سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انقلاب در دست نااهلان و نامحرمان...
» نگاهی به دیدگاههای امام درباره ظلم و استبداد

انقلاب در دست نااهلان و نامحرمان

چکیده :بیست و دو سال از درگذشت امام خمینی (س) می‌گذرد و نسل جوان امروز ایران، تقریبا هیچ خاطره‌ی زنده‌ای از امام ندارند. آنها وقتی با رفتاری یزیدوار - بلکه بدتر از آن - از سوی حاکمیت فعلی در برخورد با تشییع جنازه‌ی مهندس سحابی مواجه می‌شوند و فاجعه‌ی تشییع شبانه‌ی پیکر هاله سحابی را - که تنها با تراژدی‌های افسانه‌ای تاریخ قابل مقایسه است - مشاهده می‌کنند، جا دارد این سؤال را از خود بپرسند که آیا قرار بود جمهوری اسلامی به اینجا برسد، و آیا بنیانگذار این نظام هم چنین چشم‌اندازی را برای انقلاب اسلامی و حکومت برآمده از آن ترسیم می‌کرد؟...


کلمه – گروه معارف: درست در سالگرد ارتحال امام، به عنوان بنیانگذار نظام، رفتاری از متصدیان فعلی نظام سر زد که از جهاتی نسبت به ظلم‌های پیشین صورت گرفته، بی‌سابقه بود و یا لااقل ضربه‌ای که به وجدان عمومی وارد کرد، حیرت‌آور بود.

بیست و دو سال از درگذشت امام خمینی (س) می‌گذرد و نسل جوان امروز ایران، تقریبا هیچ خاطره‌ی زنده‌ای از امام ندارند. آنها وقتی با رفتاری یزیدوار – بلکه بدتر از آن – از سوی حاکمیت فعلی در برخورد با تشییع جنازه‌ی مهندس سحابی مواجه می‌شوند و فاجعه‌ی تشییع شبانه‌ی پیکر هاله سحابی را – که تنها با تراژدی‌های افسانه‌ای تاریخ قابل مقایسه است – مشاهده می‌کنند، جا دارد این سؤال را از خود بپرسند که آیا قرار بود جمهوری اسلامی به اینجا برسد، و آیا بنیانگذار این نظام هم چنین چشم‌اندازی را برای انقلاب اسلامی و حکومت برآمده از آن ترسیم می‌کرد؟ آیا بنا بود چنین استبدادی حاکم شود و سرنوشت ایران اسلامی به اینجا برسد؟

پاسخ به این سؤال، سهل و ممتنع است؛ ساده است از این لحاظ که می‌توان به‌مانند تبلیغات یکسویه‌ی صداوسیمایی، امام را همسو و همراه با شیوه‌ی کنونی حاکمیت معرفی کرد و چهره‌ی او را نیز به عملکردهای زشت پس از او آلوده ساخت، و دشوار و بلکه غیر ممکن است، از آن جهت که نمی‌توان از مرزهای زمان و موقعیت به سادگی فراتر رفت و نیز شاید حتی نتوان امام را از آنچه پس از او آمده، به کلی جدا کرد.

اما دست‌کم یک کار را می‌توان کرد، و آن اینکه سخنان صریح و بی‌پرده‌ی آن فقیه فقید را دوباره خواند؛ شاید از این رهگذر، نسبت او با عملکردهای امروزی ارباب قدرت مشخص شود، تا لااقل بدانیم چگونه است که امروز همه یا اکثر همراهان دیروز امام، با وضع موجود مخالف‌اند و از جور و جفای حاکمیت به فریاد آمده‌اند، و نیز بفهمیم که آیا حاکمان فعلی ایران، ادامه‌دهندگان واقعی راه خمینی‌اند یا غاصبان حکومت و به بیان امام، «نااهلان و نامحرمان» که قرار بود نگذاریم انقلاب به دست آنها بیفتد.

این سخنان، همگی از امام خمینی است:

– حکومت اسلامی هیچیک ار انواع حکومت های موجود نیست ؛ مثلا استبدادی نیست که رئیس دولت مستبد و خود رأی باشد ، مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دلخواه دخل و تصرف کند ، هرکس را اراده اش گرفت بکشد و هرکس را خواست انعام کند . . . رسول اکرم (ص) و حضرت امیر المؤمنین(ع) و سایر خلفا هم، چنین اختیاراتی نداشتند. (ولایت فقیه ،ص52)

– حکومت اسلام حکومت قانون است . در این طرز حکومت ، حاکمیت منحصر به خدا است و قانون فرمان و حکم خدا است. قانون اسلام یا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. (ولایت فقیه،ص53)

– اسلام مثل حکومت ها ی دیگر نیست . بین حکومت اسلام و حکومت های دیگر فرق های زیادی هست ؛ یکی از آنها این است که حکومت اسلام یک حکومت عادل است . (صحیفه نور،ج7ص284)

– در این رژیم اسلامی ، الان ما خیلی مسوولیت داریم ؛ مسوولیت بزرگ داریم و آن حفظ آبروی اسلام است. (صحیفه نور،ج7ص285)

– ما هم که حکومت اسلامی می گوییم ، می خواهیم یک حکومتی باشد که هم دلخواه ملت باشد و هم حکومتی باشد که خدای تبارک وتعالی نسبت به آن بگوید که اینهایی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند. (صحیفه نور،ج3ص111)

– ما یک حکومتی می خواهیم که قانون باشد ، تابع قانون باشد ، نه یک حکومتی که تابع شیطان باشد. (صحیفه نور،ج3ص111)

– مغرور نشوید که شما فرماندار هستید . این کلمه فرماندار مال وقتی است که فرمان باشد و فرمانبر باشد و برادری نباشد . . . (صحیفه نور،ج8ص145)

– عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته ، شأن و مقامی نیست بلکه وسیله اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است… و بدیهی است که تصدی حکومت ، بدست آوردن یک وسیله است نه این که یک مقام معنوی باشد ، زیرا اگر یک مقام معنوی بود کسی نمی توانست آن را غصب کند یا رها سازد.(ولایت فقیه ،ص69)

– موضوع ولایت فقیه مأموریت و انجام وظیفه است . (ولایت فقیه ،ص69)

– حضرت علی (ع) درباره این که چرا عهده دار کار حکومت شده می فرماید ، برای اینکه حق را برقرار کند و باطل را از میان بردارد . فرمایش امام این است که خدایا تو می دانی ما برای بدست آورد منصب و حکومت قیام نکرده ایم بلکه مقصود ما نجات مظلومین از دست ستمکاران بود ، برای این بود که : « خداوند از علماء تعهد گرفته و آنان را موظف کرده که بر پرخوری و بهره مندی ظالمانه ستمگران و گرسنگی جانکاه ستمدیدگان سکوت ننمایند.» ولایت فقیه ،ص69)

– اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود ، همه از او می ترسیدند ولی دیکتاتوری در کار نیست ، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. ولایت فقیه ، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس ، بر رئیس جمهور . . . بر ارتش . . . می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد ، ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه دیکتاتوری. (صحیفه نور،ج10ص29)

– ما عدالت اسلامی را می خواهیم در این مملکت برقرار کنیم . اسلامی که راضی نمی شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدی بشود . اسلامی که حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید: اینکه لشگر آمده است و خلخال را از پای فلان زن یهودی ای که ملحد بوده است درآورده ، چنانچه بمیریم برای ما ملامتی نیست.(صحیفه نور،ج10ص169)

– اسلام بزرگ تمام تبعیض ها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد به اسلام تنها کرامت انسانهاست. (صحیفه نور،ج10ص197)

– اگر دولتی را دیدید که خلاف می کند ، ملت باید به او تودهنی بزند. اگر دستگاه جابری را دید که می خواهد به آنها ظلم کند باید از او شکایت کنند و دادگاهها باید دادخواهی بکنند و اگر نکردند ، خود ملت باید دادخواهی بکند ، برود توی دهن آنها بزند . در جمهوری اسلامی ظلم نیست ، درجمهوری اسلامی زورگویی نیست. . .(صحیفه نور،ج5ص237)

این جملات، چکیده‌ی دیدگاههای امام راحل درباره نسبت اسلام و ظلم، نسبت قانون مداری و عدالت، نسبت استبداد و ولایت فقیه و نسبت دیکتاتوری با مشکلی پیامبر و ائمه را نشان می‌دهد. آیا امامی که صداوسیمای جمهوری اسلامی امروز به جوانان معرفی می‌کند، با این امام یکی است؟ آیا رفتاری که حاکمیت فعلی با منتقدان خود انجام می‌دهد، بر این آموزه‌ها منطبق است؟ و آیا امروز به آنچه امام می‌خواست، رسیده‌ایم؟

اگر یک زمانی خلخال از پای یک زن یهودی به ستم بردند، اکنون با ضربه‌ای جان از زنی مسلمان ستانده‌اند. اگر مردن بر ستمی که بر زن یهودی رفت، حق است، بر ستمی اینچنین که بر زنی مسلمان رفت چگونه باید فغان کرد؟ اگر عدالت جاری است، پس چه دلیلی برای آزادی آن حمله‌کننده‌ی جانی است؟ و اگر جنایتی در کار نبوده است، پس چه دلیلی برای دفن شبانه وجود داشته است؟ پس مدعیان پیروی از امام کجا هستند؟ مگر خداوند از علما تعهد نگرفته است که بر ظلمی که بر ستمدیدگان می‌رود، سکوت نکنند؟


13 پاسخ به “انقلاب در دست نااهلان و نامحرمان”

  1. ناشناس گفت:

    خشت اول چون نهاد معمار کج / تا ثریا می رود دیوار کج

  2. حسین شریعتمداری سبز گفت:

    جمله امام‌خمینی را امروزه اینگونه نگاشته‌اند!!!
    «اگر دولتی را دیدید که خلاف می کند ، رییس آن دولت به ولی فقیه از همه نزدیک‌تر است!!!!»

  3. ناشناس گفت:

    در حقيقت چوب عدم و تشگل احزاب و سازمانها را كه از رژيم قبل و هزار برابر بدتر حكومت كودتا را ميخوريم چون از اول انقلاب دشمنان سريع يكديگر را پيدا كردنند ولي دوستان زمان برد

  4. دادار گفت:

    گروه معارف بررسی کلامی ازا نچه که مورد نظر مرحوم ا یت الله خمینی بود ا نجام داده ا ند ا ولی کافی نیست وباید بررسی می کردند چراعلیرغم این گفته های نغز درعمل مسئولین اموراجرا ئی که زیرنظرخودا یشان برخلاف قانون اساسی وهمه قوا نین جاری کار کشوروامورمردم را باینجا رسا ندند؟ وا یشان که میتوا نست جلو این تعدیعات رابگیرند نظاره گربوده وگاها تا ئید هم کرده ا ند.

  5. ناشناس گفت:

    afsoos .afsoos

  6. رزمنده دفاع مقدس گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    لحظات به تندی میگذرد و وخامت حال امام(س) به مرز«جنون» امتی نزدیک میشود، هیچ کس باور ندارد رفتنش را!! مگر میشود باور کرد که احیاگر تو، کسی که با دم مسیحایی ش، تو را، حیات مجدد بخشید و حال، در بستر احتضار، به انتظار وصل نشسته باشد. وخامت حال امام(س) را فریاد میکنند، طبیبان متخصص و منحی مانیتورها و…… ولی چه میتوان کرد که «عقل ها محصور جنون اند». مدتی ست که بخاطر تغییر محل زندگی از مسجد محل سابق دور افتاده ام و دسترسی به اطلاعات ندارم. بعد از نماز صبح بخواب میروم غافل از آنکه چه اتفاق هولناکی قرار است تارو پود ما را از هم بدرد!! مستاجریم و از تلفن هم خبری نیست. ساعت 5 صبح زنگ تلفن صاحبخانه بلند میشود و لحظاتی بعد درب منزل ما به صدا در میاد و میگویند با فلانی کار دارند! در آن موقع صبح، یعنی چه کسی ست؟ لحظاتی بعد مادرم که برای پاسخگویی به تلفن به منزل صاحبخانه رفته بود، با حالتی بسیار حزن انگیز در حالیکه مرتبا دستانش را بهم میچرخاند و بر پشت دست میزند، گریه کنان برمیگردد: «از مسجد محل زنگ زدند، فلانی بود!» نمیدانم اصلا چه شنیدم ولی آنقدر رحلت امام(س) برای من غیر قابل باور بود که اصلا نفهیمدم که چه شنیدم و فقط وقتی مادرم را با آن حالت دیدم فکرم هزار راه رفت، غیر از رحلت امام(س): «بگو چی شده؟ آقاجان چیزیش شده؟…..»حاضر بودم خبر فوت عزیزترین عزیزانم را بشنوم ولی رحلت امام(س) را هرگز!! بلاخره مادرم بحرف آمد و گفت« فلانی بود و خبر ……!!» گنگ و منگ فقط گوش میکردم، وقتی بخود آمدم که فریادم، حیاط خانه را برداشته بود….گریه و ناله و ماتم و بعد که مقداری بخود آمدم، پشت سرهم افکاری بسیار پریشان. حس بسیار غریبی فشارم میآورد که «یتیم» شدیم، «پشتمان» رفت و بعد از او چه بر سر «انقلاب»ش خواهد آمد…!! صاحبخانه به صدا در آمد: «چه خبرته، همه رو از خواب بیدار کردی! ترسیدیم» و بعد ادامه میدهد:« آخ ی ش، یک هفته تعطیلی!!» نمیدانم چند نفر از آقایان! با رحلت امام(س)، هم نوا با صاحبخانه ما، پیش خود یا در جمع خود! زمزمه کردند: «آخ ی ش! که راحت شدیم»!!….. شب قبل از روز دفن پیکر مطهر حضرت امام(س) است با یکی از دوستان عازم مصلای امام(س) هستیم براحتی میتوان دید ثمره یک عمر مجاهدات و از خود گذشتگی و بواقع مردم داری را!! جوانی با گردنبند و انگشتری از طلا و تیپی لابد مبتذل، پایین تپه ای از خاک، چاله ای کنده و با چند شمعی روشن اشک میریزد و با خود نجوا میکند!! گروه گروه مردم می آیند و سینه میزنند و از حال میروند: «مکن ای صبح طلوع»…….! و اما صبح طلوع کرد و جمعیت گریان و نالان خطی مشکی13 میلیون نفری از مصلا تا بهشت زهرا(س) ساختند و دنیایی از دوست و دشمن لب به تحسین ش گشودند! ساعتی از بعد از ظهر است، خانمی بد حجاب با وضعیت بسیار زننده، از دوست من میپرسد: که آیا امام(س) را دفن کردند؟ دوست من از روی ساعت جواب میدهد، بله! آن خانم بد حجاب روی جدول کنار خیابان می نشیند و با دست بر سرش میزند و گریه میکند. وقتی آمد 4 میلیون نفر آمدند به استقبالش و وقتی رفت 13 میلیون نفر بدرقه اش کردند این یعنی رویش، رویشی واقعی!! نسلی ساخت که ذهنیت او را ملاک زندگی و آخرت خویش قرار دادند و دارای آنچنان «هوش معنوی» شد که دنیایی را محصور خویش این بواقع اعجاز قرن شد، در میان خیل عارفان و بزرگان دین اگر مصلحت باشد که امام(س) بواسطه «ظرفیت» بلند و بی نظیرش، دست خلق گیرد و برهاند از طاغوت زمان، همین کافی ست که بگوییم او، بعد از اهل بیت نبی(ع) تایی ندارد!! راهپیمایی شنبه 25خرداد 88 است، جوانی به من میگوید:« اونقدر یا زهرا(س) گفتید و با باتوم تو سر ما زدید که دیگه بهیچ چیز اعتقاد ندارم و…….». اگر خمینی(س) را به نسل اعجاب آلودش بشناسیم، نسل 88 را باید ثمره چه چیز بدانیم!! ….بر جدول فاطمی نشسته ام و اشک میریزم که کجای کار اشتباه کردیم این دیو چند سر کجا رشد کرد که ندیدیم و غفلت کردیم …..پرت میشوم به سال 68: «یتیم» شدیم، «پشتمان» رفت و بعد از او چه بر سر «انقلاب»ش خواهد!!

  7. مجید گفت:

    من اصلاً سیاسی نیستم کاری هم ندارم توی مملکت چه کسی رهبره چه کسی رئیس جمهور هم توی سایت سبزها میرم هم توی سایت اونطرف و فقط جنبه سرگرمی واسم داره ولی یه سوال دارم از شما اونطرف که میدونم جواب نمیده حالا یه سنگ مفتی میزنیم به این گنجشنک نکنه شما جواب بدین
    از سال 1357 تا سال 1384 شماها کجا بودید؟ یعنی ظلم توی این مملکت نبود؟ یعنی همه چی اسلامی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    جواب plz

  8. ناشناس گفت:

    حذف منتقدان ؛ انتخابات غیر دموکراتیک ؛ اعدام گسترده زندانیان سیاسی ، نبود آزادی بیان و مظبوعات آزاد ، سانسور ، ادامه بی دلیل جنگ و …. وجود نداشته ؟ مگر همین ملی مذهبی ها رو زمان ایشون از صحنه حذف نکردن ؟ بنده که فرقی نمی بینم بین ایشان و شرایط الان فقط یه کم آگاهی مردم تغییر کرده – اگر قراره با چند تا نقل قول اثبات بشه که خمینی مستبد نبوده 20 سال بعد هم می شه نقل قول هایی از خامنه ای پیدا کرد که مثل جملات بالا باشه . متاسفانه درد مملکت من ندیدن واقعیت هاست که در همه تفکرهای سیاسی دیده می شه .همیشه یه شعاری رو اونقدر تکرار می کنیم که خودمون هم باورمون می شه

  9. ناشناس گفت:

    رزمنده جان گناه ازتونبود. شماوامثال شما آدمهایی معتقد وساده لوحی بودید که همه چیزرامدینه فاضله می دید. حقیقت این است که خشت اول ازبدوامر ناراست بود.

  10. مهدی گفت:

    اینگونه رفتارها جای تعجب ندارد………پشتوانه اخلاقی نظام مدتهاست که فروپاشیده و جهل و جور وفساد سراپای آن را گرفته است….در چنین شرایطی تنها راه باقیمانده برای آن فریب دادن عوام و سرکوب کردن به اصطلاح خودشان خواص بی بصیرت است.

  11. ناشناس گفت:

    موافقم منهم کامنتی باهمین مضمون گذاشتم که متاسفانه توسط کلمه سانسور شد.گفتم که اگر هم انحرافی بوده مسئولش خود شماهستیدکه در راس قدرت حضورداشتید اما باسکوت و مصلحت اندیشی یا حتی همراهی خودتون دراون شریک بودید.البته بنظر شخص من خانه از پای بست ویران است.

  12. ناشناس گفت:

    آري امام گفت كه نگذاريد حكومت بدست نااهلان بيافتد. اما اكنون كه نا اهلان بر مسند قدرتند و همه را به غير خودشان نااهل مي پندارند اين سخن امام را مانند پيراهن عثمان علم كرده تا با اسلام امويان اسلم علويان را نابود كنند . بقول ظريفي كه ميگفت ” بنام مكتب بر ضد مكتب”

  13. رزمنده دفاع مقذس به ناشناس گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    ناشناس عزیز! اگر چه معتقدم در دهه اول انقلاب نیز تندرویهایی وجود داشت که مهمترین عامل آن فعالیت گروهکهای بسیار تندخو و خشونت طلب بود و اگر چه در بعضی از موارد چارچرخ ماشین فرهنگیمان هم میلنگید اما، شرایط در ایجاد آن مشکلات بسیار دخیل میدانم و با تمام این مشکلات دهه شصت را در تاریخ این مرزو بوم کم نظیر و در بعض موارد اصلا بی نظیر میدانم و نمونه آن، همان رشد انسانهایی است که به لحاظ داشتن خصوصیات اخلاقی بواقع بی نظیر و سرآمد بودند!!