شکوری راد: مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند/به دولت و شورای نگهبان اعتماد نداریم
چکیده :حرف آقای خاتمی و ما هم دقیقا همین است که شما گفته اید. دوستان جوان باید بیشتر به کارکرد سخنان آقای خاتمی توجه کنند و زود نتیجه نگیرند. می شود گفت اگر این شرایط تحقق پیدا کند در انتخابات شرکت می کنیم. یا اگر این شرایط تحقق پیدا نکند در انتخابات شرکت نمی کنیم. یا ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر این شرایط تحقق پیدا کند. هر سه یک معنی می دهد ولی ظاهراً فقط این آخری مورد نظر و رضایت دوستان جوان است و حق هم دارند. بهتر است هر کس که در این باب سخن می گوید از این لحن سوم استفاده کند....
«مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد.» این بخشی از پاسخ دکتر علی شکوری راد به خوانندگان وبلاگ خود هست که با مطرح کردن سوالی در خصوص شرکت در انتخابات دکتر شکوری راد نیز در متنی کوتاه پاسخ جامعی را برای مخاطبین منتشر نموده است.
وی در بخش دیگری از پاسخ خود در خصوص برخی از عملکردهای سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری این چنین توضیح داده است که: «آقای خاتمی روزی درون حاکمیت بود و مسئولیت اجرائی داشت. ناگزیر بود تصمیماتی بر خلاف میلش بگیرد تا شیرازۀ امور از دستش در نرود و هرج و مرج ایجاد نشود.»
متن کامل این سوال و پاسخ داده شده از سوی دکتر شکوری راد که در وبلاگ وی نیز منتشر شده است به شرح زیر است:
آقای شکوری سلام.
انتخاباتی (انتصاباتی) دیگر در پیش روست، ومن به همراه بسیاری از بچه های ستاد ۸۸ و موج سوم که مدتی را هم در چنگ پلید استبداد گرفتار بودیم، تصمیم به عدم شرکت در انتصابات داشته و همانطور که مدتی زیاد را از جان و دل و تمام توان برای آوردن مردم به پای صندوق تلاش کردیم، اینبار برای عکس این کار با تمام وجود میخواهیم تلاش کنیم. شما تقریباً جزو معدود اصلاح طلبهای خارج از دانشگاه اوین هستید. برای انتصابات بعدی با توجه به حرفهای احمد جنتی که گفته بود: نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ( به زعم جنتی و امثالهم البته انتخابات است) نیست، هرگونه تشویق از سمت اصلاح طلبان برای شرکت در انتصابات را محکوم میکنیم.
تا زمانیکه کمیته صیانت از آرا وجود نداشته باشد( در تمام لحظه های اخذ و شمارش آرا)، عدم حمایت دست اندر کاران انتخابات از جریانی خاص( مانند حمایت آقایان جنتی ویزدی از احمدی نژآددر سال ۸۸ که کاملاً این حمایت خلاف قانون و نشان از عدم بیطرفی این مجریان و ناظران داشت)، آزادی تمام زندانیان و دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز، شکسته شدن حصر مهندس موسوی و آقای کروبی، دلجویی از آنها که در رسانه ظاهراً ملی حاضر شدند و مسایلی خلاف واقع بر ضد جریان اصلاحات مطرح کردند و … تا زمانیکه این نیازهای حداقلی بر طرف نشوند( نظارت استصوابی و … بماند) ما هیچگونه اعتمادی به حاکمیت نداریم و نظرمان در غیر این صورت اندکی هم تغییر نخواهد کرد.
در سال ۸۸ ما این فکر بهمان به درستی غالب شد که حاکمیت به ما به چشم یک روسپی نگاه کرده است. از جان خود برای شور و نشاط و رونق یک جریان استفاده کردیم و در نهایت لذتش را کسان دیگر برده و ما را به گوشه ای انداخته که گویی تنها ما در قبال آنها موظف هستیم و نه بر عکس. با روحیاتی که از خاتمی عزیز سراغ داریم ممکن است ایشان تن به سازش بدهند بدون انجام این پیش شرطها، ولی ما که تقریباً کم هم نیستیم اعتقاد داریم:
کشته ندادیم که سازش کنیم
حاکم ظالم رو ستایش کنیم.
گروهی از جوانان یاران خاتمی حامیان موسوی در سال ۸۸٫
شکوری: حرف آقای خاتمی و ما هم دقیقا همین است که شما گفته اید. دوستان جوان باید بیشتر به کارکرد سخنان آقای خاتمی توجه کنند و زود نتیجه نگیرند. می شود گفت اگر این شرایط تحقق پیدا کند در انتخابات شرکت می کنیم. یا اگر این شرایط تحقق پیدا نکند در انتخابات شرکت نمی کنیم. یا ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر این شرایط تحقق پیدا کند. هر سه یک معنی می دهد ولی ظاهراً فقط این آخری مورد نظر و رضایت دوستان جوان است و حق هم دارند. بهتر است هر کس که در این باب سخن می گوید از این لحن سوم استفاده کند.
ما نمی توانیم بدون گذاشتن شرط بگوئیم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد چرا که نهایتاً یک روزی باید یک انتخابات آزاد در کشور برگزار شود تا معلوم شود نظر اکثریت مردم چیست و چه کسی یا کسانی را نماینده خود می دانند. خب چنین انتخاباتی باید شرایطی داشته باشد.
ما به این دولت و این شورای نگهبان اعتماد نداریم و اگر آینها بخواهند به سیاق گذشته انتخابات برگزار کنند و نظارت مردمی موثر بر کار آنها نباشد، شرکت در انتخابات بی معنی است.
این نه تنها حرف ما اصلاح طلبان و پیروان جنبش سبز است بلکه حرف بسیاری از صاحب نظران جناح راست یا اقتدارگرا هم که با احمدی نژاد مخالف هستند نیز شده است. آنها اگرچه این شورای نگهبان را قبول دارند و به همین دلیل دارند خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کنند ولی نگرانی های خود را از دخالت بی رویه دولت در سرنوشت انتخابات پنهان نکرده اند و نمی توانند مطمئن باشند شورای نگهبانی که حتی با آنها همسو است بتواند جلوی تخلف و تقلب، حتی بر علیه آنان، را در انتخابات بگیرد.
علاوه بر این چه ضرورتی دارد ما حرف آخرمان را همان اول بزنیم. آقای خاتمی روزی درون حاکمیت بود و مسئولیت اجرائی داشت. ناگزیر بود تصمیماتی بر خلاف میلش بگیرد تا شیرازۀ امور از دستش در نرود و هرج و مرج ایجاد نشود.
اگر بقول شما در آن زمان سازش کرده است به سبب مسئولیتی که داشت، بوده است. الآن مسئولیت رسمی ندارد و لازم نیست برای زیر مجموعه اش تصمیم بگیرد و دستورالعمل صادر کند. می تواند کنار بکشد و سکوت کند و یا به میدان بیاید و موضع بگیرد.
مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد. علاوه بر این، نظر و تصمیم خاتمی در حالی که سمت حکومتی ندارد اگر مورد پذیرش اصلاح طلبان و مردم قرار نگیرد محل اثر نخواهد داشت.
این وسوسه ها نوعاً از سوی کسانی القاء می شوند که خواستار این هستند که سهمی بیش از حد شان در رهبری جنبش به آنان داده شود. در حالی که سهمی در اختیار کسی نیست که بخواهد توزیع کند و یا کسی مانع دیگری نیست و هر کس به اندازۀ اعتبارش در حال تأثیر گذاریست.














آقاي شكوري راد
ما به آرمان و هدف خاتمي ذره اي ترديد نداريم
اما چه كنيم اين جامعه ي عصبي حتي ما سبزها را هم دچار افراط و تفريط مي كند
در حال حاضر حمايت از سيد محمد خاتمي عين حمايت از ميرحسين موسوي است و بالعكس
ما نبايد اين را فراموش كنيم
احسنت به جناب شکوری راد
به نظرم جواب دندان شکنی به بعضی ها بود!!
دمت گرم دکتر
مرحوم مهندس بازرگان تا جایی که به یاد دارم در تمامی انتخابات ریاست جمهوری (به جز دوره اول) و مجلس ثبت نام می کرد و به جز دوره اول مجلس در تمامی موارد رد صلاحیت می شد. یک بار از دکتر ابراهیم یزدی پرسیده شد که چرا با وجود آنکه ایشان می دانند رد صلاحیت می شوند اصرار بر ثبت نام دارند؟ دکتر یزدی جواب داد که مهندس می داند که رد می شود اما ثبت نام می کند تا حکومت با رد صلاحیت وی نشان دهد که انتخابات آزاد نیست.
دوستان جوان من،
سیاست، علم سیاستمداری است! گاهی یک سیاست مدار شرطی میگذارد نه برای برآورده شدن، بلکه برای برآورده نشدن. شرایط خاتمی از نوع برآورده نشدن است. درست است که ما میدانیم انتخابات آزاد نخواهد بود، اما بپذیریم که هنوز درصد قابل توجهی از عامه مردم، که لزوما با ما همفکر نیستند، فکر می کنند حکومت ممکن است انتخابات آزاد، اگر چه نیم بند، برگزار کند. تعیین شرایط برای شرکت در انتخابات با علم به آنکه براورده نمی شوند حکومت را وادار به واکنش بر علیه آزادی ظاهری انتخابات می کند که برای آگاه شدن بخش دیگری از طرفداران صادق، اگرچه ساده دل، حکومت مفید است.
در واقع باید هزینه برگزاری انتخابات فرمایشی را برای حکومت بالا برد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری نیز برخی مخالفین با توجه به سابقه انتخابات های قبلی، احتمال برگزاری انتخابات سالم را کم می دانستند و از تحریم آن حمایت می کردند. اما اگر اصلاح طلبان انتخابات را از ابتدا تحریم می کردند، نتیجه آن نمی شد که حکومت بدون دادن هزینه برای تقلب، خود را پیروز انتخابات اعلام می کرد؟ اگرچه نتیجه انتخابات سال 88، انتخاب رئیس جمهور واقعی مردم نبود، اما نتیجه آن فرو افتادن پرده از دروغ، تقلب و بسیار تابوهایی بود که تا پیش از آن به ظاهر درست و یا حداقل غیرقابل انتقاد بود. این گام بزرگی در روشنگری بود که قطعا با تحریم پیشاپیش انتخابات نصیب مردم نمیشد.
درود برفرزند شجاع اما حسن مجتبی
سکوت خود را بشکنید؛
bedone azadie in azizane darband,sherkat dar entekhabat khiyanat be mardom va hameye koshteh shodegane pas az entekhabat ast
احسنت هر کس به اندازه اعتبارش در حال تاثیرگذاریست و این دلیلیست که انسان ها را به بند کشیده اند چون آگاهی اسفندیار…
آقای شکوری راد، فراموش نکنید طرف آقای خاتمی کهنه حریفی است که خود را از ملت طلبکار هم می داند و معتقد است که او نعمتی است ازسوی خداوند برای این ملت بعنوان موهبتی فرستاده شده است. درحالی که با این همه اشتباهی که تاحال کرده اگر مملکت ما حساب و کتاب درستی داشت یا یک مجلس اعلایی داشتیم که درخدمت مردم بودند و نه حکیم فرموده، فورا باید به این خطاها رسیدگی می کرد و حتما ایشان را با این اشتباهات آشکار و ارزیابی های غلط، فاقد صلاحیت تشخیص داده و ایشان را از این سمت برکنار می کرد. حال ایشان به جای آن که حالتی انفعالی داشته باشند و ازملت ایران به خاطر تصیممات اشتباه، شتابزدگی، کشت و کشتارها وبرانداختن خانمان ها … پوزش بخواهند حتی انتظار دارند که منت هم سر ملت بگذارند. با این رفتاری که با ملت و رای آنان شد، این انتخابات تا زمانی که ایشان برسرکارند باید قاطعا ازسوی ملت تحر یم شود و هیچ کس نزدیک صندوق های انتخاباتی هم نرود تا به بینیم ایشان و مردهء ایشان به کدام صف های انتخاباتی و میلیون ها رای دهنده پز خواهند داد. آقای خاتمی فکر می کنند در مقابل هرکسی نرمش نشان دهند و نجابت موثراست درحالی که پاره ای از افراد هستند که باید خیلی محکم در برابر آن ها ایستاد و حق را از آن ها گرفت. اگر موسوی هم ایشان فکر می کنند ناباب است، موسوی را چه کسی به آیت الله خمینی معرفی کرد که “اوهم خامنه ای دیگر است؟” حالا چون در دوران نخست وزیری جلو ایشان ایستاد و حق طلبی کرد یا برای نامزدی ریاست جمهوری از ایشان اذن نخواست یا به نتیجه انتخابات اعتراض کرد، موسوی بد شد، کروبی بد شد، خاتمی بد شد؟ به اعتقاد من باید انتخابات کلا از سوی جنبش سبز و تمام دلسوزان نسبت به این مملکت تحریم شود. ما که بازیچه عده ای حریص قدرت نیستیم. انتخابات آزاد حق ماست، زندانی ها بی جهت به زندان افتاده اند و آزادی بدون قید و شرط آنها اصلا امتیازی نیست والبته که باید فورا آزاد شده و جبران مافات شود. ما خواهان یک رفراندم هستیم. مگر آیت الله خمینی که هر دوطرف دعوا ایشان را قبول دارند نگفتند پدران ما در باره سرنوشت ما چه حقی داشتند؟ ما شرایطی را که آن ها گذاشته اند اکنون نمی خواهیم. حال ماهم می گوییم دیروزی ها که رفتند وبی مطالعه به جمهوری اسلامی رای دادند بدون آنکه حتی صحبتی از ولایت فقیه درآن باشد چه حقی در مورد تعیین سرنوشت ما داشتند؟ تازه یک جارویی به نام “ولایت مطلقه فقیه” هم به آن اضافه شد؟ ما بهیچ وجه خواهان خشونت نیستیم، ما با مسالمت خواهان رفراندم هستیم و می خواهیم سرنوشت خودمان را در یک رفراندم خودمان انتخاب کنیم. دوران زور و دیکتاتوری و گردن کلفتی و استحمار مردم هم گذشته است. اگر حرف زور می زنم یا بی ربط، پاسخم را شما به به صورت با ربط بدهید. مگر ما به کسی بدهکاریم؟ این ها خدمتگزاران ما هستند و باید برای ما کار کنند. ما که نوکر و مستخدم آن ها نیستیم. آن ها داوطلب خدمت شده اند. آن ها از بیت المال ما حقوق می گیرند و باید در خدمت ملت باشند وهر وقت ملت آن ها را نخواست بی مرافعه باید کنار بروند. این هم شد داستان محمدعلی شاه که پس از بمباران مجلس وقتی چلوکباب را جلویش گذاشتند به طعنه به اطرافیان گفته بود حالا این نمایندگان ملت اجازه می دهند که ما این چلوکباب را بخوریم و دیدیم که چگونه در تبیعید و دربدری مرتب چلوکباب می خورد و به اطرافیان نادان خود لعنت می فرستاد.
AGAR MOOSAVI VA KAROOBI BEGOOIANF SHERKAT KONID MA SHERKAT MIKONIM
Aghaye shakourie rad, dorood
maghar, MOUSAVI O KARUBI, dar ghalbe mellatash nabodo nist
agar khatamie aziz ham Hasre khanegi shavad taklif chist
PASOKH be tamamie nahanjariha,,, GHAHRE MELLIST, NA FARMANIE MAADANI
che kasi dar mozee ghodrat in farakhan ra midahad
دوستان فراموش نکنید که عزیز دلمان میر حسین گفت ارتش ما مقاله ها وتصاویر بیدار کننده است مشکل ما ان قسمت جامعه است که دسترسی به اینترنت ندارند اسلحه ما پرینتر است باور کنید اکثریت خاموش جامعه وحتی مخالفانمان با دیدن این تصاویر جنایات حکومت ویا خلاصه ای از سخنان ایت الله دستغیب ویا کاریکاتورهای زیبا که به وفور در سایت جرس هست وفقط خودمان هستیم که میبینیم به جامعه منتقل کنیم ======یک برگه در مسجد یا پیاده رو یا اتوبوس جا بگذارید===آنهم در زمانی که بین خودشان اختلاف است وبحران انتخابات در پیش دارند حداقل موجب دلسردی دشمنان وتقویت روحیه دوستان میشود
بیایید همانگونه که در انتخابات 88 با رنگ سبز و پر شور چنان رأیی شفاهی دادیم که کودتا و تقلب به کام خودکامگان تلخ شد؛ امروز نیز چنان آشکار رأی ندهیم تا نتوانند صندوقها را با رأی جعلی پر کنند.
بیایید به رأی ندادن آشکار بیندیشیم.
بیایید یک پایگاه بسازیم و صفحهی ضرب آرای خالی را در آن قرار دهیم. البته آسیبهایی هم دارد. الف) امکان سوء استفاده چماقداران ب) جعل صفحات توسط آنها و ارسال به پایگاه و سپس سناریویی جدید از این حراملقمگان. اما درست باید تدبیر کرد. فعلا فرصت داریم…
بیایید روز رأیگیری را به 13بدر تبدیل کنیم.
بیایید هرگونه همکاری با ستاد کودتا در اخذ رای را تحریم کنیم.
برای اینکه مردم در انتخابات شرکت کنند شروطی دارند اگر ان شروط تحقق نیابد مطمئن باشد انتخابات را تحریم خواهیم کرد و اگر چنین شود علی می ماند و 5 میلیون رای
پیش بسوی انتخاباتی ازاد بدون دخالت رهبری و شورای نگهبان و …..
زندانیان سیاسی ازاد گردند
حصر خانگی اقایان موسوی کروبی برچیده شود
نظارت استصوابی لغو گردد
مجلس به تخلفات رئیس جمهور رسیدگی نماید.
قوه قضائیه به شکایت افراد از شورای نگهبان و … رسیدگی کند
درود بر ازادگان ایران مرگ بر منافقین خائن وطن فروش
سخنان جناب شکوری راد اگر صحت داشته باشد مایه دلگرمی و اطمینان است. البته بنده به شخصه به شخصیت آقای خاتمی اعتماد دارم اما در بسیاری از موارد شیوه عمل ایشان را نمی پسندم اما شاید من اشتبه می کنم.
لطفاً آخرين بند نوشتهي جناب شكوري راد را دو باره بخوانيد. در اين بند، سازوكار حاكم بر جنبش سبز براي اعمال رهبري يا اعمال هژموني تشريح شده است و اتفاقاً واقعيت را هم بيان ميكند: «هر كس به اندازهي اعبتارش در حال تأثير گذاري است». اگر معناي اين حرف را درست فهميده باشم، به اين معناست كه در جبههي آزاديطلبان و در جنبش سبز نيز، گروههاي مختلفي در حال مبارزه هستند و «هر كس به اندازهي اعتبارش» راهبرد خودش را پيش ميبرد. اين تصوير از سازوكار حاكم بر «اعمال رهبري» در جنبش سبز تصويري كاملاً واقعي است اما همين واقعيت عامل شكست جنبش سبز شده است. در توضيح اين معضل، تا آنجا كه حوصلهي يك كامنت اجازه بدهد، ادامه خواهم داد:
مبارزهي بيخشونت، و نه گريز بيخشونت، دست كم به روايت جين شارپ، بزرگترين نظريهپرداز معاصر اين روش مبارزه، از نظر برنامهريزي و اجرا، كاملاً شبيه يك جنگ كلاسيك است، با اين تفاوت كه در مبارزهي بيخشونت، مبارزان، از ابزارهاي خشونت آميز استفاده نميكنند و در مبارزهي خود با مخالفان آزار جسمي به آنان وارد نخواهند كرد. اما با استفاده از تكنيكها و ابزارهاي بيخشونت تمام قدرت دشمن را «نابود» ميكنند و او را به تسليم واميدارند.
توجه داريد كه در جنگهاي كلاسيك يك «ستاد فرماندهي» وجود دارد كه تمام نيروهاي ميدان در سراسر جبههي جنگ بايد از فرامين اين ستاد اطاعات كنند. در غير اين صورت، اگر قرار باشد هر گروه، گروهان، گردان و لشگري خط خودش را پيش ببرد كه نيروهاي خود فقط خودشان را زير آتش خواهند گرفت. مبارزهي بيخشونت با استبداد براي حاكم كرن دموكراسي نيز به يك ستاد رهبري نياز دارد تا استراتژي و نقشهي جنگ را تدوين كند و تمام نيروها از اين ستاد فرمان بگيرند.
بعد از به راه افتادن جنبش سبز، بحث در مورد تشكيلات رهبري كنندهي جنبش سبز مطرح شد و ميرحسين با درايت فوقالعادهي خود از تشكيل حزب و حتي حبههي جديد براي جنبش سبز سرباز زد اما پيشنهاد شد كه كميتهاي و بعد شورايي براي رهبري جنبش سبز تشكيل شود و حتي قرار بود افرادي مانند سيد محمد خاتمي، كروبي، ميرحسين و عدهاي ديگر در آن كميته عضو شوند. آن كميته، هرگز تشكيل نشد. چرا؟ براي اينكه حتي دو رهبر روحاني جنبش سبز ، يعني سيد مجمد خاتمي و شيخ مهدي كروبي نيز نتوانستند پشت يك ميزگرد اختلاف نظرات خود را مديريت كنند. چرا؟ چون تكنولوژي مديريت اختلافها را در اختيار ندارند، و گرنه وقتي هر دو در تشكل روحانيون مبارز بودند بايد ميتوانستند اختلافهاي خود را مديريت كنند تا كارشان به انشعاب نكشد.
اصلا اگر نيروهاي اسلامي و حتي ايراني با اين تكنولوژي آشنا بودند در آن صورت، سرنوست انقلابي مانند انقلاب بهمن 57 كه نبايد به اينجا ميكشيد: رهبر، يكي؛ دين، يكي؛ هدف، يكي؛ اما از 30 سال پيش تا حالا اين ملت به جان هم افتادهاند و همديگر را حذف كردهاند، تا بلاخر يك جوانك «عزيز»ي بار ديگر كودتا كند و براي شخص محترمي مانند خاتمي شرط تعيين كند.
در ايران، به اين دليل كه نيروهاي سياسي و آزاديطلب، با تكنولوژي بسيار پيچيدهي مديريت اختلافها زير يك سقف آشنا نستندد، مجبور ميشوند اختلافها را با حذف فيزيكي طرف ضعيفتر حل كنند و فقط نيروهاي نظامي كه نه براساس دموكراسي، بلكه بر اساس سلسبه مراتب سازمان مييابند قادر و گاهي حتي مجبور ميشوند كه سرانجام به عنوان يك قدرت فائقه براي تأمين امنيت به ميدان بيايند.
ميگويند هند بزرگترين دموكراسي دنيا است. شايد ما تنوانيم خودمان را با كشورهاي پيشرفتهي جهان مقايسه كنيم، اما از بسياري لحاظ با هنديها واقعاً قابل مقايسه هستيم. چرا هند بزرگترين دموكراسي جهان شد؟ پاسخ من اين است: هنديها در طول دوران استعمار انگليسيها در كشورشان، تكنولوژي بسيار پيچيدهي مديريت اختلافها را در نهادي به اسم پارلمان از انگلسي ها ياد گرفتند. اما ما يك صد سال است كه پارلمان داريم، اما الفباي تكنولوژي پارلمان داري را نياموختهايم. به عنوان آخرين نمونه از اين روحوضي مسخرهاي كه به اسم مجلس در ايران ساختهايم، به اخرين شعبده اشاره ميكنم كه 2 نفر از اعضاء هيأت رئيسهي مجلس به خودشان اجازه ميدهند تا طرحي با 100 امضاء را از دستور خارج كنند. كساني كه با الفباي قواعد پارلمان آشنا باشند ميدانند كه اين يعني چي!
وقتي گروهي يا انجمني يا پارلماني بلد نباشد يا نخواهد يا نتواند اختلافات خود را با قواعد منصفانه و درست مديريت كند و خود بسنده باشد، هميشه يك حكم حكومتي لازم خواهد بود. و هر گاه اين نيروها در موقعيت اپوزيسيون قرار بگيرند، در همان دامي ميافتند كه جناب شكور راد توضيح داده است: هر كس به اعتبار وزني كه دارد خط خودش را جلو ميبرد. بديهي است اين خطها به موازت هم نيستند. در نتيجه يكديگر را تضعيف ميكنند و يك جنبشي چند ميليوني را از نفس مياندازند.
توچه داشته باشيد. حتماً …سقوط خواهد كرد. در اين هيج ترديدي نيست. اما اين ديكتاتوري چه بسا، به خاطر ناكارآمدي خودش سقوط خواهد كرد. مانند ديكتاتوري كمونستها در شوروي. اما سقوط … كه حتمي است به معناي ساختن يك حكومت دموكراتيك نخواهد بود و اين بازي بيسرانجام همچنان ادامه خواهد يافت تا مردم ايران بفهمند كه قواعد بازي دموكراسي را – كه هنديها از انگليسيها ياد گرفتند – بلد نيستند.
به توصیه آقا یا خانم” سبز امیدوار ” که وظیفه اصلی ما است،توجه کنیم.
مطابق معمول، تحلیل های آقای دکتر ،دقیق و راهگشا است.امید واریم در همه حال سلامت باشد.
سوال از محمود،شما که شیوه خاتمی را نمی پسندید ،یک شیوه جامع ارائه بدهید که مارا به مقصد برساند.من فکر میکنم که ما بیش از حد عجله داریم،کمی از خاتمی صبر یاد بگیریم .زایمان به 9 ماه زمان نیاز دارد.تغییراتی که ما با توجه به شرایط ویژه خودمان دنبالش هستیم ،زمان بر است و نمیتوانیم مثلاً ازترکیه الگو برداری کنیم
آقای شکوری راد درست می گویند. ما شرکت نمی کنیم مگر شروطمان پذیرفته شود. والسلام
شکوری دوست داریم. ادب مرد به ز دولت اوست.
انسانم آرزوست.
ما در انتخابات شرکت نمی کنیم. وقتی آخر سر قرار هست آن کسی که رهبر می خواهد از صندوق دربیاید و حتی صندوق های رای ما مردم باز نمی شوند و یک راست منهدم می شوند، مگر درازگوشیم که شرکت کنیم. شرکت کنیم که چی بشه؟ که موسوی و کروبی هزاران هزار عزیز آزادهء دیگر هنوز دربند باشند؟ نه ما مسئولیم.
ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر شروطمان پذیرفته شود.
من فقط در شرایطی در انتخابات شرکت می کنم که شرایطی که مرد محبوب من سید محمد خاتمی گفتند عملی بشه.ولاغیر
جناب آقای شکوهی راد .
آیا از سردمداران اصلی جبهه اصلاحات ،که سخنی برای گفتن دارند خارج از اوین را میشناسید ؟؟
.۱.بهزاد نبوی ،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ،آقای میردامادی .مشارکت ،آقای کروبی ،حزب عتماد ملی ،جناب آقای موسوی ،جبهه ای متکثر سبز ،بهمن اموی ،عبدلله مومنی ،جنبش دانشجوی ،احمد زیدآبادی سرو کویری ،آقای رجای ،ملی مذهبی ،
براستی ،چه اتفاقی افتاده است ،که برخی فرست طلب ،از گونه آقای کواکبیان ،و آقای منجب نیا ،این گونه بیشرمانه جبهه اصلاحات را میخواهند مصادره کنند ،شهل انگاری آقای خاتمی در این مورد مشخص ،…شده است .
بنده خدا……….وای به حال علمایی که در مقابل اینهمه تخلف از شرع و قانون سکوت میکنند…………..آقایان به خود بیایند و این سکوت خود را بشکنند.
خاتمی با همه ضعفها و قوت هایش بهترین و سالمترین و محبوبترین سیاستمدار و در یک جمله منجی ایران است اگر قدرش را بدانیم.
یادمان باشد که بیشترین هزینه و زندان و آزار به طرفداران و اطرافیان خاتمی تحمیل شده لذا اگر کمکی نمی کنیم لااقل نمک بر زخمشان نریزیم.
در تآیید نوشته دکتر شکوری ، خاتمی در زمان ریاست جمهوری محدودیتهائی داشت ولی بعد از آن دیدار مهندس سحابی در بیمارستان و تبریک تولد عماد بهاور که از اعضای نهضت آزادی است و پیام تسلیت به خانواده سحابی و هدی صابر و… همه نشان از رفتار شجاعانه تر خاتمی بعد از ریاست جمهوری است.
با سلام و درود فراوان،
موضوع اساسا نیت خیر خواهانه آقای خاتمی نیست. اینکه بگویند جامعه عصبی است و سبزها دچار افراط و تفریط هستند هم درست نیست. آخر این حرف همان گرایشی است که مردم را مطیع و مهجور میداند.
موضوع تاکتیکی است که جنبش را فعال نماید. تاکتیکی که جنبش را غیر فعال نماید و دچار تفرقه نماید و امید را از بین ببرد اشتباه است. تضعیف جنبش تضعیف اصلاحگری نیز است. نمیتوان گفت مردم اشتباه میکنند که تاکتیکهای اصلاحطلبی آنان را دلسرد میکند ! تاکتیکی وجود ندارد که جنبش را کم کند و همزمان برای اهداف و روش اصلاحطلبی مناسب باشد! آینده از آن کسی است که خود جنبش باشد. پارامتر اساسی اکنون جنبش است و نه اصلاحطلبی! ممکن است که نتیجه جنبش پیروزی اصلاحات باشد، ولی تیتر اصلی، جنبش و فعال کردن آن است و هر تیتر دیگری با شکست همراه خواهد بود. درک این موضوع آنقدرها هم سخت نیست .
اکنون سوال این است چه شخص خاصی اکنون میتواند چه سخن خاصی بگوید که همه را متحد کند و جنبش را تقویت نماید؟ این سخن سخنی است آشکار، واضح، شفاف ،شجاعانه، عاری از تفسیر برداری ،که عزت نفس و روحیه و امید را شعله ور میسازد.
من که دیگه امیدی به این انتخابات ندارم و در آن شرکت نمی کنم.چند بار باید از یک سوراخ گزیده شویم …
من آقای خاتمی رابعنوان یک فیلسوف که بدنبال احیای حتی یکنفر(حال چه ازجانب ملت وچه از سوی حکام جائر)وجلوگیری از جنگ داخلی وتهاجم خارجیست تحسین میکنم. نبایداحساساتی شد وبه منافع فردی وحزبی زودگذر بسنده کرد باید منافع ملی ودوردست را مورد توجه قرار داد.
روزی از حکیمی علت گلاویز شدن فلان عالم با جاهلی را پرسیدند.او پاسخ داد:اگر فلانی عالم میبودکارش با جاهل بدانجا نمیکشید….
سلام متاسفانه سايت هاي مهم جرس و كلمه مدتي هست دچار بيراهه عظيمي شدند چگونه مي شود كه سخنان آقايان شكوري و نبوي در نقد صحبت هاي آقاي واحدي بيان مي شود اما اصل سخنان ايشان چون شما آنرا قبول نداريد قابل انتشار نيست اين است آزادي بيان؟! به راستي هدف از مبارزه چيست وقتي اصول اوليه حكومت مردم بر مردم را هر جا اقتضا كند نقض مي كنيم.آقاي خاتمي مي تواند پروزه هاي خود را دنبال كند( گرم كردن نمايش انتخاباتي بازاي چند كرسي اتلاف با هاشمي يا واقعا گرفتن امتيازاتي از حكومت و …) اما ديگران حق دادن نظر مخالف ندارند يا اگر دادند سانسور بايد شود يا مورد حملا ت شخصي و غير حرفه اي قرار بگيرند اگر اين نظر منتشر نشود عجيب نيت اما اين سخنان از سر دلسوزي و تلاشي براي نرفتن به سراشيبي سقوط ديگري بوده است
در ضمن ممکن است از نظر منطق کلامی این گفته درست باشد که ما بالاخره بایستی در انتخاباتی شرکت کنیم تا نهایتا معلم شود که اکثریت چه میخواهند، پس بنابراین شرط تعیین میکنیم ولی این گفته از نظر سیاسی و تاکتیکی ناپخته میباشد. تمام پارامترها بایستی در انتخاب یک تاکتیک در نظر گرفته شوند .و یکی از این پارامترها وضعیت طرف مقابل است ! اکنون و زمان حال که در آن هستیم مهم میباشد ، آیا اکنون طرف مقابل شرطها را پذیرفته؟ آیا اکنون حداقل به نظر میرسد که طرف مقابل شرطها را در آینده خواهد پذیرفت؟ اگر جواب منفی است پس بنابراین تاکتیک اتخاذ شده ،اکنون، تاکتیکی است متناسب با آن جواب منفی. نمیتوان مدام اگر و اما و شاید و ابهام داشت. اینها آب بّر آتش جنبش است. اگر طرف مقابل در جواب کاری انجام داد آنگاه تاکتیک به تناسب آن عوض میگردد ، بدون اگر آنها انکار را بکنند و اگر آنطور شود و اگر اینطور باشد و اگر …
هر کس به اندازۀ اعتبارش در حال تأثیر گذاریست.
در پاسخ به نظر “شهراد” باید بگویم خاتمی حتی یکبار هم از سبزها و افراط و تفریط آنان سخن نگفته و تمام این دروغها توسط جناح حاکم در سطحی وسیع اعلان میشود و غالبآ با تکذیب خاتمی همراه بوده ولی از پخش تکذیبیه ممانعت کرده اند.
سلام و خسته نباشید
چرا آقای خاتمی در باره موسوی و کروبی سکوت کرده است . دیگر بیانیه دادن و محکوم کردن این و آن فرسایشی شده است و کسی هم توجهی ندارد ؛ درست چیزی است که اصولگرایان وتند رو ها می خواهند. به نظرم در حال حاضر خاتمی بیشتر از هر زمان دیگری میتواند حضور پر رنگی در جبهه سبز داشته باشد . آن هم با شکستن روزه سکوتش.
به نظر من اساسی ترین حرف را حامی چنبش سبز و یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب (ابوالفضل قدیانی ) در دفاعیه و مصاحبه هایش گفته است . به آرشیو سایت ها مراجعه کنید و بخوانید .
سلام
اینجا چقدر بازار مجیز گویی داغه!!!!!!!!
موسوی و کروبی را دوست دارم و بی نهایت برایشان احترام قائلم. ولی خاتمی در عمق قلب و روح من است. روزی نیست که برایش دعا نکنم و آرزویم این است که از نزدیک او را ببینم. دیوانه وار عاشقش هستم.