سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حیات و مرگ زندانیان ملک مطلق بخش امنیتی شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ آنها بگیرند...
» نامه ای از عزت سحابی برای هدی صابر:

حیات و مرگ زندانیان ملک مطلق بخش امنیتی شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ آنها بگیرند

چکیده :قرآن می‌گوید انسان وقتی احساس استغنا و بی‌نیازی کند، کارش به طغیان‌گری می‌کشد. اما خداوند بدسرنوشتی برای این گردن‌کشان پیش‌بینی می‌کند و سنن الهی تاریخ و قدرت آگاهی واراده مردم بارها در تاریخ نشان داده است که اگر اصلاحی صورت نگیرد چگونه این عظمت پنداری‌ها در برابرتندباد حوادث خدایی، تارعنکبوتی بیش نخواهد بود. ...


عزت الله سحابی فعال ملی – مذهبی که در روز 10 خرداد درگذشت ، سال گذشته در حالیکه تنها چند روز از بازداشت همرزم و همفکرش هدی صابر می گذشت برای او نوشت و به زندانی کردن صابر اعتراض کرد.

سحابی در این نامه از بزرگی هدی صابر گفت : «اگر او شرح خدماتی را که طی یک پروژه قانونی در این منطقه آسیب‌پذیر به مردم داده است به افکار عمومی گزارش دهد، آیا نباید عرق شرم بر جبین بازداشت‌کنندگان‌اش بنشیند؟ آیا این دسته افراد آن چنان در این مملکت مطلق‌العنان شده‌اند که هر کاری بخواهند می‌توانند بکنند و با هر کس و هر چیز که با نگاهی بیمارگونه و توطئه‌محور، مشکوک شوند و یا از آنها خوش‌شان نیاید، می‌توانند برخورد کنند؟»

حال هدی صابر که به گفته همسرش بدون هیچ حکمی در زندان بود به همرزمش پیوسته است. هدی صابر به خاطر ظلمی که به هاله سحابی شد در اعتصاب غذا در زندانی غیر قانونی بسر می برد و همین موضوع این مرگ را نصیبش کرد.

متن نامه عزت سحابی به همرزمش در زیر می آید:

متن این نوشته به شرح زیر است:

متأسفانه مدتی است که فضای سیاسی مملکت ما دستخوش معضلات و بحران‌هایی شده است که یکی از نمودهای آن بی‌قانون و مطلق‌العنانی‌های عده‌ای خاص و محدود و باز بودن دست عده‌ای بی‌تجربه، ماجراجو و قدرت‌طلب (و به دور از حس اخلاقی مذهبی و انسان‌دوستی و یا حس دلسوزی ملی و وطنی)، در همه امور کشور و جان و مال و آبروی مردم و این وطن است. آنها احساس می‌کنند قدرقدرت‌اند و نباید به هیچ کس جواب پس بدهند.

یکی از همین مطلق‌العنانی‌های بخش‌های پیدا و پنهان نیروهای غالب و حاکم بر ما، مربوط به دوست عزیز ما آقای هدی صابر است. ایشان ناگهان مفقود می‌شود و بعد معلوم می‌شود که در روز روشن توسط افرادی غیرمسئول بازداشت شده است. شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب بازداشت او را (برای تحمل حبسی که سال‌ها پیش بدان محکوم شده بود) توسط این نهاد رد می‌کند. وزارت اطلاعات رسمی کشور نیز همین موضع را اعلام می‌کند و قول پیگیری می‌دهد. اما خود وی پس از چند روز، که خانواده و دوستانش شدیداً در نگرانی به سر می‌بردند، تلفنی با خانواده تماس می‌گیرد و می‌گوید در اوین است و بازجویی شده و دو، سه روز آینده برای تحمل حبس به بند عمومی فرستاده خواهد شد. روزها می‌گذرد اما او تماس‌اش با خانواده کاملاً قطع می‌شود و خانواده دوباره در اضطراب و نگرانی فرو می‌روند. معلوم است که همچنان تحت بازجویی است (و نه در حال تحمل حبس!). اما او چرا باید بازجویی شده و یا چرا باید تحمل حبس کند؟

هدی صابر در سالیان اخیر دو بار بازداشت شده که یک بار همراه یک جمع 15 نفره حکم گرفته است و یک بار هم همراه دو دوست دیگرش و جمعی از جوانان. بار دوم او (و دو دوستش) هشت ماه حکم گرفتند. در حالی که بیست و چهار ماه در حبس بودند. پس در رابطه با پرونده دوم او حبسی بدهکار نیست. در رابطه با پرونده اول هم که او هشت سال حبس داشت، تنها نبوده است و خود بنده و دیگر دوستان هم دارای حبس هستیم. چگونه است آقایان به فکر اجرای حکم یک نفر افتاده‌اند، در حالی که این هم ادعایی است که دو نهاد مسئول رسمی آن را تکذیب می‌کنند؟!

اما اگر بازداشت غیررسمی و غیرقانونی آقای صابر و بازجویی از وی برای اتهام دیگری است، چرا آن را اعلام نمی‌کنند و تنها می‌خواهند از «تحمل حبس» به عنوان پوشش و ابزار استفاده کنند؟ آقای صابر در سالیان اخیر، هم چون گذشته، همه فعالیت‌هایش علنی بوده و هیچ دلیلی برای بازداشت‌اش وجود ندارد. او کلاس‌هایی کاملاً علنی در رابطه با تاریخ معاصر ایران و سپس در رابطه با آموزه‌های قرآنی برقرار کرده و یا فعالیت‌های پژوهشی داشته که عمدتا به صورت کتاب یا نشریه منتشر شده است. فعالیت‌های شغلی (پژوهشی و خدماتی)‌اش هم باز به طور رسمی با قراردادهای قانونی با نهادهای مسئولی هم چون سازمان تأمین اجتماعی و یا وزارت مسکن بوده است. آیا هدی صابر به خاطر آموزش و خدمات‌رسانی در مناطق محرومی هم چون زاهدان در جهت آموزش کارآفرینی و بانک‌پذیری اقشار فقیر (بر اساس قراردادی رسمی با وزارت مسکن) به جای آن که تشویق شود و جایزه بگیرد، باید بازجویی پس دهد؟ اگر او شرح خدماتی را که طی یک پروژه قانونی در این منطقه آسیب‌پذیر به مردم داده است به افکار عمومی گزارش دهد، آیا نباید عرق شرم بر جبین بازداشت‌کنندگان‌اش بنشیند؟ آیا این دسته افراد آن چنان در این مملکت مطلق‌العنان شده‌اند که هر کاری بخواهند می‌توانند بکنند و با هر کس و هر چیز که با نگاهی بیمارگونه و توطئه‌محور، مشکوک شوند و یا از آنها خوش‌شان نیاید، می‌توانند برخورد کنند؟

بنده از مسئولان قضایی این پرسش را دارم که شما را چه شده است که این چنین در برابر بخش امنیتی (رسمی و غیررسمی و خودسر) خاضع و تسلیم شده‌اید، تا آنجا که حوزه‌های تحت اختیار خود را نیز دربست به حضرات سپرده‌اید و حیات و ممات و جسم و جان زندانیان شما ملک طلق آنها شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ و حبس و آزادی آنها بگیرند. قرآنی که ما می‌شناسیم این مطلق‌العنانی‌ها را تنها برای کسانی که خود را صاحب اختیار مطلق رعایا و بردگان‌شان می‌دانستند، مطرح و شدیداً محکوم می‌کند و یکی از دلایل بعثت انبیای الهی تقابل با همین مطلق‌العنانی‌های شرک‌آلود و بنده دانستن بندگان خدا بوده است.

به نظر بنده همین مطلق‌العنانی‌هاست که در سالیان و بویژه ماه‌های اخیر کار ملک و ملت را به این معضلات و بحران‌ها (در داخل و خارج) کشانده است.

قرآن می‌گوید انسان وقتی احساس استغنا و بی‌نیازی کند، کارش به طغیان‌گری می‌کشد (ان الانسان لیطغی ان راه استغنی). اما خداوند بدسرنوشتی برای این گردن‌کشان پیش‌بینی می‌کند و سنن الهی تاریخ و قدرت آگاهی واراده مردم بارها در تاریخ نشان داده است که اگر اصلاحی صورت نگیرد چگونه این عظمت پنداری‌ها در برابرتندباد حوادث خدایی، تارعنکبوتی بیش نخواهد بود. پس اصلاح کنید قبل از آنکه مشمول سنت‌های خدایی شوید. خداوند قدرت دو روزه دنیا را در حال چرخش و «تداول» می‌بیند تا آدمیان امتحان پس دهند. شما سال‌ها و بویژه اینک ماه‌هاست که در اذهان و قلب‌های بندگان آگاه اما مظلوم مردود شده‌اید. پس اصلاح کنید قبل از آنکه قلب‌هاتان سخت‌تر و سخت‌تر شود. این به صلاح همگان است. خانواده هدی صابر (همانند خانواده‌های همه زندانیان دیگر) در اضطراب و نگرانی‌اند، آنها را از این درد جانکاه نجات دهید.


9 پاسخ به “حیات و مرگ زندانیان ملک مطلق بخش امنیتی شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ آنها بگیرند”

  1. عبدا.. خیرخواه گفت:

    خداوند هرسه را غریق رحمت خود نماید مرحوم سحابی وشهیدان هاله ورضا هدی صابر را هم اکنون بر فراز ابرها در پروازند وبر زبونی ما بندگان ترس حرص می خورند؟ نه آنها امیدوار ازاین دنیا رفتند چون بندگان مخلص خداوند بودند و در مقابل طاغوت سرفرو نیاوردند وآزاد شدند آزادیتان مبارک باد..و ما اینک باید بر بدبختی خودمان ناله سردهیم

  2. همای خمام گفت:

    با سلام
    چه دیدگاهی نویسم که قرآن آنرا به بهترین نحو گفته ؟ کسانی که این مرز و بوم را ملک مطلق خود میدانند را میتوان اندرز داد !!!؟ در حالی که چشم و گوش های خود را بر مردم بسته اند !!!؟ مگر ندیدند که حکومت شاه همانند خانه تار عنکبوتی را جمع و به زباله دان تاریخ انداختند؟ خداوندا بخون ناحق ریخته مظلومتن و جفائی که در حق این مردم ستم کشیده اساس این حکومت جبار را برچین که بنام تو جه جنایتی را که نمیکنند . درود خدا بر افرادی چون سحابی و صابر که جهت احقاق حق چشو گوش و لب خود را فرو نبستند.

  3. جواد گفت:

    نابود باد ظلم و ظالمان

  4. مرشدسبز گفت:

    آقايان باصطلاح اصولگرا ( نه عقل گرا) اگر ديرك عمود خيمه پوسيده شود و يا آنرا موريانه بخورد شما چكار ميكنيد ؟
    عقل انساني ميگويد يا بايد اين ديرك را اصلاح كرد و يا آنرا در صورت غير قابل اصلاح بودن ، تعويض كرد چون در غير اينصورت وقتي عمود خيمه شكست و افتاد تمام كساني كه در زير خيمه هستند صدمه و زيان و شايد هم كشته شوند حال با اين اوصاف اين ديرك عمود شما خاصيت خود را از دست داده است و هر آن امكان افتادن او در اثر اشتباهات و تصميمات غلط و از روي حب و بغض ، و انحصار قدرت مطلقه كه خود تعريف جديدي از ديكتاتوري است و ديگران را فاقد عقل و شعور دانستن كه بر خلاف دين و مشي الهي و خلقت انسان و هدف از خلقت انسان است ،فراهم شده است . آيا بايد تا مرگ اين گونه فردي همه تابع بلامنازعه باشند در صورتي كه همۀ اين افكار و اعمال بنام دين صورت ميگيرد در حالي كه خداي من و تو به پيامبرش ميفرمايد ،شما فقط مامور ابلاغ آيين الهي هستيد و ما راه خوب و بد را به انسان نشان داده ايم و انسانها مختارند كدامين راه را انتخاب نمايند زيرا ما اگر ميخواستيم ،ميتوانستيم شرايط را طوري ايجاد نماييم كه همۀ مردم به يك گونه فكر كنند و عمل نمايند ولي هدف ما در آفرينش چيز ديگري است ” حال شما چگونه بخود اجازه ميدهيد در حيطۀ قدرت خدا وارد شده و همه را وادار به يك نوع تفكر نماييد؟آيا خود را قدرتمند از خداي تعالي ميدانيد؟ آيا كساني كه پيامبر و علي را قبول نداشتند ،آنها حكم به قتل منتقدان و مخالفان خود ميدادند؟ آيا اين عمود خيمۀ
    شما معصوم و عاري از خطاست؟ ميدانيد كه اشتباه من نوعي خسارتي به ديگران و مملكت ندارد ولي اشتباهات رهبري ،كل كشور را به زيان و خسارت ميكشاند و چه بسا بضي از خسارت ها جبران ناپذير هم باشد مانند حمايت بي حد و حصر ايشان از رييس دولت(احمدي نژاد) كه تاكنون قورباقه اي رنگ كردند و بجاي قناري به مردم قالب كردند و حالا كه گند ماجرا در آمده ميخواهند دامن خود را كنار كشيده و خود را منزه جلوه دهند كه نه رهبري خطا كرده و نه احمدي نژاد بد بوده بلكه ديگران همچون مشايي او را سحر كرده اند!! در صورتي كه عصاي موسي در دست مردم بود و مردم بودند كه سحر ساحران را باطل كردند ولي فرعونيان به زور قدرت و تقلب و سر نيزه و پول ملت بيچاره همان ساحر را بر گردۀ ملت سوار كردند و اين از چشم تيز بين و در صحنۀ ملت دور نماند و مسبب و مسببان آنرا شناختند و خود جوش و انقلابي به خيابانها ريختند و حقوق بر باد رفتۀ خود را بر اساس قانون مطالبه كردند ولي سر مستان قدرت با كشتار و تجاوز وقيحانه جواب ملت را دادند همانهايي كه خود را خدمتگذار مردم ميناميدند وقتي ديدند قلعۀ قدرتشان بخطر افتاده نقاب از چهره انداختند و خوي وحشيگري خود را بنمايش گذاشتند و گفتۀ خداوند راست است كه انسان ميتواند بالاتر از ملك و پايين تر از حيوان باشد و آنهايي كه همنوع خود را كشتند و دريدند از بين حيوانات درنده ترين و وحشي ترين شدند زيرا ديده نشده كه گوسفندي گوسفند ديگري را حتي در اثر گرسنگي بدرد و بخورد ولي گرگ و كفتار و شغال اين عمل را انجام ميدهد.
    آقايان باصطلاح اصولگرا 6 سال خسارت و غارت و چپاول 500 ميليارد دلار در اين مدت را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ ملت يا رهبري؟
    آيا ميدانيد كه اگر اين مبلغ پول صرف آباداني و اشتغال جوانان و اصول زير بنايي كشور ميشد چه اتفاقي در آيندۀ كشور متصور بوديم؟
    آيا ميدانيد كه با غرض ورزيهاي شما و رهبرتان چه روزگار نكبت باري براي ملت ستم كشيدۀ ما بوجود آورده ايد؟
    آيا ميدانيد ميزان طلاق و اعتياد و بيكاري و سرقت و تجاوز به عنف و رشوه خواري و رانت خواري و دين گريزي در كشور چقدر افزايش يافته است؟
    آيا ميدانيد خيانتي كه شماها در اين كشور كرده ايد در طول تاريخ ايران بيسابقه بوده است ؟
    آيا ميدانيد انقلاب مردمي ما را آنچنان منحرف كرده ايد كه مردم به شاه سابق رحمت و بر شما لعنت ميفرستند؟
    آيا ميدانيد كه از ولايت مطلقۀ فقيه چنان سلطاني ساخته ايد كه علاوه بر دنيا با آخرت مردم هم كار داريد و تعيين و تكليف آخرت مردم را هم شما قبل از خداوند ميكنيد؟
    آيا ميدانيد از خداوند منان و رحيم و رحمان ،شما چنان جباري ساخته ايد كه گويا او از مادر بما مهربانتر نيست و از شاه رگمان بما نزديكتر نيست؟
    آيا فقط كسيكه ولايت فقيه شما را قبول نمايد مسلمان است و شهادتي به شهادت ما اضافه شده است(اشهد ان خامنه اي فقيه الله )؟
    آيا بدعت در دين حرام نيست كه شما اين همه بدعت در دين خدا وارد كرده ايد؟
    گنماهان و خطاهاي شما آنقدر زياد است كه از حوصله خارج است و بخاطر همۀ اين گناهان مردم يكپارچه شده اند و ديگر حاكميت جور و ظلم و ديكتاتوري را نميخواهند و حكومتي را طالبند كه مردم خود بسراي حاكم بشتابند و با او آزادانه بيعت نمايند كه شما و وليتان آنرا محبوس كرده ايد!
    خانه نشيني علي (ع) را در ذهنها زنده كرده ايد و اينكه چگونه علي(ع) محبوس دستگاه خفقان بود ( مرگ بر ديكتاتور / زنده و جاويد باد راه شهيدان ما و زنده باد جنبش سبز ايران و رهبران واقعي آن / درود بر موسوي و كروبي / مرگ بر جهل و جهالت / زنده باد عقلانيت

  5. يكي از سبزها گفت:

    آقايان باصطلاح اصولگرا ( نه عقل گرا) اگر ديرك عمود خيمه پوسيده شود و يا آنرا موريانه بخورد شما چكار ميكنيد ؟
    عقل انساني ميگويد يا بايد اين ديرك را اصلاح كرد و يا آنرا در صورت غير قابل اصلاح بودن ، تعويض كرد چون در غير اينصورت وقتي عمود خيمه شكست و افتاد تمام كساني كه در زير خيمه هستند صدمه و زيان و شايد هم كشته شوند حال با اين اوصاف اين ديرك عمود شما خاصيت خود را از دست داده است و هر آن امكان افتادن او در اثر اشتباهات و تصميمات غلط و از روي حب و بغض ، و انحصار قدرت مطلقه كه خود تعريف جديدي از ديكتاتوري است و ديگران را فاقد عقل و شعور دانستن كه بر خلاف دين و مشي الهي و خلقت انسان و هدف از خلقت انسان است ،فراهم شده است . آيا بايد تا مرگ اين گونه فردي همه تابع بلامنازعه باشند در صورتي كه همۀ اين افكار و اعمال بنام دين صورت ميگيرد در حالي كه خداي من و تو به پيامبرش ميفرمايد ،شما فقط مامور ابلاغ آيين الهي هستيد و ما راه خوب و بد را به انسان نشان داده ايم و انسانها مختارند كدامين راه را انتخاب نمايند زيرا ما اگر ميخواستيم ،ميتوانستيم شرايط را طوري ايجاد نماييم كه همۀ مردم به يك گونه فكر كنند و عمل نمايند ولي هدف ما در آفرينش چيز ديگري است ” حال شما چگونه بخود اجازه ميدهيد در حيطۀ قدرت خدا وارد شده و همه را وادار به يك نوع تفكر نماييد؟آيا خود را قدرتمند از خداي تعالي ميدانيد؟ آيا كساني كه پيامبر و علي را قبول نداشتند ،آنها حكم به قتل منتقدان و مخالفان خود ميدادند؟ آيا اين عمود خيمۀ
    شما معصوم و عاري از خطاست؟ ميدانيد كه اشتباه من نوعي خسارتي به ديگران و مملكت ندارد ولي اشتباهات رهبري ،كل كشور را به زيان و خسارت ميكشاند و چه بسا بضي از خسارت ها جبران ناپذير هم باشد مانند حمايت بي حد و حصر ايشان از رييس دولت(احمدي نژاد) كه تاكنون قورباقه اي رنگ كردند و بجاي قناري به مردم قالب كردند و حالا كه گند ماجرا در آمده ميخواهند دامن خود را كنار كشيده و خود را منزه جلوه دهند كه نه رهبري خطا كرده و نه احمدي نژاد بد بوده بلكه ديگران همچون مشايي او را سحر كرده اند!! در صورتي كه عصاي موسي در دست مردم بود و مردم بودند كه سحر ساحران را باطل كردند ولي فرعونيان به زور قدرت و تقلب و سر نيزه و پول ملت بيچاره همان ساحر را بر گردۀ ملت سوار كردند و اين از چشم تيز بين و در صحنۀ ملت دور نماند و مسبب و مسببان آنرا شناختند و خود جوش و انقلابي به خيابانها ريختند و حقوق بر باد رفتۀ خود را بر اساس قانون مطالبه كردند ولي سر مستان قدرت با كشتار و تجاوز وقيحانه جواب ملت را دادند همانهايي كه خود را خدمتگذار مردم ميناميدند وقتي ديدند قلعۀ قدرتشان بخطر افتاده نقاب از چهره انداختند و خوي وحشيگري خود را بنمايش گذاشتند و گفتۀ خداوند راست است كه انسان ميتواند بالاتر از ملك و پايين تر از حيوان باشد و آنهايي كه همنوع خود را كشتند و دريدند از بين حيوانات درنده ترين و وحشي ترين شدند زيرا ديده نشده كه گوسفندي گوسفند ديگري را حتي در اثر گرسنگي بدرد و بخورد ولي گرگ و كفتار و شغال اين عمل را انجام ميدهد.
    آقايان باصطلاح اصولگرا 6 سال خسارت و غارت و چپاول 500 ميليارد دلار در اين مدت را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ ملت يا رهبري؟
    آيا ميدانيد كه اگر اين مبلغ پول صرف آباداني و اشتغال جوانان و اصول زير بنايي كشور ميشد چه اتفاقي در آيندۀ كشور متصور بوديم؟
    آيا ميدانيد كه با غرض ورزيهاي شما و رهبرتان چه روزگار نكبت باري براي ملت ستم كشيدۀ ما بوجود آورده ايد؟
    آيا ميدانيد ميزان طلاق و اعتياد و بيكاري و سرقت و تجاوز به عنف و رشوه خواري و رانت خواري و دين گريزي در كشور چقدر افزايش يافته است؟
    آيا ميدانيد خيانتي كه شماها در اين كشور كرده ايد در طول تاريخ ايران بيسابقه بوده است ؟
    آيا ميدانيد انقلاب مردمي ما را آنچنان منحرف كرده ايد كه مردم به شاه سابق رحمت و بر شما لعنت ميفرستند؟
    آيا ميدانيد كه از ولايت مطلقۀ فقيه چنان سلطاني ساخته ايد كه علاوه بر دنيا با آخرت مردم هم كار داريد و تعيين و تكليف آخرت مردم را هم شما قبل از خداوند ميكنيد؟
    آيا ميدانيد از خداوند منان و رحيم و رحمان ،شما چنان جباري ساخته ايد كه گويا او از مادر بما مهربانتر نيست و از شاه رگمان بما نزديكتر نيست؟
    آيا فقط كسيكه ولايت فقيه شما را قبول نمايد مسلمان است و شهادتي به شهادت ما اضافه شده است(اشهد ان خامنه اي فقيه الله )؟
    آيا بدعت در دين حرام نيست كه شما اين همه بدعت در دين خدا وارد كرده ايد؟
    گنماهان و خطاهاي شما آنقدر زياد است كه از حوصله خارج است و بخاطر همۀ اين گناهان مردم يكپارچه شده اند و ديگر حاكميت جور و ظلم و ديكتاتوري را نميخواهند و حكومتي را طالبند كه مردم خود بسراي حاكم بشتابند و با او آزادانه بيعت نمايند كه شما و وليتان آنرا محبوس كرده ايد!
    خانه نشيني علي (ع) را در ذهنها زنده كرده ايد و اينكه چگونه علي(ع) محبوس دستگاه خفقان بود ( مرگ بر ديكتاتور / زنده و جاويد باد راه شهيدان ما و زنده باد جنبش سبز ايران و رهبران واقعي آن / درود بر موسوي و كروبي / مرگ بر جهل و جهالت / زنده باد عقلانيت

    آقايان باصطلاح اصولگرا ( نه عقل گرا) اگر ديرك عمود خيمه پوسيده شود و يا آنرا موريانه بخورد شما چكار ميكنيد ؟
    عقل انساني ميگويد يا بايد اين ديرك را اصلاح كرد و يا آنرا در صورت غير قابل اصلاح بودن ، تعويض كرد چون در غير اينصورت وقتي عمود خيمه شكست و افتاد تمام كساني كه در زير خيمه هستند صدمه و زيان و شايد هم كشته شوند حال با اين اوصاف اين ديرك عمود شما خاصيت خود را از دست داده است و هر آن امكان افتادن او در اثر اشتباهات و تصميمات غلط و از روي حب و بغض ، و انحصار قدرت مطلقه كه خود تعريف جديدي از ديكتاتوري است و ديگران را فاقد عقل و شعور دانستن كه بر خلاف دين و مشي الهي و خلقت انسان و هدف از خلقت انسان است ،فراهم شده است . آيا بايد تا مرگ اين گونه فردي همه تابع بلامنازعه باشند در صورتي كه همۀ اين افكار و اعمال بنام دين صورت ميگيرد در حالي كه خداي من و تو به پيامبرش ميفرمايد ،شما فقط مامور ابلاغ آيين الهي هستيد و ما راه خوب و بد را به انسان نشان داده ايم و انسانها مختارند كدامين راه را انتخاب نمايند زيرا ما اگر ميخواستيم ،ميتوانستيم شرايط را طوري ايجاد نماييم كه همۀ مردم به يك گونه فكر كنند و عمل نمايند ولي هدف ما در آفرينش چيز ديگري است ” حال شما چگونه بخود اجازه ميدهيد در حيطۀ قدرت خدا وارد شده و همه را وادار به يك نوع تفكر نماييد؟آيا خود را قدرتمند از خداي تعالي ميدانيد؟ آيا كساني كه پيامبر و علي را قبول نداشتند ،آنها حكم به قتل منتقدان و مخالفان خود ميدادند؟ آيا اين عمود خيمۀ
    شما معصوم و عاري از خطاست؟ ميدانيد كه اشتباه من نوعي خسارتي به ديگران و مملكت ندارد ولي اشتباهات رهبري ،كل كشور را به زيان و خسارت ميكشاند و چه بسا بضي از خسارت ها جبران ناپذير هم باشد مانند حمايت بي حد و حصر ايشان از رييس دولت(احمدي نژاد) كه تاكنون قورباقه اي رنگ كردند و بجاي قناري به مردم قالب كردند و حالا كه گند ماجرا در آمده ميخواهند دامن خود را كنار كشيده و خود را منزه جلوه دهند كه نه رهبري خطا كرده و نه احمدي نژاد بد بوده بلكه ديگران همچون مشايي او را سحر كرده اند!! در صورتي كه عصاي موسي در دست مردم بود و مردم بودند كه سحر ساحران را باطل كردند ولي فرعونيان به زور قدرت و تقلب و سر نيزه و پول ملت بيچاره همان ساحر را بر گردۀ ملت سوار كردند و اين از چشم تيز بين و در صحنۀ ملت دور نماند و مسبب و مسببان آنرا شناختند و خود جوش و انقلابي به خيابانها ريختند و حقوق بر باد رفتۀ خود را بر اساس قانون مطالبه كردند ولي سر مستان قدرت با كشتار و تجاوز وقيحانه جواب ملت را دادند همانهايي كه خود را خدمتگذار مردم ميناميدند وقتي ديدند قلعۀ قدرتشان بخطر افتاده نقاب از چهره انداختند و خوي وحشيگري خود را بنمايش گذاشتند و گفتۀ خداوند راست است كه انسان ميتواند بالاتر از ملك و پايين تر از حيوان باشد و آنهايي كه همنوع خود را كشتند و دريدند از بين حيوانات درنده ترين و وحشي ترين شدند زيرا ديده نشده كه گوسفندي گوسفند ديگري را حتي در اثر گرسنگي بدرد و بخورد ولي گرگ و كفتار و شغال اين عمل را انجام ميدهد.
    آقايان باصطلاح اصولگرا 6 سال خسارت و غارت و چپاول 500 ميليارد دلار در اين مدت را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ ملت يا رهبري؟
    آيا ميدانيد كه اگر اين مبلغ پول صرف آباداني و اشتغال جوانان و اصول زير بنايي كشور ميشد چه اتفاقي در آيندۀ كشور متصور بوديم؟
    آيا ميدانيد كه با غرض ورزيهاي شما و رهبرتان چه روزگار نكبت باري براي ملت ستم كشيدۀ ما بوجود آورده ايد؟
    آيا ميدانيد ميزان طلاق و اعتياد و بيكاري و سرقت و تجاوز به عنف و رشوه خواري و رانت خواري و دين گريزي در كشور چقدر افزايش يافته است؟
    آيا ميدانيد خيانتي كه شماها در اين كشور كرده ايد در طول تاريخ ايران بيسابقه بوده است ؟
    آيا ميدانيد انقلاب مردمي ما را آنچنان منحرف كرده ايد كه مردم به شاه سابق رحمت و بر شما لعنت ميفرستند؟
    آيا ميدانيد كه از ولايت مطلقۀ فقيه چنان سلطاني ساخته ايد كه علاوه بر دنيا با آخرت مردم هم كار داريد و تعيين و تكليف آخرت مردم را هم شما قبل از خداوند ميكنيد؟
    آيا ميدانيد از خداوند منان و رحيم و رحمان ،شما چنان جباري ساخته ايد كه گويا او از مادر بما مهربانتر نيست و از شاه رگمان بما نزديكتر نيست؟
    آيا فقط كسيكه ولايت فقيه شما را قبول نمايد مسلمان است و شهادتي به شهادت ما اضافه شده است(اشهد ان خامنه اي فقيه الله )؟
    آيا بدعت در دين حرام نيست كه شما اين همه بدعت در دين خدا وارد كرده ايد؟
    گنماهان و خطاهاي شما آنقدر زياد است كه از حوصله خارج است و بخاطر همۀ اين گناهان مردم يكپارچه شده اند و ديگر حاكميت جور و ظلم و ديكتاتوري را نميخواهند و حكومتي را طالبند كه مردم خود بسراي حاكم بشتابند و با او آزادانه بيعت نمايند كه شما و وليتان آنرا محبوس كرده ايد!
    خانه نشيني علي (ع) را در ذهنها زنده كرده ايد و اينكه چگونه علي(ع) محبوس دستگاه خفقان بود ( مرگ بر ديكتاتور / زنده و جاويد باد راه شهيدان ما و زنده باد جنبش سبز ايران و رهبران واقعي آن / درود بر موسوي و كروبي / مرگ بر جهل و جهالت / زنده باد عقلانيت

    آقايان باصطلاح اصولگرا ( نه عقل گرا) اگر ديرك عمود خيمه پوسيده شود و يا آنرا موريانه بخورد شما چكار ميكنيد ؟
    عقل انساني ميگويد يا بايد اين ديرك را اصلاح كرد و يا آنرا در صورت غير قابل اصلاح بودن ، تعويض كرد چون در غير اينصورت وقتي عمود خيمه شكست و افتاد تمام كساني كه در زير خيمه هستند صدمه و زيان و شايد هم كشته شوند حال با اين اوصاف اين ديرك عمود شما خاصيت خود را از دست داده است و هر آن امكان افتادن او در اثر اشتباهات و تصميمات غلط و از روي حب و بغض ، و انحصار قدرت مطلقه كه خود تعريف جديدي از ديكتاتوري است و ديگران را فاقد عقل و شعور دانستن كه بر خلاف دين و مشي الهي و خلقت انسان و هدف از خلقت انسان است ،فراهم شده است . آيا بايد تا مرگ اين گونه فردي همه تابع بلامنازعه باشند در صورتي كه همۀ اين افكار و اعمال بنام دين صورت ميگيرد در حالي كه خداي من و تو به پيامبرش ميفرمايد ،شما فقط مامور ابلاغ آيين الهي هستيد و ما راه خوب و بد را به انسان نشان داده ايم و انسانها مختارند كدامين راه را انتخاب نمايند زيرا ما اگر ميخواستيم ،ميتوانستيم شرايط را طوري ايجاد نماييم كه همۀ مردم به يك گونه فكر كنند و عمل نمايند ولي هدف ما در آفرينش چيز ديگري است ” حال شما چگونه بخود اجازه ميدهيد در حيطۀ قدرت خدا وارد شده و همه را وادار به يك نوع تفكر نماييد؟آيا خود را قدرتمند از خداي تعالي ميدانيد؟ آيا كساني كه پيامبر و علي را قبول نداشتند ،آنها حكم به قتل منتقدان و مخالفان خود ميدادند؟ آيا اين عمود خيمۀ
    شما معصوم و عاري از خطاست؟ ميدانيد كه اشتباه من نوعي خسارتي به ديگران و مملكت ندارد ولي اشتباهات رهبري ،كل كشور را به زيان و خسارت ميكشاند و چه بسا بضي از خسارت ها جبران ناپذير هم باشد مانند حمايت بي حد و حصر ايشان از رييس دولت(احمدي نژاد) كه تاكنون قورباقه اي رنگ كردند و بجاي قناري به مردم قالب كردند و حالا كه گند ماجرا در آمده ميخواهند دامن خود را كنار كشيده و خود را منزه جلوه دهند كه نه رهبري خطا كرده و نه احمدي نژاد بد بوده بلكه ديگران همچون مشايي او را سحر كرده اند!! در صورتي كه عصاي موسي در دست مردم بود و مردم بودند كه سحر ساحران را باطل كردند ولي فرعونيان به زور قدرت و تقلب و سر نيزه و پول ملت بيچاره همان ساحر را بر گردۀ ملت سوار كردند و اين از چشم تيز بين و در صحنۀ ملت دور نماند و مسبب و مسببان آنرا شناختند و خود جوش و انقلابي به خيابانها ريختند و حقوق بر باد رفتۀ خود را بر اساس قانون مطالبه كردند ولي سر مستان قدرت با كشتار و تجاوز وقيحانه جواب ملت را دادند همانهايي كه خود را خدمتگذار مردم ميناميدند وقتي ديدند قلعۀ قدرتشان بخطر افتاده نقاب از چهره انداختند و خوي وحشيگري خود را بنمايش گذاشتند و گفتۀ خداوند راست است كه انسان ميتواند بالاتر از ملك و پايين تر از حيوان باشد و آنهايي كه همنوع خود را كشتند و دريدند از بين حيوانات درنده ترين و وحشي ترين شدند زيرا ديده نشده كه گوسفندي گوسفند ديگري را حتي در اثر گرسنگي بدرد و بخورد ولي گرگ و كفتار و شغال اين عمل را انجام ميدهد.
    آقايان باصطلاح اصولگرا 6 سال خسارت و غارت و چپاول 500 ميليارد دلار در اين مدت را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ ملت يا رهبري؟
    آيا ميدانيد كه اگر اين مبلغ پول صرف آباداني و اشتغال جوانان و اصول زير بنايي كشور ميشد چه اتفاقي در آيندۀ كشور متصور بوديم؟
    آيا ميدانيد كه با غرض ورزيهاي شما و رهبرتان چه روزگار نكبت باري براي ملت ستم كشيدۀ ما بوجود آورده ايد؟
    آيا ميدانيد ميزان طلاق و اعتياد و بيكاري و سرقت و تجاوز به عنف و رشوه خواري و رانت خواري و دين گريزي در كشور چقدر افزايش يافته است؟
    آيا ميدانيد خيانتي كه شماها در اين كشور كرده ايد در طول تاريخ ايران بيسابقه بوده است ؟
    آيا ميدانيد انقلاب مردمي ما را آنچنان منحرف كرده ايد كه مردم به شاه سابق رحمت و بر شما لعنت ميفرستند؟
    آيا ميدانيد كه از ولايت مطلقۀ فقيه چنان سلطاني ساخته ايد كه علاوه بر دنيا با آخرت مردم هم كار داريد و تعيين و تكليف آخرت مردم را هم شما قبل از خداوند ميكنيد؟
    آيا ميدانيد از خداوند منان و رحيم و رحمان ،شما چنان جباري ساخته ايد كه گويا او از مادر بما مهربانتر نيست و از شاه رگمان بما نزديكتر نيست؟
    آيا فقط كسيكه ولايت فقيه شما را قبول نمايد مسلمان است و شهادتي به شهادت ما اضافه شده است(اشهد ان خامنه اي فقيه الله )؟
    آيا بدعت در دين حرام نيست كه شما اين همه بدعت در دين خدا وارد كرده ايد؟
    گنماهان و خطاهاي شما آنقدر زياد است كه از حوصله خارج است و بخاطر همۀ اين گناهان مردم يكپارچه شده اند و ديگر حاكميت جور و ظلم و ديكتاتوري را نميخواهند و حكومتي را طالبند كه مردم خود بسراي حاكم بشتابند و با او آزادانه بيعت نمايند كه شما و وليتان آنرا محبوس كرده ايد!
    خانه نشيني علي (ع) را در ذهنها زنده كرده ايد و اينكه چگونه علي(ع) محبوس دستگاه خفقان بود ( مرگ بر ديكتاتور / زنده و جاويد باد راه شهيدان ما و زنده باد جنبش سبز ايران و رهبران واقعي آن / درود بر موسوي و كروبي / مرگ بر جهل و جهالت / زنده باد عقلانيت

  6. امیدوار گفت:

    روح هدی به سحابی پیوست !

  7. ناشناس گفت:

    ازادیتان مبارک. ما دردمندان دربند چه کنیم؟ وقتی خبر پروازتان را شنیدم به خدا غبطه خوردم و به حال خود گریستم

  8. بازگشته گفت:

    شاید ما تنها مردمی در تاریخ باشیم که تمامی مظلومیت ائمه را در یک برهه ی زمانی مشاهده می کنیم. از مجنون و شاعر خواندن پیامبر، از سکوت و صبر علی در برابر حکومت حقش، از بیعت اجباری اش بر تأیید حکومت به ظاهر مسلمان، از ضرب و شتم خاندانش در این بیعت گیری، از نامردمی های عده ای که صلح را بر حسن تحمیل کردند اما بر پیکرش تیر ها نشاندند و به جسدش بی حرمتی کردند، از کشته شدن حسین در صحرای کربلا در جنگی نابرابر با تهمت خارجی و فتنه گر و هلهله ی آنانی که حکومت را اسلامی می دانستند و نوه ی پیامبر را از دین خارج شده،از شادی سر بریدن حسین و شادی بی بصیرتان در غوغای خامی که بر اسیری زینب و شهادت یاران رفته بود، از سیلی های نواخته شده بر صورت های حق جو و از اسب رانی های بر پیکر شهیدان و بی حرمتی به جسد شهدا ، از نجواهای آرام پیروان ائمه در زمان حکومت خلفای جور که با لعاب و نام اسلام خود را محق می دانستند و این دو روزه ی دنیاشان مدیون تهدید، ارعاب، شکنجه، کشتار و اعمال وحشیانه ی غیر انسانی عمله های ابله جاهل بود، از ناشناس ماندن یاران امامان معصوم به واسطه ی خفقان حکومت های اموی و عباسی و بر ملا نکردن اندیشه اما خون دل خوردن و زجر کشیدن هایشان، از حبس های بی حکم دلیل و توهمی امامان در بندمان، ما را چه صبری است از این همه که یکباره بر ما میرود؟ آن روز را می بینم که این آتش زیر خاکستر حتی به بهای دریایی از خون دیگر تاب نیاورد و آن گاه می مانم که اینان به چه عذری در پیشگاه خدا و خلق توبه می گویند و امان می خواهند؟

  9. قلندر گفت:

    پیش از شما به سان شما بیشمارها با تار عنکبوت نوشتند روی باد”کین دولت خجسته ی جاوید زنده باد!”