گزارشی از مراسم برگزارنشدهی یادبود مهندس سحابی در بوشهر
چکیده :صبح روز چهارشنبه هشتم تیر ماه در معیت مسئول مسجد به فرمانداری رفتیم. بعد از اینکه متوجه شدیم فرماندار تشریف ندارند با توجه به ذهنیت خوب قبلی، به معاون فرماندار مراجعه کردیم. پس از شرح ماوقع منتظر باز شدن کلام رهایی بخش معاون شدیم ، که ناگهان با برخوردی از نوع دیگر مواجه شدیم . آقای معاون برخلاف انتظاری که قبلأ توسط خود وی در ذهنم بوجود آمده بود ، با لحنی تند و پرخاشگرانه با «ضدانقلاب» خواندن مرحوم سحابی و یاران اش و توهین آشکار به سخنران مراسم، گفت که «مسجد مکان سیاسی نیست و ملی مذهبی های ضدانقلاب هم حق ندارند در این مکان مراسم بگیرند.»...
سیروس بنه گزی، روزنامه نگار بوشهری و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران، در گزارشی کوتاه به تلاش فعالان مدنی بوشهر برای برگزاری مراسمی برای مرحوم مهندس سحابی و برخوردهای غیر اخلاقی مسئولان دولتی با انها اشاره کرد. این گزارش را که در جرس منتشر شده و حاوی نکات قابل توجهی از الگوی رفتاری دولتمردان فعلی است، در ادامه میخوانید:
روز شنبه چهارم تیرماه به همراه یکی از دوستان درخواست کتبی ای را جهت برگزاری مراسم یادبود و بزرگداشت مهندس عزت الله سحابی در محل مسجد جامع عطار بوشهر برای روز چهارشنبه هشتم تیر ماه به معاونت سیاسی فرمانداری بوشهر تقدیم داشتیم .
بر خلاف انتظار و پیش بینی اولیه با برخورد مناسب معاون فرماندار مواجه شده و پس از چند سئوال و جواب در مورد کم و کیف مراسم و نام سخنران و مجری مراسم، قول دادند تا فردا نتیجه را به ما اعلام دارند . باورش خیلی سخت بود . دوستانی از پیش گفته بودند که نروید که جواب «نه» میشنوید… و حالا ما آمده بودیم و تا حدودی که از ظاهر می شد خواند ، امیدوار بودیم .
به هر حال از گذر گاه سختی که هموطنان در سراسر کشور با آن روبرو بودند و شنیده بودیم عبور کرده بودیم و با توجه خلق و خویی که معاون سیاسی در برخورد با درخواست ما نشان داد و واقعأ هم با توجه به سوابق برگزاری اینگونه مراسمات در کشور دور از انتظار بود ، دیگر شکی نداشتیم که حالا بایستی سریعأ در تکاپوی هر چه بهتر برگزاری مراسمی آبرومند برای «عزت ایران» باشیم . و البته در دل آرزو کردیم تا چنین روحیه ی مردمی ای در بین دیگر مدیران سیاسی در سراسر کشور ساری و جاری شود .
هنوز در تعجب و باد این برخورد باور نکردنی بودیم و نزد یکی از کارمندان فرمانداری به تحسین این برخورد دمکرات منشانه مشغول ، که ناگهان آقای معاون وارد اتاق شدند و مژده دادند که «مشکلی نیست ، هماهنگی شد؛ بروید و مراسمتان را برگزار کنید.»
دیگر در پوست خود نمی گنجیدیم . این خبر تاب مستوری نداشتیم؛ بلافاصله به دوستان خبر دادیم و برنامه های لازم را برای برگزاری مراسمی در شأن مهندس آغاز کردیم . سفارش آگهی مراسم در نشریات استانی و سایت های محلی و کشوری داده شد ، پوستر و بنر و دیگر اقلام چاپی سفارش شد . که ناگهان وضعیت در گذرگاهی که فکر می کردیم ساده است ، سخت گردید . این بار در هماهنگی دوباره با مسئول مسجد بر خلاف توافق قبلی به مشکل بر خوردیم و آن، مشکل هراس و ترس مسئول مسجد از عواقب بعدی برگزاری مجلس بدون نامه رسمی فرمانداری بود .
هر چه که خدمت آقای مسئول عرض شد که آقای محترم ، حاجی آقا ، عزیز ما ، براساس قانون برگزاری مراسم در اماکن سرپوشیده اصلا نیاز به مجوز ندارد، و با این حال ما هماهنگی لازم را با مقامات فرمانداری کرده ایم؛ ولی او راضی نمیشد و از سوابق برخورد های قبلی و دردسرهایی که بعد از سخنرانی خاتمی و کروبی در دو سال پیش کشیده بود مثال می آورد .
این ماجرا با آمد و رفت های مکرر ما به فرمانداری که می گفتند: «نیاز به مجوز کتبی نیست بروید و مراسم را برگزار کنید»؛ و نزد مسئول مسجد که «نه! بروید مجوز بیاورید و من حوصله دردسر های بعدی را ندارم» ادامه داشت . تا اینکه مسئول مسجد به زبان آمد و گفت: «از دفتر فرماندار تماس گرفته اند که حق نداری بدون نامه ما اجازه برگزاری مراسم در مسجد بدهی .»
اینجا بود که به یاد صحبتهای برخی از دوستان افتادم که میگفتند اینها از راه دیگری جلو کار را میگیرند که متهم به ندادن مجوز نشوند . اجبارأ دوبار خدمت فرماندار رسیدیم و فرماندار با تکذیب تماس تلفنی دفترش با مسجد شفاهأ دوباره تاکید کردند که مشکلی نیست؛ بروید مراسم را برگزار کنید. و در جواب اصرار ما به دادن یک مجوز رسمی، گفتند: بروید مسئول مسجد را بیاورید فرمانداری تا به او بگویم مراسم در مسجد منعی ندارد .
القصه، صبح روز چهارشنبه هشتم تیر ماه در معیت مسئول مسجد به فرمانداری رفتیم. بعد از اینکه متوجه شدیم فرماندار تشریف ندارند با توجه به ذهنیت خوب قبلی، به معاون فرماندار مراجعه کردیم. پس از شرح ماوقع منتظر باز شدن کلام رهایی بخش معاون شدیم ، که ناگهان با برخوردی از نوع دیگر مواجه شدیم . آقای معاون برخلاف انتظاری که قبلأ توسط خود وی در ذهنم بوجود آمده بود ، با لحنی تند و پرخاشگرانه با «ضدانقلاب» خواندن مرحوم سحابی و یاران اش و توهین آشکار به سخنران مراسم، گفت که «مسجد مکان سیاسی نیست و ملی مذهبی های ضدانقلاب هم حق ندارند در این مکان مراسم بگیرند.» و وقتی من به دفاع از شخصیت و سوابق انقلابی ، مبارزاتی و ملی- مذهبی آنها پرداختم، با تهدید پاسخ مرا داد که «به چه حقی از این ملی – مذهبی ها دفاع میکنید!؟»…
حرفی نبود؛ یعنی حرف دیگری در برابر تغییر چهره معاون نداشتم که بزنم . هاج و واج مانده بودم که چرا در ایران این چند ساله مسئولان چنین به سرعت تغییر وضعیت و حالت میدهند . و آن معاون خوشرو و خوش برخورد روز شنبه چهارم تیر کجا و این معاون عصبانی و تندخو و پرخاشگر هشتم تیرماه کجا . و راستی در مملکتی که ام القرای اسلامش میخوانند برگزاری مراسم ختم یک مسلمان چه نیاز به این همه دوندگی و مجوز و سر خم کردن دارد؟…
گفته میشد هر که با ما نیست ، با ما دشمن است
گفتم آری ، این سخن فرموده اهریمن است
اهل معنا ، اهل دل با دشمنان هم دوستند
ای شما با خلق دشمن ، قلب تان از آهن است














خداوند پدر و دخاز را رخمت کنند ئاقعا خاندان سحابی منش بسیاری از خوبیها و رافت در بین مردم ایران بوده اند بریده باد دست و زبانی که با نام محمد ص با دین او مخالفت می کنند
درود بر سید اصلاحات خاتمی کبیر
درباره آن حکومتی که از یک مراسم یادبود ساده هم می ترسد چه می توان گفت؟ … ما نیز از برنامه برگزاری چنین مراسمی بسیار خوشحال و در عین حال متعجب بودیم ولی در کمال تاسف در عصر چهارشنبه خبر یافتم که مراسم لغو شده است ..
درود بر مردان دلیر بوشهر .. و امیدوارم مردم شهرمون بیشتر در مبارزات سیاسی علیه ظلم و استبداد و خودکامگی فعال باشند