برگزاری مراسم دومین سالگرد شهادت کیانوش آسا باوجود حضور ماموران امنیتی+ گزارش تصویری
چکیده :در اين مراسم که جمع کثيري از بستگان، آشنايان، همسايه ها، هم کلاسي هاي کيانوش از دانشگاه رازي کرمانشاه و ده ها نفر از همشهري ها شرکت کرده بودند، جمعي از فعالين سياسي و مدني از تهران، سنندج و شهرهاي اطراف و همچنين فعالان جنبش سبز حضور به هم رساندند. حضور نيروهاي امنيتي در اين مراسم به مراتب گسترده تر از روز قبل بود. به طوري که نيروهاي انتظامي به فرماندهي نيروي انتظامي شهر کرمانشاه و ده ها نفر از نيروهاي اطلاعاتي و لباس شخصي با محاصره ي قطعه ي 58، کلیه رفت و آمد ها را کنترل می کردند....
مراسم سوگواری دومین سالگرد شهادت کیانوش آسا از جانباختگان راهپیمایی مسالمت آمیز 25 خرداد 88، با وجود فشارها و ممانعت های فراوان نهادهای امنیتی در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه، 25 و 26 خرداد 1390 با حضور خانواده و دوستان این شهید برگزار شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، این مراسم در حالی برگزار شد که مجوز برگزاری جلسه یادبود در تالار و مسجد به خانواده ی آسا داده نشد و از این رو خانواده ی کیانوش روز چهارشنبه مراسمی در منزل و روز پنج شنبه مراسمی با حضور مردم بر سر مزار فرزندانشان برگزار کردند.
در مراسم چهارشنبه در منزل خانواده ی آسا که از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد، جمعی از اقوام و آشنایان و همچنین برخی شخصیت های فرهنگی ، سیاسی و مطبوعاتی کرمانشاه و شهرهاي اطراف از جمله جوانرود و پاوه حضور داشتند. همچنين در اين مراسم افرادي از خانواده هاي آسيب ديدگان و کساني که به نوعي با خانواده ي کيانوش آسا همدرد بودند، شرکت داشتند.
يکي از بستگان نزديک شهید صانع ژاله از جانباختگان تظاهرات مردمي 25 بهمن 89 به نمايندگي از خانواده ي ايشان در این مراسم حضور پیدا کرد و با ابراز همدردي با خانواده ي آسا به شرح ماجراي به شهادت رسيدن صانع وآنچه در اين مدت بر سر خانواده ي داغديده شان رفته است پرداخت.
اين مراسم با تنبورنوازي که از سنن مرسوم است همراه شد و این موضوع حال و هوای خاصی به مجلس بخشید. همچنین تعدادي از شعراي کرمانشاه اشعار خود را که براي کيانوش و در سوگ وي سروده بودند را براي حضار قرائت کردند.
در این روز محله و منزل خانواده ي آسا کاملاً تحت کنترل نيروهاي امنيتي بود.
بعد از ظهر پنج شنبه 26 خرداد نيز مراسمي عمومي بر سر مزار کيانوش در قطعه ي 58 باغ فردوس کرمانشاه با حضور قابل توجه مردم کرمانشاه و شهرهاي اطراف برگزار شد.
در اين مراسم که جمع کثيري از بستگان، آشنايان، همسايه ها، هم کلاسي هاي کيانوش از دانشگاه رازي کرمانشاه و ده ها نفر از همشهري ها شرکت کرده بودند، جمعي از فعالين سياسي و مدني از تهران، سنندج و شهرهاي اطراف و همچنين فعالان جنبش سبز حضور به هم رساندند. حضور نيروهاي امنيتي در اين مراسم به مراتب گسترده تر از روز قبل بود. به طوري که نيروهاي انتظامي به فرماندهي نيروي انتظامي شهر کرمانشاه و ده ها نفر از نيروهاي اطلاعاتي و لباس شخصي با محاصره ي قطعه ي 58، کلیه رفت و آمد ها را کنترل می کردند.
در انتهاي اين مراسم وضع روحی خواهر دلشکسته ی کیانوش که کوچکترین خواهر وی نیز بود به شدت رو به وخامت رفت به طوری که وی بلافاصله به بیمارستان منتقل شد.

















صفحه فیسبوک یادمان کیانوش آسا
http://www.facebook.com/kianoosh.assa
Hame chi arume
laba basteo
dela khone
RUHO RAVANAT SHAD
Dige tari, setari
sedash dar nemiyad
dige morghi
har saahar
sedash dar nemiyad
akhe ASA rafto
mahe ma
dar nemiyad
YADASH AZIZO GERAMI BAD
خداوند رحمتش کند و به خانواده اش صبر عطا کند…..روحش شاد
کاش در تهران بودی تا سر مزارت ای شهید والا مقام حاضر میدیم.این جمعیت کم شایسته ی تو و خانواده فرهیخته ات نیست
خدایا ما فقط تو را داریم…..و دفع شر ظالم را از تو میخواهیم
دوست عزیزی که می فرومایید کاش تهران بودند…
کیانوش آسا در شهر خودش عریبه نیست و این عکس ها هم گویای میزان جمعیت نیست.
درست نیسن چنان برخورد کنیم که انگار مردم کرمانشاه شهیدشان را تنها گداشته اند… این روزها شهیدان تهرانی هم بدجور ممنوع الملاقات شده اند…
کیانوش در قلب مردم کرمانشاه جای داشته و خواهد داشت. می توانید خبرهای سال 88 را بخوانید تا مطمئن شوید آنچه که امروز باعت می شه که مراسم کیانوش و ندا و سهراب و … در سالگرد شهید شدنشان آنچنان که باید و شاید برگزار نشه، حضور یا عدم حضورشون در تهران نیست. دوست عزیز جبر زمانه اینطور خواسته …
حتی در قیاس آیا مراسمی با توصیفات بالا برای شهیدان تهرانی برگزار شد؟!!!!
این جنبش مال همه شهرهاست. همه ایرانی های آزاد اندیش چه در تهران چه در کرمانشاه و چه در اقصی نقاط دنیا…
همه ماها که در تهران با جنبش همراهی می کنیم ملیتی داریم و قومیتی… چه کرد و چه ترک و چه لر و چه فارس…
امیدوارم به زودی روزی برسد که بتوانیم در صلح و سکوت با شهیدان جنبش درد دل کنیم و بی واهمه بر مزارشان حضور داشته باشیم.
باز هم ، غیرت کرمانشاهیان . باشد که الگوی ایرانیان باشند
خدا همه اسیران خاک را به خصوص اسیران سبز خفته در خاک را قرین رحمت نماید.
غصه نخورین. ظلم پایدار نمیمونه. بذارین این عمامه به سر های از خدا بی خبر آتیششون رو بسوزونن. نوبت خودشون هم انشا الله میرسه.
به قول سیف فرغانی :
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
راهت و نامت همیشه پر رهرو باد.
همراه شو عزیز تنها نمان به غم ، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.
شاید در نگاه اول حکومت دینی اشتباهی تاریخی تلقی شود که ثمره آن بند 350 اوین باشد اما در سیر تاریخی تکامل اندیشه ایرانی بایستی از آن به عنوان یکی از سخت ترین مراحلی یاد کرد که می بایست طی می شد و خوشبختانه رو به اتمام است. چرا که ما برای یک بار به روحانیون بدهکار بودیم و می بایست نقش پادشاه و روحانی در هم آمیخته می شد که شد. تجربه ای که اروپا در قرون وسطی داشته و ما امروز. اما بدانید که رنسانس اسلامی هم نزدیک است.
هفته گذشته به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید بمناسبت سالگرد 22 خرداد یک راهپیمایی سکوت در شهرهای مختلف کشور و با سکوت آگاهانه مردم برگزار شد. تاسف آور اینجا بود که صدور اعلامیه راه پیمایی سکوت به هجومی شدید از داخل و بیرون کشور به این شورا انجامید. عناصر حکومتی در داخل این راهپیمایی را همراهی با “قدرتهای جهانی” اعلام کردند. البته امروز همه میدانند که قدرتهای جهانی اتفاقا درحال زد و بند پنهان نه با جنبش سبز که با بخشی از حکومت هستند٬ همان بخشی که بسیاری از رهبران و رهروان جنبش سبز به خاطر انتقاد از آنان هم اکنون در زندانند و در سخت ترین شرایط بسر می برند. بنابراین روزبه روز بیشتر آشکار میشود که این جنبش سبز یا شورای هماهنگی راه امید نیست که با قدرتهای جهانی همراه شده بلکه این حکومت کودتاست که برای پذیرش قدرتهای جهانی جنبش سبز مردم ما را قربانی کرده است.
بخشی دیگر از منتقدان شورای هماهنگی راه سبز امید نیز در بیرون کشور و در میان اپوزیسیون و رادیوها و تلویزیونهای کشورهای غربی هستند. این عده غالبا همان کسانی هستند که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دربرابر موسوی و کروبی و اصولا انتخابات موضع گرفتند٬ بعدا مدام آن دو را متهم به سازشکاری کردند و خواست و تاکید مکرر آنان بر اجرای قانون اساسی را به معنای دفاع از ولایت فقیه جا زدند ولی اکنون بنام حمایت از ایندو به شورای هماهنگی میتازند. شورای هماهنگی راه سبز امید درواقع تدبیری بود که آقایان موسوی و کروبی پیش از حصر خود اندیشدند تا درصورت دستگیری ایشان این جنبش بدون رهبری نباشد یا برخی در بیرون کشور خود را رهبر خودخوانده جنبش سبز نخوانند و بنام موسوی و کروبی سخن نگویند. بنابراین مشروعیت شورای هماهنگی راه سبز امید از اعتماد و وظیفهای است که آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی بدان داشته و سپرده اند و نه از پذیرش این یا آن گروه اپوزیسیون یا سایت اینترنتی یا فلان و بهمان رادیو و تلویزیون خارج کشوری.
شورای هماهنگی راه سبز امید خود را نماینده آقایان موسوی و کروبی در غیاب آنان میداند و ادعایی بیش از این ندارد. هرکس دیگر میتواند خود را بخشی از جنبش سبز بداند و هر نظری برای خود داشته باشد و محترم است ولی حق ندارد نظرات خود را بنام کسانی معرفی کند که به آنها چنین اجازهای داده ندادهاند. بنابراین، توقع اینکه شورای هماهنگی راه سبز امید درهای خود را به روی دیگر جریانهای بیرون کشور باز کند٬ اصولا و در شرایط کنونی٬ توقعی به کلی بیجا و به معنای خیانت در امانت و پشت کردن به وظیفهای است که آقایان موسوی و کروبی به این شورا دادهاند. این توقع در عین حال به معنای آن است که کسانی بخواهند بی عملی و نداشتن یا کمبود پایگاه اجتماعی خود را با استفاده از اعتبار آقایان موسوی و کروبی پر کنند. حمله به شورای هماهنگی راه سبز امید و کوشش برای بی اعتبار کردن آن ضمنا به معنای کوشش برای همیشگی کردن حصر موسوی و کروبی است. یکی از دلایل تدبیر شورای هماهنگی راه سبز امید این بوده که حکومت بداند با حصر موسوی و کروبی جنبش بی رهبر نمانده و ضمنا رهبران خودخوانده و نامعلوم در راس آن قرار نخواهند گرفت و درنتیجه حکومت به هدفی که از دستگیری موسوی و کروبی داشت نخواهد رسید. با حمله به شورای سبز امید و کوشش برای بی اعتبار کردن آن در واقع به حکومت کمک میشود که به اهداف خود دست یابد و حصر آقایان موسوی و کروبی را تا جایی که میخواهد ادامه دهد. بنابراین، حتی اگر شورای هماهنگی راه سبز امید درموردی بنظر کسانی اشتباه هم کرده باشد٬ هواخواهان صادق و صمیمی جنبش سبز باید به احترام تصمیم آقایان موسوی و کروبی و برای کمک به اینکه حکومت به هدف خود از بازداشت آنان نرسد به تصمیمات این شورا احترام بگذارند٬ از دخالت در امور آن خودداری کنند و نظرات خود را از درون به اطلاع نمایندگان شناخته شده این شورا برسانند.
همین شیوه هجوم های فرصت طلبانه اخیرا در مورد سخنان محمد خاتمی که در آن خواهان آزادی زندانیان و آشتی ملی در کشور شده بود نیز بکار گرفته شد. منتقدان سخنان خاتمی چنان وانمود میکردند که گویا آقای خامنهای همین امروز و فردا در حال سرنگون شدن است و آقای خاتمی با طرح آشتی ملی میخواهد وی را نجات دهد! این منتقدان بدون توجه به شرایط داخلی و جهانی کشور٬ وضع جنبش سبز٬ فشارهای وارد بر مردم٬ موقعیت محمد خاتمی٬ وضعیت رهبران جنبش٬ درگیریهای درون حکومتی٬ موقعیت رهبر٬ وضع احمدی نژاد و همه اینها، در همه سخنان محمد خاتمی یک کلمه را چسبیدند و مدام درباره آن قلمفرسایی و سخن پراکنی کردند. روح سخنان خاتمی را که عبارت بود از آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز و ایجاد فضای آزاد سیاسی و مطبوعاتی و انجام انتخابات آزاد که در یک کلمه به معنای ضرورت عقب نشینی تام و تمام حکومتی بود بطور معکوس تفسیر کردند و مدعی شدند که محمد خاتمی خواهان عقب نشینی جنبش سبز شده است. این عده کوشیدند با جار و جنجال و هیاهو برخی جوانان پرشور و صادق را دور خود جمع کنند و به موضعگیری علیه محمد خاتمی بکشانند. به یقین ریشه همه اینها را تنها در خشک مغزی برخی افراد و فرصت طلبی برخی دیگر نمیتوان دانست. همان عواملی که دیروز و در آستانه برگزاری انتخابات 22 خرداد، ناگهان به یاد اعدامهای دهه شصت افتادند و دست حجت الاسلام تائبها را دانسته و ندانسته در پشت سر خود قرار دادند، امروز نیز در پشت صحنه حمله به شورای هماهنگی راه سبز امید و محمد خاتمی قرار دارند. این واقعیت هم دیرتر یا زودتر آشکار خواهد شد.
خوش به سعادتش ( کیا نوش جان شهادتت مبارک)