روایت یک هم بند از آخرین لحظات شهید هدی صابر
چکیده :با نگرانی حال ایشان و شرح ماوقع بهداری را جویا شدیم که خود ایشان بیان داشتند که در بهداری توسط عوامل زندان و شخصی به اسم «عظمت»، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و با مشت بر سر ایشان کوبیده شده و توسط پرسنل بهداری با پای برهنه از آنجا به بیرون انداخته...
درحالیکه برخی مقامات قضایی و همچنین مسئولین زندان، مدعی عدم برخورد خشن و ضرب و شتم و آزارِ مرحوم هدی صابر، زندانیِ سیاسیِ اعتصابی – که اوایل هفته جان باخت – شده اند، یکی از زندانیانِ اوین، آخرین لحظاتِ حضور مرحوم صابر در آن زندان را تشریح کرده و بر برخوردهای غیرانسانی و خشونت بار مسئولین زندان صحه می گذارد.
پیش از این نیز ۶۴ تن از زندانیان سیاسی اوین، با انتشار بیانیه ای، بر این موضوع تاکید کرده بودند.
به گزارش جرس، یکی از زندانیان سیاسی که آخرین روز و لحظات حضور مرحوم هدی صابر در زندان اوین را شاهد بوده، ابتدا از کلاس های آموزشی مرحوم صابر برای زندانیان سخن گفته و خاطرنشان می کند “در آخرین کلاس درس در بند، آقای صابر به ما گفت: هر رفتی با نقطه چین هایی برای بقیه همراه است که دیگران باید پیگیر آن باشند،عزت الله سحابی و هاله هم نقطه چین های خود را برای ما به جا گذاشتند.”
وی در شرح رخدادهای آخرین لحظه های حضور هدی صابر در بند ٣۵۰ زندان اوین می نویسد:
“نیمه شب بیستم خرداد، پس از نه روز از آغاز اعتصاب غذای آقای صابر، وی دچار حمله قلبی شد. پس از اطلاع به افسر نگهبان کشیک بند، آقای دایی، قرار به انتقال ایشان به بهداری زندان اوین شد و با همکاری حاضرین، ایشان با برانکارد به محوطه جلوی بند منتقل شد که متاسفانه فاصله کمتر از یک دقیقه ای بهداری تا بند، با تاخیر بیش از پانزده دقیقه ای آمبولانس مواجه شد.
پس از منتقل شدن ایشان به بهداری، نیم ساعت بعد شاهد بازگشت آقای صابر به بند بودیم و این بار در شرایطی نامساعدتر و تکیده .
با نگرانی حال ایشان و شرح ماوقع بهداری را جویا شدیم که خود ایشان بیان داشتند که در بهداری توسط عوامل زندان و شخصی به اسم «عظمت»، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و با مشت بر سر ایشان کوبیده شده و توسط پرسنل بهداری با پای برهنه از آنجا به بیرون انداخته شدند!!!
این نحوه برخورد با آقای صابر، با اعتراض حاضرین در اتاق ایشان به افسر نگهبان بند مواجه شد که البته از سوی وی به کلی تکذیب شد. در همین حال شاهد وخامت حال آقای صابر به صورت درد شدید در قفسه سینه و سمت چپ بدن و همچنین حالت تهوع در ایشان بودیم که متاسفانه به دلیل اتفاقات رخ داده در بهداری ، ایشان از منتقل شدن به آنجا به شدت امتناع کردند که درنهایت با اصرار دوستان که نگران حال ایشان بودند و قول افسر نگهبان مبنی بر حفاظت از ایشان در مقابل عوامل ضرب و شتم کننده و همچنین انتقال به بیمارستانی خارج از زندان؛ ایشان به محوطه جلوی بند با برانکارد انتقال داده شدند که متاسفانه با تاخیر مجدد بیش از حد آمبولانس، حال ایشان رو به وخامت نهاد و حتی بعد از رسیدن آمبولانس، با خراب بودن برانکارد و تجهیزات آن مواجه شدیم و در پایان با سختی و مشقت بسیار هدی صابر به آمبولانس منتقل شد و این آخرین دیدار ما با عزیزترین و با اخلاق ترین دوستمان بود.”














اقایی که مرحوم صابر را مورد ضرب و شتم قرار دادید اولا بدان که انسان والائی را که در بنداست را زدن نشان از برتریت نیست اگر خیلی مردی در شرایط برابر ارض اندام کن و ثانیا اطمینان داشته باش خودت و اربابانت به زودی تقاص پس خواهید داد زیرا که وعده خداوند حق است اگر شما به حق و قدرتش ایمانی داشته باشید
ما با راستگوترين و پاكترين فرزندان اين سرزمين روبرو هستيم كه در بند دروغگو ترين و ظالم ترين دولت ايران هستند . همين كافي است كه در دادگاه صالحه اين ظلم ها را مطرح و از ملت بخواهيم قضاوت كنند. اقايان بدانند با اين ظلم ها كه بر سر ملتي كه شاگردان امام حسين هستند مياورند، به اندازه نقطه چين هاي ده ها كتاب اماده پر كردن اين جا هاي خالي پديد مياورند.
این قتل عمد یک بی گناه است و خدا در قرآن کریم چنین قتلی را مانند قتل تمامی انسانها نامیده، خدا از باعث و بانی این زندان ها و قتلها نگذرد، امیدوارم عاملین و آمرین و زمینه سازان این اقدامات در همین جهان و البته در آن جهان پاسخ این وحشیگری و خونخواری خود را دریافت کنند، خدا شهید هدی صابر را با شهدای دشت کربلا محشور کند
دوست دارم از زبانم خاری بسازم
از دستم گرزی برآرم
از حنجره ام ساعقه ای
و از نگاهم آتشی فروزان
همه را در بارش ابری بریزم
و بر آسمان استبداد ببارم
قلبم آکنده از اندوه است
وای بر ما ………
خدایا صبرت کی تموم میشه؟
انصافا آخرالزمان نزدیکه،
کسانی که روز قدس درماه رمضان روزه خواری میکنند،
کسانی که آمریکای استثمارگر از آنان حمایت میکند،
کسانی که زنان خیابانی و فراری از آنان حمایت میکنند،
دم از شهادت میزنند!
کسی که علیه امنیت کشورش فعالیت بکند و آب در آسیاب بیگانگان بریزد نه تنها شهید نیست بلکه مرگ او سراسر ذلت است!
اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای
من نمی دانم رهبر کشور آیا از چنین اتفاقاتی اطلاع دارد یا نه؟
برخی از دوستان می گویند بطور کامل اطلاع دارد که اگر چنین باشد واقعا من نمی فهمم ایشان چگونه میتواند این همه ظلم را برای خود توجیه کند؟
آیا نمی داند روزی خواهد مرد و در دادگاه عدل الهی باید پاسخگو باشد؟
من که درک نمی کنم اگر کسی میداند بگوید شاید من از حیرت بدر آیم!
وای بر اسلامی که در آن قتل و شکنجه و تعدی به چشم نیاید ولی روزه خواری و بدحجابی گناه کبیره باشد! اینان قران را وارونه به دست گرفته اند و اسلام را پوستین وارونه کرده اند… حدیثهای درجه چندم و نه چندان معتبر در باب آخر الزمان برایشان وحی منزل شده اما در نهج البلاغه ی علی بزرگ نخوانده اند که به مالک اینگونه هشدار می دهد که از ریختن خون بی گناه پرهیز کن که پایه های حکومتت را سست می کند و آن را به دیگری منتقل می کند.
آنکسی بیگانه است که خون آشنایان را می ریزد. آنکه به جرم سخن گفتن و زبان به انتقاد گشودن به بند می کشد. کسی که آب به آسیاب این دشمن بریزد مرگ و زندگانی اش سراسر ذلت و خواری است…
بی شک باطل هر چه باشد و هر که باشد رفتنی است که جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا…
بسیار زیبا حرف دل من را زدید متشکرم