وال استريت ژورنال: اينترنت ملي ايران برای سانسور شديد است
چکیده :همچنین یکی دیگر از موانع ایجاد اینترنت ملی نداشتن تجربه فنی کافی برای ایجاد اینترنت بومی و موتور جستجوگر قوی مثل گوگل است....
سایت آتی نیوز به نقل از روزنامه وال استریت ژورنال نوشت که ایران گام های زیادی به سمت شیوه جدیدی از سانسور برداشته و با ایجاد اینترنت ملی قصد دارد ارتباط فضای مجازی ایران را با دنیای خارج قطع کند.
این روزنامه مدعی است که رهبری ایران این طرح را روشی برای خلاص شدن از دردسرهای مربوط به کنترل اینترنت می داند. در ادامه این گزارش نویسنده با اشاره به طرح اینترنت ملی، آن را تلاشی در راستای رهایی از چیزی دانسته است که ایران آن را جنگ آنلاین ایده ها، فرهنگ ها، نفوذ و عقاید غربی می پندارد و آن را جنگ نرم می خواند.
در ادامه این گزارش به نقل از خبرگزاری های محلی آمده است که وزیر ارتباطات ایران اخیراً اعلام کرده ایران به زودی کامپیوترهای خود را مجهز به سیستم عامل بومی به جای ویندوز مایکروسافت خواهد کرد.
این نشریه سپس به تبعات اقتصادی این سانسورها پرداخته است. بر این اساس، ادعا شده که سانسور برای کشوری که به لحاظ اقتصادی از بقیه جهان منزوی و تحت تأثیر تحریم ها است به لحاظ اقتصادی تبعات زیانباری دارد و امکان عملی شدن ندارد چرا که با این کار ارتباط ایران با مراکز تجاری در روسیه، چین و سایر کشورهای شریک ایران قطع خواهد شد. همچنین یکی دیگر از موانع ایجاد اینترنت ملی نداشتن تجربه فنی کافی برای ایجاد اینترنت بومی و موتور جستجوگر قوی مثل گوگل است.
روزنامه فوق مدعی است که امکان اینکه ایران بتواند ارتباط اینترنتی خود را با جهان خارج کاملاً قطع کند بسیار کم است ولی به هر حال ساختار اینترنتی دولایه ای شکل خواهد گرفت که در برخی از کشورهای اقتدارگرا رواج دارد.
محمود عنایت مدیر برنامه های رسانه ای دانشگاه پنسیلوانیا در این خصوص مدعی شده است: “ایران دیگر احساس تهدید فیزیکی نمی کند اما همچنان در این فکر است که غرب می خواهد بر آن مسلط شود اما این بار از طریق اینترنت”.
وال استریت ژورنال مدعی است با به قدرت رسیدن اصولگرایان به رهبری محمود احمدی نژاد در ایران بر شدت سانسور و فیلترینگ در ایران افزوده شده است.
این روزنامه نتیجه گیری کرده است که به دنبال وقایع روی داده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 در ایران، مقامات ایران به شدت احساس ناامنی کرده و سعی می کنند کنترل بیشتری بر سایت های اینترنتی در کشور اعمال نمایند و همین امر هم ایده تشکیل “اینترنت ملی” را فراهم آورد که نسخه ای محدود تر و داخلی تر است که امکان کنترل بیشتری دارد.














واقعا خیلی به خودشون فشار آوردن تا اینو فهمیدن
یه چند نفر بفرستین بادشون بزنن
دلشون که برای مردم ایران نمی سوزه که//////داریم مثل کره شمالی می شیم
امروز پنجشنبه ساعت 15 متوجه شدم كه مراسم بزرگداشنت مهندس سحابي و هاله در همين ساعت (14 الي 15:30) مر مسجد محمد بن حسن واقع در سهروردي شمالي (سر پاليزي) برگزار مي شه،چون من در همون حوالي ساكنم سريع آماده شدم كه برم اونجا و اگه شد برم داخل مسجد. ساعت حدود 3:50 رسيدم به شريعتي، از داخل شريعتي دو يگان موتور سوار گاردي كه به نظر مي اومد كارشون تموم شده داشتن مي رفتن. از كوچه ها منتهي به سهروردي رفتم داخل سهروردي، لباس شخصي ها اطراف زياد بودن،با اينكه من دير رسيده بودم و قطعا خيلي ها شون رفته بودن. وارد سهروردي، حوالي مسجد كه شدم، حدود 30-40 ماشين نيرو انتظامي (ون و سواري و …) بودن كه خيلي هاشون داشتن نيروها رو جمع مي كردن و نيرو داشتن باتوما و سپر هاشون و بار ماشينا مي كردن. از روبرو مسجد كه رد شدم ديد لباس شخصي ها بسيجي رو كه كنار پياده روها ي خيابون سمت مسجد نشته بودن، انگار خيلي وقت بود اونجا بودن. خيابون سهروردي ترافيكش كم بود و چون من هر روز از اونجا رد ميشم، مطمينم كه يه سري ورودي هاي به اين خيابون(احتمالا از سر عباس آباد و تخت طاوس) بسته بوده. در مسجد آدم زيادي نبود،به نظر مي رسيد كه مراسمو قبل از موعد خودش حتي تموم كردند، در طول خيابون سهروردي مي شد ديد خانم هايي رو كه به عشفق هاله اومده بودن،ولي از ترس مزدوراي حكومتي،تو اون آفتاب رو نيمكتاي كنار خايبون نشسته بودن.خيلي غريب و مظلومانه. آدم از اينكه اين همه ظلم و ميبينه و كاري از دستش نمي آد احساس بدي داره. هنوز يه صحنه تو ذهنم مونده، بسيجي ها كنار پياده رو نشسته بودن،كفش و جوراباشونو در آورده بودن، انگشتاشونو تكون مي دادن تا خنك شه. تو اطراف ميديدم بسيجي ها رو كه با موتور،2 تركه يا سه تركه و يه پبلاستيك به دست داشتن مي رفتن خونه هاشون. فكر كنم عرقشون خشك نشده پولشونو داده بودن، چون يه حس رضايتي تو صورتاشون ديده مي شد. من كه دير رسيدم به محال مسجد،ولي مطمينم مراسم هاله و پدرشون هم مثل زندگي و مرگشون مظلوم و نجيبانه برگزار شد. امروز قبل از اينكه برم يه فيلم تو يو تيوب ديدم از پزشك معالج هاله،كه ميگفت قطعا مرگ هاله بر اثر سكته قلبي نبوده،ايشون در اثر پارگي طحال و خونريزي داخلي مرده و ميگفت شايد اگر اطاق عمل تو بيمارستان بود مي شد كاري كرد. پارگي طحال در اثر ضربات يه بسجي مزدور به زير جناق هاله با آرنج.
ای داد بیداد. یعنی زندگی درسلول انفرادی . بدون روزنه ای هر چند کوچک.