نوری زاد:حتی اگر یک روز هم به زیدآبادی مرخصی داده نشود، او از نردبان فهمیدگی خود پایین نمی آید
چکیده :من می دانم که زید آبادی، با زندان و تهدید و تبعید، نرم نخواهد شد. و به زعم ما، به راه راست مورد نظر ما باز نخواهد گشت. او اگر ده سال دیگر نیز در زندان بی توجهی ما بماند و یک روزهم به او مرخصی داده نشود، همان خواهد بود که هست. پله ای از نردبان فهمیدگی خویش پایین نخواهد آمد....
محمد نوری زاد، نویسنده و هنرمند و منتقدِ حامیِ جنبش سبز، در ادامۀ نوشتارهای خود که تحت عنوان «گل هاو سیم های خاردار» منتشر می شود، قسمت سیزدهم را پیرامون احمد زیدآبادی، نویسنده و تحلیلگر سیاسیِ محبوس در زندان گوهردشت، خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی نوشته است، که “به یاد داشته باشیم ما، زید آبادی را بخاطر فهم متغایرش زندانی کرده ایم. او جاسوس و عمله ی بیگانگان نیست. او خیانتکار و مزد بگیر اجانب نیست. او یک سرمایه دار وام گرفته از بانکهای رفاقت ما نیست. او یک منتقد است. من معتقدم برای او و امثال او باید راه گشود و پای آنان را برفرق سر نهاد و به استقبال فهمشان شتافت.”
به گزارش تارنمای نوری زاد، وی در شرح خصائل دبیر کل زندانیِ سازمان ادوار تحکیم وحدت نوشته است “من می دانم که زید آبادی، با زندان و تهدید و تبعید، نرم نخواهد شد. و به زعم ما، به راه راست مورد نظر ما باز نخواهد گشت. او اگر ده سال دیگر نیز در زندان بی توجهی ما بماند و یک روزهم به او مرخصی داده نشود، همان خواهد بود که هست. پله ای از نردبان فهمیدگی خویش پایین نخواهد آمد.”
متن این نوشتار به شرح زیر است:
من و زید آبادی در زندان هم بند نبوده ایم اما یک بند مشترک، مرا و او را به هم پیوند داده است. اگر گفتید چه؟
زید آبادی متفکری است آزاده، که این روزها، چوب بی تربیتی های ما را می خورد. در این سالهای پس از انقلاب، ما متعمدانه نخواسته ایم به سخن دیگرانی که چون ما نمی اندیشند، بها بدهیم. زید آبادی گرچه با نگرش های ما مخالف بود و هست، با این همه اما او یک ایرانی فهیم و اندیشمندی است که در همه ی شاکله ی فکری اش، جز سرفرازی ایران و ایرانی سراغ نمی توان گرفت.
زید آبادی را بجای زندان، باید بر چشم خود گذارد. باید به فهم او و نقدهای او امکان جولان داد. جامعه ای که خود را از نقد منصفان و دلسوزان خود بی نیاز بداند، به بد ورطه ای در می افتد. همان ورطه ای که امروزه درآن گرفتاریم.
من در سالهای حضور اصلاح طلبان در دولت، یکبار، وفقط یکبار، آنهم در دانشگاه شریف او را دیدم و با وی به مناظره نشستم. بازار سخنوری و سخن پردازی او آن روزها گرم بود. اما او، هرگز از دایره ی ادب، و انصاف دور نمی افتاد.
من چگونه فریاد بزنم که حاکمان و متولیان جمهوری اسلامی به این داغ بزرگ عنایت فرمایند و بدانند : درقاموس ابتدایی ترین خصلت های انسانی نیز، هرگز نمی توان یک نفر را دوسال تمام به زندان انداخت و یک روز هم به او مرخصی نداد؟
من می دانم که زید آبادی، با زندان و تهدید و تبعید، نرم نخواهد شد. و به زعم ما، به راه راست مورد نظر ما باز نخواهد گشت. او اگر ده سال دیگر نیز در زندان بی توجهی ما بماند و یک روزهم به او مرخصی داده نشود، همان خواهد بود که هست. پله ای از نردبان فهمیدگی خویش پایین نخواهد آمد.
به یاد داشته باشیم که : ما، زید آبادی را بخاطر فهم متغایرش زندانی کرده ایم. او جاسوس و عمله ی بیگانگان نیست. او خیانتکار و مزد بگیر اجانب نیست. او یک سرمایه دار وام گرفته از بانکهای رفاقت ما نیست. او یک منتقد است. من معتقدم برای او و امثال او باید راه گشود و پای آنان را برفرق سر نهاد و به استقبال فهمشان شتافت.
من، از طرف همه ی آنانی که به فهم، و به جولان فهم اعتقاد دارند و به آن بها می دهند، از زید آبادی و خانواده ی سرگردانش، پوزش می خواهم. زید آبادی اگر رفیق خود ما بود، اکنون مثل نورچشمی های فحاش و بی ادب ما ارج و قرب داشت و احدالناسی متعرض فضاحت های رسانه ای آنان نمی شد.
آهای متولیان دستگاه قضا، می شنوید چه می گویم؟ درهیچ کجای دین ما، و درهیچ کجای دنیای دیگران، نیامده است که یک نفر را بخاطر نقدهایش به زندان بیاندازند و دوسال تمام به او مرخصی ندهند. انصافتان کجاست؟ شما که مدعی فهم هستید! شما که خود خانه دارید و در خانه هایتان، صدای قهقهه ها و خنده های کودکانتان بلند است! شما که در توصیف صیانت از خانواده ساعت ها داد سخن در می دهید! کجاست عاطفه های انسانی شما؟ همسر و فرزندان زید آبادی، دوسال تمام است که یک ساعت، او را در کنار خویش نداشته اند.
بکجا می رویم ای بزرگان عرصه ی حرف؟!














من چگونه فریاد بزنم که حاکمان و متولیان جمهوری اسلامی به این داغ بزرگ عنایت فرمایند و بدانند : درقاموس ابتدایی ترین خصلت های انسانی نیز، هرگز نمی توان یک نفر را دوسال تمام به زندان انداخت و یک روز هم به او مرخصی نداد؟
ممنون آقای نوری زاد
احسنت بر آن شیری که خوردی ! باز هم بگو ، آنچه داری از فهم و شعور . همین حرف ها است که …. بزرگان عرصه حرف ( …) و سایر متولیان جمهوری اسلامی را بر ملاء می کند و رسوا می سازد .
درود خدا و خلق بر تو ازاده عزیز نوری زاد .در انسانهای قدرت طلب ونان به نرخ روز خور .عاطفه مرده مگر مانند شما ان رادر وجود این بیماران زنده کنند
درود بی پایان بر شرف اهل قلم
بی جهت نیست که همه از جان دل او را “شرف اهل قلم” می نامیم. این مرد باعث اعتبار کسانیست که قلم به دست گرفته اند تا حقایق را بنویسند. برخلاف آن پس فطرتانی که قلم را فروخته اند و قلم به مزد شده اند. آفرین بر شرف اهل قلم. تو باعث افتخار خانواده قلم هستی. تو نام زید آباد را بلند آوازه کردی.
بابام جان ما مدت ها بود که به این غیاث آباد خودمان عشق می ورزیدیم و فکر می کردیم پایتخت دنیا این غیاث آباد ماست. اما با دیدن این کارهایی که تو کردی و اون جیگری که نشون دادی و اون “نه” گنده ای که به صورت اینها انداختی از همان بزرگ بزرگه تا او بدبخت های دیگه حالا که ما می گیم اول “زید آبد” بعد “غیاث آّباد” بابام جان این حرف مشقاسم رو کم نگیر. ما حاضر بودیم شاهرگمونو بزنند اما کسی نگه هیچ کجا از غیاث آباد بالاتره. اما حالا خودمون با همنی زبون خدمون اقرار می کنیم که این زید آباد شما با داشتن آدمهایی مثل تو بابام جان واقعا از غیاث آباد ما خیلی بالاتره. من ترا خیلی دوست دارم. طرف های غیاث آباد اومدی بیا سراغم می خواهم یه گوسفند برات قربونی کنم.
شکم سیر خبر از دل گرسنه نداره!!!!!آره آقای نوری زاد همه اونها که تو حبس هستند تما پرونده هاشون رو که زیر ورو کنید آخرش به این میرسید که به اسب شاه گفته اند یابو!!!
دررود وهزاران درود برتو راست قامت ايران زمين نوري زاد عزيز.مابايد خون بگرييم.
احسنتم نوري زادعزيز بنويس چون قلمت پتک است برفرق تشنگان قدرت وشيپور رسوائي حاکمان جاه طلب
او که سربلندی قلم را باعث شد در صفحات تاریخ خواهد ماند -شرف اهل قلم زید آبادی است -بی نهایت به او ارادتمندیم
آقای احمد زید آبادی و امثال ایشان با سرعت نور به سوی لایه های دوردست معنویت در حال پروازند.
و مدعیان دروغین ولایت به عمق ضلالت و گمراهی راه می پیمایند.
خداوند به ما رحم کند از گستاخی نمردن ما !!!! از این همه رنج یک انسان.
مرحبا بر نوری زاد که با”نه” گفتن به وظیفه ی بزرگ تاریخی خود چون دیگر بزرگ مردان تاریخمان ادای دین نمود
درود بر نوري زاد عزيز
درود .نکته جالبی که در سخنان این مرد هست از دید همه مغفول مانده.وان اینستکه او هرگز خوذ را از گذشته اش جدا نمی پندارد وبزرگوارانه تقصیرها را به گردن خود نیز میندازد .او نمیگوید شما ظلم میکنید بلکه میگوید ما ظلم میکنیم وبدینسان میخواهد بار اشتباهات گذشته خود را مردانه بدوش بگیرد .من به او درود میفرستم واورا به خاطر سختیهایی که در زندان کشیده ام اگر تقصیری دارد میبخشم
پايان شب سيه سپيد است
درود باقای نوری زاد و زید ابادی و… تمام زندانیان عرصه نقد و اندیشه ، وننگ بحکومتگرانی که با اعمال ضد انسانی و اسلامی خود بجنگ خدا ی رحمت و رسولش میروند .
آقای نوریزاد اشتباه می فرمایند زیرا ما فقط یک فهم داریم و آن هم از آن فردی است که امروزها به برکت پول نفت که حاتم بخشی می فرمایند امام شده است.فهم دیگر وجود ندارد .
درود بر شما دوستون داریم تو این مملکت و تو این روزا دلمون به وجود شماها خوشه به امید آزادی زندانیان خصوصا زیدآبادی عزیز
نه آقای نوری زاد ، نمی شنوند ، نمی فهمند ، اصلا نمی خواهند بشنوند و بفهمند ، قدرت را تمام و کمال می خواهند به هر قیمتی، حتی اگر در قاموس ابتدایی ترین خصایل انسانی نگنجد . اگر می اندیشیدند کار را به اینجا نمی رساندند ، با این حال من تمام نوشته های شما را نوعی اتمام حجت می دانم.
چرا باید بیش از اینها خاموش ماند
چرا باید یک عمر زانو زد با سری افکنده در پای ضریحی سرد
میتوان فریاد زد