سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » موسوی لاری: جناح راست صداقت داشته باشد و بگوید که اشتباه کرده است...

موسوی لاری: جناح راست صداقت داشته باشد و بگوید که اشتباه کرده است

چکیده :آقای خاتمی اخیرا سه عامل را برای پیدایش عرصه رقابت مطرح کرده و گفته بود حالا که قرار است رقابت باشد نمی‌شود فعالان سیاسی در زندان باشند، فضای امنیتی هم باید تبدیل به فضای سیاسی شود یعنی اینکه بپذیریم که ما رقیب هستیم و در حوزه سیاست با هم رقابت می‌کنیم ولی اگر قضیه برعکس باشد و هر کس بخواهد فعالیت سیاسی کند و به آن یکی انگ امنیتی بچسبانند مطمئنا نمی‌تواند فعالیت کند....


در طول این شش سال اقتصاد مملکت و سیاست خارجی‌اش به چه روزی افتاد، مشکلات عدیده برای مردم به وجود آمد که همگی به خاطر همین جریان بود. من به این دوستانی که رقیب اصلاحات به شمار می‌روند نه دشمن، می‌گویم صداقت داشته باشید و به جای اینکه دوباره بیایید نعل وارونه بزنید، بیایید بگویید ما اشتباه کردیم و بیایید بگویید اصلاح‌طلب‌ها درست می‌گفتند، این خیلی بهتر است یعنی اگر اینها یک بار هم شده در تاریخ بیایند اعتراف به اشتباه کنند و بگویند که اصلاح‌طلب‌ها درست می‌گفتند و ما اشتباه کردیم. اشکال ندارد یک بار هم بگوییم اشتباه کردیم این سخنان بخشی از صحبتهای عبدالواحد موسوی‌لاری، عضو مجمع روحانیون و وزیر کشور دوران اصلاحات است که در گفتگوی خود با روزنامه اعتماد پیرامون مسائل اخیر کشور و شرایط اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی را بیان نموده است.

عبدالواحد موسوی‌لاری، در بخش دیگری از این گفتگو در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اعتماد در خصوص دغدغه اصلولگرایان نسبت به سلامت انتخابات آینده چنین اظهار داشته است: به اعتقاد من بعضی از آقایان اصولگرا از یک طرف با پدیده‌یی به نام مجریان دستگاه اجرایی روبرو هستند که نگرانش هستند و بخشی از آنها را به عنوان جریان خاص می‌دانند. این افراد می‌دانند که با کنار زدن جریان خاص مشکل حل نمی‌شود.

اگر قرار باشد انتخابات، انتخابات آزادی باشد یک جریان نیرو‌مندی که بیش از ۶۰ درصد جامعه با آنها است و در باور‌ها و اعتقادات مردم جای دارند و حتی چهره‌هایی همچون آقای مرتضی نبوی به پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان اعتراف می‌کنند، باید تا حدودی امکان حضور در عرصه رقابت را داشته باشند.

وی در ادامه این گفتگو و در بخش دیگری از آن در خصوص جریان اصلاح طلبان اظهار داشته است: ما معتقد هستیم جریانی که به عنوان اصلاح‌طلب در جامعه مطرح است جریانی است که با آهنگ عمومی جامعه بیشتر همراه است و لذا در هر زمانی که رقابت آزادی وجود داشته است این جریان پیروز میدان بوده و متاسفانه در نقطه مقابل هر زمانی که اصلاح‌طلبان پیروز شدند جریان مقابل از اهرم‌‌های غیر رقابتی استفاده کردند که آنها را کنار بگذارند، چرا که در این رقابت ابزار‌های قدرت معمولا در اختیار جریان اصولگرا بوده است.

او همچنان معتقد است انتخابات سوم تیر را که منجر به روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد شد سالم برگزار کرده است، هر چند حضور احمدی‌نژاد را در راس قوه مجریه نمی‌پسندید ولی می‌گوید امروز شرمنده وجدانش نیست که منویاتش را در سرنوشت آرا دخیل نکرده است.

عبدالواحد موسوی‌لاری که بعد از استیضاح عبدالله نوری توسط مجلس پنجم سکان هدایت وزارت کشور را بر عهده گرفت در گفت‌وگو با «اعتماد» از انتخابات سوم تیر گفت.

گفت که هاشمی‌رفسنجانی نباید با احمدی‌نژاد رقابت می‌کرد. موسوی‌لاری که عضو مجمع روحانیون نیز است مواضع اخیر خاتمی را سودای بازگشت وی به قدرت نمی‌داند. وی به اصولگرایان می‌گوید به بصیرت اصلاح‌طلبان که شش سال پیش به تحرکات جریان انحرافی هشدار داده بودند اعتراف کنند.

متن کامل این گفتگو که در روزنامه اعتماد منتشر شده است به شرح زیر می باشد:

اخیرا برخی شخصیت‌های اصولگرا نسبت به اصلاح‌طلبان مواضعی اتخاذ کردند که نشان‌دهنده نگرانی آنها نسبت به پایگاه مردمی‌شان است به عنوان مثال آیت‌الله مهدوی کنی اخیرا در دیدار با روحانیون مجلس گفتند «حواستان به اصلاح‌طلبان باشد» و نظایر این سخنان را هم دیگر شخصیت‌های جریان اصولگرا مطرح می‌کنند، این در حالی است که طی چند سال اخیر اصلاح‌طلبان در عرصه قدرت حضور ندارند و فعالیت‌های حزبی‌شان هم به دلیل برخی محدودیت‌ها کمرنگ شده است، دلیل این نگرانی اصولگرایان چه می‌تواند باشد؟

من البته متن فرمایشات آقای مهدوی‌کنی را ندیدم و ظاهرا ایشان صحبت نسبتا مفصلی را داشته‌اند. از یکی از شرکت‌کنندگان در آن جلسه شنیدم لحن ایشان آنگونه که انعکاس پیدا کرد نبوده و تا حدودی متفاوت بوده است، یعنی ایشان ضمن اینکه اصلاح‌طلبان را رقیبی برای جریان اصولگرا می‌دانستند ولی آنها را شایسته رقابت می‌دانند و اصلاح‌طلبان را نفی نکردند، برخلاف مدعیان دیگر جریان اصولگرا که به صورت کامل نفی می‌کنند.

ولی مستند به فرمایش شما در رابطه با نگرانی اصولگرایان باید بگویم که در جامعه ما حد‌اقل از مجلس دوم یعنی از اواخر سال‌ ۶۲ به بعد دو جریان که هر دو زیر چتر جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند نوعی رقابت تعریف شده‌یی با هم داشتند.

رقابت تعریف شده به این معنا که سعی می‌کردند از یک سلسله خطوط‌قرمز اخلاقی عبور نکنند. رقابت را همراه با اخلاق با هم داشته باشند گرچه تلاش آنها همیشه با موفقیت همراه نبود. این دو جریان از ابتدا به عنوان جریان راست و چپ اسلامی مطرح بود و کم‌کم نیرو‌های خط امام و جریان محافظه‌کار و راست مطرح شد و بعد‌ها و در انتخابات دوم خرداد جریان خط امام به پیروزی رسید و به عنوان جریان دوم خرداد مطرح شد، جریان مقابل هم به عنوان جریان محافظه‌کار و بعد‌ها به عنوان جریان اصولگرا مطرح شد.

بنابراین این دو جریان در حقیقت به صورت دو خط موازی از اوایل پیروزی انقلاب بوده‌اند، هر چند متاسفانه در مقاطعی بویژه بعد از طرح مساله نظارت استصوابی نوعی خروج از رفتار‌های رقابتی‌ سالم از آنها دیده شد.

ما معتقد هستیم جریانی که به عنوان اصلاح‌طلب در جامعه مطرح است جریانی است که با آهنگ عمومی جامعه بیشتر همراه است و لذا در هر زمانی که رقابت آزادی وجود داشته است این جریان پیروز میدان بوده و متاسفانه در نقطه مقابل هر زمانی که اصلاح‌طلبان پیروز شدند جریان مقابل از اهرم‌‌های غیر رقابتی استفاده کردند که آنها را کنار بگذارند، چرا که در این رقابت ابزار‌های قدرت معمولا در اختیار جریان اصولگرا بوده است.

جریان اصلاح‌طلب خودش را به خط امام و فکر امام نزدیک می‌داند و پیشینه سیاسی‌اش هم این را تایید می‌کند. اگر جریان چپ در انتخابات مجلس سوم پیروز شد به خاطر همین توجه به رای و خواست مردم و شناخت نیاز جامعه و نیز پذیرفتن رفتار سیاسی امام(ره) به عنوان راه و روشی که باید به آن عمل کرد، بود. جریان مقابل هم چه در مجلس چهارم و چه در مجلس هفتم از ابزار‌هایی استفاده کرد که در حقیقت رقابت‌ را تا حدود زیادی زیر سوال برد، یعنی به جای رقابت از ابزار‌های قدرت برای خانه‌نشین کردن رقیب استفاده کرد.

از چه ابزارهایی استفاده کردند؟

ببینید، جریان محافظه‌کار از نتایج انتخابات مجلس سوم بسیار ناراحت بود، اصلا برخلاف انتظارش بود، بویژه که اتفاق ویژه‌یی در این مقطع افتاده بود که در کنار جامعه روحانیت مبارز که مدعی بود تنها تشکیلات روحانی است تشکیلات جوان و جدیدی به نام مجمع روحانیون مبارز به وجود آمد که محور جریان چپ بود و در نخستین رقابت، لیست مجمع روحانیون توانست در انتخابات مجلس سوم پیروز شود و در تهران فقط سه نفر از کاندیدا‌های جامعه روحانیت رای آوردند، یعنی ۱۰ درصد آرا متعلق به جامعه روحانیت بود و الباقی متعلق به مجمع روحانیون بود.

جریان محافظه‌کار از نتیجه این انتخابات متاثر شد، نتیجه این تاثر و عصبانیت رد صلاحیت بسیاری از داوطلبان مجلس چهارم بود که آغاز تحولی در مسیر انتخابات با تفسیر شورای نگهبان از اصل ۹۹ قانون به شمار می‌رود. من منشا خیلی از نابسامانی‌های بعد از سال ۶۹ یعنی دوره چهارم مجلس تا به امروز را این تلقی شورای نگهبان از اختیارات خودش می‌دانم.

البته بعضی از اعضای شورای نگهبان باز در رفتار‌هایشان رعایت جانب احتیاط می‌کنند ولی این اختیار به استان‌ها و شهرستان‌ها منتقل می‌شود و هیات‌های نظارت در استان‌ها و شهرستان‌ها در درگیری‌های محلی، قومی و قبیله‌یی وارد می‌شوند.

آقای لاری، ولی برخلاف صحبت‌های شما سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید بی‌طرفانه عمل می‌کنند.

شاید از نظر خودشان چنین باشد ولی سوال ما از آقایان این است که وقتی بی‌طرفانه عمل می‌کنید چرا همیشه رد صلاحیت‌های شما و حتی ابطال انتخاب متعلق به جریان اصلاحات و خط امام بوده است.

ما هم آرزو می‌کنیم که ان‌شاء‌الله بی‌طرف باشید ولی نتیجه کارتان همیشه این شده که ۸۶ نفر از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم رد صلاحیت ‌شوند و وقتی رییس مجلس و رییس‌جمهور وقت فشار آوردند که شما یک عده‌یی را که بالاخره می‌دانید بدون دلیل رد صلاحیت کردید تایید صلاحیت کنید و حتی رهبری هم توصیه‌هایی در این زمینه داشتند، نهایتا وقتی خواستند تجدید نظر کنند یکی از عناصر جریان افراطی راست را برگرداندید.

برگردیم به سوال اول، دلیل نگرانی‌های اخیر اصولگرایان از اصلاح‌طلبان…

این هشدار‌ها منشا آن پایگاه اجتماعی و مردمی جریان اصلاح‌طلب است. اگر جریان اصلاح‌طلب و جریان اصولگرا در یک فضای امن و آزاد با هم رقابت کنند معلوم می‌شود که چه جریانی پیروز میدان می‌شود.

الان که وارد فضای انتخابات می‌شویم جامعه نیاز دارد که یک مقدار از این حالت بسته فعلی خارج شود. آقایان هم می‌دانند اگر بناست انتخاباتی برگزار شود این انتخابات در فضای بسته هیچ تغییری در وضع جامعه ایجاد نمی‌کند، از یک طرف بدون میدان دادن به جریان اصلاحات نشاط سیاسی ایجاد نمی‌شود. علاوه بر آن جریانی که امروز در مصدر کار اجرایی قرار گرفته تقلا می‌کند مجلس آینده را در اختیار بگیرد. جریان اصولگرا احساس می‌کند اینها پول و امکانات دارند و بالاخره از درون خودشان است ممکن است دردسر درست کنند.

البته برخی از اصولگرایان دغدغه‌های سلامت انتخابات را اخیرا مطرح کردند…

به اعتقاد من بعضی از آقایان اصولگرا از یک طرف با پدیده‌یی به نام مجریان دستگاه اجرایی روبرو هستند که نگرانش هستند و بخشی از آنها را به عنوان جریان خاص می‌دانند. این افراد می‌دانند که با کنار زدن جریان خاص مشکل حل نمی‌شود.

اگر قرار باشد انتخابات، انتخابات آزادی باشد یک جریان نیرو‌مندی که بیش از ۶۰ درصد جامعه با آنها است و در باور‌ها و اعتقادات مردم جای دارند و حتی چهره‌هایی همچون آقای مرتضی نبوی به پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان اعتراف می‌کنند، باید تا حدودی امکان حضور در عرصه رقابت را داشته باشند. به همین دلیل و با فرض رفع موانع از جریان اصلاحات امثال آقای مهدوی‌کنی که در راس تشکیلات رقیب جریان اصلاحات قرار گرفته‌اند باید به کادر خودشان بگویند در میدان رقابت حواس‌تان جمع باشد.

حتی در میدان رقابت نابرابر؟

حتی نابرابر، چون آنها احساس‌شان این است که ممکن است در نهایت در همه جا از تیغ تیز نظارت استصوابی نتوانند استفاده کنند. بالاخره برندگی این نظارت در یک حدی است.

در همه جا ممکن است برندگی نداشته باشد. فکرشان برای بعد از نظارت است، به این معنی که حتی اگر رد صلاحیت هم کردیم مثل مجلس هفتم که از ۲۹۰ کرسی مجلس فقط در ۱۰۰ کرسی امکان رقابت بود یعنی از اول ۱۹۰ کرسی‌در اختیار جریان اصولگرا قرار گرفت.

من فکر می‌کنم هشدار‌هایی که امروز می‌دهند این است که اولا در آن ۱۰۰ کرسی مراقب باشند که نبازند. احتمال دیگری هم وجود دارد چون فضای انتخابات فضای سردی است، این نوع هشدار‌ها بازار‌گرمی تلقی می‌شود.

شما گفتید اگر فضا رقابتی باشد اصلاح‌طلبان پیروز انتخابات هستند، در حالی که در انتخابات سوم تیر که شما مجری انتخابات بودید و همیشه از سلامت این انتخابات دفاع کردید محمود احمدی‌نژاد پیروز شد…

کاملا درست است، اگر کاندیدا‌های جریان اصلاح‌طلب تکثر نداشتند قطعا برنده انتخابات بودند.

این حرف شما نوعی جرزنی نیست؟

نه، برآیند یا سرجمع آرای این چهار کاندیدا مد نظر است.

در دور دوم چطور؟

در دور دوم فضا به حدی علیه آقای هاشمی تخریب شده بود که همه کارشناسان ما به آقای هاشمی گفتند که هر کسی در مقابل شما قرار بگیرد برنده است.

واقعا این حرف را به آقای هاشمی زده بودند؟

بله، برای اینکه جریان مخالف از همه ابزار‌ها علیه آقای هاشمی استفاده کردند و به صورت میلیونی سی‌دی‌ توزیع کردند که ما حداقل چند نفر را دستگیر کردیم و همان زمان هم تحویل دستگاه قضایی شدند. آقای هاشمی را بشدت تخریب کرده بودند، به گونه‌یی که گویا آقای هاشمی عامل همه گرفتاری‌های جامعه است. معلوم بود هر کسی هم در مقابلش باشد رای می‌آورد. اگر در دور اول کاندیداهای اصلاح‌طلبان به تفاهم می‌رسیدند که یک نفرشان بیاید قطعا در دور اول برنده بودند.

فکر می‌کنید ورود آقای هاشمی به انتخابات اشتباه استراتژیک بود؟

من معتقد هستم که آقای هاشمی باید به عنوان یک تجربه گران‌سنگ قانونگذاری و اجرا در کنار مدیران آینده قرار می‌گرفت نه اینکه خودش وارد عرصه شود و با مدیران آینده رقابت کند. مطمئنا اگر آقای هاشمی در کنار دیگران قرار می‌گرفت و از تجربیاتش به آنها کمک می‌کرد به مراتب بهتر از این بود که خودش در مقام رقابت با آنها قرار می‌گرفت و حساسیت‌ها را تحریک می‌کرد و همه آنهایی که به نحوی از آقای هاشمی گلایه‌هایی داشتند از گذشته‌های دور و نزدیک بسیج شدند که آقای هاشمی نباشد و متاسفانه خود کاندیدا‌ها هم بعضی‌هایشان نامه‌هایی علیه آقای هاشمی نوشتند، البته آقای هاشمی هم برداشت‌شان از جامعه اشتباه بود. ایشان فکر می‌کردند که اگر بیایند جامعه از ایشان حمایت می‌کند.

شما در شب سوم تیر وقتی نتیجه آرا مشخص شد چه احساسی داشتید؟

من قطعا رای آوردن آقای احمدی‌نژاد را نمی‌پسندیدم و دوست هم نداشتم ولی آن روز من خودم را فقط مجری انتخابات می‌دانستم و واقعا تمام توانم را به کار گرفته بودم که انتخابات سالم برگزار شود و طبیعی است من یک فردی را که دوست ندارم و حضورش در عرصه مدیریت کشور را نمی‌پسندم و به نفع جامعه نمی‌دانم، اگر پیروز شود خوشحال نمی‌شوم. ولی از اینکه توانسته‌ام انتخابات را سالم برگزار کنم راضی بودم و امروز شرمنده وجدان خودم نیستم .

وضعیت فعلی اصلاح‌طلبان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ببینید من در یک اصل کلی می‌گویم جریانات سیاسی که از قبل انقلاب برای شکل‌گیری نظام اسلامی تلاش کردند و زندان‌ رفتند و مبارزه کردند و بعد از انقلاب هم در عرصه‌های مختلف حضور داشتند و فعالیت کردند طبیعی است که نمی‌خواهند از عرصه جامعه خودشان را کنار بکشند و سیاست‌ورزی مثبت هم همیشه این را می‌گوید که عناصر سیاسی که زیر چتر نظام بخواهند حرکت کنند هیچ‌وقت قهر نمی‌کنند و هیچ‌وقت خودشان از صحنه کنار نمی‌روند.

طبیعی است اگر فضا را برای آنها تنگ کنند و همه ابزار‌ها را از آنها بگیرند و از همه روش‌های قانونی و غیر‌قانونی برای حذف آنها استفاده کنند عملا آنها نمی‌توانند در عرصه انتخابات حضور داشته باشند. بنابراین جریان اصلاح‌طلب اگر فضا را رقابتی ببیند و اصل رقابت سالم در بین دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا توسط حاکمیت به رسمیت شناخته شود حتما در عرصه انتخابات حاضر می‌شود ولی این حضور لوازم و شرایطی دارد، نمی‌شود بگوییم رقابت هست ولی در عمل این رقابت وجود نداشته باشد.

خب اگر می‌گوییم رقابت هست حتما باید عناصر فعال سیاسی از امنیت کامل برای ابراز عقیده خود برخوردار باشند، حتما باید احزاب سیاسی بتوانند فعالانه کاندیدا بدهند و کاندیدای خود را اعلام کنند، حتما باید نسبت به انتخابات و فرآیند انتخابات اطمینان لازم وجود داشته باشد.

آقای خاتمی اخیرا سه عامل را برای پیدایش عرصه رقابت مطرح کرده و گفته بود حالا که قرار است رقابت باشد نمی‌شود فعالان سیاسی در زندان باشند، فضای امنیتی هم باید تبدیل به فضای سیاسی شود یعنی اینکه بپذیریم که ما رقیب هستیم و در حوزه سیاست با هم رقابت می‌کنیم ولی اگر قضیه برعکس باشد و هر کس بخواهد فعالیت سیاسی کند و به آن یکی انگ امنیتی بچسبانند مطمئنا نمی‌تواند فعالیت کند.

برخی رسانه‌های جریان اصولگرا سخنان اخیر آقای خاتمی را تلاش ایشان برای حضور مجدد در قدرت می‌دانند، واقعا آقای خاتمی سودای بازگشت به قدرت را دارد؟

آنچه آقای خاتمی در این اظهاراتش مطرح کرده چیزی جز تکرار مبانی گذشته آقای خاتمی نیست. آقای خاتمی صریحا گفته ما خودمان را بخشی از این نظام می‌دانیم. ما زیر چتر جمهوری اسلامی کار می‌کنیم و نه فراتر از جمهوری اسلامی.

ما در جهت اصلاح برخی از رفتار‌هایی که معتقد هستیم به جمهوری اسلامی ضربه می‌زند در حال حرکت هستیم. ما بعضی از برداشت‌های غلط از آرمان‌های امام و جمهوری اسلامی را که در جامعه مطرح شده قبول نداریم و برای اصلاح این موارد در حال حرکت هستیم. بنابراین ما هیچ‌وقت در تعارض با نظام نبودیم و آقای خاتمی هم همین‌طور و این اظهاراتش به عنوان بازگشت یا عدم بازگشت به قدرت نیست بلکه نظرات یک انسان دردمندی است که از پاره‌یی از مشکلات رنج می‌برد. آقای خاتمی خیلی صریح و روشن می‌گوید ما معتقد هستیم که اسلامیت و جمهوریت می‌توانند با هم در عرصه جامعه حضور پیدا کنند و این دو رقیب هم نیستند.

آقای خاتمی با اینکه عده‌یی از همفکران و دوستانش مورد اجحاف قرار گرفته اما هم به آنها و هم به جریان رقیب می‌گوید که گذشته را فراموش کنید و بیایید به آینده فکر کنیم که جمهوری اسلامی می‌تواند پرتوان‌تر کارش را پیش ببرد و این حرف آقای خاتمی هیچ منافاتی با اعتراض داشتن نسبت به پاره‌یی از رفتارهای غلط ندارد.

به نظر من آقای خاتمی از آن زمانی که حوادث اخیر در کشور رخ داده در یک خط خیلی روشن حرکت کرده و این خط، خط مجمع روحانیون هم هست، خط خیلی از دوستداران انقلاب هم هست و آن این است که ما نسبت به پاره‌یی از رفتارهای غلط اعتراض داریم.

این فرق می‌کند با آنهایی که با اصل جمهوری اسلامی مساله دارند. ما جمهوری اسلامی را با همین قانون اساسی می‌شناسیم و معتقد هستیم اگر خوب اجرا شود بخشی از نیاز‌های جامعه ما مرتفع می‌شود و معنای این سخن این نیست که قانون اساسی ما بی‌عیب و بی‌نقص است و حتی معنا‌یش این نیست که همه ظرفیت‌هایی که قانون اساسی دارد به کار گرفته شده است.

معتقدیم اگر قانون اساسی با همین ویژگی‌های فعلی‌اش با دقت مورد عمل قرار بگیرد مطمئنا بخشی از این نارسایی‌ها برطرف می‌شود. البته امکان دارد بعضی‌ها بگویند اصولی از قانون اساسی باید اصلاح شود. خب باید بروند اصلاح کنند و ما سال ۶۸ اصلاح کردیم و باز هم امکان اصلاحش هست و می‌شود اصلاح کرد. آقای خاتمی به عنوان فردی که در قالب جمهوری اسلامی حرف‌هایش را می‌زند خواستار اصلاح رفتار‌های غلطی است که به نام جمهوری اسلامی دارد در جامعه اتفاق می‌‌افتد و این فرق می‌کند با کسانی که با اصل نظام مساله دارند.

حاج آقا برخی از مسوولان کمیسیون ماده ۱۰ احزاب معتقدند در زمان تصدی شما در وزارت کشور به احزاب اصلاح‌طلب به صورت فله‌یی مجوز فعالیت می‌دادید، واقعا این طور است؟

به نظر من اینگونه حرف‌ها، حرف انسان‌هایی است که منطق ندارند. جزو افتخارات من است که در دوره مسوولیتم همه احزاب اعم از چپ و راست از نگاهی یکسان در وزارت کشور برخوردار بودند. وقتی من برای تشکیل خانه احزاب فعالان حزبی را دعوت کردم، نمایندگان ۲۴ گروه و حزب سیاسی در آنجا جمع بودند؛ از آقای بادامچیان گرفته تا رضا خاتمی و بهزاد نبوی و خیلی‌های دیگر در اتاق من جمع شدند.

به آنها گفتم که من پیشقدم شدم برای بیان یک واقعیت و آن این است که می‌شود زیر یک سقف جمع شد و اختلاف نظر هم داشت. متاسفانه سیاست‌ورزی در جمهوری اسلامی به گونه‌یی است که اگر من باشم دیگری نباید باشد، خیر من هم هستم و شما هم باشید و حرف من طنین خودش را دارد و صدای تو هم طنین خودش را دارد. ما بنشینیم در اینجا با هم صحبت کنیم که چگونه می‌توانیم به جای تقابل تعامل داشته باشیم و به جای تخریب بیاییم رقابت کنیم.

دو سال در آنجا ما جلسات مستمر تشکیل دادیم که به منشور احزاب تبدیل شد و بعدش هم خانه احزاب تشکیل شد که همه راضی بودند. نکته بعدی که باید اشاره کنم این است که اتفاقا در زمانی که ما در وزارت کشور بودیم در مجلس پنجم نمایندگان جناح راست عضو کمیسیون ماده ۱۰ بودند و اصلا کمیسیون ماده ۱۰ نهادی است که از دولت یک نفر در آن عضویت دارد و بیشتر نمایندگان مجلس و قوه قضاییه در آن حضور دارند. و اگر به صورت فله‌یی مجوز دادند معلول ترکیب کمیسیون ماده ۱۰ بود که دولت فقط یک نماینده داشت.

البته بنده اعتقد دارم مجموعه کمیسیون و وزارت کشور درست رفتار کردند. آقایان بیایند و ببینند چه تعداد از این احزاب فعال مربوط می‌شود به آن دوره و اگر مربوط به آن دوره می‌شود قطعا با رعایت چارچوب‌های قانونی تایید شدند. فرض بگیریم که احزابی را بنده قانونی تاسیس کردم حالا چرا می‌خواهند تعطیلش کنند و اگر ایرادی به روند کار دارند بگویند که واقعا نمی‌توانند بگویند زیرا همه این احزاب قانونی تاسیس شده است.

نگاه آقایان به رقیب متاسفانه همیشه نگاه دشمن بوده و الان هم همینطور است و می‌گویند درست است که این حزب قانونی تشکیل شده ولی دشمن ما است و ما می‌گوییم خیر جبهه مشارکت دشمن موتلفه نیست ولی رقیب آنها است، مجمع روحانیون دشمن جامعه روحانیت نیست ولی حتما اختلاف نظر با آنها دارد و برای اختلاف‌نظر‌های خودش هم مبانی روشنی دارد.

چند صباحی است که نام جریان خاص وارد عرصه سیاست ایران شده است. اخیرا برخی چهره‌های اصولگرا مدعی شده‌اند اصلاح‌طلبان با این جریان ارتباط مستمری دارند. تحلیل شما چیست؟

من معتقد هستم آقایان شش سال تمام جریان اصلاح‌طلب را به دلیل مخالفت با همین جریان خاص کوبیدند و اکنون این جریان رقیب آنها شده است و به همین دلیل می‌خواهند آنها را بکوبند. حالا فکر می‌کنند اگر بگویند جریان اصلاحات درست می‌گفت باید یک توبه‌نامه عریض و طویلی بنویسند و از همه فحاشی‌ها و اهانت‌هایی که به جریان اصلاحات روا داشتند عذر‌خواهی کنند .

چرا که اگر «نه» بگویند آن اعتراض‌ها و انتقادات بی‌ربط بوده پس باید بپذیرند که این حرف‌هایی که خود آنها درباره جریان خاص می‌زنند نیز بی‌ربط است. بعد از شش سال واقعیت‌ها روشن شده است.

به همین دلیل چاره‌یی ندارند یا اعتراف به اشتباه کنند یا بیایند و نعل وارونه بزنند. مثل داستان مشهور دزد و صاحبخانه که هم صاحب خانه می‌گفت آی دزد و هم دزد می‌گفت آی دزد. بالاخره دزد فهمیده بود چه‌کار باید بکند. وقتی جمعیت ریخت گفت‌ آی دزد که گیر نیفتد. حالا جریان اصولگرا‌ آی دزد راه انداخته که بیخ ریشش را نگیرد که متاسفانه مملکت را قربانی دفاع از همین جریان کردند.

در طول این شش سال اقتصاد مملکت و سیاست خارجی‌اش به چه روزی افتاد، مشکلات عدیده برای مردم به وجود آمد که همگی به خاطر همین جریان بود. من به این دوستانی که رقیب اصلاحات به شمار می‌روند نه دشمن، می‌گویم صداقت داشته باشید و به جای اینکه دوباره بیایید نعل وارونه بزنید، بیایید بگویید ما اشتباه کردیم و بیایید بگویید اصلاح‌طلب‌ها درست می‌گفتند، این خیلی بهتر است یعنی اگر اینها یک بار هم شده در تاریخ بیایند اعتراف به اشتباه کنند و بگویند که اصلاح‌طلب‌ها درست می‌گفتند و ما اشتباه کردیم. اشکال ندارد یک بار هم بگوییم اشتباه کردیم.

جناح راست بگوید در حمایت شش ساله از این جریان اشتباه کردیم هر چند که واضح است این جریان بخش جدایی‌ناپذیر جریان اصولگرایی است. اگر آنها اعتراف به اشتباه کنند هیچ چیز از آنها کم نمی‌شود بلکه به شخصیت آنها هم اضافه می‌شود.

تهیه و تنظیم ـ علیرضاخامسیان


5 پاسخ به “موسوی لاری: جناح راست صداقت داشته باشد و بگوید که اشتباه کرده است”

  1. ناشناس گفت:

    تا احزاب ما رقابت سیاسی را یاد بگیرند فکر کنم که من مرده باشم. شاید به عمر فرزندم نیز قد ندهد!!!

  2. ناشناس گفت:

    انتخابات سالم؟ پس خواب اصحاب کهف چی بود؟ هر چی می کشیم از همون انتخابات ناسالمه آقای موسوی لاری عزیز!

  3. ناشناس گفت:

    آره خیلی خوب که نایب امام زمان هم بگه که اشتباه کردم

  4. ناشناس گفت:

    اگر مثل اصلاح طلبان صداقت دلشتند ايران گلستان ميشد.و عزيز ملت بودنند نه منفور ملت

  5. ناشناس گفت:

    اقاي موسوي لاري برادر خانه از پاي بست ويران است شما واقاي خاتمي هنوز باميد انتخابات ازاديد انهم زير لواي ولايت فقيه !