روایت زندانیان سیاسی زن از دو سال بازداشت و زندان
چکیده :همه ما در دوران بازداشت روزهاي سختي را تجربه كردهايم. با اين وجود در ماههاي گذشته كمتر از هر مسألهاي به آنچه بر زنان سياسي در طول دوران بازداشت رفته است توجه شده، از همين رو لازم ميدانيم جهت تنوير افكار عمومي تنها به ذكر گوشهاي از اعمال غيرقانوني روا داشته شده بر خود بپردازيم....
زندانیان سياسي زن محبوس در زندان اوين همزمان با فرارسيدن روز زن با انتشار بيانيهاي ضمن تبريك اين روز به همه زنان ايران، با تشريح وضعيت خود، توجه مقامهای قضايي را به رفتارهای غيرقانوني صورت گرفته با خود، جلب كردهاند.
متن کامل اين نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زير است:
در امتداد عصيان
در امتداد صلح
زن، همچو پل
با دستان پر توانت بنشان نهال نازك فرداي تازه را
تا ريشه گسترد و بارور شود، ميوه دنياي روشني
آكنده از برابري
آكنده از عدالت و آزادي
پر از كرامت انساني
اكنون دو سال از زمان برگزاري انتخابات پر مناقشه رياست جمهوري در سال 88 ميگذرد، دو سالي كه كشور صحنه درگيريها و زد و خوردهاي بسياري بود. شمار زيادي از افراد در خيابانهاي شهرمان كشته شدند و سبياري از زنان و مردان به ناحق، روانه بازداشتگاهها شدند. دو سال گذشته است و ما همچنان دور از خانه، در آرزوي فرداي آزاد، روزهايمان را در چهارديوار زندان شب ميكنيم و تنها اميد به فرداي روشن است كه نميگذارد زير بار نامردميها و جفايي كه در حق ما روا داشتهاند كمر خم كنيم.
ما شماري از زنان زنداني اعتراض های پس از انتخابات هستيم كه همگي با اتهامات واهی و تكراري، به سالها حبس و دوري از خانه محكوم شدهايم. امروز در آستانه روزي كه در اين سرزمين به نام ما” زنان” نامگذاري كردهاند، لازم ديديم اين نامه را خطاب به شما بنويسيم تا هم از جفايي كه بر ما شده است نگاشته باشيم و هم پيام پر مهرمان را همراه اين نامه به مادرانمان كه دو سال پشت دربهاي زندان صبوري كردهاند، برسانيم و این روز به آنها تبریک بگوییم. ما شرمگين دلتنگيهايشان هستيم، اما چه كنيم كه تاوان آزاديخواهي در اين سرزمين از ديرباز تاكنون، چنين بوده است و ما تنها براي آزادي زيستهايم.
همه ما در دوران بازداشت روزهاي سختي را تجربه كردهايم. با اين وجود در ماههاي گذشته كمتر از هر مسألهاي به آنچه بر زنان سياسي در طول دوران بازداشت رفته است توجه شده، از همين رو لازم ميدانيم جهت تنوير افكار عمومي تنها به ذكر گوشهاي از اعمال غيرقانوني روا داشته شده بر خود بپردازيم.
1.متاسفانه، از آنجا كه همه چيز در اين كشور بر مبناي مرزبندي زنانگي و مردانگي است، آنچه در اتاقهاي بازجويي بر شماري از بازداشتشدگان زن گذشت، اعمال فشار بر آنان به جهت جنسيتشان بود. اين مساله ميبايست موجب وهن نظام اسلامي باشد كه بازجويان مرد، در اتاقهاي بازجويي و در خلوت با زنان زنداني، با پيش كشيدن مسائل جنسي، به تهمت و افترا عليه آنان دست بزنند و با اجبار آنان را مجبور به اعترافات دروغین عليه خود و ديگران، با ذكر جزئيات، کنند. ما البته براي اين ادعا به جز خداوند و آن ديوارهاي ساكت اتاقهاي بازجويي، شاهدي نداريم. اما همينقدر بگوييم كه دهها برگه بازجويي كه از بازداشتشدگان زن در اين مدت اخذ گرديده، ميتواند شاهدي باشد بر این مدعا.
بطور كلي يكي از روشهاي بازجويان در خصوص برخي از بازداشتشدگان زن، اين بوده است كه آنها را مورد خشونت كلامي جنسي قرار دهند به اين صورت كه با مطرح کردن مسائل جنسي، مقاومت آنان را درهم بشكنند. از اين جهت بايد به صراحت بگوييم، كه روح و روان ما در آن اتاقهاي بازجويي، بارها و بارها مورد تجاوز قرار گرفت. شرح جزئيات آنچه گذشت، شايد تنها در يك محفل خصوصي با حضور مقامات قضايي امكانپذير باشد.
2. ضرب و شتم و شكنجه: مطابق قانون اعمال هرگونه شكنجه عليه متهم جهت اخذ اعتراف ممنوع است. با اين وجود در بازداشتگاههاي وزارت اطلاعات و سپاه، اعمال شكنجه از جمله روشهاي معمول براي اخذ اعتراف بوده است. سيلي زدن، تو سري، پرتاب اشيا و يا صندلي به سوي متهم، ضرب و شتم با مشت و . .. از جمله روشهايي است كه در مورد زنان زنداني پس از انتخابات اجرا شده است و چه مايه تأسف است كه هيچكس تاكنون از اين موارد سخني به ميان نياورده است.
3. اكثريت بازداشتشدگان، تا ماهها پس از بازداشت در سلول انفرادي نگهداري شدند. سلول انفرادي مصداق بارز شكنجه روحي است و طبق قانون ممنوع است.
4. بازداشتشدگان به مدت طولاني از حق تماس تلفني و ملاقات با خانوادههايشان محروم بودهاند. بطوريكه كه بسياري از خانوادهها، تا مدتها از محل نگهداري عزيزانشان بياطلاع بودند. مطابق قانون حقوق شهروندي پس از بازداشت متهم، مأموران موظفند بلافاصله خانوادهاش را در جريان محل بازداشت وي قرار دهند.
5. بازداشتشدگان به جز در جلسه دادگاه امكان ملاقات با وكلاي خود را بدست نياوردهاند. اين در حالي است كه مطابق قانون از لحظه بازداشت، وكيل حق دارد كه موكلش را همراهي کند. در جلسه دادگاه نيز، اكثريت متهمان، فرصت كافي براي دفاع از خود را نداشته و قضات دادگاه بدون توجه به دفاعيات وكلا و متهمان به صدور حكم پرداختهاند. واضح است كه قضات دادگاه انقلاب، نه بر اساس اصل عدالت و بيطرفي كه با جهتگيري سياسي، به صدور احكام عليه متهمان پرداختند . در حالي كه در پرونده بازداشتشدگان هيچ مصداقي در راستای محكوميتهاي سنگين صادره، وجود نداشته است.
6. بازداشتشدگان زن، پس از سپري كردن دوران بازجويي به بند عمومي زندان انتقال يافتند و در اين بند به همراه مجرمان با جرايم عادي نگهداري شدند.پس از آن در مهرماه 88، زنان سياسي زنداني به بند متادون منتقل شدند. زندگي زنان در اين بند، تا ماهها بدون هرگونه امكانات رفاهي بوده است. نداشتن هواخوري مستمر، عدم اجازه براي استفاده از سالن ورزش و كلاسهاي فرهنگي كه براي ساير زندانيان عادي آزاد است، از جمله مصائبي بوده است كه زنان در ماههاي گذشته تحمل كردهاند.
7. زندانيان سياسي زن از مهرماه 88 و پس از انتقال به بند قرنطینه از حق تماس تلفني با خانوادههايشان محروم بوده اند. اين در حالي است كه بسياري از زنان زنداني، داراي فرزندان خردسال هستند و تنها از طريق تلفن امكان ارتباط با فرزندان خود را داشتهاند. همچنين قطع ملاقاتهاي حضوري، كه بر اساس آييننامه سازمان زندانها، ميبايست هرماه به زنداني داده شود از جمله حقوق ديگري است كه از زندانيان سياسي زن دريغ شده است.
8. صدور احكام تبعيد براي شماري از زنان و انتقال آنان به زندان رجاييشهر از جمله روشهاي غيرقانوني ديگري است كه دستگاه قضايي براي اعمال فشار بيشتر بر زندانيان انجام داده است. زنان سياسي زنداني در زندان رجاييشهر، هر روز با بيم از دست دادن جانشان مواجه بودند و نتيجه اعتراض آنان منجر به انتقالشان به زندان قرچك ورامين شد كه شرايط بسيار اسفبارتري داشته است.
9. هماكنون 32 زن سياسي زنداني در سالن كوچك قرنطینه (متادون زندان) اوين زندگي ميكنند. به گفته مسئولان سازمان زندانها اين اسكان به صورت موقتي است و تمامی زنان زنداني در آينده نزديك به زندان ورامين انتقال مييابند. با وجود اخبار انتشار يافته در خصوص وضعيت زندان ورامين، هماكنون اين نگراني براي ما و خانوادههايمان وجود دارد كه در صورت انتقال به اين زندان، سرنوشت زنان چه خواهد شد.
ذكر موارد بالا تنها گوشهاي از ناعدالتيهاي روا داشته شده در حق زنان است. اينكه زنان چرا ميبايست در شرايط زندان و اسارت نيز، ظلم مضاعفي را تحمل كنند، سؤالي است كه مسئولان قضايي قطعا براي آن پاسخي دارند.
با اين وجود و عليرغم رنجي كه در دو سال گذشته بر ما و خانوادههايمان وارد شده است، ما همچنان اميدواريم، هر چه زودتر بصيرت بر دستگاه قضايي حاكم شود و علاوه بر آزادي زندانيان سياسي شاهد محاكمه عامران و عاملان سركوب و آزار مردم در جريان اعتراضات پس از انتخابات باشيم.
زندانيان سياسي زن محبوس در بند قرنطینه زندان اوين














الا لعنت الله علی القوم الظالمین
از اول به ما گفتن که کار های درست در حضور کار های غلط اند که خود را نشان میدهند پس بگذارید هر که هر چه میکند بکند که فقط در این میان صداقت ماست که بیشتر نمایان میشود.درود بر اصدق اصدقاء میر حسین موسوی.