تنها دلیل برای همه این خشونت ها
چکیده :وقتی یکدیگر را در آغوش گرفتیم بغض امانم نداد. تسلیت گفتم و گفتم خدا به شما صبر بدهد با این همه مصیبت، و اضافه کردم حکایت، حکایت حضرت زهراست. هم به پهلویش زدند و هم ناگزیر شبانه دفن شد. از تمثیل من بغض او هم ترکید. در همین حال بودیم که یک موتور سوار لباس شخصی به ما نزدیک شد و با تحکم خواست که حرکت کنیم و متفرق شویم ولی وقتی به سن و سال و وضع ما چند نفر توجه کرد از تحکم خود شرمنده شد...
علی شکوری راد
تا کارهایم را در بیمارستان جمع و جور کنم، نمازم را بخوانم و راه بیافتم کمی دیر شد. قصد داشتم در مراسم ختم مرحوم عزت الله سحابی که ساعت 2 بعد از ظهر در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در خیابان سهروردی اعلام شده بود شرکت کنم. فکر می کردم به علت ازدحام جمعیت جای پارک پیدا نخواهم کرد و بهتر است زودتر بروم. احتمال می دادم بدلیل قتل هاله مراسم بدون حاشیه نباشد ولی نه آن طور که بعداً شاهد بودم. روز قبل نتوانسته بودم برای تشییع جنازه مرحوم سحابی به لواسان بروم. شاید اگر آنجا را دیده بودم می فهمیدم که با چه صحنه ای مواجه خواهم شد.
خبر قتل هاله را همان روز ابتدا در ساعت 10:56 دقیقه صبح از طریق پیامک شبکۀ خبری دانشجو (SSN.IR) که لابد می بایست وابسته به قاتلین هاله باشد دریافت کردم. “سناریوی فتنه گران در خردادماه کلید خورد! انتساب قتل هاله سحابی (دختر عزت الله سحابی) توسط رسانه های بیگانه به نظام”. خشکم زد. باورم نمی شد. تصمیم گرفتم صحت خبر را بررسی کنم. اماچگونه می توانستم آن را چک کنم. در بیمارستان اینترنت در اختیار داشتم ولی شدیداً فیلتر بود. ناگزیر تصمیم گرفتم نام هالۀ سحابی را در گوگل جستجو کنم و از همان یک خطی های نتیجۀ جستجو، کسب خبر کنم. هاله را که زدم سحابی را خودش آورد. یعنی این اسم برای جستجوی گوگل شناخته شده است. دو خبر متناقض آمد ولی هر دو در اعلام خبر درگذشت هاله مشترک بودند. یکی گفته بود براثر حمله و ضرب و شتم نیروهای امنیتی کشته شده است و دیگری می گفت بر اثر ایست قلبی. البته هیچ دلیلی بی معنی تر از ایست قلبی برای مرگ نمی توان ذکر کرد. هر مرگی با ایست قلبی همراه است.
هاله سحابی مشهور بود ولی من او را فقط یک بار از نزدیک دیده بودم ، آن هم وقتی که یک ماه پیش برای عیادت پدرش به بیمارستان مدرس رفتم. تازه او را از زندان آزاد کرده بودند تا در روزهای آخر پیش پدرش باشد. پدری که بدلیل کمای عمیق دیگر اطرافیان را نمی دید و نمی شناخت. متین و آرام پذیرای علاقمندان پدرش بود. همانجا برای اولین بار با دکتر شامخی همسر هاله آشنا شدم. وقتی وارد سالن بیرون ICU که پر از جمعیت مشتاق عیادت مهندس سحابی بود شدم مرا شناخت و با گرمی تمام به استقبالم آمد و بر سر بالین مهندس برد و سپس سی تی اسکن او را به من نشان داد. چنان گرم و صمیمی بود که گوئی سالهاست همدیگر را می شناسیم. ساعتی که آنجا بودم و توفیقی بود تا بسیار کسان را که در دو سال اخیر توفیق دیدارشان را نیافته بودم ببینم، او نیز همراهیم کرد.
بار دیگر در بیمارستان مدرس به دیدار مهندس رفتم. هدف از رفتنم دیدار هاله بود تا در مورد عیادت یکی از بزرگان از مهندس، با او هماهنگی کنم ولی متأسفانه در آن ساعت هاله آنجا نبود.
پیش از رسیدن به سهروردی در بزرگراه رسالت به یکی از فرعی ها پیچیدم و همانجا پارک کردم و پیاده به سمت مسجد حرکت کردم. هنوز بسیار مانده بود به سهروردی برسم که از دور دیدم موتور سواران نیروی انتظامی در حال دنبال کردن مردم هستند. یکی از افراد که از آن طرف می آمد مرا شناخت و هشدار داد که جلوتر نروم. با این حال قدری جلوتر رفتم. در پیاده رو آقای مظفری نژاد از معلمان پرسابقه و نماینده دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی را دیدم که یک نفر زیر بغلش را گرفته و دارد می آید. همسرش هم همراهش بود. جلو رفتم و پس از سلام علیک چون بنظر می رسید دیگر جلوتر نمی شود رفت به اتفاق آنها برگشتیم. در این حال ناگهان دسته ای از موتور سواران در امتداد خیابان به سمت ما آمدند. ما ناخود آگاه قدری از هم فاصله گرفتیم. موتور سوارها در حالیکه دو ترک بودند و نفرهای پشتی باتومشان را در هوا حرکت می دادند با پرخاش از ما خواستند که متفرق شویم و در همین حال یکی از آنها با باطوم به بازوی آقای مظفری نژاد کوبید.
آقای مظفری نژاد را خود قبلا معاینه کرده بودم. از تنگی کانال نخاعی که موجب کمردرد است و نیز فرسودگی پیشرفتۀ هر دو زانو رنج می برد. انسان شریفی که با این همه درد برای بزرگداشت مرحوم سحابی آمده بود و با این وحشی گری مواجه بود. این وحشی گریها را قبلاً هم دیده بودم ولی در این مراسم بیش از حد می نمود. نه کسی شعاری داده بود و نه کاری از کسی سر زده بود. ما را از مسیر خودمان به سمت محل پارک اتومبیل باز داشتند. ناچار به یکی از خیابانهای فرعی تر رفتیم و در آنجا بود که دکتر شامخی، همسر هاله را با یکی دو همراه دیدیم که سراسیمه و مستأصل ایستاده بودند. صاحب عزا که باید در مسجد از میهمانان پذیرائی می کرد را تا آنجا تارانده بودند. با همان گرمی پیش گفته به استقبالمان آمد. وقتی یکدیگر را در آغوش گرفتیم بغض امانم نداد. تسلیت گفتم و گفتم خدا به شما صبر بدهد با این همه مصیبت، و اضافه کردم حکایت، حکایت حضرت زهراست. هم به پهلویش زدند و هم ناگزیر شبانه دفن شد. از تمثیل من بغض او هم ترکید. در همین حال بودیم که یک موتور سوار لباس شخصی به ما نزدیک شد و با تحکم خواست که حرکت کنیم و متفرق شویم ولی وقتی به سن و سال و وضع ما چند نفر توجه کرد از تحکم خود شرمنده شد و با لحن آرام تراضافه کرد بروید تا مشکلی برایتان پیش نیاید. گفتیم ماشینمان آن طرف است ولی گفت از آن طرف نمی شود و ما را به سمت پائین خیابان راهنمائی کرد. دکتر شامخی داستان روز گذشته را برایم شرح داد و اینکه ناگزیر شده است برای آنکه جنازۀ هاله را از آنها نگیرند به شرایطشان تمکین کند. گفت کوتاه آمدیم و شرایطشان را پذیرفتیم تا بتوانیم خودمان هاله را به خاک بسپریم.
دستپاچگی نیرو های امنیتی برای دفن سریع و شبانۀ هاله نیاز به هر استدلال و مدرکی را که وی به شهادت رسیده است را از بین برده است.
از مسیر دورتری به سمت ماشینم حرکت کردم. همچنان موتور سوارهای نیروی انتظامی در خیابانها مانور می دادند و هر از گاهی یکی از آنها نگاه تندی می کرد که گویا قصد حمله دارد. در دو خیابان دور تر از مسجد و در حالی که دیگر جمعیتی وجود نداشت. نا امنی از طرف نیروی انتظامی همچنان وجود داشت.
همه از هم می پرسیدند این همه خشونت برای چیست و این چه کاریست که یک مراسم ختم ساده و بی سر و صدا را تبدیل به در گیری و بگیر و ببند می کنند. بنظر من پاسخ این سوال ساده است. آنها می ترسند. آنها از مردم ترسیده اند و هر اجتماع کوچکی را علیه خود تلقی می کنند و از آن می هراسند. این وحشی گری ها نشان قدرت آنها نیست نشان ضعف و درماندگیشان است.
به این صورت همانطور که زندگی و حیات سحابی ها مصروف دفاع از آزادی و حقوق مردم گردید مرگ آنها نیز موجب افشای بیشتر کسانی شد که با آزادی و حقوق مردم دشمنی دارند. رحمت خداوند بر آنها باد که زندگی و مرگشان در خدمت آئین و ملت بود.
همین الآن، عصر جمعه، که این نوشته را به پایان بردم متوجه شدم از آقای مظفری نژاد تلفن داشته و متوجه نشده ام .زنگ زدم خانمش گوشی را برداشت. گفتم با من کاری داشتید؟ گفت آری دیروز محمدمان را همانجا زده و برده بودند. امروز آزادش کردند ولی یک طرف صورتش هنوز بی حس است و دکتر گفته است باید سی تی اسکن بشود ولی همه جا تعطیل است. از من کمک می خواست که این کار انجام بشود. گفت به صورتش ضربه زده بودند و دچار خونریزی از بینی شده بود و بعد که خونریزی بند آمده بود دوباره زده بودندش. گفتم آقای مظفری نژاد چه طور؟ .جای باطومش چه طور است. گفت کمی درد می کند. خدا رحم کرد به آن طرف که باطری قلبش را گذاشته اند نزدند. با اندوه گفتم خدا آخر و عاقبت این ملت و این کشور را به ختم به خیر کند.
خدایا فقط دلمان خوش است که تو خود شاهدی!














سلام
مادر من یک مادر پیر است و اصلا هم سیاسی نیست. وقتی خبر شهادت هاله را شینده بود بسیار گریه کرد و بر این قوم ستمکار کلی نفرین کرده بود.
مسلما دعای افرادی مثل مادر من و تمام انسانهای ازاده خواهد گرفت.
و این بساط ظلم برچیده خواهد شد.
ملک و سرزمین با کفر باقی می ماند ولی با ظلم هرگز. این حدیث را همه می شناسیم.
به امید برچیده شدن بساط این ظلم.
به امید ان روز
امثال تو و اون دکتر خزعلی چون وصلید به یه جاهایی خیلی روتون زیاده . آخه آدم با شعور اگه همین به اصطلاح مردمت شعور خودشون رو قبل از این نشون داده بودن و از ختم مرحوم حجازی سو استفاده نمی کردن که الان باهاشون برخورد نمی شد. قبلا یه غلطایی کردین که الان دارین چوبش رو می خورین. نوش جونتون.
شما را نمیدانم اما به اعتقاد من اینها به شدت وحشت دارند که خشم توفنده مردم شعله ور شده و خشک و تر را باهم بسوزاند. علت این همه سخت گیری همین است. اما نمیدانند که هرقدر این کش بیشتر کشیده شود، فشار آن به هنگام قطع شدن بیشتر شده و طرف را حسابی از پای درخواهد آورد. آیا اینان نمی دانند که این عده ای که به این راحتی کشته می شوند وکسی هم احساس گناه نمی کند و خود را از آنان و خانواده اش طلبکار هم میدانند، صاحبان اصلی این سرزمین هستند که روزی اینان با رای آنان علی الظاهر به قدرت رسیدند؟ سالها بود تقلب می کردند و ما شک داشتیم اما بر زبان نمی راندیم وقتی مچ دستشان را گرفتیم و گفتیم این آراء قلابی است، آن وقت آن روی واقعی خود را نشان دادند و زدند به سیم آخر که بله اصلا شما چه کاره اید و چه کسی نیاز به رای شما دارد. ما ازآن بالابالا ها مامور شده ایم و اگر احیانا عده معدودی هم به ما رای داده باشند ازهمان بالابالاها به دل اینان انداخته اند که به این رای دهید. رفته رفته خودشان هم باور شده که خبری هست. اینان ازآن می ترسند که خشم توفنده مردم منفجر شود. من هم ازآن می ترسم. مگر یک ملت و مملکت چقدر ظرفیت دارد که ظرف این مدت کوتاه شاهد دو سیل بنیان کن باشد؟ ترس اینان از سونامی مردم است.
خدایا تو که نگاه میکنی هرچه زودتر دست این دیو صفتان را از این ملت و دیار قطع کن.
به آرزوی طلوع صبح امید و آواز سبز و صدای دوست
ایا غیر از خدا و نوه مرحوم منتظری شاهد دیگری هست. آنهمه ادم انجا بوده اند با موبایل چرا ویدیویی منتشر نشده؟
inha risheh fesadnd
لعنت خدا بر ظالمین زمان
متاسفم . جمهوری اسلامی به چه روز افتاده ….
هم شما میدانید و هم ما که دلیل تمام این خشونت ها که البته کار از خشونت گذشته و به جنایت کشیده ،دلار های نفتی و بیت المال پر از پول است. که متاسفانه تحت لوای اسلام انجام داده میشود .به عنوان یک ایرانی هم خود و هم تمام فک و فامیل ودوستان و فرزندان و نواده های خود را یاد میدهم از آمران این جنایات متنفر شوند و ببخشند اما فراموش نکنند که با ظالم ترین افراد بعد از یزیدیان طرف هستند .
چه بگیم؟ چه کامنتی بگذاریم؟!چه میشود گفت و نوشت؟
ببینیدبه نظرمن اینها مردم ایران رو به عمد تو مشکلات اقتصادی ومعیشتی مشغول کردندکه فرصت نداشته باشندکه اخبار رو پیگیری کنند,مثلا شمایی که توی تهران زندگی می کنی فقط یه لحظه سرت رو ازپنجره خونه ات بیرون کن تا ببینی ملت چطور دنبال یه لقمه نون هستند من بهتون قول می دم اگر25بهمن یک روزتعطیل می بود وملت اصلا دنبال کارهای روزمره خودشون نبودند از25خرداد88جمعیت بیشترمیشد(با وجودگلوله وباتوم) بابا به خدا اینهایی که اینها برای تظاهراتشون میارن با اتوبوس ازشهر ری,ورامین,شهریار,کرج ودیگرتوابع تهران میارن اصلا توجه کردیدچرا همین شهرهایی که گفتم اصلا تظاهراتشون رو نشون نمی ده؟قصدم این نیست که بگم مردم این شهرها مردم نیستند,همون جا هم منتقدین اینها هستند,من میگم خب مجوز بدن وبگذارن فقط همین مردم تهران بیایند تظاهرات,خیلی ازمردم از ترس جونشون نمیان خیلیلا کار دارن وهزار مشکل دیگه که دربالا هم گفتم که خود اینها برای مردم ایجاد می کنند
چرا جسد خانم هاله سحابی رو تحت ام آر آی و سی تی اسکن قرار ندادید تا ببینید چه مشکل داخلی داشته؟واقعا بر اثر ضربه فوت کرده یا همون سکته بوده؟اینجوری نیازی به کالبد شکافی هم نبود.همین
دوستان سبز
ماه خرداد ماه حادثه هاست / ماه خرداد ماه عجیبی است / از طرفی ماه حزن است و اندوه واز طرف دیگر ماه امید است و نشاط.
دوم خرداد بود که ملت بیدار ما با رای قاطع خود به اصلاح طلبان با صدای بلند فریاد زدند که حکومت سند مهر و موم شده ی عده ای اقتدار گرا نیست و این فرصت را به اصلاح طلبان دادند تا جمهوریتی که از نظام زدوده شده بود را باز گردانند و راه تنفس جامعه را باز کنند هر چند آنها قدر این فرصت طلایی را ندانستند.
سوم خرداد بود که جوانان رشید این مملکت خرمشهر را آزاد کردند تا به دنیا بگویند وجب به وجب خاک این سرزمین مقدس است هر چند خیلی از جوانان آن روز امروز دارند دق میکنند بر اهداف مقدس به تاراج رفته ی آن روزها.
چهارده خرداد بود که خمینی رفت و بخش عظیمی از ملت را به عزا فرو برد هر چند میراث خواران او با ملت و اهل بیت او آن کردند تا چهره ی سفاک های تاریخ را سفید نمایند.
پانزده خرداد جرقه قیام مردمی بود برعلیه ستم پادشاهی که می ترسیدند دین شان را به تاراج ببرد و مسلمانی شان را یستاند هر چند پس از آن دوران ستم شاهی داعیه داران دین به نام خدا و به اسم نماینده خدا حکومت را غصب کرده و از دین جز اسمی کم رنگ بجا نگذاشتند.
22 خرداد “نه” بزرگی بود که ملت یکپارچه به مدعیان دروغین دین گفت و در صندوق رای بنام موسوی و کروبی ریخت هر چند اجنه توانستند نام احمدی نژاد را از صندوق آراء بیرون آورند.
25 خرداد روز حماسه ی سبز ملتی بود که نه تنها رای او بلکه تمام آمال وآرزوهای سبز او را دزدیدند هر چند که تاوان این حماسه کهریزک بود و تجاوز و ریختن خون عزیزان مان.
خرداد امسال چه خواهد شد؟
ملت سبز و مردم سبزاندیش خرداد امسال هم سراسر حادثه خواهد بود ولی بیایید یکبار برای همیشه حادثه ها را مدیریت کنیم و نهال آزادی را آنگونه بکاریم و آنگونه مراقبت نماییم تا دیگر بار افسوس خرداد های گذشته را نخوریم و فرزندان ما و آیندگان ما چنین متنی بنگارند بدون کلمه هرچند.
ای وای که از غم جانسوز هاله ها
خون می چکد ز دیده ی بشکفته لاله ها
مست اند ز باده ی قدرت یزیدیان
پر کرده اند ز خون جوانان پیاله ها
فقط میتونم بگم خدایا داد ما را بستان
جناب ناشناس که میگی “ایا غیر از خدا و نوه مرحوم منتظری شاهد دیگری هست. آنهمه ادم انجا بوده اند با موبایل چرا ویدیویی منتشر نشده؟”، اخه وقتی به ازای هر 1 نفر 2،3 تا نیرو میذارن، و با اون حد از خشونت و هتاکی و اوباش گری چه جور کسی میتونه موبایل در بیاره فیلم بگیره؟ تازه اصلا از کجا میدونستن که به یه عکس توی اغوش خانم سحابی هم رحم نمیکنن و میخواد یه چنین اتفاقی بیفته که موبایل در بیارن؟…
درباره تکذیبیه سپاه گفت: “بنده به این آقایان می گویم که مواظب باشید، شما فقیه نیستید و تنها مقلد می باشید.
آقایِ حسین نام، شما از آنتی فیلتر برایِ ورود به سایت استفاده نکن، هم جرم هست، هم اشکالِ شرعی داره
ویدئو بهترین خبر است و تا ویدئو نباشد نه اون طرف نه این طرف نه طرف دشمن نه طرف منافق نمی شود بود
پس سعی کنید مثل اخبار جمهوری اسلامی فقط ننویسید و حرف نزنید ویدئو منتشر کنید و یا اصلا نگید و به یک خبر بسنده کنید و تا نتونستید مدرکی ارائه دهید تجزیه و تحلیل نکنید
فکر می کنم ساده است عمل کردن بهش فقط اراده می خواد تا شما خبرگذاری راستگو باشد
ضمنا می توان لینک های مرتبط نیز در زیر خبر ارائه داد که ملت خبر های تکمیلی را دنبال کنن
این نوع نوشتن خبر بجز عوض کردن فکر مردم چیز دیگری را نشان نمی دهد بگذارید خود بنگرن نه بجایشان بنگیرید و قالب کنید
ضمن اظهار تاسف فراوان از این همه بی فرهنگی که ما مردم ( لباس شخصی ، بسیجی ، پاسدار ، پلیس، ارتشی …. نیز همه از همین مملکت هستند ) نسبت یه خودمان اعمال کرده و میکنیم باید به دوستانی که فقط نفرین کرده و مسائل را به خدا حوالت میدهند ،بگویم که خدا بیکار نیست تا وظیفه بندگان خودرا بجا آورد.اگر همتی دارید قدمی بردارید و هزینه آن را هم پذیرا شوید. اگر قرار بود بی عدالتی وظلم در دنیا با دعا و استغاثه از بین برود ، امروز دیگر نباید شاهد هیچگونه ظلمی در دنیا باشیم حال آنکه چنین نیست و چنین نیز نخواهد شد. باید آستین عمل بالا زد.
اول اینکه به نظر من تظاهرات الآن اصلا به صلاح جنبش نیست اگر هدف آزادی موسوی و کروبیه باید واقعیتو گفت مردم به اون اندازه نمیان که بتونن کاری کنن باید کاری کرد که مثل روز قدس88 مردم خیلی باشن شکیم نیست که همه دلشون با جنبشه ولی جون در خطره پس باید فکر دیگه ای کرد و از آقای خاتمی ایراد نگرفت!
دوم واقعا اگر امام میدونست که روزی تو این نظام همچین اتفاقاتی میفته و بیشتر از رژیم شاه به مردم ظلم میشه چنین نظامیو تشکیل میداد؟
واقعا که سخت شده نه میشه مبارزه کرد نه زندگی فقط خدا به داد این ملت برسه!
سوم ایرن اسلامی امروز ذره ای بوی اسلام نمیده ومیبینیم که جوونا روز به روز از دین دورتر میشن بخدا تا چند سال دیگه وضعیت فساد تو مملکت از زمان شاهم بدتر و علنی تر میشه! خب چیکار کنیم که کسانی مثل مشایی به هدفشون نرسن؟ فکر کردین 2سال دیگه مشایی میخواد کاندید ریاست جمهوری بشه و از الآن ممکنه رای ها شمارش شده باشه؟!
همه فکر کنیم برای راه حل اونا زورشون زیاده که دارن زور میگن!
یا علی مدد
aghaye hossein salam . inke ishan va dr mehdi har kari kardand be shoma ii ke lonpano batom dar dast darid che rabti darad ? magar shoma jaye khoda neshastid ke hokm midahid ? sad albate bande ham mese shoma an adabiyati ra ke estefade kardid ro baladam amma che niyazi baraye angoone harf zadan ast ?be khodat biya , chizi be halghe bar gardane amsale shoma namande
بابا دکتر بی خیال ای سی تی اسکن که گفتی یعنی چه ؟ :)
این اقایی که اینطور از این سثمکاران و قاتلین دفاع کرده خوذش از جانیان و چماقذاران وجیره خواران است والا کسی که از انسانیت بویی برده باشد از این اعمال جنایت کارانه دفاع نمیکنذ.پذر و مادرش باید اسمشو یزید مگذاشتند نه حسین.
ننگ ونفرین ابدی بر ظالمین ویزیدیان حاکم بر ایران
فقط نشستن و خدا خدا گفتن کافی نیست۰باید به خیابونها بریم.۰چقدر باید کشته بدیم۰اقایون اینهمه نگین سکوت۰
قاتل ها را ول کرده اند به جان مردم بی دفاع. وای بر ما ملت و پناه بر خدا.
حیف از نام حسین مظلوم که پدر و مادرت بر تو نهادند. سعی کن کمی با ادب باشی برادر
خدا مرده است…
نفرین خدا و بندگان صالحش بر این جانیان و اربابانشون، از کوچکترین تا بزرگترینشون . بخدا قسم که پیروزی نزدیک است.
اجازه فيلمبرداري به كسي نمي دادند. خودشون زياد فيلم گرفتن كه انشاله يه روزي منتشر ميشه. شايد كسي تونسته باشه يواشكي فيلم گرفته باشه. ولي تا اونجا كه من مي دونم فيلمي از شكستن سينه حضرت زهرا (س) هم وجود نداره. هاله هم مثل ايشون مظلوم رفت. مثل ايشون شبونه دفن شد. اميدوارم مثل ايشون مورد سوئ استفاده قرار نگيره.
بیائید در نمازهای خود از خداوند ناظر ذوالانتقام بخواهیم که هرکس به اسلام و مسلمانان وانسانهای بیگناه ظلم ستم روا میدارداگر قابل هدایت نیستندعاجلا بحق آقا و ولیمان امام زمان(عجل)ذلیل وخوارنمایدتادر منظر همه عالم رسوا گردد.همانگونه که در این عصر پادشاهان جور مانندممدرضا وصدام ومبارک رابخاک ذلت نشاند.الحمدالله رب العالمین
javabeh in hame zolm va jor o setam ra faghat bayad ba shmshir dad.ya hossein
این آقای حسین همچین حرف زدن که ادم فکر میکنه که از مریخ تشریف آوردند. مراسم پدر مهندس موسوی هم بعد از مراسم ناصر حجازی بود که اجازه هیچ کاری ندادند؟ مراسم ناصر حجازی رو هم اگر ترس و واهمه ای نداشتند میذاشتند از امجدیه برگزار شه تا اون وقت ببینید که بدتر از اینها هم میتونست بشه. راجع به مراسم تشییع مهندس سحابی هم اگه 2 زار فکر! کنید میبینید که تو لواسان بود نه تهران و حتی اگه 2 تا شعار هم داده میشد پایه های استوار !! نظامتون به جاییش بر نمیخورد. هر چند بعید میدونم شما و این قوم با تفکر میونه ای داشته باشید.
khoda nazer bar hame chiz ast
ama dare emtehanemun mikone
khodesh komak kone sarboland birun biyaym hamamun va ru siyahan be zudi rosva beshan
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش
– داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد-
هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند!
شاملو
دوست عزیز اگر خبر ها را کامل بخوانید مشاهده می فرمایید که جنازه را همان شب به زور دفن کردند و من بعید می دانم که بشود یک جنازه را بدون مشکلات امنیتی سی تی کرد .
دلیل دفن شبانه .وعدم برکزاری مراسم ختم
ایکاش اینها رو رهبر معظم می خواندند شاید….
ای کاش رهبر معظم این رو می خوندند شاید….
حسین خان!!!
این مردم شعور دارن . شعور بالایی هم دارن. از مراسم مرحوم حجازی هم اگه کسی سوء استفاده کرده باشه شما و دوستانتان بودید نه مردم که سیاهپوش آمده و حرفهای آنمرحوم رو تکرار میکردند. مگه حجازی نگفت که : مگر بی غیرتم که فقر و تنگدستی مردم را ببینم و … حالا شما که اینطوری ادب خودت رو نشون میدی و دوستان شما که الان چوب اون سوء استفاده بقول خودت رو به مردم میزنید بترسید از چوب خدا!!!
یه جوری به کمرتان خواهد زد که هفت پشتتان هم ناله شان دربیاد. راستی اگه ترس از سوء استفاده بود به همان تشییع آرام در لواسان قانع میشدند نه اینکه به پهلوی فرزند متوفی بزنند و شبانه دفنش کنند اجازه کالبدشکافی ندن و فیلمهایی که خودشون گرفتن به ملت نشون ندن!!!!
خیلی حق بجانبی از ولی ات بپرس که چرا اون فیلمهای خودشون رو نشون نمیدن؟؟؟
با این ظلم آتشی در دودمان تان افتاد که تا دنیا دنیاست با شما خواهد بود. مثل یزید و یزیدیان در دنیا و عقبی خواهید سوخت
یاحسین
میرحسین
خدايا ميسپارمش به تو
ما بیشماریم. خدا شاهد است.ما شاهدیم.ملت ازاده ایران زمین هرگز از پا نخواهند نشست.خرداد ماه را همه پیر و جوان به خیابانها خواهیم امد.
نه با سکوت که با خشم بر اریکه قدرت خواهیم تاخت.ازادی از ان ماست. ان را پاس خواهیم داشت.درود بی پایان بر همه شهدای راه ازادی ایران
زمین. زنده باد جنبش همیشه سبز ایران.زنده باد موسوی و کروبی و همه ازادگان.صبح سحر بسیار بسیار نزدیک است.
صبح سحر نزدیک است.اندکی صبر.
به نظر شما اگه حضرت علی تو ایران بود با اینها چیکار می کرد
خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و … چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم؟
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس در اینترنت… چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی که میآید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :
اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : يادبگيريم عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط فرهنگي است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . نوبت را رعایت میکنیم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید تغییر کنیم تا بهترین باشیم.
اينها كه اينقدر ادعاي ابرقدرتي و مبارزه با آمريكا و … دارند چطور از يك پيرمرد مريض 80 ساله وحشت دارند؟!!
خدا تاوان ظلمهای ظالمان را دارد هر روز نشانشان می دهد. به جای اظهار ناامیدی و یاس به خدا توکل کنید. روزگاران ظالمان بدتر از مردم است که از خفقان رنج می برند. عصبیت شان هم از همین روست . نه دلارهای نفتی نه دین نه دروغ نه زندان نه قتل هیچ چیز به کارشان نیامد . سرنوشت احمدی نژاد را ببینید پارسال چه شادمان بودند و امثال چه درمانده بقیه هم همین طور خداوند آنها را به هم مشغول کرده است . دست خدا بالای همه دستهاست