محمد نوری زاد: ای کاش بساط این ظلم خانمان برانداز را برچینند
چکیده :والله من در زندان به یک جوان بی گناه تازه دامادمشهدی برخوردم که اکنون یک سال ونیم در زندان اوین است و در این مدت یک روز هم به مرخصی نرفته و یک ساعت هم با همسر جوانش نبوده است . نفرت ما از رقیب نباید ما را به ورطه ی لجبازی های کودکانه در اندازد . آخر چرا نباید یک مرد زندانی یک پدرو یک فرزند زندانی هر از چندی به مرخصی بروند و با بستگان خود دیداری تازه کنند و دو روز بعد باز به همان جهنم نفرت ما باز گردند؟...
محمد نوری زاد، جهادگر و مستند ساز یادداشت جدیدی از جوار مرقد امام رضا نگاشته است. او از زندانی های جوانی گفته که ماههاست حتی فرصت دیدار کوتاهی با خانواده به آنان داده نشده است و از راز و نیازی که به درگاه امام رضا برده است برای کسانی که اسیر نفرتها شده اند. متن گویا و خواندنی محمدنوری زاد که در وبسایت شخصی اش منتشر شده است به شرح زیراست:
یک روز در زندان، کف دست به دیوار سلول تنهایی خود خواباندم و سربه سمت سقف سلول بالا بردم و ملتمسانه از امام رضا(ع) خواستم تا بین ما و خدا وساطت کند و دربیرون رفت از مخمصه ای که کشورمان بدان دچار شده، مارا یاری فرماید. این نیز از او خواستم تا در اولین فرصت ممکن مرا به پای بوس خود توفیق دهد.
دیروز پنجشنبه پنجم خرداد تقاضای دوم من اجابت شد و من در شباهنگام به آستان حضرتش راه یافتم . چشمان من تاب بارش آنهمه اشک شوق را نداشت. گریستم. سخت.
شاید درمیان آن همه زائر حسرت بدل، این تنها من بودم که نه پولی از امام خود خواستم نه از بیمار و بیماری خود نالیدم و شفا طلب کردم نه برای رفع مشکلات ارزی و ارضی و سماوی ام دست به دامانش شدم نه برای سرنگونی رقیب خدانشناس خود مصرانه چنگ به ضریح طلایی او بردم نه درپیشگاه او خدا را به دوردست های فراموشی و بی اعتنایی راندم، بلکه از او ” تشکر” کردم .
بخاطر شایستگی هایش . بخاطربزرگی اش در علم وحلم و سیاست و تربیت فرزند و فضائل دیگری که در او فراوان هست و ما کمتر از آنها سراغ می گیریم و از میان آنهمه ستیغ کمالات ، گاه تنها به سروقت ضامن آهویی او می رویم . یا : جام زهری که به جفا سرکشید و سراسیمه از دستگاه مامون بیرون زد و درخانه به خدمتکار خود فرمود: در را ببند و کسی را راه مده که من رفتنی ام . و داستان آمدن نوجوان او جواد به بالینش . از کجا؟ از مدینه. چگونه؟ خب معلوم است دیگر. با : طی الارض. هواپیما که نبوده آن زمان .
درآن شب مبارک، من نیز مثل دیگرانی که به شوق ضامن آهو راه درازی را تا مشهد مقدس آمده بودند و در هیبت جمعیتی درهم فشرده هم درزیارت حضرت تکاپو می کردند و هم رد پای این درهم فشردگی شان را تا بازارهای دور و نزدیک حرم مطهر نیز می شد تماشا کرد، حتی در عکاسخانه ها با آن پرده های گنبد و بارگاهی ، و نقاشی بزرگ آن امام که پیش پای آهوی بدام افتاده زانو زده و از صیاد می خواهد که ضمانت او را بپذیرد تا آهو- که مادربود- برود و بره هایش را شیر بدهد و بازآید . و صیادی که با تیرو کمان و تیردان پراز تیر از سرناچاری اما با تردید می پذیرد و وقتی آهوی مادر می رود و باز می آید، اشک ریزان به دست و پای امام غریب می افتد و آهوی مادر را بخاطر گل روی امام آزاد می کند .
گریه های من در آن شب شوق انگیز از همین خصلت ضمانت گری حضرت گرما می گرفت . بخود گفتم: چه می شد اگر رهبرگرامی ما نیز که در ارادت ایشان به حضرت رضا هرچه بگوییم کم گفته ایم ، این مردم غم زده را و مادران گیسو پریشان و پدران چشم به راه را و همسران جدا مانده را و شیون فرزندان بی پدر را بقدر آن حیوان زبان بسته ارزش قائل می شدند و خود به ضمانت شان همت می کردند و بساط این همه ظلم خانمان برانداز را بر می چیدند.
اگر رهبرگرامی ما نیز که در ارادت ایشان به حضرت رضا هرچه بگوییم کم گفته ایم ، این مردم غم زده را و مادران گیسو پریشان و پدران چشم به راه را و همسران جدا مانده را و شیون فرزندان بی پدر را بقدر آن حیوان زبان بسته ارزش قائل می شدند و خود به ضمانت شان همت می کردند و بساط این همه ظلم خانمان برانداز را بر می چیدند .
والله من در زندان به یک جوان بی گناه تازه دامادمشهدی برخوردم که اکنون یک سال ونیم در زندان اوین است و در این مدت یک روز هم به مرخصی نرفته و یک ساعت هم با همسر جوانش نبوده است . نفرت ما از رقیب نباید ما را به ورطه ی لجبازی های کودکانه در اندازد . آخر چرا نباید یک مرد زندانی یک پدرو یک فرزند زندانی هر از چندی به مرخصی بروند و با بستگان خود دیداری تازه کنند و دو روز بعد باز به همان جهنم نفرت ما باز گردند؟
ما از رهبر محترممان می خواهیم از میان آن همه کمالات حضرت رضا، به همین خوی ضمانت گری ایشان تاسی بجویند و خود ضمانت این همه انسان – ونه حیوان- دربند را بپذیرند و در فرمانی باشکوه که قطعا رضایت خدا و حضرت رضا در آن است، به رهایی آنان که بی دلیل به بند نفرت ما گرفتار آمده اند، دستورفرمایند . که اگر به این کار خداپسندانه دست برند، ما دست به سینه می نهیم و رو به رهبرمان سپاس می گوییم و می گوییم : سلام ای ضامن انسان !
محمد نوری زاد – ششم خردادسال نود














tamame in namrdanegiharo hamon karde ke shoma mikhaein azesh talabe bakhshesh konid. mardano zanane dalir hich vaght entezare bakhshesh nadaran chon kari nakardan ke bakhshide shan agahye norizad. hameye in aghayon raftaniyan va nalate khoda ye rozi gribaneshon mishe aghaye norizad
آب در هاون مکوب
ای کاش بساط این ظلم خانمان برانداز را برچینیم ! ؟
نوری جون بی خود به رهبر گرامی! و محترم! دل نبند
این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمی ده
اکنون می فهمم که چرا ، ن والقلم و ما یسطرون.
آقای نوری زاد سلام ،التماس دعا ؛
با چه کسی این حرفها را می زنید؟ او که خود فرمان آتش صادر کرده و در 29 خرداد 88 به جای گستراندن چتر رهبری ، آن را بست و دست خائنان به ایران را آزاد گذاشت تا بر مردم ایران بتازند!!!
آقای نوری زاد عزیز،اینجانب مانند همه ایرانی های زخم خورده ،این فجایع را باید از چشم چه کسانی ببینیم؟ باید خود را جگونه ارام کنیم و از این همه جنایت و سکوت تائید آمیز !!؟؟
ما به شما آنقدر اعتماد و اعتقاد پیدا کرده ایم که چشم بسته بپذیریم درخواست شما حکیمانه است. من هم حاضرم به خاطر فرزند احمد زیدآبادی عزیز و هزاران فرزندان بی گناه دیگر که از نعمت دیدن پدر و مادر محروم شده اند ، هزار بار رهبر را مخاطب قرار دهم و بگویم ای ضامن انسان ! فرمانی صادر فرما تا این فرزندان بی گناه بتوانند حداقل سالی یکبار !! پدران خود را در آغوش گیرند.امید که این آرزو اجابت شود.
آقای نوری زاد پاینده و سربلند باشید.ما به بودن در عصر شما ، و تمامی عزیزانی که ناروا اسیرند و از گفته و کرده خود پشیمان نیستند افتخار می کنیم.
آقای نوری زاد خیلی عوض شدید.
شما به عنوان یک انسان مومن و مسلمان قطعا به امام حسین ارادت دارید؟ پس چرا یک عمر برای ما از حسین به گونه ای گفته شد که اخلاقی بود نه سیاسی و پراگماتیک. به ما گفتند حسین تا ته خط رفت، چون سیاسی نبود. اخلاقی بود و اخلاق قابل معامله نیست.
شما یقین دارم که فلسطین رو به اسرائیل ترجیح می دید و اسرائیل رو نا مشروع و کشوری می دانید که در عرصه منطقه حق مردم فلسطین رو خورده است. من روی این نظر شما تردید ندارم. اما سوال این است چرا هر زمان فلسطینی ها قصد دارند مصالحه کنند و مانند تفکر امروز شما به فکر منافع خود باشند، همیشه طیف شما صدا را بلند کرده که این حق کشی است و نباید کوتاه آمد؟
آقای نوری زاد چرا شما سیاسی شدید؟ ما تا به امروز، حد اقل بعد از نامه هایی که نوشتید که شجاعانه و اخلاقی هم بودند و انصافا بهای سنگینی رو برای آنها پرداختید، شما رو فردی اخلاقی و نه سیاسی می دانستیم. ” می خواهم در روز عاشورا جنازه ام را بر سر اینها بکوبم”. حتما این جمله یادتان است؟
چه شده مرد آزاده؟ حالا که تحمل کردی. رنج کشیدی و زمانی که زیر شکنجه بودی مردانه ایستادی، حالا که دوره رنج فیزیکی تمام شده و آزاد هستی چرا شکستی مرد؟
سلام بر نوری زاد رنج دیده و درد کشیده با آن روح لطیف و روحیه با صلابت .ماه ها در زندان ظلم بدی و دم بر نیاوردی . با بازجویان درنده صفت سر کردی و دم بر نیاوردی اما چون به درگاه امام هشتم “ضمن آهو “امام رضا قدم گذاشتی اشک از دیده روان کرده و طلب بخشش آمران در بند کشیدنت را کردی.
نوری زاد مبارز، صاحب قدرت امروز ما امام هشتم ما شیعیان نیست که جام زهر را بر تحمل دیدن ظلم ترجیح دهد و شاید شما بهتر بدانید که اگر هم بخواهد حلقه سپاهیان ظلم که گرد وی هستند وی را از خوردن زهر بر حذر میدارند ،چرا که پای میلیارد های نفتی در میان است و این آقایان تازه مزه دلار های خوشرنگ سبز چشیده اند . تا آنجا پیش میروند که “جن گیر “معروف را در بند میکنند ولی برای اینکه خلق آگاه نشود میگویند بازجو های ما با خواندن قرآن “سر درد “های جن آورده را دودر میکنند .چرا که به این جن گیر ها و دیگر جن ها برای تحمیق خلق احتیاج دارند. آری نوری زاد عزیز با بد کسانی طرف هستیم و حتی اگر “آقا”هم خوب باشد اطرافیان بد تنت هستند و شما و ما به آرزوی خود نمیرسیم مگر اینکه سمبه پر زور مردمی در میان باشد.
تحسین میکنم روح بزرگ نوری را، درود بر این مرد
جناب نوری زاد بارها گفته بودند که در زندان
قرآن میخوانده اند و تفکر میکردند،
نمیدانم آیا هرگز سوره یوسف به چشمشان خورده
که البته خورده،که ایشان(حضرت یوسف ) به خاطر
درخواست از غیره خدا چندین سال به مدت حبس شان افزوده
شد؟چرا ایشان مثلا از حضرت ابراهیم درخواست واسطه گری
برای آزادیشان نکردند؟تا زمانی که بشر از غیر خدا بخواهد ،هیچ زندانی
تمامی ندارد.
غم قفس به کنار
آنچه عقاب را پیر میکند
پرواز زاغ بی سر و پاست
لطفا” امام رضا را با …… مقایسه نکنید که فرقش از زمین تا آسمان است
نرود میخ اهنی در سنگ
این چه ارادتی که این همه مصیبت نصیب این مملکت کرده !
اللهم اشغل الظالمين بالظالمين
دراین مملکت همه موظف هستند که مثل یک نفر فکر کنند وبه یک نفر بگویند که سایه خدا که نه خو د خدا ست تا رستگار باشند در غیر این صورت مضلحت اسلام به خطر می افتد انقلاب به انحراف می رود پس دراین صورت جایز است که هر کاری مباح باشد باید ریشه مخالف را زد قطع کرد واز صورت گیتی پاک کرد. این سرنوشت ما و نتیجه جهل افرادی است که به باطل موهوم شکل واقعیت که نه شکل حقیقت ببخشند
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم سرزنش ها گركند خار مغيلان غم مخور
جناب نوری زاد بزرگوار پایداری ات را ارج می نهم اما چه میشود گفت از این خواسته شما لااله الاالله … شاید هنوز متوجه نیستی بزرگوار
خدایا من از تو شکایت دارم که چرا مرا به این دنیا فرستادی تا شاهد دربند بودن هم نوع خود باشم. خدایا در روز عاقبت از تو شکایت خواهم برد پیش دلهای شکسته که خود گفته بودی انها را التیام خواهی بخشید.
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قذم سرزنشها گر كندخار مغيلان غم مخور
نوری زاد عزیز من از مشهد مقدس به شما می گویم شخصیت انسان ها از ایمانشان سر چشمه نمگیرد بلکه از تربیت و شرایط محیطی و.. سر
چشمه می گیرد چه بسا انسانی بی ایمان یا کم ایمان توان کشتن یک مورچه را هم نداشته باشد . اگر روح نوریزاد لطیف است . بواسطه بزرگ شدن در محیط و خانواده با محبت و مهربانی پدر مادر و دیگر عوامل است .یا یک سری عواملی که ما نمیشناسیم .امروز علوم اجتما عی پاسخ همه علت این رفتار ها منشها و کردارها را دارد به ما بگوید همان علومی که مورد غذب این اقایان است وان را نمیشناسند و تصمیم بر ریشه کندن ان دارند ؟ پس باید از امام رضا خواست تا واسطه بین ملت ایران واین جاهلان ونادانان شود ومارا از دست این ها نجات دهد
مگر قرار نبود روح مقاومت رانشکنیم
نوری زاد عزیز تو با نامه ات کاری زینبی کردی
سرورگرامی جناب آقای نوریزاد، باوربفرماییدآقایان اگر دلشان بخواهدبرای بعضی ازمحکومین جرائم عمدی مانند کلاهبرداری!!؟ رای باز واشتغال به کارمیدهند که اصلاً زندان نبوده وهرازچندگاهی فقط امضاء میزند وبرمیگردد! درحالیکه این موضوع مطابق مقررات مختص جرائم غیرعمدی وبازداشت مالی است.مدتی پیش یکی ازهمان محکومین به کلاهبرداری برای انجام کاری میخواست به اداره زندان که درمجاورت زندان است واردشود اما ماموران زندان شهرستانی داخل راه نمیدادندچون اصلاً وی رانمیشناختندکه بنده گفتم ایشان زندانی همین زندان است و… به هرحال اگردرب این مملکت بخواهد روی پاشنه قانون بچرخد، همه زندانیان حقوقی دارند که ازجمله آن مرخصی است اما…
enshellah vali che kasi
با درود بر روح لطیف شما نوریزاد عزیز ، آنچه نمیگذارد فضائل امام رضا (ع) را دیگران داشته باشند این است :
کینه ، کینه ، کینه و بعد هم تکبر.
آقای نوری زاد عزیز شما باید تا به حال فهمیده باشی که رهبر گرامی شما … است نه عدالت، علی (ع) در زمان حکومت خود زندان در زندان نداشت، و یه مشت بیسواد خشک مغز به اسم بازجو، علی (ع) را عدالتش کشت، اما رهبر گرامی شما را …
خورشید مرده بود و هیچ کس نمی دانست نام آن کبوتر غمگین که از قلبها گریخته ایمان است
رهبر زندانیان سیاسی که سهل است اگر همه ملت ایران را هم ” آزاد ” بکند و پی کار خودش برود به اندازه وزن یک ذره کوچک از سنگینی باری که بر دوش خود سوار کرده است کم نخواهد کرد. خیالتان راحت. رهبر امروز تبدیل به ” یسدون عن سبیل الله” شده است و این حقیقتی است که هر روز خود را بارزتر و روشن تر نمایان میکند.
به امید آنروز که هیچ شخصی در ایران عزیزمان “رهبری” نکند و ملت شریف ایران نمایندگان وقعی خویش را انتخاب و به مجلس و دولت بفرستد. در ضمن این شخص که خود را “رهبر” ملت ایران میداند، …به دستور او انجام میگیرد.درود فراوان بر آقای نوریزاده عزیز و مبارز ولی از یکی از بزرگترین دیکتاتورهای زمان حاضر، که کشور مارا در همهٔ رشتههای خوب در رتبه آخر و در همهٔ چیزهای زشت مانند اعدامها ، مواد مخدر، عقب افتادگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، دروغ گویی، فساد، سانسور، خفقان، اینترنت ضعیف و… و….و….در رتبههای بالا آورده، انتظار نباید داشت که دستوریسلهت در زندانها و در جامعه را بدهد.
استاد گرامی . سلام . قرآن کریم مارا از بردن داوری به نزد طاغوت نهی فرموده است . آیا به گرگ از مظالمی که به گوسفندان از جانب خود این گرگ رفته است پناه آوردن بخردانه است ؟ من از حضرت ش اینچنین درخواست دارم . ای عالم آل محمد از خداوند بخواه که با زدودن سلطه ظالمین این سرزمین همواره پرستشگاه تو و سرزمین موالیان آل محمد باشد. لطفا بر نفوذ کلام میر این جنبش بر نسل امروز بیفزای تابر اثر ستمهایی که از جانب قدرت پرستان به ظاهر ولایی از دین تو دسته دسته خارج گردیده اند.برای ابد افتخار پیروی و دوستی خاندان پیامبر از دلهای مردم این بوم خارج نگردد. از اینکه امام س دعای شمارا اجابت کرده و به پیشگاه خود فراتان خوانده خشنودیم و ماهم با شما هم نوا می گردیم که
بار الها زندانیان شریف و خردمند و نجیب و حق طلب مارا با عزتی که برای مومنین مقرر فرموده ای از چنگال ستمگرران برهان و آنان را راهنما و همراه این مردم زجر کشده و حقوق اولیه از دست داده بگردان و ما را که بر اثر کوتاهی و تفریط دروظایف از درگاهت دور گشته ایم مواخذه مفرما و مورد عفو قرار ده و بر ظالمین پیروز گردان
من فکر می کنم آقای نوری زاد این نامه ها را فقط برای ثبت شدن در تاریخ مینگارد او بزرگوارتر از این است که از شخص به جای خدا طلب کند… اما انهایی که قلم زیبا دارند باید بیشتر حواسشان باشد که چه مینویسند که اگر نیتشان خدا باشد حتما به دلهای پاک مینشیند ولی در مستکبران و ظالمان بی اثر است که : لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اذان لا یسمعون بها
با عرض سلام وآرزوی سلامتی برای شما انسان شریف وفرهیخه
گر چه نرود میخ آهنی در سنگ ، با این وجود شما همچنان به نگارشت ادامه بده تا درآینده برای آنانی که هم اکنون گوش شنوایی ندارند جای هیچ عذر و گلایه ای باقی نماند.
پاینده باد ایران زمین
درود بر میرحسین
آیا همانقدری که به ارادت “ایشان” به حضرت رضا (ع) اطمینان دارید، به رضایت “ایشان” به وضع موجود مطمئنید؟
نامه شما حکایت پناه بردن از ظلم شمر به یزید است
ریشه ظلم به دست مردم و با داشتن یک تشکیلات درست و اساسی برچیده خواهد شد، بدون همت مردم و آن تشکیلات از دست هیچ نیروی غیبی هیچ کاری بر نمی آید. باید واقع بین باشیم و بیهوده دل به نیروهای غیبی مثل خدا و غیره دل خوش نکنیم. خدا ما هستیم با یک تشلیلات و رهبری محکم، نترس، شجاع. فقط ما و دیگر هیچ
خوشبختانه این نوشته ی جناب نوری زاد باعث شد آن جوان تازه داماد مشهدی که یکسال و نیم به مرخصی نرفته بود، دوشب پیش به مرخصی برود . علی بهزادیان نژاد اکنون در مشهد است و در کنار همسرش . این است تاثیر قلمی که خدا به آنچه می نویسد سوگند یاد می کند . آفرین نوری زاد و آفرین به قلمت.