وزیر علوم دولت اصلاحات: اگر دانشگاهها را تفکیک جنسیتی کنیم، با مغازهها و خیابانها و کل جامعه چه کار کنیم؟
چکیده :بالاخره برخی بررسیها و تجاربی که هست، نشان میدهد که محیطهای دانشگاهی از سلامت اخلاق برخوردار هستند و دانشجویان دختر و پسر با یک رفتار ارزشی و اخلاقی به تحصیل علم مشغول میباشند و ما مشکل خاص و جدی ای را در دانشگاهها، در شرایط فعلی، شاهد نیستیم....
قرار است دانشگاهها تفکیک شوند. وزیر علوم گفته است که حتی جلوی تابلوهای اعلانات که شلوغ است یا حتی راهروها را هم باید تفکیک کرد. حالا از این به بعد شاید شاهد چنین نوشتههایی در سر در دانشگاهها باشیم، «دانشگاه پسرانه تهران» و یا «دانشگاه امروز دخترانه است».
«شجاعی فرد»، مشاور عالی وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری میگوید دانشگاههای تک جنسیتی از رشد علمی بیشتری برخوردارند و دانشجویان دختر و پسر آرامش روانی بیشتری دارند.
رئیس کمیسیون آموزش مجلس اما با تفکیک جنسیتی دانشگاه ها مخالف است، «عباسپور» آن را امکانپذیر نمیداند. پیشتر نیز دکتر «علیرضا مرندی» از مخالفت امام (ره) با جدا کردن کلاسها میان دختر و پسر یاد کرده بود. اما حالا دانشگاههای شریف و علامه و تهران خبر از جدایی دختران و پسران میدهند.
وزیر علوم دولت اصلاحات را نیز میتوان از زمره مخالفان تفکیک جنسیتی دانشگاهها دانست.
«جعفر توفیقی» معتقد است که دانشگاهها سالماند و اگر قرار باشد به خاطر احتمال ارتکاب خلافی میان زن و مرد به این کار دست زد باید به همین دلیل کل جامعه را هم تفکیک جنسیتی نمود. توفیقی همین طور در پاسخ به اینکه آیا انقلاب فرهنگی دومی در کار است، اقدامات وزارت علوم را سیاستهای دولت یا نظام نمیداند و آن را سیاستهای وزارتخانه میخواند که جایی تصویب نشده است.
مشروح مصاحبه خبرنگار فرارو را با جعفر توفیقی در این زمینه می خوانید.
وزیر علوم بهمن ماه سال گذشته خبر از تفکیک جنسیتی دانشگاهها داده بود،گفته می شود این اقدام در دانشگاههای شریف، علامه و تهران آغاز شده است. آیا تفکیک جنسیتی به صورت دانشگاههای تک جنسیتی و یا دخترانه و پسرانه کردن ایام هفته در دانشگاه زمینه قانونی دارد؟
اگر مصوبه شواری عالی انقلاب فرهنگی نشستن دختر و پسرها در ردیف های جدا باشد، این با دانشگاههای تک جنسیتی و تفکیک جنسیتی به شیوه ای که اکنون از آن سخن می رود متفاوت است.
هزینه علمی و ساختاری تفکیک جنسیتی دانشگاه ها به صورتی که در حال اجراست، چقدر میتواند باشد؟
در هر حال دانشگاه های تک جنسیتی در برخی کشور های سابقه دارد اما نه به این دلایلی که وزارت علوم اعلام کرده است. آنچه در کشور ما عنوان میشود و طرفداران تفکیک جنسیتی عنوان میکنند، توجه به مسائل اخلاقی و رفتاری روابط دختر و پسر و محدود کردن این روابط است که خودش جای بحث دارد که آیا اساسا این تفکیک به بهبود ارزشهای اخلاق و سلامت روابط دخترها و پسرها کمک کرده و یا اینکه در جهت عکس عمل میکند.
بالاخره برخی بررسیها و تجاربی که هست، نشان میدهد که محیطهای دانشگاهی از سلامت اخلاق برخوردار هستند و دانشجویان دختر و پسر با یک رفتار ارزشی و اخلاقی به تحصیل علم مشغول میباشند و ما مشکل خاص و جدی ای را در دانشگاهها، در شرایط فعلی، شاهد نیستیم.
منتهی برخیها این سوءظن را دارند که شرایط فعلی دانشگاه به روابط دختر و پسر آسیب میرساند که واقعا بنده چنین اعتقادی ندارم و معتقد هستم که دانشجویان ما اقشار فرهیخته و برخوردار از تجربه و دانش کافی در تنظیم روابط هستند و دانشگاه های ما همیشه محیطهای علمی بودهاند و نه اینکه خدای ناکرده تصور شود محیط هایی برای روابط ناسالم دختر و پسر باشند. کسانی که در ایران این پروژه را دنبال می کنند، چنین تفکری دارند که وضعیت فعلی روابط دختر و پسر در دانشگاه، ناسالم است.
تجاربی که در بقیه دنیا وجود دارد از این زاویه نیست که براساس سوء ظن باشد. بلکه وضعیتی اختیاری است که ممکن است بعضی ها چه پسرها و چه دخترها در این شرایط مایل باشند در دانشگاه تک جنسیتی تحصیل نمایند و این به اختیار خود فرد است و اجباری نیست، آن هم به خاطر ملاحظات فرهنگی و اجتماعی که دخترها و پسرها می توانند داشته باشند. بنده تصور میکنم در کشور ما تجربه دانشگاه «الزهرا» و «امام صادق» نیز هست و برخی می توانند برای تحصیل در آنها اقدام نمایند.
آقای دکتر یکی از تجربه های تفکیک جنسینی در دانشگاه ها مربوط به دانشگاه الزهار و امام صادق است. آیا می توان گفت که رشد علمی در دانشگاه الزهرا بیشتر از دانشگاه تهران و یا بهشتی است؟
نخیر این طور نیست، من نمی خواهم در این زمینه ارتباطی برقرار کنم و در واقع هم بین رشد علمی و تک جنسیتی بودن دانشگاه ارتباطی وجود ندارد. این نگاه تردیدآمیز به محیطهای دانشگاهی و به دانشجویان و اعضا هیئت علمی که اینها توان امکان تنظیم روابط بین دختر و پسر را ندارند است که نتایج نامطلوب بیشتری از آثار مثبتی که تصور می شود خواهد داشت.
چنین ارتباطی را نمیشود پیدا کرد که مثلاً دانشگاهی تک جنسیتی وضعیت علمیاش بهتر است یا اینکه این مساله میتواند عاملی برای پیشرفت عملیاش باشد. در دنیا و کشور خودمان، برترین دانشگاهها، دانشگاه های معمولی هستند که دختران و پسران را به صورت مختلط، آموزش میدهند.
بنابراین چنین تجربه یا گزارشی که در کشور ما یا دنیا منتشر شده است، که بخواهد رشد علمی را به تک جنسیتی بودن دانشگاهها ارتباط دهد، وجود ندارد. به نظر من برعکس آثار روانی و فرهنگی این نوع تفکیک جنسیتی یا دانشگاهها میتواند آثار کند کنندهای برای رشد علمی داشته باشد.
به نظر میرسد تفکیک جنسی هزینه مالی بالایی را به کشور تحمیل می کند، این کار نیازمند به استاتید زیادی است و یا مستلزم کار بیشتر اساتید موجود است. دانشگاه ها باید تقریبا بخش از کار خود را دو برابر کنند. به نظر شما این کار چه تبعات اجرایی را میتواند برای دانشگاهها داشته باشد؟
این کار دشواریهای اجرایی خود را خواهد داشت و قطعاً هزینهبر خواهد بود. برای آنکه اگر تصور کنیم دانشگاه ها باید تفکیک جنسیتی شوند این کار چه به صورت یک در میان و چه در کلاسهای جدا انجام شود، باعث خواهد شد که کلاس های موازی، آزمایشگاههای موازی، امکانات و تجهیزات موازی و حتی از نظر طراحی، فضاهای موازی لازم باشد که به نظر من شرایط خاصی را می طلبد و هزینه های اجرایی و مالی ویژهای را در پی خواهد داشت.
شاهدیم که در دولت نهم و دهم بازنشستگی های گسترده در دانشگاهها انجام شده است، دیروز خبر آن را داشتیم که بین حوزه علمیه و دانشگاه خواجه نصیر یک ترکیبی صورت گرفته است؟ آیا میتوانیم اتفاقات اخیر در دانشگاه ها را در کنار موضوع تفکیک جنسیتی به نوعی انقلاب فرهنگی دوم نامید؟
به نظر من اول باید مشخص شود که آیا سیاستهای علمی و فرهنگی وزارت علوم، سیاست های مصوب دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگ و یا مجمع تشخیص مصلحت هست یا نیست؟
من تصور می کنم بعضی از سیاستهایی که در حوزه مسائل فرهنگی و علمی آموزش عالی دنبال میشود، خواست خود وزارت علوم است و احساس نمیشود که این سیاستها به تصویب دولت یا شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده باشد. برای اینکه ما در سایر زمینهها شاهد چنین اقداماتی نیستیم.
یعنی سخت گیریهای که در وزارت علوم و نظام علمی کشور اعمال میشود، بعضی کنترلها و گزینشها و روشهایی که دنبال میشود، من تصور نمی کنم که در سایر حوزههای دولت اجرا شود.
اول باید این مساله روشن شود که آیا سیاستهای علمی و فرهنگی کشور در خصوص تفکیک جنسییتی یا فعالیتهایی که اخیراً وزارت علوم در حوزه گزینش متمرکز هیئت علمی و دانشجو انجام داده است و آثار و عواقب خودش را داشته و تاثیرات جدی را در حوزه نظام علمی کشور خواهد گذاشت، تصویب شده است؟ من تردید دارم این کارها هماهنگ با سیاست های دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگ یا سیاستهای کلی نظام باشد. بنابراین باید اول مشخص شود که آیا کارهای وزارت علوم مورد تایید این نهادها هست یا نه؟
در زمینه تفکیک جنسیتی وزارت علوم و برخی رسانه های حامی این پروژه یک سری استفتائات از مراجع تقلید صورت داده اند و پاسخ برخی علما نیز به نوعی حمایت آمیز بوده است. برخی مراجع تقلید معتقدند تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها مانع ایجاد فساد می شود. چه سخنی میتوان با مراجع بزرگوار تقلید در این باره داشت؟
نظرات محترم است اما باید این نظرات با گذشتن از تصویب نهادهای قانونگذار اجرایی شود. در صورتی که اینها به صورت قانونی مصوب شود باید اجرا شود.
بحثهایی مثل تفکیک جنسیتی، حوزه اثر گستردهای دارد و میتواند بر کل جامعه اثر بگذارد. بنابراین نظرات افراد محترم بوده ولی باید با نظر نهادهای قانونی با بررسی آثار ملی و بین المللی آن در این زمینه تصمیم پخته و جامعی گرفته شود. اما اینکه احتمال خطایی داده شود و این را اساس عمل قرار دهیم باید گفت این احتمال همه جا می تواند باشد.
بر اساس گزارش ها دانشگاه ها از سالم ترین محیط های کشور در این زمینه هستند و میزان خطا در آنها حداقل ممکن میباشد. احتمال خطا در رابطه زن و مرد در همه جای جامعه هست و اگر دانشگاهها را تفکیک جنسیتی کنیم، با مغازهها و خیابانها و کل جامعه چه کار میشود انجام داد؟
بنابراین من فکر میکنم شاید نشود به صرف احتمال، تصمیمات حیاتی و کلیدی گرفت و باید از راههای دیگری مانند آگاهی بخشی به وجدان دینی و ارتقاء فرهنگ این کار را انجام داد. دانشگاهیان ما از بخشهای فرهنگی و ارزشی نظام هستند و همواره نشان دادهاند که وجدان دینی داشته و به ارزشهای اخلاقی قائل هسند.
خطا همه جا وجود دارد اما برای مقابله با این خطاها به جای برخوردهای آگاهی بخش نمی توان بحث تفکیک جنسیتی را طرح کرد زیرا با توجه به اینکه دانشگاه یکی از اجزاء جامعه است، که در این حال ما باید بتوانیم این طرح را به جامعه نیز گسترش دهیم و در آن صورت این تفکیک کل جامعه را در برخواهد گرفت که من فکر میکنم این مساله عملی نباشد.
از این رو باید به جای استفاده از این روشهای مکانیکی صرف، از روشهای آگاهی بخشی و اعتماد و احترام استفاده کنیم و مطمئن باشیم که خود دانشگاهیان پاسدار ارزش های دینی و اخلاقی هستند.














تفکیک جنسیتی و طرح امنییتی اخلاقی از ترفندهای قدیمی حکومت است که فکر مردم را از موضوعات اصلی دور کند و نشان دهد قدرت کنترل و فشار آوردن دارد.
اینها گذراست. وقتی به امید خدا این حکومت سقوط کند، وضع دانشگاها را اصلاح خواهیم کرد.
…
زنده باد کره شمالی !
تفكيك جنسيتي ؤ طرح امنيت اخلاقي و جمع اوردي گيرنده هاي ماهواراي وهزاران ديگر از اين طرحها فقط وفقط جهت تنش وسلب آرامش ومشغول كردن مردم به مسائل جزئي وبي اهميت است چرا كه آرامش باعث برملا شدن بي لياقتي وظلم انها ميشودو يك جوري مردم را به جنگ وخشونت دعوت ميكنند چرا كه حيات انها در اين است.
موضوع «ناموس» براي روستاهاي كويري مركز ايران بسيار اهميت دارد (عوامل اين موضوع را بايد در روابط دروني اين روستاها جستجو كرد و پرداختن به آن در حوصلهاي اين نوشته نميگنجد). قبل از حملهي عربها هم اين موضوع در ميان اين روستائيان كه بخش عمده و اصلي جمعيت را تشكيل ميدادند وجود داشته و ربطي به اسلام هم ندارد. اصلاً شايد يكي از عوامل اعتقاد اين مردم به اسلام اين است كه اسلام را وسيلهاي براي حفظ ناموس خود مييابند.
با توسعهي شهرنشيي و افزاش تعداد جمعيت در شهرهاي بزرگ، كنترلهاي ناموسي كمتر ميشود. به همين دليل روستائيان و شهرستانيهاي ناموس پرست فكر ميكنند شهرهاي بزرگ به يك فاحشه خانه تبديل شده است.
جالب است كه روستائيان با ساير جلوههاي مدرنيته مخالفتي ندارند. فقط آنجا كه مدرنيته ناموس را – بر اساس ارزشهاي فرهنگي آنان – تهديد كرد واكنش نشان دادند.
از يك زاويه، انقلاب اسلامي، در واقع انقلاب روستائيان و شهرستانيهاي ناموس پرست عليه حكومت بيناموسي و عليه شهرهاي بيناموس بود.
هنوز هم افرادي كه به طور نسبي جذب فرهنگ شهرنشيني نشدهاند و در فضاي فرهنگي روستايي و شهرستاني زندگي ميكنند، دنبال حمايت از برنامههايي هستند كه فكر ميكنند ميشود با آنها جلوي بيناموسي را گرفت.
اين پديدهي عجيب و پيچيده موضوع بسيار جالبي براي دانش روانشناسي، جامعهشناسي، مردم شناسي و فرهنگ شناسي است. اما تغيير رويكرد روستاييها و شهرستانيها و پذيرش اينكه زنگي در فرهنگ شهرنشيني لزوماً بينموسي نيست، زمان ميبرد. آنان دختران و زنان قوم و خويش خودشان را «ناموس» ميدانند و بقيهي زنان و دختران تهراني را ناموس خود تلقي نميكنند.
از اين زاويه به سركوب جنبش سبز توسط شهرستانيها و روستاييها توجه كنيد. برخي از آنان – كه در نيروهاي بسيج و سپاه هم فعال هستند – فكر ميكنند زنان و دختراني كه چادر نداشته باشند لابد ناموس ندارند پس مسلمان هم نيستند و خونشان حلال است و بسياري از حرفهاي ديگر.
اما به نظر من طبقهي سياسي كه اين روزها قدرت را قبضه كرده به اين مسائل كم تر باور دارد. اعضاء اين طبقه حقه بازاني هستند كه از روانشناسي اين روستائيان و شهرستانيها بيشترين سوء استفاده را براي حذف مخالفان سياسي خود ميبرند و به چپو كردن ثروتهاي مملكت ادامه ميدهند و در عين حال بر تفكيك جنيستي در دانشگاهها و در سطح شهرهاي بزرگ ادامه ميدهند.
به نظر من يكي از عومل موفقيت جنبش سبز توجه به اين جنبهي ناموس پرستي روستائيان و شهرستانيهاست. به ويژه خانمهاي هوادار اين جنبش به خصوص در خارج از كشور بايد مراقب باشند كه نيروهاي بنياد گرا از ظاهر پوشش آنان براي تحريك ناموس پرستي روستائيان و شهرستانيها عليه جنبش سبز سوءاستفاده نكنند.
ناشناش گرامی،
موضوع اعتقادات روستائیان و رعایت مسائل فرهنگی و سنتی همیشه امر مهمی است و باید به آن احترام گذاشت. اما تکلیف آموزش عالی مملکت را نمیشود براین اساس روشن کرد. تفکیک جنیسیتی دانشگاه ها – اگر صورت بپذیرد – قدم اول در دست کم گرفتن آموزش عالی زنان خواهد بود. اکنون سالهاست که اصولگرایان تند رو از اینکه زنان در حوزۀ آموزش و تخصص حضوری برجسته تر از مردان نشان داده اند ابراز نگرانی میکنند. چنین تفکیکی بهانه ای خواهد بود برای آبکی کردن کلاسهای زنانه و دادن استاتید خوب به کلاسهای مردان، حذف موضوعات “نامناسب” برای خانمها از کتابها و برنامه های کلاسی و غیره.
با آنکه من با این امر موافقم که در حال حاضر دولت حاکم با عنوان کردن چنین مسائلی قصد انحراف افکار از مسائل دیگر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مملکت را دارد، از صمیم قلب امیدوارم که همۀ ما در داخل و خارج از ایران به شدید ترین وجه ممکن مخالفت خود را با این آپارتاید جنسیتی در حوزۀ آموزش عالی ابراز کنیم و نگذاریم با صورت گرفتن این حرکت خیانت بار قدم های مخوف بعدی نسبت به زنان و کل جامعۀ ایران برداشته شود.