سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بند 350 زندان اوین: حقیقت عریان امروز کشور ما...

بند 350 زندان اوین: حقیقت عریان امروز کشور ما

چکیده :حقيقت ايران و جنبش آن است كه امروز در اوين می گذرد. نبض جنبش مردمی ايران در اوين می تپد و امروز ١٢ تن از فرزندان ملت برای آنچه آرزوی ديرين ملت است آخرين سرمايه های خود را به ميدان آورده اند. اعتصاب غذای اين ١٢ تن در اعتراض به شهادت صابر و هدی، حقيقت همه ی آن چيزی است كه در جامعه ی ايران می گذرد. آيا در حصار رو به خلوت اوليای امر گوشی، چشمی، زبانی برای شنيدن و ديدن و گفتن از حقيقت وجود دارد؟...


کلمه- مهستی شیرازی: در روزهای آغازين جنبش، ترديدهای زيادی در جامعه وجود داشت. حتی در ميان روشنفكران و فعالان سياسی كمتر كسی اين مواجهه ی سهمگين حكومتی به نام اسلام را با مردم خويش حدس می زد. همه اميدوار بودند كه پيام ملت توسط اوليای امور به موقع شنيده شود. حجم كثيری از نامه ها و توصيه نامه های دلسوزانه و صميمانه كه به رهبری نظام نوشته می شد، گواه اند كه در مسووليت آنچه در كشور می رود ترديدها فراوان بود .

جمعی از سر خوش بينی و گروهی بنا به مصلحت و دسته ای به نام حكمت، اميدوار بودند كه رفتار گروهی از مجريان و دست اندركاران سرخود باشد و آرزو می كردند كه مسوولان اصلی و رهبری نظام از آنچه در كف خيابان ها و اعماق زندان ها می گذرد بی خبر باشند. حتی در روزهايی كه فاجعه ی كهريزك جهانی شد و مدعيان اصول و مستی زدگان قدرت تلاش كردند كه با بزرگنمايی برخی توصيه های نامعلوم و مبهم و درج اخبار خلاف واقع، حقيقت ماجرا را منحرف كنند؛ باز هم دلسوزان واقعی ملت ايران صميمانه آرزو كردند چنين باشد. كسی چه می داند، شايد دچار خوش بينی مفرط شده بوديم و شايد هم سنت قرآنی استدراج حكمت ماجرا بود!؟

كشورها و دول خارجی هم كه به سياست ها و رفتار جمهوری اسلامی هميشه با ترديد نگريسته اند، از درك واقعی ماهيت نظام و حقيقت تصميم ها عاجز بودند و هر از گاهی با حمايت از یک سو و برقراری ارتباطات مشكوك و غير رسمی به نوعی به رفتارهای اقتدارگرايانه و غير دموكراتيك مشروعيت می دادند و آبی بر آسياب ديكتاتوری می ريختند .

خلاصه اينكه، آن روزهاهنوز به يمن قدوم جنبش سبز و پايمردی جاودانه رهبران جنبش، ماهيت واقعی حاكميت آشكار نشده بود و مناسبات قدرت در لايه های نهايی حكومت بر همگان معلوم نبود و استبداد دينی اين گونه عريان و بی آبرو در منظر ديدگان تاريخ نايستاده بود. بی دليل نبود كه كسی نمی گفت. و اگر هم می گفت شنيده نمی شد، كه برابر اصل ١٠٧ قانون اساسی رهبر منتخب خبرگان نه تنها ولايت امر بلكه (مسووليت های ناشي از آن) را هم بر عهده دارد .

اما اين روزها همه چيز تغيير كرده است. اين روزها به يمن چشمان باز ندا و قامت رشيد كيانوش آسا و سبزی سهراب، چشم همگان بر كراهت استبداد دينی و رشادت يك ملت و سبزی يك جنبش باز شده است. در سايه ی ٢ سال صبر و استقامت جنبش سبز و به بركت استراتژی آگاهی بخشی آن، كمتر كسی است كه نداند مسووليت نهايی آنچه در كشور می گذرد بر عهده ی چه نهاد هایی است؟ آگاهی های منتشره توسط جنبش سبز، تا جايی پيش رفته است كه هيات حاكمه بر كشور را نيز به صرفه انداخته است كه مسووليت ناتوانی و ناكارآمدی و فقدان مشروعيت خويش را به گردن جريانی كذايی بياندازد تا افكار عمومی را از منحرف كند. (غافل از آن كه مير حسين يكسال پيش در اين باره هشدار داده بود و حقيقت اين كذا را گفته بود.) شهادت هاله سحابی و هدی صابر به خوبی نشان داد كه ديگر كسی مسووليت واقعی اين شهادت ها و جنايت ها را به عهده ی مجريان دست چندم آن نمی اندازد .

كمتر كسی سراغ آن ناجوانمرد از خدا بی خبری را گرفت كه پهلوی هاله را نشانه رفت. به زعم فرا افكنی دادستان، كسی برای شهادت صابر سراغی از مسوولان اوين نگرفت. ديگر بر صفحه اخبار و تحليل ها و پيام ها نامی از طايب و حسينيان و نقدی و مرتضوی نمی رود! حتی محمود احمدی نژاد هم دارد باز از آب گل آلود ماهی می گيرد و زيركی دروغ آميز خود را به نمايش می گذارد! و .. تلخ تر و گزنده تر از همه وجهه ای است كه گروهی بی ريشه به نام مخالفت با رهبری و روحانيت برای خود می خواهند دست و پا می كنند !!

اما از پندارهای باطل و روياهای بی تعبير و خيال های خام بايد گذشت. حقيقت ايران و جنبش آن است كه امروز در اوين می گذرد. نبض جنبش مردمی ايران در اوين می تپد و امروز ١٢ تن از فرزندان ملت برای آنچه آرزوی ديرين ملت است آخرين سرمايه های خود را به ميدان آورده اند. اعتصاب غذای اين ١٢ تن در اعتراض به شهادت صابر و هدی، حقيقت همه ی آن چيزی است كه در جامعه ی ايران می گذرد. آيا در حصار رو به خلوت اوليای امر گوشی، چشمی، زبانی برای شنيدن و ديدن و گفتن از حقيقت وجود دارد؟ آيا متوليان امر مسووليت روز افزون خود را شاهد نيستند و به عواقب تلخ اين همه مسووليت واقف اند؟

 

فاعتبرو يا اولوالابصار …

 


5 پاسخ به “بند 350 زندان اوین: حقیقت عریان امروز کشور ما”

  1. sam گفت:

    emrooz roozist ke parde az chehre dikyator oftad.

  2. محمد رزمنده سابق مشهد گفت:

    باید اطلاع رسانی کرد .حتی دهان به دهان .یکنفر یکنفر به هر صورت ممکن این رسا لت هر جنبش سبزی است

  3. سعید گفت:

    آقای خامنه ای!
    آقایان لاریجانی ها!
    آقایان سپاه!
    آقایان…!!!!!!!!!!!
    این ندای ما تا آخر خواهد رفت. میدانید. ما فرزندان آن امام و این میرعشقیم. ما خیال تمام شدن نداریم. به والله آبرویتان رفته است. به ندای ما پاسخ دهید. و الا ندای ما، ندای سبز ما، ندای جوان ما همه چیز شما را به باد خواهد داد. از آن پیر فرتوت قم نشین تان تا ولایت نامشروع تان. به خود آیید آقایان. به خود آیید. ایران را به پای خیره سری خودتان و باندتان نسوزانید….
    من امروز شنیدم که سپاه گفته یا مشایی رو میگیریم یا وزارت نفت را به ما بدین!
    خاک بر سرتان!!!
    نمیدانید هنوز که زندگی تان در شرف نابودی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که هنوز بدنبال بده بستان پشت پرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. سين.الف گفت:

    حقيقت جنبش . و نه واقعيت آن .

  5. سبز گفت:

    جنبش زنده است .اتش زیر خاکستر .یک مو قعیت یک زمان .فرا خواهد رسید ودنیا متعجب .