دادم كه ما نيز اوضاع را آرام خواهيم كرد. او نپذيرفت و گفت بايد اين وضعيت را فيصله دهيم. حدود ساعت دوو نيم نيمه شب، فرهاد نظري فرمانده ناحيه انتظامي تهران در كنار درب فني كوي حاضر شد. ماشين‌هاي زرهي نيز آمدند، نظري نيز با لباس شخصي آمده بود. در يكي از خيابان¬هاي نزديك كوي اتوبوس¬هاي زيادي به صف ايستاده بودند كه دانشجويان بازداشت شده را با آنها بردند. با نظري صحبت كردم، به او گفتم من دست و پاي شما را مي‌بوسم، اينجا را ترك كنيد، آنها قبول نكردند، نظري گفت من كار را تمام مي‌كنم، به او گفتم شايد شروع كننده باشيد اما نمي‌توانيد تمام كنيد ، اينجا دانشگاه است، با دانشجو اين¬گونه برخورد نكنيد. مردي بلند قد با ريش¬هاي فرفري در كنار اوبود كه دستمال سفيدي نيز به مچ يكي از دستانش بسته بود. او دست خود را بالا برد و علامت داد و افراد وارد كوي شدند ،‌ با ماشين زرهي درب كوي را شكستند و به دانشجويان حمله ور شدند)).

احضار به دادگاه

چندي بعد احضاريه‌اي از شعبه 1410 دادگاه‌هاي عمومي به من ابلاغ شد، اين دادگاه به جرائم مطبوعاتي و كاركنان دولت رسيدگي مي‌كرد و رئيس آن سعيد مرتضوي بود كه بعداً دادستان تهران شد. فرمانده نيروي انتظامي ،‌ لطفيان كه از شكايت به هيئت حل اختلاف و تلاش براي انحلال شوراي شهر تهران ، طرفي نبسته بود، اقدام به طرح شكايت در دادگاه كرده بود. لطفيان دو شكايت از من در دادگاه مطرح كرده بود، يكي به دليل چاپ گزارشي از فاجعه كوي دانشگاه در تاريخ 19 تير در روزنامه خرداد و ديگري به جهت عضويت من در كميته تحقيق كوي دانشگاه كه در شوراي شهر تشكيل شده بود. من در گزارش خود كه خلاصه آن در روزنامه خرداد به چاپ رسيد به نقل از دانشجويان نوشته بودم كه اموال و پول‌هاي دانشجويان در شب حمله به كوي به سرقت رفته است. لطفيان در شكايت خود به دفاع از نيروي انتظامي گفته بود كه وسمقي نيروي انتظامي را متهم به سرقت نموده است. هرچند كه من مستقيما نيروي انتظامي را متهم نكرده بودم، اما بديهي است كه در شب حمله به كوي ، نيروي انتظامي همراه گروه فشار كه ياور نيروي انتظامي بود وارد كوي شده ،‌سبب تمامي وقايع آن شب اعم از ضرب و شتم دانشجويان،‌ جنايات وارده بر آنان، تخريب خوابگاه‌ها و غارت اموال دانشجويان است. از وظايف مشخص اين نيرو حفظ جان و مال مردم است، در شب حادثه نيروي انتظامي و فرماندهان ارشد آن نيرو در كوي حضور داشتند. يكي از فرماندهان نيروي انتظامي پس از 18 تير در سخنراني خود در جهت تبرئه آن نيرو چنين اظهار كرد كه خسارات وارده بر كوي دانشگاه آنقدر زياد است كه اگر يك لشگر به كوي حمله مي‌كرد در مدت چند ساعت نمي‌توانست اين همه تخريب كند! او با اين سخنان در صدد تبرئه نيروي انتظامي و متهم نمودن ديگران بود و از سوي ديگر اين اظهارات از عمق و وسعت فاجعه 18 تير حکایت می¬کرد. من در دفاعيات خود بيان كردم كه به سرقت رفتن اموال دانشجويان بديهي است و صدها تن از دانشجويان شكايت خود را مبني بر به سرقت رفتن و تخريب اموال متعلق به آنان تنظيم كرده‌اند و نيروي انتظامي از آنجا كه افرادش در كوي حضور داشته و به دانشجويان و خوابگاه آنان حمله كرده اند، بايد پاسخ دهد كه اين اموال چه شده است و چه‌كساني آنها را سرقت كرده‌اند؟ شكايت صدها دانشجو به دانشگاه تهران ارائه شده بود و دانشجويان از دانشگاه خواسته بودند كه از حقوق آنان در جهت جبران خسارات جاني و مالي دفاع شود. براي دفاع از خود در دانشگاه تصوير شكايت دانشجويان را تهيه كردم ، شكايت ديگري نيز از من به اتهام اخلال در امنيت كشور و قصد براندازي در دادگاه انقلاب مطرح شده بود كه آن شكايت نيز به شعبه 1410 ارجاع شده بود. مرتضوي گفت كه چهل نفر از خانواده‌هاي شهدا از شما درخصوص اخلال در امنيت و قصد براندازي شكايت كرده اند و دليل آنان چاپ شعر شما در روزنامه نشاط در ميان تظاهرات مردم است. هويت شاكيان مبهم بود و افراد ناشناسي شكايت مذكور راامضا كرده بودند. درباره هويت شاكيان سئوال كردم. مرتضوي پاسخ قانع كننده اي نداشت. به نظر مي‌رسيد از عنوان خانواده شهدا در اين شكايت سوء استفاده شده است. مرتضوي به من پيشنهاد كرد كه از روزنامه نشاط به جهت گزينش برخي ابيات شعرم و چاپ آن به اين شكل و نيز از روزنامه خرداد به جهت خلاصه كردن گزارشم شكايت كنم، اين پيشنهاد را نپذيرفتم و گفتم اين شعر و آن گزارش متعلق به من است و شكايتي از اين دو روزنامه ندارم. مرتضوي تهديد به صدور قرار بازداشت نمود. وي گفت شما با سرودن آن شعر قصد براندازي داشته‌ايد و ما نوار و فيلم سخنراني شما را در كوي دانشگاه داريم. به وي گفتم اگر جمهوري اسلامي با چند بيت شعر من برانداخته شود خوشا به حال من با اين همه قدرت و بدا به حال جمهوري اسلامي با اينهمه ضعف. او از اين سخن من خنده‌اش گرفت. درباره نوار و فيلم سخنراني نيز گفتم كه تمام سخنان خود را به ياد دارم و درصورت نياز همه را در دادگاه تكرار خواهم كرد و هنوز هم بر سخنان خود باقي هستم. نهايتا دادگاه را ترك كرده، منتظر جلسه رسمي دادگاه شدم، مدارك و اسناد لازم را جهت دفاع از خود جمع آوري نمودم. روزنامه رسالت روز يكشنبه 27 تيرماه در صفحه اول خود مطلبي عليه من منتشر و مرا متهم به مشاركت در آشوب و آشوبگري نمود(پيوست شماره9).

در پاسخ به آن روزنامه نيز مطلبي نگاشتم كه آنان برخلاف قانون مطبوعات پاسخ مرا در صفحه اول چاپ نكردند(پيوست شماره10). به نظر مي‌رسيد حركتي منسجم آغاز شده است تا مسببان جنايات كوي را تبرئه نموده، اذهان مردم را از آنان منحرف و گروه‌ها و افراد ديگري را متهم نمايند. در آن ايام اخبار موثقي نيز به گوش ما مي‌رسيد، حاكي از آنكه مسئولان سياسي عقيدتي در مراسم صبحگاه برخي پادگانهاي سپاه در سخنان خود اعلام كرده اند كه عاملان حادثه كوي دانشگاه سه تن بوده اند كه آنان عبدالله نوري، سعيد حجاريان و صديقه وسمقي هستند. از سوي ديگر بنابر اخبار واصله فرمانده سپاه پاسداران نيز در جلسه شوراي عالي امنيت كشور همين سخنان را تكرار كرده بود كه خاتمي رئيس جمهور در مقابل سخنان وي موضع گيري نموده بود. عاملان فاجعه در پي آن بودند كه براي تبرئه خود مسبباني را به افكار عمومي معرفي كنند و اين كار را چنان ناشيانه و عجولانه انجام مي‌دادند كه واهي بودن آن بر همگان آشكار بود. چندين بار با سعيد مرتضوي تماس گرفته ، اعلام آمادگي براي حضور در دادگاه علني بمنظور دفاع از خود نمودم. به وي گوشزد كردم كه مدارك من آماده است، اما اين دادگاه هرگز تشكيل نشد. لطفيان از همه اعضاي كميته تحقيق كوي دانشگاه در شوراي شهر شكايت كرده بود.(پیوست شماره 11) هنگامي¬كه قاليباف به فرماندهي نيروي انتظامي منصوب شد شكايت مذكور پس گرفته شد و پرونده‌ها مختومه گرديد. مدتها بعد دادگاهي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح بمنظور رسيدگي به شكايات دانشجويان و خانواده آنان با موضوع قتل و جرح و سرقت به طرفيت نيروي انتظامي تشكيل شد. بيست نفر به عنوان متهم در دادگاه محاكمه شدند. متهمين رديف يك تا بيست به ترتيب عبارت بودند از: 1- سرتيپ پاسدار فرهاد نظري، فرمانده وقت ناحيه انتظامي تهران بزرگ 2- سرهنگ جمشيد خدابخش، فرمانده يگان ويژه 3- فرهاد ارجمندي، فرمانده گروه نوپو 4-سروان رامين نظري ، جانشين فرمانده گروه نوپو، 5- ستوان عروجعلي ببرزاده 6- گروهبان جمشيد الوند 7- گروهبان سيد حسين احمدي 8-گروهبان حسن احمدي 9- گروهبان علي اكبر حسيني 10- گروهبان قباد مهديان پلنگرد 11-گروهبان فتح الله مراديان .وسربازان وظيفه:12- عزت الله قاضي 13-رضا امدادي 14-امير پزشكي 15- فرشيد باقري 16-اسماعيل فلاح حميدي 17- علي علي پور نوذري 18-محمد رضا شجاعي 19- شير محمد برون 20- علي برده باز نودهي.

بيست متهم مذكور طي چندين جلسه متوالي محاكمه شدند، رئيس دادگاه سيد هادي طباطبايي بود. دادگاه مذكور يكي از دادگاه‌هاي تاريخي است كه نتيجه آن تبرئه همه متهمان و محكوم شدن يك نفر به سرقت يك ريش تراش بود. شگفت انگيز است كه هيچ كس به عنوان مسبب آن همه ويراني، ضرب و جرح، جنايت و سرقت محكوم نشد، در جلسه محاكمه فرهاد نظري ، وي نيز اين ادعا را تكرار مي‌كرد كه عامل آشوب در كوي دانشگاه نيروي انتظامي نبود، بلكه کسی بود که با سرودن شعر “كي براندازيم طرح كهنه را” (بيت مذكور را نيز غلط مي‌خواند) در دانشگاه آشوب كرد. و يا خانم ابتكار(معاون وقت رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست) كه بي‌سيم همراه خود داشت! جالب آنكه تلويزيون سراسري اين بخش از سخنان فرهاد نظري را از تمام كانالها به كرات پخش كرد. من نيز نامه‌اي به رئيس دادگاه و مديرعامل سازمان صدا و سيما در اعتراض به مطالب ياد شده و پخش مغرضانه آن از كانال‌هاي مختلف تلويزيون نوشتم ( پيوستهاي شماره 12)

نتيجه دادگاه براي همگان بويژه دانشجويان و كساني كه كوي را پس از 18 تير ديده بودند، باور نكردني بود ، از سوي ديگر اين نتيجه در افکار عمومی ملازم اين باور بود كه حكومت با اين فاجعه ننگين مخالف نيست. بويژه آنكه برخی محافل غیر رسمی چنین تبلیغ می¬کردند که دستگاه حاكمه داراي چنين باوري است كه دانشگاه و دانشگاهيان و روشنفكران و مجموعه تحصيل كردگان اعتقاد به ولايت فقيه ندارند فلذا مسلمان و مؤمن نيستند و براي حكومت و اسلام مضر و زيان آفرينند. منتقدین بر این اساس نتیجه می¬گرفتند که تجلي اين باور دستگاه حاكمه، حمله به كوي دانشگاه و آفريدن آن فاجعه بزرگ بود.

منبع: جرس


7 پاسخ به “فاجعه حمله به كوي دانشگاه”

  1. ناشناس گفت:

    هر ده سال یک بار به کوی دانشگاه حمله شده است،این مایع ننگ نظامی است که مسئولان آن در تمامی تریبون ها دم از آزادی،عدالت میزنند.و باعث سر افکندگی دستگاه قضایی است که بجای مجازات عوامل اصلی این حرکت دانشجویان را محاکمه و زنندانی کره اند.

  2. سبز امیدوار گفت:

    برای آزادی فرزند امام موسی کاظم از زندان ظالم صلوات یا حسین میر حسین»»» مااین کارها را انجام دادیم خیلی نتیجه بخش بود خواهش میکنم از همین الان 1— فراخوان نوشتن دعا در پشت اسکناس در اولین رمضان بدون میر حسین وکروبی 2—از بیننده گان بخواهید در قسمت کامنت جمله دعا پیشنهادی خود را بگذارند 3—-راهکارهای عملی بهتر نتیجه گرفتن نوشته شود :مثلا از بانک اسکناس1000و2000تومانی گرفته شعار نویسی شود در بین دوستان مورد اعتماد که فرصت شعار نویسی ندارند پخش شود تاخرج شودبجایش 5000تومانی یا تراول گرفته شود وبه بانک رود دوباره اسکناس 1000و2000تومانی گرفته شود 4—-تمرکز را بر اسکناس 1000وسپس2000تومانی گذاشته شود چرا که بیشترین استفاده دارد 5—-از نوشتن جملات توهینی به دیگران خودداری شود (مسالمت آمیز باشد ) 6—-محبت کنید که در سایت کلمه بر روی این اقدام بدون خشونت تمرکز شود اطلاع رسانی زود هنگام شود وهمیشه در اول لیست اخبار درج شود(اخبار های اقتصادی وبحث های دیگرهر چند مهم است تئوری است موجب آزادی میرحسین نمیشود) 7—–طراحی یک اطلاعییه در این مورد جهت افرادی که به اینترنت دسترسی ندارند 8—-نتیجه آنرا مردم خیلی سریع میبینند که موجب دلگرمی دوستان وفعالیت بیشتر میشود که در آخر رمضان اسکناس سفیدی دیده نشود فراموش نشود که جنگ روانی تبلیغاتیست وپیروزی از آن صابران است

  3. majid گفت:

    افکار عمومی ، عامل اصلی این جنایت وحشیانه و جنایات بیشمار این سالها را بخوبی می شناسد . دیر نخواهد بود روزی که باید پاسخگوی این سبعیت و اوامر مستبدانه خود باشد ، روزی که نیروهای وحشی تحت امرش (بخوانید خودسر) را یارای نجاتش نیست ، اگر تا آن روز دست اجل امانش دهد .

  4. ناشناس گفت:

    مرگ بر دیکتاتور مرگ بر دیکتاتور مرگ بر دیکتاتور

  5. ناشناس گفت:

    هنوز خيلي ها ابعاد اين فاجعه و مظلوميت دانشجويان را نمي دانند. ممنون از كلمه بابت پخش اين گزارش.

  6. احسان206 گفت:

    حماسه دانشجويي 18 تير 78و برملا شدن
    سبوعيت قسمتي از حاكمان مثلا ديني هيچ وقت از ذهنها پاك نميشه.
    البته در ميان اصلاح طلبان در قدرت هم به جز چند نفر

    بقيه درين پرونده متاسفانه نمره قبولي نياوردند از جمله اقاي رييس جمهور .

  7. ناشناس گفت:

    فاجعه 18تیر1378 نشان داد که متحجران ، دانشگاه متفکر و پرسشگر راتحمل نخواهند کرد!