آخرین وضعیت محمد سیفزاده حقوقدان برجسته پس از پنجاه رور بازداشت
چکیده :ما هیچ پیگیری نکردیم، مثلا از دادستانی. چون خود آقای سیفزاده تمایلی به این کار نشان ندادند. ایشان یک ماه پس از دستگیری آقای سیفزاده در ارومیه ایشان از اداره اطلاعات ارومیه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند، در آنجا هم یکماه حبس بودند که حالا چند روزی است به بند عمومی اوین منتقل شدهاند...
همسر محمد سیفزاده، حقوقدان و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر با اظهار اینکه همسرش حدود یک ماه پیش از زندان ارومیه به زندان اوین منتقل شده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که اطلاعی در مورد پرونده وی ندارد. او از وضعیت سلامتی این وکیل برجسته ایرانی ابراز نگرانی کرد و گفت که بیماری دیسک کمر برای وی میتواند خطر جدی داشته باشد.
فاطمه گلزار با اشاره به اینکه از وضعیت پرونده محمد سیفزاده هیچ اطلاعی ندارند، در خصوص اتهام همسرش گفت: «اتهام همسرم خروج از کشور به قصد اقدام علیه امنیت ملی است که همسرم به دلایل کاملا حقوقی این اتهام را نپذیرفتند. کسی که هنوز از کشور خارج نشده چطور میتوان قصد اقدام علیه امنیت ملی او را توجیه و ثابت کرد.
وی در خصوص پیگیریهایش از وضعیت پرونده گفت: «ما هیچ پیگیری نکردیم، مثلا از دادستانی. چون خود آقای سیفزاده تمایلی به این کار نشان ندادند. ایشان یک ماه پس از دستگیری آقای سیفزاده در ارومیه ایشان از اداره اطلاعات ارومیه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند، در آنجا هم یکماه حبس بودند که حالا چند روزی است به بند عمومی اوین منتقل شدهاند.»
محمد سیفزاده، حقوقدان و عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر ۲۲ فروردین ماه امسال توسط ماموران امنیتی در ارومیه بازداشت و به اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. او پس از گذشت دو هفته از دستگیری توانست با خانوادهاش تماس بگیرد. پسر این حقوقدان در ملاقات چند دقیقهای پدرش در اداره اطلاعات ارومیه وضعیت جسمی او را در گفتگو با وکیلش نامناسب توصیف کرده و از لنگیدن یکی از پاهای پدرش اظهار نگرانی کرده بود.
فاطمه گلزار در خصوص وضعیت جسمی همسرش گفت: «کمی لاغر شده است. ما دو بار با او ملاقات داشتیم که یک بار ملاقات حضوری بود و بار دیگر ملاقات کابینی. درباره لنگیدن پاهایش باید بگویم که او دیسک کمر دارد و وقتی دچار فشار عصبی و خستگی میشود روی پاهایش هم تاثیر میگذارد و میلنگد. به نظر وقتی پسرم او را دیده در شرایط بد دیسک کمرش بوده است.»
آقای سیفزاده آبان ماه سال گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حکم ۹ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت را دریافت کرد و پروندهی او هماکنون در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در حال بررسی است. اتهامات وی در این پرونده، «تبانی و اجتماع به قصد برهم زدن امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و نیز «تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر» عنوان شده است.














خداوندا تو خود شاهد وناظر باش که ما گفتیم این عزیزان مابی گناهند اینها گناهشان درک وشعورشان است که جاهلین تاب وتحمل اینهمه فهم وشعوروکمالات انسانی را ندارند ،یکنفر مثل مصباح یزدی باید ازادانه هر چه میخواهد بگوید وعزیزی وبزرگ مردی همچون سیف زاده دربند باشد وما ارزش این جهان را با این اوصاف خوب درک کردیم ….
اسكناس نويسي كنيم.
دوستان من،اسكناس نويسي كنيد. ماهيانه هر نفر حداقل هزار تا اسكناس خرج ميكنه،يعني مي شه هزار تا شعار نوشت،هر اسكناس ماهيانه دست 100 نفر حداقل ميچرخه. يعني هر كس مي تونه صد هزار مخاطب داشته باشه در ماه. تصور كنيد روزي رو كه تموم اسكناسها پر از شعاره. از همين الان بنويسيد. هر چي دوست داريد. اصول جنبش سبز رو بنويسيد. خواسته هاي اساسي شو بنويسيد. تمام اسكناسهاي ايم مملكت و پر از شعار مي كنيم.
حال که به این وکیل آزاده و شجاع اجازه داده نمی شود تا به وظیفه اش که دفاع ازحقوق موکلین است عمل کنید، ای کاش اجازه داده می شد که به خارج رفته ومدتی استراحت کند و هوای آزاد را استنشاق کند. مگر مردم آبند که همه یکسان باشند. والله حتی آب هم ازنظر خاصیت با آبهای دیگر اختلاف دارد. اختلاف سلیقه حق طبیعی هربشرصاحب اندیشه ایست. درقرن بیست ویکم واقعا باعث تاسف است که ازمردم انتظار داشته باشیم همه به یک گونه بیندیشند وهمه فرمانبرباشند و هیچ کس صاحب رای و عقیده مستقل و مخالف نباشد. این یک نوع بی علاقگی و عدم دلبستگی به این رژیم و آب و خاک را درمیان مردم گسترش داده رفته رفته مردم کاملا بی تفاوت شده ونسبت به رویدادها و آنچه در مملکتشان می گذرد کاملا بی تفاوت خواهند شد. آیا این سردمداران ما طالب چنان وضعیتی هستند؟ یا خود را عقل کل دانسته این مردم را دسته گوسفند بیشتر نمی دانند که بی حرف باید آنچه را می شنوند وبه آنان دستور داده می شود اطاعت کنند؟ من که هنوز مستقل می اندیشم وبرای خودم حق مخالفت و مخالف اندیشیدن را صددرصد حقی طبیعی میدانم.