سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا سخنان رهبری درباره رعایت حقوق متهم را جدی نمی گیرند...
» در حاشیه سخنان آیت الله خامنه ای با مسئولان قوه قضائیه

چرا سخنان رهبری درباره رعایت حقوق متهم را جدی نمی گیرند

چکیده :چرا سخنان رهبری در باره ضرورت حفظ امنیت و برخورداری منتقدان و مخالفان از حقوق شهروندی موج که نه، هیچ حرکت ضعیفی هم بر نمی انگیزد؟ هیچ تغییری را موجب نمی شود؟ ظاهراً این تنها قضاوت عمومی جامعه نیست که در پس این سخنان عزمی نمی بیند...


کلمه-علی محمد شمس:

مقام رهبری در دیدار با رئیس و مسئولان قوه قضائیه کشور بر وظیفه این قوه در حفظ آبروی افراد تأکید کردند. ایشان با اشاره به این اصل که متهم تا پیش از اثبات جرم بیگناه است تصریح کردند نام افرادی که دستگیر می شوند نباید در رسانه ها اعلام شود، زیرا باید آبروی افراد حفظ شود حتی پس از اثبات جرم و محکومیت نیز بهتر است حتی المقدور نام محکومان رسانه ای نشود.

در صحت این سخنان و انطباق آن با ارزش ها و حقوق انسانی تردیدی وجود ندارد، در عین حال ما حق داریم بپرسیم چرا این سخنان در این مقطع بیان می شود؟ شأن نزول این سخنان چیست؟ بی شک سخنان رهبری ناظر به واقعیات و رخدادهای جاری کشور است و لابد اتفاقی رخ داده است و خطایی صورت گرفته است و یا دستکم مسائلی در جریان است و احتمال خطا و اشتباهی وجود دارد که ایشان برای پیشگیری از آن تذکر این نکات ارزشمند را ضروری دیده اند. اما چه اتفاقی رخ داده و یا در حال وقوع است؟ این اتفاق لابد باید با آن چه که تا کنون و به ویژه طی یکی دو سال اخیر رخ داده است، تفاوت اساسی داشته باشد. پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 همگان شاهد بودند که قوه قضائیه و صدا و سیما که هر دو زیر نظر رهبری اداره می شوند بدیهی ترین حقوق انسانی و اسلامی دستگیر شدگان را نقض کردند. خاطره جلسات دادگاه متهمان در شهریور ماه سال 88 که فقط با دادگاه های مخالفان استالین در شوروی قابل مقایسه است، برای همیشه تاریخ قضای کشور باقی خواهد ماند. در آن دادگاه برخلاف بدیهی ترین اصول اخلاقی، شرعی و قانونی و برخلاف آیین دادرسی کشور، فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و …. منتقد و معترض به انتخابات را جمع کردند و کیفر خواست جمعی دادستان که در واقع یک بیانیه حزبی بود، قرائت شد و سپس براساس برنامه از پیش طراحی شده چند تن از متهمان شکنجه شده را پشت تریبون آوردند که از کرده خود اظهار ندامت کنند. این جلسات همچون شوی تلویزیونی در کانال های متعدد سیمای جمهوری اسلامی ایران بارها پخش شد. پس از آن شوی سریالی تلویزیونی همان افرادی که متهم به انبوه اتهامات براندازی، جاسوسی، کودتا، … به مردم معرفی شدند، در دادگاه های غیر علنی محاکمه شدند با این تفاوت که اتهامات جاسوسی و براندازی و کودتا جای خود را به اتهاماتی نظیر شرکت در راهپیمایی و اخلال در ترافیک و تبلیغ علیه نظام داد.

 

طی دو سال گذشته کمتر میزگرد و سخنرانی تلویزیونی یا نطق های مجلس و یا منبر جمعه و جماعاتی بوده است که از آن افراد به عنوان خائن و جاسوس و برانداز و فتنه گر نام برده نشود. حتی رئیس قوه قضائیه که علی القاعده باید بیش ازهمه ضوابط قضایی و حقوق شهروندان را رعایت کند، بارهای منتقدان و مخالفان را به اقدامات و جرائمی متهم کرد که در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده بود. در طول این مدت و با وجود این همه نقض بدیهی ترین حقوق شهروندی، مقام رهبری هرگز ضرورتی ندیدند که به رئیس قوه قضائیه و رئیس صدا و سیما که توسط شخص ایشان منصوب می شوند، متذکر گردند، اعلام نام متهمان و اتهام ایشان قبل از اثبات در دادگاه های صالحه خلاف اخلاق و قانون و شرع است و پس از محاکمه نیز بهتر آن است مسئله رسانه ای نشود.

 

با توجه به این سابقه قطعاً مقصود مقام رهبری از رعایت حقوق متهمان، رعایت حقوق متهمان و دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نبوده است، که اگر چنین بود باید دو سال قبل شاهد این سخنان می بودیم. بنابراین چه نگرانی و دغدغه ای ایشان را برآن داشته است که به مقامات قضایی کشور چنین تذکری بدهند؟ لابد پرونده هایی در دست بررسی است، متهمانی دستگیرشده اند و یا در آستانه دستگیری هستند و دادگاه هایی در شرف تشکیل است، پرونده ها و متهمان و دادگاه هایی متفاوت با آن چه در گذشته شاهد بوده ایم.

 

اگر به تحولات جاری کشور و بحران و اختلافی که در درون حاکمیت رخ داده است، نظری بیفکنیم، پاسخ سئوال خود را خواهیم یافت. طی هفته های اخیر برخی اطرافیان احمدی نژاد دستگیر شده اند، معاون و یار و همراه همیشگی او آقای مشائی متهم به انبوهی از اتهامات مالی و سیاسی و … است. برخی از افراد مرتبط با وی دستگیرشده و سخن از پرونده های اختلاس چند میلیارد دلاری در باره ایشان مطرح است. با تضعیف موقعیت احمدی نژاد و عقب نشینی های آشکار وی در هفته های اخیر احتمال دستگیری و محاکمه معاون دیگر وی آقای رحیمی که مدت ها خبر سوء استفاده های مالی و پرونده چندهزار میلیارد تومانی وی مطرح بوده اکنون قوت بیشتری گرفته است. اخبار به دست آمده حاکی از آن است که محاکمه او قطعی شده است.

 

بدیهی است که چنین اتفاقاتی به هیچ وجه به مصلحت رهبری نیست. هنوز که تنها خبر دستگیری برخی اطرافیان احمدی نژاد به اتهام ارتباط با جریان انحرافی و یا اختلاس های میلیاردی بر سر زبان ها افتاده است، این سئوال و ابهام در انبوه مریدان ساده دل آتشی از تردید به پا کرده است که اگر چنین است، پس آن همه تأیید و حمایت چه بود و چگونه دو سال تمام تحت عنوان بصیرت و اقتضائات بصیرت از این افراد حمایت شد و امروز ادعاها و هشدارها و اعتراض های کسانی که دو سال تمام متهم به بی بصیرتی بودند درست از آب در آمده است؟

 

پس اعتقاد به عصمت و خطاناپذیری و حمایت حضرت صاحب و کرامات و … چه شد؟ این سئوال های جان سوز آتشی به خرمن اعتقادات انبوه ساده دلان و پاک باختگانی انداخته است که طی سال های اخیر با انواع روش های آموزشی و تبلیغاتی و برگزاری دوره های آموزشی بصیرت و ولایت و … باورهایی را مسلم و تخلف ناپذیر یافته بودند و دل خوش داشتند که گوهر حقیقت مطلق را در مشت دارند و دیگران جملگی بر باطل و مرتد و مزدورند.

 

بنابراین مصلحت ایجاب می کرد که چنین اتفاقی رخ ندهد، اختلافات عمیق تر نشود و آتش بحران دامن جریان حاکم را نگیرد، اما اوهام و توهمات احمدی نژاد به وی اجازه نداد که متوجه شود هیچ قدرتی در کار نیست. هیچ رسالت تاریخی در میان نیست و هیچ مآموریتی از جانب امام زمان به او واگذار نشده است، بلکه تنها قرعه فال به نام او خورده و شرایط چنین اقتضا کرده است که او با انگشت تأیید و حمایت غیر مشروط، چند صباحی نقش آفرینی کند و بعد دیگر هیچ. تضاد میان توهمات احمد نژاد و واقعیت او را به اقدامات و تصمیماتی کشاند که برخورد با وی و حذف اطرافیان او را اجتناب ناپذیر کرد و شرایط را به گونه ای پیش برد که دیگر ادامه وضعیت گذشته امکان پذیرنبود.

 

حال که چنین است و برخورد با اطرافیان احمدی نژاد اجتناب ناپذیر، باید تا آن جا که امکان دارد دامنه نتایج و آثار منفی این برخورد اجتناب ناپذیر محدود تر شود. از جملۀ تمهیدات و اقدامات پیشگیرانه یکی هم این که ماجرا نه با سر و صدای رسانه ای بلکه در سکوت برگزار شود. دلیلی ندارد نام افراد دستگیر شده و جریان دادگاه رسیدگی به تخلفات و احکام صادره علیه ایشان خیلی رسانه ای و تبلیغاتی شود، زیرا این ماجرا هرچه بیشتر علنی و رسانه ای شود، شک و تردید بیشتر و گسترده تری نسبت به تصمیمات و مواضع و عملکرد گذشته رهبری به جان مریدان و علاقمندان خواهد افتاد.

****

تصویری که امام از رهبری نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ترسیم کرده بود با آن چه که تا کنون گفتیم بسیار متفاوت بود. حتی مخالفان ولایت فقیه و امام به رغم همه انتقادها و مخالفت ها در یک حقیقت کمتر تردید روا می داشتند و آن حقیقت این بود که امام اهل بازی و بازیگری سیاسی نیست. اگر سخنی می گوید از سر اعتقاد می گوید. این تصویر از ولایت فقیه او را از مسئولان و سیاستمداران متمایز می ساخت و در نظام سیاسی جمهوری اسلامی جایگاه متمایزی را برای رهبری تعریف می کرد. به عنوان نمونه اگر به گورباچف نامه می نوشت، هیچ گوشه چشمی به معیارهای متعارف دیپلماتیک نداشت. وقتی هم که شوروی ها این نامه را در چارچوب موازین دیپلماتیک تمایل امام به نزدیکی به شوروی تحلیل کردند و شوارد نادزه را با پیشنهادت همکاری های اقتصادی و سیاسی به ایران فرستادند، امام در پاسخ وی گفت قصد من آن بود که دریچه ای به سوی آسمان در برابر چشمان آقای گورباچف باز کنم، این مسائلی که شما می فرمایید به من ربطی ندارد با دولت مطرح کنید.

 

اگر امام در ضرورت احترام و رعایت حقوق شهروندی اعلامیه 8 ماده ای صادر می کرد، موجی در کشور به پا می شد، اقداماتی عملی صورت می گرفت، رویه ها اصلاح می شد. حتی اگر آن اعلامیه در مواردی و در باره برخی نقض می شد که البته شد و از آن تخلف می شد که البته شد، کسی در صدق نیت امام در صدور آن تردید نمی کرد. همگان مطمئن بودند و باور داشتند که امام در صدور این اعلامیه بازیگری نمی کند بلکه به آن چه می گوید اعتقاد دارد.

اما چرا سخنان رهبری در باره ضرورت حفظ امنیت و برخورداری منتقدان و مخالفان از حقوق شهروندی موج که نه، هیچ حرکت ضعیفی هم بر نمی انگیزد؟  هیچ تغییری را موجب نمی شود؟  ظاهراً این تنها قضاوت عمومی جامعه نیست که در پس این سخنان عزمی نمی بیند، بلکه اگر عده ای  هم تلاش کنند تا به این سخنان امیدی ببندند و تصور کنند که لابد از این پس قرار است حداقل مردگان از امنیت برگزاری یک مراسم ختم ساده برخوردار شوند، نیروهای امنیتی و نظامی تحت امر با جلوگیری از برگزاری یک مراسم ختم ساده برای مرحوم سحابی و دخترش و ضرب و شتم کسانی که از همه جا بی خبر و براساس اعلام قبلی به مسجد آمده اند، عملاً و صریحاً اعلام می کنند این حرف ها را جدی نگیرید.

 

تضاد بین جایگاه فرا سیاسی که امام برای رهبری نظام تعریف کرد، با جایگاه واقعاً موجود رهبری امروز، یکی از عوامل اصلی تضعیف رهبری است. صرفنظر از قضاوت ارزشی درباره نظریه ولایت فقیه، ارتفاع گرفتن از منازعات سیاسی و آلوده نشدن به بازی ها و بازی گری های سیاسی عامل بقا و استحکام رهبری در نظام جمهوری اسلامی بوده است. اگر امروز می بینیم این جایگاه برای بقا و استحکام خود نیازمند اعمال زور و بهره گیری از تبلیغات سخیفی نظیر ماجرای یاعلی گفتن به هنگام تولد و سید خراسانی بودن و …. است، یک علت بیشتر ندارد و آن سقوط به بازیگری های سیاسی است که تمام احترام و اعتبار رهبری را برباد می دهد.


41 پاسخ به “چرا سخنان رهبری درباره رعایت حقوق متهم را جدی نمی گیرند”

  1. مشقاسم گفت:

    والله دروغ چرا ما نمی توانیم تشخیص دهیم که ایشان کی حرف جدی میزنند کی دارند شوخی و مزاح می فرمایند. ایشان در اول سخنان خود باید نوع حرفشان را که جدی است یا شوخی تعیین کنند تا بابام جان ماهم تکلیف خودمان را بدانیم. یه وقت میفرمایند من از این احمدک خوشم می آید و اخلاقمان به هم می خورد بعدش می فرمایند من باشخص کار ندارم. یک روز میفرمایند هرکدام از سردمداران به موجب قانون حق دارند و کسی نیاید درکارشان اخلال کند. یک روز میفرمایند من بدعت گذاری نمی کنم من قانون شکنی نمی کنم. روز بعدش برای وزیری که از کابینه بیرونش کرده اند تقدیرنامه می فرستند وتوصیه می کنند تو با این کارها کاری نداشته باش برگرد سرکارت اون بامن. خوب حالا جان این سعید آقا ما حق نداریم گیج بشیم و ندانیم کی حرفشان جدی است کی شوخی؟

  2. ناشناس گفت:

    چون اصولا ايشون فقط رهبري جمعيت خواص اونم از نوع با بصيرت!!! رو دارن كه اونا هم نهايتا از چند صد نفر بيشتر تجاوز نميكنن !!!و با عوام و بي بصيرت ها كاري ندارن.

  3. رسول گفت:

    مگر رهبری این سخنان را جدی گفتند که ایشان جدی بگیرند؟

  4. م.ح گفت:

    اقایون کلمه این چه مطلبی که کار می کنید؟ یعنی شما نمی دونین که حرف اقای خامنه ای خوراک رسانه ای؟ یعنی نمی دونین که شمول نداره؟ انتظار من اینه که با این مطالب آقای خامنه ای رو تطهیر نکنید! …

  5. کاشانی گفت:

    اگر که این سخنان را گوش نمیدهند پس برا مصرف داخلی فرموده اند!!!!

  6. مادر سبز گفت:

    …. اختیارات فرا قانونی عامل فساد و قانون گریزی انسان های فرصت طلب شده است

  7. هنر گفت:

    ….آقادرانزارعمومي حرفهاي خداپسندانه ميزندودرخفادستورات خداناپسندانه ميدهد

  8. جادوی سبز: گفت:

    حکومتی که قانون جرم سیاسی ندارد، تبهکار و مجرم است؛ حکومتی که حقوق مجرمین را رعایت نکند نه تنها اسلامی نیست، بلکه انسانی هم نیست؛ و بالاخره مردمی که به حقوق نیکان و آزادگان، پرسشگران و اندیشمندان، منتقدان و معترضان، جامعه خود، حساس و پایبند نباشند شریک مجرمان و سرنوشتشان هستند.

  9. حبیب تبریزیان گفت:

    جامعه ما بمعنای کامل کلمه یک جامعه آپارتائیدی اعتقادی/ سیاسی است.
    برای خداوندگاران قدرت جز مشیتمقام رهبری قانون دیگری وجود ندارد.
    برای حلقه های نخست قدرت یک نوع قانون هست برای حلقه های بعدی و بعدی همینطور تا به مسلوب الحقوقانی مثل ما خس و خاشاک و میکروب ها میرسد.
    به دختران ما در دانشگاه (نمونه زنجان) بند میکنند،؛ هم دختره زندانی میشود هم دانشجویانی که افشا کرده اند.
    به دانشگاه و خوابگاه آن میریزند و میکشند خرد میکنند، شاکیا و زخم خوردگان به محاکمه کشیده میشوند و از دانشگاه اخراج یا ستاره دار میشوند. بنام ولایت و شریعت، قتلهای سریال و زنجیره ای میشود، وکیل مقتولین به 5 سال زندان و محرومیت از وکالت محکوم میشود. در خیابانهای تهران جوانان معترض را میکشند خانواده آن گلگون کفنان جوان تحت پیگرد قرار میگیرندو………………………………………… .
    آنکس که نداند که ملت و مدافعین واقعی و بیانگران حقوق آن در این مرزو بوم مسلوب الحقوق هستند، باید در سلامت فکری خود شک کند. زیرا هنوز این نظام الوهی را نشناخته است.
    آخه دوستان سخنان مقام معظم رهبری شامل حجاریان نمیشود که شما عکس او را در آن بالا انداخته ا ئید.
    در این مملکت که دست دزد را قطع میکنند، رسانه ها حتی جرئت نام بردن از دزدان هزاران میلیاردی را ندارند تا چه رسد که فرشته چند چهره قانون خفت دست نایافتنی آنها را بگیرد؟
    در دموکراسی کهن یونان عالی ترین نوع دموکراسی حاکم بود که از یک عیبش که بگذریم، بشر تا کنون شبیه آنرا بخود ندیده است و آن عیب خیلی کوچک هم این بود که این دموکراسی فقط برای اشرافیت برده دار بود بس!!

  10. Karvan گفت:

    dorod bar nevisandeye in matn, tahlile monasbei ast. in gofeh-haye rahbari na az hobbe ali ke az boghze maaviye ast

  11. انقلاب خودجوش گفت:

    مکتب ایرانی
    از وقتی پروژه “مکتب ایرانی” کلید خورد پروژه “حذف نمادهای ایرانی” (مثل مجسمه ها و نقوش روی دیوارها ….) هم کلید خورد
    حالا باید دید که از ترس مکتب ایرانی این لاپوشانی را انجام میدهند یا مکتب ایرانی بهانه ای است برای این اباحه گری ها
    به طور خلاصه آیا این یک جنگ زرگری است یا یک جنگ واقعی(داخلی)
    البته تجربه نشان داده آدمهای “منافق” همیشه غیر قابل پیش بینی هستند و در هر تحلیلی همیشه عکس آنچه تحلیگران در موردشان احتمال میدهند اتفاق می افتد

  12. ققنوس گفت:

    حضرات نص صریح قرآن و احادیث معصومین و قوانین مصوب و مصرح را سالهاست نایده گرفته اند. صرف نظر از اینکه گوینده اگر عامل به گفته هایش باشد و معتقد باشد آنگاه حرف برای دیگران اثر خواهد داشت. رطب خورده منع رطب نتواند کند.

  13. Arvand گفت:

    دوستان عزیز ،من در شگفتم ،که شما هم هنوز خود را به کوچه علی چپ میزنید .
    یکبار برای همیشه این پنبه را از گوسش نا شنوای خود بدر آورید .سخنان رهبری “،در مورد سران فتنه نیست “،بلکه بیشتر در مورد جریان انحرافی است ،که آقا متوجه شده است ،که زمان در مورد به کنار گذا شتن آقای احمدی نژاد ریس جمهور منتخب پیشین ایشان مناسب نیست ،بلکه باید به شیوه ای عمل نمود ،که آقا کمتر هزینه بپردازد .

  14. ۱۰۰ درختخیابان ولیعصر چنار دیگر در می میرند!!!! گفت:

    !!!!!!!!!!!!!!
    نسرین ستوده به رئیس قوه قضائیه: از اینکه حکم حبس‌ ام را بیش از موکلانم صادر کردید، بسیار سپاسگزارم
    از اینکه حکم حبس‌ ام را بیش از موکلانم صادر کردید، بسیار سپاسگزارم. رهایی از زندان قبل از موکلانم برایم بسیار دردناک بود.

    قاضی شما نشان داد زنان ایران را به هیچ بهانه‌ای نمی‌توان نادیده گرفت. من حکم شما را با هیچ چیز در دنیا عوض نمی‌کنم، زیرا این حکم لطف و محبت‌ بی‌پایانی را از سوی هموطنان‌ ام و آزادیخواهان جهان به سویم سرازیر کرد.

  15. با بصيرت گفت:

    اعمال و سخنان قبلي ايشان گواه بر اين است كه اين سخن ايشان مزاحي بيش نيست وگرنه در زمان آن دادگاه هاي نمايشي بعد از انتخابات از اين افاضات مي فرمودند.

  16. سام گفت:

    رهبری در این موارد حرفهایش زیاد جدی نیستٍ شما هم جدی نگیریر

  17. ناشناس گفت:

    inha hame harfe baraye mashro jelveh dadane karhayeshan

  18. حسام گفت:

    الان که به انتخاب مجلس فرمایشی نزدیک می شویم کوس مردم مردم گوش ما را می خراشد. …

  19. محمد گفت:

    چون ایشان جدی نمی گویند.

  20. محمد گفت:

    چرا شلوقش کردید. او گفته آبروی مسلمان را نبرید. منظورش اون چند نفر دور ور است الباقی که مسلمون نیستند. عجیبه تا حالا موتوجه نشودید. اون وقت نمیخواهید قبول کنید که بصیرت ندارید.

  21. محمد گفت:

    رهبری حزبی عمل کرده و عملا از یک جریان خاص حمایت میکند و جایگاه او در بین جوانان اهل فهم و سیاست در آینده بسیار ضعیف خوا هد شد ب البته خود کرده را تدبیر نیست .او باید پاسخ امام را بدهد که این همه زحمت کشیده و میخواستند ولایت فقیه را یک اصل مدرن و کار آمد در نظام اسلامی مطرح کنند ولی او با وارد شدن به بازیگری های سیاسی تمام احترام و اعتبار ولایت فقیه را برباد می دهد.

  22. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.این چه حرفیه شما به من بگید چرا امام علی رو معصوم میدونین مگر ایشان طلحه و زبیر روتایید نمیکردند مگر نمیگفتند زبیر از ما اهل بیت بود مگر امام علی بارها برای لشکریانش خیر نخواست؟پس چرا بعضی از انها مثل شمر بعدا سر امام حسین رو بریدند؟اصلا پیامبر چرا طلحه و زبیر رو تایید کرد و با عایشه ازدواج کرد؟خوب این دو بزرگوار مگر معصوم نیستند؟پس الان باید بگیم اشتباه کردند باید بگیم بصیرت نداشتند؟والله با این استدلال های شما عصمت معنایی پیدا نمیکنه چی برسه به تشخیص درستی افرادی مثل رهبری!!!مگر رهبری تا به حال گفته که احمدی نژاد هر کاری کرده درسته و از اون حمایت میکنیم؟!این بزرگی رهبر ما رو نشون میده که با کسی شوخی نداره!کسی سر اصول انقلاب کوتاه بیاد رهبری با ایشان برخورد میکنه و به اون هشدار میده.خدا به شما انصاف بده یا حق.

  23. Irani گفت:

    وای بر آن مردمی که فقر را قناءات میدانند و بی عرضگی را صبر. گاندی

  24. مردم مردم گفت:

    اشتباه کردیم———————————————نباید به کمتر از انتخابات آزاد رضایت داد

  25. علی گفت:

    اتفاقآ سخنان ایشان بسیار روشن است و علنآ تفاوت و تبعیض بین طرفداران خودشان و سایر مردم را تبیین میکنند میگویند اگر برخورد با نزدیکان ایشان باشد رعایت حقوق قانونی و شرعی و حتی حقوق بشر واجب است ولی در مورد سایرین در دهها سخنرانی در برخورد قاطع و ملاک حال افراد است و نباید مماشات کرد تآکید میکنند.

  26. کوروش گفت:

    باز من متوجه نشدم که کلمه برای تطهیر چهره رهبر این تیتر را زده و یا خودش را به کوچه علی چپ!!! همه بلایای نازل و مصائب این مردم و کشور توسط رهبر معظم حال حاضر و بنیانگذار فقید و منصوبین انها میباشد و به دستور و تحت نظر ایشان بوده و هست! مردم فریبی بس است لطفا!!!

  27. هوشنگ گفت:

    دیگر این حرفها تو گوش هیچکس حتی ذوب شدگان در ولایت هم نمیرود چه رسد به آدمهایکه از روز اول اقا………را شناخته اند.

  28. ناشناس گفت:

    جشني بود و حرفي حال به شوخي يا جدي زده شد، صلواتي هم بر محمد و آل محمد فرستاده شد و تمام شد و رفت پي كارش . بعد از اين در اين كشور آنارشي باز هركس كار خودش را ميكند . ايشان رهنمود مي فرمايند ، احمدي نژاد خالي بندي ميكند ، نيرو هاي امينيتي بفكر امنيت دست آورد هاي مالي نظامي خود هستند و ملت هم در زير چرخ حاكميت زر و زور و تزوير زندگي ميكند . و باز همه چيز سر جاي خودش است.

  29. ياحسين گفت:

    كلمه تو ديگه چرا ميگي رهبري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟يادت رفته؟ موسوي هنوز زندست ها …. واقعا كه

  30. ناشناس گفت:

    آقای بسیجی بهتره بفرمایید امام بر حق من نه امام برحق ما چون اینجا کسی با شما هم عقیده نیست! چقدر در ماه میگیری انقدر امام امام می کتی؟ ما خمینی رو امام می دونیم چون خودمون لقب امام رو بهش دادیم نه اینکه خودش به خودش بگه امام. از قدیم گفتن مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید. ما که تو این بیست و چند سال همش از ایشان دشمن دشمن شنیدیم یک بار نشده ایشان از دوست حرفی بزند! تمام مردم دنیا دارند زندگیشان را می کنند نمی دانم شماها چی می خواید از جان این ملت؟ ول کنید این مردم بدبخت رو رای شان را که دزدیدید. رسانه هاشون رو که گرفتید هر که را که دوست داشتند به بند کشیدید. یک سایت مونده که اونم با 1000 جور بامبول باید بازش کنیم، اونم امثال تو میان به …! …، دیگه چی می گید آخه؟ …

  31. ازادی گفت:

    ببینید منظور وی از حفظ آبروی متهم ، متهم ولایت مدار می باشد. تنها این افراد از حقوق شناحته شده و قانونی برخوردار هستند. سایر افرار اولئک اعمالهم حبظت. تنها مومنین حق وحقوق دارند. سایرین باید شکر گذار باشند که هنوز درجمهوری اسلامی زنده هستند.

  32. گفت و شنید گفت:

    پاینده ایران پاینده ایران پاینده ایران پاینده ایران ….
    امروز چاره چیست؟
    سرنوشت ایران چه خواهد شد ؟
    حاجیهای انباردار چه دینی دارند؟
    خدا با ماست؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  33. ناشناس گفت:

    زبان حال حاکمیت فعلی این ایه خداوند است که میفرماید الم تر الی الذین بدلوا نعمت اله کفرا و احلوا قومهم دار البوار مبیاشد

  34. شهراد گفت:

    با سلام و درود فراوان،

    چرا این سخنان را جدی نمیگیرند؟ چون این سخنان تاکتیک است و نه گرایش ، این سخنان تاکتیک است و نه باور ، این سخنان تاکتیک است و نه رشد و بلوغ.یعنی‌ روی این سخنان نمی‌توان ساختمانی ساخت و استراتژی پرداخت. حیرتا.. حیرتا… حیرتا.. حیرتا.. حیرتا..

  35. حسین گفت:

    چه عکس حزن آوری دارد این مطلب. این آقا سعید ما (حجاریان) گواه ظلمی است که به ما رفته از دست این کوردلان مصباحی. آن تیر اون یکی‌ سعید (سعید عسگر خبیث) هم تیر گیج کننده‌ای بود بر مخچه جناح ماکیاولیست مثلا اصول گرا تا در خلسه مستی و یکه تازی به ریاست بی‌ ریشه‌ای مثل احمدی نژاد رضایت دهند.
    امام زمان انتقام ما را از این حرامیان خواهد گرفت. صبح صادق نزدیک است و دین فروشان شمر دوست را هیچ راه فراری نخواهد بود. پشت سر آقایشان هم دیگر جایی برای پنهان شدن نیست چه ایشان خود اولین نفری خواهد بود که گردنش بدست ذوالفقار علی‌ گرفتار خواهد شد. وعده الهی حق است.

  36. ناشناس گفت:

    اتفاقاً آقای خامنه ای دیروز در روز پاسدار ودر ملاقات با فرماندهان سپاه تعارف را کنار گذاشت وبه روشنی اعلام کرد که منظور ایشان اصحاب فتنه88(جنبش سبز) نبوده است وکماکان جنبش سبز دشمن محسوب میشوندوبه وضوح روشن نمودند که منظور ایشان دور و بریهای احمدی نژاد میباشد که پررو شده اند وتهدید به افشاگری مینمایندکه دودش بیشتر ازهمه به چشم آقا میرودوتوصیه فرمودندکه مقداری فتیله را پایین بکشند.واما درخصوص انتقاد از نویسنده مطلب واینکه دچار توهم شده اندپر واضح است که نویسنده مطلب دچار توهم نشده است بلکه درجامعه ما افرادی مانند جناب آقای خاتمی وجود دارند که رهنمودهای آقا را برای وضعیت فعلی راه گشا میدانندبنابراین طرح موضوع روشنگرانه است.

  37. سراج الدین واثق گفت:

    این حرف ایشان جدی گرفته نمیشود به این دلیل که جدی گفته نشده و اطرافیان حضرتش خوب با سیاستهای “بگو و نکن” و لهجه زرگری ایشان آشنایند , همان زبانی که بروز بسیار واضح آن در مرحله تأیید صلاحیت انتخابات مجلس هفتم به اوج رسید وقتی که رهبری به زبان تاکید کرد که کسانی از اصلاح طلبان که قبلا در مجلس حضور داشتند صلاحیتشان تائید شود اما دیدیم که براحتی شورای نگهبان که خود را سرسپرده ولایت میداند چگونه به احدی رحم نکرد و هرچه دلش میخواست در رد صلاحیت فلّه ائی داوطلبین کوشید که نهایتاً منجر به تشکیل اولین مجلس کاملاً فرمایشی و بی خاصیت پس از انقلاب شد که آن نیز به مجلس ضد ملی هشتم ختم شد. و جا دارد کسانی که در اینجا مدعی هستند که شخص خامنه ائی با کسی تعارف ندارد کمی بیاندیشند و ببینند چرا وی با عدم تمکین واضح مخاطبین با فرامینش اینچنین تعارف دارد و دم بر نمی آورد, البته ما میدانیم که این گفتگوئی به اصطلاح زرگری بین رهبر و عوامل است تا گوشهای نامحرم ملت از آن سر در نیاورند .
    از این دوگانگی در گفتار و رفتار رهبری بیاد خاطره ائی دردناک میافتم از زمانی که ایشان مرجع تقلید بنده و رهبری مخلص در نظرم بودند و دوستی قدیمی که سابق آشنائی با خامنه ائی را از پیش از انقلاب داشت به خاطره ائی از ایشان در ایام انقلاب در مشهد اشاره داشت و از جمله کتابی که از مرحوم دکتر شریعتی که آقای خامنه ائی با خطی خوش به آن دوست تقدیم کرده بود . ایشان از خصلتهای خوبی مثل آشنائی با ادبیات و تسلط بر شعر و اهل رفاقت بودن و احساسات انقلابی آقای خامنه ائی میگفت و تا اینجای داستان برای ما که دوستار رهبری بودیم بسیار شیرین بود تا زمانیکه ایشان حسب صداقتی که داشتند عنوان کرد که در شخصیت رهبری نقاط تاریکی هم هست که ایشان در اثر تجربه دریافتند و به کینه , حسد و دوگانگی در گفتار و کردارش اشاراتی داشت که بشدت خشم ما را برانگیخت و به شدت با وی برخورد لفظی داشتیم و هرگز نیاندیشیدیم که این دوست صادقانه هم از خوبیها گفت و هم از غیر آن و تنها میخواست بگوید که این فرد علیرغم نقاط برجسته شخصیتی نمیتواند در جایگاه ولی فقیه بنشیند چون برای آن جایگاه از ثبات شخصیتی لازم برخوردار نیست و از ابتدا هم نبوده و این اشتباه آقای هاشمی و احتمالاً مرحوم سید احمد بوده که فردی که هنوز در مراحل ابتدائی تهذیب نفس و در میانه راه کسب علوم دینی بوده را بر مسند کسی همانند امام خمینی نشاندند که این جایگاه را در پایان راه زندگی خود و در انتهای راه سلوک در دست داشته و هنوز هم از اشتباه مبرّا نبوده است.
    بهرحال پس از خطبه کذائی 29 خرداد 1388 که رهبری صراحتاً همه امیدها به اصلاح را با سؤ استفاده از جایگاه قانونی خود و همچنین با بهره برداری از جایگاه فراقانونی که قانون شکنان برایش ساختند از بین برد و ما پس از سالها پی به اشتباه خویش دز شناسائی ناتوانی محض وی در کنترل همان شاخصه هائی که آن دوست بدان اشاره داشت بردیم و البته خدا را شاکریم که در آن گمراهی و نادانی باقی نماندیم و اگر انتخابات 1388 نتیجه دلخواه را نداشت اما باعث گشایش چشمها و دلهائی شد که صادقانه در گمراهی بودند.
    پس از آن خطبه نا امید کننده به یاد آن خاطره و حرفها و نصایح آن دوست افتادم و ابتداً تلفنی و سپس با حضور در محضر آن دوست گرامی صراحتاً از ایشان بدلیل برخورد تند خود در ایام گذشته نسبت به واقعیتی که ایشان سالها پیش از ما دریافته و صادقانه عنوان کرده بودند رسماً عذر خواستم.
    آنانی که مواجب میگیرند تا مجیز بگویند و امام سازی کنند و در معابر نعره نفرت بکشند و چماق ظلم بر سر آزادیخواهان بکوبند که هیچ , اما اگر کسانی هنوز قلباً به ولایت و فقاهت رهبر ی و احتمالاً به و تئوریهای من در آوردی امثال مصباح یزدی در خصوص انتخاب الهی وی اعتقادی دارند پیشنهاد میکنم حداقل گفتار و رفتار ولی امرشان را و نتایج مخربی که سیاستهای دوگانه اش بوجود آورده را لحظه ائی به تعمق و تعقل بنشینند شاید به حقیقت پی بردند . ما انسانهای خوب در این مملکت کم نداریم اما برای افراد درجاتی هست که اگر کسی را در جائی که بدان تعلق ندارد بنشانیم نه تنها صلاحی در پی نخواهد داشت بلکه آن انسان خوب را هم در معرض تخریب و فساد قرار داده ایم . متاسفانه این روندی است که در جمهوری اسلامی به عادتی بدل گشته که نتیجه آن تخریب بزرگان و اضمحلال تدریجی ایمان و اعتقادات مردم بخصوص به چهره های دینی و سیاسی بوده است.
    خداوند دین و ملک و ملت را از گزند حوادث شدید ایام مصون دارد به حق موالید بزرگوار این ماه شعبان

  38. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست ناشناس سلام.تو این دنیا کسایی هستند که رهبر رو امام و پیشوای خودشون میدونن شما هم حرص نخور!هر کس عقیده ای داره( و عقیده شما هم زنده باد مخالف من است!!!) شما عقیده خودت رو داشته باش منم عقیده خودم.یا حق.

  39. ناشناس گفت:

    دست مریزاد به نویسنده ی این مطلب..

  40. دانشجوی علم و صنعت گفت:

    من نمی دونم چرا اصلاح طلبا الکی این حرفو به خودشون گرفتن! منظور آقا ! از این حرفا رسانه ای نشدن اسم نزدیکان مشایی (جریان انحرافی) و احمدی نژاد بود و هیچ ربطی به ما نداره!

  41. ناشناس گفت:

    رهبری از این حرفها زیاد میزند شما چرا جدی گرفتی ؟!