سیره امام هادی و نظارت بر قدرت سیاسی
چکیده :حاکمان و کارگزاران مسلمان با مشی مستبدانه و اقتدارگرای خود و نفی آزادی و برقراری حکومتهای استبدادی در جهت خلاف آموزههای دینی حرکت کردند و راه را بر اقتدارگرایی بیشتر و بیشتر حاکمان و سلاطینِ پس از خود هموار ساختند و نظارت عمومی را به مسألهای نظری تبدیل نمودند و حوزه عملی آن، از یادها رفت...
کلمه- گروه معارف:
“السلام عليك ايها الهادي “
سلام بر دعوت كنندگان به سوى حق و راهنمايان به خشنودى خداوند!
درود بر استواران در اجراى امر الهى و مستغرقان در محبت الهى ، سلام بر موحدان مخلص و آشكار كنندگان امر خدايى …
شما شأن خداوندى را بزرگ داشتيد و نام او را برقرار نموديد و ميثاق او را استوار كرديد . براى خدا در نهان و آشكار به نصيحت پرداختيد و جانهايتان را در راه خشنودى حضرت باريتعالى فدا نموده و بر دشوارى هاى ناشى از دعوت به سوي خدا صبر نموديد. نماز را بپا داشتيد، زكات داديد و امر به معروف و نهى از منكر نموديد و در راه حق به بهترين وجه به جهاد برخاستيد ….
فرازهاى بالا منتخبي است از زيارت جامعه كبيره منتسب به امام هادي (ع) كه نقش پيكارگرانه ائمه را براى به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد و دفاع از ارزش هاى دينى و اسلامى به خوبى تبيين كرده اند. آنان مخلصانه جان و مال خود را فداى مسير حق كرده و هيچ گاه حقيقت را به خاطر مصلحت به مسلخ نبر ده اند و در اين راه چشمداشتى جز از ذات مقدس خداوندى نداشتند.
امامت آن بزرگوار مقارن با حكومت متوكل عباسي ، از ستمكارترين حكام عباسيان بود .
شرایط بحرانى که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند، آنان را واداشت تا ابزارى جدید براى برقرارى ارتباط با پیروان خود جستجو کنند. این ابزار چیزى جز شبکه ارتباطى وکالت و تعیین نمایندگان و کارگزاران در مناطق مختلف توسط امام نبود. هدف اصلى این سازمان پاسخ گویى امام به سؤالات و مشکلات فقهى و عقیدتى شیعیان و توجیه سیاسى آنان توسط وکیل امام بود. این سازمان کاربرد مؤثرى در پیشبرد مقاصد امامان داشت. امام هادى علیه السلام که در سامراء تحت نظر و کنترل شدیدى قرار گرفته بود، برنامه تعیین کارگزاران و نمایندگان را که پدرش امام جوادعلیه السلام اجرا کرده بود، ادامه داد و نمایندگان و وکلائى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب کرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد که هدف هاى یاد شده را تامین مى کرد
متوکل با آن که در صدد بود تا به بهانه قیام مسلحانه امام را از میان بردارد ولی هیچ گاه به این مقصود دست نیافت.
و چه زيباست كه فرموده اند شما امر به معروف و نهي از منكر كرده ايد !!!!!!
آيا اين كلام متعلق به همه دوران است؟
اگر هست ، در حكوت اسلامي چه جايگاهي خواهد داشت؟ آيا چنين نيست كه آموزههای دینی مبني براین مسأله؛ يعني فریضه بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر موجب سوء استفاده حاکمان گردید؟ آنان با تأسیس نهادهایی چون حسبه، به این مسأله رنگ و بویی حکومتی بخشیده و مردم و نهادهای مردمی را از گردونه نظارت بر روند جریانات اجتماعی و به ویژه نظارت بر قدرت سیاسی خارج ساخته اند.
به دیگر سخن، حاکمان و کارگزاران مسلمان با مشی مستبدانه و اقتدارگرای خود و نفی آزادی و برقراری حکومتهای استبدادی در جهت خلاف آموزههای دینی حرکت کردند و راه را بر اقتدارگرایی بیشتر و بیشتر حاکمان و سلاطینِ پس از خود هموار ساختند و نظارت عمومی را به مسألهای نظری تبدیل نمودند و حوزه عملی آن، از یادها رفت.باشد روزهايي را در آينده نظاره گر باشيم كه اسلام حقيقي مبني بر كلام راستين امامان معصوم كه همانا اسلام ناب محمدي است به اجرا درآمده وروز به روز به جامعه توحيدي تر نزديك شويم .














با تكيه بر سيره امامان و در مسير سبز آن ها گام برميداريم وحتما پيروزي از آن ماست