آیت الله جوادی آملی: با فریب نمی توان مردم را نگه داشت
چکیده :حضرت آیتالله جوادی آملی، در دیدار اعضای روزنامه فرهنگ آشتی اظهار داشتند: پیام اصلی روحانیت این است که با فریب نمیتوان مردم را نگه داشت. به گزارش مرکز خبرحوزه،ایشان در تبیین این دو مسئله ادامه دادند: اگر به فکر ابدیت باشیم و این که بخواهیم جامعه را بسازیم، باید بدانیم که نباید به این مسئله...
حضرت آیتالله جوادی آملی، در دیدار اعضای روزنامه فرهنگ آشتی اظهار داشتند: پیام اصلی روحانیت این است که با فریب نمیتوان مردم را نگه داشت.
به گزارش مرکز خبرحوزه،ایشان در تبیین این دو مسئله ادامه دادند: اگر به فکر ابدیت باشیم و این که بخواهیم جامعه را بسازیم، باید بدانیم که نباید به این مسئله که «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو تن دهیم»؛ چون این حرف صحیح نیست؛ زیرا در جامعهای امنیت و سعادت وجود دارد که صاحبان آن به دنبال ابدیت و سعادت جامعه باشند.
حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که روحانیت نهادی است که در برابر کسانی که بد حرف میزنند و میایستد، گفتند: روحانیت هرگز به این نگاه نمیکند که جامعه چه چیزی را میخواهد، بلکه به دنبال عمل به تکلیف خود است.
ایشان تصریح کردند: نباید گفت؛ چون جامعه خریدار فلان مطلب است؛ بنابراین هر چه خواستیم بنویسیم.
معظمله اضافه کردند: این که برخی از نویسندگان و روزنامهنگاران چیزهایی مینویسند و بعد تکذیب میشود، صحیح نیست؛ انسان باید بداند چه چیز میگوید و چه رفتاری دارد.
ایشان با اشاره به اهمیت هنر که باید در خدمت اسلام قرار گیرد، گفتند: بخشی از هنرها که میتواند خدمت کند باید رشد داده شوند؛ هنرمند واقعی کسی است که جامعه را به عقلانیت میکشد؛ چون با هنرش توانسته معقول را محسوس کند و دیده هنرش را عقلانیت قرار دهد.
این مفسر قرآن کریم افزودند: چون دنیا بازار است، باید تلاش کرد به فکر عدل بود، نه اعتدال، اعتدال یعنی میان تقاضا و عرضه هر چه مردم میخواهند عرضه کنیم؛ در حالی که ما موظفیم عادلانه زندگی کنیم، نه معتدل؛ بنابراین باید در صدد این باشیم که هر چیزی را در جای خودش قرار دهیم و آنچه را که جامعه نیاز دارد عرضه کنیم، نه آنچه که جامعه خریدار آن است.
معظمله ادامه دادند: خدا ما را با طبیعت و فطرت خلق کرد و به فطرت و طبیعت ما جان مایه و دلمایه داد؛ بنابراین فطرت و قلب انسان هر چیزی را نمیپذیرد و مانند دستگاه گوارش اگر سم بخورد، بالا میآورد؛ بر این اساس قلب و فطرت انسان گناه را نمیپذیرد و اگر صداقت نبیند بالا میآورد، اینطور نیست که دلهای جامعه سموم را در خود نگه دارد، بلکه جامعه اگر تعهد، صداقت، ادب و اخلاص، نبیند بالا میآورد.
ایشان تاکید کردند: اگر بخواهیم با هر چیزی را به جامعه تزریق کنیم، قبول نمیکند؛ بنابراین نمیشود با فریب مردم را نگه داشت؛ این پیام اصلی روحانیت است.
معظمله افزودند: نباید ببنیم مردم چه میپسندند، بلکه باید آنچه با سعادت ابدیت آنها موافق است را بگوییم؛ انسان بعد از مرگ لباس و غذا میخواهد، اگر در رفتار و گفتار به مردم تیغ زدیم و آبرو بردیم، لباس ما در آخرت از تیغ است؛ البته این مسایل با علوم و فکر تجربی انسان حل نمیشود و از مبانی غیبی است که باید از پیامبران گرفته شود.
ایشان افزودند: مهمترین برنامه انبیا گذشته از رهنمودهای سیاسی و اجتماعی، تاکید بر چهار عنصر تعلیم کتاب، حکمت، تزکیه و یاد دادن چیزهایی است که انسان ابزار یادگیری آنها را ندارد مانند غیب و اخبار بعد از مرگ، اینها چیزهایی است که انسان خودش نمیتواند به دست آورد؛ چون ابزارش را ندارد این علوم را خداوند به او میدهد.
حضرت آیتالله جوادی آملی در پایان بیان داشتند: روزنامهنگار و نویسندگان باید معارف اسلامی را ترویج دهند و نه تنها معارف اسلامی در صفحات مخصوص به معارف باید بیان شود، بلکه در صفحات عمومی هم معارف دینی به صورت رقیقشده بیان گردد و عموم مردم از آن بهرهمند شوند.
ایشان همچنین تصریح کردند:متاسفانه برخی هر آسیب و مشکلی که در جامعه ایجاد میشود را به حساب نظام و روحانیت میگذارند تا جایی که اگر به آنها رو دهید مکتب ایرانی را اصل میدانند، نه چیز دیگر.














حضرت آیت ا… ، شنیده اید که دختری در زیر تابوت پدر مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مرد. دختری که ام ابیها بود. دختری که برای دفن پدر از زندان ازاد شده بود. دختری که قران پژوه بود. دختری که شبانه دفن شد. ….
درورد بر آیتالله جوادی آملی
هاله هم چون فاطمه از نا نجیبان ضربه خورد
زیر تابوت پدر پروانه گون افتاد و مرد
اگر جامعه شما را نخواست و با فطرت شما جور در نیامد وبه رفتار مسئولین انتقاد شد .سرنیزه وسرکوب وشکنجه و پول بیت المال را حیف و میل
کردن .چه صورتی دارد حضرت ایت الله خواهشمند است جواب دهید .ملت منتطر هستند ؟
جناب آیت الله شما کم شخصیتی نیستید. یادم هست که آنقدر مورد اعتماد بودید که آیت الله خمینی شما را به عنوان فرستاده ویژه وسفیرعالیقدر نزد کورباچف که درآن زمان در اوج قدرت بود ودبیرکل حزب کمونیست و همه کاره شوروی فرستاد تا شما پیام خاص و بسیار ویژه ایشان را به گورباچف برسانید.(اگراشتباه می کنم، لطفا تصحیح بفرمایید). به این ترتیب شما باید آدم بسیار مهم و مورد اعتمادی باشید. اگر واقعا در زندگی امروری شما نقطه ضعفی وجود ندارد(هرچند اینان کاملا می دانند چگونه نقطه ضعفی بتراشند) لطفا صدای خود را رسا تر و صریح تر بلند کنید و خود رهبری را که راه کج و اشتباهی را می رود تنبه دهید. شما وظیفه دارید امر به معروف و نهی ازمنکرکنید. اگر احساس می کنید خطایی صورت گرفته مانند آیت الله منتظری که صبر نکرد تا پس از ایشان خود به آن مقام رسیده و اصلاحات را آغاز کند که مبادا مرگ خود وی زودتر برسد و خطاب به آیت الله خمینی آن نامه ها را نوشت، شما هم آن عمل را انجام دهید. به بینید آقای منتظری که روزگاری مردم اورا مضحکه قرار داده و به اقرار خودشان این مرد را که بعدها فهمیدیم چه انسان شریف، منزه، شجاع و بی اعتنا به جاه و مقام و جیفه دنیوی هستند، “گربه نره” می خواندند و انواع ظریفه ها را برای او می ساختند، بعد از آن نامه ها و برکناری ازقدرت چه اعتبار و منزلتی نزد مردم پیدا کردند؟ مردم درست مثل آنکه پدرشان را ازدست داده باشند، درست مثل آیت الله طالقانی ازاو به هنگام مرگ آن قدردانی را کردند و نام او تا ابد مطمءنا در تاریخ باقی خواهد ماند مانند میرزای شیرازی و نائینی و طباطبایی و بهبهانی. شما نیز قدم پیش بگذارید و پیش از آنکه لطمه های بیشتر به آنچه که شما بیش ازهرچیز به آن اعتقاد دارید یعنی اسلام بیش از این لطمه به بیند، رهبری را که دچار این اشتباهات عظیم شده اند ازخواب غفلت بیدار کنید. چه برسرشما خواهد آمد. حصرتان می کنند؟ کلاس هایتان را می بندند، ماهیانه و سالیانه ای را که به شما میدهند، قطع می کنند؟ اگر کارخانه ای به شما یا فرزندانتان داده اند ازشما پس می گیرند؟خوب بکنند. مگر چند سال ازعمرشما باقی مانده است. ازهمه اینها گذشته میدانید چه جایگاهی نزد مردم و تاریخ پیدا خواهید کرد؟ من بارها گفته و نوشته ام که شما و همکارانتان چهارده قرن مردم را گریاندید که اگر ما افتخار حضور در رکاب امام حسین را داشتیم آنقدر دفاع می کردیم تا به فیض شهادت برسیم والله امروز بدتراز عاشورا و مملکت ما با این حوادتی که دید بدتراز کربلاست. پس بفرمایید ازحق دفاع کنید و ظلم را ازبین ببرید. من اگر اشتباه می کنم، به وجدان خود بفرمایید که مرا به راه راست هدایت کند واشتباهاتم را تذکار دهد.