اختلافات کنونی بر سر قدرت نشان از رسوایی متقلبان حکومتی است
چکیده :جنبش سبز از مرحله شکل گیری گذشته و به مرحله تثبیت رسیده است و برخوردهای حکومت نشانی از پویایی جنبش است نه رکود آن. اختلاف کنونی بین نهادهای حکومتی بر سر قدرت را نشانی از رسوایی متقلبان حکومتی و حقانیت خواسته های اولیه جنبش است....
مشاور میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، طی سخنانی در حمایت از زندانیان سیاسیِ اعتصابی، خواستار تلاش مردم جهت دعوت زندانیان به توقف اعتصاب غذای خود شدند.
به گزارش جرس، در نشستی که در دانشگاه هیوستون آمریکا برگزار شد، اردشیر امیر ارجمند سخنان خود را با حمایت از دوازده زندانی سیاسی در حال اعتصاب غذا آغاز کرد.
با الله اکبر پشتیبان زندانیان سیاسی باشید
او ضمن درخواست از زندانیان سیاسی برای پایان دادن به اعتصاب غذا، از مردم دعوت کرد که با صدای الله اکبردر شب چهارشنبه پشتیبانی خود را از این زندانیان سیاسی نشان بدهند.
منشور سبز خواسته های اولیه جنبش است
مشاور میرحسین موسوی سپس به تشریح وقایع دو سال اخیر و روند حوادثی پرداختند که به ایجاد شورای هماهنگی راه سبز امید انجامید و گفت: شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار منشور موسوی در بهمن ماه سال گذشته با تاکید بر اصل تکثرگرایی جنبش سبز، خواسته های حداقلی جنبش سبز را تدوین کرد. اهم خواسته های مطرح شده در این منشور شامل برگزاری انتخابات آزاد در فضای غیر امنیتی، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی فعالیت احزاب و گروه ها و مطبوعات، اجرای اصول بر زمین مانده قانون اساسی و اعمال موازین جهانی حقوق بشر است.
برخوردهای حکومت نشان از پویایی جنبش است نه رکود آن
اردشیر امیر ارجمند برخوردهای مکرر امنیتی، غیرقانونی و خشن حکومت با مردم و مخالفین نشانه زنده بودن جنبش سبز دانست. اردشیر امیر ارجمند افزود جنبش سبز از مرحله شکل گیری گذشته و به مرحله تثبیت رسیده است و برخوردهای حکومت نشانی از پویایی جنبش است نه رکود آن. وی اختلاف کنونی بین نهادهای حکومتی بر سر قدرت را نشانی از رسوایی متقلبان حکومتی و حقانیت خواسته های اولیه جنبش دانست.
راهکارهای جنبش سبز برای تغییر تعادل قدرت به سوی مردم؟
ارجمند خاطرنشان کرد که تغییر در رفتار حکومت و رسیدن به مردمسالاری پایدار ممکن نیست مگر با قدرت گیری نهادهای مدنی که مدافع حقوق مردم باشند. ازاین رو در شرایط کنونی ایجاد شبکه های اجتماعی حول جریان های اثرگذار در جامعه همچون جنبش های زنان، دانشجویی و کارگران از راهکارهای اساسی جنبش سبز برای تغییر تعادل قدرت به سوی مردم است.














مطمئن باشید ما پیروزیم
یا حسین میر حسین
جناب امیرارجمند باید دیگر بر اصل تغییر قانون اساسی پای بفشارید. هی اجرای این قانون اساسی را خواستن باعث دلسردی مردم میشود
تعجب ميكنم چرا افراد خارج زندان به خودشان اجازه ميدهند براي زندانيان اعتصابي تعيين تكليف كنند. چرا توجه نميكنند كه اين طور در عرصهي علني اظهار نظر كردن در مورد مواضع آنان، يك توهين مستقيم به آنان است. انگار زندانيان سياسي فهم درستي از شرايط ندارند و ديگران وظيفه دارند آنان را نصحيت كنند و هشدار بدهند كه دست از جواني و چپ روي بردارند!
نكته بعدي، منشور سبز است. اين منشور يك برنامه نيست يك مانيفست است. برنامه چيزي است شبيه نقشهي جنگ كه در ستاد جنگ و بر اساس آرايش و امكانات نظامي طرفتين مخاصمه طراحي ميشود. با اين تفاوت كه در مبارزه بيخشونت، مبارزان به طور جدي تصميم دارند از تكنيكها و ابزارهايي استفاده كنند كه به طرف مقابل صدمهي فيزيكي نميزند اما قدرت سياسي او را نابود ميكند.
با اين تعريف از مبارزهي بيخشونت، «شوراي هماهنگي» بايد خودش را مانند «ستاد جنگ» ببيند كه براساس امكانات موجود و بالقوه، نقشهي جنگ را طراحي ميكند و تمام سازمانها، افراد و نيروها بايد طبق اين نقشه مبارزه كنند. اينكه نميشود وسط مبارزه، توپخانه به جاي آتش ريختن روي سر دشمن نيروهاي خود را زير آتش بگيرد يا يك سرباز جاي فرمانده دستور حمله صادر كند. يا وقتي گروهي در زندان دست به اعتصاب غذا زدند، كساني آنان را زير آتشبار نكوهش و سرزنش بگيرند.
آقاي امير ارجمند عزيز و ساير اعضاء شورا توجه داشته باشند كه در هر نقشهي جنگ، يك هدف مقعطي در اولويت قرار ميگيرد. فرض كنيم براي خارج كردن صداميان از خرمشهر، اول بايد از روي فلان روخانه رد شويم يا فلان سنگر را فتح و تثبيت كنيم و به همين ترتيب قدم به قدم جلو برويم.
سؤال اين است كه طبق چنن نقشهاي – كه البته هنوز طراحي نشده – هدف اين مرحلهي جنبش سبز ، فتح كدام سنگر يا تخريب كدام پل يا عبور از كدام روخانه است؟ آيا تمام نيروهاي جنبش سبز از هدف مرحلهاي خبر دارند؟ و ميدانند براي عبور از فلان رودخانه، هر كس چه وظايفي دارد و چگونه و چه زماني بايد اين وظيفهي خودش را انجام دهد؟
يك نگاه گذار به ميدان نبرد بيخشونت، هيچ ترديدي برجاي نميگذارد كه جنبش سبز مطلقاً نقشه ندارد و با كمال تأسف عظيم ترين نيروهاي دموكراسيخواهي ايران معاصر را به خاطر نبود همين نقشه از دست داده است.
جناب ارجمند. شما هم زبان بلد هستيد و هم در خارج به كتابهاي غني در مورد مبارزه بيخشونت دسترسي داريد. اگر هرچه سريعتر كتابهاي جين شارپ را مطالعه نكنيد، در آن دنيا، اگر وجود داشته باشد،به عنوان يك آمر به معروف يقهي شما را خواهم گرفت. علم حقوق فوق العاده عالي است اما هيچ ربطي به مبارزه بيخشونت ندارد و بايد دانش مبارزهي بيخشونت را در اين دنياي بسيار پيچيده هرچه سريعتر فرا بگيريد.
چرا گفتمان عدم خشونت در جنبش سبز؟
کسانی که به شعار جنبش عدم خشونت ایراد میگیرند با کمال تاسف در ارزیابی خود نسبت به نیروهای درون جنبش ,نیروی حاکمیت و نیرهای اپوزیسیون خارج که خود را به جنبش سبز متصل کردند تا بدین وصیله بهترین بهر برداری را از جنبش سبز بکنند بدون در نظر گرفتن شرایط عینی ایران, منطقه خاورمیانه و ارتباط ایران با جوامع بین الملل کم بها میدهند و یا اهمیتی برای انها ندارد.
صادقترین این تحلیلها و گفتمانها مدعی است که چون رهبران و منشور جنبش سبز بر تکرار جنش سبز (بر عدم خشونت متکی است ) و چون جنبش سبز مردم ایران یک حرکت و جنبش مردمی است خود به خود عدم خوشونت را با خود همراه دارد و تکرار ان باعث هدر رفتن نیروها و سرد شدن تنور مبارازات مردمی میشود.
این تئوریسینهای محترم مبارزه را فقط در خیابان و شعار دادن میدانند و نه مجموعه ای از مبارزات و اگاه کردن مردم و نیروهای صادقی که میتوانند نقش بسزائی در درون حاکمیت داشته باشند .
این تئوریسینهای محترم توجه ندارند که وضعیت بوجود امده در جنش سبز نه بخاطر تکرار این گفتمان میباشد بلکه شرایط تاریخی و عینی ایران و نیروهای ان در بستر سیاسی ایران میباشد که رهبران و کنشگران جنبش سبز را وادار به این گفتمان و تاکید بر عدم حشونت در جنش میکند که میتوان به طور خلاصه بدان اشاره کرد,صرفنظر از تئوریهای عدم خوشنت جنبشها که در کتابهای تئوریک متعدد به بدان اشاره شده است, اما اینرا باید بپذیریم که هر جنبشی شرایط عینی خاص خودش را دارد که نباید از ان غافل شد.
1-جنبش سبز ادامه دهنده انقلاب سال 57 میباشد, چرا که نیروها و شخصیتهای فعال جنبش همهانهائی هستند که در انقلاب سال 1357 حضور داشتنند و خود پایه گذاران جمهوری اسلامی تدوین کننده قانون اساسی اولیه ایران بودند تا قبل از متمم قانون اساسی نقش اساسی داشتند.
2- جمهوری اسلامی در طول 30 سال عمر خود حوادث و بر خوردهای سیاسی بسیاری داشته گه گاه با خشونت بسیار عریان همراه بوده نظیر بر خوردهای سال 60, حمله به کوی دانشگاه تیرماه 1378, جنگ هشت ساله و حمله نیروهای عراق و کمکهای بی دریق بین المللی به نیروهای صدام, قتلهای زنجیره ای, ملتهب نگهداشتن فضای سیاسی ایران در دوران اصلاحات و بوجود اوردن هر 9 روز یک حادثه برای دولت اصلاحات و اخرین و بزرگترین ان حوادث پس از انتخابات میباشد.
این حوادث و عوامل همراه با شکستهای سیاسی و اقتصادی حاکمیت در مرحله کنونی و قشارهای روز افزون بر مردم شریف و صبور ایران جامعه و مردم ما را در یک حالت انفجاری قرار میدهد که میتواند تاثیرات مخربی بر اینده سرمین ما بگذارد, کمتر خوانواده ای در ایران میباشد که به نوعی صدمه نخورده باشد و در صدد جبران کور بر نیاید.
2-تحلیل گران محترمی که به گفتار عدم خوشنت در جنبش ایراد میگیرند اگر نه صد در صد بلکه نیم نگاهی به براندازی و انقلابی مجدد دارند, و این در حالیست که انها هیچ شناخت عینی از مردم و جامعه ایران بخاطر دور بودن از ایران ندارند.
مردم ایران دو بار انقلاب کردند و هر بار نتیجه ان شد که نیروهای انقلابی خود تبدیل به دیکتاتور و از بین بردن حقوق اساسی مردم که در قوانین اساسی ان امده بود شدند, و این شناخت بی نظیریست که مردم ما از انقلاب بدست اوردند, درست است که مردم اشکارا به تمامی حکومت بدبین شداند اما امردم ما با شناخت تاریخی که از انقلاب و حوادثی که بوجود امده دارند تحت تاثیر هیجانات زود گذر انقلابی قرار نمیگیرند, مردم معتقدند چیزی را که با یک رای میتوان تغیر داد, چرا باید بخاطرش جوانانمان کشته شوند تا یک عده دیگر که تحت ظلم واقع شدند انتقام خود را بگیرند , بهتر انست که تغیرات اهسته و پیوسته رود و صندق رای چنانکه دزدیده نشود تائین کننده باشد.
3-مردم ایران از انجائیکه اکثریت مسلمان هستند خواهان براندازی دولت اسلامی نیستند بلکه خواهان براندازی اسلام دولتی هستند, مردم میبینند که اسلام دولتی تهدیست برای اسلام و دینشان و نه تنها هیچ دستاوردی برای انها نداشته بلکه هر انکس که خواهان بالا رفتن از نردبان طرقی است با سوء استفاده کردن از اسلام دولتی خود را متمایز از دیگران دانسته و از رانتهای اسلام دولتی برخوردار میشود, در حالیکه مسلمانان و موئمنین واقعی تحت انواع و اقسام فشارهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی هستند و این اسلام دولتی نه با انقلاب و بر اندازی بلکه از طریق صندق رای و گام به گام میتواند اصلاح شود.
4- گفتمان خشونت که با براندازی و انقلاب همراه است را گروهائی که در طول عمر جمهوری اسلمی صدمات بسیار زیادی خوردند مطرح میکنند, و از انجائیکه مردم ایران خواهان براندازی و انقلابی دیگر نیستند از این گفتمان نه تنها پشتیبانی نمیکنند بلکه به شدت با ان مخالفند و انرا در عمل با راهپیمائی بیش از 3 ملیون نفری سکوت که بطور خودجوش پس از انتخابات 88 برگذار کردند اعلام کردند, و چنانچه رهبران و کنشگران جنبش سبز عدم خوشونت جنبش سبز را تکرار میکنند, بخاطر فاصله گرفتن از این گروها و نیروهایست که تحت تاثیر فضای هیجان الود جامعه در مقطع های مختلف و بخاطر اشتباه ارزیابی کردن از نیروی خود و حاکمیت انقلابی و یا تحت تاثیر عوامل خارجی خود را محور انقلاب قرار دادند, و با این گفتمان و محور قرار دادن خود و دست بردن به خوشونت هم خود و بخشی از نیروهای جوان جامعه را دچار اسیبهای شدید قرار دادند , و هم جامعه ایران را دچار تشدد و از هم گسستگی کردند.
5-شرایط بین المللی و خارجی جمهوری اسلامی با اینکه به شدت قابل انتقاد است و انرا به صورت مترسکی بخاطر بقاء خود در برابر نیروها و عوامل صادق که خواهان متعادل کردن فضای سیاسی ایران و برون رفت از این بن بست سیاسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی میباشند قرار میدهند, تا خود و اطرافیانشان مدتی دیگر در قدرت بمانند و به چپاول سرمایهای ملی ایران به پردازند, هر انکس که سخنی غیر از ان بززبان اورد را انگ عامل خارجی میزنند, رهبران و کنشگران جنبش سبز مردم ایران را وادار میکند تا به گفتار عدم خشونت تاکید کنند, تا نیروها و عوامل حاکمیت از یکسو و نیروها و عوامل خارجی و یا وابسته به خارج نتوانند از گفتار خشونت بخاطر مقاصد خود از ان سوءاستفاده کنند.
مجموعه عوامل بالا و مسائل بسیار دیگر باعث میشود تا رهبران و کنشگران جنبش سبز به جنبش عدم خشونت تاکید کنند.
اما این مانع ان نخواهد شد که هر انکس که دل در گرو ازادی و حقوق اساسی مردم ایران که در فصلهای سوم قانون اساسی امده نشوند, و به درستی همانطور که اقای موسوی در بیانیه های خود تاکید کردند هر نفر خود یک رهبر و یک روزنامه است تا با انواع و اقسام مختلف مردم شریف ایران را نسبت به فجایعی, چون به شهادت رساندن هاله سحابی, چه بر اثر برنامه ریزی شده از قبل باشد و یا بر اثر مغز شوئی عده ای ارازل و اوباش باشد و یا اهمال کاری نیروهای انتظامی و امنیتی باشد, و همچنین مرگ هدا صابر بر اثر اعتصاب غذا در زندان و ضرب و شتم وی در بهداری اوین باشد, مردم و دلسوزان و عوامل صادق حکومت را از این بختکی که به نام اسلام و با از زیر پا گذاشتن قانون اساسی بر مردم و کشور ما میگذرد, و ظلمی که به انسانهای شریف و ازادیخواه ایرانزمین از جانب عده ای قدرت طلب ایجاد میشود اگاه سازد.
این اگاه کردن مردم میتواند اشکال مختلف باشد, گاهی با تظاهرات در خیابان, گفتن اله اکبر بر پشت بامها, روشن و اگاه کردن به مسائل سیاسی و اقتصادی و فشارهای که بر مردم میرود از طرق مختلف دنیای مجازی و با کمال تاسف و درد مندانه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که میتواند هزینه های بسیار جبران ناپذیری برای خود و خوانواده و تمامی ازادیخواهان ایران بوجود اورد باشد, تا مردم شریف ایران را اگاه کند و عوامل صادق حکومت را به فکر چاره بی اندازد.