دلنوشته مادر عماد بهاور به پسر دربندش: صدایتان را شنیدند گرچه سکوت کردند
چکیده :دلم نمی خواست امسال برایت چیزی بنویسم ، چون می دانم غمگین هستید و هنوز جای خالی هم بندی از دست رفته تان را نتوانستید تحمل کنید و دست به اعتراض زدید تا صدایتان را با نخوردن به گوش مسئولین برسانید ، مطمئن هستم صدایتان را شنیده اند ، اگر چه سکوت کردند ولی شنیدند....
عماد بهاور، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی که در زندان اوین در حال گذراندن ده سال حکم زندانش است امروز 33 ساله شد. مادر بهاور دلنوشته ای را به این مناسبت برای فرزندش نوشته است.
بهاور یکی از 12 زندانی اعتصاب کننده بود که چند روز پیش اعتصاب غذای خود را به همراه 11 زندانی سیاسی دیگر شکست.
متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
عماد عزیزم
یکسال دیگر هم گذشت ، باز هم هشت تیر رسید و خانواده و دوستانت بجای وجود عزیزت و جای خالی ات ، عکست را گذاشته و تولدت را گرامی داشتند.
خدایا باید بگویم (هر سال دریغ از پارسال ) ، حداقل پارسال تماسی داشتیم که بتوانیم تولدت را تلفنی تبریک بگوییم ، این امکان را هم از ما گرفتند.
دلم نمی خواست امسال برایت چیزی بنویسم ، چون می دانم غمگین هستید و هنوز جای خالی هم بندی از دست رفته تان را نتوانستید تحمل کنید و دست به اعتراض زدید تا صدایتان را با نخوردن به گوش مسئولین برسانید ، مطمئن هستم صدایتان را شنیده اند ، اگر چه سکوت کردند ولی شنیدند.
پارسال از خدا خواستم که در قضاوت تو خدا را ناظر قرار دهند ، امسال چه بخواهم، امسال می خواهم بگویم مگر آنها قسم نخوردند که قضاوت واقعی داشته باشند، دوست و غیر دوست را به حق قضاوت کنند، من خود تیر قسم خوردم و به دانشجویانم آموزش دادم که چطور بیماران زیر دستشان را چه کافر و چه مسلمان ، چه دوست و جه دشمن ، همانگونه که اموزش دیدند رسیدگی کنند . توقع من هم از آن قاضی ، از آن روحانی که در مسند قضاوت نشسته چیزی جزء این نبود که بدون خواندن دفاعیه متهم و فقط به گفته و نوشته کسانی که با کینه و مغرضانه پرونده سازی کردند گوش فرا دهند و حکمی به این سنگینی صادر نمایند . کافیست فقط لحظه ای چشمانشان را ببندند و بدون کینه و با قلبی آرام فکر کنند که ده سال زندان برای یک جوان یعنی چه و چرا ؟؟؟ ….
فقط برای اینکه نوشته هایش باب میل نبود ….
یک جوان پاک که می تواند سرمایه ای برای جامعه باشد ، جوانی اش را که پر از شور و اشتیاق از ایرانی بودنش است در زندان بگذراند.
چه بگویم که دلم خون است و چشمانم پر از اشک….
عزیز دلم تولدت مبارک
مادرت
هشت تیر 1390














م.ق
تولدتان مبارک.
با آرزوی آزادی زود هنگام برای تمام زندانیان دربند
من ازسكوت مجلس تعجب مي كنم.كساني كه براي حفظ حقوق مردم سوگندخورده اند. اين همه ستم وتظلم خواهي رامي بينندومي شنوندوبازهم اقدامي نمي كنند.ازافرادي كه تريبون دارندوجايگاهي دارندبايدپرسيدآيااين كارهامطابق قانون است؟ كجاي قران واسلام مجوزاين همه حق كشي واذيت افرادبي دفاع راصادركرده است؟اين جايگاههاوپستهاحاصل دسترنج اين ملت است. درصورتي كه حق كشي وستم نكرديداين امانت راپاس داشته ايد.امااگر دربرابرظلم سكوت كرديدويااينكه آنراتاييدنموديددرآمانت خيانت نموده ايد.مطمئن باشيددرصورت ستم وآزارمردم بي دفاع جزاي آنراخواهيدديد. آه مظلوم برنده ترين سلاح است. راه درست پرهيزوبيزاري ازستم وستمگري، رعايت حقوق مردم وتامين رضايت آنها وجلوگيري ازپايمال شدن حقوق مظلومان است.
عماد عزیز تولدت مبارک هر روز و هر سال . . .