درخواست مجمع محققین و مدرسین از مراجع تقلید برای مداخله در جهت حل معضلات کشور
چکیده :کدام منکری روشنتر از اینکه افراد دلسوزی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم اینکه برخی انحرافات را که اکنون تشت رسواییاش از بام افتاده و صدای گوشخراش آن همهجا شنیده میشود، یاد آوری کرده و تذکر میدادهاند در حصر خانگی بهسر برند. آیا بهتر نیست که منتقدان صدیق و بیغرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس برانند مورد تکریم قرار میدادند؟...
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در بیانیهای به مناسبت 14 و 15 خرداد، از ظلمهای رایج در کشور و انحرافات صورت گرفته از مسیر امام و انقلاب به شدت انتقاد کرد و با اشاره به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زندانی شدن منتقدان دلسوز، از همه مراجع تقلید و اصلاح اندیشان جامعه خواست برای حل این معضلات، باب گفتوگوهای مسالمت آمیز را باز کنند.
این تشکل روحانی اصلاح طلب همچنین با یادآوری اینکه شیعیان معتقدند اصل اسلام پس از پیامبر دچار انحرافاتی شده، وقوع چنین انحرافی در میراث امام خمینی را نیز ممکن دانست و تصریح کرد: صیانت از میراث امام خمینی در مقابل تحریف گران و فرصت طلبان منحصر در نهاد و یا مقام خاصی نیست و بر همه ملت مسلمان ایران و بویژه نخبگان آشنا به اندیشه و سیره امام است که پرچم دفاع از این آرمان را بر زمین نگذارند و همچنان بر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر استواری نمایند.
مجمع مدرسین و محققین همچنین خاطرنشان کرد: کدام منکری روشن تر از این که افراد دلسوزی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم این که برخی انحرافات را که اکنون تشت رسوایی اش از بام افتاده و صدای گوش خراش آن همه جا شنیده می شود، یاد آوری کرده و تذکر می داده اند در حصر خانگی به سر برند. آیا بهتر نیست که منتقدان صدیق و بی غرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس برانند مورد تکریم قرار می دادند؟
متن کامل بیانیه مذکور به نقل از وبسایت این مجمع به شرح زیر است:
بسمه تعالی
سالها می گذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
تاریخ اسلام عرصه ظهور رهبران روشنگر و تأثیرگذار بسیار است.اما، بی گمان امام خمینی(ره) تنها رهبر بی نظیر و بنیان گذار معاصر است که میراث «انقلاب اسلامی» او تأثیر گسترده ای در تاریخ ایران و جهان داشته است و به همین دلیل شخصیت و اندیشه او جاذبه و دافعه فراوان یافته؛ همزمان،بیداری ملت های دربند، خشم مستکبران و در عین حال طمع شیادان را در استفاده از نام و راه او برانگیخته است.
نیمه خرداد امسال شاهد دو اتفاق مهم در تاریخ انقلاب اسلامی است؛ یکی میمون و مبارک و دیگری البته جای اسف و اندوه؛ اتفاق مبارک و میمون این ایام « موج بیداری اسلامی» در جهان است که نقش الهام بخش امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در این تحولات مشهود است. امواج بیداری که سر انجام آن شکست دیوار بلند جهل و استبداد و استعمار، و طلوع ناگزیر آزادی و کرامت انسانی در جوامع اسلامی است. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، ضمن گرامی داشت ایام ارتحال امام راحل، موج بیداری اسلامی در منطقه را طلیعه تحقق آرمان های انقلاب اسلامی می داند و بر این «حماسه مقاومت» افتخار می کند. حاکمان زور گو و مستبد باید بدانند که عمر گرگ های آدم خوار بسیار کوتاه تر از آن است که خود تصور می کنند. سنت الهی است که خون بر شمشیر همیشه پیروز است و این قاعده زمان و مکان نمی شناسد و از مصرو تونس و لیبی تا بحرین وسوریه و… را به یکسان فرا می گیرد. خداوند همیشه حامی مظلومان است و همو می فرماید؛ «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا».
اما حادثه ناگوار و تأسف آوری نیز در تاریخ انقلاب امام خمینی رخ داده است که نه کتمان پذیر است و نه عبور بی تذکر از آن برای ملت انقلابی و یاران خمینی کبیر روا و جایز می نماید. بسیار جای اندوه است که همزمان با گسترش امواج بیداری اسلامی درمنطقه، که البته بر آزاد ی خواهی و تعقل استواراند، رسانه های جمعی ایران و جهان، گزارش هایی تکان دهنده از زادگاه انقلاب اسلامی مبنی بر رواج خرافه ، رمالی، و فساد اقتصادی-سیاسی گسترده می دهند. آری افسوس بسیار دارد که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم ترین میراث امام راحل، آن هم در این شرایط حساس تاریخی، گرفتار اشخاص و گروه های نادان و فرصت طلبی باشد که مکارانه موجب تفرقه ملتی شده، جمعی از یاران دلسوز امام و انقلاب را به گوشه انزوا، یا حبس و زندان رانده ، نیروهای انقلابی را به جان هم انداخته و هر روز بر چهره مظلوم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران خراش بیشتر می زنند و زخم بر زخم می افزایند . حیرت آور آن که چهره ای عبوس ، خشن و خرافی از اندیشه و میراث امام خمینی در معرض دید و داوری جهانیان می گزارند.
بر این باوریم که نیمه خرداد همیشه در جمهوری اسلامی ایران برای دو چیز است؛ یکی تجدید پیمان با آرمان های الهی خمینی کبیر و دیگری باز اندیشی در مسیر طی شده . آیا پذیرفتنی است که انقلابی چون انقلاب اسلامی ایران همزمان دو نتیجه متناقض داشته باشد؛ هم الهام بخش برای بیداری اسلامی در منطقه بوده و در عین حال، در داخل کشور شاهد انزوا، اسارت و زندان تعدادی از یاران امام راحل باشیم؟ کدام ناظر هوشمندی می تواند چنین معیار دوگانه و متناقضی را نادیده بگیرد؟ و زبان به شکوه نگشاید؟
روشن است که هر اندیشه بزرگی به میزان عظمتی که دارد در معرض تحریف و طمع نیز قرار دارد. مگر عقیده شیعه نیست که دین اسلام اندکی پس از رحلت پیامبرگرامی اسلام(ص)دچار آسیب های ویرانگری گردید؟ بدین سان صیانت از میراث امام خمینی در مقابل تحریف گران و فرصت طلبان منحصر در نهاد و یا مقام خاصی نیست و بر همه ملت مسلمان ایران و بویژه نخبگان آشنا به اندیشه و سیره امام است که پرچم دفاع از این آرمان را بر زمین نگذارند و همچنان بر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر استواری نمایند.
آخر کدام منکری روشن تر از این که افراد دلسوزی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم این که برخی انحرافات را که اکنون تشت رسوایی اش از بام افتاده و صدای گوش خراش آن همه جا شنیده می شود، یاد آوری کرده و تذکر می داده اند در حصر خانگی به سر برند. آیا بهتر نیست که منتقدان صدیق و بی غرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس برانند مورد تکریم قرار می دادند؟ کدام منکری بالاتر از این است که هر روز شاهد فریاد تظلمِ بویژه زنانی در زندان ها باشیم که تنها گناه بزرگشان اعتراض به برخی کج روی ها است. این زندانیان البته در نقد خود قصد اصلاح داشته و دارند و در بدبینانه ترین حالت ممکن است در تشخیص مصادیق دچار خطا شوند آیا منصفانه است که به فرض خطا در مصادیق این همه تاوان سنگین بپردازند؟
مجمع مدرسین و محققین از همه دلسوزان مقامات رسمی و غیر رسمی و از همه مراجع عظام تقلید و اصلاح اندیشان جامعه درخواست می کند برای حل این معضلات باب گفتگوهای مسالمت آمیز را باز کنند و به این مسائل داخلی که البته آسیب جدی بر اعتبار جهانی انقلاب و نظام اسلامی زده و نیز مانع عمده در سیاست منطقه ای کشور است پایان دهند.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
11/3/1390














احسنت بر حقیقت طلبی شما
ای علمای اسلام بداد اسلام برسید (امام خمینی ) ایا این سخن برای 15خرداد 1342 است یا برای تمام اعصار ؟چرا ساکت نشستید و بعد از 1400 سال باز یه پهلوی بانویی میزنند و شبانه دفن می کنند؟روح امام را مدد گیریم و استبداد را بکبار برای همیشه نابود کنیم
جلوضررو هروقت بگیرند منفعته
در تشییع مرحوم منتظری مدارس آقایان باز بود و کسی درسش را تعطیل نکرد، چکار به کار این خواب زدگان دارید ولشان کنید که در خواب خود بمانند. شما که بیدارید کاری حسینی کنید که این یزیدیان زینب را نیز بر نتاقتند
خانه از پایبست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است!!!!!
۲۲ خرداد برای راهپیمایی سبز اعتراضی مردم ایران. تا آخر این راه استوار ایستاده ایم
خیابان ها را از حضور خود خالی نگذارند
عملكرد حاكميت در جهت نابودي ملت و گشور و ملت يكطرف و بهانه دادن دخالت بيگانگان طرف ديگر پس هر چه زود تر بهتر خودمان حل كنيم
مساله:گفتگو جواب داده و جواب می دهد؟
باسلام خدایا یعنی دیگر از حوزههای علمیه مردان شجاعی مانند امام به پا نمی خیزند تاریخ جلوی چشم ما تکرار شد باز به پهلوی حضرت فاطمه زدند وهاله را که مدرس قران بود به شهادت رساندند ,ولی صدایی از قم بلند نشد چگونه است برای نشان دادن نمای حضرت عباس فریاد وا اسلاما بلند می شود ولی برای کشتن و شکنجه و تجاوز و ضرب و شتم شیعیان صدایی بلند نمی شود دردمان را به کجا ببریم خدایا خودت فرجی بنما و ظالمین را بنحوی که خودت صلاح می دانی دراین دنیا قبل از روز حساب مجازات بنما امین یا رب العالمین
تا کنون این مجمع خط امام را از همه بهتر نشان داده اند ما به روحانیانی که آخرت را فدای منافع دنیایی نکردند افتخار میکنیم
به عرض مجمع می رساند که استناد شما به آیه کریمه :: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ :: درست نیست . زیرا اطاعت از خدا همان اطاعت از قرآن است و اطاعت از رسول نیز سنت رسول الهه است . در حالیکه ایشان از امام طبعیت می کنند . اگر بنا بر اطاعت از امامان بود خداوند می فرمود اطیعوا الهه و رسولکم و صالحین من عبادکم . بدیهی است که اطاعت از امام که غیر معصوم است جایز نیست . وامام معوم نیز حاضر نیست و آنچه هست روایات است که اکثر آن نیز مخدوش است و حداقل نیاز به فقیه جامع الشرایط دارد تا مفید به فایده باشد ، فقیه جامع الشرایط را ( آیت الله منتظری ) هم که کشتند . پس باید گفت که ول معطلید از دست اینان کاری بر نمی آید!
پس این سازمان عریض وطویل و پرخرج “مجمع تشخیص مصلحت” برای چه و چه روزی به وجود آمده است؟ چرا اینگونه معضلات و مشکلات به آن مجمع ارجاع نمی شود؟ یا این سازمان را منحل کنید یا بگذارید کاملا بی طرفانه وظایف خود را انجام بدهد. مجلس خبرگان که وظیفه خود را انجام نداد. آیا به “مجمع” هم اجازه داده نمی شود؟ یعنی مجمع هم باید مثل تمام نهاد ها چشم و گوش بسته منتظر دستورات بالا باشد؟ مثل قوه مقننه وقضاییه و خبرگان و شورای نگهبان و……. وای اگر از پس امروز بود فردایی یا حتی “پس فردایی”